دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
منو تحت تاثیر قرار نداد !!!
Emile آژار و مشتاق حسین این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حتی رغبت نکردم تمومش کنم از بس که بد بود:|
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلام " عالی " حتما بخوانید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی جالب با قلم طنزگونه نبویان... با خواندنش بارها از ته دل خندیدم طوری که برای لحظه ای هم که شده از دغدغه های فکری و روزانه جدا شده و با کاراکتر اصلی امیرعلی پا به لحظه هایی میگذاریم که بدون شک حداقل یکی از آنها برای ما نیز در برهه ای از زمان اتفاق افتاده است . نویسنده هدف اصلی خود را از نوشتن کتاب نزدیک کردن و درک بیشتر دو نسل دهه 50 تا ... دیدن ادامه » اواسط 60 و نیمه دوم 60 تا اوایل 70 بیان کرده که بنظر من به خوبی اینکار را به انجام رسانده است.
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
Anis98 gh ، فاطمه نوروزی و محمدرضا کشاورزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زیباست بسیار زیبا... شخصیت ها مکان ها مثلا همین برج خاوران در کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه هم تکرار شد حتی جملاتی عینا تکرار میشود مانند نقاشی ای که درنا از پدرش کشیده بود. این را دوست داشتم حس صمیمیت و اشنایی را ایجاد میکند
حتما خواندنش را پیشنهاد میکنم.
نگاه حامد گیر کرده بود به جای خالی دست ها که نبودند ، اما انگار هنوز بودند. ... دیدن ادامه » انگار هنوز می دیدشان.
علی حیدری این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جسد الیاس را توی دست شویی پاسگاه پیدا کردیم. رگ مچ دست چپ اش را با چاقویی که از ابدارخانه پاسگاه برداشته بود ، بریده بود. گمان میکنم تحمل اش را نداشت. فکر میکنم اگر کسی ذره ای عوضی نباشد باید همان کاری را بکند که الیاس کرد نه کاری را که تو داری میکنی. تو تنها کاری که کردی این بود خبر کشتن بچه ها را توی صفحه هجده روزنامه ات چاپ کردی. همین. ... دیدن ادامه »
یعنی صفحه ای بهتر از صفحه هجده نبود ؟
عالی بود خیلی از خواندنش لذت بردم. قلم مستور روح بخش است. اولین کتابی بود که از ایشان خواندم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید