دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
«ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه می‌کند. زن مجرد خواه محروم‌مانده از پیوند، خواه طغیان‌کرده بر آن، و یا حتی بی‌اعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف می‌شود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت‌های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله‌ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده‌اند.
…دختر ... دیدن ادامه » جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می‌کنند، زن می‌گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را می‌جویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.»


جلد دوم کتاب جنس دوم ، صفحات ۲۲۹تا۲۳۲
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلال‌های خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان می‌کند. بووُآر به‌عنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به‌همین منوال استنباط می‌کند که یک انسان زن زاده نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود، چرا دختران از اوان کودکی، نقش‌های فرهنگی معینی را می‌پذیرند. تز کلی کتاب، ... دیدن ادامه » نشان دادن آن است که چگونه زنان به وسیله ی تاریخ و افسانه‌هایی تعریف و محدود شده‌اند که آن‌ها را در جایگاهی پایین‌تر قرار می‌دهد. به باور بووُآر، تاریخ فرهنگی مانع از آن شده‌است که زنان آزادی خود را درک و بر اساس آن عمل کنند، اما آن‌ها می‌توانند با نفی این افسانه‌های فرهنگی، خود را بازتعریف کنند. در مقابل، تا زمانی که زنان به مردان و سنت‌های فرهنگی اجازه دهند تا چیستی آنان را تعریف کنند، آزاد نخواهند بود. بووار استدلال‌های زیست‌شناختی، روانشناختی، و ماده‌گرایانه را، برای تبیین دسته‌ای از ویژگی‌های رفتاری زنان که از کنترل فرهنگ خارج است، نفی می‌کند.
بووار دلیل می‌آورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شده‌اند. حتی مری ولستونکرفت مردها را به‌عنوان ایده‌آلی که زن‌ها آرزوی رسیدن به آن را دارند به‌حساب می‌آورد. در کتاب جنس دوم بووار می‌گوید که این طرز فکر با ادعای این‌که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش‌روی زنان را گرفته‌است. به‌عقیده ی وی برای آن‌که فمینیسم بتواند به‌جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در این‌صورت زنان درست به‌اندازه ی مردان قادر به پیشرفت هستند.
بووُآر استدلال می‌کند که زنان، همواره «دیگری» مردان به حساب آورده شده‌اند، و چنین ادراکی را در هویت خود درونی ساخته‌اند؛ بنابراین مردان کنش‌گرا، و زنان کنش‌پذیر هستند. بووار بر این باور است که با وجود ساختارهای فرهنگی موجود (همچون ازدواج، مادری، روابط زن - مرد) زنان، بختی برای آزادی یا برابری ندارند. با این وجود، بووار خوش‌بین بود و عقیده داشت زنان می‌توانند زمینه ی آزادی خود را فراهم کنند. آن‌ها می‌توانند افسانه‌های فرهنگی را به چالش بکشند، می‌توانند استقلال اقتصادی بیشتری را تجربه کنند و بر تصور اشتباه پایین‌دست بودنشان در هنر و ادبیات فائق آیند. مهم‌تر آنکه، آنان می‌توانند رابطه ی برابری را با مردان تجربه کنند. او نوشت «اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد... دوست داشتن برای او نیز، همچون مرد، سرچشمه ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگ‌بار».
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مباحث این کتاب بر پایه گفت و گو یا منازعه کوتاه 'لودویگ ویتگنشتاین' با 'کارل پوپر' در 'کمبریج' شکل گرفته است. به تصریح کتاب: 'آنچه مسلم است بگو مگوی شدیدی بین پوپر و ویتگنشتاین درباره ماهیت اصلی فلسفه درگرفت ـ یکی می‌گفت تردید نیست که مسائل فلسفی وجود دارد (پوپر) دیگری می‌گفت نه این‌ها صرفا معما است (ویتگنشتاین). این ... دیدن ادامه » مشاجره فورا به صورت افسانه‌ای درآمد. یک روایت اولیه حادثه می‌گوید که پوپر و ویتگنشتاین برای به کرسی نشاندن حرف خود سیخ‌های تفته بخاری را به طرف هم نشانه رفتند.... ویتگنشتاین و پوپر بر تلقی ما از تمدن, علم و فرهنگ تاثیر ژرف نهاده‌اند. هر یک به نوبه خود سهم بازرسی در مسائل دیرین, مباحثی مانند ما چه می‌دانیم, دانش خود را چگونه می‌توانیم پیش ببریم, چه حکومتی لازم داریم, و نیز در معماهای عصر ما, مثلا حدود زبان و معنا, و این که در ورای این محدوده چه قرار دارد, ایفا کرده‌اند. آن‌ها هر کدام باور داشتند که فلسفه را از خطاهای گذشته‌اش رهانیده است, و مسئولیت آینده‌اش را بر دوش می‌کشد. ویتگنشتاین از دید پوپر بزرگ‌ترین دشمن فلسفه بود. با این همه داستان سیخ بخاری از شخصیت و از عقاید هماور دانش فراتر می‌رود. ولی جدا از داستان زمان آن‌ها نیست, دریچه‌ای است به روی تاریخ پرآشوب و تراژیکی که زندگانی آن‌ها را شکل بخشید و این دو را در کمبریج به هم رساند. و نیز داستان دو دستگی در فلسفه قرن بیستم در باب اهمیت زبان است: اختلاف میان کسانی که مسائل فلسفی سنتی را صرفا مخمصه زبانی می‌دانستند و آن‌هایی که فکر می‌کردند این مسائل از حد زبان بیرون است'. بدین سان, در این کتاب درباره مناقشه کوتاه بین پوپر و ویتگنشتاین, چند و چون آن, گواهان در جلسه, خاطرات شاهدان, و تقابل فکری آن دو بحث شده است.
آرمان حیدری ارجلو و سبحان معصومی این را خواندند
فاطمه حبیبی و قاریاقدی یُلمه این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در ابتدا این کتاب رو به تعدادی از خوانندگان کتاب پیشنهاد می کنم ، بعد یک توضیح بسیار کلی در مورد این کتاب میدم و همچنین توضیحات خیلی کوتاهی در مورد محتوای کتاب و در آخر بخشی قرار دادم برای آشنایی با نویسنده کتاب.

همه ی توضیحات نظرات خودمه (به غیر از بخش "معرفی نویسنده").


قبل ... دیدن ادامه » از این که شروع کنم ازتون می خوام تعصبات رو کنار بگذارید و به دلیل حاشیه های سیاسی و منتقدان افراطی دچار پیش داوری ها و قضاوت های بچه گانه و به خصوص دچار "خطا یا مغالطه ی تحجر ( Dogmatic Fallacy)" نشید. و بی طرفانه نظرات منو بخونید.
پیشاپیش از صبر و دقت شما خواننده ی عزیز ممنونم D:



مخاطبان مناسب این کتاب (از نظر من):

1- اونایی که در رشته ی فلسفه، به خصوص فلسفه ی تحلیلی (و باز به خصوص گرایش فلسفه علم) تحصیل می کنند.

2- اونایی که از فلسفه (Philosophy) و علم (Science) و موضوعات مربوط به علم و فلسفه ، رابطه ی بین علم و فلسفه ، تفاوت قوانین علمی و فلسفی و قلمروهای هر کدام از این دو دانش بی اطلاع اند.

3- به طور کلی علاقه مندان به فلسفه ، چه مبتدیان (اونایی که تازه با فلسفه آشنا شدند و فقط با چند اصلاح فلسفی آشنایند یا فقط کتاب هایی مثل "دنیای سوفی" و "مسئله اسپینوزا" خوانده اند.) و چه حرفه ای ها (کسانی که با تاریخ فلسفه غرب به وسیله خواندن کتاب هایی مثل "سیر حکمت در اروپا" از فروغی و "تاریخ فلسفه غرب" از راسل آشنایی دارند ، با منطق قدیم و جدید آشنایی دارند و کتاب هایی فلاسفه بزرگی چون دکارت ، شوپنهاور ، کانت ، ویتگنشتاین ، هیوم و ... را خوانده اند.)


معرفی کتاب:

کتاب "علم چیست، فلسفه چیست؟" از اونجایی به نظرم من خیلی مفیده که ما رو با بسیاری از قلمروهای فلسفه و علم آشنا می کنه. چیزی که به نظر من به این کتاب اعتباری دوچندان داده اینه که این کتاب شامل آراء و نظرات فیلسوفان معاصر بزرگی چون وایتهد ، پوپر و دوئم است.


فهرست مطالب:

مقدمه ی طبع جدید نه
مقدمه ی تحریر دوم یازده
مقدمه سیزده
علم چیست؟ 1
فلسفه چیست؟ 31
متافیزیک چیست؟ 35
محتوای متافیزیک 41
آیا می توان از متافیزیک بی نیاز بود؟ 49
اهمّ مسائل متافیزیک 55
رابطه ی علم و متافیزیک 59
تفاوت قوانین علمی و فلسفی 63
چگونه می توان به یافتن راه حل یک مسئله توفیق یافت؟ 69
علم و عالم در بینش اسلامی 77
هدف علم 117
فهرست کتب برگزیده 139
علم و فلسفه 141
فیزیک و متافیزیک 169
کشکول و فانوس: دو نظریه پیرامون معرفت 189
فهرست اعلام 221


توضیحاتی در مورد مطالب کتاب:


"هدف علم" ترجمه ای از مقاله ی کارل پوپر ، فیلسوف مشهور علم معاصر ، با همین عنوان است. نشانی کامل مقاله ی یادشده:
K. R. Popper, Objective Knowledge (Oxford University Press, 1975), pp. 191-205

"فهرست کتب برگزیده" کتاب های مفید در زمینه ی فلسفه علم ، علم و متافیزیک از بزرگانی همچون برکلی، ارسطو، دکارت، فرگه، هوسرل و ... را به خوانندگان مشتاق معرفی می کند.

"علم و فلسفه" ترجمه ی فصل نهم از کتاب Adventures of Ideas (Cambridge: at the University Press, 1942) اثری از فیلسوف مشهور معاصر ، آلفرد نورث وایتهد می باشد.

"فیزیک و متافیزیک" ترجمه ی بخشی از کتاب پیر دوئم (ترمودینامیسیست، مورخ علم و فیلسوف علم نامبردار و گرانمایه فرانسوی) به نام The Aim and Structure of Physical Theory است.


"کشکول و فانوس: دو نظریه پیرامون معرفت" ترجمه ای است از مقاله ی کارل پوپر با عنوان:
The Bucket and the Searchlight: Two Theories of Knowledge


معرفی نویسنده ی کتاب:
عبدالکریم سروش (به نام پیشین: حسین حاج فرج دبّاغ) (زادهٔ ۱۳۲۴ خورشیدی، تهران)، نواندیش دینی، فیلسوف، مولوی‌شناس، نظریه‌پرداز، متکلم، فعال حقوق بشر، مدرس دانشگاه، شاعر و مترجم ایرانی است. او در دانشگاه علوم پزشکی تهران داروسازی و در لندن در رشته شیمی تجزیه و فلسفهٔ غرب تحصیل کرده‌است. او نظریات خودش را کلام جدید می‌نامد و مرام کلامی خود را نو معتزلی می‌داند. وب‌گاه بی‌بی‌سی فارسی در گزارشی وی را مناقشه برانگیزترین روشنفکر دینی و یکی از تاثیرگذارترین متالهان شیعی نزدیک به سه دهه اخیر ایران و رهبر جریان روشنفکری اصلاح‌طلب ایران دانست.
سروش همواره کوشیده‌است تا تأویلی جدید از اسلام را ارائه کند. دیدگاه‌های او همواره مخالفت‌هایی را در بین روحانیان برانگیخته‌است. در سال ۲۰۰۹، مجلهٔ فارین پالیسی وی را هفتمین روشنفکر مردمی جهان معرفی کرد.در سال ۲۰۰۹، مجله «فارین پالیسی» در پی یک نظر سنجی عمومی، بر اساس نتایج آرای اخذ شده آنلاین، نام وی را در لیست صد روشنفکر برتر جهان آورد. این در حالی بود که نام نوام چامسکی، ال گور، برنارد لوئیس، اومبرتو اکو، آمارتیا سن، فرید زکریا، گری کاسپاروف و ماریو بارگاس یوسا در رده‌های پایین‌تر از او قرار گرفته‌اند.
سروش در دانشگاه‌های آمریکا، آلمان، هلند و... در زمینه‌های مولوی‌شناسی، اسلام‌شناسی و فلسفه علم به تدریس پرداخت. همچنین او در موسسهٔ آی‌اس‌آی‌ام هلند (موسسه تحقیق در اسلام معاصر)، تحقیقاتی شخصی روی کتاب‌های خود انجام داد و در دانشگاه آمستردام فلسفهٔ سیاست در اسلام را تدریس کرد. سپس به امریکا رفت و در دانشگاه کلمبیا کار تحقیقی کرد و بعد از آن برای تدریس به دانشگاه جرج تاون در واشنگتن رفت. وی از سال ۱۳۷۸ به تدریس در دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه هاروارد و دانشگاه پرینستون (۱۳۸۱-۱۳۸۰) مشغول بوده‌است. سروش فلسفه علم و فلسفه تاریخ را در دانشگاه تهران، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین، دانشگاه مشهد، دانشگاه شیراز، دانشگاه تربیت مدرس و موسساتی چون «انجمن حکمت و فلسفه» تدریس کرده‌است. همچنین او پدر فلسفه علم در ایران می باشد.چرا که نخستین کسی بود که فلسفه علم را در رشته های دانشگاهی جا داد و در این باره کتاب تالیف کرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید