دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
گفتی: (( من شما مردها را خوب می‌شناسم. تا روی تان باز شود، آدم می‌شود ملک پدری تان و به کسی حق نمی دهید چپ نگاه کند. عین خروس غیرتی!))
و
من سرد گفتم: (( نه که شما مرغ ها بدتان می آید بخزید زیر چتر یک غیرتی خروس نشان تا به مرغ های دیگر پز حسودی یشان را بدهید.))
سپس ... دیدن ادامه » تو گفتی: (( حرف حساب جواب ندارد!))
.
#چالش_نقل_قول
#چالش_نقل قول
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ماجرای عجیب سگی در شب
نمایشنامه ای است در خلال نمایشنامه ای دیگر.
کریستوفر بون، شخصیت اصلی نمایش، پسری پانزده ساله و مبتلا به بیماری اوتیسم است. بیماری او باعث شده تا خصوصیاتی غیر عادی داشته باشد: او در رفتارهای اجتماعی دچار اختلال است، از ارتباط برقرار کردن با دیگران و محیط های شلوغ و پر سر و صدا اضطراب دارد، از اینکه به او دست بزنند بسیار متنفر است و در چنین صورتی حالتی تدافعی می گیرد و شروع به جیغ زدن یا حمله به طرف مقابل می‌کند. تنها ارتباط لمسی که او برقرار می‌کند با پدر و مادرش است، آن هم تنها به شکل تماس سر انگشت هایشان با یکدیگر.
او ... دیدن ادامه » دوست دارد در محیط های بسته و تنها باشد و معمولاً خود را جمع می‌کند و در هنگام ترس یا ناراحتی ناله می‌کند.
کریستوفر با دنیای بیرون رابطه ای ندارد و حتی در مورد چیزهای عادی و روزمره مانند کارت پول، مترو، بلیط و... بی اطلاع است. از طرفی دیگر او در بعضی موارد بی نهایت با استعداد است، حافظه ای بسیار قوی دارد، توجهی بیش از اندازه به تاریخ، ساعت و جزئیات نشان می‌دهد، در ریاضی و فیزیک نابغه است و به طرزی شگفت‌انگیز مسائل را استدلال می‌کند.
در این نمایشنامه کریستوفر تلاش می‌کند تا راز مرگ سگ همسایه شان، ویلینگتون، را کشف کند. کریستوفر تنها با معلمش شیوان رابطه ای صمیمی دارد. او این ماجرا را برای شیوان تعریف می‌کند. شیوان از کریستوفر می‌خواهد تا آن را به عنوان داستان، که درس آن روزشان است، بنویسد و بدین ترتیب کریستوفر شروع به نوشتن کتابش می‌کند...
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در شبی طوفانی دست تقدیر کساندرا، راوی و شخصیت اصلی داستان، را در جاده‌ای قرار می‌دهد که مسیر زندگی‌ او را تغییر می‌دهد. صبح روز بعد با شنیدن خبر قتل زنی در جاده‌ای که او شب گذشته از آن عبور کرده، وهم و وحشت همراهان همیشگی او می‌شوند. در این میان نشانه‌های فراموشی در کساندرا موضوع را پیچیده‌تر می‌کند...
۴ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شـاید جـن وجـود داشـتـه بـاشـه ،
شـایـد پـری هـا وجـود داشـتـه بـاشـن ،
امـا
خـدا ... دیدن ادامه » فـقـط بـه کـسـایـی کـمـک مـی‌کـنـه کـه بـه خـودشـون کـنـن.

#چالش_نقل_قول
#چالش_نقل قول
۵ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
(به افق تهران) عنوان نخستین رمان (مریم طاهری مجد) درباره‌ی دختری است که در فضای سنتی یک محله‌ قدیمی در تهران بزرگ می‌شود. او در عین رشد در چنین محله‌ای، برخی از سنت‌های خاص مردم تهران را بیان می‌کند و داستان هم زمانی تمام می‌شود که او هم از این سنت‌ها گذشته و هم سنی از او گذشته است ولی همچنان به بخش درست سنت‌ها معتقد است.
۲۰ مرداد
من یادم نیست کی خوندمش ولی لذت بردم
۲۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان در مورد دو طفل عراقی است که مادری ایرانی دارند . آنها در خانه مادربزرگ رشد می کنند ، پدرشان که نظامی بوده مفقودالاثر شده و مادرشان معلوم نیست چه کاره است که آن ها را در خانه راه نمی دهد . خیلی ها می گویند معلوم نیست پدر این دو بچه چه کسی است...
۱۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مـا تـنـهـا مـردمـانـی نـیـسـتـیـم کـه بـا داشـتـن بـهـتـریـن نـیـت هـا بـه بـدتـریـن روزگـار افـتـاده‌ایـم.

#چالش_نقل_قول
#چالش_نقل قول
۱۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گـریـه ی مـرد خیـلـی بـا گـریـه ی زن فـرق مـی‌کـنـه. بـه قـول کـیـمـیـایـی، وقـتـی یـه مـرد گـریـه مـی‌کـنـه، زمـان مـتـوقـف مـی‌شـه.

#چالش_نقل_قول
#چالش_نقل قول
۱۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مردها عاشق عذاب وجدان اند.شاید چون همواره گناه کارتر از زن ها بوده اند یا شاید عذاب وجدان ساده ترین راه برای رسیدن به آرامش است،فرایندی ناخودآگاه برای شست و شوی ذهن که لذت را با عذاب آغشته می کند تا بد بودن راحت تر شود.
۱۷ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تـنـهـا مـرگ ، زیـبـایـی عـشـق را آشـکـار مـی کـنـد.
۱۶ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان در یکی از ده های کرمان اتفاق می‌افتد که
پسر بچه ای به نام قدرت ، مادر خود را از دست می دهد و بعد از مدتی پدرش دوباره ازدواج می کنند.
بین قدرت و برادر نامادری اش اتفاقی رخ می‌دهد که سرنوشت او را تغییر می دهد...
۱۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پیام پسر جوان پولداری است که تنها زندگی می کند . شب گذشته دعوای سختی با نامزدش رعنا داشته و صبح تصمیم دارد به شمال برود که زنگ خانه را می زنند و دو نفر مامور برای تفتیش منزل وارد می شوند . از سوی دیگر سهراب و گل مریم مستخدم های او دعوای سختی باهم دارند و انتظار دارند پیام دعوا را فیصله بدهد و کل ماجرا درگیری های پیام از صبح تا شب در چنین ... دیدن ادامه » روزی می باشد .
۰۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان در شهری کوچک در نیوانگلند و در اوایل دهه ی 1960، پسری به نام جیمی مورتون مشغول بازی با اسباب بازی هایش است که متوجه می شود سایه ای بر روی او افتاده است. جیمی سرش را برمی گرداند و کشیش جدید و برجسته ی شهر، چارلز جیکوب، را می بیند. او به همراه همسر زیبایش قصد دارد که به کلیسای محلی شهر، جان تازه ای ببخشد. پسران و مردان شهر همگی شیفته ... دیدن ادامه » ی زیبایی خانم جیکوب شده اند و دختران و زنان نیز همین احساس را نسبت به کشیش جیکوب پیدا کرده اند. در یک روز، حادثه ی شوکه کننده ای برای خانواده ی جیکوب اتفاق می افتد که باعث می شود کشیش جیکوب از خدا روی برگرداند و همه ی عقاید مذهبی را به سخره بگیرد.
۰۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- کتابخانه ام چطوره؟
- فقیر.
- فقیر؟ این همه کتاب منبع و درجه یک...
- کتابخانه ای که رمان و داستان نداشته باشد، فقیره.
۲۹ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گناه هایی که مرتکب می شیم ، داغون مون نمی کنه، این که بعد ارتکاب شون چه غلطی می کنیم ترتیب مون رو می ده.
۲۷ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 8