دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
دل خوش:

جا مانده است چیزی جایی
که ... دیدن ادامه » هیچ گاه دیگر
هیچ چیز،
جایش را پر نخواهد کرد...
نه موهای سیاه و نه دندان های سفید!
۲۷ اسفند
روحش شاد حسین پناهی
و درود بر شما دوست عزیز بابت انتخاب این قطعه
۱۸ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق بیماری ای است که هیچکس درمانش را نمی خواهد. آنکه عشق بر او هجوم می برد، پس از هجوم میلی به برخاستن ندارد، و آنکه از عشق رنج می برد، میلی به شفا ندارد.
۱۰ مهر
این کتاب قشنگ بود؟
۱۴ مهر
یه مقدار خاصه به نظرم... اگه بتونید باهاش ارتباط بگیرید کتاب خوبیه
۲۷ اسفند
زهیر با یک نظر یا فکر گذرا شروع می شود، اما ذهن و روح انسان را تسخیر می کند...
۲۷ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق نیرویی وحشی است. اگر بکوشیم مهارش کنیم، نابودمان می کند. اگر بخواهیم اسیرش کنیم، ما را به بردگی می کشاند. اگر سعی کنیم آن را بفهمیم، در سرگشتگی و حیرانی برجایمان می گذارد.
این نیرو در جهان است تا به ما شادی ببخشد، تا ما را به خدا و به هم نزدیکتر کند، و اما باز اینطور که امروز عشق می ورزیم، برای هر دقیقه آرامش باید یک ساعت اضطراب بکشیم.
۱۴ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آزادی بی تعهدی نیست، آزادی توانایی انتخاب و تعهد به آن انتخاب است!
۱۱ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چهلمین قانون: زندگی ای که بدون عشق بگذرد، یک عمر بیهوده است. هرگز مپرس که آیا به دنبال عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق دنیوی یا عشق سماوی. چون عشق، به هیچ صفت و مکملی نیاز ندارد. به خودی خود دنیایی است عشق. یا درون آنی در مرکزش یا بیرون از آن، در حسرتش!
۱۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر قبل از عشق و بعد از عشق همان انسان باشیم و تفاوتی نکرده باشیم، به معنی آن است که به اندازه کافی دوست نداشته ایم.
۱۱ تير ۱۳۹۷
مضمونی از برگزیده و چکیده ای ناب از کتاب ارزشمند تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات و اقعی/ ج1، : عشقی که بر اساس معرف و شناخت درست نباشد، پوچ و بی معنی است و سرانجامش پشیمانی و تباهی است. عشق بر اساس هوی و هوس ، سرابی است در دل یک فرد نابخرد ... دیدن ادامه » و هوس ران.
۱۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تردید که چیز بدی نسیت. اگر تردید می کنی به معنی آن است که زنده ای؛ در جستجویی... آدمی تصور می کند که ایمان محکمی دارد تا آنکه حادثه ای غیرمترقبه برایش رخ می دهد، و آن زمان دچار تردید می شود، اعتقادش را از دست می دهد، دوباره خودش را باز می یابد و ایمانش قوی تر می شود. سپس دوباره در چاه تردید می افتد و این چنین ادامه می یابد... تا تردیدی نباشد ... دیدن ادامه » ایمان بی معنی است.
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر کداممان به صفتی ویژه، موصوفیم. شاید اگر خداوند می خواست همه بندگانش چون یکدیگر باشند، بی شک چنین می کرد.احترام نگذاشتن به تفاوت ها و تحمیل عقیده خود به دیگران بی احترامی به نظام مقدس است.
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در مقابل تغییراتی که خداوند در مسیرت قرار می دهد، به جای مقاومت تسلیم باش. بگذار زندگی نه برخلاف تو که همراهت جاری شود. نگران نباش که "زندگی ام زیر و رو می شود" از کجا می دانی زیر زندگی ات بهتر از روی آن نباشد؟!
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صبر کردن به معنی نشستن و منتظر ماندن نیست. داشتن چشم اندازی برای آینده است. صبر چیست؟! به خار نگریستن و گل را دیدن، به شب نگریستن و روز را به خاطر آوردن. عاشقان الهی صبر را چون شهد گل قطره قطره می چشند و می دانند گذر ماه از هلال به بدر، زمان می طلبد.
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز در این دنیا فرموش می شود، تغییر می کند و از بین می رود، غیر از تسلط شیرین جان و روح آدم ها بر یکدیگر. اثری که از این سلطه بر جان دیگری باقی می ماند، تغییرناپذیر و پایدار است. اما به شرطی که این اثر زاییده عشق راستین و محبت واقعی باشد، نه آنچه دیگران به غلط اسمش را عشق می گذارند. عشق تماس مستقیم دو روح است که بین تمام ارواح این عالم ... دیدن ادامه » همدیگر را می شناسند و درهم حل می شوند...
انیس غفوری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نیاز و احتیاج ذهن را شکوفا و پویا می کند. بی نیازی بیش از حد باعث تباهی می شود. چون وقتی همه چیز آماده است و آدم ار داشتنش مطمئن است اعتماد به نفس احمقانه ای به وجود می آورد که انسان را از بین می برد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ حسی توی این دنیا قشنگ تر از این نیست که بدانی به کسی تعلق داری و برای کسی عزیزی. این که آدم بداند یک نفر به او فکر می کند،‌ یک نفر دوستش دارد ،‌ انگار وجود آدم را برای خودش هم عزیز و دوست داشتنی می کند...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی در نازایی هست که تو رو وادار می کنه ازش دوری کنی، به خصوص وقتی که توی سی سالگی هستی. دوستات بچه دار شدن، دوستای دوستات بچه دار شدن، همه جا خبر از بارداری و تولده و همه جا اولین جشن تولد بچه ها برگزار میشه. به خاطر این همیشه بازخواست می شدم. مادرم، دوستام، همکارام سرکار: "تو کی می خوای بچه دار شی؟!" ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک "آن"، یک دم گنگ و ناپیدا، بی آنکه ببینی یا بدانیش، می تواند آدمی را از این رو به آن رو بگرداند در حال. چنانش می تواند به رقت و وجد درآورد، تا رفتارش صدق و سادگی رفتار کودکان بیاید. انگیزه روی می نمایاند و پیدا نیست، اما لحظه هایش هستند و "آن" های وجد هستند. آن و لحظه هایی که آدمی از پوش و پیرایه سالیان رها می شود، آزاد می شود، ... دیدن ادامه » عریان؛ و روح را به خود وا می هلد تا چون چشمه ای زلال بروید و جاری شود بر هر کجای زندگی.
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق و رنجت را به همان حد مجال بروز بده که پَرَش قلب دیگری نخراشد!
بابک خورشیدی این را خواند
Majid Abouzar ، فرشته حسین پور ، مُنا طاهری و ثنا آذری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیست این مرگ؟ چگونه به سراغ آدم می آید؟ از کجا پیدایش می شود؟ چرا پیشتر خبرت نمی کند؟ از مادرت زاییده می شوی و خیالش را هم در سر نداری! غافل از اینکه او هم، مرگ هم با تو از مادر زاییده است. پا به پای تو. قدم به قدم. شاید او-مرگ- از مادری دیگر، از مادر خود، زاییده باشد! اما با هرنفس، با هر گام، با هر دم و آن، تو به او نزدیک می شوی و او به تو، رو به تو می آید. مثل چیزی که تو رو به آیینه بروی. تو رو به آیینه می روی، چیزی هم شبیه تو، همتو، رو به تو می آید. دیر یا زود به هم می رسید.
تو و مرگ.
من و مرگ.
او ... دیدن ادامه » و مرگ.
نه! اصلا مرگ از روبرو نمی آید. مرگ پا به پا می آید. مرگ با تو می زاید. همزاد تو، از تو می زاید. از تو می روید. مرگ تویی، همان دم که زندگی تویی. همین که پای به زندگی گذاشتی، گام در آستانه مرگ هم گذاشته ای. این دو را نمی توانی از هم جداکنی. باهمند. اصلا یکی هستند. مرگ و تو. تو و مرگ. اگر بخواهی از مرگ بگریزی، به زندگانی باید پانگذاری. کاش میشد مرگ را زیر پاهایت له کنی. نابود کنی. اما مگر می توانی سایه ات را زیر پاهایت له کنی؟ نه! سایه ات هم به اندازه خود تو سمج است. تا تو هستی، اوهم هست...
دکتر سینا کاظمی این را خواند
مجید حاج حسینی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می توانند آدم را وادار به گفتن همه چیز بکنند. اما نمی توانند آدم را وادار کنند تا آن چیزها را باور کند. آنها نمی توانند به درون آدم دسترسی پیدا کنند.
سعید باقری ، سعید زمانی و فاطمه حبیبی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چه جالب اسم کتاب هست "سمفونی ..." و شروع هرفصل با عنوان "موومان" آمده است. (سمفونی در موسیقی کلاسیک به قطعه‌ای ارکسترال گفته می‌شود که از چند بخشِ مجزّا به نام موومان تشکیل شده باشد: ویکی‌پدیا)
مژگان خراسانیان این را خواند
سعید حیدرپور این را دوست دارد
فوق العاده خواندنی پر کشش اما پر از درد!
۱۷ آبان ۱۳۹۵
بی نظیر بود
۱۹ آبان ۱۳۹۵
فوق العاده و پردرد جذاب و تفکر برانگیز
۲۵ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خط عشق را کجا می نویسند؟ کجا عشق ورزیدن می آموزند؟ نه این کار کار درس ومدرسه نیست، این کار طبیعت است. طبیعت خود
معلم عشق است، هوای گرم بهاری عطر گلها و همه برای دلدادن ودل بردن است...
Majid Abouzar ، مجید حاج حسینی و فاطمه حبیبی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2