:  گمان
:  ۵۱
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
با اینکه با فلسفه و اصول رواقیون در مواری موافق نیستم اما خوندن این کتاب خالی از لطف نیست و دست کم شمارو وادار به فکر کردن و به قول نویسنده شما رو وادار می کنه که یک فلسفه برای زندگیتون انتخواب کنید.
مینا مکوندی این را خواند
بیژن امامی‌پور و خسرو پرویز این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه‌ی ما تصویر خاصی از یک جنایتکار در ذهن داریم، مخصوصا یک جنایتکار جنگی. برای مثال نگاه غریب، اگر نگوییم ظالمانه‌اش، را تخیل می‌کنیم که با مطالعه‌ی دقیق حالت چهره‌اش یا چشمانش قابل تشخیص است. در ظاهرش به دنبال چیزی می‌گردیم که افکار جنایتکارانه‌اش را برملا سازد. باور داریم اگر واقعا ممکن بود پلیدی آدم‌ها را ببینیم، همه‌چیز بسیار ... دیدن ادامه » آسان‌تر می‌شد. اما تاریخ هربار از نو نشان می‌دهد که چنین چیزی را نمی‌شود از ظاهر کسی تشخیص داد. ‌‌
کافه اروپا
اسلاونکا دراکولیچ
ای بسا که با دانستن این موضوع همه چیز سخت تر هم میشد وقتی کاری از دستمان بر نمی آمد.
۲۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برشی از متن کتاب
هر چیزی که بیرون در آپارتمان بود مال آنها به حساب می آمد . آنها میخواستند آپارتمان های ما را هم به فضای عمومی بدل کنند .که این طرح حکومت کمونیست برای اسکان مشترک افراد بدون خانه در خانه شهروندان صاحب خانه به حساب می آمد .ولی ما این فریب را نخوردیم . چیزی که عمومی است متعلق به دشمن است .
فاطمه شیدا و مینا مکوندی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


دکتر مایکل مرزنیچ بعد از اینکه یک قطعه از جمجمهٔ میمون را برداشت و بخش کوچکی از مغز حیوان نمایان شد، میکروالکترود را وارد بخشی از قشر مغز کرد که حس‌های یکی از دست‌های میمون مورد آزمایش را ثبت می‌کرد. مرزینچ سپس به نقاط مختلف دست‌ حیوان ضربه زد تا عصب‌های نزدیک شر الکترود جرقه بزنند. او بعد از چند روز وقتی هزاران بار الکترود را در مغز حیوان حرکت داد، یک «میکرو نقشه» کشید که به صورت دقیق تا جزئیات ریز هر سلول عصبی را هم نمایش می‌داد و نشان می‌داد مغز میمون چگونه حس‌های دست را پردازش می‌کند. او این کار طاقت‌فرسا را با پنج میمون دیگر نیز انجام داد.

مرزنیچ ... دیدن ادامه » سپس مرحلهٔ دوم آزمایشش را آغاز کرد. او با استفاده از یک تیغ جراحی ابتدا خراش‌هایی در دستان حیوان ایجاد کرد و عصب‌های حسی او را می‌کشت. او می‌خواست دریابد که وقتی یکی از سیستم‌های عصبیِ خارجی نابود می‌شود، مغز چه واکنشی نشان می‌دهد و چگونه امکان شفا بخشیدن را فراهم می‌آورد. چیزهایی که او کشف کرد سخت به حیرتش انداخت. عصب‌های دست‌های میمون‌ها، همانطور که انتظار داشت، به شکلی آشفته رشد می‌کردند، و مغز آنها نیز، چنانکه انتظار می‌رفت، آشفته می‌شدند. مثلاً وقتی مرزنیچ یکی از مفاصل پایینی یکی از انگشتان دست میمون را لمس می‌کرد مغز میمون به حیوان خبر می‌داد که این حس از سرِ انگشت آمده است. این پیام‌ها تداخل پیدا می‌کردند و در نتیجه نقشهٔ مغز به هم می‌ریخت. اما وقتی مرزنیچ همین آزمایش را چند ماه دیگر تکرار کرد متوجه شد که دیگر خبری از اختلال ذهنی قبلی در کار نیست. پیامی که مغز میمون‌ها اکنون به آنها می‌داد، با اتفاقی که برای دست‌هاشان افتاده بود، مطابقت داشت‌. مرزنیچ متوجه شد که مغزها خودشان را از نو سازماندهی کرده‌اند. مسیرهای عصبی حیوان‌ها، خودشان را در نقشهٔ جدیدی تنیده‌اند که با ترتیبات جدید اعصاب دست‌ها مطابقت دارد.
در ابتدا او نمی‌توانست چیزی را که دیده باور کند. او نیز مثل هر دانشمند عصب‌شناس دیگر تا پیش از آن لحظه آموخته بود که ساختار مغز در بزرگسالی تغییر نمی‌کند. اما اکنون در آزمایشگاهی به چشم خود می‌دید که مغزهای شش میمون دستخوش بازسازی سریع و گسترده‌ای در سطح سلولی شده‌اند.


کتاب« کم‌عمق‌ها: اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟»
اثر نیکلاس کار
ترجمه محمود حبیبی
نشر گمان
صفحات ۵۷ و ۵۸

مینا مکوندی و فاطمه خیاطی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب مجموعه ای از 18 یادداشت متمرکز بر توصیف احساس نویسنده از جنگ بر پایه تجربه شخصی اش از جنگ کرواسی است. می توان چکیده کل مطالب این کتاب را در یادداشت 17 با عنوان "نامه ای به دخترم" یافت. انتظار یک داستان پیوسته را نداشته باشید.

گزیده ای از نامه ای به دخترم:

از ... دیدن ادامه » آن روز به بعد خدا رو شکر می کنم که تو یک مرد نیستی، که مادر یک زن هستم. هر کس هر چه می خواهد بگوید، به نظر من فرزند پسر داشتن در دوران جنگ بدترین بلایی است که می تواند سر یک مادر بیاید ... در جنگ موضع میانه ای وجود ندارد. ناگهان، تو به عنوان یک کروات یا صرب مسئول تمام کارهایی می شودی که کروات ها یا صرب های دیگر انجام می دهند. یک دفعه به یک ملیت تقلیل پیدا میکنی. در واقع محکوم می شوی چرا که در موقع جنگ ملیت این خطر را دارد که فقط به خاطر آن کشته شوی ... ما زن ها را سربازی نمی برند. زن ها هم در جنگ کشته می شوند، اما کسی از آنها انتظار ندارد بجنگند. به هر حال کسی باید باشد که مرده ها را دفن کند، برایشان عزاداری کند و زندگی را ادامه بدهد. و به همین دلیل وضع ما در جنگ فرق می کند. در اصل، جنگ یک بازی مردانه است. شاید برای اینکه آدم کشتن برای آنها که بچه ای به دنیا نیاورده اند راحت تر است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب مشتمل بر دو بخش کاملا متفاوت می باشد همانگونه که از عنوان پیداست نیمی از کتاب به دروغ و نیمی دیگر به اراده ی آزاد اختصاص پیدا کرده، در قسمت مربوط به دروغ با دیدگاهی متفاوتی به دروغ نگریسته و در بخشی از نتیجه گیری چنین آمده است: «ما با دروغگویی مان امکان نگاه به جهان را آنچنان که هست، از دیگران دریغ می کنیم. بی صداقتی ما نه تنها بر ... دیدن ادامه » تصمیم هایی که دیگران می گیرند اثر می گذارد، بلکه غالبا معین می کند آنها اساسا چه تصمیم هایی می توانند بگیرند و آن هم به طرقی که ما همیشه نمی توانیم پیش بینی شان کنیم. هر دروغی یک حمله مستقیم به خود مختاری آنهایی است که این دروغ را تحویلشان می دهیم»
در قسمت مربوط به اراده ی آزاد نویسنده با به چالش کشیدن انتخاب ارادی با بهر جستن از برخی از تحقیقات بر این باور است که «اراده ی آزاد یا همان اختیار توهمی بیش نیست خواست ها و اراده ی ما ساخته ما و دست ما نیست.فکر ها و نیات از عللی پس زمینه ای بر می آیند که ما بر آنها واقف نیستیم و هیچ مهار آگاهانه ای نمی توانیم بر آن ها بزنیم. ما آن آزادی را که فکر می کنیم داریم نداریم.»
کتاب اگر چه خلاصه و مختصر به دو مقوله دروغ و اراده آزاد پرداخته اما فراتر از کتاب های زرد بی محتوا بوده و می تواند سرآغازی برای تفکر در خصوص عناوین کتاب باشد.
۰۵ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبی بود، با وجودی که مضامینش شبیه کتاب کافه اروپا (اثر دیگه همین نویسنده) بود ولی به جذابیت اون نمیرسه.
۲۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بسیار جذاب بود. به ویژه توصیفات و شرایطی که نویسنده تصویر کرده، خواننده رو به یاد شرایط اجتماعی ایران میندازه و این شباهت باعث برقراری ارتباط بیشتر با این کتاب میشه
۲۸ آذر ۱۳۹۷
چقدر خوب که راجب این کتاب نوشتید چون تو لیست کتابهام بود و نمی دونستم که خوبه یا نه
ولی الان مطمئن شدم که حتمن بخونمش
۰۵ دى ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاه منصور می فرماید:"تقدیر مرگ ما را بفرمای که سخت شایقیم."
خواجه می فرماید:"شاه! درگذر و حیات خود را تلخ مکن که مقدرات همه در نزد باریتعالی است که برای کاشفی چون ما سطری پراکنده از توقیعی بلند قابل وصول است."
شاه منصور می فرماید:"علم به تقدیر، سلطانی چون ما را هوشیار می کند."
خواجه ... دیدن ادامه » می فرماید:"علم به تقدیر، سلطان را به کابوس می کشاند، درگذر!"
شاه منصور می فرماید:"باید که سلطانی چون ما به جنگ با تقدیر رود."
خواجه می فرماید:"بدان و آگاه باش که راز تقدیری که ما بر شما می گشاییم، معبری خواهد بود به دوزخ. الحال، زبان ابوالبشر که محلل خاک و خداست، راز مضارع گوید، هرچند که ماضی و مضارع هر دو نزد او یکی است که ماضی، مضارع است و مضارع، ماضی. همه چیز همان خواهد بود که بود و هست..."
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی برای نفع دیگران دروغ(مصلحت‌آمیز) می‌گوییم، در واقع خویش را داور زندگی دیگران دانسته‌ایم و این موضع عجیب در قبال زندگی دیگران نیازمند توجیه است. وقتی تظاهر می‌کنیم که از حقیقت بی‌خبریم، همزمان در نزد وجدان خویش نیز باید تظاهر کنیم حقیقت رنجی بر ما وارد نکرده است.
تصمیم‌گیری اخلاقی و انسانی شما درباره این نوع دروغ(دروغ مصلحتی) ... دیدن ادامه » چه در بیان آن یا چه در شنیدن آن چگونه است؟ کتاب خوبی بود.
۱۵ فروردين ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

‏هیچ کس نباید به دلیل دلبستگیهای ملی((اشتباهش))یا رنگ((عوضی))چشم هایش کشته شود،اما تراژدی بزرگتری است اگر آدم ها را صرفا به خاطر آن چیزی که نیستند قتل عام کنند.
اسلاونکا دراکولیچ
کافه ... دیدن ادامه » اروپا
نازنین دیهیمی
۰۳ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود. به نوعی و دراکثر بخشها تصویری از جامعه ما. این عبارت شاهکار بود:
در کنار ساختارهای رسمی و سیستم‌ها، انسان‌ها هم با ضعف‌ها و بی‌اخلاقی‌ها و خودخواهی‌های خود، به افزایش مشکلات و چالش‌ها کمک می‌کنند. نباید سهم یکایک‌مان را در آنچه در اطرافمان می‌گذرد، نادیده بگیریم.
و:
خنده‌ها اشک شد، جاری روی گونه‌ها؛ رویاهای شیرین ... دیدن ادامه » زنان به کابوسی تلخ بدل شد. البته همه‌جای این ویرانه بیرون‌آمده از دل اتحادیه ازهم‌پاشیده به‌یک شکل نبود. استبداد و فقر و ناامنی با چهره‌هایی متفاوت به مردمان آزاد از یوغ کمونیسم دهن‌کجی می‌کرد. آن روزها کشورهای اروپای شرقی به ویترین سوپرمارکت‌های پر از کالاهای رنگارنگ بی‌شباهت نبود؛ همان مغازه‌هایی که بیشتر مردم تنها از پشت ویترین می‌توانستند خوراکی‌های خوش‌آب‌ورنگ و به‌ظاهر خوشمزه را تماشا و در حسرت خوردن‌شان دق کنند. درست است، قحطی و فقر برای شهروندان اروپای شرقی واژه‌ای غریب نبود، اما بعد از فروپاشی، بعد ازمیان‌برداشته‌شدن دیوارها، به‌ناگه مظاهر زندگی مدرن و مصرف‌گرایی و مسائلی از این دست زندگی بسیاری از آن‌ها را زیرورو کرد. از آن پس بود که مردم شرق اروپا با حسرت به شیشه ویترین‌های پرزرق‌وبرق مغازه‌ها خیره می‌شدند و تنها می‌توانستند آب دهان‌شان را فرودهند.
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی اعتماد عمومی کاهش پیدا می‌کند، این کاهش تأثیری متلاشی‌کننده بر روابط اجتماعی می‌گذارد، اگرچه ترس به سهم خود می‌تواند تأثیری یکپارچه‌کننده هم داشته باشد. این نقش یکپارچه‌کننده ترس در شماری از فلسفه‌های سیاسی اهمیت بسیار دارد، خصوصا در فلسفه سیاسی ماکیاولی و هابز.
۲۹ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جذابی است. شاید بهترین تفسیرو نگاهی که از ترس می توان داشت، در این کتاب پیدا می شود.
کسی که این کتاب را می خواهد بخواند، فصل 3 و 6 را دوبار بخواند تا لذت خواندن کتاب کامل شود
۲۹ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

«در جامعه ای که حکومتش "توتالیتر" است، آدم "ناچار است" با قدرت ارتباط مستقیم داشته باشد، راه گریزی وجود ندارد. به همین دلیل سیاست هرگز انتزاعی نمی شود - به صورت نیرویی خشن، بی رحم و آشکار باقی می ماند که تمام چند و چون زندگی ما را تعیین می کند: چه بخوریم، چطور زندگی کنیم و کجا کار کنیم. چنین حکومتی مثل یک مرض، مثل طاعون، مثل یک بیماری همه گیر، هیچ کس را مستثنی نمی کند. تناقض در این جاست که این دقیقاً همان روشی است که دولت توتالیتر با آن برای خود دشمن می پرورد: شهروندان سیاسی شده. "انقلاب مخملی" فقط حاصل کار سیاست مداران سطح بالا نیست، بیش از آن حاصل آگاهی شهروندان معمولی است که آلوده سیاست شده اند.»

اسلاونکا ... دیدن ادامه » دراکویچ (متولد ۱۹۴۹) روزنامه نگار و رمان نویس اهل کرواسی است که در دانشگاه زاگرب ادبیات تطبیقی و جامعه شناسی خوانده است.
دراکویچ در ۱۹۹۲ این کتاب را نوشته است و این کتاب حاصل سفری است که در ژانویه و فوریه ۱۹۹۰ به کشورهای بلوک شرق اروپا داشته است. این زمان آغاز فروپاشی حکومت های تک حزبی در اروپای شرقی است و دراکویچ به این بهانه به مرور زندگی مردم در اروپای شرقی تحت حاکمیت توتالیتاریسم می پردازد. توتالیتاریسم یا تمامیّت خواهی اصطلاحی در علوم سیاسی است که توصیف گر نوعی حکومت است که دارای این خصوصیت ها می باشد: یک ایدئولوژی، محور حکومت است و یک سیستم تک حزبی متعهد به آن ایدئولوژی است که معمولأ توسط یک نفر رهبری می شود، یک پلیس مخفی وجود دارد و انحصار در رسانه های فراگیر و انحصار اقتصادی محدود کننده زندگی فرهنگی و اقتصادی در این نوع حکومت ها هستند. 
نظام حاکم تقریبا بر تمام شئون زندگی شهروندان نظارت و کنترل دارد. حکومت تمامیت خواه می کوشد تا همهٔ جمعیت را برای تحقق بخشیدن به اهداف اقلیّتِ حاکم بسیج کند و فعالیت هایی که همسو با این اهداف نباشند تحمل نمی شوند. 
ژوزف استالین که در دههٔ ۱۹۲۰ در اتحاد جماهیر شوروی به قدرت رسید و تا زمان مرگش در ۱۹۵۳ قدرت را در دست داشت در شوروی یک حکومت توتالیتاریست تشکیل داد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و تقسیم شدن اروپا بین متّفقین، در بلوک شرق احزاب کمونیستی متحد با شوروی بر سر کار آمدند و همچون شوروی حکومت های توتالیتاریست تشکیل دادند. یوگسلاوی سابق، چکسلواکی سابق، آلمان شرقی سابق، لهستان، مجارستان، رومانی، بلغارستان و آلبانی چنین سرنوشتی پیدا کردند. کنترل شدید آموزش و پرورش و رسانه ها در این کشورها، سرکوبی منتقدان و دگراندیشان و گفتمان مبتنی بر ایدئولوژی به جای گفتمان مبتنی بر حقایق و آمار منجر به فضای یأس و رکود در این کشورها شد و از آنجا که حاکمان این نظام ها، خود نیز در بند همان گفتمانی بودند که به مردم تحمیل کرده بودند خودشان هم از درک واقعیت ها عاجز بودند بنابراین این کشورها دچار یک سیکل معیوب ناکارآمدی سیاسی اقتصادی و "گفتمان انکار" شدند و در دهه ۱۹۹۰ یک به یک دچار فروپاشی شدند.
دراکویچ با زبان ساده به مرور پیش پا افتاده ترین امور زندگی روزمره در زمان حکومت های توتالیتر پرداخته است:
تهیه غذا، استخدام، تامین وسایل اولیه زندگی همچون پودر رختشویی، نوار بهداشتی و میوه جات، دسترسی به حقوق اولیه شهروندی و مهاجرت و پناهندگی.
روزمرگی تجاربی که دراکویچ در این کتاب توصیف کرده است باعث می شود زندگی در این نظام های ناکارآمد برایمان ملموس و مفهوم شوند. چیزی که دراکویچ بر آن تاکید دارد این است که چنین نظام هایی افراد را مایوس، ناامید و ناتوان می سازند چنان که پس از فروپاشی بحران های بزرگی در انتظار چنین جوامعی است چرا که مردم همفکری، تصمیم گیری و کار جمعی را نیاموخته اند. در نظام های توتالیتر رهبران به جای همه فکر می کنند، تصمیم می گیرند و دستورات خود را ابلاغ می کنند:
«قدرت سیاسی ممکن است یک شبه دست به دست شود، زندگی اجتماعی و اقتصادی ممکن است به سرعت از آن تبعیت کند اما شخصیت آدم ها که تحت تأثیر حکومت رژیم های توتالیتر شکل گرفته به این سرعت تغییر نخواهد کرد. ارزش های خاص و شیوه بخصوصی از تفکر و درک جهان چنان در عمق وجود و شخصیت مردم رسوخ کرده که معلوم نیست خلاصی از آن ها چقدر زمان می برد.»
ایرج پوراردشیر این را خواند
صدیقه متقی ، معین محبی و الهام قاسمی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار قابل تامل، خواندنی، عالی و روشنگر که در سال 2011 نوشته شده است .

برای اثر‌پذیری صحیح و متناسب از این کتاب با دنیای ارتباطات کنونی و تاثیرات مخرب کمتر این دنیا بر ذهن و تفکر عمیق، حتما آن چند بار را بخوانیم و به دیگران نیز به شدت توصیه نماییم.

- ... دیدن ادامه » نویسنده در این کتاب توضیح میدهد که چگونه استفاده ی زیاد از اینترنت باعث میشود تمرکز ما کمتر شود و سیستم مغزی ما به سمت سطحی شدن تغییر کند.

- امیدوارم از آن دسته کسانی نباشیم که وقتی می‌خواهند کاری را انجام بدهند، بعد از چند دقیقه بدون دلیل موبایل خود را چک می‌کنند، بدون دلیل ایمیل خود را چک می‌کنند، بدون دلیل به سایتهای اینترنتی مراجعه می‌کنند انگار منتظر خبری هستند درحالی که قرار نیست خبری اتفاق بیفتد.

- روز به روز مقدار زمانی که روی کاری تمرکز می‌کنیم و بدون وقفه انجام می‌دهیم کمتر می‌شود. به هر بهانه‌ای از پشت میز بلند می‌شویم یا حواسمان را به چیز دیگری تخصیص می‌دهیم. نیکلاس کار به خوبی در کتاب خودش «اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟» به این موضوع و اثرات آن می‌پردازد.

- "روش مطالعه ی ما چگونه تغییر می کند؟روش نگارش ما چطور؟ روش تفکرمان؟ این ها سوالاتی است که هم باید از خودمان بپرسیم و هم از کودکان مان."
ده فصل این کتاب برای پاسخ دادن به این پرسش ها نوشته شده اند. مجموعه ای خواندنی از نتایج تعداد زیادی مقاله ی زیست شناسی و تاریخی و فناوری های روز.
الهام بخش نیکلاس کار کتاب شناخت رسانه ی مک لوهان است. جایی که در آن مک لوهان می گوید رسانه ها فقط ناقل اطلاعات نیستند. بلکه آن ها مدل فکر کردن مغز ما را هم تغییر می دهند. او مجموعه ای از مقاله های زیست شناسی را برایت ردیف می کند تا ثابت کند که مغز آدمیزاد همیشه در حال تغییر است. انعطاف پذیر است. بعد تاثیر اختراعات بشری بر نحوه ی کارکرد مغز را واشکافی می کند. تاثیری که نقشه بر مغز انسان و نحوه ی تفکرش گذاشت. تاثیری که ساعت بر آن گذاشت. تاثیر اختراع حروف الفبا و بعدها کتاب بر مغز انسان. و بعد اختراع ماشین چاپ تا که می رسد به اینترنت و یکی یکی ویژگی هایش را تشریح می کند و بر اساس مقاله های پرتعدادی تاثیر هر یک از ویژگی های اینترنت بر مغز آدمی را شرح می دهد.



در این کتاب درباره مفاهیم زیر و بسیاری موضوعات دیگر، به تفصیل و پژوهشگرانه سخن گفته می‌شود:

- تذکر مهم: جهت صداقت در نوشتار و امانت، برخی از ویژگی‌هایی که در زیر می‌آیند را از گفته‌های مترجم محترم دیگری از این کتاب، یعنی آقای امیر سپهرام که با نشر مازیار تحت عنوان:کم‌عمق‌ها، منتشر شده، بیان می‌گردد. البته با اندکی تلخیص و گزینش.

- وب‌خوانی ما را عادت می‌دهد که برای مطالعه‌ای که نیازمند تمرکز ـ به معنی حفظ مداوم توجه ـ است از‌‌ همان شیوه‌ی سطحی‌خوانی استفاده کنیم. این کار فرصتِ، به قول فوتبالی‌ها، «مال خود» کردن اطلاعات ورودی و ترکیب آن با افکاری که از پیش در مغز ذخیره شده و ایجاد افکار و ایده‌های جدید را از مغز می‌گیرد. خلق فکر نیاز به پردازش عمیق در مغز دارد و اطلاعات متفاوت در هر صفحه وب، این فرصت را از بین می‌برد.

- آنچه در میان این هیاهو، برای یک خواننده اهل تفکر و تعمق ضروری است، حفظ قابلیت تمرکز در زمان مطالعه بر محتوای مورد نظر خویش است. اما وب‌گردی، شبکه‌های اجتماعی، پیامک، ایمیل و هر آنچه که هزاران بار در روز به انقطاع رشته افکار دعوتمان می‌کند این تمرکز را از بین می‌برد. خودتان انصاف دهید که چه قدرشان ضروری است!

- اینترنت و دیگر فناوری‌های نوین نه‌تنها بخشی از زندگی نوین، که هدایتگر و شکل‌دهنده‌ی آن هم هستند. وقتی مک لوهان می‌گوید «رسانه خود پیام است.» دقیقاً به همین معنی اشاره دارد. اینترنت، موبایل، بزرگراه، دولت الکترونیکی، تجارت جهانی، سازمان ملل متحد، همه ابزارهایی برای تسریع و تسهیل امور بین مردم جهان، فارغ از زبان، ملیت، مذهب، رنگ، پوشش، سلیقه غذایی و دیگر عناصر زندگی است؛ خواه تبادل کالا باشد یا اندیشه، خواه سفر باشد. اما دستیابی به این سرعت و سهولت بهایی دارد. به قول معروف چیزی به اسم ناهار مجانی نداریم. سطحی‌خوانی بهایی است که برای این سرعت می‌پردازیم.

- البته شخصاً این را یک «مساله» بدانیم، نه «مشکل». مشکل اصلی، تعمیم آن به‌عنوان شیوه‌ی رایج و مسلط مطالعه و مهم‌تر از آن سطحی‌نگری است؛ چیزی که به خاطر از دست دادن مهارت ژرف‌خوانی حاصل می‌شود؛ اینکه ارزش کتاب را از جلد آن بسنجیم و بد‌تر از آن، معضل «همه چیز دانی»! یکی از عوارض ترکیب وفور اطلاعات در اینترنت و سطحی‌خوانی این است که بیشتر افراد گمان می‌کنند چیزهای زیادی در مورد مطالبی که تیتر یا چکیده‌ای از آن‌ها را در اینترنت خوانده‌اند، «می‌دانند». تفاوت مهم و مؤثر این شیوه از دانستن با تبادل شایعات و تفسیرهای سیاسی درون تاکسی، این است که فرد مطمئن است مطالب را در منبع موثقی خوانده، که ‌ای بسا وبلاگی بوده متعلق به کسی که در حد خود او مطلع بوده است یا خبری «کپی پِیست» شده در وبگاهی که خبرگزاری اصلی، به خاطر تکذیب خبر، ساعتی بعد آن را برداشته است!

- مساله توان ایجاد تعادل در به‌کارگیری و حتی استفاده نکردن از فناوری به وقت ضرورت است. حتی زمانی که چنین فناوری‌های حواس‌پرت‌کنی نبودند، باز هم اهالی تعمق به خلوتگاهی پناه می‌بردند تا از هیاهوی اطراف به دور باشند.
علیرضا اعرابی این را خواند
Neda Khn ، آرش رخش و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با موضوعیت روش‌هایی برای یک زندگی خوب، این کتاب یکی از بهترین گزینه‌های انتخاب شما می‌تواند باشد که با سبک جدیدی نوشته شده و اطمینان داشته باشید این کتاب از گونه کتابهای زرد نمی‌باشد. نام کتاب: فلسفه‌‌ای برای زندگی- نوشته ویلیام اروین، ترجمه محمود مقدسی- نشر گمان.
نویسنده کتاب لیسانس ریاضی و دکترای فلسفه از دانشگاه UCLA آمریکا دارد. اکنون استاد دانشگاه اهایو با 65 سال سن است. این کتاب را با کوله‌باری از تجربه، تدریس فلسفه، تفکر و مطالعه و با همکاری ضمنی همسرش نوشته است.

کتاب، ... دیدن ادامه » یک روش زندگی بر اساس فلسفه رواقی معرفی می‌کند. نویسنده به کمک فلسفه رواقی و هماهنگی و پیوند دادن ایده‌های رواقی با مسائل قرن بیست و یکم در جهان کنونی، به خوبی از عهده بیان اهداف خویش که در آغاز کتاب مطرح کرده، برآمده است.

مزایای کتاب:

- ترجمه بسیار روان و دقیقا مبتی بر متن اصلی(انگلیسی)

- مطالب به‌طور منطقی مرتب شده‌اند و کتاب سرشار از صحبتهای منطقی و کاملا خواندنی وکاربردی است.

- اطمینان از اینکه این کتاب برای خواندن مفید است و وقت و هزینه‌تان را با تهیه و مطالعه آن هدر نخواهید داد.

- حتی یک دستگاه کتری برقی ساده کتابچه راهنمای اولیه برای استفاده صحیح دارد ولی ما انسانها برای زندگی، ازدواج، انتخاب دوست و همنشین، شغل، میزان ثروت، تربیت فرزند و احساس مسئولیت اجتماعی و .... چه؟ مطالب گزینش شده توسط خواننده این کتاب، می‌تواند یک شروع خوب، اصولی و منطقی در اکثر جنبه‌های ناشناسخته ندگی با فرصت عمر کوتاه انسان باشد.

- کتاب اصلی را انتشارات معتبر آکسفورد در سال 2009 برای اولین‌بار به چاپ رسانده است.

- گفتنی‌های خوب برای این کتاب زیاد است. بهتر است آن را هر چه زودتر مطالعه نمایید.

معایب کتاب:

- نویسنده بیش از اندازه از رواقیون و فلسفه‌شان جانبداری کرده است که از یک فلسفه‌دان به دور از انتظار است. اما این موضوع در خوانش کتاب نکته منفی‌ای نیست، زیرا خواننده خودش حق انتخاب از روشها و مطالب جالب و جدید کتاب را برای اجرای آنها در زندگی خودش دارد که البته نکات مثبت کتاب هم بسیار فراوان هستند.

- متاسفانه مترجم، عنوان کتاب را در ترجمه تغییر داده است که ممکن است خواننده فراری از فلسفه را نگران کند و یا دوستداران فلسفه را ناامید کند. در واقع عنوان اصلی کتاب به صورت
(A Guide to the good life -(the ancient art of Stoic joy است.

- متاسفانه مترجم محترم یک واژه‌نامه در پایان کتاب یا به صورت پاورقی(در هر صفحه) قرار نداده که خواننده بتواند کلمات تخصصی انگلیسی را با ترجمه مترجم و سایر فرهنگ لغت‌ها مطابقت دهد و خواننده وسواسی باید به کتاب اصلی مراجعه و کلمه مربوطه را به زحمت پیدا کند.
گروه کتاب های تجربه و هنر زندگی که تاکنون 22 مورد از اون توسط نشر گمان منتشر شده بسیار عالیه. در واقع میشه گفت سوالات بسیار مهم فلسفی رو که در پس ذهن خیلی از انسان هاست به زبان ساده مورد بررسی قرار میده.
شاخصه اصلی این کتابا اینه که با الفاظ پیچیده و مبهم ... دیدن ادامه » که همیشه برای بحث های فلسفی استفاده میشه مخاطبین عام رو از فلسفه فراری نمی کنه.
۲۳ تير ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار کاربردی و واقه‌گرایانه ست این کتاب و به واقع کمک بسیاری میکنه برای زمانی که خود یا دیگران‌مان با بیماری‌ی سختی مواجهه بشیم. کتاب راهکارهای فلسفی و عملی بسیار مفیدی هم برای بهتر زیستن داره.
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بی اندازه تفکر برانگیز و عمیق در نقد ِ اطاعتِ خودخواسته و فروغلتیدن در ذلت.
بازگردان پارسی اون هم بی اندازه خوب انجام شده.
از دستش ندهید لطفن
وحید عزیزی این را خواند
محمد مهدی محمدیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر ساحره ای پدیدار میشد و به من پیشنهاد میکرد آرزوهایم را برآورده سازد،نمیدانستم چه بگویم.در دقایق بی خبری به جای آرزو،عادت به آرزوهای پیشین در سرم بود،ولی در دقایق هشیاری میدانستم که این فریبی بیش نیست و میدانستم که مرا هیچ آرزویی نیست.حتی آرزوی دانستن حقیقت را هم نداشتم،زیرا حدس میزدم این حقیقت در چه نهفته است.حقیقت آن بود که زندگی ... دیدن ادامه » بی معناست.
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

دیوار حدّ است. امّا حدّ‌ِ چی‌ست؟ اما حدْ چی‌ست؟ و چرا حد را باید با رنگ پوشاند؟ و چرا بر حدّ باید رنگ پاشاند؟
دیوار مرزِ درون و بیرون نیست؛ حدّ‌ِ روزمرّگی‌ست وقتی، در پرسه زدن‌هات، نگاهِ سنگی‌ات را بدوزی تنها به دیوارهایی که، گاهی تند، گاهی کُند، از کنارشان ردّ می‌شوی، می‌شوی ردّی در خاطره‌ی دیوار. ردّ می‌شوی، اسیرِ حدّ می‌شوی. آن وقت همه‌ی دیوارهای یک دیوار می‌شوند، یک سطحِ ممتدّ‌ِ نامتجانسِ همیشه ثابتْ با رنگ‌های مدامْ عوض شونده. امّا حدْ حدّ است، دیوارْ دیوار، و آن‌چه، در تکرّرِ حدّ، به ما تصوّر تغییر می‌دهد تفاوت رنگ است.
شاید ... دیدن ادامه » ما، در سراسرِ تاریخ، تنها با توهّمِ پیش‌رفت زندگی کرده‌ایم؛ شاید مدرنیزاسیون، این مدامْ نو شدن، این تخریب و بازسازی‌ی دایم، همیشه در کار بوده و مختصّ‌ِ دوره‌ی ما نیست؛ شاید ما کاری نکرده‌ایم، مگر تغییرِ مدامِ محیطمان و تنها همین به ما توهّمِ تغییر می‌دهد؛ شاید که ما فقط حجاب‌هایمان ، رنگ‌هامان، را عوض کرده‌ایم. و این درجا زدن است، نه پیش رفتن. این درجا زدن دوره‌مان کرده: شب، روز، شب، روز، شب تا آخر. انگِ درجا زدن، لکِ تکرار، تمام هستی‌ی ما را گرفته است. می‌شود از این تکرار و درجا زدن و رفت و برگشت کار ساخت، هنری که لرزان، روی مرزها، روی حدّ، روی دیوار، ساخته شود. دیوار، حدّ‌ِ درون و بیرون، لحظه‌ی مقاومت است در برابرِ بیان کردن، در برابرِ بیرونی کردنِ آن‌چه درونی‌ست. تجربه‌ی دیوار، تجربه‌ی نابِ گذرِ در حدّ است، نه ازْ حدّ.
دیوار مسلّمن بهترین چیز است برای نگاه کردن، برای کسی که هیچ ندارد برای دیدن، مگر دیوار. و این گزاره اصلن حشو نیست، تکرار و همان‌گویی نیست. حشوْ پوشاندنِ دیوار است به حجابِ رنگ؛ که دیوار خودْ حجاب است، حجابِ بیرون و درون، و دیوارِ رنگی حجاب است در پسِ حجاب. دیوار، در گذرِ زمان، با همه‌ی لایه‌های رنگی خویش، با همه‌ی ردّ‌های مانده بر او، بدل می‌شود به یک طرس -کتیبه‌ای که نوشته‌ی آن پاک شده ودوباره روی‌ش نوشته باشند-ردّهایی که نگاهِ ما روی اثر جا می‌گذارد: نوشتار در نوشتار، رنگ بر رنگ -مرگ بر رنگ.
حسین آقازاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من چیستم؟ جزئی از لایتناهی. کل مسئله در همین دو کلمه نهفته است.مگر می شود بشریت فقط از دیروز این پرسش را برای خودش مطرح کرده باشد؟ مگر می شود پیش از من هیچ‌کس این پرسش را برای خودش مطرح نکرده باشد؟ پرسشی به این سادگی بر زبان هر کودک عاقلی هم جاری می شود.

آخر این پرسش از همان زمانی که انسان هایی بوده اند که چنین پرسشی را مطرح کنند وجود داشته است. از همان آغاز، انسان فهمیده بود که برای حل این مسئله، سنجیدن متناهی با متناهی همانقدر ناکافی و نامناسب است که سنجیدن نامتناهی با نامتناهی؛ چون از همان آغاز انسان به دنبال این بوده است که رابطه میان متناهی و نامتناهی را بیان کند.

ما ... دیدن ادامه » همه این مفاهیمی را که در آن متناهی با نامتناهی سنجیده می شود و معنای زندگی به دست می آید – مفاهیمی مانند خدا، آزادی، نیکی – مورد بررسی منطقی قرار می دهیم. ولی این مفاهیم تاب نقد عقل را ندارند.

اگر این مسئله اینقدر وحشتناک نبود، حتما خیلی مضحک به نظر می رسید که ما با چه غرور و خودشیفتگی، همانند بچه ها، در ساعت به کندوکاو می پردازیم، فنری را از آن بیرون می کشیم، از آن یک اسباب بازی می سازیم و سپس شگفت زده می شویم که چرا ساعت از کار کردن باز می ایستد.

حل تناقض متناهی و نامتناهی ضروری و ارزشمند است و پاسخ به پرسش زندگی، پاسخی است که زندگی با آن ممکن می شود. این یگانه راه حلی است که آن را همیشه و در همه جا، نزد همه ملت ها می یابیم، راه حلی برآمده از زمانی که زندگی انسان در آن از چشم ما محو می شود، راه حلی آن قدر دشوار که ما از عهده پدید آوردن چیزی مشابه آن ناتوانیم؛ و ما همین راه حل را سهل انگارانه نابود می کنیم تا دوباره پرسشی مطرح کنیم که مختص همه است و برای آن پاسخی نداریم.

مفاهیم بیکرانگی خدا، الوهیت روح، ارتباط امور بشری با خدا، مفاهیم خیر و شر اخلاقی، اینها مفاهیمی هستند شکل گرفته از دوردستهای تاریخ زندگی بشر، که چشم ما بر آنها بسته است، مفاهیمی هستند که بدون آنها نه زندگی وجود می داشت و نه خود من؛ ولی من با کنار گذاشتنِ کل این کارِ نوع بشر، می خواهم خودم به تنهایی همه چیز را به روش خودم از نو بسازم.

http://ideality.ir
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
البته اسم صحیح کتاب این است: «واضح اندیشیدن؛ راهنمای تفکر نقادانه» نه عادلانه. لطفا تصحیح شود.
سعید زمانی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
البته اسم صحیح کتاب این است: «واضح اندیشیدن؛ راهنمای تفکر نقادانه» نه عادلانه. لطفا تصحیح شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزارکتاب
شروع94.12.11
پایان 94.12.12
ظاهرا ... دیدن ادامه » کار برا ی شکل گیری برداشت ما از هویتمان ضروری است.وقتی آگهی ترحیم کسی را میخوانیم،کار او
در توصیف زندگی اش نقش پررنگی دارد،وقتی آدم هارا برای اولین بار ملاقات میکنیم معمولا میپرسیم که کارشان چیست،به این معنی کهبرای تامین زندگی چه میکنند،انگار این آگاهیمیتواند فورا به ما بفهماند کهآنها چجور آدمی هستند.
ایرج پوراردشیر و Emile آژار این را خواندند
آرمان حیدری ارجلو و سعید زمانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزارکتاب

تاریخ شروع 23بهمن 94


... دیدن ادامه » " ترس، هم یک جنبه ی ویرانگر دارد هم یک جنبه ی سازنده؛ ترس هم می تواند شما را زمین بزند هم می تواند دریچه تازه و بهتری به روی جهان و رابطه تان با آن بگشاید. "
به نقل از ژان دلمو، مورخ تاریخ دین از صفحه 160 کتاب جالب و خوندنی : "فلسفه ترس"
نوشته لارس اسوندسن
ترجمه خشایار دیهیمی
البته نقل چند جمله از میان یک کتاب کار چندان درستی نیست اما خب این جمله به دل من خیلی نشست...کتاب جالبی بود که خوندنش به من خیلی چیزها آموخت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از زردی بیماری به تیرگی ترس، از تیرگی ترس به سیاهی مرگ، از سیاهی مرگ به خاکستری تردید، از خاکستری تردید به روشنی من، و از آن روشنی میتوان به بنفشه زندگی رسید. این است شاید رنگین کمان زندگی!
سهیل ورشوی ، نسترن اخوان و parisa zendebudi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از زردی بیماری به تیرگی ترس، از تیرگی ترس به سیاهی مرگ، از سیاهی مرگ به خاکستری تردید، از خاکستری تردید به روشنی من، و از آن روشنی میتوان به بنفشه زندگی رسید. این است شاید رنگین کمان زندگی!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2