دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتابی به شدت تاثیرگذار و تکان دهنده. نفسم را در سینه حبس کرد و حالا که تمام شده هنوز در ذهنم جریان دارد. در بین داستانهای ایرانی تا حالا به جنین موضوعی برنخورده بودم.
در ص 14 میخوانیم: وقتی بوی نفسش را شنیدم مورمور شدم و لرزی چندش آور سراغم آمد. این نفس با چیزی که در قاب آینه دیده بودم جور نبود. ...
در انتهای داستان، تاریخ نوشتن داستان: سال ... دیدن ادامه » 90 را نشان می دهد و جالب است که نشر این کتاب این همه طول کشیده.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید