:  ثالث
:  ۹۸۴
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
انسان در دو وضعیت نیازمند هیچ نگهبانی نیست، وقتی آزادی در بیرون از خودش معنا می شود و آن دم که در زندان احساس آزادی می کند. صفحه 56 کتاب
درک کتاب بختیار علی برای ما که در خاورمیانه به دنیا آمده ایم و هر لحظه زندگی مان با جنگ و اثرات ویرانگرش، سانسور، سیطره حکومتهای اغلب غیردموکرات و نظامی و محرومیت از آرامش روانی و عاطفی می گذرد؛ آسان ... دیدن ادامه » و ساده است. ما آنچه در این کتاب روایت می شود را زندگی کرده و می کنیم. نمی دانم خواندن این نوشته زیبا را لذت بخش توصیف کنم یا خیر؟ به نظرم لذت بخش نیست چرا که هر لحظه با دردهایی مواجهمان می کند که کشیده ایم و می کشیم. آخرین انار دنیا اثریست بسیار زیبا و البته خواندنی.
آلاله پورکرم این را خواند
خسرو پرویز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای کتابخوان ایرانی که تاکنون هرچه شنیده و دیده، بیشتر اطراف فرضیه برخورد تمدنها و پاسخ متقابل آن، گفتگوی تمدنها متمرکز بوده، رویارویی با «دیدارگاه تمدنها»؛ به عنوان یک دیدگاه نوین، رویارویی خواندنی و قابل تاملی محسوب می شود. کتاب «ملاقات تمدنها» توسط امانوئل تد جمعیت شناس برجسته فرانسوی و با همکاری یوسف کورباژ در سال 2007 و در پاریس ... دیدن ادامه » منتشر شده است. خواندن این کتاب برای همه کسانی که علاقمند مباحث مربوط به تمدنها هستند جالب خواهد بود. نکته قابل توجه در این کتاب که سرنخی از آن نه در عنوان و نه در سرفصلهای کتاب هست؛ نقش زنان در این ملاقات تمدنهاست. علاقمندان مسائل زنان با خواندن این کتاب کلی کیفور خواهند شد به دلیل دانستن از میزان تاثیر زنان در این ملاقات. مباحث مطروحه در این کتاب با تحلیلهای شگفت انگیز و قابل تاملی در آمیخته که لذت خواندنش را دوچندان می کند.
آلاله پورکرم این را خواند
خسرو پرویز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
افتخار نبوی نژاد عزیز خاطره ساز ترجمه های قوی از آثار لویی فردینان سلین... از تو انتظار نداشتم که دست به کاری غیرحرفه ای بزنی... نشان می دهد که برخی از مترجمها فقط برای بازار کار می کنند...عطش نشر ثالث و مرکز برای پول در آوردن از این اثر، به حدی بود که نگذاشتند نسخه اصلی روسی این اثر به دست مترجمانی نظیر آبتین گلکار یا حمیدرضا آتش بر آب برسد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی گرون گذاشتید قیمتشو.این کتاب که ۹۸ تومنه
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی که در دست دارید ، یکی از آثار پراهمیت درباره مسائل جنسی انسان است. این کتاب بر آن است تا بدون پرده پوشی دانشمانه ای باشد برای معرفی و تشریح ویژگی ای که حیات انسان و تداوم نسل او در گرو آن است . این کتاب به شیوه ای ساده و در عین حال کاملا متکی به علم از هر آنچه که باید درباره مسائل جنسی بدانید سخن می گوید . تصاویر . جدول ها و قالب های ... دیدن ادامه » تشریحی برای درک بهتر مطالب با دقت در متن گنجانده شده اند و با خواندن این کتاب بدون تردید زندگی بهتری به خود هدیه خواهید داد.
Raha Khalilipour این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان «رود راوی» را می‌توان نمونه ای موفق از روایت دربارهٔ طرح‌های درمانی، انتقادی و داستانی دانست که نویسنده تمایل داشته تا دوای دردِ جامعهٔ خود را در قامت داستانی مفصل تر روایت کند. کلید موفقیت و بکر بودن این داستان نیز، دانش، آگاهی و قلمِ پختهٔ نویسنده دانست. به عبارت دیگر گویا این داستان، نسخهٔ درمانی جامعهٔ بیمار ماست که توسط ... دیدن ادامه » نویسنده نوشته شده تا برای ما (خواننده)، دارویی باشد برای درمان بیماریِ جامعهٔ مدرن ما.
«خودش هم نمی‌داند کی این اتفاق افتاده است. فقط یکهو به خودش آمده دیده است حامله است. و این که اول بار هم نبوده که این اتفاق افتاده. ولی هر بار به راحتی سقطش می‌کرده و همین حالا هم فکر می‌کند یک فوج بچه‌های سقط شده دارد. ولی این بار نمی‌تواند. از دستش بر نمی‌آید، حس می‌کند که این بچه زاد و رودش است» (صقحه 127 کتاب).
یوسف حبیبی سوها این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید دموکراسی بهترین شیوه حکومت باشد، اما الزاما همیشه به بهترین نتایج ختم نمی‌شود. دموکراسی به همه این فرصت برابر را می‌دهد که با اتکا به رأی مردم سهمی در قدرت داشته باشند و چه بسا فردی با جهت دادن به افکار عمومی و جلب نظر آنها روی کار بیاید که یا اعتقاد چندانی به دموکراسی نداشته باشد و یا اینکه رفته‌رفته با از بین بردن نهادهای دموکراتیک قدرت را در دستان خود متمرکز کند.

چنین اتفاق‌هایی همیشه می‌توانند به وقوع بپیوندند؛ به خصوص وقتی تنگناهای سیاسی و کمبودهای اقتصادی محسوس باشند. این شرایط زمینه‌ساز شکل‌گیری خواست توده مردم و استقبال آنها از تغییر است، تغییری که آن را به دست با کفایت مردی ممکن می‌دانند که اراده‌ای خلل‌ناپذیر داشته باشد. در چنین شرایطی است که موج سواری و جهت دادن اندیشه مردم می‌تواند بستر را برای حضور این منجی مهیا سازد، فردی با قابلیت‌های کاریزماتیک و چه بسا برخوردار از شعارها و ایده‌آل‌های بزرگ پوپولیستی که مطابق میل مردم سخن می‌گوید.

یکی ... دیدن ادامه » از جالب ترین نمونه‌های آن روی کار آمدن آدولف هیتلر بود، سیاست‌مداری که ذره‌ای به دموکراسی باور نداشت اما از دل سازوکاری کاملا دموکراتیک به قدرت رسید و بعد از کسب قدرت، همه توان خود را صرف برچیدن بساط دموکراسی کرد؛ تا مانعی بر سر راه تحقق افکار دیوانه‌وارش نداشته باشد. جالب این که با وجود داشتن دیدگاه‌های فاشیستی در میان توده مردم بسیار محبوب و پرطرفدار بود و چه بسا اگر با زیاده‌خواهی جنگ را آنقدر ادامه نمی‌داد تا شکست بخورد، به این محبوبیت خللی وارد نمی‌شد.

این ماجرا در روزگاری اتفاق افتاد که در تاریخ آلمان به جمهوری وایمار معروف است، دوره‌ای کوتاه که پس از فروپاشی نظام سلطنتی آلمان شکل گرفت و خبر از فرارسیدن دورانی تازه از حکومت دارای پارلمانی دموکراتیک می‌داد که متاسفانه در دل آن شخصیتی مثل هیتلر امکان پرورش و رشد پیدا کرد. مردی که اهل سیاست او را جدی نمی‌گرفتند و اعتماد به نفسش را مضحک شمرده و خودش را تحقیر می‌کردند.

سرگذشت سیاسی جمهوری وایمار و ظهور و قدرت گرفتن آدولف هیتلر که با سقوط جمهوری وایمار همراه می‌شود دستمایه اصلی کتاب«دموکراسی بدون دموکرات‌ها؟» نوشته هندریک تس تاریخ‌نگار و استاد رشته تاریخ اروپا را تشکیل می‌دهد که اخیرا با ترجمه خوب مهدی تدینی به همت نشر ثالث منتشر شد. این کتاب برشی از تاریخ آلمان در قرن بیستم است. دوره‌‌ی چهارده ساله‌اش از ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ یعنی حدفاصل زمانی میان امپراتوری ویلهلمی و جنگ اول جهانی تا ناسیونال‌سوسیالیسم هیتلر، این برش سالهایی را شامل می‌شود که از آن به عنوان جمهوری وایمار نام می‌برند. دوره‌ای بسیار مهم در تاریخ آلمان که به دلیل شرایط خاصی که داشت. زمینه ساز ظهور و رشد آدلف هیتلر شد.

در سال ١٩٣٣ آدولف هیتلر از طبقه فرودست، بدون جایگاهی نظامی یا دولتی، با اتکا به حزبش به‌عنوان صدراعظم آلمان انتخاب شد. پیش از این، تنها اقدام جدی‌اش کودتایی بود که در سال ١٩٢٣ در ایالت بایرن انجام داده و شکست خورده بود. اما پشتوانه اصلی هیتلر حزبی بود که رفته‌رفته به حکومتی درون حکومت بدل شد و به او جایگاهی سیاسی بخشید. بعد از آن چهره آلمان چنان تغییر کرد که از جمهوری وایمار نشانی نماند. هرقدر هم که باورها پیرامون هیتلر و چگونگی به‌قدرت‌رسیدنش با یکدیگر متفاوت و حتی متضاد باشد، در یک نکته تردیدی نیست: هیتلر با فعالیت حزبی، با روش‌های مشروع و از مسیری دموکراتیک به قدرت رسید.

حکومت دموکراتیک جمهوری وایمار در عمر نسبتا کوتاه خود روزهای پرفرازونشیبی را سپری کرد، جالب اینکه وقتی جمهوری در ثبات بود و تنگناهای اقتصادی کمتر بود، حزب هیتلر در انزوا و ناکامی بسر می‌برد و به محض تضعیف آن هیتلر و حزبش در مسیر قدرت گرفتن قرار گرفتند. با این وصف می‌توان میان تضعیف جمهوری وایمار و تقویت حزب ناسیونال-سوسیالیست ارتباطی مستقیم مشاهده کرد به این ترتیب به‌قدرت‌رسیدن هیتلر و حزبش به معنای مرگ دموکراسی وایمار بود.

این جهش خیره‌کننده در این کتاب به دقت مورد بررسی قرار گرفته است. آنها اولین‌بار در سال ١٩٢٨ در انتخابات شکست سختی خوردند. اگرچه در دو انتخابات بعدی آرای خود را از حدود 2 درصد به نزدیک 40 درصد رساندند، هیچ‌گاه حد نصاب آرا برای تشکیل دولت مستقل را به دست نیاوردند. اما وقتی جمهوری به تنگناهای سیاسی و اقتصادی افتاد حزب مجال رشد و شکوفایی ‌یافت.

هندریک تس، در کتاب «دموکراسی بدون دموکرات‌ها؟» تصویری کلی و بی‌طرفانه از جمهوری وایمار ترسیم می‌کند، البته او تصمیم نداشته با پرداختن به جزئیات رخدادهای تاریخی به روایت وقایعی بپردازد که پیشتر در بسیاری آثار نوشته شده درباره تاریخ معاصر آلمان گفته شده است. بنابراین با صرف نظر از چنین رویکردی، مجال تمرکز روی تاریخ سیاسی جمهوری وایمار را داشته است. البته این تمرکز بیشتر معطوف به سیاست داخلی جمهوری وایمار است، اثر حاضر ششمین جلد از مجموعه ١٦جلدی «تاریخ آلمان در قرن بیستم» است که در هر جلد به دوره خاص از تاریخ قرن اخیر آلمان می‌پردازد و ارتباط محتوایی مستقیمی با یکدیگر ندارند و می‌توان هر مجلد را به‌طور مجزا مطالعه کرد. سایر مجلدهای این مجموعه بناست در آینده نه چندان دور از سوی نشر ثالث منتشر شود.

کتاب حاضر در نه بخش نوشته شده است اما نویسنده در مجموع دوره کوتاه جمهوری وایمار را طی سه مرحله از منظر سیاست داخلی مورد بحث قرار می‌دهد. نخست پیدایش و اوج‌گیری آن در بین سالهای 1918 تا 1923 ، دوم ثبات ظاهری بین سالهای 1923 و نهایتا بحران فرو پاشی از 1930 تا 1933.

نویسنده کتاب روایتی تحلیلی از چگونگی شکل‌گیری جمهوری وایمار ارائه می‌کند و همچنین نشان می‌دهد که چرا بسیاری از نیروها و جریان‌های سیاسی در آلمان به‌هیچ‌روی سر آشتی با این جمهوری نداشتند؟ دلیل فروپاشی جمهوری وایمار چه بود؟ چطور از دل این جمهوری چنین پدیده‌ای بیرون آمد که کل اروپا را ویران کرد؟ آیا می‌توان نتیجه گرفت روایت شکست جمهوری وایمار همزمان با روایت پیروزی فاشیسم آلمان است؟ بنابراین نویسنده به پرسش‌هایی از این دست که در واقع از اهمیت مطالعه تاریخ سیاسی چهارده ساله جمهوری وایمار حکایت دارد پاسخ می‌گوید.

سرانجام هندریک تس در پاسخ به این سوال کلیدی که در انتهای کتاب مورد اشاره قرار می‌گیرد: چرا نخستین دموکراسی آلمان به شکست انجامید؟ چنین می‌نویسد: اساس شکست جمهوری وایمار از همان آغاز در این نهفته بود که اکثریت بزرگی از مردم آلمان- ورای همه لایه‌بندی‌های اجتماعی- از آگاهی لازم پیرامون قواعد و فرایندهای نظام پارلمانی برخوردار نبودند.

http://alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سینما مثل هر مدیوم فرهنگی و هنری از تحولات سیاسی و اجتماعی روزگار خود تاثیر می گیرد و آن را در دل محصولات خود منعکس می کند. با توجه به اینکه دایره مخاطبان آن وسیع است، به مراتب تاثیر گذاری آن از وسعت بیشتری در قیاس با دیگر مدیوم ها برخوردار است. چون هر فیلم از جامعه و روزگار خود وام می گیرد، پس برای پرداختن به یک مقطع زمانی و تجزیه و تحلیل رخدادها و تحولات فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی آن نیز می توان از سینما مدد گرفت. برای انجام این قبیل تحلیل ها روش های مختلفی وجود دارد، که یکی از بهترین های آن رفتن به سراغ فیلمسازانی است که چهره مهم و تاثیر گذار دوره خود بوده اند و آثارشان روح آن زمان محسوب می شده است.

برای نمونه در سینمای ایران از اوایل دهه شصت تا اواسط دهه هفتاد، آثار محسن مخملباف دارای چنین ویژگی هایی بودند، سینمای ابراهیم حاتمی کیا نیز از اواخر دهه شصت تا اوایل دهه هشتاد اینگونه بود و... اما اگر از میانه دهه هشتاد بدین سو نظر داشته باشیم، بی گمان بهترین گزینه کسی نیست جز اصغر فرهادی. این ویژگی به خاطر آن نیست که فرهادی تنها فیلمساز ایرانی برنده جایزه اسکار ، برنده نخل طلای کن، جهانی ترین چهره سینمای ایران و صاحب دیگر شایستگی هایی است که او را از دیگر فیلمسازان متمایز می کند. بلکه از آن روست که اصغر فرهادی در آثار خود، زندگی و زمانه آدمهایی برآمده از دل جامعه دهه اخیر ایران را بازتاب می دهد، با همان پیچیدگی‌هایی که دارند و البته این مهم را به هنرمندانه ترین وجه انجام می دهد. پس بی دلیل نیست که روز به روز توجه به آثار او فزونی یافته و کتابهای بیشتری نیز منتشر می شود.

«تروما» ... دیدن ادامه » اثر سید مجید حسینی و زانیار ابراهیمی که نشر ثالث آن را منتشر کرده، یکی از تازه ترین کتابهایی است که به سراغ سینمای اصغر فرهادی رفته است، اما آن را واسطه ای قرار داده است تا نگاهی نقادانه به حوزه ای دیگر داشته باشد.

در نگاه نخست شاید عنوان تروما برای مخاطب چندان روشن جلوه نکند، اما عنوان فرعی کتاب به شکلی گویا انتخاب شده است: «نگاهی نقادانه به تحولات سیاسی 1388 -1394 از منظر سینمای اصغر فرهادی».

حال باید پرسید ماجرای تروما چیست؟ تروما در حوزه های متفاوت معناهای کم و بیش متفاوتی دارد. برای مثال در حوزه پزشکی به معنای آسیبی است که در اثر ضربه ای از بیرون وارد می شود، در حوزه روان شناسی به تجربه ای اشاره دارد که دارای اثرات پایدار دردناک، پریشان کننده و ناگهانی است. البته نویسندگان کتاب حاضر به این جنبه از تروما بیشتر نظر داشته اند، بنابراین از تروما به عنوان تجربه ای توام با درد که مربوط به گذشته است، یادکرده اند. سوای این معتقدند که در اکثریت غریب به اتفاق فیلمهای فرهادی تروما وجود دارد. دردی که ریشه در گذشته دارد و اثرات پایدار آن در زمان حال داستان هریک از این فیلمها نیز مشاهده می شود. نویسندگان کتاب با توجه به تاکیدی که بر مفهوم تروما در تحلیل آثار اصغر فرهادی داشته اند از این نام برای کتاب خود استفاده کرده اند.
شاید چنین به نظر برسد که نویسندگان کتاب حاضر موضوعی را دستمایه قرار داده اند که بیشتر از جلوه ای تماتیک در آثار فرهادی برخوردار است، اما جدا از اینکه در این روزگار تمایز قائل شدن میان محتوا و فرم موضوعیت خود را تا حد زیادی از دست داده است، سینمای فیلمسازی همانند اصغر فرهادی نیز از آن جنس سینمایی است که کاملا چنین مرزهایی را در هم ریخته است. نویسندگان این کتاب در واقع با خوانشی لاکانی از سینمای فرهادی (به ویژه سه فیلم ماقبل فروشنده) سعی کرده اند رخدادهای سیاسی روز را با ارجاع به آن مورد تحلیل قرار دهند. استفاده از این رویکرد ناشی از این نگاه است که آثار فرهادی نه تنها با مخاطب که با یکدیگر نیز در یک رابطه تعاملی یا گفتگوی درون متنی قرار دارند. گام نخست در این رویکرد اصالت بخشیدن به این گفتگو ها بین فیلمها و اتکا به نظریه هم آوایی لاکانی ست. از نگاه لاکان تنها زمانی می توان فیلمهای یک کارگردان را جدی گرفت که نگاهی سریالی به آنها داشته باشیم. یعنی آنها را در ادامه یکدیگر مورد توجه قرار داده و سپس با بیرون کشیدن نقاط مشترک و دسته بندی آنها به تحلیلشان پرداخت. از چنین نظرگاهی می توان تروما را نیز به عنوان یک نقطه اشتراک در فیلمهای فرهادی محسوب کرده و مبنای تحلیل قرار داد.

کتاب از ساختاری کاملا فکر شده برخوردار است که از یک مقدمه جامع و سه فصل تشکیل شده. در مقدمه نویسندگان از چگونگی روش تحلیل خود در این کتاب گفته اند؛ آشنایی خواننده با چگونگی طرح مسئله و همچنین ساختار مفهومی و ساختار روایی کتاب نقش به سزایی در درک محتوایی که با این شیوه تحلیل به او عرضه شده، دارد. از سوی دیگر می تواند الگویی باشد برای خود خواننده که نمونه هایی دیگر را به شیوه ای مشابه به نقد و بررسی و تحلیل بپردازد. بنابراین این ویژگی کتاب امتیازی واقعا ویژه برای آن محسوب می شود.

گفتیم نگاه نویسندگان بر پایه نظریه هم آوایی لاکانی، نگاهی سریالی به سینمای فرهادی است. این شیوه باعث شده برخلاف کتابهای مشابه که معمولا بر اساس فیلمها و تقدم و تاخر زمان ساخت و اکران آنها فصل بندی می شوند، در کتاب حاضر بر مبنای ساختار مشترک در سینمای فرهادی این کار انجام شده است و «مقدمه نزاع»، «نزاع» و «بازگشت» به تروما عناوین این فصل ها را می سازند.
در روی جلد کتاب درست در وسط تصاویری که از بازیگران فیلمهای فرهادی منتشر شده، شمایل محمود احمدی نژاد هم به چشم می خورد. مردی که ظهورش در سپهر سیاست دورانی فراموش نشدنی را در حافظه جمعی ما رقم زد؛ عمده فیلمهای اصغر فرهادی نیز در همین دوره ساخته شدند و با توجه به ماهیت سیاسی اجتماعی این فیلمها که در لایه های درونی شان پنهان است، نویسندگان از منظر این فیلمها به یکی از پرتلاطم ترین دوران تاریخ سیاسی پس از انقلاب، پرداخته اند و این اصلی ترین جذابیت کتاب را رقم می زند، چرا که به خواننده نشان می دهد چطور فیلمهایی به ظاهر نامرتبط به سیاست می توانند مبنای نگاهی جدی و متفاوت به مسائل سیاسی باشند. در طول این کتاب خواندنی مروری می شود به حوادث انتخابات مناقشه برانگیز سال 1388، آنچه در مناظره های انتخاباتی گذشت، کنش واکنش های محمود احمدی نژاد و....

برقراری چنین پیوندی که به تحلیل امر واقع در بیرون از دنیای فیلم می پردازد، با استفاده از فیلم هایی که در حقیقت واکنش هنرمند به این اوضاع و احوال است؛ کتابی بسیار جذاب را در برابر ما قرار داده که هم می توان به علاقمندان سینما آن را توصیه کرد و هم به علاقمندان مسائل سیاسی. به خصوص که کتاب تنها تحلیل خود را ارائه نمی دهد بلکه به طور ضمنی شیوه تحلیل خود را هم به خواننده می آموزد و این امتیازی ویژه برای آن محسوب می شود.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی به علت کهولت سن درگذشت، معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به درخواست خانواده اش برای به خاک سپردن او در قطعه نام آوران پاسخ مثبت دادند؛ اما مهدی چمران که به صندلی ریاست شورای شهر تکیه زده بود، علیرقم موافقت برخی از اعضای موثر شورای شهر با این تصمیم مخالفت کرد. شاید اگر از خود احسان نراقی می پرسیدند، چندان علاقه ای نشان نمی داد که در میان نامدارانی که با چنین ملاک هایی انتخاب می شوند، جایی هم برای او در نظر گرفته شود. خاصه اینکه او نه یک بار که دو بار نشان لژیون دونور را از دو رئیس جمهور فرانسه گرفته بود و تنها ایرانی بود که به مقام معاونت یونسکو رسیده بود و با چهره های به نامی در جهان نشست و برخاست کرده بود، از این رو گرفتن حکم نامداری از رئیس شورای شهر تهران که خود نامش را مدیون خوشنامی برادر نامدارش بود، اعتباری به او نمی بخشید که نداشته باشد.

احسان نراقی از تبار روحانیون به نام تشیع در نراق بود و او را از نوادگان ملامهدی فاضل نراقی صاحب کتاب جامع‌السعادات خوانده اند. روایت است که گزارش های ساواک درباره احسان نراقی از شخصیتی منتقد اما بدون خطر حکایت داشتند. چنین تحلیلی در مورد او صادق به نظر می رسد چرا که این رویکرد از منش و روش احسان نراقی نشأت می گرفت که در عین عملگرایی با تندروی مغایرت داشت، چه در دوران پهلوی و چه در سالهای کنونی به اصلاح سیستم بدون تغییرات تند و انقلابی اعتقاد داشت. به دلیل همین ملایمت، استقلال رای و نظر خود را همواره و در هر شرایطی حفظ کرد.

جامعه ... دیدن ادامه » شناسی بود که به واسطه خاستگاه جهان سومی اش، ناگزیر از پرداختن به سیاست بود؛ هرچند که به لحاظ درونی گرایشی نیز به فرهنگ، اندیشه و تاریخ ایران و جهان داشت. قریب به بیست عنوان کتاب، کارنامه تالیفی او را تشکیل می دهند که تازه ترین آن با عنوان «رویای شیفتگان» اخیرا به همت نشر ثالث به بازار آمده است. کتابی که از قضا به روشنی نشان دهنده وسعت دانسته ها و مطالعات اوست.

چنانکه ویراستار کتاب در جایی اشاره ای کوتاه به آن داشته، احسان نراقی در سالهای آخر عمر چشم انتظار دو کتاب آخر خود بود که یکی از آنها منتشر شد اما این یکی (رویای شیفتگان) به دلیل مشکلات ممیزی و طولانی شدن روند صدور مجوز چنان طولانی شد که به عمر او قد نداد و قریب به چهار سال بعد از درگذشت اش کتاب «رویای شیفتگان» امکان انتشار پیدا کرده است.

این کتاب حاصل گردآوری مقالات و نوشته های گوناگون او و همچنین گفتگوهای پراکنده ای است که در نشریات مختلف با احسان نراقی صورت گرفته است. براین اساس خالی از فایده نبود اگر «رویای شیفتگان» از مقدمه ای برخوردار بود تا مخاطب علاقمند دریابد که این مقالات از کجا و چگونه بدین کتاب راه یافته اند. با اینحال با توجه به آماده بودن کتاب در زمان حیات نویسنده می توان نتیجه گرفت این آثار توسط خود او یا با نظارت خودش در قالب این کتاب سرو شکل گرفته اند.

به هر روی کتاب در شکل فعلی از دو بخش تشکیل شده است؛ نخست بخش نوشته ها و مقاله ها و بخش دوم مصاحبه ها و گفتگوها. به این ترتیب کتاب حاضر مقالات و گفتگوهایی را که تاپیش از این در کتابها و نشریات پراکنده بوده اند و یا حتی برخی در قالب مقالات ارائه شده در کنگره ها قرار گرفته و از این منظر دسترسی به آنها به دشواری امکان پذیر بود یکجا در اختیار علاقمندان آثار احسان نراقی قرار داده است.

احسان نراقی اگر چه به عنوان یک جامعه شناس شهرت یافته است؛ اما همواره در گفته ها و نوشته های خود تاکیدی ویژه بر روی تاریخ و اهمیت آشنا بودن مردم یک سرزمین با تاریخ خودشان داشته است.چنان که گذشته چراغ راه آینده است، برای پرهیز از تکرار آن.

در کتاب رویای شیفتگان نیز آنچه بیشتر از هر چیز توجه را جلب می کند، اهمیتی است که احسان نراقی برای تاریخ قائل شده است. کتاب با مقاله ای درباره جایگاه و شأن فریدون آدمیت در زمینه تاریخ نگاری در ایران آغاز می شود، البته با عنایت به یکی از آثار مهم این نویسنده با عنوان امیرکبیر و ایران. فریدون آدمیت یکی از تاریخ نگاران برجسته ایرانی است که از چهره ای پیشرو در زمینه تاریخ نگاری علمی و تحلیلی برخوردار است و آثارش آغاز گر جریان تاریخ نگاری سیاسی ایران مدرن محسوب می شود.

مقاله تاریخ نگاری در جهان امروز نیز یکی از مقاله های مهم کتاب است که نراقی با عنایت به اهمیت تاریخ نگاری مدرن و پیشینه اندک آن در ایران با عنایت به کتابی مهم از مارک فرو تالیف کرده است. کتابی که در واقع از دل پژوهش هایی در راستای چگونگی آموزش تاریخ به کودکان در کشورهای اروپایی در میانه دهه هشتاد میلادی بیرون آمده است. فراز و نشیب های هزار ساله حقوق بشر عنوان مقاله ای است که احسان نراقی به کنگره بین المللی حقوق بشر در دانشگاه مفید قم در سال 2003 ارائه کرده، یونسکو ؛ نخستین مجمع جهانی گفتگوی فرهنگ ها ، جنبش دانشجویی 22 مارس 1968 نیز از جمله عناوین دیگر مقاله های منتشر شده در این کتاب هستند.

احسان نراقی در کنار دلبستگی به تاریخ، به فلسفه و ادبیات نیز گرایشی آشکار داشت و در این کتاب از سعدی، شاعر ادبیات کلاسیک ایران گرفته تا ژان پل سارتر، ژاک دریدا ، جورج اورول، ماکسیم گورکی و بوریس پاسترناک نیز موضوع مقالات و بررسی هایی تحلیلی قرار گرفته اند.

در بخش دوم کتاب گفتگوهایی از نراقی منتشر شده است که اغلب آنها به طور مستقیم از زمینه تاریخی برخوردارند، البته نه در ارتباط با خود تاریخ و یا تاریخ نگاری، بلکه در زمینه رخ داد هایی مربوط به تاریخ معاصر. احسان نراقی نه تنها در کسوت یک پژوهشگر و جامعه شناس بلکه به عنوان بک ناظر سیاسی که به دلیل مشاغلی که داشته و همچنین طرف مشاوره قرار گرفتن در ماه های آخر حکومت پهلوی دوم، از سوی شاه از جمله چهره هایی است که خاطرات و ناگفته های بسیاری درباره تاریخ معاصر داشته است که اغلب در گفتگوها از این منظر مورد پرسش قرار گرفته است. در گفتگوهای بخش دوم کتاب حاضر نیز موضوعاتی همانند، سقوط حکومت پهلوی، اهمیت قوام در تاریخ ایران، شاه و انقلاب و.... در قالب چند گفتگوی پراکنده مورد توجه و بازخوانی قرارگرفته اند که خواندن آنها برای علاقمندان تاریخ معاصر خالی از لطف نیست.

http://www.alef.ir/book
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شل سیلور استاین شاعر، نویسنده، کاریکاتوریست، آهنگساز، خواننده آمریکایی که تجربه نوشتن فیلم نامه را هم در کارنامه خود دارد؛ در ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۰ در شیکاگو متولد شد و در ۱۰ مه ۱۹۹۹ بر اثر حمله قلبی درگذشت.

همانند همه هنرمندان چند وجهی، او نیز در یکی از این حوزه ها از تبحر و خلاقیت بیشتری برخوردار بود که از قضا همان حوزه ای بود که در ابتدا هیچ تمایلی برای فعالیت در آن نداشت و به اصرار یکی از دوستانش که برای کودکان می نوشت؛ به طبع آزمایی در این حوزه پرداخت. اما نتیجه کار به شکل چشمگیری با موفقیت همراه بود، به گونه ای که دیگر زمینه های فعالیت هنری اش تحت الشعاع آن قرار گرفت و از آن پس به عنوان نویسنده و کارتونیست از شهرتی جهانی برخوردار شد.

شهرت ... دیدن ادامه » جهانی که مدیون سبک منحصربه فرد و متفاوت اوست، سبکی که پیش از او مشابه آن وجود نداشت، اما باوجودآنکه بسیاری از او تقلید کردند، همچنان تک و تکرار نشدنی به نظر می رسد.

اما راز این موفقیت غیرقابل تقلید شل سیلور استاین چه بود؟ به نظر می رسد مهم ترین ویژگی ای که باعث چنین توفیقی شد؛ سادگی ظاهری اما پیچیدگی درونی آثاری نوشته شده توسط اوست.

او کتاب هایش را به گونه ای می نوشت که از کودکان تا بزرگ سالان هریک به فراخور دانش و درک خود می توانند از آن بهره بگیرند. متن کتاب های او بسیار مختصر و موجز است، اما در پشت این اختصار و ایجاز معانی عمیق انسانی نهفته و همین ویژگی باعث شده تا قابل بررسی و تامل بسیار باشند.

ازجمله آثار معروف او که می توان به یک زرافه و نصفی (۱۹۶۴)، درخت بخشنده (۱۹۶۴)، کسی یک کرگدن ارزان نمی خواد؟ (۱۹۶۴)،جایی که پیاده رو تموم می شه (۱۹۷۴) ، نوری در اتاق زیرشیروانی (۱۹۸۱)، آشنایی قطعه گم شده با دایره بزرگ (۱۹۸۱) و...اشاره کرد. آثار او به دلیل استقبال شدیدی که از آن ها شده توسط مترجمان گوناگون و ناشران مختلف بارها انتشاریافته اند.

«به دنبال قطعه گم شده» یکی از همین آثار است که این بار توسط شورا پیرزاد ترجمه و به همت نشر ثالث به بازار آمده، نشر ثالث در قالب یک مجموعه عناوین دیگری از آثار معروف شل سیلور استاین را نیز با جلدسخت و چاپ خوب به بازار عرضه کرده است.

اما کتاب حاضر داستان قطعه ای دایره ای شکل است که یک قطعه از خود را گم کرده و به دنبال آن می گردد. او در طی یک مسیر و پس از گذراندن اتفاقاتی، نهایتاً آن قطعه را پیدا می کند، این اتفاق زندگی او را دگرگون می کند و...

شل سیلور استاین در این کتاب، با زبانی تمثیلی، درباره تنهایی آدم ها سخن گفته است. آدم های که هر یک در طول زندگی قطعه گم شده خود را جستجو می کنند و با آرزوی یافتن آن روزگار می گذرانند.

«آدم همیشه دنبال قطعه ای گم شده است، هیچ آدمی را نمی توان یافت که قطعه خود را جستجو نکند؛ فقط نوع قطعه هاست که فرق می کند، یکی به دنبال دوستی است، دیگری در پی عشق؛ یکی مراد می جوید و یکی مرید! یکی همراه می خواهد و دیگری شریک زندگی، یکی هم قطعه ای اسباب بازی ! به هرحال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست کم بدون آرزوی یافتن آن نمی تواند زندگی کند. گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است و آرزوهای آدم هرگز نابود نمی شوند، بلکه تغییر موضوع می دهند. حتی آن که نمی خواهد آرزویی داشته باشد، آن که آرزویش را از کف داده است، آنکه ایمان خود را به آرزویش ازدست داده است، اندیشه اش گرفتار «آرزو»ست.»

گاه آدم ها می پندارند قطعه گم شده خود را یافته اند، اما اشتباه می کنند. قطعه ای که یافته اند یا کوچک تر است و یا بزرگ تر. جستجو ادامه پیدا می کند و سرانجام روزی می رسد که آن قطعه گم شده، پیدا می شود نه کوچک است و نه بزرگ. خلائی که در خود احساس می کردند حالا پرشده است. اما کمی بعد به این نتیجه می رسند آن جستجو برای یافتن قطعه گمشده بود که به زندگی معنای زیبایی می بخشید نه الزاما خود قطعه گم شده!

http://www.alef.ir/book
مژگان خراسانیان این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی در بیست و یک سالگی مادرش دست او را گرفت و به عنوان آدمی عاطل و باطل از خانه بیرون انداخت، هیچ فکر نمی‌کرد روزی پسرش به یکی از نامدارترین مردان تاریخ بدل خواهد شد. پسری که با تنی لت و پار از جنگ به خانه بازگشته و مدتی را بیکار در خانه به استراحت گذرانده بود، حالا باید فکری به حال خود می کرد.

او از پدرش نه کسبِ موقعیت اجتماعیِ یک پزشک، که عشق دیوانه وار به ماهیگیری و شکار را به ارث برده بود، افزون براین از کودکی عادت دیوانه واری به کتابخواندن داشت، آن هم کتابهایی که برای سن و سال او سنگین بودند، پدر خانواده دستور داده بود که شبها تمام اتاق او را زیر رو کنند تا چیزی برای خواندن در اتاق باقی نماند که به این بهانه تا صبح خواب را برخود حرام کند.

اخراج ... دیدن ادامه » از خانه، به نوعی، سر آغاز موفقیت جوانی شد که عزم خود را جزم کرده بود تا نویسنده شود، بهترین راه برای برای رسیدن به این مقصود انتخاب شغل خبرنگاری بود، شغلی مرتبط با نوشتن که می توانست متضمن هزینه های ضروری زندگی او نیز باشد. کار برای هفته نامه تورنتو استار و سپس روزنامه دلی استار سرآغاز دورانی بود که همینگوی در کنار بدل شدن به خبرنگاری صاحب سبک تجربه و فراغت داستان نویسی را نیز پیدا کرد. انتخاب شغل خبرنگار خارجی امکان سفری دوباره به اروپا را برای او مهیا کرد، به ویژه زندگی در پاریس که در آن زمان قبله‌گاه کسانی بود که آرزوی نویسنده شدن را در سر می پروراندند.

چه در میان خبرنگارانی که به داستان‌نویسی روی آوردند و چه در میان داستان‌نویسانی که خبرنگاری کرده‌اند، ارنست همینگوی یک استثناست. این درست که او باور داشت برای بررسی کار یک نویسنده نباید نوشته هایی که با ملاحظاتی این چنین و اغلب با محدودیت‌های زمانی نوشته شده اند، ملاک قرار گیرند* اما تجربه خوانش بسیاری از نوشته هایی که به عنوان خبرنگار برای روزنامه‌های مختلف ارسال کرده است گواه آن است که ما با کسی طرف هستیم که بلقوه یک داستان‌نویس است، آن هم داستان نویسی صاحب سبک.

البته این مهم بدان معنا نیست که روزنامه نگاری چیزی برای همینگوی نداشت و او از همان روز اول با توانایی هایی در این سطح زاده شده بود. بلکه برعکس گذشته از آن بخش ذاتی توانایی و قریحه او، بسیاری از توانایی های اکتسابی همینگوی که نقش عمده ای نیز روی توفیق و ماندگاری آثارش داشتند، در دوران پرداختن به روزنامه نگاری نصیب او شد. از سبک گزارشی و خاص او در داستان نویسی بگیر تا نثری که ساختارش براساس جملاتی ساده شکل می‌گیرد. خود او نیز بر این نکته اذعان داشته که در همان نخستین سال‌های روزنامه نگاری اش در روزنامه دیلی استار آنها را مجبور می کردند که نوشتن جملات ساده خبری را بیاموزند، جملاتی که به درد همه می‌خورده است.

از این که بگذریم تجربه کار به عنوان خبرنگار خارجی این امکان را برای او به وجود آورد که به گوشه و کنار دنیا سفر کرده و تجربیاتی بدیع از زندگی و آداب و رسوم مردم این مناطق داشته باشد. به خصوص اینکه این پاره‌ای از این سفرها در ایامی خاص و پرحادثه انجام می شد.

پیدا کردن رد این تجربه ها در آثار کوتاه و بلند همینگوی نه تنها دشوار نیست بلکه به شکلی آشکار قابل مشاهده است. گزارش های خبری که همینگوی برای روزنامه ها نوشته سند دیگری برای ردیابی همین تجربه های بکر و تاثیر پذیری‌های همینگوی از آنها ست. نوشته هایی که اغلب آنها چیزی از یک داستان کوتاه کم ندارد و جالب اینکه بعضا همینگوی آنها را به عنوان داستان کوتاه و یا بخشی از یک کتاب مورد استفاده قرار داده است.

«همینگوی خبرنگار» عنوان کتابی‌ست که با ترجمه کیهان بهمنی و به همت نشر ثالث چندی پیش وارد بازار شده است. این کتاب که به کوشش ویلیام وایت گردآوری شده، دربرگیرنده ۷۵ مقاله و گزارش خبری به قلم ارنست همینگوی است که از میان نوشته های او در طول چهارده روزنامه‌نگاری برگزیده شده‌اند.
این نوشته های تقریبا یک سوم گزارش‌های خبری همینگوی را در دوران فعالیت روزنامه‌نگاری اش تشکیل می‌دهند، نوشته هایی که اگرچه ناگزیر نسبت مستقیمی با حوادث و رخ‌دادهای زمانه خود دارند و به دلیل همین وابستگی انتظار می‌رود تا حد زیادی لطف و طراوت خود را از دست داده باشند، به دلیل سبک و نثر منحصر به فرد ارنست همینگوی هنوز آثاری جذاب و خواندنی به نظر می‌رسند.

مقاله هایی که از یک سو می‌توانند سندهایی تاریخی از دورانی حادثه‌خیز در نیمه اول قرن بیستم باشند و از دیگرسو سرشارند از تصاویر بکر از طبیعت، آداب و رسوم و باورهای مردم این سرزمین ها. شیوه روایی همینگوی در نوشتن این گزارش‌ها به گونه‌ای است که آنها را به برش‌های داستانی کوتاهی بدل ساخته است و برای نویسندگانی که دوست دارند از مشاهدات تجربی و مستقیم خود استفاده کنند بسیار آموزنده است.

این کتاب علاوه بر دو مقدمه خواندنی از ویلیام وایت و فیلیپ یانگ که هردو استادی همینگوی شناسند، از پنج بخش تشکیل شده است. بخش اول با عنوان خبرنویسی (۱۹۲۰ تا ۱۹۲۴) به نوشته های همینگوی طی چهار سال اول روزنامه‌نگاری اش که بیشتر جنبه خبری دارد اختصاص یافته است.

بخش دوم در برگیرنده نوشته های او برای نشریه اسکوایر است که طی سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۶ نوشته شده، در این سالها دیگر همینگوی به نویسنده شناخته شده ای بدل شده است. در این دوره نوشته های او بیشتر شرح مشاهدات او در سیر و سفرهایی است که به آفریقا و همچنین کوبا داشته است. جنگ داخلی اسپانیا و حضور همینگوی در آن یکی از فصل های مهم زندگ او بود و در آثار داستانی اش نیز انعکاس زیادی داشته است. بخش سوم کتاب حاضر نیز در برگیرنده نوشته ها و مقالات او در طول این جنگ در فاصله سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ بوده است.

بخش چهارم کتاب مربوط به روزگاری است که همینگوی به عنوان نویسنده‌ای صاحب نام مطرح شده و حالا این مشاهدات او به عنوان ارنست همینگوی است که برای روزنامه های جذابیت دارد، آنچه همینگوی از جنگ جهانی دوم در طلبی سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ دیده و روایت کرده است.

رخش پنجم و پایانی کتاب در برگیرنده مقالاتی انگشت‌شمار است که همینگوی پس از جنگها نوشته است. این نوشته های بیشتر از آنکه شکل خبرنگاری داشته باشد، به نوعی خاطره‌نویسی نزدیک شده است. خاطرات و گزارش هایی از تجربه های او در شکار و ماهیگری نشأت گرفته است.

روزنامه نگاری و خبرنگاری در سده بیست و یکم، تفاوت های بسیاری با روزگاری که همینگوی در این کسوت قلم می زد، پیدا کرده است، با این حال اما خبرنگار خلاق در هر دوره متاثر از امکانات و ظرفیت های آن دوره راه خود را برای ارائه کارهایی ماندگار و ارزنده خواهد یافت. کتاب حاضر جدای درس‌های ارزنده ای که در این رابطه می تواند داشته باشد، به عنوان اثری از ارنست همینگوی برخوردار از اکثریت قریب به اتفاق جذابیت هایی است که در آثار این نویسنده سراغ داریم.

پی نوشت:
*«مطالبی که برای روزنامه‌ها نوشته‌ام... ربطی به نوشته‌های دیگرم ندارد، چون داستان این نوشته‌ها چیزی دیگری است... . این اولین حق هر نویسنده دست‌به‌قلمی است که خودش انتخاب کند چه مطالبی را چاپ کند و چه مطالبی را چاپ نکند. اگر شما از آن دسته نویسندگانی هستید که از راه کسب مهارت نویسندگی، نوشتن برای روزنامه‌ها، نوشتن مطلب برای رساندن آن به ضرب‌الاجل و نه مطلبی برای همه ادوار، امرار معاش می‌کنید، دیگر کسی حق ندارد در لابه‌لای نوشته‌های ژورنالیستی شما کندوکاو کند و مطالبی را بیرون بکشد که از آنها بر ضد بهترین آثار غیرژورنالیستی‌تان استفاده کند» نقل از مقدمه کتاب همینگوی خبرنگار

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره ناپلئون بوناپارت زیاد گفته و نوشته شده است، زندگی او سوژه تحقیقات تاریخی فراوانی قرار گفته است، نه فقط به دلیل جذابیت این چهره و زندگی کنجکاوی برانگیز او بلکه از آن جهت که حداقل دو دهه از زندگی ناپلئون با تاریخ اروپا و فرانسه گره خورده است. بنابراین کتابهای تاریخی گوناگونی که به تاریخ اروپا یا فرانسه اختصاص داشته اند نیز خواسته و ناخواسته مجبور به پرداختن به ناپلئون بوده اند.

با این اوصاف، پیداست نوشتن درباره این چهره تاریخی اگر قرار باشد در دام تکرار مکررات نیفتد، کاری‌ست واقعا دشوار که تنها حاصل رجوع به منابع گوناگون درباره زندگی او نیست بلکه نگاه و رویکردی نو را نیز می طلبد.

کتاب ... دیدن ادامه » ناپلئون اثر فیلیکس مارکم که با ترجمه سهیل سهمی و به همت نشر ثالث منتشر شده است از این منظر با چالشی جدی روبه‌رو بوده است. نکته درخور توجه اینکه اغلب آثار مهم و معروفی که درباره ناپلئون نوشته شده اند به قلم خود فرانسوی ها بوده است، اما فیلیکس مارکم به عنوان پژوهشگری انگلیسی زبان به سراغ حوزه ای رفته است که هموطنان خود ناپلئون درباره آن بسیار کار کرده اند و بی شک وقتی از دیگر ملیت ها نیز به این چهره تاریخی پرداخته می شود، حاصل کار به مراتب با دقت بیشتری زیر ذره بین قرار می گیرد. به هر روی نویسنده کتاب حاضر با اشراف و اشاره به این موارد در مقدمه کتاب، نهایت سعی خود را بکار بسته است که به سلامت از این ورطه عبور کند.

فیلیکس مارکم با این بهانه به سراغ نوشتن کتاب حاضر رفته است که در طول تاریخ مردان بزرگی چون ناپلئون زیاد نبوده‌اند. بنابراین پرداختن به زندگی چنین شخصیتی حتی اگر درباره اش زیاد هم نوشته باشند، می‌تواند وسوسه کننده باشد؛ به خصوص که از میانه قرن بیستم به بعد مطالبی مهم و جدیدی درباره این شخصیت تاریخی کشف و رازگشایی شده که می تواند مبنای دریافت های تازه ای درباره اندیشه و عمل او باشد؛ این درحالی است که معتبر ترین پژوهش ها درباره ناپلئون پیش از این تاریخ انجام شده است.

افزون برآنچه گفته شد، چیزی که باعث می شود کتاب حاضر دارای تفاوت و تازگی باشد، صرفا دسترسی به این منابع تازه نیست بلکه رویکرد نویسنده کتاب است. گفتیم زندگی ناپلئون به واسطه حضور پررنگش در سپهر سیاسی و همچنین دنیای نظامی گری در تاریخ اروپا و فرانسه بسیار پر رنگ بوده است. از این رو محققان بسیاری هنگام نوشتن درباره ناپلئون بخشهای مفصلی را به وقایع تاریخی روزگار او و تغییر و تحولات پیش آمده در جهان اختصاص داده اند. اما فیلیکس مارکم با صرف نظر کردن از این نکته روی زندگی خود ناپلئون متمرکز شده و جز در مواقع ضرورت آنهم به شکل موجز، به وقایع تاریخی دوران او نپرداخته است. بنابراین در کتاب حاضر بیشتر با ابعاد شخصیتی و اندیشه و عمل او آشنا می شویم نه صرفا حضور او در موقعیت های تاریخی.

از این جهت نویسنده با بهره بردن از اطلاعات تازه متنی روان و روایتی بیطرفانه و به دور از قهرمان‌پروری و افسانه پردازی هایی که پیرامون چنین شخصیت هایی وجود دارد، پیش روی خواننده گذاشته است.

این کتاب در هفده فصل نوشته شده است و فیلیکس مارکم زندگی ناپلئون را از کودکی تا هنگام مرگ مورد توجه قرار داده است. این کتاب با پرداختن به کورسیکایی ناپلئون آغاز می شود، پیشینه ای که اشاره به آن اغلب خوشایند ناپلئون نبود چرا که حکایت از تبار غیر فرانسوی او داشت و این خوشایند فرد قدرتمندی چون او نبود که به خارجی بودن او همچنین بزرگزاده نبودن و خاندان غیر اشرافی او اشاره شود.
البته ناپلئون به چنین مسئله مهمی در زندگی اش واکنشی دوگانه داشت. گاه موجب ناخرسندی او می شد که به جامعه بزرگان فرانسوی تعلق نداشته و گاهی نیز دوست داشت خود را مردی اهل عمل و خودساخته نشان دهد و از این جهت خرسند بود که مدارج پیشرفت را به واسطه صلاحیت خود کسب کرده نه از سر القاب و موقعیتی که به او ارث رسیده است.

اما باید توجه داشت که او در دورانی می زیست که واقعا چنین مسائلی دارای اهمیت بود. برای نمونه امپراتور اتریش زمانی که وصلت ناپلئون با یک دوشس بزرگ اتریشی مطرح شد؛ تصمیم به انتشار شجره نامه ای ساختگی برای ناپلئون داشت تا انگ وصلت با مردی از طبقه پایین جامعه به آنها نچسبد.

به هر روی نویسنده در این هفده فصل، تصویری زنده و تاثیر گذار از زندگی یکی از مردان نامدار تاریخ را ترسیم کرده است. نشر ثالث نیز به شکلی مقبول کتاب را منتشر کرده و در سه فرم گلاسه در لابلای متن به انتشار تصاویر مربوط به متن که عمدتا تابلوهای گوناگونی هستند که براساس وقایع و فصول مهم زندگی ناپلئون ترسیم شده اند ، پرداخته است.

یکی دیگر از تفاوت های کتاب حاضر با دیگر پژوهش ها آن است که نویسنده به جای ارجاع مستقیم به منابعی که در جای جای کتاب از آنها استفاده کرده است. به انعکاس کتاب شناسی این آثار بسنده کرده است. این کتابشناسی ها به دو دسته تقسم می شوند. نخست کتابشناسی مهمترین پژوهشهای انجام شده در باره ناپلئون و دیگری کتابشناسی مجزای هر بخش از کتاب حاضر است. برای نمونه در بخش اول که به پیشینه کورسیکایی ناپلئون پرداخته و یا در بخش پانزدهم که تحت عنوان صد روز در واترلو به جنگ واتر لو پرداخته، به جای آوردن ارجاعات در پی نوشتهای این فصل کتابشناسی منابع خود در این زمینه ها را در انتهای کتاب منعکس کرده است.

جدای از همه این ها این کتاب علاوه بر نمایه پایانی، همچنین دارای صفحاتی است که به نقشه های مورد نیاز مخاطب از جغرافیای سیاسی آن روزگار اختصاص یافته و از دو ضمیمه مجزا برخوردار است. این ضمیمه ها تحت عنوان تشخیص بیماری ناپلئون و نقاب مرگ ناپلئون به یکی از مهمترین و مناقشه برانگیز ترین وجوه زندگی این شخصیت یعنی بیماری و مرگ او اختصاص یافته است. چرا که با وجود منابع گوناگون در باره زندگی ناپلئون و حوادثی که پشت سر گذاشته هنوز درباره نحوه مرگ او و همچنین بیماری اش شایعات گوناگونی وجود دارد.

خلاصه سخن اینکه کتاب حاضر اثری است خواندنی و سودمند برای علاقمندان به تاریخ و به خصوص مردان خودساخته و عملگرایی که در آن به کار های بزرگ دست زده اند.

http://www.alef.ir/book
ابوالفضل بیات و مهنّا حسین زاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از کتابی می خواهیم بگوییم که نویسنده نامدارش چهره ای آشنا در حوزه فلسفه، جامعه شناسی و ادبیات محسوب می شود، بسیاری از آثار او به فارسی برگردانده شده و از هریک چندین ترجمه نیز در بازار است. کتاب «رمان تاریخی» در این روزگار به عنوان اثری کلاسیک در حوزه زیباشناسی مارکسیستی و نظریه ماتریالیستی ادبیات شناخته می شود، گئورگ لوکاچ نویسنده این رمان از معدود متفکران مارکسیست است که در دوران زوال این مکتب که حتی نامش نیز حساسیت برانگیز و کلیشه‌ای شده (!) کماکان نظراتش خوانده شده و مورد بحث است. این نکته نیز تا حدی ناشی از این است که لوکاش اگر چه متفکری سوسیالیست است اما سوسیالیسم او برخلاف بسیاری از این قسم متفکران با روشن بینی بیگانه نیست. بنابراین اگر مترجم کتاب در معرفی آن نوشته: «کتاب مملو از بصیرت ها و ایده های درخشانی است که حتا امروز نیز به کار فهم پراکسیس یا کنش ادبی و نقد جریان های ایدئولوژیک و ارتجاعی در ادبیات و تاریخ نگاری می آید.» می توان این نکته را پذیرفت.

از میان ترجمه های موجود، حاصل کار امید مهرگان که به همت نشر ثالث به بازار آمده (بدون اینکه بخواهیم ترجمه های دیگر را رد یا قبول کنیم)، از کیفیتی مقبول و قابل اعتماد برخوردار است، چرا که ترجمه روان و قابل فهمی از کتاب ارائه کرده است. اهمیت این نکته زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که توجه داشته باشیم نثر لوکاچ به خصوص در اواخر عمر، دشوارنویس و از نثری با جمله های او طولانی برخوردار است، اما مهرگان توانسته از این دشواری کاسته و با وجود اینکه کتاب از متنی تئوریک برخوردار است آن را به اثری خواندنی و قابل درک بدل سازد. خوشبختانه این مترجم و نشر ثالث آثار دیگری از لوکاچ را نیز در اختیار علاقمندان فارسی زبان این متفکر برجسته معاصر قرار داده اند.

آنگونه ... دیدن ادامه » مترجم در مقدمه کتاب آورده: «رمان تاریخی در سال ۱۹۳۶ نوشته شد و در سال ۱۹۵۵ در برلین منتشر شد (نسخه روسی آن مدت کوتاهی پس از نگارش کتاب در مسکو به چاپ رسید.) ترجمه حاضر بر اساس متن اصلی آلمانی صورت گرفته و تقریبا در همه موارد با ترجمه انگلیسی آن مطابقت داده شده است. »

این کتاب در چهار فصل نوشته شده است: فرم کلاسیک رمان تاریخی: در این فصل ابتدا به شرایط اجتماعی و تاریخی ظهور رمان پرداخته شده است. سپس آثار سر والتر اسکات مورد بررسی قرار گرفته و همچنین به رمان تاریخی کلاسیک و تقابل آن با رمانتیسم پرداخته شده است.

رمان تاریخی و درام تاریخی عنوان فصل دوم را تشکیل می دهند که در آن خواننده بخش هایی همانند: فاکت های زندگی به منزله شالوده افتراق میان اپیک و درام؛ خاص بودن کاراکترپردازی دراماتیک؛ مسئله عمومی بودن؛ باز نمایی تصادم درایک و درام، رئوس رشد و تحول تاریخی گری در درام و دراماتوژی نیز هستیم.

فصل سوم با عنوان رمان تاریخی و بحران رئالیسم بورژوایی؛ به مباحثی همچون تغییرات در برداشت تاریخی بعد ار انقلاب ۱۸۴۸؛ خصوصی کردن، مدرنیزه کردن و اگزوتیسم؛ ناتورالیسم اپوزیسیون تهی دستان؛ کنراد فردیناند مایر و نوع جدید رمان تاریخی؛ گرایش های عام دکانس و تثبیت رمان تاریخی به عنوان یک ژانر خاص هم پرداخته است.

نهایتا در فصل چهارم با عنوان رمان تاریخی و اومانیسم دموکراتیک؛ لوکاچ به مشخصات عام ادبیات اومانیستی و اعتراض در دوره امپریالیستی؛ مردمی بودن و روح راستین تاریخ؛ فرم بیوگرافیک و معضله آن، رمان تاریخی رومن رولان و چشم اندازهای رشد و تحول اومانیسم جدید در رمان تاریخی، توجه داشته است.

لوکاچ در ابتدای نوشته می گوید به هیچ وجه مدعی نیست که تاریخ کامل و مفصل رمان تاریخی را ارائه کرده است. اگرچه جای چنین تاریحی را خیلی می دانسته اما قصد تاریخ نگاری صرف نداشته به نیت پرداختن به مسائل اصولی و نظری به سراغ چنین موضوعی آمده است. اما چه شده که در دورانی که مدرنیته در ادبیات در حال متحول کردن آن است، لوکاچ به سراغ رمان تاریخی آمده است، گونه ای که قدیمی ترین ژانرهای رمان محسوب می شود و حتی اگر قول او را بپذیریم، رمانی ست که اوجش در قرن نوزدهم بوده است.

رویکرد لوکاچ به رمان تاریخی همانقدر که تئوریک و نظریه پردازانه است، از پشتوانه های ایدئولوژیک هم برخوردار است. لوکاچ در این زمینه صادقانه دست خود را رو می کند، رمان تاریخی برای او به عنوان یک ابزار محسوب می شود، اگر نه همانند سیاستمداران کمونیست به شکلی کاملا صد درصدی ، اما در نگاه او نیز این مسئله یکی از جنبه های مهم به حساب می آید. به نظر لوکاچ رمان تاریخی هم در اتحاد جماهیر شوروی و هم در دیگر کشورها در جبهه مردمی ضد فاشیستی نقش خارق العاده ای بازی می کند. همین است که نقش رمان تاریخی را شایسته توجه و بررسی می سازد و به خصوص که او معتقد است در بسیاری موارد رمان تاریخی آن روزگار، از سوی میراث زیانباری درحال تهدید بوده، میراثی که از پسماندهای جریان بورژوازی ست.

شاید به ظاهر نظرات لوکاچ تفاوت چندانی با دیگر نظریه‌پردازان و ایدولوگ های سوسیالیست نداشته باشد، چرلا که او هم ادبیات گذشته را در خدمت نظام های بورژوازی می داند و با همین نگاه ایدوئولوژیک از ادبیات مدرنیستی صرف نظر می کند. اما این همه ماجرا نیست. لوکاچ شیفته ادبیات رئالیستی است و اگر به رمان تاریخی گرایش نشان می دهد از آن روست که عقیده دارد که رمان تاریخی بهترین گونه برای تبلور ادبیات رئالیستی است.

لوکاچ دارای این واقع بینی هست که بداند که ادبیات به صرف پرداختن به توده های محروم جامعه و یا پرولتاریا به ادبیاتی برجسته بدل نخواهد شد، برای لوکاچ اگرچه محتوا از اهمیت برخوردار است اما همانند منتقدان کمونیست شوروی شرط لازم و کافی برای ارائه ادبیاتی ایده آل نیست، بلکه به گمان او فرم و ادبیت کار نیز برای آنکه آن را به اثری برجسته بدل سازد ضروریست. به همین خاطر از رمان نویسانی همانند سر والتر اسکات که به نوشتن رمانهای تاریخی قهرمان‌پرورانه در خدمت آرمانها پادشاهی شهره است و یا بالزاک و داستایفسکی سخن می گوید ارزش های آثارشان را نفی نکند.

او نگاه او به ادبیات، بیشتر از دیالکتیک هگلی تبعیت می کند. بنابراین هرچه زمان پیش می رود و جهان از مناسبات متفاوت با گذشته و پیچیده تری برخوردار می شود، ادبیات هم باید پیش رفته و کامل شود تا پاسخگوی زمان خود باشد. اما مشکل او آنجاست که شیوه های مدرنیستی و یا دیگر سبک های شناخته شده در آن روزگار را در خدمت حکومت های فاشیستی ارزیابی می کند.

لوکاچ رمانهای تاریخی پیش از قرن نوزدهم را رمانهای تاریخی برجسته (ویا واقعی) نمی داند. به گمان او رمان تاریخی با انقلاب فرانسه زاده شده و در آثار سروالتر اسکات، الکساندر پوشکین و بالزاک به اوج خود می رسد و از سوی دیگر از راه رسیدن فلوبر و پس از او اشتفان تسوایک را که نمایندگان رئالیسم بورژوازی می داند، آغاز افول رمان تاریخی ارزیابی می کند. لوکاچ با توجه به گستره مطالعاتش (معروف بود که او بیش از یک میلیون صفحه کتاب خوانده) در این اثر کلاسیک کوشیده رمان تاریخی را در بستر تحولاتش تعریف کرده و ماهیت متغییر آن را دربرابر دید خواننده قراردهد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فرزام شیرزادی نویسنده و روزنامه نگار و دانش آموخته رشته فیلمنامه نویسی تاکنون کتابهای گوناگونی منتشر کرده است، از رمان و مجموعه داستان گرفته تا نقد که از جمله آثار او می توان به این آثار اشاره کرد رمان‌های «روشن‌تر از آبی»، «بلندایی بالاتر از هر بلندی»، «صدای آخر»، مجموعه داستان‌های «سه‌شنبه قرقی»، «بخت برگشته» و مجموعه نقد ادبی «شاملو در ۱۶ نگاه».فرزام شیرزادی متولد۱۳۵۶ و فرزند علی اصغر شیرزادی است که با آثاری چون طبل آتش و غریبه و اقاقیا مشهور است.

«مرگ در ۹:۲۳» جدیدترین کتاب شیرزادی که اخیرا توسط نشر ثالث به بازار آمده از ۱۰ داستان کوتاه تشکیل شده که عناوین آنها بدین قرار است: «همه ما»، «از پا افتاده‌های از پا نیفتاده»، «لنگه به لنگه»، «عاقبت مهندس»، «مرگ در ۹:۲۳»، «دیالکتیک در فاصله کشیدن پنج سیگار»، «تب احشام»، «ششم عید»، «مرگ پیش پا افتاده» و «توهم تلخ».

« ... دیدن ادامه » مرگ در ۹:۲۳» همانند اغلب آثار شیرزادی از روایتی داستان محور برخوردار است. این داستانها از لحنی طنز آمیز برخوردارند که اغلب برپایه نگاه انتقادی نویسنده نسبت به دنیای اطرافش شکل گرفته است. تفاوت داستانهای این مجموعه به دیگر داستان های طنز آمیز او همانند داستانهای مجموعه سه شنبه قرقی در این است که فرزام شیرزادی مایه هایی از تخی را با طنز در آمیخته است و طنزی تلخ با روکردهایی مرگ اندیشانه را خلق کرده است. شیرزادی در تازه ترین کتاب خود سیمای نویسنده ای باتجربه را از خود نشان داده که در قیاس با داستانهای پیشین او از پختگی بیشتری برخوردار است.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«آنها که ما نیستیم» نوشته محمد حسینی از آن رمان‌ها نیست که شب توی رخت خواب نیمخیز آن را بخوانی تا چشمانت را گرم کند که راحت‌تر به خواب بروی؛ از قضا این رمان در اصل به این نیت نوشته شده که خواب را از سر خواننده بپراند، البته نه آن خواب شبانگاهی را؛ خواب در بیداری را! حکایت همان حرف احمد شاملو که ادبیات باید همچون شیپور باشد آدم را بیدار کند. محمد حسینی نیز تا می توانسته در این شیپور دمیده و از هر امکاناتی که در این راستا داشته بهره گرفته است. یکی از مهمترین ویژگی‌های پارادوکسیکال ولی از نوع مثبتش نیز در همین رابطه شکل گرفته است. این رمان به ظاهر در سنخ رمانهای تجربه گرایی قرار می گیرد که نویسنده دغدغه فرمی و هنری دارد، رمانهایی که بیشتر به دنبال فلسفه هنر برای هنر هستند، نه تعهد در هنر و یا انتقال معنا و طرح انتقاد؛ اما در لایه های زیرین این رمان پر است از معانی و مفاهیمی که نویسنده کوشیده به اشکال مختلف به مخاطبش منتقل کند.

تازه ترین رمان محمد حسینی مصداق بارز ادبیاتی ست که خواندن آن نیاز یه یک مشارکت ذهنی و فعالیت فکری تمام و کمال دارد؛ همه حواس خواننده را طلب می کند، باید در هوشیاری کامل ، با دقت و آرام بخوانی در غیر این صورت آنچه باید عاید خواننده نخواهد شد.

نمی ... دیدن ادامه » خواهم بگویم نثر رمان نثری دشوار است که به آسانی خوانده نمی شود، نه اینطور نیست، از قضا در میان ادبیاتی که آن را نمایندگی می کند، از نثری روان و پاکیزه برخوردار است که درعین حال خوشخوان نیز هست. اما زبان روایی رمان دشوار است و از پیچیدگی و ظرافت برخوردار است و ارزش مهم آن هم در همین نکته است.

نثر کتاب را می توان بدون سختی و لکنت خواند و پیش رفت اما این متضمن درک زبان رمان نیست، چه بسا اگر بدون دقت کافی بخوانی پیش بروی، لاجرم در انتها صفحه متوقف شده از خود خواهی پرسید که چه چیزی خواندم؟

محمد حسینی یکی از ویراستاران خوب سالهای اخیر بوده، اما آنچه او را از دیگر ویراستاران همردیف خود متمایز می کند این است که یک ویراستار خوب الزاما خود یک نثر نویس خوب نیست، اما کارنامه داستان‌نویسی محمد حسینی گواه این است که نثر نویسی او دیگر وجوهش را تحت الشعاع قرار می دهد، از ویراستاری که بگذریم، نثر آثار حسینی قدرتمند تر از روایت آثارش بوده است، حسینی از انگشت شمار نویسندگان نسل اخیر است که نثرش می تواند به خواننده نوشتن را بیاموزاند.

برخورداری از نثری قدرتمند ویژگی شاخص و البته ثابت همه آثار محمد حسینی بوده، چنانکه برخی باورداشتند در آثار او نثر بر دیگر جنبه ها غالب است، از پیرنگ جلوتر است، از روایت نیز و... اما با رمان «آنها که ما نیستیم» فصل تازه ای در کارنامه این نویسنده رقم خورده است. این بار روایت به عنوان ویژگی بارز رمان، دیگر وجوه را تحت الشعاع قرارداده است.

در تازه ترین اثر حسینی زبان وسیله انتقال داستان نیست، بلکه در ساختن فرم اثر رلی کلیدی بازی می کند. رمان راوی اول شخص دارد اما این روایت اول شخص رمانی چند صدایی را به وجود آورده است. زبان این رمان به جای اینکه واسطه ای باشد برای بیان صرف رخدادها و یا تجربه راوی، سازنده آن است و دراین رهگذر متضمن درک مهترین ایده مطرح شده در رمان یعنی ایده دگردیسی آدمها. در خلال روایت داستان نه تنها راوی ها در حال دگر گون شدن هستند جهت روایت نیز تغییر کمی میکند.

آنها که ما نیستیم سرشار از ظرافت های ساختاری ست که در جنبه های مختلف آن قابل ردیابی و شناسایی ست.ایده نقاشی کشیدن مشتری های کافه در فصل اول ارجاعی ظریف است به نقاشی های آدمهای نخستین در غارها که این نقاشی ها بعد ها حکم زبانی را بازی می کنند که درباره آن آدمها درباره نوع زندگی و روابطشان اطلاعات می دهد.

نویسنده نیز در بخشی از این فصل دقیقا همین کار را انجام میدهد. نخستین دیدار این سه دوست با روجا در همین کافه روی می دهد. روجا به دلیل نبودن جا سر میز آنها می نشیند و برای خود شروع به نقاشی می کند، راوی نقاشی او را توصیف می کندT خطوط نقاشی برداشت روجا را درباره راوی نشان می دهد، کمی بعد تغییر همین خطوط نقاشی برداشت تازه و متفاوت روجا را درباره همان شخصیت (راوی) نشان میدهد. با این تمهید ظریف نه تنها نقاشی حکم زبان را پیدا می کند، بلکه نقطه دید راوی هم به زیبایی عوض می شود. چنین تکنیک‌هایی در بخش های دیگری از رمان نیز به کار گرفته شده، و حتی گاه ماهیت زبان عوض می شود، چنان که در دوره های تاریخی دیگر کیفیت زبان با تغییر همراه می شود.

صحنه مورد اشاره در فصل آغازین رمان تبلوری از ایده دگردیسی آدمها نیز هست، راوی این بخش در لحظه تنها به واسطه خطوطی که روجا به نقاشی اضافه و کم می کند، تغییر پیدا می کند، راوی به واسطه بازگویی جزییات نقاشی روجا در واقع خود را توصیف می کند؛ اما این سوال پیش می آید راوی واقعی کیست، روجا یا آن کسی که دارد جزئیات نقاشی را برای ما روایت می کند؟

«آنها که ما نیستیم» از یک منظر مرا به یاد اشعار شاملو می اندازد، در زمانی که هنوز نحوه خوانش این اشعار را درنیافته ایم ارتباط گرفتن با آنها دشوار است زیبایی خود را نشان نمی دهد، اما به مرور وقتی کلید خوانش آنها را می یابیم (مثلا از راه گوش کردن اشعارش) یکباره پرده کنار می رود، دیگر نه ارتباط با آنها دشوار است و نه درک محتوایشان و در این جاست که زیبایی اشعار خود را نشان می دهد. بی آنکه قصد قیاس پایاپای در میان باشد، می توان گفت رمان تازه محمد حسینی نیز کم و بیش واجد چنین کیفیتی ست؛ در ابتدا دشوار به نظر می رسد، ارتباط گرفتن با آن سخت می نماید، باید بعضی قسمت ها را دوباره بخوانی ، پس و پیش بروی اما به محض اینکه کلید خوانش و نحوه درک دنیای آن را بیابی همه چیز رفته رفته سرجای خود قرار می گیرد و دیگر دشوار جلوه نمی کند، آن وقت زیبایی و ظرافت های رمان نیز خود را نشان می‌دهد.

علاوه بر چند شخصیت اصلی رمان، ما با شخصیت های پرا کنده‌ای روبه رو می شویم که گاه خودی نشان می دهند و می گذرند و می روند، شخصیت هایی که می توانند گذشته همین شخصیت های اصلی باشند، آدمهایی به دلیل یک اتفاق مسیر زندگی شان تغییر می کند و سر ازجایی دیگر در می آورند. اما جدای دگردیسی های تقدیری دگر دیسی های اختیاری آدمها نیز خود حکایتی است در خوراعتنا که شرح حال بسیاری از ماست، و به راستی مردم این دیار در مقاطع گوناگون تاریخی نشان داده اند که تا چه اندازه مستعد تغییرند، دگردیسیهای خودخواسته که تابع نفع و زیان ما هستند. بنابراین حسینی با نگاهی نقادانه به دنیای پیرامون خود نگریسته است؛ نقدی که ریشه تاریخی دارد، چرا که هویت امروزین ما با گذشته تاریخی مان گره خوده است. جلوه هایی از تاریخ که در این رمان خودنمایی می کند براین نکته تاکید می کنند. اما ما تنها گرفتار در بند سرشت تجربه تاریخی خود نیستیم، اما این اندیشه ماست که با درجا زدن نمی تواند خود را از بندهایی که تقدیر او را می سازند رهایی پیدا کند.

محمد حسینی در این رمان کوشیده تجربه دشواری را به سامان برساند؛ انتقال معنا در رمانی اینچنین لایه لایه با روایتی پیچیده که پیرنگ کمرنگ آن پازل وار در لابلای این لایه های روایی در هم تنیده شده،کامل میشود. تجربه دشواری را پیش روی مخاطب گذاشته که تا حد زیادی از بلند پروازی های نویسنده ناشی می شود.

در جایی خواندم که محمد حسینی از علاقه اش برای داشتن مخاطبان بیشتر سخن گفته بود، اما به گمانم چنین مسئله ای درگروی انتخابی ست که نویسنده انجام می دهد. نویسنده ای که به دنبال تحقق ایده های بلندپروازانه هنری و ادبی است، انتخاب خود را کرده است و نب اید انتظار مخاطبان بیشتر داشته باشد. ماندگاری یک اثر در گروی خوانندگان بسیار آن در یک مقطع زمانی کوتاه نیست. بلکه حاصل داشتن همان مخاطبان و حتی کمتر از آنها در مدت زمانی طولانی و در بهترین حالت نامحدود است.

http://www.alef.ir/book
صادق . این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاعر بسیار جوانی بود که به عنوان چهره ای مستعد برای آینده شعر سپید از سوی نامهای معتبر آن روزگار معرفی شد؛ برخی امیدوارانه او را الیوت شعر ایران نامیدند و... با این حال احمد رضا احمدی تا حد زیادی آن انتظارات را برآورده ساخت. او به نسلی از هنرمندان تعلق داشت که چهره های ماندگار در میان آنها کم نبودند؛ نخستین مجموعه شعر خود را با کمک دوتن از دوستانش منتشر کرد: آیدین آغذاشلو و عباس کیارستمی.

در دهه چهل و اوایل دهه پنجاه به واسطه علاقه‌ای که به دیگر از هنرها و به خصوص سینما داشت، چند تجربه در پشت و جلوی دوربین را پشت سر گذاشت و با وجود اینکه برخی از نزدیک ترین دوستانش چهره های نامداری در سینمای ایران بودند، ترجیح داد روی ادبیات متمرکز شود. علاوه بر شعر که اصلی ترین حوزه فعالیت او محسوب می شود، به ادبیات کودک نیز به طور جدی پرداخت و به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفت و دوران پرباری را در آنجا پشت سر گذاشت.اوج شکوفایی و پختگی او از میانه دهه پنجاه به بعد بود که نام او را به یکی از چهره های ماندگار در حوزه شعر سپید بدل ساخت. با این حال احمدی در کنار شعر به نثرنویسی نیز گوشه چشمی داشته، گاه به صورت یادداشت های پراکنده و برشهایی روایی از تصاویری میان خواب و بیداری و گاه برشهایی ازخاطرات و یادگارهای سالهای سپری شده جوانی، همانند «شعرها و یادهای دفترهای کاهی» و از این قسم که دارای نثرهایی پراکنده با وجوه شاعرانه و زبانی پررنگ بودند. آثاری که تبلور هم آوازی شعر و داستان محسوب می شدند.

البته ... دیدن ادامه » با توجه به پیشینه شعری و احاطه ای که احمد رضا احمدی بر نثر فارسی دارد نوشتن آثاری که دارای نثری در خور توجه باشند نکته غیر منتظره ای نیست، چنانکه آثار کاملا داستانی اخیر او تأکیدی ست بر این مهم. رمان «بر دیوار کافه» که به تازگی به قلم احمد رضا احمدی و به همت نشر ثالث وارد بازار کتاب شده است، از این قاعده مستثنی نیست. این رمان اگرچه به ظاهر از یک خط داستانی پر رنگ برخوردار است که بتوان به شرح و بسط آن پرداخت اما با اینحال احمدی تمهیدی چیده است که در دل آن امکان بازگویی خرده روایت های بسیاری به همان سبک و سیاق نثرهای پیشین او مهیا باشد. خرده روایت هایی که شباهت زیادی به نثرنویسی های پراکنده احمد رضا احمدی در کتابهایی همانند (شعرها و یادهای دفترهای کاهی )دارد. چرا که این خرده روایت ها بازتاب دهنده تصاویری زیبا و شاعرانه هستند که از تجربه های عینی یا ذهنی او حکایت دارند.

احمدرضا احمدی در سالهای اخیر با وجود آنکه بسیار با بیماری دست به گریبان بوده، اما در عین حال ایام پرکاری را نیز پشت سر گذاشته است. علاوه بر آثار شعری که او در سال گذشته منتشر کرد سه رمان نیز به بازار فرستاد که کتاب حاضر در این میان برجسته تر از دو کتاب دیگر به نظر می رسد و افزون براین در کتاب بر دیوار کافه دو ویژگی مضمونی پررنگ وجود دارد که در هر یک از کتابهای دیگر نیز یکی از آنها مورد استفاده قرار گرفته است. نخست سینما که گفتیم از علایق دیرینه احمدی بوده و تجربه هایی نیز در آن زمینه داشته است و در کتاب حاضر به عنوان حرفه ی شخصیت اصلی مورد استفاده قرار گرفته که در رمان میهمان نیز همین نکته دیده می شود. نکته دیگر حضور شهر پاریس به عنوان لوکیشن اصلی رخدادهای رمان است که در رمان «چگونه می‌توان با فقر پاریس را دوست داشت» نیز این مسئله انعکاس یافته است.

رمان، بردیوار کافه به زندگی یک کارگردان سینما می پردازد که در دوران دانشجویی اش، کافه ای در پاریس پاتوق همیشگی او بوده، کافه ای منحصر به فرد که بسیاری از مشتریان آن روی دیوارهایش یادگاری می نوشته‌اند و راوی داستان همواره دلبسته خواندن و یادداشت برداشتن از روی این دیوار نوشته ها بوده است.

راوی داستان که کارگردان سینما شده بعد از مدتها سروکله زدن با مشاغل ریز و درشت سرانجام فرصت آن را می یابد که فیلم دلخواهش را بسازد. به همین خاطر به سراغ همان دیوار نوشته ها می رود و با کمک صاحب کافه که دوستی نیز با پدرش دارد، تصمیم می گیرد فیلمهایی مستند درباره نوشته های روی دیوار و کسانی که آنها را نوشته اند بسازد و این فیلمها فرصتی می شود برای رفت و آمد به دنیای این آدمها که از علایق، خاطرات و دلبستگی های شان روی دیوار کافه نوشته اند.جستجوی نویسندگان یادداشت ها، سخن گفتن آنها درباره خاطراتشان در برابر دوربین، بستری فراهم آورده تا احمدی به عنوان یک داستان نویس سینما را با ادبیات پیوند بزند.

نثر روان و شاعرانه این رمان از ویژگی های توجه برانگیز آن محسوب می شود، همچنین خلق تصاویری زنده و تاثیر گذار ، آمیختن خاطرات دیروز با تخیل و رویای امروز و همچنین شور و حالی شاعرانه، فضای جذاب ونوستالژیکی فراهم آورده که به نویسنده فرصت می دهد تا گریزی داشته باشد به دوره های تاریخی مختلف از تاریخ و فرهنگ این شهر که نویسندگان و هنرمندان همواره علاقه خود را به آن نشان داده اند.

شاید احمد رضا احمدی به داستان نویسی شهره نباشد، اما بی شک آنها که به اشعار و فضای روحی و فکری این شاعر علاقمند هستند، تجربه لذت بخشی با خواندن رمان «بر دیوارهای کافه» پشت سر خواهند گذاشت.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که به سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق انجامید کتابهای گوناگونی نوشته شده که هریک به فراخور نویسنده و ایده‌ای که در ذهن داشته به گونه ای به این حادثه تلخ که هنوز نیز از خاطر بسیاری از ایرانیان زدوده نشده پرداخته اند. بی شک کودتای ۲۸ مرداد و دخالت آمریکائیان در آن به نفع بریتانیا، کودتاگران و دربار ایران در تمام این سالها مستقیم و غیرمستقیم مناسبات دولت و ملت ایران با آمریکا را تحت الشعاع قرارداده است و بسیاری از ایرانیان هنوز به خاطر این کودتا که مسیر تاریخ ایران را دگرگون کرد، از آمریکا کینه دارند. آمریکائیان اگرچه تا مدتها منکر رهبری این کودتا بودند اما از دهه هشتاد به بعد با اعتراف به این موضوع پرده از نقش خود در این زمینه برداشتند. حتی بعد ها با ابراز تاسف از این مسئله تلویحا از ایرانیان بابت چنین اقدامی عذرخواهی کردند!

باوجود آثار گوناگونی که درباره این مقطع از تاریخ ایران (کودتای 28 مرداد) نوشته شده، کماکان نظرات ضد و نقیضی در این‌باره نوشته شده و افراد دخیل در آن ماجرای تلخ، با انتشار خاطرات خود پرده از بخشهای مبهم آن ماجرا برمی دارند.

کتاب ... دیدن ادامه » کودتا نوشته کرومیت روزولت که با ترجمه محسن اصغری جهقی که به همت نشر ثالث منتشر شده است، از جمله چنین آثاری ست. کتاب حاضر به دلیل آنکه حاوی خاطرات دست اول یکی افراد بلند پایه سیا و گردانندگان اصلی کودتاست دارای اطلاعات مستند و کارآمدی برای تحلیل رخدادهای این رخداد در تاریخ معاصر ایران است.

باوجود اینکه کرومیت روزولت دراین کتاب مفصلا به سوابق اطلاعاتی خود و همچنین زمینه های دخالت در این ماجرا و شکل گیری کودتا پرداخته است، اما شاید بهتر بود مترجم کتاب در مقدمه ای هرچند کوتاه اطلاعاتی درباره نویسنده، کتاب و تاریخ انتشار آن ارائه می کرد. اطلاعاتی که هم مدخلی برای ورود به کتاب باشد و هم مخاطبی را که اطلاعاتی درباره نویسنده و اهمیت نقش تاریخی او ندارد، مطلح و نسبت به محتوای کتاب کنجکاو می ساخت. به هر روی مترجم با صرف نظر کردن از این مهم مستقیم به سراغ خود کتاب رفته که اثری خواندنی و حاوی اطلاعات ارزنده ای درباره تاریخ معاصر ایران است.

کرمیت روزولت نوه تئودور روزولت (بیست و ششمین رئیس جمهوری آمریکا) و پسرعموی فرانکلین روزولت (سی و دومین رئیس جمهوری آمریکا) بود، وقتی پسرعموی او در زمان جنگ جهانی دوم فرمان تاسیس سازمان جاسوسی سیا را صادرکرد و کرومیت جوان نیز در آن جا مشغول به کار شد.

کرمیت روزولت که در سال ۱۹۱۶ در بوئنس آیرس آرژانتین به دنیا آمده بود، پیش از کودتا نیز به ایران سفر کرده بود و به عنوان مسئول اداره خاورمیانه سازمان سیا سالها تجربه در امور ایران و منطقه داشت. ماجرای براندازی ملک فاروق و کودتای نجیب ـ ناصر در ژوئیه ۱۹۵۲ در مصر از دیگر فعالیت هایی است که به او منصوب شده است. جالب اینکه در جایی (مصر) کودتایی برای براندازی حکومت سلطنتی به اجرا گذاشته و در جایی دیگر (ایران ) کودتایی برای بقا و قدرت گرفتن سلطنت؛ این نشان می دهد که کرومیت روزولت همانند دیگر ماموران سیا هر زمان، از انجام هیچ اقدامی که در راستای منافع ملی کشور خود ارزیابی می کردند، فروگذاری نداشتند.

کتاب با شرح جلسه‌ای در وزارت خارجه آمریکا آغاز می شود که به نیت تصمیم گیری در باره انجام یا عدم انجام کودتا در ایران در شرف برگزاری است. صبحی گرفته با هوایی ابری در ۲۳ تیر ماه ۱۳۳۲ ساعت ده و چهل و پنج دقیقه؛ روزولت در این زمان به روایت خاطراتش، به شدت مضطرب و نگران بودچرا که می ترسید طرحی که با همکاری انگلیسی ها آماده کرده نتواند روأسای او را برای قبول انجام کودتا مجاب کند. او در جای جای کتاب خود از محمد مصدق به عنوان پیرمرد مغرور و خودسری یاد می کند که با حمایت روسها پر و بال گرفته است. او سرانجام با توجیح اینکه ایران در آستانه افتادن در دامان شوروی است روأسای خود را قانع می کند که از این کودتا حمایت کنند کودتایی که برآورد هزینه اجرای نیز بسیار ناچیز و چیزی در حد ۶۰ هزار دلار بوده!

برخلاف تصور روزولت اعلام موافقت با این پروژه که آژاکس نام گرفته با دشواری روبه رو نمی شود. تاکید روی نقش حزب توده در حمایت از مصدق و افزایش نفوذ شوروی و افتادن ایران در دامان بلوک شرق باعث می شود که مخالفان طرح نیز سکوت کرده و روزولت با موفقیت از جلسه خارج شود.

در ادامه کتاب روزولت در مسیر حرکت به سوی ایران با فلاش بک های پی درپی به نقش خود در اداره خاور میانه سازمان سیا و همچنین چگونگی پیشنهاد شدن این طرح از سوی انگلیسی ها پرداخته و با ریتمی پرکشش و جذاب به شرح چگونگی شکل گیری مقدمات کودتا و سپس انجام آن در واپسین روزهای مرداد ماه 1332 در ایران می پردازد.

شاید امروز اغلب از جزئیات انجام کودتا مطلع باشیم اما روایت آن از سوی کسی که از طراحان ماجرا بوده و همچنین نوع نگاه او به همکاران ایرانی اش (از برادران رشیدی که در کتاب با نام مستعار از آنها نام می برد)، فضل الله زاهدی و حتی خود شاه و در سوی دیگر میدان دشمنانشان (دکتر محمد مصدق یارانش)، کمک بسیاری می کند تا به درک بهتر آن روزگار و همچنین این رخداد فراموش نشدنی برسیم.

شاید اگر توجه داشته باشیم که سالهای آغازین دهه پنجاه آبستن چه رخ دادهای مهمی در امریکا بوده، در آن صورت درک دلایل پذیرفتن ایفای نقش در این کودتا که نفع آن بیش از همه برای انگلیسی ها بوده آسان تر باشد.

دهه پنجاه میلادی مصادف بود با ظهور چهره ای با نام سناتور مک کارتی، این سناتور آمریکایی مسئولیت کمیته ای را برعهده داشت که به بررسی فعالیت های ضد امریکایی در حوزه های می پرداخت. فعالیت این کمیته با رخداد های پر سر و صدایی همراه شد، که امروزه با عنوان مک کارتیسم در تاریخ معاصر امریکا از آن یاد می شود. جریانی که پای بسیاری از هنرمندان، سینماگران، و حتی نظامیان و سیاست مردان را به جرم ارتباط با کمونیسم، جانبداری و همدلی با آن و یا حضور در جلسات حزبی و...به دادگاه کشاند و به جرم فعالیت های ضد امریکایی احکام سنگینی برای‌شان صادر کرد. این نشان می دهد که درآن ایام آمریکایی حاضر بودند هر نوع حرکتی را که مانع از نفوذ و گسترش کمونیسم می شد، حتی با وجود تبعات ناگوار احتمالی به انجام برسانند. چرا که این باور در ذهن آنها نهادینه شده بود که هیچ دشمنی بزرگ تر و پر خطرتر از شوروی و کمونیسم برای آمریکا نیست.

بنابراین شاید آنچه مک کارتیسم انجام انجام داد امروزه عجیب، افراطی و حتی غیرمنطقی و احمقانه جلوه می کند؛ اما حقیقت این است که در زمان خود، برای آمریکاییان بسیار مهم و پذیرفتنی محسوب می شده که با منافع ملی شان درپیوند بوده است؛ چنانکه بسیاری از این چهره های معروف علیه نزدیک ترین دوستان و همکارانشان شهادت دادند و با گرفتارکردن آنها خود را نجات دادند.

وقتی پدیده مک کارتیسم را در آمریکای آن روزگار مورد بررسی قرار دهیم که چگونه به تندی با چهره های نامدار خود را به واسطه‌ی تحلیل هایی سست برخورد کرد آنگاه در می یابیم که چگونه این توجیحات که دکتر محمد مصدق با حمایت توده ای ها سرکار آمده و اوج گرفته و اگر حکومت مصدق سرنگون نشود باید شاهد یک حکومت کمونیستی دیگر در منطقه باشیم و از این دست تحلیل های بی پایه، به راحتی مورد قبول دولت مردان امریکا قرارگرفته و به لحاظ روانی آنها را آماده اجرای کودتا کرده است.

در آخر شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد که کرمیت روزولت در سال ۱۹۷۹ طی گفتگویی با لس آنجلس تایمز از نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد پرده برداشت، اما پاره ای از ادعاهایی که او در آن گفتگو ارائه کرده، به ویژه اینکه مخالف انجام کودتا بوده و مصدق را دست پروده کمونیست ها نمی دانسته و... آشکارا در تعارض با متن خاطراتش قرار می گیرد. این مهم خود نشان دهنده آن است که آمریکائیان بعدها که به بی‌مایه بودن تحلیل های شان در زمینه دولت دکتر مصدق پی برده بوده اند؛ ترجیح میدادند تصویر دیگری از خود در این زمینه نشان بدهند.

کتاب کودتا صرف نظر از ارزش تاریخی‌اش، به عنوان اثری روایی و پرکشش که با ترجمه ای روان و خوشخوان عرضه شده گزینه خوبی برای کسانی ست که دوست دارند علاوه بر سرگرم شدن، اندوخته های ارزشمندی هم از مطالعه برگیرند.


http://www.alef.ir/book
هادی اکبری زاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب محمد علی سپانلو عنوان یازدهمین کتاب از مجموعه «تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران»، علاوه بر کتاب حاضر هشت کتاب دیگر نیز به عناوین زیر: لیلی گلستان، جواد مجابی، سیمین بهبهانی، نصرت رحمانی، مهدی غبرایی، عمران صلاحی، شمس لنگرودی و ضیاء موحد از سوی نشر ثالث منتشر شده اند و شش تای دیگر همانند م. آزاد، علی باباچاهی، صمد بهرنگی، صادق هدایت و هوشنگ گلشیری از سوی انتشارات روزنگار منتشر شده است. ناشری که کار را آغاز کرده بود اما بعد از ورشکستگی نشر ثالث ادامه کار را برعهده گرفت.

این مجموعه به نیت ثبت و ضبط خاطرات و زندگی نویسندگان، شاعران و مترجمان ادبی و نیز روشنگری درباره جریان‌ها و رویدادهای مرتبط با ادبیات معاصر ایران و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی و تاریخی این رویدادها، به سراغ کسانی رفته که هریک به نحوی در این رویدادها دخیل بوده یا شاهد و ناظر آن‌ها بوده‌اند و اگر هم برخی از آن‌ها خودشان حضور مستقیم در آن رویدادها نداشته‌اند، در زمانه‌ای زیسته‌اند که آن رویدادها در آن رخ داده است. اسامی که به آنها اشاره شد نیز چهره هایی هستند که از این منظر از جایگاه ویژه و در خور اعتنایی برخوردارند هر چند که فراوانند کسانی که جا دارند در قالب این مجموعه به آنها پرداخته شود.

خاطرات ... دیدن ادامه » محمد علی سپانلو به همراه خاطرات ر. اعتمادی (که ظاهرا امکان انتشار نیافته) بد اقبال‌ترین آثار این مجموعه محسوب می شوند. محمد علی سپانلو در آخرین سالهای عمر خود و زمانی که با بیماری دست و پنجه نرم می کرد، بسیار منتظر بود تا این کتاب منتشر شده و به دست مخاطبان برسد، سرانجام اما بیماری او را از پای درآورد در حالی که هنوز کتاب او در ایران منتشر نشده بود و انتشار آن توسط ناشری در خارج از ایران نیز مرهمی برخیال آزرده او نبود چراکه می گفت مخاطبان کتاب این جا هستند در داخل ایران.

امروز اما در میان ما نیست، هر چند دیر هنگام امابه هر روی کتاب خاطرات او منتشر شده و در دستان ماست. خاطرات منحصر به فرد مردی که قریب به پنج دهه با اهالی ادبیات ایران نشست و برخاست داشته و از نزدیک آنچه را که در حاشیه و متن ادبیات معاصر گذشته ، با دقت دنبال کرده است.

زندگی او مصادف بوده با دوره های پر فراز و نشیبی از ادبیات معاصر از تشکیل کانون نویسندگان بگیر تا ماجراهای ده شب، مبارات مردمی دوران انقلاب و روزهای پرحادثه بعد از آن، جنگ ایران و عراق، بمباران شهرها، پایان جنگ و... شاید درباره این دوره ها افراد دیگری نیز به ذکر اتفاقات پرداخته باشند، اما آنچه این کتاب را با نمونه های مشابه متفاوت می سازد، حافظه قدرتمند‌ سپانلو ست که به شکلی عجیب و با جزئیات بسیار وقایع گذشته را به یاد داشته است. به همین دلیل نه تنها می توانست دقیق و باجزئیات به بیان این وقایع بپردازد، بلکه توانایی آن را داشت که تصاویری زنده از آن روزگار را پیش روی ما بگذارد.

گذشته از همه اینها باید توجه داشت که سپانلو از جمله هنرمندان و نویسندگانی بود که اهل حضورند، در بسیاری از مجامع و محافل ادبی حاضر میشد، از آن سنخ نبود که به کنج عزلت خود خزیده و چندان از حوادث و وقایع پیرامونش مطلع نباشد. گذشته از این خاطرات اشعار او نیز نشان از حضور نویسنده و شاعری مشاهده گر دارد که نسبت به اتفاقات پیرامونش بی تفاوت نیست.

آنچه گفته شد حکایت از این مهم دارد که کتاب حاضر حاصل گفتگو با مردی است که حضور مستقیم و نزدیک در حاشیه و متن ادبیات معاصر در پنجاه سال گذشته داشته است. او علاوه بر سرودن شعر و ترجمه ادبی منتقدی پیگیر نیز هست یکی از نخستین و مهمترین آنتولوژی ها را در حوزه ادبیات داستانی (بازآفرینی واقعیت) منتشر کرده که در طول نزدیک به دو دهه مدام با بازنگری و به روز شدن آن را به مخاطبان نسل جدید رسانده و این حکایت از آن داشت که حوزه ادبیات داستانی معاصر را لااقل تا اوایل دهه هفتاد به شکل دقیق دنبال می کرده است. این مهم اما در حوزه شعر تا سالهای آخری که بیماری او را از پای نینداخته بود ادامه داشت.

با این اوصاف ما با اثری روبه رو هستیم که در میان نمونه های مشابه ممتاز و در خور اعتناست. گفت‌وگو با محمدعلی سپانلو در تاریخ شفاهی، با شرح دوران کودکی او شروع می‌شود و با دوران نوجوانی، دانشگاه، سربازی و ازدواج و کار ادامه می‌یابد و می‌رسد به زندگی هنری او در دهه چهل و بعد رویدادهای مربوط به کانون نویسندگان که سپانلو یکی از فعالان آن بوده و یکی از شاهدان مستقیم آن‌چه از بدو تأسیس کانون در آن اتفاق افتاده بوده است. بعد از کانون نویسندگان، به خاطرات سپانلو از دهه‌های پنجاه و شصت می‌رسیم و این ادامه می‌یابد تا دهه‌های هفتاد و هشتاد. «سفرها، جشنواره‌ها و دیدارها» بخش بعدی کتاب است و بعد از آن چند گفت‌وگو و یادداشت از سپانلو به چاپ رسیده است.

دقت و قدرت حافظه سپانلو باعث شده این کتاب در قیاس با دیگر کتابهای این مجموعه وسعت و حجم بیشتری داشته باشد. از طرفی انجام گفتگوهای خود کتاب نیز به دلایل مختلف (سفرهای سپانلو) طولانی شده چنانکه از مقطعی به بعد اردوان امیری نژاد جای خود را به محسن فرجی داده است. بنابراین نام دو گفتگو کننده در شناسنامه کتاب ثبت شده است. به هر روی کتاب حاضر نه فقط اثری ارزشمند برای پژوهشگران تاریخ ادبیات معاصر محسوب می شود، بلکه دربر گیرنده نکات جذاب و خاطره انگیزی ست برای کسانی که در طول سالهای دور و نزدیک با حاشیه و متن ادبیات معاصر سروکار داشته اند.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی که بیش از همه موجب ناراحتی است، این واقعیت است که متاسفانه نتوانستم عنوان این کتاب را در وب سایت رسمی هاروکی موراکامی بیابم و این قدری مرا متعجب می کند! چطور کتابی که در وب سایت رسمی یک نویسنده ثبت نشده، ترجمه و منتشر می شود؟ امیدوارم توضیحی برای این مسئله وجود داشته باشد و مترجم و ناشر عزیز این مسئله را کمی شفاف سازی کنند.
این کتاب مجموعه ای است از چند داستان کوتاه که برخلاف نام مجموعه، دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل، شاید پرمایه و اصلی ترین داستان، میمون شیناگاوا باشد. نگاه سورئال نویسنده که در اثر شاخصی نظیر کافکا در ساحل (یا کافکا در کرانه) مشاهده می کنیم در داستان های این مجموعه کمتر به چشم می خورد؛ از طرفی تلخی احساسی و تجربه بعد از زلزله یا عدم قطعیت و حس روانشناسانه کتابخانه عجیب را هم ندارد. تنها بهره گیری از برخی حیوانات نمادین که به عنوان سمبلی در فرهنگ ژاپنی با آن ها برخورد می کنیم، در دو داستان این مجموعه یعنی اسفرود بی دم در داستان اسفرود بی دم و میمون در داستان میمون شیناگاوا به چشم می خورد، که در یکی از داستان های مجموعه بعد زلزله یا کتابخانه عجیب هم با آن ها برخورد داشته ایم.
در داستان ها اگر بسیار تلاش کنیم و قائل به ارتباط معنوی آن ها بشویم - که تا حدودی نمی توانم این را بپذیرم! - برخی مفاهیم در همه داستان ها یا لااقل در تعداد معدودی از آن ها مشترک است. مشهود ترین آن ها مفهوم حسرت در داستان بید نابینا و زن خفته و قلوه سنگی که هر روز جابجا می شود، و مفهوم حسادت در دو داستان میمون شیناگاوا و مرد یخی است. میمون شیناگاوا برای نداشتن هویت و تفاوتش با سایرین و زن داستان مرد یخی، به صورت مبهمی به دیگران و شوهرش. البته همانطور که گفتم، نمی شود به صورت قطعی چنین برداشتی داشت.
بیشتر ... دیدن ادامه » به نظر می رسد در این داستان های کوتاه، موراکامی از افکارش پرده بر می دارد، داستان یافتن عشق حقیقی و سرگشتگی ناخواسته، اما اجباری دو دلداده در داستان دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل، روزمرگی و تلخی زندگی یکنواخت در داستان سال اسپاگتی، ناکامی و افسردگی در داستان بید نابینا و زن خفته، همگی به نوعی بیانی داستانی از تجربیات زندگی شخصی است که ممکن است برای هر کسی پیش بیاید و او را تحت تاثیر قرار دهد.
داستان ها همان سبک بیان معمول ادبیات موراکامی را دارند؛ همان یافتن یک نقطه بحرانی یا استثنا در اجزای داستانی، کنار هم قرار دادن اشیای نامعمول و خلق داستانی زیبا از واقعیات و هم آمیختگی اندکی با تخیلات. بیشترین وزن مفهومی داستان ها را در پاراگراف آخر هر داستان می یابیم، جایی که به نظر می رسد نویسنده، تمام مقدمه چینی ها را برای رسیدن به این نقطه فراهم آورده باشد.

در بخش شناسنامه کتاب، نامی از مصحح یا ویراستار نیافتم، بنابراین باید از مترجم کتاب، جناب آقای محمود مرادی هم قدردانی کرد، چرا در ترجمه، دقت کافی به خرج داده اند. در این کتاب با وجود دقت نظر، حتی به یک اشتباه نگارشی یا املایی برخورد نکردم که جای بسی تقدیر است؛ اما همچنان برای من سوال است که چرا هیچ نامی از این کتاب یا به عبارت صحیح تر مجموعه داستان، در وب سایت رسمی نویسنده وجود ندارد؟
شهرزاد فیروزبخت این را خواند
آرش رخش این را دوست دارد
با سلام

این کتاب مجموعه داستانهای کوتاهی است که آقای محمودی ترجمه کرده به انتخاب خودشان و مرسومه که مترجمین هر اسمی بخوان روی کتاب می گزارند و طبیعتا اسم کتاب در سایت نویسنده نیست، من تمام داستانهای این کتاب را در کتابهای دیگر موراکامی دیده ام و اصالت ... دیدن ادامه » دارند، یکایک داستانها. پس مشکلی نیست.
۲۲ شهريور ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر چند اثر پژوهشی کارنامه محمد حسینی را کنار بگذاریم، پیش از مجموعه داستان « کنار نیا مینا» سه اثر داستانی به قلم او منتشر شده اند : رمان «آبی تر از گناه» و مجموعه داستانهای «یکی از همین روزها ماریا» و «نمی‌توانم بتو فکر نکنم سیما». اغلب آثار او با ستایش منتقدان روبرو شده اند و برخی نیز جوایزی به خود اختصاص داده اند که موفق‌ترین آنها «آبی تر از گناه» است؛ اثری که برنده جایزه ادبی گلشیری و مهرگان ادب در سال ۱۳۸۴ شد.

کنار نیا مینا اثری‌ست به ظاهر کوچک و کم حجم؛ اما همین کتاب به ظاهر کوچک، متضمن تفاوت های آشکاری‌ست که محمد حسینی با اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان ایرانی همنسل خود (و نویسندگانی که در دهه اخیر کار خود را آغاز کرده‌اند) ، داشته و همچنان نیز دارد.

این ... دیدن ادامه » تفاوت‌ها ناشی از توانایی او در نثر نویسی‌ست؛ نثری پاکیزه و قوی که فاخر است اما فخر نمی فروشد. گذشته از این فرم در داستانهایش بزک تحمیل شده به متن نیست که به ضرب و زور پیچیدگی‌های ظاهری اش، جلوه فروشی کند؛ بلکه فرم روایت داستانهایش به اقتضای محتوای داستان و تمهدات و تاکیدات نویسنده شکل گرفته است تا بیشترین تاثیر را بر مخاطب داشته باشد.

محمد حسینی از انگشت‌شمار نویسندگانی‌ست که خواندن داستانهایش و دقت روی قوت و پاکیزگی نثرش، برای مخاطبِ علاقمند آموزنده است. آموختن اینکه چگونه می توان نثری داشت موجز اما رسا، و عاری از حشو و زوائد.

ویرجینیا وولف معتقد بود بزرگترین درسی که در نویسندگی گرفته این است که چگونه متنی بنویسد که با کمترین کلمات، بیشترین تاثیر را بر مخاطب بگذارد. متنی که جملاتش کلمات زائد در میان خود راه نمی دهند و این نشان دهنده شناخت نویسنده از ارزش کلمات است. داستانهای محمد حسینی نیز نمونه بارز چنین مسئله ای هستند تا آنجا که گاه احساس می کنی او در استفاده از کلمات خست به خرج می هد! از این منظر متن داستانهایش آنقدر صیقل خورده اند به ریتم و آهنگ مورد نظر او برسند. ریتم و آهنگی که براساس همین الگوی ایجاز و با استفاده از جملات کوتاه بنا شده است.

این قسم ایجاز به شکل ناخودآگاه مخاطب را به مشارکت در بازتولید داستان در ذهن خود فرا می خواند در واقع حسینی با ظرافت خواننده را در روایت سهیم می کند.

این کتاب، در برگیرنده ۹ داستان کوتاه است، از روی پله دوم، شهر آزاد، مجاز، آن که همان نیست، اطراف رودخانه، چند سال بعد از نسرین، گریه نکن و... از جمله داستانهای این مجموعه محسوب می شوند.

از منظر درونمایه با داستانهایی روبه رو هستیم که تنوع بسیاری دارند از جنگ گرفته تا مایه های اجتماعی گرایانهِ و حتی سایه حضور فضای مجازی در زندگی ما. با این حال اما عشق و روابط انسانی از مایه های مورد تاکید نویسنده به نظر می رسند که در اغلب داستانها خودی نشان می دهد. حسینی در داستانهایش سیمای نویسنده ای دغدغه‌مند را نشان می دهد که نسبت به تغییر و تحولات پیرامون خود بی تفاوت نیست.

در پاره ای داستان‌های این مجموعه عشق جلوه‌ای محسوس دارد، همچنین نگاه به پشت سر(گذشته) از دیگر مایه مورد استفاده شده در این داستان هاست که گاه به دگرگونی و تغییرات ناشی از گذر زمان دلالت دارد و گاه به دریافتی متفاوت از ردپایی که در گذشته برجای گذاشته شده. در برخی داستانهای کتاب صدایی شنیده می شود که میل به افشاگری دارد و گاه این افشاگری با قضاوت همراه می شود. قضاوتی که در ذهن خواننده انجام شده و در طول داستان متغیر هم هست. نمونه شاخص این تمهید در داستان «اطراف رودخانه» دیده می شود که راوی به شکلی ذهنی شخصیت اصلی داستان را خطاب قرار می دهد، شخصیتی که غایب است اما حضورش بر همه داستان سنگینی می کند و تصورات خواننده داستان در طول داستان به هم ریخته و قضاوت هایش دگرگون می شود.

کنار نیا مینا مجموعه داستانی است حرف برای گفتن زیاد دارد، برایند نگاهی ست که روشنفکرانه به پیرامون خود نگاه می کند و نه آن را پنهان می کند و نه ابایی از فاصله گرفتن از مخاطب عام دارد. بهتر این است که داستانهای این کتاب به شکل جداگانه بررسی شوند وگرنه اشاره به کلیات حق مطلب را درباره آنها ادا نمی کند.

http://www.alef.ir/book
کامیار مظاهری تهرانی و سبحان معصومی این را خواندند
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاوه میرعباسی دانش‌آموخته سینما و همچنین زبان اسپانیولی‌ست و کار خود را در حوزه ترجمه در اوایل دهه‌ی هفتاد با برگردان مقالات سینمایی به زبان فارسی با نشریات سینمایی آغاز کرد و از میانه دهه‌ی هفتاد به ترجمه ادبی روی آورد و به‌عنوان یکی مترجمان حرفه‌ای این حوزه به‌سرعت کار خود را تثبیت کرد. تسلط او بر سه زبان اسپانیولی، فرانسه و انگلیسی باعث شد توانایی برگرداندن آثاری در ژانرهای مختلف از نویسندگان نامداری چون کارلوس فوئنتس، آندره برتون، خورخه لوییس بورخس، گابریل گارسیا مارکز، سیمون دوبووار و ... را داشته باشد. اما بااین‌حال علاقه شخصی او به ادبیات پلیسی ترجمه آثاری از ریموند چندلر، ژرژ سیمنون، گیلبرت‌کیت چسترتون و دبیری مجموعه‌ای از آثار پلیسی برای نشر نیلوفر (که متأسفانه ادامه نیافت) از او سیمای یکی از متخصصان این حوزه از ادبیات را نیز به نمایش گذاشت.

با چنین پیشینه‌ای چندان عجیب نیست حال که به‌صورت جدی به داستان‌نویسی روی آورده، می‌توان خط علایق شخصی او را در آثارش پیگیری کرد؛ همانند تنوع مضمونی، علاقه به سینما و یا گرایش به گونه ادبیات پلیس و از این‌دست. نخستین رمان او سین مثل سودابه رمانی پلیسی است که به اسطوره‌هایی برآمده از ادبیات کهن ایرانی پیوند خورده و در نوع خود اثری جالب‌توجه به‌حساب می‌آید که با اقبال مخاطب نیز روبه‌رو شده. رمانی که قرار است اولین بخش از مجموعه‌ای هفت‌جلدی از آثاری پلیسی باشد.

دومین ... دیدن ادامه » رمان او با عنوان «پایان خوش ناتمام» که به همت نشر ثالث به بازار کتاب آمده اثری‌ست به لحاظ مضمونی یکسره متفاوت اگر که سین مثل سودابه به شکلی بارز نشان‌دهنده علاقه میر عباسی به ادبیات پلیسی بود، این رمان نشانه‌هایی آشکار از علاقه او به سینماست. نشانه‌هایی که هم به شکل مضمونی قابل‌مشاهده هستند و هم به شکل فرمی. فی‌المثل سینما پیونددهنده رابطه میان شخصیت‌هاست، چنانچه در گذشته کودکان همواره علاقه‌ای ویژه به بزرگ‌ترهایی داشتند که آن‌ها را با خود به سینما می‌بردند که در این داستان نیز نمونه‌ای از آن هست و جز این نیز در لابه‌لای داستان در موقعیت‌های داستانی گوناگون نویسنده به سینما و بعضاً ادبیات نمایشی ارجاع می‌دهد و حتی در نام‌گذاری فصل‌ها نیز بازیگوشانه عمل کرده و با نام فیلم‌ها و کتاب‌ها بازی می‌کند.

اما مهم‌تر از همه این‌ها به لحاظ فرمی شاهد نوعی روایت در این رمان هستیم که به روایت‌های سینمایی نزدیک است و حاکی از گرایش ناخودآگاه نویسنده به سینما نیز دارد. رمان به شیوه دانای کل روایت می‌شود، همین نوع از روایت به‌خوبی اجازه تدوینی شبهه سینمایی به فصل‌های گوناگون کتاب می‌دهد و ضرب‌آهنگی تند و متأثر از سینما را برای داستان تدارک می‌بیند. که در کنار مضمون پرحادثه و رویکرد پررنگ نویسنده به داستان‌گویی از عمده‌ترین جذابیت‌های رمان محسوب می‌شود.

کاوه میرعباسی در ابتدای کتاب ادای دینی کرده به آنتونی ترلوپ؛ او در جایی دیگر این ادای دین را اینگونه شرح داده است: «طرح اولیه رمان «پایان خوش ناتمام» با الهام از رمان « او می‌دانست حق با خودش است» نوشته آنتونی ترولوپ (۱۸۸۲-۱۸۱۵)، نویسنده نامدار انگلیسی شکل‌گرفته؛ با این فرق که رمان ترولوپ واقع‌گرایانه است و روایت من یک جنبه متافیزیک دارد.»

«پایان خوش ناتمام» نیز در ابتدا با رگه هایی از واقعیت‌گرایی آغاز می‌شود و داستانی رمانتیک و برخوردار از حال و هوای عاطفی و عاشقانه به نظر می‌رسد. اما هر چه داستان پیش می‌رود، میرعباسی با به وجود آوردن یک اتمسفر روانی خاص که رفته‌رفته خط و ربط متافیزیکی نیز پیدا می‌کند، حال و هوای واقع‌گرایانه را به واقعیت ویژه و خاص دنیای درونی رمان تغییر می‌دهد، تجربه‌ای که درعین‌حال به‌مراتب دشوارتر از ادامه دادن روال قبلی داستان است، چراکه حالا داستان از ابعادی فراواقع‌گرایانه برخوردار شده نویسنده باید توانایی قبولاندن آن را به‌عنوان واقعیت درونی رمان داشته باشد. تجربه‌ای که میرعباسی تا حد زیادی در به سرانجام رساندن آن موفق بوده است.

«پایان خوش ناتمام» درعین‌حال رمانی ست خوش‌خوان و سرگرم‌کننده؛ زبان هموار و بافت داستانی پرکشش این رمان همچون اثر قبلی نویسنده، با استقبال مخاطب روبه‌رو شده است.

http://www.alef.ir/book
فاطمه حبیبی این را خواند
فرناز تیمورازف این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت‌وگو - مصاحبه با مزدک دانشور، مترجم کتاب انقلاب در قرن بیست‌ویکم، نوشته‌ی کریس هارمن

روزبه رحیمی: قرن بیستم را قرن انقلاب‌ها می‌نامند: شوروی، چین، کوبا، آمریکای لاتین، ایران و... . بسیاری معتقدند که دوران انقلاب و انقلابی‌گری به‌سر آمده و تنها کاربرد نمادهایی چون چه‌گوارا، چاپ تصویرشان روی تی‌شرت و فندک و ماگ و... است. کریس هارمن اما نظر دیگری دارد. او در کتاب انقلاب در قرن بیست‌ویکم از انقلاب و ضرورت آن سخن می‌گوید. این کتاب را مزدک دانشور ترجمه و نشر ثالث منتشر کرده است. دانشور متولد سال ۱۳۵۶ و در رشته‌ی انسان‌شناسی پزشکی دانشگاه آمستردام تحصیل کرده است. او در حال حاضر کاندیدای دفاع دکترای تاریخ اجتماعی در دانشگاه لیدن است. با او به گفت‌وگو نشستیم:

کریس ... دیدن ادامه » هارمن را در ایران با کتاب تاریخ مردمی جهان می‌شناسند. ما را با این نویسنده بیشتر آشنا کنید؟
کریس هارمن، اکتیویست و فعال سیاسی، تا دم مرگش عضو حزب کارگران سوسیالیست انگلیس بود. این حزب در نحله‌ی احزاب تروتسکیست قرار می‌گیرد، هر چند که رهبران این حزب از تحلیل تروتسکی نسبت به اتحاد جماهیر شوروی فاصله گرفته و آن را سرمایه‌داری دولتی می‌دانند. سه چهره‌ی برجسته‌ی این حزب تونی کلیف، آلکس کالینیکوس و کریس هارمن بودند که کالینیکوس از میان آن‌ها زنده است.

برای اینکه خواننده در جریان کتاب قرار گیرد ابتدا توضیحی کلی در مورد ایده‌ای که هارمن در این کتاب دنبال می‌کند بدهید تا بتوانیم وارد مباحث جزئی‌تر شویم؟
ایده‌ی این کتاب بر این مبناست که سرمایه‌داری به‌عنوان یک شیوه‌ی تولید، یک "نظام بی‌قرار" و همانطور که مارکس گفته به‌طور مداوم در حال تغییروتحول تولید و ابزار آن است. این تغییر و تحول در پی خود دوره‌هایی از کسادی و رونق به همراه می‌آورد و زندگی مردمان را مرتب دست‌خوش تغییرات می‌کند. چنین تغییری در هستی انسان‌ها، تحول در آگاهی آن‌ها را نیز در پی دارد و مقاومت مردمانی را که اُبژه‌های تغییر سرمایه‌اند، بر می‌انگیزد.

تأثیرات اجتماعی تغییرات آب‌وهوایی و اینکه فجایع محیط‌زیستی کاتالیزور شورش‌های اجتماعی توده‌ای هستند موضوعی است که در فصل اول مورد بحث قرار می‌گیرد. تغییرات آب و هوایی چگونه چنین اثری می‌گذارد؟
تغییرات آب‌وهوایی به‌خصوص اگر به سمت فاجعه (سیل، طوفان، خشکسالی و ...) میل بکند باعث تخریب محیط زندگی، محصولات کشاورزی و زیربناهای ارتباطی می‌شود. به‌عنوان مثال در در رابطه با شورش‌های سوریه، اقلیم‌شناسان خشکسالی‌های ممتد از سال ۹۸ م. به بعد را در ایجاد فقر و خشم و نفرت مؤثر می‌داند. در همین راستا می‌توان حدس زد که تغییرات آب و هوایی به کاهش توان دولت‌ها در تأمین حداقل‌های زیستی شهروندانشان منجر می‌شود.

یکی از موضوعات مهمی که در این کتاب بحث می‌شود «پارلمانتاریسم» است. هارمن می‌گوید: «وقتی صحبت از تصمیمات اقتصادی می‌شود دیگر دموکراسی بی‌معناست. انتخابات جوهره‌ی دولت را عوض نمی‌کند» (ص ۴۶) و این بحث را زمینه‌ی نقدهای خود به رفرمیست‌ها قرار می‌دهد. دیدگاه او را بیشتر توضیح می‌دهید؟
کریس هارمن تلاش احزاب چپ برای کسب کرسی‌ها در پارلمان را اگرچه لازم می‌داند اما آن را ناکافی می‌داند. او بر این باور است که احزاب پارلمانی پس از پیروزی نمی‌توانند قوانین محدودکننده سرمایه را مصوب کنند و یا حتی اگر آن را تصویب نمایند از تحمیل آن به سرمایه‌داران ناتوانند. هارمن پیشنهاد می‌دهد که مبارزه‌ی پارلمانی با مبارزه‌ی خیابانی و مبارزه‌ی در محل‌های کار پیوند بخورد تا بتواند مانورهای سرمایه‌داران را برای فرار از قوانین مصوب به شکست بکشاند. استدلال اساسی او بر این مبنا قرار دارد که هیچ انتخاباتی توان به زیرکشاندن صاحبان کارخانه‌ها، بانکداران و بورس‌بازان و سلب مالکیت از آنان را ندارد؛ به همین سبب دولت‌های مترقی همواره در محاصره‌ی سرمایه‌داران و بوروکرات‌های چنبره‌زده در دستگاه‌های دولتی‌اند که نه‌تنها میلی به تغییر ندارند بلکه در برابر آن با تمام توان می‌ایستند. (آلن تورن نیز مقاله‌ای در رابطه با عملکرد بوروکرات‌های شیلیایی در به شکست کشاندن دولت سوسیالیست آلنده دارد.)

در فصل پنجم کتاب اشاره‌ای به اعتصاب کارگران بارانداز لندن در ۱۸۸۹ و اعتصاب کارگران در پترزبورگ شده است. آیا درک ناگهانی از توان طبقه‌ی کارگر برای مقاومت جمعی، در میان طبقه‌ی «بازآرایی شده» در قرن بیست‌ویکم، می‌تواند دوباره رخ دهد؟
اجازه دهید به مفهوم بازآرایی بازگردیم. سرمایه‌داری در انگلستان در اوایل قرن نوزدهم تولید را بر کارخانه‌های نساجی متمرکز کرده بود. در اواسط و اواخر قرن نوزدهم تولید زغال‌سنگ فولاد و اسلحه در دستورکار سرمایه‌داری قرار گرفت. پس از جنگ جهانی دوم محصولات مصرفی خانگی به‌عنوان اولویت‌ تولیدی سرمایه‌داران انگلیس مطرح شد، اگر کسی به این سیر تاریخی بی‌توجه باشد در یک دوره شاهد تقلیل شدید کارگران نساجی خواهد بود و یا کارگران صنعتی را در معرض انقراض می‌پندارد، حال آنکه با عوض شدن تمرکز تولید، کارگران در Sector یا شاخه‌ی دیگری مشغول به کار شدند. این کارگران نوین که ممکن است حتی به‌ظاهر کارگر یدی هم به‌نظر نیایند ولی به علت آنکه کارِمزدی را پذیرفته و اقتدار سازمانی کمی دارند به‌صورت مداوم در معرض بی‌کاری قرار داشته و شرایط کاریشان دستخوش دوره‌های رونق و رکود می‌شود. به همین سبب چاره‌ای جز تشکل‌یابی و تلاش جمعی برای بهبود وضعیت خود ندارند.

بحث دیگری که در این فصل مطرح می‌شود ارتباط قدرت کارگران در مبارزه با سرمایه‌داری و پدیده‌ی جهانی‌سازی است. آیا جهانی‌سازی مانع سازماندهی و مقاومت کارگران در برابر سرمایه‌داری می‌شود؟
جهانی‌سازی در کشورهای مرکز، باعث کاهش کارگران صنعتی شده است. حال آنکه همین کارگران در کشورهای پیرامونی افزایش یافته‌اند. در حقیقت اگر با دیدی جهانی به سرمایه‌داری بنگریم، مجموع کارگران صنعتی کاهش نیافته است. بلکه از کشوری به کشور دیگر منتقل شده است. پس مبارزه با سرمایه‌داری در دوره‌ی جهانی‌سازی با دوره‌های پیشین متفاوت است. همبستگی کارگران در این مبارزه باید از شکل ملی و محلی به بین‌المللی تغییر یابد تا امکان تحمیل شرایط بهتر کار به سرمایه‌داری فراهم شود. مبارزها در سطوح ملی، مبارزه‌هایی ناکارآمد و در خوش‌بینانه‌ترین حالت موقتی است.

در فصل طبقه و آگاهی، هارمن چه ارتباطی میان مفهوم «آگاهی متناقض» و رفورمیسم می‌بیند؟
آگاهی متناقض اصطلاحی وام گرفته از آنتونیو گرامشی است. گرامشی آنرا اینگونه تعریف می‌کند: کارگران در زیست خود و به واسطه‌ی حضور در جامعه‌ی سلسله مراتبی ارزش‌ها، اصول و اخلاقیات این جامعه‌ی سلسله مراتبی را جذب می‌کنند؛ از دیگر سو، کارگران در مبارزه‌های جمعی چون اعتصابات، تظاهرات و اشغال کارخانه‌ها به فهمی نوین از امکان تغییر جهان اطرافشان می‌رسند. از آنجا که از نظر مارکسیست‌ها، هستی انسان تعیین‌کننده‌ی آگاهی اوست، چنین شیوه‌ی زیستی نوع خاصی آگاهی ایجاد می‌کند که گرامشی نام این تناقض را آگاهی متقاضی می‌گذارد. این آگاهی متناقض ـ یعنی پای در مناسبات جامعه‌ی سرمایه‌داری داشتن و سر در سودای تغییر ـ باعث می‌شود اصلاح‌طلبی مطلوب چنین انسان‌هایی شود.

نویسنده در فصل‌های ۷ و ۸ به اهمیت نقش حزب انقلابی در تضمین پیروزی انقلاب اشاره می‌کند. هارمن در بحث ساختن حزب، با نقد دو نظریه‌ی چریکی و پارلمانتاریستی، راه دیگری پیشنهاد می‌دهد. پیشنهاد او چیست؟
پیشنهاد هارمن به‌طور خلاصه، پیشنهادی لنینیستی محسوب می‌شود. احزاب مارکسیست پیش از لنین احزابی پارلمان‌محور بودند و تلاش داشتند با کسب اکثریت پارلمانی، راه مسالمت‌آمیز به سوی سوسیالیسم را فراهم آورند. اما لنین با رویکرد این احزاب مخالفت می‌کند. او مسیر پارلمانی را فقط یک راه و مسیر می‌داند و نه هدف و آرزو. لنین یک حزب انقلابی را پیشنهاد می‌کند که از انقلابیون حرفه‌ای تشکیل شده و برای کسب قدرت سیاسی آماده‌ی استفاده از قهر انقلابی باشد و به خلع ید بورژواری از تمامی منابع قدرت بیاندیشد. یعنی خلع مالکیت از ابزار تولید، انحلال نیروهای مسلح و اطلاعاتی و قضایی وفادار به بورژوازی و ساختن دستگاه دولت بر مبنایی اجتماعی. این انقلابیون حرفه‌ای البته نباید از مبارزات روزمره‌ی مردم و فرودستان و کارگران جدا باشند، بلکه باید در مبارزات آن‌ها مشارکت داشته باشند و برای روزهای «جنگ متحرک» خود را آماده نگه دارند. جنگ متحرک اصطلاحی وام گرفته از گرامشی است؛ وضعیتی که در آن حاکمیت سرمایه به بحران خورده است و نیروهای مترقی در خیابان و محل‌های کار، کل حاکمیت را به چالش کشیده‌اند و نیروها در حال زورآزمایی برای غلبه‌ی نهایی‌اند.

کریس هارمن مبارزه‌ی مسلحانه را نمی‌پذیرد و تأکید او بر توده‌ای کردن مبارزات و تشکیل حزب انقلابی است. در شرایطی که اتحادیه‌های کارگری اجازه‌ی فعالیت ندارند و امکان تشکیل هیچ حزب دست چپی وجود ندارد، هارمن چه راهکاری برای مبارزه با رژیم‌های دست نشانده‌ی نظام سرمایه‌داری پیشنهاد می‌کند؟
در جواب این سؤال باید بگویم به‌عنوان یک نویسنده‌ی جهان سومی که تجربه‌ی مبارزه‌ی چریکی را در تاریخ خود لمس کرده، چندان موافق سخن هارمن نیستم. تروتسکی جزوه‌ای دارد به نام مارکسیسم و تروریسم که در آن عملیات تروریستی نارودنیک‌ها را تقبیح و عمل کارگران انقلابی در توزیع جزوات انقلابی را تأیید می‌کند. گرامشی نیز بر «مهارت یا فن حضور» پایفشاری می‌کند و کارگران مبارز را به استفاده از تاریک‌روشنایی سرکوب حکومت‌ها فرا می‌خواند.
به نظر من تعیین شکل مبارزه از پیش و نفی دیگر اشکال مبارزه چندان رهیافت مارکسیستی‌ـ‌لنینیستی نیست. زیرا از لنین آموخته‌ایم که مسأله‌ی مشخص را با پاسخ مشخص آن حل کنیم و به‌نوعی خود را با شرایط وفق بدهیم. از هارمن باید پرسید که آیا تحت حکومت نازی‌ها در اروپا امکان حرکت غیرمسلحانه و غرمخفی وجود داشت؟

نویسنده در فصل «سرمایه‌داری و خشونت» می‌گوید: «هر جنبشی که بر تغییرات انقلابی اصرار بورزد ولی در هنگام ضرورت از قدرت قاهر استفاده نکند خود را محکوم به نابودی کرده و پیروانش را در رنجی غیرضروری افکنده است.» نظر هارمن در مورد مبارزه‌هایی که به مبارزه‌ی بدون خشونت معروف‌اند چیست؟ و چه راهی برای مقابله با خشونت سرمایه‌داری هست؟
هارمن جنبش‌های بدون خشونت را نفی نمی‌کند بلکه آن‌ها را یک جنبش جامعه‌ی مدنی می‌داند و نه جنبشی برای فتح قدرت سیاسی؛ چرا که فرض استقرایی او بر این قرار دارد که سرمایه‌داری در برابر خلع ید از قدرت، خشونت‌ نشان خواهد داد و جنبش‌های بی‌خشونت توان استفاده از قهر متقابل را از خود سلب کرده‌اند. بنابراین پیروزی جنبش از این طریق حاصل نمی‌شود. او به‌خوبی از مثال کمون پاریس بهره می‌برد که سربازان آماده‌ی استفاده از اسلحه، افسران خود را خلع سلاح کرده و فقط ژنرالی را به جوخه‌ی اعدام سپرده بودند. به‌هرحال قهر انقلابی لازمه‌ی وضعیت انقلابی است و از نظر هارمن برای فتح دستگاه دولت ضروری. اما برای به شکست کشاندن سرمایه‌داری فقط آمادگی برای استفاده از قهر و یا نفوذ در نیروهای مسلح کافی نیست. هارمن بنیان حکومت‌ها را بر سه پایه می‌داند: کارآمدی اقتصادی، مشروعیت ایدئولوژیک و دستگاه سرکوب. او مبارزه‌ای را پیشنهاد می‌کند که هر سه این پایه‌ها را هدف قرار بدهد.

در تمام بخش‌های کتاب اشاره و تأکید بسیاری بر انقلاب ۱۹۱۷ شوروی وجود دارد. هارمن تبدیل دیکتاتوری طبقه به دیکتاتوری حزب در جریان انقلاب شوروی را چگونه تحلیل می‌کند؟ آیا استالینیسم تداوم منطقی بلشویسم است؟
تحلیل هارمن یک تحلیل مبتنی بر اقتصاد سیاسی است. هارمن تحلیل‌های روانشناسانه و فردگرایانه را در مسأله‌ی استالینسم به‌شدت راستگرایانه و تقلیل‌گرایانه می‌داند. او در کتاب انقلاب در قرن بیست‌ویکم و در دیگر مقالات مربوط به شوروی، تلاش کشورهای سرمایه‌داری غرب و نیروهای ارتجاعی در روسیه برای خفه کردن انقلاب بلشویکی در نطفه را مقصر اصلی تغییر ماهیت انقلاب می‌داند. جنگ داخلی تحمیل شده، قحطی و نبود مواد اولیه که باعث شده بود پایه‌های حکومت انقلابی (یعنی کارگران صنعتی) یا به روستاها بگریزند و یا در ارتش سرخ به دفاع از حکومت انقلابی بپردازند. به این شکل شوراهای کارگری که باعث می‌شد حکومتگران جدید پاسخگویی و مسؤولیت‌پذیری‌شان را حفظ کنند، دیگر از میان رفت و جای خود را به سلسله‌مراتب جدیدی داد. لنین راست گفته بود که: «سرمایه‌داری را می‌کشیم ولی جسدش در میان ما باقی می‌ماند و زندگی ما را بویناک می‌کند.»
هارمن پس از تحلیل چرایی شکست دموکراسی شورایی، به استالینیسم می‌پردازد. او سیاست صنعتی‌کردن اجباری و از بالای استالین و یارانش در حزب بلشویک برای ساختن «سوسیالیسم در یک کشور» را مقصر می‌داند. او اجباری که برای صنعتی‌کردن و گرفتن زمین از کشاورزان مرفه و نیمه‌مرفه در سال‌های پس از ۱۹۲۸ اتفاق افتاد را عامل به راه‌افتادن ماشین ترور دولتی می‌داند. هارمن دستگاه عظیم بوروکراتیکی را که متعاقب آن بر اقتصاد صنعتی اتحاد شوروی چنبره‌ زد را عامل انحراف از سوسیالیسم و تبدیل کردن سوسیالیسم شوروی به سرمایه‌داری دولتی می‌داند. این نظرگاه البته در میان چپگرایان به‌شدت در اقلیت است و تئوری‌های متعددی برای توصیف اقتصادی‌ـ‌سیاسی وضعیت حکومت پس از استالین همچون سرمایه‌داری دولتی، طبقه‌ی جدید و نومانکلاتورا، غلبه‌ی بوروکراتیسم به دمکراتیسم و ... وجود دارد.
به‌هرحال هارمن، تونی کلیف و کالینیکوس حتی نظر خود تروتسکی راجع به اتحاد شوروی را نیز رد و بر سرمایه‌داری دولتی بودن اتحاد شوروی پای‌فشاری می‌کنند؛ اما بنده با همه‌ی احترامی که برای هارمن و دیگر هم‌فکرانش قائلم، با این دیدگاه به‌شدت مرزبندی دارم.

انقلاب چه تأثیری بر زندگی و روابط انسان‌ها در جامعه دارد؟
مردان و زنان بالای ۵۰ سال در ایران که تجربه‌ی بی‌واسطه‌ی انقلاب را دارند، از دوران انقلاب بهمن ۱۳۵۷ خاطراتی شیرین نقل می‌کنند. اتحاد و همبستگی مثال‌زدنی، کاهش جرم و جنایت به‌رغم بی‌اثر شدن پلیس شهری، کاهش بداخلاقی‌های فردی و خشونت روزمره‌ به‌رغم وجود خشونت پلیس و نیروهای سرکوبگر، کاهش طلاق، اعتیاد و... . این شور و حال انقلابی فقط مختص ایران سال ۵۷ و دوران بهار آزادی نبود. همه‌ی کشورهایی که انقلاب‌های مردمی را تجربه کرده بودند از این سرخوشی و افوریای جمعی بهره‌مند شده‌اند. زیرا انسان‌هایی سرکوب شده، منزوی و ناتوان ناگهان خود را در موقعیتی می‌یافتند که حرف و نظر و عملشان معنادار و مؤثر می‌شد، پس به جای خشم و تحقیر روزمره که خود را در خشونت خانگی و خیابانی بروز می‌داد، شادی و آزادی را تجربه می‌کردند.
این احساس به محض آنکه حکومت‌های انقلابی شروع به سرکوب و پس گرفتن آزادی‌ها می‌کردند، مثل گلی پژمرده می‌شد و از شکوفایی می‌افتاد. هارمن پس از توصیف این وضعیت، نوعی آرزو و وصیت را نیز بیان می‌دارد. او می‌گوید که شک ندارد که انقلاب در پی انقلاب می‌آید و شور و حال انقلابی نیز فراگیر می‌شود. اما او به دنبال راهی است که این شور و نشاط یک امر موقت و گذرا نباشد و با تغییر بنیادین اقتصاد و سیاست به جلب مشارکت زحمتکشان و کارگران پرداخته و به قول ارنست همینگوی «جشنی بیکران» بسازد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صرف نظر از میزان اهمیت و ارزش واقعی این رمان آنچه «ندای کوهستان» را به اثری منحصر به فرد در حوزه رمان خارجی بدل می کند، رکورد شکنی بی سابقه این رمان در ایران است که بعید به نظر می رسد به این زودی ها کتاب دیگری بتواند آن را پشت سر بگذارد.

انتشار چند ترجمه همزمان از اثر نویسنده ای که آثارش یکباره از شهرتی جهانی برخوردار شده امری تازه در ایران نیست، نمونه بارز آن رمان کوری روژه ساراماگو که پس از نوبلیست شدن اوتوسط چند مترجم همزمان منتشر شد، اما اینکه نزدیک به بیست ناشر تقریبا همزمان ترجمه فارسی یک رمان را وارد بازار نشر کنند اتفاقی ست نادر که تا کنون در حوزه ادبیات داستانی همانند نداشته است.

اما ... دیدن ادامه » استقبال از آثار خالد حسینی در میان مخاطبان ایرانی، آنقدر چشمگیر بود که وقتی پس از رمان‌های «هزار خورشید تابان» و نیز «بادبادکباز»، نسخه انگلیسی تازه ترین کتاب او با نام شاعرانه «And the mountains echoed» منتشر شد خیل مترجمان ایرانی بود که سوی این رمان یورش کردند. از کتاب حاضر بیست ترجمه متفاوت در بازار موجود است.

دنیا در یکی دو دهه گذشته به مسائل افغانستان بسیار علاقمند بوده، حتی معمولی ترین آثاری هم که به افغانستان پرداخته اند نیز ادبی به سراغ آن برود، برانگیخته شدن چنین اقبالی در جهان برای یک نویسنده دور انتظار نیست، به خصوص وقتی نویسنده از توانایی های نسبی بر صنایع داستانگویی برخوردار باشد. برخوردار بودن از چنین وِژگی هایی باعث شده که خالد حسینی یکی از محبوب ترین نویسندگان امروز باشد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بهمن فرزانه سالهای سال به ترجمه آثار ادبی در ایران پرداخت، اما همواره به عنوان مترجم صدسال تنهایی اثر گابریل گارسیا مارکز از او یاد می شد. این درست که ترجمه صد سال تنهایی یکی از موفق ترین ترجمه ها در زمینه ادبیات داستانی محسوب می شود اما بهمن فرزانه کار شاخص در حوزه ترجمه ادبیات داستانی در کارنامه اش کم نداشت.

از این که تنها با چنین عنوانی شناخته شود دلخور بود، چرا که عقیده داشت ترجمه های موفق دیگر کارنامهاش تحت تاثیر این مسئله با بی توجهی روبه رو شده... که در این مورد حق با او بود.

اگر ... دیدن ادامه » منصفانه به کارنامه بهمن فرزانه نگاه کنیم باید مهمترین دستاورد آن را در ترجمه و معرفی گروهی از نویسندگان شاخص ادبیات ایتالیا به فارسی زبانان دانست، آن هم با کیفیت هایی در خور اعتنا. نمونه بارز آن هم نویسندگانی همچون آلبا دسس پادسس و یا گراتزیا دلددا و... که بخش قابل توجهی از آثار این نویسندگان در روندی مداوم و با کیفیتی مقبول به فارسی برگردانده شده اند.

داستانهای دلددا اغلب از شخصیت پردازی های دقیق و موشکافانه برخوردارند و ستایش از زندگی و انسان در بستر داستانهایی جذاب از ویژگی های اساسی آثار او به شمار می آید.

این وبژگی از بارزترین وجوه رمان «آنالنا» نیز به نظر می رسد و نویسنده با نگاهی انسان گرایانه به زندگی و رنج و عشق انسانها پرداخته و همچون همیشه قلم موشکافش تصویری ملموس از قهرمانان رمانش ارائه کرد است.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
راسپوتین چهره‌ای کاریزماتیک و جذاب بود و زندگی فوق‌العاده پرماجرایی داشت که اسرار آمیز و منبع شایعات گوناگون بود چنین سوژه‌ ای برای مورخان، زندگینامه‌نویسان و فیلمسازان می‌تواند بسیار جالب باشد، درطول صد سالی که از مرگ راسپوتین می گذرد، کتاب‌های بسیار زیادی زندگی او را دستمایه خود قرار داده‎اند و در کنار معدود کتاب‌های خوبی که درباره راسپوتین نوشته شده، انبوهی از کتاب‌های کم مایه و مبتذل هم وجود دارد که اغلب این کتاب‌ها به فارسی هم ترجمه شده است.
بنابراین در همان ابتدا این پرسش به ذهن می رسد که توجه دوباره به راسپوتین و ترجمه کتابی تقریبا نهصد صفحه ای درباره این چهره جنجالی و در عین حال دستمالی شده چقدر می تواند ضرورت داشته باشد؟ سوالی که با خواندن کتاب می توان جواب آن را به روشنی دریافت.

در ... دیدن ادامه » نگاه نخست دیدن نام ادوارد راژینسکی تا حد زیادی دلگرم کننده است، نویسنده و روزنامه نگار روس که کتابی خواندنی و مستند درباره استالین نوشته که از بهترین کتابها درباره این شخصیت تاریخی به شمار می آید و توسط انتشارات روزنامه اطلاعات به فارسی منتشر است.

مهمترین ویژگی کتاب حاضر این است که پس از فروپاشی شوروی سابق نوشته شده؛ بنابراین نویسنده‌اش دسترسی کاملی به بایگانی‌های اسناد روسیه داشته است.

بایگانی‌هایی که تا قبل از فروپاشی شوروی دسترسی به آنها ممنوع بود و علاوه بر این نویسنده کتاب موفق به یافتن انبوهی از اسناد تازه‌یاب شده و از این منظر تا حد زیادی توانسته آن نگاه قدیمی و کلیشه‌ای به راسپوتین را دگرگون کند.

به این ترتیب مخاطب این کتاب با یک راسپوتین واقعی و ملموس روبه‌رو می‌شود که تفاوت های محسوسی با راسپوتین‌های قبلی دارد. تا قبل از کتاب راژینسکی راسپوتین به عنوان یک چهره تاریخی صد درصد منفی شناخته می‎شد. تقریبا همه کتاب‌هایی که تاکنون درباره راسپوتین نوشته شده مبتنی بر اسنادی بوده که حکومت کمونیستی شوروی علنی کرده بود.

راژینسکی برای مخاطب روشن می‌کند که بسیاری از این اسناد قلابی بوده است یا به صورت گزینشی انتخاب و عرضه شده است. کمونیست‌های شوروی اصرار داشتند راسپوتین را به عنوان نماد و مظهر فساد و تباهی نظام سلطنتی معرفی کنند و در این راستا از هیچ کلک و حقه ای از جمله سندسازی و جعل تاریخ پرهیز نداشتند و تقریبا تمامی اسناد و شواهدی که کوچک‌ترین نگاه مثبتی به راسپوتین داشته اند در بایگانی‌های اسناد شوروی ممنوع‌الانتشار اعلام شده بود.

راژینسکی پس از فروپاشی شوروی به این اسناد دسترسی پیدا کرده است، بنابراین در کتابش برای نخستین‌بار به نظر دوستان و یاران راسپوتین پرداخته و هم دشمنان و مخالفانش؛ با اتخاذ این استراتژی در نگارش کتاب نتیجه کار او بسیار متفاوت از کار در آمده؛ به‌طوری که خواننده در پایان کتاب نمی‌تواند مثل سابق مهر محکومیت را بر پیشانی راسپوتین بزند؛ چرا که یک با راسپوتین خاکستریِ کاملا متفاوت که آمیزه ای از خوبی ها و بدی هاست روبهرو می شود.

http://www.alef.ir/book
آناهیتا نقشه گر این را خواند
زهرا کزازی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روزبه روز داروهایی جدید تهیه شده و در اختیار بیماران گذارده می‎شود. داروهایی که مصرف کننده هیچ اطلاعاتی درباره آنها ندارد؛ این درحالی‎ست که شناخت این داروها می‎تواند تاثیرات مثبت گوناگونی در راستای مصرف صحیح آنها داشته باشد. کتاب امداد دارویی کتابی‎ست درباره شیوه استفاده از داروهاکه به زبان ساده برای همگان نوشته شده است.

در این کتاب خواننده علاقمند می‎تواند پاسخ بسیاری از پرسش‎هایی را که اغلب در هنگام مصرف داروهای درمانی به ذهن خطور می کند بیابند. مخاطب کتاب حاضر می آموزد که به هنگام بیماری چه چیزی هایی باید به پزشک بگوید تا بهترین و مناسب ترین دارها برایش تجویز شود؟ چگونه عوارض جانبی داروها را به حداقل برساند؟ مصرف دارو درمورد کودکان، سالخوردگان و زنان آبستن چگونه باید باشد؟ و مهمتر از همهاینکه چگونه پزشک را پزشک نمای های دروغین بشناسیم؟

... دیدن ادامه » http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید