دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
دوران البوم باران عشق استاد چشم اذر بزرگ بود این دوران که میگویم یعنی کم سر و صدا نکرد این البوم.البته که نوجوان ده ساله دهه هفتاد در ایران البوم و بازار موسیقی انزمان را نمیشناخت.یک نوار کاست بود وضبط صوتی.کنجکاوی ان سالها بعد ازسرک کشیدن درجان شیفته رومن رولان که جملات سنگینی هم داشت برایم رسانده بود مرابه خرمگس لیلیان وینیچ وچه ... دیدن ادامه » خوب در ذهنم نقش بسته قسمتهای پایانی کتاب را.موسیقی متن شده بود این باران عشق استاد ومن محو بودم دران لحظات یاری شخصیت خرمگس به سربازان مامورش در نشاته گیریها که نهیبشان میزد دستانش نلرزد.با خواندن هر سطر کتاب را زمین میگذاشتم بغض فرومیخوردم گوشه چشمی تر میکردم و بعد باقی کتاب.خرمگس حکایت عشق و غم تنهایی ست
۰۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه بطور مشخص در جریان این کتاب هستن و کافیه به سایتهای معتبر دنیا مراجعه کنن تا بدونن این اثر ابدا نوشته ژان پل سارتر بزرگ نیست.من از بزرگترین فروشگاه توزیع کتاب بزرگترین مجموعه ای که در زمینه کتاب کار فرهنگی میکنه انتظار دارم این کتاب رو از زیر مجموعه اثار سارتر بزرگ خارج کنه و لااقل یه توضیح پایین اثر نوشته بشه.طبیعتا من انتظار ندارم ... دیدن ادامه » که این کتاب فروخته نشه .اتفاقا بنده نشخه قبلی که داشتم رو از دست دادم و به زودی از اینجا تهیه میکنم اما خواهش میکنم لااقل بعد از بررسی اگه شکی درباره گفته من هست این لطف رو بکنید سپاسگزارم.
۲۹ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به جبر روزگار بوشهر شد سرزمین روزهای کودکی.عجب جبر زیبایی.در کنار بازی با هزار پاهای زیر سنگ و سمندرهای رنگارنگ و خوندن اثار ژول ورن فرکانسهای رادیویی راه گریز و مفری بودن تا ترس دلتنگی برای مادر بزرگم کمتر بشه.این دلتنگی خودشو میچسبوند به قطرات شرجی هوا تا خوب بشینه رو تن یه کودک 5 ساله.قطرات شرجی دلچسب و دلتنگی ها نچسب بودن.پیچ رادیو ... دیدن ادامه » و رسیدن به ایستگاههای رادیویی رادیو مسکو رادیو بخارست و بی بی سی سرگرمی و در حقیقت حواس پرتی .حواس.کنجکاویه خون تو رگها و عروقمم به حد نرمال میرسوند پربودم از کنجکاوی وشوق زندگی و البته دلتنگی.یه شب مجری بخش فارسی رادیو فرانسه از کتابی گفت که خیلی سرو صدا کرده بود.باران تابستانی .شنیدن واژه باران تابستانی تو بوشهر برای گوشهایی که دلتنگ خانه مادربزرگ بود مفهومی داشت خاص یعنی یه بار معنایی عجیبی روی دو تا واژه سوار بود که این معنا اونقدرقدرتمند بودن تا شدن قدرت تحمل کودکی گرمازده و دلتنگ در اوایل دهه هفتاد شمسی.بوشهر زیبا تحمل نمیخواد عشق میخواست اما من دلتنگ مادربزرگ بودم و تهران.انتقالی بابا میسر شد و برگشت به تهران شرایط مطالعه همه اثار مارگارت دوراس رو فراهم کرد.همه کارهارو با ترجمه اقای قاسم روبین خوندم.منه از قشر عوام معتقدم میشد ترجمه ها بهتر باشه و درعین حال فک میکنم مترجم نمیتونه زبان داستانی نویسنده رو با ترجمه منتقل کنه اصلا چه جوری؟ترجمه برای روایت داستان و محتوا میسره لااقل ذهن کوچک من اینطور فکر میکنه.جالب اینکه تقریبا اخرین کتابی که از این خانوم نازنین خوندم باران تابستانی بود که اول از همه شنیده بودم و دلیل اشنایی این کتاب بود و شوق اشنایی هم اسم کتاب باران تابستانی.خوب یادمه از کافه تاتر شهر گرفتم و اتفاقا اولین کتاب از دوراس بزرگ بود که ترجمه اقای خجسته کیوان بود و یه جورایی بهترین ترجمه هم بود.شایدم من ارتباط بهتری با این ترجمه برقرار کردم.جناب اقای روبین استاد هستن و من اجازه ندارم همینطوری یه نظر ...دوراس فیلسوفی نویسنده اس یا نویسنده ای فیلسوف. فیلسوفی عاشق عشق ودرد.عاشق نوشتن همین و تمام.عاشقی زیرپل های سن ائو آز به وضوح حیات مجسم
۲۸ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بی هیچ اغراقی قربانی مالاپارته از بهترینهای ادبیات جهان است.ادبیات رنگها و توصیفات چون تابلو های نقاشی از جلو چشمان ادمی میگذرد.در قسمت سر اسبها در یخ به جد سردم شد و عالی بود.
۰۳ بهمن
کتابش در چه موردی هست
۰۱ اسفند
مالاپارته با توجه به شغل و جایگاه وهمینطور شخصیت خاص خودش تونسته گفگتو هایی دوستانه ای با سران اس اس و نازی و همینطور متفقین و انسانهای متفاوت داشته باشه حالا همه این ها بعد از گذشتن از زیر قلم چیره مالاپارته یه رمان همانند تابلوی نقاشی وسکانس های بی ... دیدن ادامه » نظیر سینمایی به خواننده اعم از خاص و عام تحویل بده.بی اغراق منو حیرت زده کرد و بی شباهت به پرده اپراها نیست. طرحهایی از درد ادمی,درد و زخم هر موجود زنده و غیر زنده.واقعا سپاس از توجه شما به جملاتم و این رمان در هیچ توصیفی غیر از خود اثر نمیگنجه .در خفا نوشته شده و به سختی به موطن نویسنده اورده شده .از خوندنش لذت ببرید.جنگ و درد به زیبایی توصیف شده
۰۱ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید