دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
چیزی که بهت حس دیوونگی می‌ده همون چیزیه که ثابت می‌کنه عاقلی.
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی قاتلی کسانی را که شما بیشتر از همه دوستشان دارید هدف قرار می دهد چه می کنید؟
وقتی او می داند چگونه به آنها آسیب برساند چه می کنید؟
وقتی همه چیز را راجع به شما بداند چه می کنید؟

اینها ... دیدن ادامه » پرسشهایی است که ناظر ویژه، پایرس کوئینسی در صدد یافتن پاسخ آنهاست. پلیس می گوید مرگ دخترش سانحه بوده است. کوئینسی همه ی خطرات را به جان می خرد تا حقیقت را دریابد و فقط یک نفر هست که با جان و دل به او کمک می کند: رنی کنر، پلیس سابق که به لحاظ حرفه ای و رابطه ی شخصی اش یک بار با مأمور برجسته ی FBI مشارکت کرده بود. کوئینسی در تلخ ترین روزهای زندگی رنی به او کمک کرده بود. حالا وقت آن رسیده است که رنی لطف او را جبران کند.

اما این قاتل شباهتی به قاتلانی که تا به حال با آنان مواجه شده بود نداشت. این آدم روان پریش، تشنه ی انتقام… و وحشت آفرینی بود. تنها راهی که رنی می تواند نقاب این قاتل را بردارد، گام نهادن در مسیر خطرناکی است که قاتل پیموده است. او هم قربانی ای می شود که منتظر است تا حادثه برای او نیز رخ دهد. او…هدف حادثه ی بعدی است.
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برو دیده‌بانی بگمار
داستانی است از زبان یک دختر جوان با همان شخصیت های کشتن مرغ مقلد که ماجراهای بیست سال بعد را روایت می‌کند.
جین لوییز شخصیت اصلی داستان به شهر زادگاهش میکم در آلاباما بازمی‌گردد تا با خانواده‌اش دیدار کند.
بخش‌های ... دیدن ادامه » اول کتاب به بازگشت وی و ماجراهای روز شهر می‌پردازد. او غیر از تجدید دیدار با خانواده‌اش، هنری کلینتون، دوست دوران کودکی خود را هم ملاقات می‌کند. مابقی کتاب حول ماجراهای بین جین لوییز و سایر شخصیت‌ها به ویژه پدرش، عمو و عمه‌اش، و هنری می‌چرخد، و در لابه‌لای این جریانات، خاطراتی از دوران کودکی و نوجوانی‌اش را مرور می‌کند.
کشتن مرغ مقلد مضمونی ضدنژادپرستانه داشت. جین لوییز دوران نوجوانی‌اش را به خاطر می‌آورد که چطور پدرش از یک سیاهپوست در برابر یک اتهام بی‌اساس دفاع کرد و او را نجات داد، و بدین ترتیب برای او به نماد مبارزه با نژادپرستی تبدیل شد. اما اکنون بعد از بیست سال پس از مشاهده‌ی رفتارهای پدر و اطرافیانش ، دچار سرخوردگی می‌شود و تصوری که از پدرش در ذهن خود ساخته بود فرو می‌ریزد. او با واقعیت‌های تلخی مواجه می‌شود که عمق نژادپرستی و تعصب در جامعه برایش آشکار می‌کند...
۱۵ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در این دنیا عشق تنها چیزی است که خالی از ابهام است.
مطمئناً گونه های مختلفی از عشق وجود دارد، ولی در مورد همه شان مسئله به این صورت است که
یا عاشق هستی یا نیستی.
۱۴ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یادآوری خاطرات یک مُرده از یک زنده دلنشین تر است.
۱۳ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حافظه ی کاغذ، بیشتر از حافظه ی آدم هاست.
۱۳ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین مجموعه داستانی بود که از اشمیت می‌خوندم
و برای منی که زیاد مجموعه داستان نمی‌خونم ، این کتاب همانند نمایشنامه ها و رمان های اشمیت ، لذت‌بخش بود.
در انتهای کتاب ، قسمتی تحت عنوان یادداشت های نویسنده آمده ، که اشمیت از احوالات خود در هنگام نوشتن این مجموعه داستان ، سخن گفته.
بهترین داستانش برای من ، کنسرتویی به یاد یک فرشته ... دیدن ادامه » بود که اشاره ای به داستان هابیل و قابیل داشت. همچنین اشمیت عنوان کرده که این داستان را از روی آهنگ آلبان برگ نوشته است.
۱۰ مهر
من هم متاسفانه با مجموعه داستان مشکل دارم ولی مجموعه داستان های اشمیت را نمی تونم نخونم.
اخرین کاری که ازش خوندم مجموعه داستان خواهران باربارن بود که منو مثل همیشه مسحور کرد.
۱۰ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان از زبان دختری اهل مازندران به نام طناز روایت می‌شود که خانواده اش به واسطه ی اعتیاد پدر، شکوه و جلال گذشته ی خود را از دست داده‌ است.
طناز، در دانشگاهی اطراف تهران، رشته ی حقوق قبول می‌شود و علی رغم مخالفت پدر، به کمک مادرش راهیِ تهران می‌شود تا برای ثبت نام دانشگاه اقدام کند اما طی حادثه ای تمامیِ پولی که مادر به هزار زحمت جور کرده است، به سرقت می‌رود.
بعد از این اتفاق، طناز در منزلِ یکی از دوستان مادرش که در تهران زندگی می‌کنند و زن و مردی سالخورده هستند ، ساکن می‌شود.
به ... دیدن ادامه » واسطه ی این خانواده در یک سالن زیبایی مشغول به کار می‌شود تا هزینه ی دانشگاه خود را دربیاورد
اما
در این بین، با پیشنهادی از سوی مرد کهن سال این خانواده رو به رو می‌شود
که
وی را در دوراهیِ سختی قرار می‌دهد...
۰۳ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حقیقت همیشه وادارم کرده حسرت تردید را بخورم.
۰۲ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تجربه مثل شمعی است
که
فقط کسی که آن را در دست گرفته،
روشن می‌کند.
۰۲ مهر
این کتاب از بهترین اثار اقای اشمیت است
بازی با احساسات لطیف انسانی هنر ایشونه
۰۲ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان والا بدون رابطه‌ی خویشاوندی خود را دوست نشان می‌دهد؛
انسان پست بدون دوستی خود را فامیل نشان می‌دهد.
۰۱ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انجام یک عمل قابل توجه بهتر از مورد توجه قرار گرفتن است.
۰۱ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
منظره‌ی ویرانی آدم‌ها
غم‌انگیزترین منظره‌ی دنیاست.
۰۱ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این داستان عبرت‌آموز سرنوشت مردی است به‌نام جورج بلامی.
مردی ثروتمند و از نجیب‌زادگان اصیل انگلیس و روزنامه‌نگاری معروف و دنیادیده و موفق که زندگی خود را در حسرت سپری می‌کند.آیا این موفقیت همان دستیابی به تمام حسرت‌هاست؟ زیادند کسانی که هر لحظه را به امید رسیدن به لحظه‌ای بهتر از دست داده‌اند و در اخر هیچ نیافته‌اند.
جورج بلامی ... دیدن ادامه » که اکنون پیر شده ، داستان کودکی و جوانی از دست‌رفته‌اش را برای نوه‌اش رس و پرستارش کلر بازگو می‌کند.
این ماجرای عبرت‌آموز هشداری است برای کسانی که فرصت‌های خود را با دودلی و تردیدها در انتظار آینده‌ای بهتر از دست می‌دهند و نمی‌دانند که همیشه چه زود دیر می‌شود.
۳۰ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
طـبـیـعـت آدمـیـزاد طـوریـه کـه هـمـیـشـه تـقـصـیـر رو بـه گـردن دیـگـران مـیـنـدازه، یـا ایـن کـه بـرای خـودش عـذری مـی تـراشه.
۲۷ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 10