دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
روان، خواندنی، فاخر
شازده احتجاب، جریانِ سیالِ ذهن است.
گفت و گوهایی که گاه مستقیم در ذهن شخصیت های داستان است و گاه بصورت غیر مستقیم، یعنی نویسنده اطلاعاتی را درمورد آن شخصیت به خواننده می دهد. داستان از قاجار و نوادگانش حکایت می کند؛ و تصویر سازی های نویسنده و اطلاعاتی که درمورد رسوم و فرهنگ آن زمان خاندان قاجار ارائه می دهد، گواه ... دیدن ادامه » خوبی بر اطلاعات جامع نویسنده از آن دوره است. در این اثر، هر شخصیتی می تواند یک نماد باشد: مراد نمادی است برای افول قاجار، فخرالنساء نمادی از یک زن روشنفکر و ظلم دیده، فخری یک رعیت تمام عیار که با فخرالنساء ادغام می شود و به شکلی در هم گم می شوند که خواننده را هم در خود گم می کنند. روند داستان به حدی به هم پیوسته است که نمی‌توان کتاب را زمین گذاشت.حس خفگی که هنگام خواندن کتاب داشتم، پیش تر در "سال بلوا" تجربه کرده بودم.
سید حسین فرهادی این را دوست دارد
جرا حس خفگی ؟؟؟
۶ روز پیش، جمعه
پس داستان فضای سرد و سیاه داره با این تفاسیر .
۵ روز پیش، شنبه
ولی زیباست.
۴ روز پیش، يكشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه ی ضعیف، ارزش اثر را پایین می آورد. برای من که به ژانر عاشقانه علاقه ی چندانی ندارم، تجربه ی خیلی بدی بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر کتابی با یک نشانه ای ( انسان یا شیء ) در ذهنِ ما ثبت می شود؛
مثلا "سمفونی مردگان" با آیدا،
"مردی در تبعید ابدی" با شمع،
"خاما" ... دیدن ادامه » با انار،
"پرنده ی من" با سکوت نویسنده،
"مردی با نام اوه" با گربه
و "مادرم را به تو می سپارم" با خرمالو در ذهن من شده اند.
داستان پس از گم شدن مادر را روایت می کند. فرزندان، همسر و خواهر شوهری که فکر می کنند مادر وظیفه دارد همیشه حضور داشته باشد، و همیشه نادیده اش می گیرند؛ تا اینکه مادر گم، و یک‌باره حضورش حس می شود و همه شروع می کنند به مرور خاطراتش.
*متاسفانه، ترجمه ی کتاب قوی نیست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما چرا باید خیال کنیم مادر، از اول مادر زاده شده بود؟ او، برای دنبال کردن رویاهایش فرصت نیافت. او، تک و تنها توانست با تمام آنچه روزگار برایش مقدر کرد، مثل توانایی یا غم و غصه کنار بیاید. کاری برای گریز از تقدیر در زندگیش نتوانست انجام دهد؛ غیر از آنکه صبر کند و رنج بکشد، بکوشد تا از آن بگذرد و تمام توانش را به کار گیرد تا بهتر زندگی کند. ... دیدن ادامه » همه ی تن و تمام قلبش را یک جا وقف زندگی کرد. چرا من هرگز نتوانستم به رویاهای مادر فکر کنم؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تیتر یک اخبار کشور ما: کودک آزاری!
همیشه اینطور است که یک ماجرای این چنینی را بزرگ می کنند، همه درباره اش صحبت می کنند، همه دل می سوزانند و بعد از مدتی همه فراموش می کنند. ولی کمتر کسی خواسته درباره ی آینده ی آن کودک چیزی بداند.
گیل هانیمن از تاثیرات این آسیب اجتماعی در جنبه های مختلف زندگی این کودکان در آینده می گوید.
الینور ... دیدن ادامه » آلیفنت، بیش از اینکه یک رمان باشد؛ یک کتاب روانشناسی است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی سکوت و تنهایی مرا تحت فشار می گذاشت، خردم می کرد و درونم را مانند یخ، تکه تکه می کرد، گاهی اوقات، نیاز داشتم بلند صحبت کنم؛ حتی اگر برای تنها نشانه ی زندگی در آپارتمانم باشد.
یک سوال فلسفی: آیا اگر درختی در جنگل بیفتد و کسی نباشد صدای افتادنش را بشنود، صدایی تولید می کند؟ و اگر زنی که کاملا تنهاست گاه گاهی با گیاهی که داخل گلدان است، ... دیدن ادامه » صحبت کند، دیوانه است؟ مطمئن بودم اینکه انسان گاهی با خودش حرف بزند، کاملا عادی است. این به آن معنا نبود که من انتظار پاسخ داشته باشم..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اما هیچ داستانِ برجسته ای با پایان خوش تمام نمی شود، بلکه یک‌ داستانِ خوب با پایان خود در مخاطبش شروع می شود. و پدر من آن داستان جذابی بود که هم از آغاز تا پایانش، هر لحظه داستانی را در مخاطب خود که من بودم، آغاز و آغاز و آغاز می کرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شروع یک رابطه و پایان آن.. همین‌.
ولی خواندنش را به افرادی که به تازگی رابطه ای را شروع و یا تمام کرده اند، توصیه می کنم. دوستم دارد یا نه؟! آیا فلاکت بارترین وضعیت ممکن را من دارم؟ چرا رفت؟! پاسخ این سوالات را می توان در این کتاب پیدا کرد. دو باتن، عشق را از زاویه های فلسفی، جامعه شناسی، سیاسی، عاطفی و روانشناسی بررسی و دودلی های شروع و ... دیدن ادامه » ادامه ی یک رابطه و احساسات شوک، غم، ناامیدی، خشم و حس خیانت نسبت به احساسی که زمانی عزیز بوده است؛ در پایان رابطه را بیان می کند.
احمد آبائی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر چنین تجربه ی تلخی نداشته اید، سوگ مادر را نخوانید!

سوگ: پاسخ و عکس‌العملی به از دست دادن فرد یا چیزی..
سوگ‌ مادر شامل تمام آنچه است که در دوران بیماری و سال ها بعد از مرگ عصمت مسکوب در ذهن فرزندش شاهرخ می گذرد. شاهرخ مسکوب خیلی زیبا افکار فردی را که دچار یک خلا در درون و بیرون خود است، بیان می کند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدمیزاد یک بار به دنیا می آید اما در هر جدایی یک بار تازه می میرد. مرگ دردی است که درمانش را با خود دارد، چون وقتی برسد دیگر دردی نمی ماند تا درمانی بخواهد.
الهام فرح بخش این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"رفیق اعلی" را به راحتی نمی توان معرفی کرد!
کتابی عارفانه درمورد فرانچسکوی آسیزیایی، فرانچسکوی قدیس.
کریستیان بوبن یا پیروز سیار؟!
کدامشان ... دیدن ادامه » خواننده را به حدی مجذوب خود می کند که به راحتی نمی توان دست از خواندن کشید؟
قلم نویسنده بسیار قوی است و ترجمه ی جناب پیروز سیار حتی از آن هم قوی تر است.
این کتاب جوایز دوماگو ( به عنوان اثری بسیار ادبی )، ادبیات کاتولیک و ژوزف دلتی را از آن خود کرده است.
جان مایه ی کتاب "عشق" است، اما نه آن عشقی که بزرگسالان از آن حرف می زنند. عشقی که تنها در روح لطیف کودکان پیدا می شود.
من که همیشه در این جهان نبوده ام، از کجا آمده ام؟ این پرسشی است که از پاسخ خود نومید است. دوستت دارم، دیر زمانی پیش از آنکه به دنیا آیی و دیر زمانی پس از پایان زمان ها. تو را جاودانه دوست می دارم. فرانچسکو از اینجا می آید.
ابتدا درمورد مادر، تولد و دوران کودکی می خوانیم ولی با ادبیاتی که شاید تا به حال تجربه ی خواندن آن را نداشته ایم. سپس به محاکمه ی فرانچسکو توسط پدر در آغاز جوانی می رسیم. بحثی که ظاهرا در سکوت فرانچسکو شروع می شود و پایان می یابد ولی در اصل فرانچسکو، پدر را در ذهن خود محاکمه می کند. فرانچسکو در پی ندای درونی خود حرکت می‌ کند و تبدیل به یک عارف می شود تا جایی که خود را رها از تن خویش می یابد.
کتاب شامل پنج بخش است: رفیق اعلی، پنج نیایش فرانچسکوی قدیس، چهره ی دیگر، ستایش هیچ و مصاحبه با کریستیان بوبن. اعجاز قلم بوبن در "چهره ی دیگر" به حدی بود که خودکار را زمین گذاشتم و هیچ چیز را هایلایت نکردم! و فقط شگفت زده بودم..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قلمی روان، داستانی گیرا.. بسیاااار لذت بردم. کتاب را که دستم گرفتم دوست نداشتم آن را زمین بگذارم. ترکیبی از عشق، تعهد، مهربانی، تسلیم نشدن در برابر ظلم، شجاعت و ... بود. و چقدر من، زری را دوست داشتم.
برشی از کتاب:
کاش دنیا دست زن ها بود. زن ها که زائیده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند.قدر تحمل و حوصله و یک نواختی و برای ... دیدن ادامه » خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ وقت عملا خالق نبوده اند آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند! اگر دنیا دست زن ها بود، جنگ کجا بود؟!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آنقدر مدارا کرده ام که دیگر مدارا عادتم شد. وقتی خیلی نرم شدی
همه تو را خم می کنند..
Ori Toudeh ، فاطمه خیاطی و علیرضا طاهری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش من هم اشک داشتم و جای امنی گیر می آوردم و برای همه غریب ها و غربت زده های دنیا گریه می کردم برای همه آنها که به تیر ناحق کشته شده اند و شبانه دزدکی به خاک سپرده می شوند.
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تقریبا همه ی آدم بزرگا پر از حسرت خداحافظی هایی هستن که آرزو می کنن کاش می تونستن برگردن و بهتر اداش کنن. خداحافظی ما نباید اونطوری باشه.
شهر کتاب آنلاین این را خواند
fatemeh mozaffarpour این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست، جز به نفهمیدن.و یاس انسان امروز، یاسی است ناشی از آگاهی اش به خویش و خوش بینی انسان در تاریخ زائیده ی جهلش نسبت به خویش است.
شهر کتاب آنلاین و سپیده علیزاده این را خواندند
محمد قائدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باختن به یک‌ حریف قدر قابل تحمل بود اما تسلیم شدن پیش از سوت پایان مسابقه اصلا قابل تحمل نبود..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جالبی بود. تا به حال کتابی با همچین موضوعی نخوانده بودم. نومبکو مایکی دختر سیاه پوست بسیار باهوشی است که دائما در تلاش برای رها شدن از شرایط نامناسب پیش آمده هست. در ابتدا قسمت های کتاب نسبت به همدیگه بی ربط به نظر میرسن اما هرچه جلوتر میرید ارتباط اونها بیشتر میشه. ترکیبی از جهت گیری های سیاسی مختلف، حرص و طمع قدرت و حکومت، رفتارهای ... دیدن ادامه » ظالمانه علیه سیاه پوستان، تاریخ، تلاش و امید رو توی این کتاب می تونیم ببینیم. عجیب ترین اتفاقات ممکن توی این کتاب رخ میده مثلا وقتی در حال خوندن یک صفحه هستید واقعا نمی تونید حدس بزنید صفحه ی بعد قراره چه اتفاقی بیفته که اینها حاکی از قدرت نویسنده است. نویسنده پیش از نوشتن این رمان روزنامه نگار بوده که این موضوع در کتابش خیلی تاثیر گذار بوده. ترجمه ی جناب بهمنی هم که حرف نداره.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به جرئت می توانم بگویم از بهترین کتاب های خودباوری است. تغییری که این کتاب در زندگی شخصی من ایجاد کرد واقعا شگفت انگیز بود. در کتاب مسائلی عنوان میشه که خیلی از ما فکر می کنیم فقط برای خودمان اتفاق میفته و همیشه بابتش خجالت زده ایم. نویسنده به جزئی ترین مسائلی که ممکن است در اعتماد به نفس یک خانم تاثیرگذار باشد، پرداخته است. عااالیه این ... دیدن ادامه » کتاب.
فاطمه شیدا و حسین علیزاده این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در عین اینکه ظاهرا حرفی برای گفتن نداشت، ولی حرف ها برای گفتن داشت.‌ زیبا بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی عجیب، زیبا، با قلمی روان و البته یک سری اصطلاحات محلی، که معنی تعداد زیادی از آنها را در طول داستان ها متوجه خواهیم شد. کل داستان ها با شخصیت های ثابتی که ساکن روستایی به نام میلَک هستن شکل میگیره. عقاید این روستانشینان موضوع داستان هاست. از جمله کتاب هایی بود که باز هم برمی گردم تا یک سری از داستان هایش را دوباره بخوانم مثلِ قَشقابُل، ... دیدن ادامه » پناه بر خدا، کفتال پری.. فراوان یاد گرفتم از این کتاب.
دنبال کتاب خارج شدن روح از بدن اثر سلیا گرین ام هرکس خبر داره بگه
۳۱ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط میگم کتاب نبود، قند و عسل بود
parisa zendebudi این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به گمان من ملت عشق پیش از انکه یک‌ رمان باشد، یک کتاب مثبت اندیشی است. سرشار از لطافت و اندیشه های زیبا.. من نمی دانم که این کتاب کاملا بر اساس واقعیت است یا نه چون قسمت هایی از آن برایم غیر قابل باور بود. مثلا مولانا با آن درجه ی والای ایمان چرا آن مدت طولانی مسئولیت همسری و پدری خود را به درستی انجام نداد و یا شمس که می دانست نمی تواند، ... دیدن ادامه » چرا تن به ازدواج با کیمیا داد.. در کل کتاب مثبت اندیشی زیبایی بود، دوستش داشتم.
شعبان توکلی نیا این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی تاریخی فلسفی.. فهم بخش هایی از داستان برای افرادی که زیاد فلسفه نمی دانند ( از جمله خود من ) کمی سخت است. کتابی نیست که آن را دوباره بخوانم ولی از خواندنش پشیمان نیستم و دوستش داشتم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لمس دوباره ی حس خوب دوران کودکی..
میشه گفت یک‌ کتاب عجیب.
قلم آقای بکمن بسیار روان هست و این مطالعه رو آسون تر میکنه.اسامی عجیب موجود در کتاب زیاد هستند ولی این موضوع اصلا باعث خسته شدن از خواندن نمیشه. کتابی سرشار از حس عشق، امید و زندگی است.
Alireza F17 این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از متن کتاب:
خیلی سخت است کسی که دوستش داری تنهایت بگذارد. مخصوصا وقتی تقریبا هشت ساله هستی.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید