دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کیت ویلر خواننده را به قلب ژرف ترین دره های پرو می برد. به جنگل های باران با اقلیم ویژه ی آمریکای شمالی. به جهان سوم که تحت لوای اقتصاد و سیاست کشورهای توسعه یافتهاست.ضمن توصیف چنین فضای بکری و با اشاره های مبرهنی به اوضاع سیاسی و اقتصادی کشورهایی چون پرو، به ظریف ترین ابعاد انسانی توجه دارد.
سهیل ورشوی این را خواند
مریم توفیقی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لی لا لی لا سرگرم کننده است اما حواس جمعی می خواهد تا به سطح عمیق تری از ماجرا پی برده شود. تنهایی، انتخاب و باز هم تنهایی.
Emile آژار این را خواند
مریم توفیقی و فاطمه حبیبی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مرد بی زبان قصه ی تردید است. تردید به آنچه که باور داریم بوده ایم و ناگزیر باید باقی بمانیم
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زبان گلها رو سه هفته پیش خواندم. رمان بسیار جذاب و گیرایی است. به نظرم حرفه ای نوشته شده و از احساسات عمیق انسانی صحبت می کنه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می خواهم بخوانمش، خیلی کنجکاو و مشتاقم به این رمان.
مشتاق حسین ، Emile آژار و مجید حاج حسینی این را خواندند
عادل خالدی کلهر این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
http://diyarmirza.ir/1394/12/نگاهی-به-رمان-خدمتکار-و-پروفسور%e2%80%8e/
نگاهی بر رمان #خدمتکار_و_پروفسور 
نوشته #یوکو_اوگاوا 
ترجمه #کیهان_بهمنی 
منتشر ... دیدن ادامه » شده در پایگاه اطلاع رسانی دیار میرزا. 19 اسفند 1394
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پایان روز اول متوجه یادداشت جدیدی بر روی آستین کت پروفسور شدم که رویش نوشته شده بود:"خدمتکار جدید". حروف با خطی ظریف و زیبا نوشته شده بودند و بالای نوشته طرحی از چهره ی یک زن بود. شبیه نقاشی بچه ها بود: موی کوتاه، گونه های گرد، و خالی کنار لب. با این وجود بلافاصله متوجه شدم که آن نقاشی تصویر خودم است. در ذهنم پروفسور را مجسم کردم که ... دیدن ادامه » سعی می کرد با سرعت آن تصویر را بکشد تا چهره ای شبیه من را پیش از آن که فراموشش کند در نقاشی اش ثبت کند. این یادداشت گواه چیز دیگری هم بود: این که پروفسور برای چند لحظه هم شده فکر کردن را به خاطر من متوقف کرده بود. 
#خدمتکار_و_پروفسور، نوشته #یوکو_اوگاوا ترجمه #کیهان_بهمنی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطالعه راهی است برای فرار و راهی است برای فرار نکردن. مطالعه راهی است برای برقراری ارتباط با حقیقت پس از یک روز دروغگویی و راهی است برای برقراری ارتباط با قوه ی تخیل فردی دیگر پس از یک روز تعامل با واقعیات. مطالعه سود بردن است. مطالعه برکت است.
#من_از_گردنم_بدم_میاد 
#نورا_افرون 
#کیهان_بهمنی
#نشرآموت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک حالتی هست که به آن سرگیجه ی اعماق می گویند و به وضعیتی اشاره می کند که غواصی که تا عمق زیادی زیر دریا رفته است و مدت زیادی در کف دریا مانده است نمی تواند مسیر بازگشت به بالا را تشخیص بدهد. هنگامی هم چنین غواصی به سطح آب برمی گردد احتمال دارد دچار شرایطی شود که به آن بیهوشی در اثر فشار زیاد اکسیژن می گویند و طی آن بدن غواص نمی تواند با فشار اکسیژن اتمسفر سطح آب هماهنگ شود. دقیقا هنگامی که از دنیای یک کتاب عالی بیرون می آیم همین حالت برایم پیش می آید.
#من_از_گردنم_بدم_میاد 
#نورا_افرون 
#کیهان_بهمنی
#نشرآموت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اصلا من نمی فهمم چرا آدم ها داستان خیالی می نویسند در حالتی که اتفاقات واقعی اطراف ما تا به این حد شگفت انگیز هستند.
#من_از_گردنم_بدم_میاد 
#نورا_افرون 
#کیهان_بهمنی
#نشرآموت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر از گاهی کتابی درباره ی بالا رفتن سن می خوانم و نویسنده هر کسی که باشد می نویسد بالا رفتن سن خوب است. می نویسد خیلی خوب است که آدم عاقل و فرزانه و جا افتاده بشود، خیلی عالی است که آدم به نقطه ای از زندگی برسد که بفهمد چه چیز هایی در زندگی مهم هستند. من نمی توانم آدم هایی را که این جور حرف می زنند درک کنم. این آدم ها چه فکری می کنند؟ مگر خودشان ... دیدن ادامه » گردن ندارند؟
#من_از_گردنم_بدم_میاد 
#نورا_افرون 
#کیهان_بهمنی
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما شاید از شنیدن این مطلب تعجب نکنید که های لایت یک کم من را به عالم هپروت برد. بعد وقتی قدم به خیابان مدیسون گذاشتم، در حالی که چند دسته موی در عمل نامعلوم طلایی لای موهایم بود، آن چنان از تغییر ظاهرم ترسیده بودم و خجالت می کشیدم که واقعا فکر می کردم وقتی به خانه برگردم همسرم من را نخواهد شناخت. اما بعد کاشف به عمل آمد که حضرت آقا حتی متوجه تغییر ظاهر من نشده بود.
#من_از_گردنم_بدم_میاد 
#نورا_افرون 
#کیهان_بهمنی
#نشرآموت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال با همکاری ژیوار برگزار می‌کند: سفر یک‌روزه به آبشار هریجان (جاده چالوس) بها: ۸۷,۰۰۰ تومان
کتاب‌خوانی در طبیعت همسفر با #یوسف_علیخانی، نویسنده رمان #بیوه‌_کشی
خدمات: وسیله نقلیه توریستی در اختیار، سرپرست، بیمه مسئولیت مدنی، صبحانه، پذیرایی و یک کتاب هدیه
تاریخ ... دیدن ادامه » حرکت: جمعه ۳ اردیبهشت
ساعت حرکت: ۰۶:۰۰ ساعت برگشت: ۲۱:۰۰ (در صورت نبود ترافیک غیرعادی)
مکان حرکت: میدان ونک، خیابان ملاصدرا، نبش خیابان پردیس
برنامه‌ سفر
ساعت شش صبح از تهران حرکت می‌کنیم. مسافتی ۱۳۹ کیلومتری از تهران تا منطقه حفاظت شده هریجان راه داریم. حدود ساعت هشت صبح، صبحانه در رستوران در جاده چالوس صرف می‌شود.در ادامه مسیر به سمت روستای هریجان حرکت می‌کنیم. ساعت ده صبح به ابتدای جاده روستای هریجان می‌رسیم و پیاده‌روی را در مسیر پاکوب به طول ۴/۵ کیلومتر تا مسیر دسترسی به آبشار طی می‌کنیم. در محل پرچین‌های سنگی در مسیر آبشار توقف می‌کنیم و برنامه‌ی کتاب‌خوانی و صرف ناهار در طبیعت را آغاز می‌کنیم. بخش‌هایی از رمان را می‌خوانیم و با این نویسنده درباره اثرش و ادبیات گفتگو خواهیم داشت.پس از حدود سه - چهار ساعت ناهار و کتاب‌خوانی، در ادامه هم مسیر کوه پیمایی نیم ساعته را با همراهی راهنما تا تاج آبشار طی می‌کنیم. آب‌بازی، ،چای‌ذغالی و گشت در فضای سر سبز طبیعت بهاری هم از دیگر برنامه‌های این سفر است. حدود ساعت چهار محل آبشار را ترک می‌کنیم و به سمت تهران حرکت می‌کنیم و در صورت نبود ترافیک ساعت نه شب به تهران می‌رسیم.
درباره‌ی «بیوه‌کشی» و نویسنده‌اش
«بیوه‌کشی» نخستین رمان یوسف علیخانی است. از این نویسنده قبلا مجموعه‌ی داستان‌های مجموعه داستان «عروس بید»، «اژدهاکشان»، «قدم‌بخیر مادربزرگ من بود» منتشر شده است. داستان این رمان به سنتی قدیمی در جامعه روستایی باز می‌گردد که مطابق با آن در صورت فوت همسر زن، او باید صبر کند تا برادر کوچکتر همسرش با وی ازدواج کند و امکان زندگی با کسی جز او را ندارد. «بیوه کشی» در چنین بستری با مرگ همسر زنی به نام «خوابیده خانم» در روستای میلک شروع می شود؛ همسری که شش برادر کوچکتر از خود دارد و گفته می شود که اژدر مار ساکن کوههای اطراف میلک باعث مرگ او شده است. فضای داستانی این رمان همانند سه مجموعه داستان قبلی علیخانی در روستایی به نام میلک می گذرد که همنام زادگاه علیخانی است، اما نویسنده معتقد است میلک داستان‌های او با میلک واقعی تفاوت های زیادی دارد و شبیه همدیگر نیستند. علیخانی نگارش بیوه کشی را از زمستان ۹۱ شروع کرده بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر از گاهی کتابی درباره ی بالا رفتن سن می خوانم و نویسنده هر کسی که باشد می نویسد بالا رفتن سن خوب است. می نویسد خیلی خوب است که آدم عاقل و فرزانه و جا افتاده بشود، خیلی عالی است که آدم به نقطه ای از زندگی برسد که بفهمد چه چیز هایی در زندگی مهم هستند. من نمی توانم آدم هایی را که این جور حرف می زنند درک کنم. این آدم ها چه فکری می کنند؟ مگر ... دیدن ادامه » خودشان گردن ندارند؟
#من_از_گردنم_بدم_میاد
#نورا_افرون
#کیهان_بهمنی
ایرج پوراردشیر ، parisa zendebudi و مریم صالحی این را خواندند
مشتاق حسین غوردروازی این را دوست دارد
کاربر گرامی سرکار خانم مارال اسکندری
باسلام و احترام

لطفا دیوار نوشته خود را در صفحه مربوط به همان کتاب منتشر نمایید تا در دیوار کلی نیز نمایش داده شود:

http://shahreketabonline.com/products/1/152064

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب آنلاین
۳۱ فروردين ۱۳۹۵
با سلام و احترام. توصیه و تاکید می نمایم به شما بزرگوار که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد دوم آن را مطالعه (و لطفاً ... دیدن ادامه » به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامش، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. با تشکر.
۰۸ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اما شاید از شنیدن این مطلب تعجب نکنید که های لایت یک کم من را به عالم هپروت برد. بعد وقتی قدم به خیابان مدیسون گذاشتم، در حالی که چند دسته موی در عمل نامعلوم طلایی لای موهایم بود، آن چنان از تغییر ظاهرم ترسیده بودم و خجالت می کشیدم که واقعا فکر می کردم وقتی به خانه برگردم همسرم من را نخواهد شناخت. اما بعد کاشف به عمل آمد که حضرت آقا حتی متوجه تغییر ظاهر من نشده بود.
#من_از_گردنم_بدم_میاد
#نورا_افرون
#کیهان_بهمنی ... دیدن ادامه »
#نشرآموت
ایرج پوراردشیر و parisa zendebudi این را خواندند
کاربر گرامی سرکار خانم مارال اسکندری
باسلام و احترام

لطفا دیوار نوشته خود را در صفحه مربوط به همان کتاب منتشر نمایید تا در دیوار کلی نیز نمایش داده شود:

http://shahreketabonline.com/products/1/152064

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب آنلاین
۳۱ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
http://diyarmirza.ir/1394/12/نگاهی-به-رمان-خدمتکار-و-پروفسور%e2%80%8e/
نگاهی بر رمان #خدمتکار_و_پروفسور
نوشته #یوکو_اوگاوا
ترجمه ... دیدن ادامه » #کیهان_بهمنی
منتشر شده در پایگاه اطلاع رسانی دیار میرزا. 19 اسفند 1394
۰۹ فروردين ۱۳۹۵
کاربر گرامی سرکار خانم مارال اسکندری
باسلام و احترام

لطفا دیوار نوشته خود را در صفحه مربوط به همان کتاب منتشر نمایید تا در دیوار کلی نیز نمایش داده شود:

http://shahreketabonline.com/products/1/65471

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب آنلاین
۳۱ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اصلا من نمی فهمم چرا آدم ها داستان خیالی می نویسند در حالتی که اتفاقات واقعی اطراف ما تا به این حد شگفت انگیز هستند.
#من_از_گردنم_بدم_میاد
#نورا_افرون
#کیهان_بهمنی ... دیدن ادامه »
#نشرآموت
کاربر گرامی سرکار خانم مارال اسکندری
باسلام و احترام

لطفا دیوار نوشته خود را در صفحه مربوط به همان کتاب منتشر نمایید تا در دیوار کلی نیز نمایش داده شود:

http://shahreketabonline.com/products/1/152064

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب آنلاین
۳۱ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک حالتی هست که به آن سرگیجه ی اعماق می گویند و به وضعیتی اشاره می کند که غواصی که تا عمق زیادی زیر دریا رفته است و مدت زیادی در کف دریا مانده است نمی تواند مسیر بازگشت به بالا را تشخیص بدهد. هنگامی هم چنین غواصی به سطح آب برمی گردد احتمال دارد دچار شرایطی شود که به آن بیهوشی در اثر فشار زیاد اکسیژن می گویند و طی آن بدن غواص نمی تواند با فشار اکسیژن اتمسفر سطح آب هماهنگ شود. دقیقا هنگامی که از دنیای یک کتاب عالی بیرون می آیم همین حالت برایم پیش می آید.
#من_از_گردنم_بدم_میاد
#نورا_افرون
#کیهان_بهمنی ... دیدن ادامه »
#نشرآموت
کاربر گرامی سرکار خانم مارال اسکندری
باسلام و احترام

لطفا دیوار نوشته خود را در صفحه مربوط به همان کتاب منتشر نمایید تا در دیوار کلی نیز نمایش داده شود:

http://shahreketabonline.com/products/1/152064

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب آنلاین
۳۱ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطالعه راهی است برای فرار و راهی است برای فرار نکردن. مطالعه راهی است برای برقراری ارتباط با حقیقت پس از یک روز دروغگویی و راهی است برای برقراری ارتباط با قوه ی تخیل فردی دیگر پس از یک روز تعامل با واقعیات. مطالعه سود بردن است. مطالعه برکت است.
#من_از_گردنم_بدم_میاد
#نورا_افرون
#کیهان_بهمنی ... دیدن ادامه »
#نشرآموت
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
سعید زمانی این را دوست دارد
کاربر گرامی سرکار خانم مارال اسکندری
باسلام و احترام

لطفا دیوار نوشته خود را در صفحه مربوط به همان کتاب منتشر نمایید تا در دیوار کلی نیز نمایش داده شود:

http://shahreketabonline.com/products/1/152064

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب آنلاین
۳۱ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ادبیات #باشگاه_مشت_زنی نیست!

حوصله پرداختن به حواشی رو ندارم و تجربه نشان داده جماعت نویسنده و مترجم تمام تلاش شان را می کنند و از هر دری وارد می شوند تا کتاب شان پرفروش بشود اما وقتی موفق نمی شوند به جای علاج درد عدم استقبال از کارهای شان ، اولین کاری که می کنند تخریب کتاب های دیگران است.

چند ... دیدن ادامه » روز پیش #خبرگزاری_مهر گزارشی درخصوص ناکارآمدی و ناتوانی #جوایز_ادبی نوشته بود و یک خط هم آن وسط ها اشاره کرده بود که:
رمان #بیوه_کشی نوشته #یوسف_علیخانی از اردیبهشت ماه سال جاری و پس از انتشار بدون هیچگونه جنجال تبلیغاتی تاکنون چهار نوبت تجدید چاپ شده است.

امروز دیدم کانال تلگرامی #داستان_ایرانی با دستکاری گزارش مهر، مدعی شده:#یوسف_علیخانی وقتی ناشر نبود، وضعیت کتاب نخستش در نشری دیگر بجز آموت مشخص بود و تردیدی نیست که اگر او خود ناشر کتابش نبود، این اندازه در فروش موفق نبود. ضمن این که گزارش نویس مهر در این بخش از گزارش خود، بی طرفی را کنار می گذارد و می نویسد:«بدون هیچ گونه جنجال تبلیغاتی» که این حرف نیز از همان حرف هاست و یک جستجوی ساده فقط در همان خبرگزاری مهر نشان می دهد که تا چه اندازه این کتاب نیز از تبلیغات برخوردار بوده است.

حوصله پاسخگویی ندارم اما مدیر این گروه که خود نویسنده و خبرنگار است احتمالا فراموش کرده که کتاب اولم #قدم_بخیر_مادربزرگ_من_بود در #نشر_افق دو چاپ و در #نشر_آموت ، سه چاپ خورده ، یعنی پنج چاپ. #اژدهاکشان نیز در #انتشارات_نگاه سه بار تجدید چاپ شد و سه بار هم در #آموت چاپ شده، یعنی جمعا شش بار تجدید چاپ. #عروس_بید هم پنج بار در #نشرآموت تجدیدچاپ شده است.
بگذریم از اینکه #بیوه_کشی زمانی منتشر شد که همین دوستان اینجا و آنجا سخنرانی می کردند که فلانی دیگر ناشر شده و دیگر نمی تواند بنویسد و بعد از انتشار بیوه کشی حتی حاضر نشدم یک بار هم مصاحبه کنم؛ کاری که این دوستان بارها برای کتاب های شان انجام می دهند.

و خوشحالم #سه_گانه_یوسف_علیخانی و #بیوه_کشی را با تمام بی توجهی مراکز خبری، خواننده ها می خوانند و امیدوارم هیچ وقت شرمنده مردم نشوم و ادبیات ، مجال مسابقه و خالی کردن نفرت ها و حسادت های شخصی نیست.

یا حق
@aamoutpub
سعید زمانی این را دوست دارد
کاربر گرامی سرکار خانم مارال اسکندری
باسلام و احترام

لطفا دیوار نوشته خود را در صفحه مربوط به همان کتاب منتشر نمایید تا در دیوار کلی نیز نمایش داده شود:

http://shahreketabonline.com/products/1/7870

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب آنلاین
۳۱ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این شما و این دومین شماره از رادیو آموت
براى شنیدن این پادکست به کانال اختصاصى #نشرآموت رجوع بفرمایید :
آدرس کانال آموت : https://telegram.me/aamoutpub

شماره ... دیدن ادامه » دو : ویژه نامه کتاب "به وقت بهشت" / نرگس جورابچیان / نشر آموت

آدرس صفحه نشرآموت در اینستاگرام :
@aamout
آدرس صفحه رادیو آموت در اینستاگرام :
@radio_aamout
فرشته اتین وند این را خواند
محمدرضا کشاورزی و پویا پیرایش این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شنبه ها ساعت ٨ صبح آموت را بشنویم.
این شما و این اولین شماره ى رادیو آموت
براى شنیدن این پادکست به کانال اختصاصى #نشرآموت رجوع بفرمایید :
آدرس ... دیدن ادامه » کانال آموت : https://telegram.me/aamoutpub

شماره یک : ویژه نامه کتاب "بودن" / یرژى کاشینسکى / مهسا ملک مرزبان / نشر آموت

آدرس صفحه نشرآموت در اینستاگرام :
@aamout
آدرس صفحه رادیو آموت در اینستاگرام :
@radio_aamout
#آموت_را_بشنویم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#تابستان_آن_سال
آقای آرمسترانگ، می دانستید که بیماری تان ممکن است به افسردگی شدید و حتی بی ثباتی روانی منجر شود؟
من هیچ بیماری ندارم.
ببخشید؟
به ... دیدن ادامه » من گواهی سلامت کامل دادند.به من نگاه کنید به نظر شما من دارم می میرم؟
پاترسون تعدادی برگه برداشت و به دست منشی دادگاه داد:
(( اینها نظر سه پزشک است.همگی دکترهای صاحب نظر جهانی اند.آن ها قاطعانه نظر داده اند که هیچ درمانی برای بیماری شما وجود ندارد و همواره صد در صد مرگبار است.))
(( در این صورت باید این را به 99/9درصد تغییر بدهند مگر نه؟))
(( آقای آرمسترانگ، شما خود را مقصر مرگ همسرتان می دانید؟؟))
(( انسان همیشه خودش را مقصر می داند، حتی اگر کاری از دستش برنیاید تا جلوی آن را بگیرد.فقط بجث این است که ما آدم ها این طوری هستیم))
#تابستان_آن_سال
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
مهنّا حسین زاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پایان روز اول متوجه یادداشت جدیدی بر روی آستین کت پروفسور شدم که رویش نوشته شده بود:"خدمتکار جدید". حروف با خطی ظریف و زیبا نوشته شده بودند و بالای نوشته طرحی از چهره ی یک زن بود. شبیه نقاشی بچه ها بود: موی کوتاه، گونه های گرد، و خالی کنار لب. با این وجود بلافاصله متوجه شدم که آن نقاشی تصویر خودم است. در ذهنم پروفسور را مجسم کردم ... دیدن ادامه » که سعی می کرد با سرعت آن تصویر را بکشد تا چهره ای شبیه من را پیش از آن که فراموشش کند در نقاشی اش ثبت کند. این یادداشت گواه چیز دیگری هم بود: این که پروفسور برای چند لحظه هم شده فکر کردن را به خاطر من متوقف کرده بود.
#خدمتکار_و_پروفسور، نوشته #یوکو_اوگاوا ترجمه #کیهان_بهمنی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید شما #برنده باشید!
با عکس‌های اینستاگرامی‌تان از رمان‌های #نشر_آموت ، #جایزه بگیرید.
به بهترین #عکس_رمان به همراه انتخاب بهترین جمله که زیر عکس قرار گرفته باشد #جوایز نفیسی اهدا می شود.
از ... دیدن ادامه » میان عکس های دریافتی، ده #عکس برتر انتخاب می شوند که در سه رده ی :
سه نفر نخست
سه نفر دوم
و
چهار نفر پایانی
قرار می گیرند.

مسابقه از نظر انتخاب کتاب و تعداد آثار فرستاده شده هیچ گونه محدودیتی ندارد عکس ها پس از ارسال در اینستای #نشر_آموت قرار می گیرند۰

شرکت کنندگان می توانند عکس ها، جمله و یا پاراگراف انتخابی خود از کتاب های محبوب آموتی خود و آدرس اینستاگرام‌شان را به شماره های
09360355401
09361901708
تلگرام کنند یا از دایرکت بفرستید یا نه، تگ و منشن کنید.

زمان ارسال آثار از حالا تا بیست‌وهشتم آذر ماه.
اعلام برندگان: شب یلدا.

#باشگاه_طرفداران_نشر_آموت
@aamout

#مسابقه_اینستاگرامی_نشر_آموت
#مسابقه_اینستاگرامی_نشرآموت
#مسابقه_اینستاگرامی_آموت

شما هم دوست داشتین به دوستان تون خبر بدهید
مهشید فهیم این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از بزرگ علوی بسیار خوانده ام؛ چمدان، ورق پاره های زندان، 53 نفر، دیو...دیو..، موریانه،اما... چشمهایش خاطره ی دلپذیری از خود در ذهنم باقی گذاشته. شاید دوباره بخوانمش.
مهدی قاسمی این را خواند
درود...
بزرگ علوی شخصیت جالبی در بین نویسندگان معاصر خود داشت، زیاد به چشم نمی آید اما کتاب هایش همیشه بگونه ای نوشته شده که شخصیت های داستانی اش همیشه در یاد می مانند.
من گیله مرد / چشمهایش و سالاری ها را خوانده ام.
۱۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شک ندارم سالها هم که بگذرد وقتی به یاد تابستان امسال بیفتم کتاب اندوه بلژیک هم یادم خواهد آمد.
هوگو کلاوس نویسنده رمان، میگوید: "به نظر عده ای از خواننده ها، این رمان یک مرور تاریخی است اما هدف من نشان دادن جنگ از چشم یک پسر یازده ساله بود، و بزرگترهایی که به سیاست علاقه ای نداشتند. مردمی که هر چیزی را تحمل می کردند، راهبه های سرخورده، ... دیدن ادامه » کشیش های غمگین"
وقتی خواندمش زیر لب گفتم:دانش،فرهنگ و تاریخ در مقابل جوهره ی آدمی چقدر حقیر ند و این اندوه که هیچ کجا دست از سرت برنمی دارد!
اندوه بلژیک توسط نشر آموت با یک ترجمه ی پاکیزه از سامگیس زندی ، به چاپ رسیده است.
درباره ی مجموعه داستانهای کوتاه فلانری اوکانر/ مترجم آذر عالی پور/ نشر آموت
خیلی کم سراغ داستانهای کوتاه می روم. بیشتر وقتها دلم می خواهد درگیر یک داستان طولانی شوم. مدت زمان قابل توجهی را در حال و هوای یک داستان، زندگی کنم. اما... چندی پیش مجموعه داستان کوتاهی را شروع به خواندن کردم که ناشر عاشقش، هنگام فروشش به من، در نمایشگاه کتاب گیلان گفت: این کتاب مقدس نشر ماست.
خریدمش و ماند در کتابخانه ام تا به امسال.
روزی ... دیدن ادامه » بیشتر از یک داستانش را نمی شد خواند. هر داستان بین 25 تا 40 صفحه است. درگیر می شدم به قدر یک رمان پر و پیمان. محال بود داستان که تمام می شد قلبت تکان نخورد. در شگفت می شدم و هیجانم تمامی نداشت. دیوانه بازی ای راه انداخته بودم با تک به تک داستانها.
تمام که شد در صفحه ی اینستاگرامم از نویسنده ی درگذشته اش، مترجم فرزانه اش و ناشر متعهدش سپاسگزاری کردم اما... حق مطلب ادا نشد. بار دیگر گفتم و نوشتم تا شاید بشود آنچه که آن بار نشد.
خبر دارم که به چاپ سوم رسیده است. بخوانیدش... بخوانیدش..بخوانیدش.: مجموعه داستانهای کوتاه فلانری اوکانر/ مترجم: آذر عالی پور، نشر آموت
امیل آژار این را خواند
hedieh mayeli و ابراهیم میرقاسمی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید