:  آموت
:  ۲۵۱
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتاب واقعا جذابی ست من به تمام کسانی که کتاب های ماجراجویی دوست دارند خواندن این کتاب را توصیه میکتم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
میان درست و غلط مرز باریکی وجود دارد. آیا اکنون من در سمت درست یک مسیر غلط حرکت میکنم یا در سمت غلط یک مسیر درست ؟
زندگی در هم است هیچ سیاه و سفیدی وجود ندارد ، هرچه هست سایه هایی محوی است که در هم تنیده شده اند و در کنار هم هستند
-وقتی خاطرات دروغ میگویند اثر سی بل هاگ
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان «تمام چیزهایی که باقی گذاشتیم» تعلیق، معما و عشق را در هم می‌آمیزد و به کندوکاو در حس فقدان و انعطاف‌پذیری روح انسان می‌پردازد. مراقبت از کسانی که دوست‌شان داریم یک نیاز مبرم است. اما تا کجا می‌توانیم پیش برویم؟ و به چه قیمتی؟

«جیمز دوناتو»، مدیر مالی شرکت دوناتو، دو ماه قبل از عروسی‌اش ناپدید می‌شود. او که برای تعقیب برادر متهم به پولشویی‌اش به مکزیک رفته، در دریا گم می‌شود و بعد از مدتی اعلام می‌کنند که مرده است. شش‌ونیم سال بعد، جیمز از حالتی که به آن «گریز تجزیه‌ای» می‌گویند خارج می‌شود و سعی می‌کند به دنبال سال‌های از دست داده‌اش بگردد.

«کری ... دیدن ادامه » لانزدیل» به زیبایی حال و گذشته را همزمان روایت می‌کند؛ زمان حال از زبان جیمز و زمان گذشته از زبان کارلوس. جیمز چیزهای بسیاری را از دست داده و کارلوس چیزهای زیادی را به دست آورده است. اما آیا جیمز می‌تواند گذشته‌اش را کنار بگذارد و با مردی که کارلوس از او ساخته کنار بیاید.

منبع: http://ana.ir/i/412154
مینا مکوندی این را خواند
ندا اقدامی پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بسیار آرم بخش و زیبا که با قلم روان نویسنده به رشته تحریر درآمده و تا آخر خواننده را مجذوب خود می کند.
مینا مکوندی این را خواند
میلاد فرجام این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی قرار بود ما فقط داستان‌های پادشاه‌های شجاع و شوالیه‌ها را پر کنیم؟ قرار بود عین گیاه باشیم؟ چرا محکومم که نقش گیاه رو داشته باشم؟ کی رو باید مقصر بدونیم؟ کی رو؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای مطالعه متن کامل یادداشت می توانید به وبلاگ بنده مراجعه کنید. behroozadineh.blog.ir

مانطور که از اسم کتاب مشخص است در آن با شخصیتی به نام یوریک مواجه هستیم که ، شاید حتی غیرارادی، عمه خود را با یک تبر به قتل می‌رساند. پس از قتل تا بخش هفتم کتاب، داستان کاملا خطی است و راوی داستان (خود یوریک) در مورد اتفاقات روزمره بعد از قتل به خواننده توضیح می‌دهد. یوریک مدام به دنبال راهی برای از بین بردن جسد عمه‌اش است. ابتدا تصمیم می‌گیرد آن را بسوزاند اما وقتی پای عمه را در اجاق می‌اندازد با بو و دود مواجه می‌شود. سپس تصمیم می‌گیرد تکه‌هایی از بدن را به مناطق مختلف پست کند.

همانطور ... دیدن ادامه » که از توضیحات بالا مشخص است، یوریک شخصیت خیلی ساده و تاحدودی احمق به نظر می‌رسد. کشتن عمه‌ای که به گفته خودش با او به مهربانی رفتار می‌کرده و رفتارهای پس از آن کاملا این موضوع را نشان می‌دهند. اگرچه خیلی‌ها این رمان را با آثار کافکا مقایسه کرده‌اند اما به نظرم (با در نظر گرفتن اینکه آنان کارشناس هستند و من یک خواننده ساده) توصیفات و توضیحات نویسنده اصلا قابل مقایسه با کافکا نیست. اگرچه لحن این دو نویسنده کاملا متفاوت است اما باز هم کلیت داستان نیز شباهت چندانی ندارد. لحن کافکا خشک و رسمی اما لحن بورسا پر از شوخی و طنز است.

بورسا خیلی سعی کرده است که یوریک را یک انسان بی‌اراده و بی‌هدف توصیف کند و مثل خیلی از داستان‌ها با وارد کردن یک دختر به زندگی‌اش هدف بدهد اما باز هم نحوه ترسیم این آشنایی و رسیدن به نقطه مشترک عجیب در مورد قتل عمه اصلا برای من قابل هضم نبود. یوریک با دیدن دختری به نام ترزا در قطار با او رابطه برقرار می‌کند و به قول خودش این دختر جای جسد را برای او می‌گیرد. اما آیا برای کسی که اینقدر بی‌هدف است و زندگی برایش معنایی جز روز و شب ندارد، آشنایی و ادامه مسیر با یک دختر اینقدر ساده خواهد بود؟ عجیب‌تر اینکه دخترک هم با یوریک هم‌دست می‌شود و با شنیدن اعترافش به او می‌پیوندد.

البته باید در نظر داشته باشیم که چون داستان کشتن عمه خانم یک داستان خطی و ساده نیست، احتمالا نویسنده از بیان این رابطه و هم‌دست شدن دختر با قاتل داستان اهداف مختلفی را در نظر داشته است. اما نحوه بیان داستان باز هم قانع کننده نبود.

تا ابتدای بخش یازده همه‌چیز خیلی واقعی به نظر می‌رسد. پسری عمه‌اش را کشته و حالا با همدستی‌ دوست‌دخترش می‌خواهد از شر جسد خلاص شود. اما فصول یازده و دوازده کاملا خواننده را متحیر خواهند کرد. از این دو فصل که بگذریم اوج ماجرا در فصل سیزدهم و پایانی کتاب است. این‌جا هم خواننده دوباره شوکه خواهد شد.

به نظرم، اگر فرض کنیم که این داستان توسط افرادی غیر از نویسنده دستکاری نشده باشد، نویسنده درواقع سه پایان متفاوت برای داستان خود نوشته است و هر سه را در کتاب آورده است. این واقعا جالب و خواندنی است. پس از اتمام کتاب سوالات زیادی برای خواننده در مورد داستان بوجود خواهد آمد. اما این سوالات بازهم با سوالاتی که با خواندن کتاب‌های کافکا برای من بوجود آمد کاملا متفاوت است. با این حال به این نویسنده لقب «کافکای لهستان» می‌گویند.

در مورد بحث روانشناختی رمان فکر کنم تا اینجا متوجه شده باشید که بیشتر به مفاهیم پوچ‌گرایی اشاره دارد. یوریک از طبقه متوسط با یک زندگی متوسط دچار یاس و ناامیدی شدیدی است که خودش هم از آن بی‌خبر است. درواقع، پوچ بودن زندگی و مسیری که طی می‌کند برای او یک امر مسلم و قطعی است. به دنبال تغییر و یا حتی بهتر شدن نیست. حتی به آن فکر هم نمی‌کند. انجام قتلی چنین سادیسم‌گونه و تفکرات بعد از آن توسط چنین فرد خنثی‌ای منطقی به نظر می‌رسد. اگرچه یوریک در صحنه‌‌هایی دچار پیشمانی هم می‌شود اما این احساسات نسبتا مثبت هم نمی‌توانند او را از مسیرش منحرف کنند. البته تمام این‌ها قبل از ملاقات ترزا است. بعد از این ملاقات ناگهانی در قرار و قرارهای بعدی، یوریک کم کم ذهنیات و تفکراتش باز می‌شود. در جایی از متن خود یوریک می‌گوید:

«البته من اصلا احساس قاتل بودن نمی‌کردم. در مورد من، کشتن عمه معلول حالات روانی مختلف و مرتبط به هم بود. نتیجه عقده‌ها و افسردگی‌هایی که بارها پیشتر در وجودم کشف و تحلیل کرده بودم و اگر باز می‌خواستم آن‌ها را در وجودم کشف و تجزیه و تحلیل کنم، خب، این می‌شد یک عمل روزمره بیهوده.» صفحه 52

اگر با برخی صحنه‌های نسبتا مشمئزکننده داستان مشکلی نداشته باشید، یک‌بار خواندن آن را پیشنهاد می‌کنم.
با سلام، ممنون از وقتی که صرف کردید و نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید.
۲۸ مرداد
سلام. خواهش میکنم.
۲۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عامه پسند بود و از اول تمام ماجراهای داستان رو میشد حدس زد جذابیتی نداشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انگار با دیدنش چیزی در اعماق وجودم دوباره تنظیم شد و من آرام گرفتم. ص 613
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لی لی طبق قولش همراه خانم ترینر در ماه آوریل به نیویورک آمد.چند چهار راه دورتر، در هتل ریتز کارلتون اتاق گرفتند و من و مارگو را به ناهار دعوت کردند.وقتی آنها کنارم بودند، حس کردم بخش های مختلف زندگی ام را با نخ و سوزن به هم وصل کرده اند. ص479
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیمنطور که داشتم شماره ی سام را می گرفتم از فکر این که صدایش را می شنوم به شدت ذوق زده شدم.گاهی چنان دلم برایش تنگ می شد که همه وجودم درد می گرفت. ص 198
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای کاری که انجام میدهم استخدام نشده ام، بلکه استخدام شده ام تا هر کاری از دستم برمی آید انجام بدهم. ص 67
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم ها وقتی از منطقه امن خودشان بیرون می آیند، احساس غریبی به آنها دست میدهد.گویی انعکاس حرف های ویل را در نامه ی آخر از دوردست می شنیدم.ص 63
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتابم مثل اون دو تای قبلیش چهار روزه خوندم، با تفاوت یه روز، دلم نمیخواست تموم بشه، اصلا دلم نمیخواست بخونمش که تموم بشه، قلمشو دوس دارم بهم پشنهاد بدین کتاب مثل این، هم طنز داخلشه هم حرفای جالب و دیالوگ های باحال ، با خوندن رمان فضا را میشه تجسم کرد و این بیشتر ذهن آدمو درگیر میکنه و خیلی حس خوبی بهم میده، عاشق شخصیت لوییزا کلارک ... دیدن ادامه » شدم، غصم شد تموم شد حالا امروز میخوام غرور و تعصب جین استین را بخونم خدا کنه خوشم بیاد
من این کتاب رو نخوندم ولی غرور و تعصب داستان قشنگی داره :) امیدوارم از خوندنش لذت ببری
۰۲ مرداد
سبک کتاب های جوجو مویز همه به همین صورته غمگین آمیخته به طنز کتاب دختری که رهایش کردی که آن هم اـر جوجو مویز است هم مانند این سه کتاب زیباست
من هم قلم این نویسنده را خیلی دوست دارم
۰۲ مرداد
من کتاب "جایی که عاشق بودیم" رو توصیه میکنم، البته زیاد رمان عاشقی نمیخونم و باید بگم به کارهای مویز تا حدودی شباهت داره و مخاطبش نوجوان و جوان هستش.
۰۳ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبی است، هرچند مربوط به جامعه امریکاست ولی میشه نمونه هاش رو در جامعه خودمون پیدا کرد. داستانهاش عمیق و بر اساس مسائل جدید موجود در جامعه است. انسان را به تفکر وامیدارد و تا مدتها ذهن درگیر ان است، ببشتر داستانها برپایه مسایل رابطه و زناشویی و خانوادگی است.
بعضی از مسائل جهان شمول هستند و واقعا ربطی به اینکه در چه دوره ای یا کجای این کره ی خاکی زندگی میکنیم ندارد، این وجه اشتراکات قابل لمس تر هستند به ویژه وقتی به احساسات آدمی مربوط باشه مثل دلتنگی، عشق، ناامیدی، حفظ بقا و ...
۰۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوجوانان عمدتا بچه های نوپایی هستند که با هورمون هایشان عمل میکنند، با اینکه هنوز عقل کافی ندارند این قدر بزرگ هستند که دست به کارهایی بزنند صفحه 135
همین الان تمومش کردم اینم در ادامه رمان من پیش از تو خوندمش و مثل اون سه روزه تمومش کردم و میخوام برم سراغ ادامش یعنی کتاب هنوز هم من
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوس داشتم نمیتونستم بزارمش زمین سه روزه خوندمش
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حتا اگر در یک زمان خاصی، یاد گرفتن موضوعی بی‌فایده به نظر برسد، باز هم نباید آن را سرسری بگیری. بعدها می‌فهمی چقدر به دردت می‌خورد. هیچ‌کدام از درس‌هایی که می‌خوانی بی‌فایده نیستند. این قانون دنیاست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کیف به خودی خود نه هدفی دارد و نه آرزویی؛ اما هر وسیله یا هر چیزی را که ما بخواهیم، با آغوش باز می‌پذیرد. شما به کیف اعتماد می‌کنید و کیف هم به نوبه خود به شما اعتماد می‌کند. به اعتقاد من، کیف نماد صبوری است، نشانه درک عمیق است.
فاطمه خیاطی این را خواند
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کتاب قبلی نویسنده یعنی خدمتکار و پروفسور را خوانده‌اید و یا یادداشت بنده را مطالعه کرده‌اید باید بگویم که کتاب جدید، یعنی انتقام، بسیار با آن تفاوت دارد. مهم‌ترین تفاوت این است که انتقام یک مجموعه داستان کوتاه است حال آنکه خدمتکار و پروفسور یک رمان است. با این حال، نبوغ نویسنده در هر دو کتاب و بخصوص این کتاب بسیار بارز است. علاوه بر این، کتاب خدمتکار و پروفسور دارای داستان خطی و با پایانی منطقی است اما مجموعه داستان‌های انتقام متفاوت است که در ادامه به بررسی آن می‌پردازم.

به شخصه نحوه قرار گرفتن داستان‌ها و ارتباط هرچند اندک این 11 داستان کوتاه را بسیار دوست داشتم. اگرچه در اکثر داستان‌ها اتفاق اصلی مربوط به مرگ و کشته شدن انسان‌ها است اما نوع بیان داستن بسیار دلچسب بود. از خواندن این کتاب لذت بردم. به نظرم این داستان‌ها از نوع پست مدرن باشند. اگرچه مطمئن نیستم اما از آنجایی که داستان‌ها برش‌های کوتاهی از زندگی واقعی افراد مختلف هستند بدون اینکه نتیجه خاصی در هر داستان قرار داشته باشد. در واقع، نویسنده در هر داستان صحنه‌هایی از زندگی افراد را بیان می‌کند. باید متذکر شوم که در تمام داستان‌ها یک راوی به بیان اتفاقات می‌پردارد. البته، در برخی داستان‌ها راوی از خودش و گذشته‌اش نیز مواردی را بیان می‌کند. با این حال، هر داستان به خودی خود دارای نکته‌های عجیب و گاهی شک‌برانگیز دارد. به احتمال قوی به دلیل وجود مرگ در اکثر داستان‌ها و فضاهای عجیب آن مثل موزه شکنجه، وجود زبان در جیب لباس و غیره به این یازده داستان، «یازده داستان سیاه» گفته‌اند.

موضوع ... دیدن ادامه » دیگری که در داستان‌ها برایم جالب بود، افت و خیز بالای هر داستان می‌باشد. داستان‌ها با اینکه کوتاه هستند، اما نویسنده به خوبی لحظات شک‌آور و عجیبی را در آن‌ها قرار داده است که خواننده را مجذوب خودش می‌کند. علاوه بر این، نحوه اتصال داستان‌ها نیز بسیار جالب است. انتظار نداشته باشید که هر داستان ادامه داستان قبلی خود باشد. در واقع، زمان وقوع اتفاقات هر داستان کاملا متفاوت با داستان‌های دیگر است. علاوه بر مساله زمان، مکان نیز غالبا متفاوت است. اما باز هم نویسنده به خوبی هر داستان را به داستان‌های دیگر متصل کرده است.

نکته دیگر در داستان‌های مجموعه انتقام این است که نویسنده مدام، بدون از دست دادن خواننده، از موضوع اصلی خارج می‌شود و به توصیف صحنه‌ها و اتفاقاتی می‌پردازد که شاید اگر دقیق باشیم به نظر اهمیتی ندارند. اما گاهی در داستان‌های دیگر همین مسائل باعث ارتباط بین داستان‌های می‌شوند. واقعا نبوغ و زیرکی نویسنده در نوع خود جالب است.

آخرین داستان این مجموعه داستان کمی عجیب‌تر از دیگر داستان‌ها بود و به قول مترجم، شاید با خواندن آخرین داستان به یاد اولین داستان مجموعه بیافتید. در انتها به شدت کتاب را توصیه می‌کنم. خصوصا برای کسانی که با فضاسازی‌های سیاه مشکلی ندارند و از کمی هیجان خوششان می‌آید.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به فایلی که در وبلاگم قرار داده ام مراجعه کنید.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کتاب معمایی دوست دارید، اگر دوست دارید که نتونید بعد از شروع کتاب اون رو زمین بزارید. اگه دوست دارید با هیجان تصمیم بگیرید زودتر به آخر کتاب برسید، حتما حتما حتما پیشنهاد می کنم این کتاب رو بخونید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان قشنگی داشت ک دوست داشتم دنبالش کنم و بفهمم که آخر ماجرا قراره چی بشه و این برای من جذابه :)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"رفتار تو یک انتخاب است،نه چیزی که تو هستی."
۱۸ اسفند
کتاب خوبی باید باشه. متن قشنگی بود.
۲۰ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

«سالی تورن» کانبرای استرالیا زندگی می‌کند و شغل اصلی وی ثبت اسناد مالی و تنظیم قرارداد است و پس از ساعات اداری به نویسندگی می‌پردازد.

نفرت‌بازی ... دیدن ادامه » اولین رمان این نویسنده می‌باشد.

داستان این رمان درباره دو شخصیت با عنوان لوسی هاتن و جاشوا تمپلمن است که از هم متنفر هستند؛ نه این‌که به هم علاقه نداشته باشند، یا با کینه‌توزی یکدیگر را تحمل کنند بلکه از هم متنفرند.
هر روز وقتی در دفتر مشترک دستیاران مدیرعامل، ساعات اداری را نشسته روبروی هم سپریشمی‌کنند، از این‌که این نفرت را با مجموعه‌ای از اعمال تهاجمی منفعلانه به نمایش بگذارند، ابایی ندارند.
لوسی نگرش جدی، حسابگرانه و بی‌ذوق جاشوا نسبت به شغلش را درک نمی‌کند. و جاشوا به وضوح از لباس‌های نامناسب لوسی، دمدمی بودن و سهل‌انگاری‌های او ناراضی است.
حالا که هر دو برای رسیدن به ترفیع مقام می‌کوشند، مبارزات به شدیدترین حد خود رسیده و لوسی حاضر نیست اجازه بدهد این بازی‌ها او را از رسیدن به شغل رویایی‌اش بازدارد...‌

عنوان کتاب: #نفرت_بازی
نویسنده #سالی_تورن
۲۵ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان این کتاب بر خلاف داستان های دیگر جوجو مویز در دو زمان مختلف روایت می شود. لوتی شخصیت اصلی داستان در بخش اول است و داستان اتفاقات رخ داده برای او مقدمه ای برای بخش دوم خواهد بود.
اما در بخش دوم دیزی به شخصیت اصلی داستان بدل شده و داستان از زبان او مطرح می شود.
ارتباط پیدا کردن این دو شخصیت باهم و پیچیدن داستان های مختلف با یکدیگر ... دیدن ادامه » بسیار زیبا بیان شده و کمی جنبه معمایی به داستان داده است.
میوه خارجی یکی از بهترین آثار جوجو مویز است که خواندن اون حتما پیشنهاد میشه
۲۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اسب رقصان یکی از جدیدترین کتاب های جوجو مویز نویسنده ای که داستان های عاشقنه بسیار زیبایی در کارنامه دارد.
متن این داستان نیز مشابه داستان های قبلی این نویسنده اما با بلوغ نوشتاری بسیار بهتری نوشته شده و داستان جذاب اون شما رو به همراهی با خودش تشویق میکنه. کتاب های جوجو مویز و از جمله این کتاب با ترجمه خانوم مریم مفتاحی که مترجم اکثر ... دیدن ادامه » آثار همین نویسنده است بسیار بهتر روان تر و شیوا تر از بقیه ترجمه هاست.
حتما پیشنهاد می کنم این داستان رو بخونید و از سر انجام شخصیت های اصلی اون لذت ببرین
۲۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان در ادامه رمان من پیش از تو و چند ماه پس از اتفاقات خاتمه داستان قبل اتفاق می افتد. اگر بلافاصله بعد از کتاب قبلی این کتاب را بخوانید یکنواختی داستان و البته ترجمه شما را همچنان جذب داستان نگه مب دارد تا اتفاقات جدید و تکامل بیشتر شخصیت اصلی داستان رو دنبال کنید.
هرچند در بعضی مواقع پرداختن به حاشیه ها زیاد بود اما چیزی از زیبایی ... دیدن ادامه » و گیرایی داستان کم نمی کرد.
پیشنهاد می کنم حتماً با ترجمه همین مترجم و انتشارات آموت هر سه کتاب رو مطالعه کنید.
۲۶ دى
حتما این کارو میکنیم! اصلا دوتا کار مهم داریم اولیش همینه! برا قشر کتابخون متاسفم که سلیقش اینطوری به تباهی کشیده شده...
۲۶ دى
بله. من مطالعه داشتم... به شخصه فروش، تبلیغ و نشر این گونه آثار زرد رو خیانت به جامعه ی ادب، ترجمه، فرهنگ، هنر و ... کشور می دونم. آثار مویز مصداق بارز آثاری هستند که من بهشون میگم زرد! نشر این گونه کتب تجاری سلیقه ی ملت ما رو به شدت به ابتذال کشونده؛ دقیقا ... دیدن ادامه » مشابه سریال های ترکی... همین میشه که کتابی در سطح قهوه ی سرد اقای نویسنده میشه پرفروش ترین کتاب جامعه ی ما...
۲۹ اسفند
کتاب قهوه سرد آقای نویسنده که واقعا منو از کتاب خوندن پشیمان کرد . بی دلیل مطرح و پر فروش شده است .
۱۸ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من پیش از تو نسبت به بقیه آثار جوجو مویز از متن و داستان جالب تری برخوردار هستش و داستان ساده اما گیرای اون شما رو مجاب می کنه که به سرعت تا پایان داستان پیش برید.
رشد شخصیت اصلی داستان در طی گذشت زمان در داستان بسیار جالب توجه ترسیم شده و شاید خیلی از کسانی که کتاب رو میخونن با اون همزاد پنداری کنند و باعث بشه حرکتی برای پیشرفت خودشون ... دیدن ادامه » بکنن.
پیشنهاد میکنم اگر به این سبک رمان ها علاقه دارید حتما این کتاب و بعد از اون 2 کتاب بعدی این سری سه گانه رو مطالعه کنید.
۲۶ دى
هه... دیگه ببین بقیش چی بوده که این آشغال به تمام معنا بهترینشونه
۲۶ دى
آقای ملکی شما که در مورد کتاب ها اینقدر با صراحت اعلام نظر می کنید میشه چندتا کتاب معرفی کنید که ویژگی هایی که شما می گید رو داشته باشند ؟
۱۸ ارديبهشت
کتاب خوب کم نیست رفیق... ایرانی، خارجی، اونقدر داریم که عمرمون کفاف مطالعه ی کسری از اونها رو هم نمیده...
کلاسیک: آثار تولستوی مثل جنگ و صلح، مرگ ایوان ایلیچ، شیطان، آنا کارنینا و ... آثار داستایفسکی مثل یادداشت های زیرزمینی، برادران کارامازوف، جنایت و ... دیدن ادامه » مکافات، قمارباز، ابله، شب های روشن و ... که البته بعضیاشون بین کلاسیک و مدرنن
از بولگاکف مرشد و مارگریتا، از بالزاک باباگوریو، اوژنی گرانده
مدرن: داستان های کوتاه کافکا و قصر و محاکمه و البته از کامو و بل
از آمریکای لاتین آثار بورخس، فوئنتس، بارهستی از کوندرا، ناتور دشت، زوربای یونانی، مادام بوآری و ...
ایرانی: همسایه ها احمد محمود، شازده احتجاب از گلشیری، سمفونی عباس معروفی و و و

این کتب شناسنامشون مشخصه، نویسنده هاشونو همه قبول دارن تقریبا! کسی نمیتونه توانایی و قوت و ارزش اندیشه هاشونو زیر سوال ببره... بخونید و مقایسه کنسد با یکی از این کتابای تجاری زرد که فقط برای ارضای تخیلات و عواطف دختربچه های دم سن بلوغ مناسبن و افرادی ازشون تعریف و حمایت میکنن که طرفدار کتاب و کتابخونی نیستن
۱۹ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 11