دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
انسان نمی تواند برای گذشته اش ارزشی بالاتر از تجربه قائل شود.
توجه داشتن به آن بیش تر یا کمتر از این مقدار تکرار های را می آفریند که تاثیرشان بر جریان زندگی انسان هر چه که باشد جدید و رو به جلو نخواهد بود.
شاید بتوان گفت انسان های تکراری بیشتر از اینکه بتوانند آینده ی بهتری را رقم بزنند توانایی گریز از گذشته شان را ندارند.
۰۹ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من در مورد کتاب نمی شود خیلی نظر داد کتاب شخصیتی را توصیف می کند که در مورد همه ی ابعاد زندگی او شبهه و شک وجود دارد
از لحظه ی عروج به اصطلاح روحانی اش در کلیسا که سرنوشتش را دگرگون ساخت
تا شانس ورودش به دربار و دیدار با ملکه تا دخالتش در تصمیمات دربار جنگ و نهایتا قتل شاهنامه گونه اش
توجیه ... دیدن ادامه » مناسبی برای خیر یا شر بودن راسپوتین وجود ندارد در مورد قدیس بودنش و لباس معنوی اش تا شراب خواری اش هم صحبت های زیادی وجود دارد
من با توجه به تجربه ام فکر می کنم مردم به چیزی که می خواهند دامن می زنند داستان و زندگی راسپوتین هم حاصل بود و نبود دغدغه های مختلف مردم و البته خوش شانس بودن شخص راسپوتین هم بوده است.
در نظر بگیرید راسپوتین به درباری راه پیدا کند که شاه سست عنصر و بی اراده است و ملکه نفوذ بسیار زیادی بر او دارد خب بسیار روشن است که هرکسی با ذره ای تدبیر و خوش شانسی هم نفوذ خود در دربار را بالا می برد و هم در تصمیمات در بار و جنگ هم می تواند دخالت داشته باشد
داستان روایت های خیر و شر راسپوتین خیلی بی شباهت به سریال دکستر نخواهد بود که یه قاتل سریالی قاتل های دیگرو به بدترین شکل می کشت و این قاتل برای برخی شیطان قاتل و برای برخی ناجی و فرشته بود حالا باید در نظر گرفت که کارهای خلاف و ستمکارانه ی راسپوتین در دربار خلافکار و ظالم رومانوف چه بازتابی برای مردم روسیه داشته است؟
داستان های شبهه دار راسپوتین از نظر من تا حد زیادی حاصل خرافات مردم و البته نیاز مردم به پرداختن به مسایل اعجاب انگیز بوده است.
نمونه اش در کشور ما هم کم نبوده از داستان های عجیب در مورد ارتشبد جهانبانی خلبان ارتش شاه گرفته تا داستان هایی در مورد اظهار نظرهای خیالی بازیگران هالیوود در مورد بازیکنان تیم ملی در جام جهانی فوتبال
مردم در طول تاریخ به دنبال دغدغه بوده اند تا مسایل را برای خودشان انگونه که مد نظرشان است بال و پر بدهند. راسپوتین هم تدبیر و خوش شانسی اش را به کار برده است و مردم هم با ذات کنجکاوشان او را در تاریخ جاودانه کرده اند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بیشعوری خاویر کرمنت محتوایی جدید صریح و بسیار پرتکرار دارد.
کتاب گرچه سعی در معرفی یک بیماری دارد اما لحن گاه و بیگاه طنز امیز و مثال های خنده دار نویسنده گاها سبب می شود که کتاب و محنوای ان جدی گرفته نشود و این یک ضعف بسیار بزرگ برای یک نویسنده و کتابش هست که خواننده حس کند در حال اتلاف وقت است . ضعف دیگر تکرار های بسیار زیاد برخی مسایل ... دیدن ادامه » و موضوعاتی است که حتی در تمام فصول تکرار شده و به وضوح مشاهده می شود.
نقطه ی قوت کتاب لحن صریح و در عین حال فوق العاده عامیانه هستش که خواننده این بیماری رو با هر عنوانی میتوته اطراف خودش ببینه.
کتاب ارزش خواندن را دارد اما بعد از خواندنش احتمالا به این نتیجه خواهید رسید که این همه تبلیغ و مانور برای این کتاب بی عدالتی و کم لطفی در حق کتاب های پرمحتوا تر است.
به نظر من کافکا و نوشته هایش خواننده را وادار به فکر کردن و انتخاب می کند.
داستان هایی بدون جذابیت و سرد و البته دارای درون مایه ای که تاثیرات بنیادی در فلسفه ی افکار و عقاید خواننده دارد.
خواننده نمی تواند با اطمینان انتخاب کند که کتاب را دوست داشته یا نه.
مسخ ... دیدن ادامه » داستان بسیار ساده ی شخصی است فقیر و نان اور یک خانواده که یک روز از خواب بیدار می شود و می بیند که تبدیل به حشره شده است داستان در یک اتاق اتفاق می افتد همراه با صداها و تصویر سازی های راوی که البته بسیار فوق العاده انجام شده است شخص دیگران را می شنود و درک می کند ولی صدایش شنیده نمی شود کنار گذاشته می شود و ناعادلانه قضاوت می شود.
داستان بسیار ساده است اما خواننده برای لحظه ای به خود می اید که در جهان ممکن است این اتفاق برای او هم رخ دهد و ممکن است زمانی که ان ثبات گذشته را ندارید دیگر ان اعتبار و اعتماد را هم نداشته باشید. البته خواننده گاها هم از سوی کافکا متهم می شود که ممکن است کسی را ناعادلانه کنار بگذارید و همچون اشخاص بیرون از اتاق داستان مسخ شوید.
داستان مسخ ساده است و البته خیلی ساده هم نفوذ می کند و تکان می دهد
من این کتاب رو بیش از 10 بار خوندم و هر بار یک نکته تازه ازش فهمیدم...هر بار انگار یک حرف تازه برای گفتن داره...
۲۸ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرگاه امیدم را از دست دادم با خودم فکر کردم که عاقبت زندگی ام چیست؟
براساس حرف و حدیث های عرف
یا خیر تمام می شوم و یا غرق در گناه
یا ... دیدن ادامه » باید دنیایم را بسازم و یا آخرتم را
و یا و یا و یا...
در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگر انسان قدرت فکر کردن و ابتکار عمل دارد, من در دنیا و آخرت پر رمز و رازم نه خیرترین را الگو می دانم و نه شیطان را
نه به زمان فکر می کنم و نه به مکان
در قعر ناامیدی هایم اندیشیدن به عاقبت کار را دلیل اصلی این ناامیدی می دانم.
من داستان زندگی خودم را می نویسم و تا انتهای این داستان شگفت انگیز تنها به خودم امیدوارم , عاقبت هر چه که باشد از یک چیز حسرت نخواهم خورد و آن هم این است که حداقل هیچگاه با طناب دیگران به چاه نرفته ام و به عنوان یک انسان متفکر ابتکار عمل داشته ام.
۲۰ شهريور ۱۳۹۴
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مادر ماکسیم گورکی باید تحسین شود
نه بخاطر درون مایه ی سیاسیش و نه بخاطر ریشه ی سوسیالیسنی ان بلکه فقط و فقط بخاطر به تصویر کشیدن قهرمانش به بهترین شکل ممکن.
ماکسیم گورکی هیچگاه شهرت تورگینف چخوف و تولستوی رو نداشت اما هرکس او را می خواند بی شک به این نتیجه خواهد رسید که این مرد می دونه چه می نویسه یا عامیانه تر بگم کارش رو بلده.
ابتدای ... دیدن ادامه » داستان بدون هیچ کاستی با خانواده ای اشنا میشیم که پدر پدری نمی کنه و عاقبت تلخش مرگه
ناخوداگاه یکی از شخصیت های داستان به ما ارامش میده و ما رو جذب میکنه اون شخص مادر خانوادست
بعد از مرگ پدر پسر تغییر رویه میده و به عضویت گروه های سیاسی در میاد. مادر بعد از مطلع شدن از کار پسرش نه تنها از اون حمایت میکنه بلکه انگار مادر همه ی جوان های انقلابی میشه
سختی میشکه مبارزه میکنه و پرچم داری میکنه
شخصا به این نتیجه میرسم که قرار نیست همه ژاندارک باشن گاهی یه مادر واسه فرزندش واسه اینده ی فرزندش توی یه روستای کوچک توی دنیای کوچک خودش دست به کارهایی میزنه که ژاندارک هم شجاعت انجامشون رو نداشت و دنیای بیکران به احترامش از جاش بلند میشه.
مادر ماکسیم گورکی این مادر رو به تصویر میکشه.

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
و راه را برای انسان بستند...
با قوانین عجیب و غریبشان
قوانینی که چه طبیعی بود و چه به نام تقدیر , گاها حاصل تفکر دیکتاتور مابانه ای بود که همه را به بازی گرفت.
در ... دیدن ادامه » تیم انسانیت بهترین ستاره ها و امکانات را به ما دادند اما دریغ از یک فرصت برای نشان دادن خلاقیت های انسانیمان!
انسان کامل فقط نامی آکادمیک و دردناک است , دردناک و غیر قابل تحمل است وقتی ستاره صدایت بزنند و نیمکت نشین باشی.
۱۰ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ی حیوانات با هم برابرند اما برخی برابرترند
در نقد های نکته ای که تقریبا همه به اون اشاره می کنند اینه که اورول امیدوار بود که با نوشتن رمان مزرعه حیوانات حقیقت سیستم دروغین شوروی را بر ملا سازد البته به نظر می رسه خیلی هم این نقد دور از حقیقت نیست برای مثال شباهت کاراکترهای داستان به شخضیت های تاریخ شوروی مثل تروتسکی استالین یا مکان هایی مثل کلیسای ارتودوکس که توی داستان ازش به عنوان سرزمین شیر و عسل یاد میشه
اما من فکر می کنم تنها شوروی رو به باد انتقاد نمی گیره تمام انقلاب های بدون ارمان منظقی و بدون نگاه فنی به اینده رو نقد می کنه برای مثال اعدام بسیاری از همقطاران انقلاب حیوانات بدست خوک ها که نظیرش در انقلاب فرانسه و توسط ژاکوبن های اتفاق افتاد یا اعدام و فراری دادن های تئورسین های اصلی انقلاب فرانسه مثل دانتون.
انتقاد ... دیدن ادامه » های اورول در داستان مزرعه حیوانات کاملا ریشه ای و رادیکال هستش و فقط مربوط به نظام شوروی نیست بلکه از نظام سرمایه داری هم انتقاد میشه ( انتقاد از اقای جونز رییس مزرعه) مثلا در ابتدای داستان یکی از دلایل انقلاب ظلم انسان به نوع حیوان هستش اما بعد از انقلاب از دوستی و دشمنی حیوان های دوپا و چهارپا صحبت به میان میاد.
از نگاه اورول نظام های می ایند و می روند عده ای قدرت را به دست می گیرند و گاها چارجوب های را پایمال می کنند اما این در واقع این ماهیت قدرت هست. سرانجام دسته پنجه نرم کردن حیوانات(کارگران) با طبقه ی قدرتمند تحقق کامل عدالت یا شعارهای ارمان گرایانه نیست بلکه شعاری متعادل تر است مانند: همه ی حیوانات با هم برابرند اما برخی برابرترند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی نمیتواند بر پایه ی تصورات ساخته شود. دلیل اینکه تصورات گاهی فریبمان می دهند و گاهی به هدف نزدیکمان می کنند این است که تصور زاده ی تفکر با چاشنی احساسات و تجارب است.
۰۸ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچند این داستان به برادران کارامازوف شباهت های بسیاری داره اما بدون شک خاص ترین اثر داستایوفسکیه روسه.
راسکانیلکف در ابتدای داستان صرفا بخاطر انگیزه های مجهولی که ذهنش رو به شدت مشغول کرده و خود ما هم گاها نه به این شدت اما تحت عنوان هایی همچون بیگانه بودن خودمان با جامعه ی انسانی یا طبیعی و یا حتی با خودمان با اونا مواجه میشیم مرتکب قتل میشه.
تحلیل رو شروع می کنه اما قهرمان داستان سردرگم تر میشه دلیلش هم اینه که الان علاوه بر اذمای بیرون با خودش هم در حال جنگه وجدانش ارامش نداره با اخلاق انسانیش اختلاف نظر داره و همه ی این ها بن بسته
تا ... دیدن ادامه » زمانی که عشق سوفیا از راه می رسه عشقی که مد نظر داستایوفسکیه محبت خداست
سوفیا دختری هستش که تن فروشی می کنه اونم صرفا بخاطر منافعش اما تن فروشی که ما گاها به احساس و انسانیتشون شک داریم کلید خروج راسکانیکلف از هزارتوی فکرشه. محبت راسکانیلکف رو هدایت میکنه
و سرانجام یک اتفاق خوب و یک اتفاق بد در کنار هم راه رو برای انتخاب خیر و شر فراهم میکنه و در نهایت قهرمان داستان رستگاری رو انتخاب می کنه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با جرات میشه گفت که سیذارتا یکی از برجسته ترین و در واقع مظهر قدرت قلم هرمان هسه ی المانیه.
داستان در مورد سیذارتا و دوستش گویندا که در واقع دوستی اونا و در ادامه جدا شدن اونا گویای این مسئله هست که حتی گاها دوستی عمیق هم نمیتونه خلا درونی رو پر کنه.
سیذارتا یا بهتر بگم قهرمان داستان سیذارتا فاکتورهای یک زندگی خوب و بی دغدغه رو داره اما مشکل سیذارتا روراستیش با خودشه. اون به این نتیجه میرسه که باید حرکت کنه و البته هر حرکتی سختی های خودش رو داره.
داستان ... دیدن ادامه » به سمتی پیش میره که سیذارتا نه برهمان و نه بوداییسم و نه هیچ جیزی دیگری رو مرهم دردش نمیدونه و به عنوان مکمل های این راه به اونا نگاه می کنه در واقع به این نکته اشاره میشه که گرچه نیروهای بیرونی گاها به ما جهت میدن اما داستان زندگی هر شخص توسط خودش نوشته میشه.
سیذارتا زندگی رو جستجو میکنه قربانی میکنه و قربانی میشه و سرانجام با تصویر خودش روبرو میشه (توی کتاب با رودخانه روبرو میشه و ندای رودخانه رو میشنوه و در واقع به وحدت با خودش و طبیعت میرسه که هدف هسه از این داستان همینه بنظر بنده)
قاریاقدی یُلمه این را خواند
فاطمه حبیبی و میم امیری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرکسی با مطالعه ی اکثر کارهای هاینریش بل میتونه به این نتیجه برسه که قهرمان داستان های او اکثرا ادم های شکست خورده و درمانده هستن.
عقاید یک دلقک هم داستان هانس اشنیر دلقکی است که ظاهرا به بن بست نزدیک شده.
اما شاید ترک کردن اشنیر توسط معشوقه اش ماری تیر خلاص و در واقع پاره شدن طناب دلبستگی های اشنیر به دنیاست.
شاید ... دیدن ادامه » بعضی مواقع برای هرکسی مشکلاتی پیش بیاد که گاها نامید میشه و گاها برای حل کردن اونا تلاش میکنه ولی یه اتفاق از نوع ویرانگر تمام امید ها رو بی رنگ می کنه و اتفاق ویرانگر زندگی اشنیر دلقک از دست دادن معشوقش هستش.
اشنیر همه چیز رو با ترازوی بدبینی بررسی میکنه و سعی میکنه یک منتقد نوین باشه.دنیا یا به کام شماست و احساس راحنی می کنید و یا نیست و شورش می کنید و در عقاید یک دلقک دنیا به هیج وجه به کام اشنیر نیست ساده تر بگم اشنیر یه شورشیه.
انسانی که به بن بست می رسد نیازی به پرواز ندارد.گاهی باید پل پشت سر را هم خراب کند و در بن بست بماند.
هر لحظه ی در بن بست ماندن هدیه ای به او در دنیای به ظاهر پویاست تا فکر کند،شک کند و خودش را پیدا کند.گاهی پرواز خودفریبی و بازگشت تسلیم است و شاید در بن بست ماندن فرصتی برای تجربه ی آرامشی واقعی باشد.
۰۶ شهريور ۱۳۹۴
فاطمه حبیبی ، سبحان معصومی و میم امیری این را امتیاز داده‌اند
وقتی پاهات تو رو یاری نکنند بن بست همون جاییه که تو ایستادی
۰۷ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوشه های خشم داستان سرگذشت یک خانواده ی امریکایی از قشر کارگر و کشاورز جامعه در سال های بحران اقتصادی امریکا هستش که بدلیل تغییر ساختار اقتصادی امریکا و اتوماسیون اولیه ی صنعتی دچار مشکلات بسیاری میشن و مجبور به مهاجرت به شهر دیگه ای میشن.
کتاب گاها خسته کننده میشه نه بخاطر کمبود محتوای جذاب بلکه بخاطر گفتن حقایقی که ما اصولا ... دیدن ادامه » از بیان یا تغییرش عاجزیم. جان اشتاین بک حتما با عصبانیت این کتاب و نگارش کرده (همانطور که خودش گفته در زمان نگارشش شدیدا تحت تاثیر مشکلاتم بودم) اما چیزی که با ارزشه بیان انتقاد های به ساختار اقتصادی امریکاست که امروز بعد از گذشت نزدیک به پنجاه سال بسیار بسیار بیشتر به چشم میاد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب نبرد من کتابی هستش که ادولف هیتلر در دوران حضورش در زندان لندبرگ توسط منشیش رودولف هس (الارقم کمک به هیتلر در نگارش این کتاب رودولف هس پس از دستگیری در سال 1941 میگفت که هیتلر و به سختی بیاد میاره) نوشت.
نوشته های کتاب بیشتر داستان زندگی ادولف هیتلر و نقطه نظرات اون در مورد تاریخ کشور بوده بخصوص دلایل شکست المان در جنگ جهانی اول که ... دیدن ادامه » بیشتر این اتهامات متوجه یهودیان هستش و البته نقد غرب و جامعه ی فدرالیسم و جهت گیری های کم و بیش شرقی.
کتاب جالبه اما اثار کینه و خصم کاملا توش نمایانه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حریم خصوصی همیشه به معنای مجموعه ای از خط قرمزها و سپرهای انسان در مواجهه با دنیای بیرونی نیست بلکه گاهی حاصل بی اعتمادی انسان به این دنیا و اتکا به تنهایی و دنیای پر اسرار درونیست که فقط خودش میتواند درکش کند.
۰۶ شهريور ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب از اون جهت متفاوت هستش که یکی از معدود کتاب های فلسفیه که با داستان جذابی همراهه
یه فرصت به خواننده داده میشه تا به همراه سوفی اموندسن توی کلاس فلسفه ی البرتو بشینه
این کلاس شما رو کاملا با فلسفه اشنا نمی کنه ولی به خواننده اش دوتا امکان میده
اول ... دیدن ادامه » اینکه این امکان رو میده که وقتی از فلسفه صحبتی پیش میاد شما توی اون بحث غریبه نباشید
و دوم شما رو با دنیای فلسفه اشنا میکنه
کتاب هرجند به خاطر خط داستانش گاها از بعضی از مسایل مهم چشم پوشی میکنه ولی خواننده رو بعد از خوندنش با کمی ارفاق میشه فیلسوف نامید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حرف نمیزنم مگر زمانی که حرف مهمی برای گفتن داشته باشم
ویژگی مهم کتاب در این هستش که تنها حرف های مهم در اون رد و بدل میشه
حرف های مهم راوی داستان که گرچه گاها از عالم طبیعی با بهتره بگم از حالت عرف انسانی خارج میشه
ولی ... دیدن ادامه » جذابیت راوی در روراستی او با خودش و البته با دنیاست.
کتاب در مورد اغاز حوادث دوره ای از زندگی فردی به ظاهر پوچ گراست که در بستر این حوادث عمل گرایی و روراستی را به نمایش می گذارد.
پیرمردو دریا داستان شکار چند روزه یا بهتر بگم خلوت چند روزه ی یک ماهیگر کارکشته توی دریاست
داستان یه ازمون بزرگه داستان براورده کردن انتظارات فردیه که تورو الگوی خودش میدونه و البته اون فرد واست اهمیت داره.
کتاب در واقع کتابی هستش که ارنست همینگوی در دوران کمال نویسندگیش اون رو نوشته
در سرتاسر صقحات کتاب اعتماد به نفس نویسنده کاملا ... دیدن ادامه » نمایانه و نبود استرس نویسندگی خط داستان رو به بهترین نحو جلو میبره
سبحان معصومی و طاهره بتیار این را خواندند
رعنا جمالی و قاریاقدی یُلمه این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب پاسخ به تاریخ شامل سه بخش اساسی هستش
اول توضیح شاه در مورد چارجوب سلسله پهلوی
دوم در مورد دیدگاه های و برنامه های شاه برای کشور چه در اینده چه در گذشته
سوم ... دیدن ادامه » هم در مورد انقلاب که در این بخش قویا اعلام میکنه تنها کسی که در جریان انقلاب مقصر نبود خودش هست.
کتاب هر چند از نظر اسم بیشتر شبیه کتاب هایی هست که دیدگاه نویسنده رو ارائه میدن ولی گاها شبیه به جلسه دادگاه میشه و اتهام های زیادی در اون مطرح میشه. بیشتر این اتهامات متوجه انگلیس هستش
شاه شدیدا به انگلیس بدگمان بود حتی صادق زیباکلام این رو تصدیق میکنه و میگه شاه قبل از خروجش از کشور سر بولارد رو احضار میکنه و مسوولیت این بحران ها رو متوجه انگلیس میدونه.
هرچند از این کتاب نقل قول های زیادی میشه برای مثال در کتاب یکرنگی شاپور بختیار ولی اکثر نزدیکان شاه گفتن که شاه در زمان در نگارش این کتاب تحت تاثیر اثار منفی روحی و روانی بعد از خروجش از کشور بوده است
علیرضا پورنعمت این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید