:  ثالث
:  ۹۸۴
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
انسان در دو وضعیت نیازمند هیچ نگهبانی نیست، وقتی آزادی در بیرون از خودش معنا می شود و آن دم که در زندان احساس آزادی می کند. صفحه 56 کتاب
درک کتاب بختیار علی برای ما که در خاورمیانه به دنیا آمده ایم و هر لحظه زندگی مان با جنگ و اثرات ویرانگرش، سانسور، سیطره حکومتهای اغلب غیردموکرات و نظامی و محرومیت از آرامش روانی و عاطفی می گذرد؛ آسان ... دیدن ادامه » و ساده است. ما آنچه در این کتاب روایت می شود را زندگی کرده و می کنیم. نمی دانم خواندن این نوشته زیبا را لذت بخش توصیف کنم یا خیر؟ به نظرم لذت بخش نیست چرا که هر لحظه با دردهایی مواجهمان می کند که کشیده ایم و می کشیم. آخرین انار دنیا اثریست بسیار زیبا و البته خواندنی.
آلاله پورکرم این را خواند
خسرو پرویز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق بازی موقعی خوب از کار در می آید که دو نفر همدیگر را دوست داشته باشند . در غیر اینصورت سوال و جوابی هست که تنها نتیجه اش میتواند آوردن فرزند باشد ، بی آنکه خاطره ای زیبا بر جای بگذارد .
آلاله پورکرم این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای پاک کردن کتاب ها
کافی است آنها را باز نکنیم،
آدم ها هم همینطور
برای محو کردنشان کافیست هرگز با آنها صحبت نکنیم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای کتابخوان ایرانی که تاکنون هرچه شنیده و دیده، بیشتر اطراف فرضیه برخورد تمدنها و پاسخ متقابل آن، گفتگوی تمدنها متمرکز بوده، رویارویی با «دیدارگاه تمدنها»؛ به عنوان یک دیدگاه نوین، رویارویی خواندنی و قابل تاملی محسوب می شود. کتاب «ملاقات تمدنها» توسط امانوئل تد جمعیت شناس برجسته فرانسوی و با همکاری یوسف کورباژ در سال 2007 و در پاریس ... دیدن ادامه » منتشر شده است. خواندن این کتاب برای همه کسانی که علاقمند مباحث مربوط به تمدنها هستند جالب خواهد بود. نکته قابل توجه در این کتاب که سرنخی از آن نه در عنوان و نه در سرفصلهای کتاب هست؛ نقش زنان در این ملاقات تمدنهاست. علاقمندان مسائل زنان با خواندن این کتاب کلی کیفور خواهند شد به دلیل دانستن از میزان تاثیر زنان در این ملاقات. مباحث مطروحه در این کتاب با تحلیلهای شگفت انگیز و قابل تاملی در آمیخته که لذت خواندنش را دوچندان می کند.
آلاله پورکرم این را خواند
خسرو پرویز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ولادیمیر ناباکوف در این اثر به روایت زندگی مشترک زن‌ و شوهری ثروتمند می‌پردازد که با ورود برادرزاده‌ی جوان شوهر به نابودی کشیده می‌شود. داستان اودیپ‌وار و تراژیک این مثلث عشقی درونمایه‌ی سایر آثار ناباکوف را در خود دارد، با این حال قلم طنزآمیز ناباکوف بنا به توصیف خودش حال‌وهوایی سرخوشانه به این رمان می‌بخشد.

ناباکوف کمتر از ... دیدن ادامه » ۳۰ سال داشت که «شاه بی‌بی سرباز» را در روسیه منتشر کرد، با این حال انتشار آن به زبان آلمانی بود که برای نویسنده‌ی جوان روس شهرت و موفقیت مالی فراوانی به همراه آورد، به حدی که بنا به نظر منتقدان، شهرت ناباکوف بیش از هر چیز مدیون این رمان است.
سیدامید حسینی ، ایرج پوراردشیر و آلاله پورکرم این را خواندند
خسرو پرویز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
موریس در انتهای کتاب در خصوص رمانش نوشته است، «خال‌کوب آشویتس داستان زندگی دو شخص معمولی‌ است که در دورانی غیرمعمولی زیستند؛ نه‌تنها از آزادی محروم بودند بلکه شأن، نام و هویتشان نیز از آنها گرفته شده بود، این رمان روایتی‌ است از آنچه لالی برای بقایش انجام داد. لالی با شعار اگر صبح از خواب بیدار شوی، معجزه است، زندگی کرد».
ایرج پوراردشیر و آلاله پورکرم این را خواندند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب را شارژ کنید لطفا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"کوچک اندام بودم، قدرت تحملم زیاد، اما نیروی جسمانیم کم بود. لکنت زبان داشتم، خجالتی بودم، نحیف و نزار بودم. استعدادی باز را که در زندگی روزمره انگلیسیها، حائز اهمیت فراوانی است، نداشتم، نمی دانم به این دلایل بود یا طبیعتم چنین بود که به طور غریزی، از آدم های دیگر گریزان باشم.تک تک آدمها را دوست می داشتم، اما هیچگاه به حضور در جمع ... دیدن ادامه » آنان اشتیاق چندانی نداشتم. هیچگاه در نظر اول از کسی خوشم نیامده است؛ گمان نمی کنم هرگز در کوپه قطار با کسی که نمی‌شناختم حرف زده باشم یا با همسفری در کشتی سخن گفته باشم، مگر آنکه او سر حرف را باز کرده باشد. گمان نمی کنم پسری دوست داشتنی بوده باشم."
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه ی آقای امرایی برای این کتاب اصلا تعریفی‌ندارد؛خیلی از داستان ها هم تابلوی تابلو در ممیزی چیزی ازشان نمانده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتن...زیبایی واقعا بستگی به نگاه ما داره...حتی میشه پیر زنی رو که 95 کیلو وزن داره و طاسه و چروک خورده ، رو هم زیبا دید.
naser mir shahvelayati این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتن...زیبایی واقعا بستگی به نگاه ما داره...حتی میشه پیر زنی رو که 95 کیلو وزن داره و طاسه و چروک خورده ، رو هم زیبا دید.
بهاره صادقی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


خسرو پرویز و Farzam Pooralhoseini این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
افتخار نبوی نژاد عزیز خاطره ساز ترجمه های قوی از آثار لویی فردینان سلین... از تو انتظار نداشتم که دست به کاری غیرحرفه ای بزنی... نشان می دهد که برخی از مترجمها فقط برای بازار کار می کنند...عطش نشر ثالث و مرکز برای پول در آوردن از این اثر، به حدی بود که نگذاشتند نسخه اصلی روسی این اثر به دست مترجمانی نظیر آبتین گلکار یا حمیدرضا آتش بر آب برسد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«یکی ذاتاً رئیس است. کاریش نمی‌شود کرد. اما تو می‌توانی تصمیم بگیری کجای دلت بگذاریش...»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌گوید بهترین سیستم زندگی این است که هر روز چیزی بکاری و فردا به عشق نتیجه بیدار شوی هی سربزنی ببینی جوانه زده یا نه. هی زنگ بزنی ببینی با وامت موافقت شده؟ فلانی می‌آید سر معامله؟ پی ساختمان قندهاری کنده شده؟ مجوز شهرداری صادر شده؟ طوری تعریف می‌کرد که آب از لب و لوچۀ شنونده سرازیر می‌شد و باورش می‌شد که دلهره چه صفایی دارد!
مینا مکوندی این را خواند
fatemeh mozaffarpour ، امیرحسین آل‌عوض و پارمیدا پرمهر این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در هر کجا که توده هایی وجود داشته باشند که به دلایلی به سازمان سیاسی گرایش پیدا کرده باشند ،شکل گیری جنبش های توتالیتر (تمامیت خواه دارای ایدئولوژی) ،امکان پذیر است. این توده ها، بر اثر آگاهی از یک مصلحت مشترک، گردهم نمی آیند. آنها فاقد آن احساس تمایز طبقاتیِ ویژه ای اند که در هدف های معین و محدود و دسترسی پذیر بیان میشود.
اصطلاح توده ها ،تنها به آن مردمی اطلاق می شود که ماهیتاً چیزی بیشتر از مجموعه ای از انسان های بی هویت و بی تفاوت نیستند. در نتیجه نمی توان آن ها را در سازمانی مبتنی بر مصلحت مشترک ، یا در احزاب سیاسی و حکومت های محلی یا در سازمان های حرفه ای و اتحادیه های کارگری ، متشکل کرد. این مردم، به گونه ای بالقوه ،در هر کشوری وجود دارند و اکثریت عظیم افرادِ خنثی و از نظر سیاسی بی تفاوتِ کشور را تشکیل می دهند که نه به حزبی می پیوندند و نه حتی به پای صندوق های رأی می روند.

متن ... دیدن ادامه » از کتاب "توتالیتاریسم"
اثر هانا آرنت
ترجمه محسن ثلاثی
نشر ثالث
صفحه 48
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


«... شکست نهایی لویی چهاردهم ناشی از خطاهای متعدد استراتژیک نبود بلکه نتیجهٔ تغییر جایگاه نسبی فرانسه در نظام سیاسی اروپا بود که با ظهور انقلابی‌های ۱۶۴۰ و ۱۶۸۸ انگلستان حاصل شده بود. علت را باید در ظهور اقتصادی سرمایه‌داری انگلستان و تحکیم سیاسی دولت آن در اواخر سدهٔ هفدهم دانست که از حکومت استبدادی فرانسه حتی در دوران صعودش «پیشی گرفت». فاتحان واقعی جنگ بر سر جانشینی تاج و تخت اسپانیا تجار و بانکداران لندن بودند: امپریالیسم جهانی بریتانیا با این جنگ آغاز شد. حکومت فئودالی فقید اسپانیا توسط همتا و رقیب فرانسوی‌اش به کنم دولت بورژوازی نوبالیدهٔ هلند به زیر کشیده شد. حکومت فئودالی فقید فرانسه در مسیر خود توسط دو دولت سرمایه‌داری با قدرتی نابرابر -انگلستان و هلند- با هم‌دستی همتای اتریشی‌اش متوقف شد...»


کتاب ... دیدن ادامه » تبارهای دولت استبدادی
پری اندرسون
ترجمه حسن مرتضوی
نشر ثالث
صفحات ۱۵۳-۱۵۲
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فهمیدن به این معنا نیست که امر سهمگین انکار شود، یا آنچه بی‌مانند است با مانندهایی مقایسه شود یا پدیدارها با کمک قیاس‌ها و تعمیم‌ها توضیح داده شود، به گونه‌ای که تکان‌دهندگی واقعیت و شوک‌آوریِ تجربه دیگر احساس نشود. بلکه فهمیدن یعنی باری که در پی رخدادها بر ما تحمیل شده است بررسی، و آگاهانه حمل شود، و در این میان نه وجود آن انکار شود و نه خاضعانه در برابر وزن آن سر خم کرد، چنانکه انگار هر آنچه یک بار رخ داده تنها به این صورت و نه به گونه‌ای دیگر می‌توانسته است رخ دهد.
خلاصه: فهمیدن یعنی خویش را با دقت و غیر‌مغرضانه در معرض و مقابل واقعیت قرار دادن، حال این واقعیت هر چه هست یا بوده است.



کتاب« ... دیدن ادامه » عناصر و خاستگاه‌های حاکمیت توتالیتر: یهودی ستیزی»
اثر هانا آرنت
ترجمهٔ مهدی تدینی
نشر ثالث
صفحهٔ ۲۷

مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بخشی از محتوای واقعاً تاریخیِ قرن نوزدهم این است که انبوهی از ایدئولوژی‌هایی را پدید آورده است که همگی تظاهر می‌کنند کلید بزرگی برای معمازدایی از تاریخ بشر در دست دارند، اما در واقعیت همگی آن‌ها هیچ نیستند مگر تلاش‌هایی تمام عیار برای گریختن از مسئولیت سیاسی برای عملکرد‌ها و رخداد‌های سیاسی. در این معنا، ایدئولوگ‌های قرن بیستم سوفیست‌های جهان مدرنند.
اما میان سوفیست‌های جهان باستان و سوفیست‌های جهان مدرن تفاوتی اساسی وجود دارد. کافی است به یاد آوریم افلاطون در مبارزهٔ معروفش در برابر سوفیست‌ها آن‌ها را متهم می‌کرد به این که هنرشان در این نهفته است که عقل را با برهان سحر می‌کنند (رسالهٔ فایدروس)؛ برهان‌هایی که فی نفسه هیچ ربطی به حقیقت ندارند و هدفشان تنها این است که عقایدی ایجاد کنند که بر حسب سرشت خود تغییرپذیرند و تنها تا زمانی اعتبار دارند که معقول به نظر می‌رسند ( رسالهٔ تئه‌تتوس). از دیگر سو، به گفتهٔ افلاطون، عقاید امتیازی تعیین کننده در برابر حقیقت دارند: نیروی متقاعدسازی در عقاید نهفته است، و نه در حقیقت( رسالهٔ فایدروس) . بنابراین، اگر بخواهیم حرف افلاطون را بپذیریم، اینطور به نظر می‌رسد که گویی مسئلهٔ سوفیست‌های باستان این بوده است که برهان‌هایشان با آسیب زدن به حقیقت، پیروزی‌ای موقت به دست آورد. در مقابل، مسئلهٔ ایدئولوژی‌های مدرن همواره این است که با آسیب زدن به خود واقعیت پیروزی‌ای دائمی به دست آورند. می‌توان گفت، یکی شأن اندیشهٔ انسانی را ویران میکند، در حالی که دیگری می‌کوشد شأن انسان کنشگر و واقعیت تاریخی‌اش را نابود کند .


کتاب ... دیدن ادامه » عناصر و خاستگاه‌های حاکمیت توتالیتر
اثر هانا آرنت
ترجمه مهدی تدینی
نشر ثالث
صفحات ۴۶ و ۴۷
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حتما یک بار امتحان کنید. سورپرایز میشید.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کتاب در مورد جنگ و منافقین بود و به نظر من کتاب جذابی نبود
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر نکنم بشه این کتاب رو دوست نداشت. مگه اینکه بخوایم از حقیقت فرار کنیم و توی حباب فانتزی های خودمون زندگی کنیم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کل کتاب خوبی بود. من دوست داشتم. نقطه قوت این کتاب از نظر من اون انگیزه ایی بود که نویسنده به آدم میده و در اوج بدبختی و بیچارگی باز هم از زندگی دست نکشیدند و رستگار شدند. نقطه ضعف هم از نظر من اصرار نویسنده روی همین موضوع بود . یعنی تنها و تنها بیان سختی ها و نا امیدی ها. قطعا کور سوی امیدی وجود داشته و به نظر من نویسنده باید به این احساسات ... دیدن ادامه » هم میپرداخت.
مینا مکوندی و محمد مبینی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب معمایی و داستان های جنایی با نویسندگی آگاتا کریستی نیازی به تعریف نداره و شما رو میخکوب داستان میکنه
فاطمه خیاطی و مینا مکوندی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی گرون گذاشتید قیمتشو.این کتاب که ۹۸ تومنه
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رفیق سیمونوویچ فکر کردی اگه چیزی بر علیه ما ننویسی و خط قرمزها را رعایت کنی شایسته دریافت کلاه پوستی هستی، نه رفیق اگه میخوای جزو ما باشی باید مثل ما فکر کنی، فقط بر علیه ما نبودن کافی نیست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز خوشحال میشم این متن رو مطالعه بفرمایید و نظراتتون رو بنویسید.
این داستان کوتاه یکی از 65 داستانهای این کتاب است، چنین قصه هایی فقط از ذهن هنرمندانه میاد، من با خوندنش فکر میکنم علاوه بر قصه میتونه فیلم کوتاه هم باشه :) هم فضا سازی داره، هم پیام داره، هم تعلیق داره، هم پایان بندی داره... آیا با من موافقید؟

سهره ... دیدن ادامه » با کرمی که به نوکش گرفته بود به آشیانه اش برگشت، اما جوجه هایش را در آشیانه ندید، آیا از آن بالا افتاده بودند؟ نه. در غیاب او کسی آن ها را برداشته بود. سهره شروع کرد به جستجو و مدام به خود میگفت: حتما توانسته اند پرواز کنند، پریده اند و بعد هم گم شده اند. اما در جنگل هیچ صدایی نبود، هیچ کس هم به صدای او جوابی نمی داد. شب ها و روزها از این درخت به آن درخت می پرید، نه می خوابید و نه چیزی میخورد، بوته ها و حتی آشیانه ی دیگر پرنده ها را هم جستجو می کرد. تا اینکه روزی گنجشکی صدای فریادهای او را شنید و گفت: به نظرم می آید که جوجه هایت را در خانه ی یک دهاتی دیده ام.
سهره سرشار از امید و با نیرویی بیش تر پرواز کرد و به خانه ی دهاتی رفت. روی بام نشست، از هیچ پرنده ای خبری نبود. به حیاط رفت، آن جا هم خالی بود. اما وقتی سرش را بلند کرد، زیر پنجره ای قفسی دید که به دیوار آویزان کرده بودند و جوجه هایش را در آن زندانی دید. جوجه ها هم که به میله های قفس چسبیده بودند او را دیدند، از او خواستند از قفس بیرونشان بیاورد.
سهره با چنگ و نوکش سعی کرد میله ها را کنار بزند، اما موفق نشد و آن جا را با اشک و غصه ترک کرد. فردای آن روز، سهره دوباره به کنار قفس برگشت، باز نگاهی به جوجه هایش انداخت و با نوکش از میان میله ها به آن ها علفی داد تا بخورند. علف گیاهی سمی به نام "فرفیون" بود و جوجه ها بر اثر سم آن گیاه از دنیا رفتند.
شعار سهره این بود: " آزاد زیستن یا مردن "
سلام.
اگر اقدام نهایی سهره رو فقط از این زاویه در نظر بگیریم که نویسنده پیام خودش رو با نهایت اثرگذاری خواسته منتقل کنه، پایان خوبی رو برای داستان طراحی کرده و به "آزادی" یا "آزادگی" ارزش والایی داده.
۰۷ مرداد ۱۳۹۸
با سلام,
داستان زیبایی بود, به نظر من میتونست پایان بهتری داشته باشه, نه اینکه زندگیِ عزیزانشو فدای عقاید و شعار های خودش کنه, به نظرم پایان داستان یه جور آرمان گرایی افراطی محسوب میشه.
با سپاس.
۰۷ مرداد ۱۳۹۸
واقعا نویسنده این داستان کی بوده؟؟؟؟
باید بهش جایزه بدن از بس که بی ذوقی تو نوشته اش موج میزنه!!!!!!!!!!!!!!!!
۰۸ مرداد ۱۳۹۸
سلام، ممنون از دوستانی که نظرشون رو ثبت کردند. تفاوت دیدگاه و نظرات متفاوت برای من جالب است :)
آقای صادقی نویسنده ی این داستان "لئوناردو داوینچی" دانشمند، نقاش، مجسمه ساز، نویسنده و از نابغه های دوره ی رنسانس است.
۰۸ مرداد ۱۳۹۸
اتفاقابه قول اقای صادقی خیلی بی ذوق بود. دلیلی هم نمیبینم که اینو اقای داوینچی نوشته باید بهش جایزه بدن و فیلم بسازن و ... شما یه کم فکر کن و با تعصب و فقط از روی اسم افراد نظر نده
۱۴ مرداد ۱۳۹۸
برای تبدیل یک داستان به فیلم علاوه بر مشخصات فنی اثر باید به محتوای اثر هم توجه داشت؛ شاید این داستان از نظر فنی، داستان خوبی باشد اما محتوا و پیام داستان مناسب نیست. مثلاً یک زن غمگین و خسته که شوهرش فاسد و معتاد باشد و دست بزن داشته باشد، ممکن است با ... دیدن ادامه » خواندن این داستان، بلایی بر سر خودش و فرزندانش بیاورد.
۱۶ مرداد ۱۳۹۸
آقای کریمی با تشکر از پیام شما... باور کنید بنده اگر این داستان رو در روزنامه ی کودک و نوجوان هم مطالعه میکردم و از نام نویسنده اطلاعی نداشتم باز هم همینقدر تحت تاثیر این قصه و پیامش قرار میگرفتم. من فقط به سوال آقای صادقی بدون هیچ تعصبی پاسخ دادم.
۱۷ مرداد ۱۳۹۸
با تشکر از پیام شما آقای ممبینی... به نظر من این داستان درباره ی مرگ و خودکشی نیست بلکه در ستایش آزادی و تلاش برای رسیدن به این موهبت باارزش است که به صورت نمادین مطرح شده.
با خبر شدن از زاویه دید های متفاوت برای من همیشه جالب است :)
۱۷ مرداد ۱۳۹۸
فوق العاده و تمام
۱۶ مهر
از پیام شما متشکرم " ع اب "
۱۷ مهر
پرنده فروشی شغل نیست بلکه ظلمه
۱۸ آبان
آقای اسدی با نظر شما موافقم، ممنون از پیامتون.
۰۱ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جامعه شناسی بدن شاید در کشور ما زیاد جا نیوفتاده باشه ولی یکی از جذاب ترین حوزههای جامعه شناسی هستش این کتاب یکی از بهترین کتابهایی که ترجمعه شده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 8