دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتاب خوبیه
آدم یاد ایران و ایرانی میفته
۲۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب حیات یحیی، نوشته‌ی یحیی دولت آبادی(۱۲۴۱- ۱۳۱۸ شمسی)، روزنامه‌نگار، نویسنده ونماینده‌ی چند دوره‌ی مجلس شورای ملی میباشد.
این کتاب یکی از مآخذ عمده‌ی تاریخی پنج پادشاه از دورانهای قاجاریه و پهلوی است که نویسنده‌ی آن خود در اموری که از آنها سخن به میان آورده حضور مستقیم داشته است، از این رو این کتاب را می توان یکی از موثرترین ... دیدن ادامه » و دقیق ترین نوشته‌های از این دست دانست.
کتاب حیات یحیی که تصادفا مقارن با شصتمین سال تاسیس دبستان سادات که یکی از تاسیسات شخصی مرحوم دولت آبادی است ، از طبع خارج می شود آئینه ی سراپانمای آن عصر و شرح خدمات معارف خواهان واقعی و مبارزات آنان با دشمنان معارف است که شاید از حیث اشتمال بر وقایع و چگونگی تاسیس مدارس جدید در نوع خود بی نظیر بوده و اصیل ترین تاریخ معارف نوین مملکت باشد .
۲۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مجموعه داستان قشنگی است
نمایش بدبختی مشتی آدم بدبخت مصداق هر چه سنگه، مال پای لنگه
۲۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آریل دورفمن خالق آثار متعددی در قلمرو داستان ، نمایشنامه، شعر و مقاله است که به زبان های انگلیسی و اسپانیایی نگاشته شده و به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. او تبعه شیلی و از طرفداران سالوادور آلنده بود که پس از کودتای نظامی سال 1973 پینوشه در شیلی، ناگزیر به ترک آن کشور گردید و زندگانی در تبعید را آغاز کرد.
"شخصیت‌های این نمایش‌نامه ... دیدن ادامه » عبارت‌اند از: "پولینا سالاس"، حدودا چهل ساله، "هراردو اسکوبار"، همسر پولینا، وکیل دعاوی، تقریبا چهل و پنج ساله، و "روبرتو میراندا" پزشکی حدودا پنجاه ساله. داستان در کشوری در امریکای جنوبی، در پی سقوط حکومت دیکتاتوری اتفاق می‌افتد. پولینا، فعال سیاسی، به شدت تحت شکنجه قرار گرفته در حالی که همسر وی وکیل دعاوی قابل احترامی است که به ریاست کمیته‌ی حقوق بشر حمایت از افرادی که زیر سلطه‌ی رژیم دیکتاتوری پیشین به نوعی آزار و شکنجه دیده‌اند، منصوب شده است. در یک شب توفانی، بیگانه‌ای خوشخو به نام دکتر "میراندا" به خانه‌ی این زوج جوان وارد می‌شود. این شخص هراردو را که اتومبیلش در میان راه خراب شده بود، با اتومبیل خود به منزل می‌رساند. پولینا در همان لحظات اول، حس می‌کند که صدای این مرد بیگانه، صدای همان شکنجه‌گر سال‌ها پیش است. وی تصمیم می‌گیرد، به رغم مخالفت همسرش، دکتر را زندانی کرده و به زور اسلحه از او اعتراف بگیرد و گفته‌هایش را ضبط کند. میراندا ابتدا همه‌چیز را انکار می‌کند، اما سرانجام با شگردی که زن به کار می‌گیرد، لب به اعتراف می‌گشاید. پولینا که به شدت هیجان‌زده شده بود به این دلیل که دکتر به هیچ وجه از کرده‌های خویش شرمسار نیست، تصمیم به قتل وی می‌گیرد."

۰۵ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید