دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
بختیارعلی نویسنده رمان تحسین شده آخرین انار دنیا مانند رمان‌های دیگر خود شخصیت‌هایی فرا‌انسانی اما باورپذیر خود را در فضای شاعرانه این رمان خلق کرده. یکی از این شخصیت‌ها شخصیت غزل‌نویس است که درباره او در بخشی از رمان می‌خوانیم که «موجودی که نوعی ماجرای خیالی و افسانه‌ای در تولد او وجود دارد. انگار که از همان کودکی از دست شیاطین فرار کرده باشد» تقدس زدایى و نقد درونى و رادیکال وى از مفهوم موجود ناسیونالیسم کردى، شاعرانگی ناب و نگاهی فلسفی به مفاهیم هستی و حضور عناصر جنگ و بیگانگی انسان‌ها او را نویسنده‌ای پیشتاز و منتقد می‌کند. در ادامه بخشی از رمان«غزل‌نویس و باغ‌های خیال» را که بیانگر بخشی از رابطه خیال و فاجعه و جنگ در باغ‌های خیال این رمان است آورده می‌شود.

«باغ‌های خیال،از آن رو زیبایند که دکورحقیقت نمی‌شوند واگر خیال تبدیل به چیزی شود که راستی را بپوشاند؛ نیرویی می‌شود ترسناک...مرا ببخش ای برادر غریبم،تصور می‌کنم شما می‌خواهی که من وتو با هم چیزی درست کنیم که کثافت و زشتی این شهر را پنهان کند...اگر می‌خواهی که خیال من به یاری تو بشتابد، کاری نکن این همه زشتی را نبینی...خیال سفری زیباست اما نباید فاجعه‌ها از یاد انسان بروند.»

... دیدن ادامه » در پشت جلد کتاب آمده است:

... این کتاب را با آشفته‌ترین مخلوقات آن آغاز خواهیم کرد، با غزل‌نویس، مردی که شاید از برخی جهات توصیف کردن آن سخت و معرفی او دشوار باشد. چراکه گاهی با شفافیت بی‌مانند ظاهر خواهد شد و گاهی مرموز و پرطلسم. موجودی است که نوعی ماجرای خیالی و افسانه‌ای در تولد او وجود دارد. انگار که از همان کودکی از دست شیاطین فرار کرده باشد....
هولدن کالفیلد این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سیرک بی خبر از راه می رسد... دو شعبده باز کهنه کار که از دیرباز با یکدیگر رقابت داشته اند مارک و سلیا، شاگردان دست پرورده شان را برای رقابت در سیرکی که فقط از غروب تا طلوع خورشید باز است، آماده می کنند. رقابت بین این دو آغاز می شود و هر یک می کوشد با برپایی چادرهای شگفت انگیز و خیره کننده بر رقیبش چیره شود، اما این رقابت به جایی کشیده می ... دیدن ادامه » شود که این دو استاد کارکشته هرگز احتمالش را نمی دادند... و شاگردان آنها خیلی دیر می فهمند که شکست چه هزینه گزافی به همراه دارد... سیرک شبانه داستان جادویی، خیال انگیز و عاشقانه است که خطوط بین واقعیت و تخیل را تار می کند و دنیایی را می آفریند که در آن غیرممکن، ممکن می شود، چهره ها تغییر می کنند، گذشت زمان کندتر می شود و یک مرد می تواند سایه ای نداشته باشد.
ایرج پوراردشیر و میرعلی توکلی لاهیجانی این را خواندند
سپیده شوهانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گالـدوس مهم‌ترین چهره‌ی ادبـی اسپـانیا در سده‌ی نوزدهم و بزرگـترین رمان‌نویس این کشور پس از سروانتس به‌شمار می‌آید. در میان اسپانیاییان همان منزلتی را دارد که بالزاک در فرانسه و دیکنز در انگلستان و داستایفسکی در روسیه، اما فقط در نیمه‌ی دوم سده‌ی بیستم بود که جایگاه شایسته‌ی خود را در مقام نماینده‌ی رئالیسم اسپانیایی یافت ... دیدن ادامه » و شاهکارهایی سینمایی که بونوئل از دو اثر او نازارین و تریستانا ساخت در این امر نقش مؤثر داشت. نازارین در زبان اسپانیایی یعنی «ناصره‌ای» و می‌دانیم که مسیح اهل ناصره بود. گالدوس با این نامگذاری وجهی از منش قهرمان اصلی داستان را می‌رساند، شخصیتی که از وجهی دیگر یادآور چهره‌ی فراموش نشدنی دیگری است که هموطن او سروانتس آفرید
ایرج پوراردشیر این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این رمان درباره شخصیتی به نام دون تیلمان است که قصد ازدواج دارد اما با این وجود رابطه با انسان‌ها همواره برای او بسیار گیج کننده و مبهم بوده است. پس راه چاره چیست؟ دون پروژه ازدواجش را کلید می‌زند. بدین ترتیب که یک پرسشنامه 16 صفحه‌ای تدارک می‌بیند تا به شکل کاملا دقیق و علمی همسر ایده‌آلش را پیدا کند؛ زنی که سیگار نکشد، وقت‌نشناس ... دیدن ادامه » و گیاهخوار هم نباشد. اینجاست که رزی از راه می‌رسد. زنی که هیچ یک از ایده‌آل‌های دون را ندارد و به‌علاوه پروژه‌ای برای خودش دارد که آن را دنبال می‌کند. او در جستجوی پدر واقعی‌اش است و برای این مقصود به دانش ژنتیک دون نیاز دارد. دون بدون آگاهی از این امر که چه اتفاقی برایش در شرف وقوع است با دنیای آنسوی وقایع قابل اثبات روبه‌رو می‌شود و در می‌یابد احساس منطق خاص خودش را دارد.

گریم سیمسون نویسنده، فیلمنامه‌نویس و نمایشنامه نویس استرالیایی متولد نیوزیلند است. او در سال 2012 موفق شد برای این رمان جایزه ویکتورین استرالیا را در بخش اثر منتشر نشده دریافت کند. این رمان پس از انتشار به یک اثر پرفروش بین‌المللی تبدیل شد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اواخر اوت سال ۱۹۷۵ میلادی، نولا کلرگان، دختر نوجوان ۱۵ ساله، به طرزی اسرارآمیز در شهر اورورای نیوهمپشایر ناپدید می‌شود... دبورا کوپر، زنی میان‌سال، پس‌ازآنکه با پلیس تماس گرفت و ‌گفت مردی را، در حالی که دخترکی را در جنگل دنبال می‌کرد، دیده است کشته می‌شود... پس از چندی، پرونده به دلیل نبود مدارک کافی بسته می‌شود.

سال‌ها بعد، 2008،جنازه نولا کلرگان به همراه نسخه‌ خطی کتاب ریشه‌های پلیدی در حیاط خانه هری کبر، نویسنده مشهور ریشه‌های پلیدی، پیدا شد.

اکنون ... دیدن ادامه » مارکوس گولدمن، که بر بی‌گناهی استاد خود ایمان دارد، به اورورا می‌رود تا پرده از راز دو جنایتی، که ۳۳ سال پیش اتفاق افتاده بود، بردارد...

پرونده هری کبر نتیجه کنجکاوی و همکاری گولدمن با پلیس اورورا، برای پرده‌برداری از راز این جنایت، است.

ژوئل دیکر از همان صفحه‌های آغازین کتاب تا صفحه آخر، با آدرنالینی که به خونتان تزریق می‌کند، شما را مجذوب رمان خواهد کرد ...

امکان ندارد بتوانید چیزی را حدس بزنید!

این اثر تا کنون به 40 زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز

برنده جایزه بهترین رمان فرهنگستان فرانسه

نامزد دریافت سه جایزه ادبی

برنده جایزه ادبی گنکور دبیرستانی‌ها

در اهمیت این کتاب همین بس که هریسون فورد بازی در نقش هری کبر را پذیرفته است...
پریسا سادات رنجبر و آریا نوری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب ۹ داستان از اتفاقات واقعی و تکان دهنده مربوط به طرفداران سرسخت تیم‌های فوتبال در جهان را در بر می‌گیرد.

نویسندگان این کتاب مانند دو خبرنگار به سراغ هواداران سرسخت تیم‌های فوتبال در کشورهای جهان رفته‌اند و سعی داشته‌اند این تصور را که انگلستان محل این گونه سازمان‌های متعصب فوتبالی است، تغییر بدهند.

دست ... دیدن ادامه » اندرکاران تولید این کتاب از انواع خطرات جسته‌اند؛ کتک خوردن یا مورد اصابت گلوله قرار گرفتن و...

دومینیک آتون در مقدمه‌ این اثر نوشته است:

«آن‌چه در این کتاب می‌خوانید، داستان‌هایی است درباره‌ بی‌رحم‌ترین، وحشتناک‌ترین و پرشورترین تشکیلات هوادارن فوتبال جهان. فکر می‌کردید که انگلیس سرسخت‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین تشکیلات طرف‌داران و تماشاگران فوتبال جهان را دارد؟ دوباره فکر کنید! ما در این داستان کاری کرده‌ایم که دید شما را تغییر می‌دهد، به دیدار دسته‌هایی از بچه‌های شرور رفته‌ایم، در قلمرو آن‌ها و تحت شرایط سخت حکم‌فرمایی‌شان، با رهبران تشکیلات آن‌ها دیدار کرده‌ایم که این دیدارها همیشه هم خوب و به‌یادماندنی از آب در نیامدند.

ما گروه کوچکی بودیم ـ متشکل از من، یک مدیر تولید، یک کارگردان و یک محقق که برای به تصویر کشیدن فعالیت این گروه‌ها و ساخت یک سریال تلویزیونی سفر می‌کردیم ـ ولی در واقع به سختی و چهارچشمی هوای یکدیگر را داشتیم. چرا که زمان‌هایی می‌رسید که به شدت نیاز به حمایت و مراقبت احساس می‌شد. اتفاق افتاد که به ما شلیک کردند، ما را با سنگ زدند، تعقیب‌مان کردند و یا به طرف‌مان گاز اشک‌آور شلیک کردند.»

آرتون در بخش دیگری از مقدمه خود درباره سفر به کشورهای مختلف برای تهیه این کتاب، می‌نویسد: «ما درست یک بازی پیش از آن که هولیگان‌های آرژانتینی تا پایان فصل از سفر به شهرهای دیگر به همراه تیم‌های مورد علاقه‌شان منع شوند آن‌جا بودیم و روزهایی را در ایتالیا گذراندیم که در همان ایام، کل لیگ به هم ریخت و هولیگان‌هان چند پلیس را کشتند. در هلند از ترس جان‌مان فرار را بر قرار ترجیح دادیم و در گالاتاسرای ترکیه از برابر دوربین‌های پلیس متواری شدیم.

به صربستان رفتیم تا با سران تشکیلاتی از هولیگان‌ها که متهم به جنایات جنگی شده بودند از نزدیک ملاقات کنیم و زمانی که در برزیل همراه با یکی از تشکیلات هواداری به سفری برای دیدن مسابقه‌ تیم آن‌ها می‌رفتیم، شیشه‌ اتوبوس‌مان در اثر تیراندازی هواداران دیوانه‌ تیم حریف خرد شد. در لهستان هم شورش تمام و کمالی را از نزدیک حس کردیم.»

تولیدکنندگان مطالب این کتاب با اشاره به داشتن دوربین فیلم برداری و معذور بودنشان از تصویربرداری در برخی مواقع و لحظات، می گویند این کتاب، نسخه تدوین نشده ماجراهایی است که دیده اند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پیتر کری نویسنده «زندگی جعلی من» متولد سال ۱۹۴۳ در استرالیا و یکی از ۳ نویسنده‌ای است که دو بار جایزه بوکر را از آن خود کرده‌اند. این رمان در سال ۲۰۰۳ براساس زندگی ارنست مالی شاعر دورغین میانه قرن بیستم استرالیا نوشته شد.

در رمان «زندگی جعلی من» شاعری جوان و سنتی به نام کریستوفر چاب، از مبلورن به خیابان های کثیف و مرطوب کوالالامپور فرار کرده است. اما مثل فرنکشتین توسط موجودی که خودش خلق کرده تعقیب می‌شود... این رمان در ۵۰ فصل نوشته شده که فصل اول آن، در سال ۱۹۸۵ در کلیسای قدیمی ثورنتون، برکشایر آغاز می شود.

پیتر ... دیدن ادامه » کری در بخشی از یادداشتی که برای این کتاب نوشته، خطاب به خوانندگان کتاب می گوید: این مطلب برای شما یک سرگرمی جالب است و معنی خاصی ندارد. اما من اِرن مالی را باور داشتم. در کمال سادگی باور داشتم که چنین فردی وجود داشته و قبل از اینکه در سرتیتر روزنامه ها به من حمله شود، ماه ها به این موضوع معتقد بودم. ارن مالی نماینده غم و تاثر زمانه ماست. کسی حس کرده بود که جایی در یکی از خیابان های هر شهری یک ارن مالی... یک فرد تنها، به دور از محافل ادبی، با آثار چاپ نشده، رو به موت، جدا از انسان ها اما بخشی از آن‌ها... وجود دارد.

در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:

هیچ چیز در زندگی چاب او را برای این وضعیت آماده نکرده بود. او بدون برادر و خواهر و حتی عموزاده و... بزرگ شده بود و حتی بچه قورباغه ای نداشت که از آن مواظبت کند، حالا با یک نوزاد کله شق تنها مانده بود که شیونش تمامی نداشت و می توانست سرش را با شدت طوری به عقب بیاندازد که تقریبا ممکن بود روی زمین بیفتد. او وحشی بود، خودش به من گفت. آنچه باید تحمل می کردند وحشتناک بود.

انتخاب کلمه «وحشت» عجیب بود. شکی نیست که وقتی سعی کرد ناراحتی مشهود در آن صورت کوچک را توصیف کند خیلی احساساتی شد و در عین حال اراده و انرژی نوزاد چاب را تحت تاثیر قرار داد. وقتی نوزاد را در آغوش گرفت مثل این بود که مسئولیت زندگی به او محول شده بود، در شب های پرکوران انگلیسی بیدار می ماند و به صدای نفس های نوزاد گوش می سپرد. این نفس، آن نفس، نفس بعدی، بعد از آن. از وقت خوابش می گذشت تا از او مراقبت کند.

ای این کار چیزی نمی دانست، اما کدام پدری می داند؟ از ترس سرماخوردگی آن قدر دورش پتو می پیچید و بخاری برقی روش می کرد که انگار می خواست او را بپزد. بچه از گرما و پوشک عرق سوز شد و قولنج روده ای داشت که از ساعت چهار بعد از ظهر شروع می شد و تا ساعت نه صبح روز بعد قطع نمی شد.
میرعلی توکلی لاهیجانی این را خواند
سپیده شوهانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ایان با همسرش گلینیس زندگی خوب و مرفهی دارند . تا زمانی که گلینیس دختری به نام زیگریت را به خانواده معرفی می کند زیگریت زیباست . روزی با ایان تماس می گیرد و از او می خواهد به وی کمک کند و ایان مقداری پول به وی می دهد وقتی روزها بعد گلینیس چک مذکور را پیدا می کند به ایان مشکوک شده و طی یک حادثه کشته می شود و این شروع ماجراست .

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «پدر خود ایان،‌ که هرگز با او احساس نزدیکی نکرده بود، وقتی که او پسربچه بود، خانواده را ترک کرده و سال‌ها دور از خانه زندگی کرده بود و خبر مرگش هم به آن‌ها رسیده بود؛ و سال‌ها بعد بود که ایان به شکلی کاملا اتفاقی فهمید که مرگ پدرش «طبیعی» نبوده، حتا مرگ «طبیعی» یک الکلی هم نبوده،‌ پدرش خودکشی کرده بود: با یک تپانچه عاریتیِ کالیبر 45 به دهانش شلیک کرده بود. آگاهی از این واقعیت چندان تأثیری بر ایان نگذاشته بود، ‌چون در آن زمان دیگر کم و بیش پدرش را فراموش کرده بود، به همان نحو که فکر می‌کرد پدرش او و خانواده‌اش را فراموش کرده است.»

پشت ... دیدن ادامه » جلد این کتاب به نقل از پابلیشرز ویکلی آمده است: «جویس کرول اوتس، استاد داستان‌گویی، نوزدهمین رمان خود را به زندگی طبقه نخبگانِ حومه‌نشینِ آمریکا در اواخر دهه 80 اختصاص داده؛ مکانی که تصور می‌شود فقط اتفاقات خوب باید در آن رخ دهد، و سپس کلاف داستان هولناکی را می‌تند که در آن رؤیای آمریکایی به کابوس آمریکایی بدل می‌شود.»

درباره‌ی نویسنده‌ی این رمان نیز از قول جان آپدایک آمده است: «خانم اوتس پیش‌روترین زن رمان‌نویس در ادبیات آمریکاست.»
ایرج پوراردشیر این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«چشم گربه»، نهمین رمان منتشر شده مارگارت اتوود است که در سال 1988 برای نخستین بار روانه بازار کتاب شد. رمانی با درون‌مایه‌های اجتماعی که به بررسی زندگی زنی می‌پردازد که بعد از مدت‌ها دوری از زادگاهش، بدانجا باز می‌گردد و خاطرات گذشته‌اش را مرور می‌کند.

اتوود در این اثر از زندگی زنی می‌نویسد که در میانسالی، در جست‌وجوی گمشده‌ای می‌رود که کسی جز خودش نیست. به نظر می‌رسد اتوود در رمان «چشم گربه»، سعی دارد صدایی را به گوش خوانندگانش برساند که به بهترین شکل می‌تواند بیانگر فریاد دردناک تمام کسانی باشد که در جست‌وجوی شخصیت درونی آزاد و پاک خود هستند.

ماجراهای ... دیدن ادامه » رمان «چشم گربه» از آنجایی آغاز می‌شود که زنی میانسال، در یک نمایشگاه نقاشی، آثار قدیمی و جدیدش را به نمایش می‌گذارد. این نقاش، که راوی و شخصیت اصلی داستان هم هست، غرق در افکار خود می‌شود و به گذشته‌های دوری می‌اندیشد که حوادث اجتماعی و هنری خاصی در زندگی‌اش روی داده و بر شخصیت وی نیز تاثیر گذاشته بود. «چشم گربه» تنها داستان زندگی شخصیت‌هایی داستانی آن در طول سال‌های مختلف نیست؛ مخاطب این رمان، به خوبی با فضای اجتماعی و فرهنگی کانادا، در میانه قرن بیستم، آشنا می‌شود و با «چشم گربه» نگاهی می‌اندازد به عناصر فرهنگی این دوره و جنبش‌های فمینیستی که در آن زمان به وقوع پیوسته بود. «چشم گربه» را می‌توان بازتابی از دوران کودکی و نوجوانی شخصیت اول داستان دانست. اثری که نویسنده به وسیله آن، حس نوستالژی را در خواننده زنده نگه می‌دارد و احساساتی مشترکی را با وی ایجاد می‌کند. الین ریسلی در کودکی همواره مهره‌ای را در کیف قرمز خود نگه می‌دارد که شبیه چشم یک گربه است، چشمی که بعدها، به صورت ناخودآگاه، به یکی از محورهای نقاشی‌های او تبدیل شد. در حقیقت، ورود به محل زندگی دوران کودکی و نگریستن به همین چشم گربه است که به او کمک می‌کند خاطرات خود را بازیابد. خاطراتی گمشده در پسِ ذهن راوی، که در حقیقت پایه‌گذار تمامی زندگی‌ و شخصیت او نیز هست. شخصیت اول داستان، در نمایشگاه آثارش، چیزی بیش از تحسین منتقدان می‌یابد. خیابان‌های آشنا، مناظر قدیمی و عناصر موجود در نقاشی‌های او، خاطراتی را برایش زنده می‌کند که در طول سفرهایش در سرزمین مادری‌ خود، کانادا، تجربه کرده بود.

«چشم گربه» یکی از آثار معروف مارگارت اتوود، نویسنده‌ی مشهور کانادایی، است. در این رمان، راوی یک نقاش مسن است که آثارش در قالب یک نمایشگاه مرور آثار در شهر تورنتو، ‌ به نمایش درآمده است. این نقاش به موازات مواجهه با آثار قدیمی‌اش، ‌خاطرات و سرگذشت‌های هنری و سیاسی‌اش را در ذهن مرور می‌کند. کل این رمان فضای تاریکی دارد و به نوعی از تفکرات فمینیستی مؤلف نشأت گرفته است.

اتوود با «چشم گربه»، نگاهی دارد به زندگی نقاشی کانادایی، که بازگشت به محل تولدش برای او با یادآوری خاطراتی تلخ همراه است. شهری که وی برای گریز از خاطراتش، سال‌ها پیش از آن خارج شده بود و اکنون برای نشان دادن بخشی از آثار هنری‌اش، که از افکار و خاطرات او سرچشمه‌ گرفته‌اند، به آن باز می‌گردد؛ بازگشتی که برای او با یادآوری‌های تلخی از گذشته همراه می‌شود. ریسلی، شخصیت اول داستان اتوود، به تغییرات شهر تورنتو، در غیاب خود، می‌نگرد و به این می‌اندیشد که زادگاهش تا چه اندازه برای او با معنا و مهم است. سال‌های اولیه زندگی ریسلی در سفر می‌گذرد و او همواره در آرزوی ماندن در یک منطقه و یافتن دوستی صمیمی است؛ تمامی آن‌چه وی در آن سال‌ها داشت، برادری بود که البته بعد از مدتی از خانواده جدا شد و ریسلی را تنها گذاشت. اما این جابه‌جایی‌ها بالاخره به پایان رسید و ریسلی توانست وارد جمعی دخترانه شود و اولین گروه دوستانه زندگی‌ خود را تشکیل دهد. گروهی که شخصی به نام کوردیلا، در آن به گونه‌ای رفتار می‌کرد که گویی رهبر اعضای دیگر آن جمع است. چیزی نمی‌گذرد که مخاطب درمی‌یابد تمامی مشکلات ریسلی از همین برخورد‌های نادرست ناشی می‌شود. گرچه در داستان «چشم گربه»، ریسلی نقاشی مطرح و موفق است، اما او هیچ‌گاه به استقلال شخصیت و اعتماد به نفس لازم نمی‌رسد. اتوود داستان را به گونه‌ای پیش می‌برد تا به خواننده نشان دهد مشکلات شخصیتی ریسلی، در دوران کودکی‌ وی ریشه دارد.
مارگارت اتوود

در بخشی از رمان «چشم گربه»، ریسلی با تبلیغ نمایشگاه خود روبه‌رو می‌شود؛ پوستری که عکسی از وی هم روی آن حک شده بود و مردم شهر را به دیدن آثار او دعوت می‌کرد. او از این‌که چهره‌ای شناخته است به خود می‌بالد، اما مدت زمان زیادی طول نمی‌کشد که مخاطب داستان متوجه می‌شود چیزی که ریسلی از دست داده زندگی شخصی و گذشته وی است. گذشته‌ای که گویی زیر خاطراتی سرکوب شده، دفن شده‌اند. برای ریسلی، خاطرات تنها وسیله‌ای است که با آن می‌تواند دریابد کیست و حقیقت زندگی‌اش چیست. اما خاطرات، همیشه برای او قابل اتکا و اطمینان‌بخش نیستند... حوادث داستان «چشم گربه» همزمان با جنگ جهانی دوم در کانادا اتفاق می‌افتد و خواننده این اثر می‌تواند ردپای بسیاری از مسائل فرهنگی و اجتماعی این کشور را در رمان بیابد. از تشکل‌های اجتماعی و گروه‌های زنانه گرفته تا جنبش‌های هنر مدرن و طرز زندگی و برخورد مردن آن منطقه. همان‌طور که شخصیت اول داستان از خاطرات و تجربیات خود می‌گوید، می‌بینیم که چگونه دختری جوان و متکی به دیگران، به زنی تبدیل می‌شود که به چرایی انتخاب‌هایش در گذشته پی می‌برد و تبدیل می‌شود به نقاشی مطرح و مستقل. هر چند هنوز هم زخم‌هایی از گذشته، بر روح او باقی مانده است.

«چشم گربه» رمانی با درون‌مایه‌ای روانشناسانه است که از سطوح مختلف شخصیت‌ها و موضوعات مطرح شده در داستان لایه‌برداری می‌کند. داستانی که ریسلی در آن با گره‌های درهم زندگی‌ خود، دست و پنجه نرم می‌کند.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«اون جزوه‌هایی چاپ می‌کنه که کلی چیزهای بی‌معنی و افراطی توشون هست، به این دلیل! اون یک آشوب گره. دلم نمی‌خواد هیچ کلاه قرمز بی‌لبه‌ای رو تو خونه‌م ببینم. شنیدین چی گفتم؟»
دوشیزه پلهام، صفحه‌ی ۳۸
چشم دوشیزه پلهام! چشم! جم و مگی و مایسی و حتا تریسی شوالیه قول می‌دهند که سراغ ویلیام بلیک نروند و هیچ کلاه قرمز بی‌لبه‌ای در خانه دیده نشود. قول می‌دهند، اما هیچ کدام روی قول‌شان نمی‌مانند.
رمان ... دیدن ادامه » «نور شعله‌ور» بر همین ساختار استوار است.
سال ۱۷۹۲ است، در عصر صنعتی شدن، لندن در دود و بخار غلیظ فرو رفته است. خانواده‌ی کلاوی پس از مرگ یکی از پسرها به لمبث لندن سفر می‌کنند. وقتی که پدر خانواده، توماس کلاوی در سیرک به عنوان صندلی ساز، شغلی برای خود دست و پا می‌کند، آنها به ساختمان‌‌های هرکول می‌روند. در ادامه جم کلاوی با دختر همسایه‌شان مگی آشنا می‌شود. پدر مگی یک دوره‌گرد متقلب بود. مگی، جم کلاوی را زیر پروبالش می‌گیرد.
تریسی شوالیه در رمان «نور شعله‌ور» از طریق چالش‌های درونی این دو نوجوان به نگرش‌های این جهانی ویلیام بلیک می‌پردازد. ملموس‌ترین نمونه از نگرش‌های این شاعر افسانه‌ای بریتانیایی در تئوری «تناقضات» نهفته است:«اگر یک سوی رودخانه، پاکی باشد و در سوی دیگرش، تجربه؛ میان این دو چیست؟» و این الهام بخش بلیک برای نوشتن «ترانه‌های تجربه» بود؛ بچه‌ها می‌فهمند که در اختیارداشتن یکی به معنای این نیست که دیگری از کف رفته باشد.
در این داستان بلیک از چشمان دو کودک دیده می‌شود: جم کلاوی، یک پسربچه‌ی روستایی، بخش معصوم، و دیگری مگی باترفیلد، شمری، صدای تجربه.
تریسی شوالیه، نویسنده‌ی ۵۰ ساله‌ی انگلیسی نشان داده که دوست دارد در آثارش، زمینه‌های تاریخی را در بربگیرد. او رمان‌هایش را در فرانسه قرن هجدهم، لندن دوره‌ی سلطنت ادوارد هفتم، پاریس و بروکسل قرون وسطی و البته عصر طلایی هلند روایت می‌کند. اما وجه مشترک همه‌ی این زمینه‌ها تحول اجتماعی است. در رمان«نور شعله‌ور» شوالیه‌ ما را به لندن قرن هجدهم و در وانفسای انقلاب فرانسه می‌برد. چرا آنجا؟ او سراغ ویلیام بلیک و زندگی پر رمز و راز این شاعر انگلیسی می‌رود. هزار توی زندگی این شاعر همیشه برای زندگینامه نویسان و حتا علاقمندان به آثارش وسوسه انگیز بوده است.
بخشی از این اشتیاق را می‌توان در فیلم «مرد مرده» (۱۹۹۵) جیم جارموش ردیابی کرد. یک وسترن متفاوت که در آن شخصیت اصلی ویلیام بلیک نام دارد. پس از آنکه او به خاطر کشتن یک نفر تحت تعقیب قرار می‌گیرد، سرخپوستی به نام«هیپکس» نجاتش می‌دهد.
این سرخپوست فیلسوف‌مآب تصور می‌کند او همان ویلیام بلیک شاعر است. هنر تریسی شوالیه این است که تا سر حد ممکن به سوژه‌اش نزدیک می‌شود، اما او را بازنمایی نمی‌کند، بلکه خودش او را می‌آفریند. وقتی در صفحات ابتدایی رمان، این شاعر و پدیده‌ی بزرگ را در دسترس دو بچه می‌بینیم، تصور می‌کنیم که جهان او نیز کاملا در اختیار ماست. اشتباه می‌کنیم، تریسی شوالیه فریب‌مان می‌دهد.
او به تاریخ می‌رود، اما تاریخ را روایت نمی‌کند، تاریخ را با دستان خود همراه می‌کند. ویلیام بلیک «نور شعله‌ور» شباهت‌هایی با ورمیر رمان «دختری با گوشواره مروارید» دارد، اما ویژگی‌های منحصر به فرد خودش را هم دارد. ویلیام بلیک مثل ورمیر دغدغه امرار معاش داشت. در مورد بلیک هم تنها پس از مرگش بود که استعدادهایش را قدر دانستند، او آدمی معتقد به مذهب و در عین حال باورمند به عشق آزاد و منتقد صریح موضع انگلیسی‌ها نسبت به انقلاب فرانسه بود. در زمان حیات بلیک، نگاه او در بهترین حالت پرت، عجیب و غریب و گاهی حتا خائنانه تلقی می‌شد.
شوالیه در اینجا هم همچون «دختری با گوشواره مروارید» نه تنها بر خود هنرمند تمرکز می‌کند، بلکه سراغ کسانی می‌رود که او را تحسین می‌کنند.«دختری با گوشواره مروارید» از نگاه مستخدمی به نام گریت روایت می‌شود، دختری که در هیات مدل نقاشی روبه روی ورمیر، نقاش هلندی می‌نشیند. در رمان «نور شعله‌ور» ‌آن نگاه تیزبین از آن جم و مایسی کلاوی و البته مگی باترفیلد است.
البته شوالیه در رمان «نور شعله‌ور» با یک چالش هم روبه روست. در رمان «دختری با گوشواره مروارید» چون اکثر اتفاقات در خانه‌ی ورمیر می‌گذشت و شخصیت‌ها به ندرت در خارج از خانه بودند، خلق تصاویری کارت پستالی از قرن هجدهم کفایت می‌کرد. در این رمان، شوالیه داستانی شلوغ را روایت می‌کند و هر بار بر یکی از شخصیت‌های متعددش تمرکز می‌کند. در اینجا وزن داستان سنگین‌تر از تصاویر تاریخی است. شاید این خصیصه از ضعف‌های رمان «نور شعله‌ور» به شمار رود، اما من فکر می‌کنم اگرچه رمان«دختری با گوشواره‌ی مروارید» کم نقص‌تر از«نور شعله‌ور» است، اما این دومی رمانی خواندنی‌تر و جذاب‌تر است. برای توصیف‌های انبوه و معماری قرن هجدهمی می‌توان رفت سروقت تاریخ یا همان رمان‌های قرن هجدهمی و نوزدهمی. اما از یک جهت می‌توان درباره‌ی ظرافت داستانی «نور شعله‌ور» تامل بیشتری کرد. ارتباط بلیک با قهرمانان خردسال داستان راضی‌کننده نیست. مطمئنا بیان تنهایی و پیچیدگی درونی نوشتن سخت است. شوالیه در «دختری با گوشواره مروارید» به تفصیل درباره‌ی پروسه‌ی خلق یک اثر نقاشی می‌نویسد، اما خلق شعر به این آسانی نیست. تلاش نویسنده برای بسط اندیشه‌های بلیک در گفت و گو با بچه‌ها، کمی ساختگی به نظر می‌رسد. اگر شوالیه می‌کوشد بین بلوغ قهرمان‌های نوجوانش و تاثیر ویرانگر جهان «ترانه‌های معصومیت و تجربه» ارتباطی خلق کند، اما این ارتباط‌ها چیزی به دانسته‌های شخصیت‌های رمان یا آثار فوق‌العاده بلیک اضافه نمی‌کند.
با این همه، همانطور که گفتم «نور شعله‌ور» رمانی خواندنی‌تر از «دختری با گوشواره مروارید» است: نثر بی‌تکلف شوالیه شاید ریشه در شناخت او از زادگاهش داشته باشد، چون داستان «دختری با گوشواره‌ی مروارید» در شهر دلفت هلند می‌گذرد. ویلیام بلیک شاعری است که مخاطب را افسون می‌کند، همانطور که شوالیه را سحر کرد وقتی به گفته خودش در سال ۲۰۰۱ به نمایشگاهی از آثار بلیک در تیت گالری لندن رفت. او می‌گوید:«من از زمان مطالعه‌ی اشعار بلیک در دانشکده با او آشنا بودم. اما هرگز کارهای او را در کنار هم ندیده بودم. یادم هست وسط یکی از اتاق‌ها ایستاده بودم. از تنوع و کثرت کارهایش حیرت زده بودم. در پایان آن نمایشگاه رفتم به فروشگاه و دفترچه یادداشتی خریدم و عکس بلیک را بر جلد خودش داشت، و با خودم گفتم: این دفترچه یادداشتی است که یک روز از آن برای نوشتن رمان بلیک استفاده خواهم کرد. دو سال و نیم بعد، آن دفترچه یادداشت را گشودم و شروع کردم به یادداشت برداری.»
رمان «نور شعله‌ور» سحر شعرها و شخصیت‌ ویلیام بلیک را در خود دارد، سحری که شوالیه را افسون کرد و هر خواننده‌ای را که کتابش را در دست بگیرد، جادو می‌کند.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وصیت نامه فرانسوی به نوعی شرح زندگی خود آنرده مکین باشد شحی که البته حالت زندگی نامه ندارد بلکه بیشتر در باب یاداوری خاطرات مادربزرگی فرانوسی به نام شارلوت و ستایش زبان و فرهنگ فرانسوی است .

آندره مکین نویسنده فرانسوی روسی تبار است که در سیبری متولد می شود . او مادربزرگی فرانسوی به نام شارلوت دارد که به نوعی نماد ظرافت و رمنس فرانسوی ... دیدن ادامه » است ولی این زن با مردی روسی ازدواج کرده و به ان سرزمین سرد و تلخ استالینی دل می بنند . او همواره با آندره به زبان فرانسوی صحبت می کند و از عظمت و زیبایی فرانسه می گوید و همین امر سبب عشق و علاقه او به ادبیات این کشور می شود . مکین بعدها به فرانسه می ره و تلاش زیادی هم می کنه که تابعیت فرانوسی بگیره ولی نمی تونه تا بعد از انتشار این کتاب و تبحر بالاش توی زبان و ادبیان فرانسوی سرانجام موفق به انجام این کار می شه . مکین برای این کتاب برنده جایزه گنکور و مدیسی شده و جایزه برجسته ترین رمان پنج دهه قرن فرانسه را هم از ان خود کرده .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جان رودریگو مدیسن، نویسنده نامدار آمریکایی با نام اختصاری جان دوس پاسوس، یکی از نویسندگانی است که با استفاده از ظرفیت‌های خشونت درجنگ، موفق به خلق جهانی از داستان وآفرینش ادبیاتی به نام ادبیات جنگ شده است.پاسوس نویسنده‌ای است که به هیچ وجه مساله جنگ را تقدیس نمی‌کند بلکه سعی دارد اثرات مخرب آن‌را در دل بازنمایی‌های نزدیک به واقعیت بازگو کند.

پاسوس در رمان«سه سرباز» نظاره‌گری از راه دور نیست بلکه شاهدی ازدل مهلکه‌است، شاهدی صادق که حاضر نیست نگاه وقلمش را به نفع یکی از گروه‌های متخاصم تغییر دهد و به نوعی تقلب در واقعیت متهم شود.

پاسوس ... دیدن ادامه » در این رمان بیش از هرمورد دیگر به وجه بیهودگی جنگ نظر دارد، او که خود سال‌ها در خلال جنگ‌های داخلی آمریکا به عنوان طبال حضور داشته، هرجنگی را به مثابه برادرکشی ارزیابی می‌کند و هیچ حقی برای هیچکدام از طرفین دعوا قائل نیست.

سرگذشت جان دوس پاسوس در عالم نویسندگی، تا حد زیادی شبیه به سرگذشت ارنست همینگوی به عنوان نویسنده هموطن اوست. پاسوس هم درست مانند همینگوی، حضوری فعال دررسته‌های غیر نظامی مانند رانندگی آمبولانس و دیگر رسته‌هایی از این دست داشته و طبیعی است که نگاه او به جنگ، درست ماند نگاه همینگوی، نگاهی عمیق و سرشار از ناگفته‌ها باشد.

جان دوس پاسوس دراین رمان، حکایت جوانانی را برای خواننده بازگو می‌کند که دراوج غرور جوانی، به اجبار راهی سفری دهشتبار و شاید غیر قابل بازگشت شده‌اند. نکته جالب در این رمان، یادنگرفتن حس درنده خویی ازسوی کسانی است که با دشمن چندین قدم بیشتر فاصله ندارند. آنها حتی گاهی برای افراد آن سوی خط دل می‌سوزانند وخود را به جای بستگان آنها فرض می‌کنند و برای بازگشتشان انتظار می‌کشند. این نوع نگاه، در روند ادبیات جنگ و همچنین دارا بودن حس شاعرانه سربازان درگیر درجنگ نشان می‌دهد که پاسوس نویسنده‌ای ضد جنگ است. نویسنده‌ای که هرجنگی را به مثابه گامی عقب در فطرت بشری ارزیابی می‌کند و به نقد می‌کشد.

ایجاد نوعی حس همذات‌پنداری و ایجاد صحنه‌های واقعی ازجنگ نشان می‌دهد که پاسوس قبل از هرچیز دیگر به نوشتن اثری خواندنی و قابل قبول برای مخاطب خود فکر کرده، اثری که علاوه بر دارا بودن حسی از لذت خواندن، مساله جنگ را هم به عنوان مساله‌ای دور از شان انسانی به تصویر بکشد:«افراد با کوله‌ها و تفنگ‌هایشان آهسته به خط شدند. ستوان‌ها با بارانی‌های شق و رق و کمربندهای محکم درکناه صف‌های تشکیل شده می‌پلکیدند و از توده‌های ذغال خط فرعی بالا و پایین می‌رفتند. افرار راحت باش گرفته بودند و به تفنگ‌هایشان تکیه داده بودند و به مخزن سبز رنگ آب روی سه پایه چوبی که تکه بزرگ کتان شل باف خاکستری روی آن بود خیره شده بودند.صدای درهم و برهم پاها فرو نشست، از دور دست صدایی شنیده شد، انگار کسی ورقه آهنی سنگینی را به آرامی تکان دهد. آسمان پر ازتکه رنگ‌های قرمز و ارغوانی و زرد بود...»
مشتاق حسین این را خواند
Milad Ahmadvand و میرعلی توکلی لاهیجانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع ماجرای یک پیشوای شهید دربارۀ پاپ کلستینوس پنجم است که سه ماه و اندی در مقام پاپی ماند و در آن مدت خواست تا آن‌گونه که همیشه بوده است، یعنی پاکدامن و شریف، باقی بماند و سد راه کارهای خلاف دین و اخلاقِ زیردستان شود، ولی موفق نشد و، مخالفان، عرصه را چنان بر وی تنگ کردند که او ناگزیر از قدرتی که اِعمال آن ملازمه با بندگی و سازشکاری ... دیدن ادامه » و گاه نیز با ارتکاب اَعمال خلاف اصول شروع و عرف داشت چشم پوشید و تصمیم گرفت به همان عزلتگاه زُهد و ریاضت خود برگردد، اما جانشین او پاپ بنیفاکیوس هشتم که آزادی وی را مخل به امنیت و اعمال قدرت خویش می‌دید فرمانِ توقیفش را صادر کرد. پی‌یر کلستینوس پس از ماه‌ها گریز و تعقیب، آخر خود را تسلیم نمود، به امر بنیفاکیوس به زندان افتاد و در زندان به دستور او کشته شد
مشتاق حسین و سپیده شوهانی این را خواندند
عادل خالدی کلهر این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در میان نقش‌ها کتابی است پرشور و منسجم و، نسبت دیگر آثار وولف، عمیق و تکان‌دهنده. نگارش رُمان که هم‌زمان است با جنگ داخلی اسپانیا و به‌قدرت رسیدن هیتلر در آلمان، نگاه وولف را به جنبه‌های تاریک زندگی و نیروهای شر معطوف کرد. همین امر به سمبولیسم غریبِ داستان زیبایی و بصیرتِ هولناکی بخشیده است.
ویرجینیا وولف با تمرکز به تاریخ انگلستان ... دیدن ادامه » از خلال استعارات و تلمیحات به‌طرز بی‌نظیری دیدگاهش را نسبت به دیالکتیک تاریخی (عشق در برابر نفرت، تمدن در برابر توحش، آزادی در برابر بردگی و غیره) بیان و تأکید می‌کند که همه‌جا سکۀ زیبایی روی دیگری هم دارد.
امروزه به باور بسیاری از منتقدان در میان نقش‌ها شاهکار وولف محسوب می‌شود و زنده‌بودن مضامین داستان و تأکید و تأییدی است بر این مدعا.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
راهبه‌های بتکدۀ آزتک (مکزیک) به پادشاه خود مونته‌زوما گفته بودند: «خدایان تشنه‌اند.» کامی دِمولن، روزنامه‌نگار دورۀ انقلاب کبیر فرانسه، در انتقادی که علیه کشتارهای بی‌رحمانۀ دادگاه‌ها نوشته بود، همین جملۀ راهبه‌ها را به‌کار برده بود.
داستان «خدایان تشنه‌اند» حکایت زندگی و فعالیت اجتماعی و انقلابی نقاشی است که در عین داشتن ... دیدن ادامه » روحی طاغی، نظریاتی تعصب‌آمیز نیز نسبت به انقلاب دارد. آناتول فرانس زندگی پُرتلاطم این نقاش را در کوران وقایع انقلاب کبیر فرانسه دنبال می‌کند و تصویر روشنی از زندگی خصوصی او تا عضویتش در دادگاه انقلاب و مسائل روزمرۀ دورۀ خفقان و ارعاب، پیش چشم خواننده می‌گذارد. درونمایۀ اصلی قصه، تعصبات مرامی است. قهرمان اول داستان می‌خواهد نشان دهد آن‌جا که آدمی خیال می‌کند حقیقت را در دست دارد، موجودی خونخوار و خشن می‌شود.
مشتاق حسین این را خواند
عادل خالدی کلهر و میرعلی توکلی لاهیجانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«گابریل گارسیا مارکز» نویسنده ی بزرگ کلمبیایی و از پیشگامان سبک رئالیسم جادویی است که در تمام حیطه های نگارشی ،از گزارشگری تا مقاله نویسی و پرداخت رمان های بزرگ آثار گرانقدری از خود بر جای نهاده است.

اما داستان های کوتاه مارکز نیز خود دنیای جدیدی ازنگارش این نوع پدید آورده است و به حق او را در شمار بهترین ها در این زمینه نیز قرار داده است.

«شب ... دیدن ادامه » مینا» مجموعه ای از دوازده داستان کوتاه اثر گذار و مهم مارکز را در خود جای داده است که با ترجمه ی « صفدر تقی زاده» به فارسی برگردانده شده است. گفتنی است کتاب حاضر از روى ترجمه انگلیسى ادیت گراسمن از متن اسپانیایى، به فارسى برگردانده شده و تقریبا هم زمان با ترجمه کتاب به زبان‌هاى زنده دنیا، با چند ماهى تأخیر به فارسى ترجمه شده است.

در قسمتی از داستان « سفر بخیر، آقاى رئیس جمهور» از کتاب حاضر می خوانیم :

« روى نیمکتى چوبى زیر برگ‌هاى زرد پارک خالى و خلوت نشسته بود و قوهاى خاکسترى‌رنگ را تماشا مى‌کرد و هر دو دستش را روى دسته نقره‌اى عصایش تکیه داده بود و به مرگ مى‌اندیشید. در نخستین دیدارش از ژنو، دریاچه آرام و روشن بود با مرغان دریایى اهلى که از دست مردم غذا مى‌خوردند و زنانى با آن یقه‌هاى چین‌دار و چترهاى آفتابى ابریشمى، که چشم به راه مشترى بودند و به پریان ساعت شش بعدازظهر مى‌ماندند. اکنون تنها زنى که در دیدرسش بود، زنى بود که روى اسکله خالى گل مى‌فروخت. برایش قبول این واقعیت بسیار دشوار بود که زمان مى‌تواند، نه تنها در زندگى او که در تمامى دنیا این همه تباهى پدید آورد.

او هم یکى دیگر از آدم‌هاى ناشناس این شهر، شهر ناشناسان برجسته بود. کت و شلوار سورمه‌اى راه‌راه به تن داشت با جلیقه زرى‌دوزى شده و کلاه شق ورق یک قاضى بازنشسته و سبیل خودنماى یک تفنگچى، موى پرپشت و کبود پیچ‌پیچ رمانتیک، دست‌هاى یک نوازنده چنگ با حلقه ازدواج مردى زن‌مرده در انگشت دست چپ و چشم‌هایى پرنشاط. تنها فرسودگى پوست بود که از ناسلامتى‌اش خبر مى‌داد...»
Amir-Abas amiri ، محسن سرداری و میرعلی توکلی لاهیجانی این را خواندند
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«راه سخت» دهمین کتاب از مجموعه داستان‌های جک ریچر است که به قلم لی چایلد نوشته شده و در سال 2006 به چاپ رسیده است. داستان با حضور ریچر در نیویورک آغاز می‌شود. رئیس یک شرکت نظامی خصوصی در ازای پرداخت یک میلیون دلار از ریچر می‌خواهد همسر و فرزندش را که ظاهراً گروگان گرفته شده‌اند نجات دهد. ریچر در طول تحقیقاتش به موارد مشکوکی برمی‌خورد ... دیدن ادامه » و درمی‌یابد که آن‌چه او می‌داند همه‌ی داستان نیست. او در میانه‌ی راه تصمیم دشواری می‌گیرد، به نقطه‌ی شروع بازمی‌گردد و این بار «راه سخت» را برمی‌گزیند.

این کتابی است در حدّ اعلای ادبیات تعقیب‌وگریز که هیجانش میخکوبتان می‌کند و تصاویرش تا مدّت‌ها در ذهنتان می‌درخش
- مجلّه‌ی معمایی آلفرد هیچکاک
آرش رخش این را خواند
سپیده شوهانی و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شخصیت‌های سه‌گانه داستانی رابینسون یعنی «خانه»، «گیلیاد» و «لی‌لا» با یکدیگر دارای ارتباط هستند و زندگی آنها در کنار یکدیگر تعریف شده است. در رمان گیلیاد ما با یک کشیش مواجهیم که در سن میانسالی و بسیار دیر ازدواج کرده و در شهری خیالی به نام گیلیاد ساکن است و برای پسرش نامه می‌نویسد. در ‌لی‌لا روایت زندگی همسر این کشیش بازگو می‌شود؛ از کودکی و سختی‌های بزرگ شدنش در طول زمان تا آشنایی و ازدواج با کشیش.

رمان‌های مرلین رابینسون در زمره آثار پرهیجان نیست بلکه باید آن را نوعی اثر معنوی دانست که سعی دارد در جملاتش پیام‌های مشخصی را تعریف کند. از سوی دیگر او در کتاب‌هایش از پیام‌ها و متن کتاب مقدس بهره بسیاری برده است و در رمان لی‌لا نیز شاهدیم که او به انجیل به صورت مستقیم اشاره دارد و در رمان خانه نیز او به رابطه پدر و پسری حضرت ابراهیم و اسماعیل اشاره می‌کند. در رمان آخر خود نیز به مساله کالوینیسم در آمریکا اعتراض دارد و سعی دارد این مساله را تغییر بدهد.

... دیدن ادامه » یکی از موضوعات محوری در رمان «لی‌لا» مساله کودکان است و اینکه چرا و بر پایه چه استدلالی باید رنج و سختی‌های روا یافته بر آنها را پذیرفت و مساله عدالت الهی چطور با این پدیده کنار می‌آید.

مرلین رابینسون جزو نویسندگی است که در مقام یک مقاله‌نویس و استاد دانشگاه در ایالات متحده چهره‌ای شناخته شده به شمار می‌رود. او در بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا به عنوان استاد مهمان مشغول فعالیت است که از آن جمله می‌توان به دانشگاه کنت، کالج امهرست و دانشگاه ماساچوست در امهرست اشاره کرد.

اولین رمان رابینسون «خانه‌داری» در سال ۱۹۸۰ منتشر شد و جایزه بنیاد همینگوی را از آن خود کرد. دومین رمان این نویسنده به نام «گیلیاد» در سال ۲۰۰۴ به چاپ رسید و جایزه کانون منتقدان کتاب ملی، امبسادور و جایزه پولتیزر سال ۲۰۰۵ را از آن خود کرد.

رمان «خانه» سومین رمان مریلین رابینسون، در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و جایزه ملی آن سال و اورنج انگلستان را به خود اختصاص داد. این کتاب از میان ۱۵۶ عنوان و از سوی ۱۲۳ کتابخانه از سراسر دنیا نامزد جایزه «ایمپک دوبلین» ۲۰۱۰ شد که به عنوان گران‌ترین جایزه ادبی جهان شناخته می‌شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در آغاز کتاب می‌خوانیم:

جز به قربانیان آن کسان که مرگ

از ... دیدن ادامه » برای‌شان کسب و کاری به حساب می‌آید،

این کتاب را به که اهدا می‌توانم کرد؟


***

مرگ کسب و کار من است، سرگذشت رودلف فرانتس هوس است. او در کتاب رودلف لانگ نام دارد. چرا که کتاب کل داستان زندگی این جلاد نیست و فقط شامل بخش کاری وی و در باره‌ی چند سال پایانی زندگی اوست. سال‌هایی که فرمانده و مسئول کشتارگاه آشوویتس بود. هوس، در تمام زندگی یا زندانی بود یا زندانبان. قاتل محکوم به اعدامی بود که جرمش کشتن آموزگاری بود که به یکی از خرابکاران معدوم آلمانی توسط فرانسویان، دشنام داده بود.

در دادگاه نورنبرگ که از بیستم نوامبر 1945 تا اول اکتبر 1946 ادامه یافت، محاکمه و محکوم به مرگ شد و در همان آشوویتس به دار آویخته شد. در دفاع از خودش که متهم شده بود به کشتار 3.5 میلیون نفر، گفته بود اشتباه است. 2.5 میلیون نفر درست است.

در طی خواندن یکی از تلخ ترین و نیز واقعی‌ترین کتاب‌های تاریخ ادبیات جهان در می‌یابیم که انسان، ددمنش ترین و خونخوارترین جاندار کره زمین است. تنها جانداری که هم‌نوع خود را می‌تواند بی، یا با کوچکترین دلیلی به راحتی بکشد. نه یک تن، نه دو تن، ......... بلکه میلیون‌ها تن. نه برای سیر کردن شکم، که برای ؟. به جای ؟ هر چه می‌خواهید بگذارید و تصور کنید. چون می‌تواند هر چیزی باشد. هر چیزی.

در این کتاب با کم و کیف اتاق‌های گاز و کوره‌های آدم سوزی رژیم آلمان نازی که همه کم و بیش با آن‌ها آشنا هستیم، بیشتر آشنا می‌شویم و روش حل مشکلات موجود در شیوه‌ی انجام کار را می‌بینیم. به تعدادی از آن‌ها که مشکل گردانندگان و از جمله هوس هستند، اشاره ای می‌کنم و می‌گذرم. شاید لازم باشد خودمان هم یاد بگیریم:

از آنجا که اجساد در ابتدا سوزانده نمی‌شدند و دفن می‌شدند مشکلات بسیار زیادی برای عمال رایش سوم پدید آمد از جمله:

جسدها چگونه در گورهای دسته جمی دفن شوند تا بیشترین تعداد را بتوان در یک گور جای داد؟ طبیعی است که باید دراز به دراز چیده شوند و از تلنبار کردن آن‌ها خودداری کرد. چرا که گودال‌های بیشتری بای کند ینی هم زمان بر است و هم هزینه بر. روزانه شاید دو سه گور را بیشتر نتوان پر کرد. در ثانی این قربانیان در حین مرگ خودشان را کثیف کرده و اندامشان لیز بود و مشکل ساز.

هرچه گورها بیشتر می‌شدند فاصله آن‌ها تا اتاق‌های گاز بیشتر می‌شد و حمل اجساد وقت و نیروی زیادی را طلب می‌کرد.

برای این که قربانیان باور کنند که از این حمام ها بیرون می ایند چرخ های قهوه سازی در کنار اتاق گاز باید باشد و به آن ها گفته شود که بعد از حمام قهوه خواهند خورد.

کودکان را در صورت اعتراض مادران باید به آن ها باز گرداند تا ایجاد بلوا نشود و شک برانگیز نشود. چرا که همه‌ی قربانیان واقعن فکر می‌کردند که به حمام های عمومی برده می‌شوند.

سناریوی دفن اجساد تبدیل یه سوزاندن آن‌ها شد. در ابتدا مشکلی نبود ولی بعد چربی جدا شده از قربانیان دست و پاگیر شد. این چربی ها را چه بکنند؟ البته راه حل مشکل خیلی زود پیدا شد و چربی ها به کارخانه های صابون سازی فروخته شد و نیز خاکستر قربانیان در میادین کود فروشی به قیمت خوبی به فروش می رسید. و درآمد حاصله صرف ادامه کار می‌شد.

دندان‌ها و حلقه های طلا ولی فقط می‌بایستی تحویل رایش سوم می‌شد.

..............

هوس وقتی در نورنبرگ محاکمه شد که آمریکا چهار ماه پیش از آن به خود اجازه داده است که فاجعه‌ی هیروشیما را پیش از آن که ژاپن فرصت تسلیم شدن یابد، در ناکازاکی تکرار کند. بی این که برای این جنایت مشهود جز ساده خویی دلیلی داشته باشد. ناکازاکی فقط و فقط نیاز زرادخانه‌ی آمریکا بود به یک آزمایش اتمی دیگر. بمب اتمی هیروشیما از اورانیوم بود و بمب ناکازاکی پلوتونیوم. تاثیر مخرب این دو می‌بایستی روشن می‌شد.

در نورنبرگ، قهرمان کتاب ما با سرهنگی آمریکایی مناظره می‌کند:

چه فرقی است بین نسل کشی یهودیان و نسل کشی ژاپنی‌ها؟ قتل عام، قتل عام است. اگر بمبی که بر هیروشیما فرود آوردید را ما بر سر شما و در واشنگتن می‌انداختیم، اکنون چه زنجموره‌ای که سر نمی‌دادید؟

تو که این قدر سرت می‌شود بگو ببینم ظرفیت کشتاری کدامیک از اردوگاه‌های ما با بمب اتمی شما برابری می‌کرد؟

من آشوویتس را به تو می‌دهم تو هم هیروشیما را به من بده. حساب بی حساب.

در دنیا دو نژاد بیشتر وجود ندارند، آن‌هایی که کشتار می‌کنند و آن‌هایی که کشته می‌شوند.

مشکل این جاست که تاریخ را طرف پیروز در جنگ می‌نویسد.

مرگ کسب و کار من است، به راستی یکی از بهترین برگردان‌های موجود به زبان پارسی است. فضای کاملن خشن با استادی هرچه تمام‌تر با آوردن بعضی از اصطلاحات به همان شکل آلمانی و خشن –به جای برگرداندن- به خوبی القا می‌شود. اصطلاحاتی که به یمن دیدن فیلم‌های ساخت طرف‌های پیروز جنگ جهانی دوم، همه کم و بیش با آن‌ها آشنا هستیم.

هر اوبرست / هایل هیتلر / ناین، ماین فرویند/ ........

که در پانویس ها برگردان آن‌ها هم آمده است.

یادداش تلخ خود را با بخش زیبایی از کتاب به پایان می‌برم. بخشی که از چاپ اول آن تا کنون، از بر هستم. ینی از روزی که برای بار اول آن را خواندم و این روزها تنها ورق زدم. چاپ هشتم آن‌را.



روسپی بینوایی را سنگسار می‌خواستند کرد. عیسای مسیح رسید و گفت:

"نخستین سنگ را کسی پرتاب کند که خود شرمسار گناهی نباشد!"

خلق، سرافکنده دور شدند.

این قصه در کتاب مقدس آمده است، اما در سیاست هیچ کتابی مقدس نیست. این جا تنها چیز مقدس، قدرت است که ضمان پیروزی است، چرا که همیشه حق، با حریف پیروز است.

هیتلر همیشه در توجیه هرجنایت دیگر می‌گفت:

-فکرش را هم نکنید آقایان، این هم جزیی از "اقدامات دولت" است، "در جهت چهار میخه کردن قدرت قانونی حکومت". وانگهی، که دیده است کسی از پیروزمندان حساب بکشد؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
امانوئل یکی از زمین داران روستایی در فرانسه است ! او به همراه کارگرانش مشغول انجام فرایند شراب گیری است !ناگهان صدای انفجاری بلند به گوش میرسد و گرمایی عجیب همه چیز را دربرمیگیرد! امانوئل به همراه کارمندانش دقایقی بعد از سرداب بیرون می آیند و متوجه میشوند جهان بر اثر انفجاری عظیم مانند بمب اتم نابود شده و تنها انسان های کمی باقی مانده اند. حال برای آنها سوالاتی پیش می آید ! چگونه بشر با امکاناتی که از او گرفته شده قادر به ادامه حیات است ؟چگونه انسان هانیازهای روحی و جسمانی خود را برطرف میسازند و جهان به کدامین سمت هدایت خواهد شد ؟



کتاب ... دیدن ادامه » موضوع بسیار جالبی دارد !!! ذهن ها را به چالش میکشد !!! بشر دوباره به سمتی میرود و مذهب و تمدن و ظلم و ... دوباره جای خود را باز میکند !!! روند شکل گیری مذهب و آمدن آن در میان مردم از جالب ترین قسمت های کتاب است که بحث های عقیدتی بسیاری را میتواند برانگیزد!!! در مورد کتاب بیش از این توضیح نمیدهم !!! امیدوارم تهیه کنید و لذت ببرید !!! روبرمرل نشون داده با اینکه چندان اسم بزرگی در ادبیات دنیا نیست اما کارش و خوب بلده و با ابازی با موضوعاتی ساده انسان رو به چالش های بزرگی میکشه ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لبه‌ تیغ داستان جوان شوریده‌حالی است سرخورده از جنگ جهانی اول که پشت به بخت خویش می‌کند و قدم در سلوکی عرفانی می‌گذارد تا پاسخی برای پرسش‌هایش پیدا کند. سامرست موام، نویسنده‌ شهیر بریتانیایی که بخش عمده‌ای از زندگی خود را در فرانسه سپری کرده است در این رمان، دست خواننده را می‌گیرد و او را به اروپای دهه‌ سی می‌برد، به خیابان‌های خیس و باران‌خورده‌ لندن، به کافه‌های شلوغ و مه‌گرفته از دود پاریس و درچنین فضای داستانی است که قصه‌اش را در قالب روایتی زیبا و تاثیرگذار بیان می‌کند.

این رمان روایتی است از زندگی جوانی به نام لاری، که علی‌رغم درآمد ناچیز از زندگی خود خشنود است اما بیشتر در جستجوی یافتن جواب‌هایی به سوالات مربوط به خاستگاه و غایت زندگی است.

لاری ... دیدن ادامه » از قبول شغل‌هایی که به او پیشنهاد می‌شود سرباز می‌زند. و برای یافتن پاسخ سوال‌هایش به کتابخانه ملی فرانسه می‌رود. ایزابل بعد از دو سال تلاش در جهت منصرف کردن لاری از تحقیقاتش در نهایت او را تهدید به جدایی می‌کند. لاری در برایر حیرت نامزدش، جدایی را می‌پذیرد. لاری سپس در معدن زغال سنگ استخدام می‌شود و در آنجا به اتفاق یک لهستانی که گرایش به عرفان دارد به آلمان سفر می‌کند. ولی چون پاسخی به سوال‌هایش نمی‌یابد به اسپانیا می‌رود. و همچنان سفر خود را به نقاط مختلف ادامه می‌دهد

موام این رمان را در سال ۱۹۴۴ منتشر کرد و پس از انتشار نیز دو اثر سینمایی بر مبنای آن ساخته شد که نخستین آنها در سال ۱۹۴۶ توسط تایرون پاور و جین تیرنی و دومین آنها در سال ۱۹۸۴ توسط بیل ماری ساخته و اکران شد.
مجتبی علی پور این را خواند
چیا شریف پور و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در سلسله رمان نویسان بزرگ انگلیسی در قرن نوزدهم، که از جین آستین و خواهران برونته آغاز می شود و به چارلز دیکنز و تاماس هاردی می رسد، جورج الیوت به سبب مهارت و ژرف بینی اش در توصیف انگیزه ها مقام منحصر به فردی دارد، به طوری که بسیازی از نقادان مدرن او را بزرگ ترین رمان نویس انگلیسی قرن نوزدهم می دانند. دو شخصیت اصلی رمان سایلاس مارنر به ... دیدن ادامه » رغم ظواهر زندگی دو گانه ای دارند که با بحران همراه است. یکی سرخورده از گذشته در انزوا عمر می گذراند و دیگری با رازی در دل در میان مردم زندگی پر جنب و جوشی دارد. بحران چگونه حل می شود؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بارنز به عنوان مولف این کتاب جدای از شیفتگی به ادبیات به مدت سه سال در تالیف واژنامه انگلیس آکسفورد همکاری داشت و پس از آن نیز به نوشتن نقد روی آورد.

با این همه رمانی از وی با عنوان «حس یک پایان» در سال ۲۰۱۱ برای او جایزه ادبی «من بوکر» را به ارمغان آورد و باعث شهرت بسیاری برایش شد و در ادامه در همان سال نیز جایزه ادبی «دیوید کوهن» را برای یک عمر دستاورد و فعالیت ادبی کسب کرد.

«هیاهوی ... دیدن ادامه » زمان» آخرین رمان از این نویسنده انگلیسی است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است.

او در این کتاب شرحی از زندگی دمیتری شاستاکوویچ، آهنگساز مشهور روس و رابطه او با حکومت شوروی در دوران استالین و خروشچف را روایت کرده است که منجر به آزارهای روحی روانی بسیاری به وی می‌شود و او نیز ناچار از پذیرش آنها بوده است.

ویژگی این رمان در واقعی بودن تمامی اتفاقات آن در عین روایت داستانی است.
مشتاق حسین این را خواند
parisa zendebudi و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سوتلانا آلکسیویچ که در سال 1947 در بلاروس متولّد شده است، کار نویسندگی خود را با دو کتاب تحقیقی و مستندنگاری درمورد جنگ جهانی دوّم آغاز کرد: «جنگ چهرهای زنانه ندارد» (1985) و «آخرین شاهدان». سوّمین کتاب او، «پسرانی از جنس روی»، یک رسوایی واقعی در کشورش راه انداخت. برخی از آثار آلکسیویچ هنوز هم در سرزمین مادریاش ممنوع است و او مجبور شده نخست به فرانسه و سپس به سوئد مهاجرت کند. او اکنون در سوئد زندگی میکند.

بخشی از مقدمه‌ کتاب:

«آیِز ... دیدن ادامه » آداموویچ» نویسندهای اهل بلاروس که احترام بسیاری برای «سوتلانا آلکسیویچ» قائل است در مقدّمهای که برای نخستین کتاب او، «جنگ چهرهای زنانه ندارد» ـ که در سال 1985 در اتّحاد جماهیر شوروی منتشر شد ـ نوشته است، حرفی عجیب به زبان میآورد: «کتاب سوتلانا آلکسیویچ به ژانری تعلّق دارد که نه هنوز تعریف شده و نه حتی اسمی دارد.» در واقع امّا این ژانر اسمی کاملاً مشخص دارد: مستندنگاری. امّا آن زمان دورهای بوده است که قانون سکوت تقریباً در همهجا برقرار بوده و خودسانسوری کاملاً رواج داشته است و همین خود نشانهای بر نخستین تَرَکها در بلوکهای یکدست بوده است. بیشک سوتلانا آلکسیویچ نویسندهای است که در دورانی که نخستین زمزمههای بزدلانه در مورد شرایط زمانه فروکش کرد، شهامت زیرپا گذاشتن یکی از آخرین تابوها را داشت: او افسانۀ جنگ افغانستان و جنگجویان آزادیبخش را ویران و پیش از هر چیز افسانۀ سرباز شوروی را نابود کرد که در تلویزیون در حال کاشت درختان سیب در روستاها نشان داده میشد در حالی که در واقعیت، به درون خانههایی کاهگلی که زنها و کودکان به آن پناه برده بودند، نارنجک پرتاب میکرد. همانطور که خود سوتلانا بر این مسئله تأکید میکند اتّحاد جماهیر شوروی، حکومتی میلیتاریستی بود که خود را در قالب کشوری معمولی پنهان میکرد و در نتیجه کنار زدن برزنتهایی خاکیرنگ که پایههای سنگی این حکومت را میپوشاند، کاری خطرناک بود. هنوز چیزی از انتشار نخستین چکیدۀ پسرانی از جنس روی در 15 ژانویه 1990 در روزنامه کومسومولسکایا پراودا نگذشته بود که سوتلانا رگباری از تهدیدها را دریافت کرد. به او هشدار دادند که آدرس محل سکونتش را میدانند و میروند سر وقتش و با او تسویه حساب میکنند. او چه کرده بود؟ هالۀ قهرمانی جوانکهایی را که از جنگ بازمیگشتند از بین برده و آخرین پناهگاه آنها یعنی همدلی همشهریهایشان را از آنها ربوده بود. وضع بدتر از این هم شد: این جوانها که سلاخی جنگ را به شدّت تجربه کرده و دوستان، توهمها و حتی خواب و سلامتیشان را از دست داده بودند و قادر نبودند زندگی عادی خود را از سر بگیرندـ پسرانی پُرشور که اغلب از نظر جسمی ناقص شده بودند ـ از همان نخستین چکیدۀ این کتاب که در مطبوعات منتشر شد، در چشم اطرافیانشان به مُشتی متجاوز، قاتل و وحشی تبدیل شدند. این زن چهل و دو ساله با سر و وضعی روستایی، دوباره آنها را به خط مقدّم فرستاد و در معرض آتشِ فجایعِ گذشته و بیتفاوتیِ حال قرار داد… این قهرمانانی که افسانۀ امپراتوری، آنها را شکل داده بود و به نام دوستیای اسطورهای جنگیده بودند شاید میتوانستند به زندگی خوب و بد خود ادامه دهند اگر همچنان حکومت ـ حتی اگر شده ناشیانه ـ از آنها حمایت میکرد. امّا چنین چیزی دیگر غیرممکن بود.

Emile آژار و مشتاق حسین این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مارش رادتسکی هم‌عصر مجموعه‌ای از آثار ادبی بزرگ آلمانی ثلث اول قرن بیستم است که سهمی عمده در شکل‌گیری مفهومی به نام “رمان مدرن”و یا “رمان قرن بیستم” داشته‌اند.
ماریو بارگاس یوسا آن را از بهترین رمان‌های سیاسی خوانده و گفته که در نگارش رمان معروف سور بز از آن الهام گرفته است.
روت در این اثر روایت زندگی سه نسل از خانوادۀ فون تروتا ... دیدن ادامه » را، که عمری را در خدمت به امپراتوری اتریش‌مجارستان گذرانده‌اند، دستمایۀ روایت فروپاشی این امپراتوری بزرگ قرار می‌دهد.
با سلام
ضمن خسته نباشید خدمت آقای همتی که واقعاً با همتی عجیب در این سال ها به معرفی نویسندگان بزرگ ولی در ایران مهجورِ آلمانی می پردازند مثل هانس فالادا و .. و حالا آقای روت.
مارش رادتسکی از رمان های کلیدی ی جهان و یکی از بزرگ ترین رمان های آلمانی زبان ... دیدن ادامه » است که واقعاً باید خواند.
۰۳ شهريور ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


«نه فردا، نه دیروز» کتابی از اووِه تیم( -۱۹۴۰)، نویسنده آلمانی است و دربردارنده ۶ داستان کوتاه از اوست. «تیم» از نویسندگان موفق آلمانی به شمار می‌رود و جوایز ادبی گوناگونی را در این کشور به دست آورده و آثارش به زبان‌های گوناگونی ترجمه شده است.

دتلف ... دیدن ادامه » گروم‌باخر که یک منتقد ادبی است درباره سبک نگارش اووه تیم می‌نویسد: «تیم با علاقه دستپخت مقوی‌اش را سرو می‌کند. آب از دهان خواننده راه می‌افتد: خواننده اجازه دارد لذت ببرد، سرگرم شود، احساس همدردی کند و سرش را ناباورانه تکان دهد.»

داستان‌های آمده در این کتاب، روایت موقعیت‌ها و زندگی به نظر روزمره شخصیت‌های آن است همراه با نگاهی طنزآلود و گاه غم‌انگیز.

در یکی از داستان‌های این کتاب می‌خوانیم:

«زیر دوش بودم و از میان بخار آب دنبال شیر آب سرد می‌گشتم. با این دوش، آدم یا خودش را بخارپز می‌کند یا از شدت سرما شوکه می‌شود. میانه‌ای وجود ندارد. گرم فقط لحظه‌ای است بین سرد و داغ. برای زدودن کف از مو، آدم باید شیرها را مثل یک اپراتور باز و بسته کند. از اتاق نشیمن ان دبلیو اِی در حال غریدن است. صبح‌ها می‌توان صدای ضبط را تا آخر بلند کرد. در این موقع هیچ‌کس در ساختمان نیست که برایش ایجاد مزاحمت شود، و آن‌هایی که ممکن است سردرد بگیرند، یا گوش‌هایشان سنگین است، یا به خود جرئت اعتراض کردن نمی‌دهند.

تلفن زنگ می‌خورد. صدای زنگش نافذ است. کورمال‌کورمال دنبال گوشی می‌گردم. گوشی کنار تشک است. دوباره خوابی ناآرام داشتم و صبح روی زمین از خواب بیدار شدم. برای دومین مرتبه در این هفته.

صدا می‌گوید: «الو.»

«الو.»

در حالی که دارم سعی می‌کنم خودم را خشک کنم، و فرش خاکستری زیر پایم را خیس می‌کنم، صدا از داخل گوشی حرف می‌زند و از نابود شدن اطلاعات به علت هنگ کردن و از بروز یک فاجعه می‌گوید.

«چه خبر است؟ باید بیایید! خواهش می‌کنم. سقوط کرد. همین حالا بیایید.» صدا، که صدایی مردانه است، از داخل گوشی نعره می‌کشد.»
فرشته حسین پور و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان «مادرم را به تو می‌سپارم» در سال 2009 در کشور کره جنوبی منتشر شد و چندین میلیون نسخه از آن به فروش رسید. این رمان در سال 2011 میلادی از سوی جامعه بین‌المللی نیز با استقبال زیادی مواجه شد و به مهم‌ترین جایزه ادبی آسیا دست یافت. فروش موفق این رمان در سال 2012 میلادی نیز ادامه یافت.

این رمان درباره زندگی خانم مسنی است که در مسیر رسیدن به شهر سئول در ایستگاه راه‌آهن گم می‌شود. این اثر در پنج فصل نوشته و در آن‌ها به خاطرات فرزندان و همسر این زن گمشده پرداخته شده است.

در ... دیدن ادامه » فصل‌های پنج‌گانه کتاب فرزندان و همسر این زن خاطرات وی را روایت می‌کنند و از تاثیراتی سخن می‌گویند که این زن بر زندگی آن‌ها گذاشته و این‌که چگونه خود را فدای خانواده‌اش کرده است.

نویسنده این کتاب متولد سال 1963 میلادی است و تاکنون هفت رمان و چندین مجموعه داستان کوتاه از وی منتشر شده است. علاوه بر رمان «مادرم را به تو می‌سپارم» یک رمان و مجموعه داستان کوتاه از وی به انگلیسی ترجمه شده است.

«شین کیونگ سون» یکی از نویسندگان موفق موج نو کره‌ای مقیم آمریکاست و آثارش در کشور مادری‌اش طرفداران زیادی دارد. این رمان از متن انگلیسی به فارسی ترجمه شده است. موضوع اصلی مطرح شده در آن مساله‌ای آشنا برای مردمان جهان است.

در توضیح این کتاب آمده است: «فقط این نیست که مادرم گم شده باشد و اهل خانه همزمان با جست‌وجوی او یادمان‌ها و نقش‌های او را در زندگی‌شان با هم مرور می‌کنند. ماجرا بر سر زوال ارزش‌های سنتی و خانوادگی در جامعه‌ای است که به سرعت گسترش می‌یابد و با همان شتاب از خود دور می‌شود. کسی را باید سرزنش کرد؟ شاید همه را، مادر این داستان را اگر کل سرزمین مادری فرض کنیم، در می‌یابیم این ماه برای سامان یافتن خانه بزرگ به هر رنجی تن داده و با هر شکل از محرومیت کنار آمده است. رمان خانم کیونگ سوک، سوگنامه‌ای برای تمام مادرانی است که آنان را وقتی، جایی و به سببی گم ‌کرده‌ایم.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«... اگر پاره‌ای از ذهنی‌ترین و تاریک‌ترین جریان‌های ادبی قرن بیستم نسب خود را به جویس می‌رسانند، در عین حال پاره‌ای از زنده‌ترین و روشن‌ترین جریان‌ها نیز ـ به ویژه در آمریکا ـ باز از جویس سرچشمه می‌گیرند. فاکنر و همینگوی و دوس پاسوس و تورنتون وایلدر همه شاگرد جویس محسوب می‌شوند؛ و پیروان آن‌ها نیز به سنت جویس تعلق دارند؛ اما ... دیدن ادامه » از این میان دوس پاسوس از لحاظ گرفتن و منتقل کردن شیوه‌های جویس و به ویژه از لحاظ دنبال کردن روحیه آزمایشگری او، بیش از دیگران شایان توجه است. «دوس پاسوس در دوران مترقی خود، یعنی پیش از جنگ داخلی اسپانیا (زیرا پس از جنگ مرتجع شد)، آزمایشگرترین نویسنده آمریکا بود. در رمان‌های بزرگ او «یو.اس.ای.» و «منطقه کلمبیا» و «منهتن ترنسفر» (گذار منهتن)، قهرمان داستان فرد معینی نیست، بلکه خود جامعه آمریکاست. نویسنده در توصیف و زنده ساختن صحنه‌ای اجتماعی همان قدر تلاش می‌کند که رمان‌نویسان دیگر به پروراندن سیرت قهرمانان خود می‌پردازند. آدم‌ها، در برابر جامعه، در مرتبه دوم قرار می‌گیرند. نویسنده می‌خواهد تاثیر محیط اجتماعی و به ویژه محیط اقتصادی را بر افراد نشان دهد؛ بنابراین باید محیط را زنده و در حال حرکت ترسیم کند. تکه‌هایی از ترانه‌های روز، نطق‌های سیاسی، تیترهای روزنامه‌ها، بیوگرافی اشخاص واقعی و «تاریخی» ـ که زندگی‌شان با زندگی آدم‌های داستان درآمیخته است ـ لای داستان برمی‌خورد. دید «دوربینی» و «امپرسیونیستی» و حتی «فیلم خبری»، همه مواد کار دوس پاسوس را تشکیل می‌دهند. این وارستگی از قید و بند‌های متداول رمان‌نویسی، این خطر کردن، این آمادگی ـ یا دست کم این داوطلب شدن ـ برای طبع آزمایی در انواع شیوه‌ها، در 1 کلام این «مدرنیسم»، درسی است که دوس پاسوس از جویس آموخته است؛ و جوهر این درس عبارت است از پاسخ دادن به مقتضیات موضوع کار.»
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

اریش کستنر، نویسنده‌ی آلمانی، داستان دو خواهر دوقلوی نُه ساله، به نام‌های لوته و لوییزه، را در کتاب لوته و همتایش روایت می‌کند. والدین لوته و لوییزه هنگام تولد این دو از همدیگر جدا شده‌اند و هرکدام مسئولیت بزرگ کردن یکی از دخترها را به عهده گرفته است. داستان از آن‌جا شروع می‌شود که لوته و لوئیزه در یک اردوی تابستانی همدیگر را ... دیدن ادامه » می‌بینند. طولی نمی‌کشد که این دو خواهر راز شباهتشان را درمی‌یابند و تصمیم می‌گیرند سرنوشتشان را به دست خودشان رقم بزنند؛ پس نقشه می‌کشند که بعد از اردو هرکدام به جای دیگری به خانه برود.
لوته و همتایش اولین بار در سال 1949 منتشر شد و چندین فیلم سینمایی هم تاکنون با اقتباس از داستان آن ساخته شده است؛ کیومرث پوراحمد هم فیلم خواهران غریب را بر اساس همین رمان ساخته است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک رابطه خوب با حیوانات، درست زمانی حاصل می‌شود که قادر به ارج نهادن به تفاوت‌هایشان باشیم: وقتی که آن‌ها را از خودمان دور احساس می‌کنیم، وقتی که فکر نکنیم به هر قیمتی باید آن‌ها را در قالبی انسانی درآوریم. حتی پیشی داخل سالن هم که فکر می‌کنیم همه ‌چیز را راجع به آن می‌دانیم و اغلب به نظرمان قابل پیش‌بینی می‌آید، برای ما به صورت ... دیدن ادامه » رمز و رازی است (مخصوصا آن هنگام که وقت و بی‌وقت از ما غذا می‌خواهد؛ و اینطور به نظر می‌رسد که صاحب یک ساعت دقیق است و دقتش به حدی است که انتظار دارد وقت‌شناس باشیم). آلبرتو موراویا وقایع‌نگار دقیق و نکته‌سنج این رمز و راز بوده است. او در داستان‌های مربوط به حیواناتش، دقیقا از جایی شروع کرده که در عین حال که تمایل داشته فاصله و دوری بین‌شان حفظ گردد، خود را بسیار به آن‌ها نزدیک نموده و آن‌ها را با چشمان بسیار تیزبین خود موشکافی کرده است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 12