:  افق
:  ۱۴۴۵
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
خیلی سال پیش شروع به خوندن این کتاب کردم اما خیلی زود ازش خسته شدم و گذاشتمش کنار ولی همیشه ته ذهنم مونده بود که بخونمش .هرچیزی باید به وقتش اتفاق بیفته.من خوندن این کتاب رو حتام حتما پیشنهاد میکنم.با خوندنش غرق در تهران قدیم میشید و انقدرررر جذاب هست که اصلا از حجم و تعداد صفحات اون نترسید چون اصلا نمیفهمید با چه سرعتی جلو میده.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یه موقع هایی مهم نیست داستان توی کتاب ها چیه
یه موقع هایی بعضی از کتاب ها ارزش دارن...
تو داستانی رو ازشون به خاطر میاری که شاید توی کتاب نباشه،
ولی با دیدن اون کتاب اون داستان برات زنده میشه....
۰۴ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیزم رامونا.وقتی بچه بودم خوندم،خیلی جالب و بامزس،داستان یه دختر بچه خلاق و با شور و نشاطِ.به نظرم بهترین رمان کودک هستش.خیلی شاد و دوست داشتنیه
۱۶ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد می خوانید :

به دیوار تکیه دادم و آرام به پایین سر خوردم. تمام بدنم آن ماه را می طلبید. جسی با دست های کوچولویش پشتم را مالید و گفت: گریه نکن لورل. مامان توی بهشت است.
گفتم: ... دیدن ادامه » جسی می شود کمی تنهایم بگذاری؟
اما جسی آرام گفت: نگران نباش لورل! مامان دیگر از هیچ چیز نمی ترسد.


آثار ژاکلین وودسون افتخارات بسیاری از جمله جایزه ی مارگارت ادواردز را برایش به ارمغان آورده اند. او درباره ی زیر نور ماه شیشه ای می گوید: این روزها می بینم که مواد مخدر در کشورمان بیداد می کند و من وقتی می بینم قدرتی برای مقابله با چیزی ندارم سراغ نوشتن می روم
۰۴ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین رمانهایی که تا حالا خوندم
خوندنش مخصوصا کسی رو که در علوم سررشته ای هرجند جزئی داشته باشه خوشحال و راضی می کنه
۱۸ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب لانه گریورها (دونده هزارتو)، رمانی علمی تخیلی نوشته ی جیمز دشنر است که نخستین بار در سال 2009 انتشار یافت. زمانی که توماس در یک آسانسور به هوش می آید، تنها چیزی که می تواند به خاطر بیاورد، نامش است. او را پسرهای غریبه ای احاطه کرده اند که مانند او، حافظه شان را از دست داده اند. در پشت دیوارهای سنگی اطراف آن ها، هزارتوی بی کرانی وجود ... دیدن ادامه » دارد که مدام در حال تغییر است. این هزارتو، تنها راه خروج از این مکان به حساب می آید و تا به حال هیچکس زنده از آن رد نشده است. با پیشروی داستان، دختری با پیامی وحشتناک از راه می رسد: به خاطر بیار، زنده بمان و فرار کن.
فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2014 ساخته شده است.
۱۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد می خوانید :

من قول داده ام!
کیتی ... دیدن ادامه » از خواهرش لین که او را بیشتر از هر کس دیگری در دنیا دوست دارد، یاد گرفته که در عمق همه چیز دنبال زیبایی و امید بگردد. حالا که لین به سختی بیمار شده و خانواده دارد از هم می پاشد، او چگونه می تواند راهی پیدا کند که شعله های عشق و امید در دل خانواده بیدار شود؟

سینتیا کادوهاتا نویسنده ی ژاپنی تبار در سال 1956 در شیکاگو به دنیا آمد. او مدتی به عنوان پیشخدمت، منشی، تایپیست و مسئول فروش مشغول به کار بود و سرانجام تصمیم گرفت نویسنده شود.
خانه ی خودمان اولین رمان کادوهاتا برای نوجوانان بود که در سال 2005 مدال طلای نیوبری را برایش به ارمغان آورد.
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان با سلام
آیا این کتاب همون سفر در اتاق کتابت یا سفر در اتاق تحریرِ؟
۱۸ بهمن ۱۳۹۶
نه دوست عزیز این کتاب از سه گانه نیویورک میباشد و سفر در اتاق تحریر رمان دیگریست
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام یه سوال چرا جلد9 جنگاوران جوانو چاپ نمیکنید ؟لطفا بگید چطوری دانلود کنیم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش مجموعه کتاب های رمان های جاویدان جهان نشر افق، متن کامل داشتن نه خلاصه شده. چون ترجمه هاشون خوبه همینطور ظاهر زیبایی داره کتاباشون، فقط حیف که داستان کوتاه شدس
محمد سلیمانی این را خواند
امیرحسین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دومین کتابی ک از رضا امیرخانی خوندم
شخصیت داستان به نظرم شبیه کاراکتر من او بود
سبک نگارش من او برام خیلی جالب بود اما داستان قیدار رو بیشتر دوست داشتم و در بین همه رمان های امیرخانی هم به نظرم قیدار و بعد من او داستان های بهتری داشتن. کتاب یه حس لوطی گری قشنگی داشت داستان اون قدر صمیمی بود که خیلی راحت میشد باهاش ارتباط برقرار کرد
Samira Akrami و علیرضا اعرابی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوتا مطلب یک:لیجر با این همه ظلمی که کرد چرا هیچ اتفاقی براش نیفتاد؟ دو:جمله های ایوا قبل از مرگش واقعا مسخره بود واسه یه دختر ده ساله آخه یه دختر ده ساله چجوری این همه راجب مرگ و عالم بالا اطلاعات داره؟
فرشته حسین پور این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد می خوانید :

ادی در انتظار یک زندگی طبیعی است، اما شیوه ی زندگی مادرش "همه یا هیچ" است. یک روز جشن و غذای فراوان و روز دیگر قابلمه های خالی و تنهایی برای ادی."همه یا هیچ" هرگز به زندگی طبیعی نمی رسد، ولی ادی امیدش را برای رسیدن به آرزویش از دست نمی دهد.




لسلی ... دیدن ادامه » کانر در حومه شنکتدی (Schenectady) از ایالت نیویورک بزرگ شد. او اغلب سر راهش به شهر، از پل فریمن (Freeman) عبور می کرد. این کتاب الهام گرفته از زندگی مردمی عادی است که به دور از زرق و برق زندگی مدرن، در آن زندگی کرده اند. لسلی این داستان را نامه ای عاشقانه به شهر شنکتدی می پندارد. کتاب دیگر او، خانم برایدی یک بیل انتخاب کرد، برنده ی جایزه کالدکات (Caldecott) شده است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
سولماز جدیدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمانی کوتاه و امروزی که نتونستم زمین بگذارم و حدودا سه ساعته خوندمش .مملو از جملات زیبا . بسیار لذت بردم از خوندنش.
فرشته حسین پور این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه ضعیفی بود
مهدی گلستانی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اول کتاب گفته میشه که یه نویسنده عرب کتابی پیدا میکنه و ... اما اینجا فقط اسم نویسنده هست یعنی به اسم مترجم نوشته نشده که برام عجیبه اسم نویسنده اصلی چی بوده؟
سبحان معصومی و فرشته حسین پور این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب را خواندم. در ابتدا داستان جذابی به نظر نمی آمد ولی جلوتر که رفتم، برایم جالب و هیجان انگیز شد. داستان در آینده اتفاق می افتد و گروهی که به تکنولوژی های بالا رسیده اند، بقیه را وحشی می دانند. اما بعضی بچه ها فکرهای دیگری دارند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این داستان هم مثل کتاب دیگر این نویسنده (دستگاه موزسازی)، درمورد دوستی با طبیعت است. خلاقیت بیلی در استفاده مناسب از زباله های شهر، داستان جالبی را ایجاد کرده است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان با این جملات آغاز می شود :

دیروز نود و چهار سالم شد. جشنی گرفتیم مثل همه ی جشن تولدهایی که می گیریم. سوزانه کیک شکلاتی درست کرده بود، نوع روستایی کیک زاخر که دستور تهیه اش رو مادرم از مادربزرگش یادگرفته بود و از دو تا جنگ جهانی و بحران اقتصاد بین المللی جون به در برده بود.
مهسا علیزاده و سپیده شوهانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
# هزار کتاب

نام کتاب: تام سایر
نام ... دیدن ادامه » نویسنده: مارک توین

تاریخ آغاز: 95/2/5
تاریخ پایان: 95/2/8

من خواندن کتاب هاکلبری فین را شروع کردم و فهمیدم که این داستان در ادامه داستان کتاب تام سایر هست. به همین دلیل سراغ تام سایر آمدم. داستان یک پسر بازیگوش و دوستانش از جمله هاکلبری فین هست که در نهایت به کشف یک گنج و پولدار شدن هاکلبری فین می رسد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
نام کتاب: جادوگرها
نویسنده: رولد دال


تاریخ ... دیدن ادامه » آغاز: 94/12/2
تاریخ پایان: 94/12/4

من این کتاب را در دو روز گذشته خواندم. اولش کمی ترسناک به نظر می رسد ولی بعد جالب و هیجان انگیز می شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
# هزار کتاب
نام کتاب: آقای روباه شگفت انگیز
نام نویسنده: رولد دال

تاریخ ... دیدن ادامه » آغاز: 95/1/30
تاریخ پایان: 95/1/30

یک روباه باهوش، خوراکیهای سه شکارچی بدجنس را برمی دارد و بین دوستانش تقسیم می کند و حسابی سه شکارچی را سرکار می گذارد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
# هزار کتاب
نام کتاب: ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر
نام نویسنده: لوییس سکر

تاریخ ... دیدن ادامه » آغاز: 95/1/22
تاریخ پایان: 95/1/23

اول داستان، برادلی رفتارهای خشنی دارد و به بقیه برخوردهای خوبی ندارد. کارلا که مشاور مدرسه هست، خیلی به او کمک میکند تا رفتارش را درست کند. برادلی حرفهای کارلا را قبول میکند و رفتارهایش را کنترل می کند. آخر داستان برای من غم انگیز بود، چون کارلا از مدرسه برادلی می رود.
ابراهیم عقیلی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزارکتاب

شروع : 95/01/14

مستر ... دیدن ادامه » بونز می دانست ویلی چندان دوام نمی آورد.بیشتر از شش ماه بود که بدجوری سرفه می کرد و اصلا شانس خلاصی نداشت. بیماری آرام آرام و بی وقفه،بدون اینکه حتی یک بار نشانه ی بهبودی در آن ظاهر شود، روند خودش را طی می کرد ...
Emile آژار و مریم صالحی این را خواندند
فرشته حسین پور و سعید زمانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
کتاب نماد گمشده
تاریخ شروع : 27 / 12 / 1394

جملات ... دیدن ادامه » نخستین کتاب:

خانه ی هیکل
8:33 بعد از ظهر
راز , در چگونه مردن است.
از زمان بنای عالم , راز همواره در چگونه مردن بوده.
تازه مشرف سی و چهار ساله , به جمجمه ی انسانی که کف دستانش آرام گرفته بود خیره شد. جمجمه مانند قدح, تو خالی بود و با شرابی خون رنگ پُرَش کرده بودند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب

من در طرح هزار کتاب شرکت کرده ام. این کتاب را در این ماه خواندم. این کتاب در ادامه داستان چارلی و کارخانه شکلات سازی نوشته شده است. داستان جالب و زیبایی است. البته طرح جلد کتابی که من دارم با طرح جلدی که اینجا هست، فرق دارد.
زهرا غیب غلامی این را خواند
آرین احمدی و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
من میدونم جلد شما چه شکلی هست سفید رنگ
۱۳ فروردين ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2