:  نون
:  ۱۶۵
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
تقریبا همه ی آدم بزرگا پر از حسرت خداحافظی هایی هستن که آرزو می کنن کاش می تونستن برگردن و بهتر اداش کنن. خداحافظی ما نباید اونطوری باشه.
شهر کتاب آنلاین این را خواند
fatemeh mozaffarpour این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لمس دوباره ی حس خوب دوران کودکی..
میشه گفت یک‌ کتاب عجیب.
قلم آقای بکمن بسیار روان هست و این مطالعه رو آسون تر میکنه.اسامی عجیب موجود در کتاب زیاد هستند ولی این موضوع اصلا باعث خسته شدن از خواندن نمیشه. کتابی سرشار از حس عشق، امید و زندگی است.
Alireza F17 این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از متن کتاب:
خیلی سخت است کسی که دوستش داری تنهایت بگذارد. مخصوصا وقتی تقریبا هشت ساله هستی.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خیلی جالبی بود و جدا ازاینکه عاطفی بود اما به شدت طنز هم بود و اینکه یکی از شخصیت هاش ایرانی بود باعث ایجاد انگیزه ای شد تا کتابو بخونم این کتاب برای من که تنها 12 سال سن دارم باز هم شگفت انگیز بود و داستان همواره جذاب و پر کشش بود
درنا موسوی این را خواند
فاطمه رحیم زاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
محتوای کتاب قابل پیشبینی بود. ترجمه کتاب به نظرم خیلی جالب نبود. تنها یکم بهتر از مترجم گوگل، ترجمه شده بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان جالب است و خواندنی
اما دقیقا شبیه سریال های ترکی بسیار کشدار و پر از اضافات
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در ادامه دو کتاب قبلی نویسنده به نامهای انسان خداگونه و انسان خردمند. در یک کتاب 160 صفحهای به راحتی با تاریخچه و فلسفه پول آشنا می‌شویم.به نظر من تسلط نوسنده بر موضوع عالی لست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوآ می‌گوید: «معلم مجبورمون کرد یه داستان دربارۀ اینکه وقتی بزرگ شدیم می‌خوایم چیکاره بشیم، بنویسیم.»
«خوب تو چی نوشتی؟»
«نوشتم که در درجۀ اول می‌خوام تمرکز کنم که کوچیک بمونم.»
«جواب ... دیدن ادامه » خیلی خوبیه.»
«خوبه مگه نه؟ من که ترجیح می‌دم پیر باشم تا آدم بزرگ. همۀ آدم بزرگا عصبانین، فقط بچه‌ها و پیرها می‌خندن.»
«اینا رو نوشتی؟»
«بله.»
«معلمت چی گفت؟»
«گفت که من موضوع رو درست نفهمیدم.»
«و تو چی گفتی؟»
«گفتم اون جواب من رو درست نفهمیده.»
این کتاب تنها 60 صفحه است
اما به اندازه 60 کتاب پر معنی است...
۱۷ بهمن
یاد این متن افتادم
جان لنون می گوید: پنج سالم که بود، مادرم به من گوشزد می کرد که شادی کلید زندگیست.
وقتی به مدرسه رفتم، از من پرسدند: بزرگ که شدی، می خواهی چه کاره شوی؟
من پاسخ دادم می خواهم خوشحال شوم.
آن ها به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشده ام.
من ... دیدن ادامه » به آن ها گفتم: این شما هستید که مفهوم زندگی را متوجه نشده اید.

این جمله ها در فیلم "جهان با من برقص" از زبان "هانیه توسلی" هم گفته میشود :)
۱۹ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب ،کتاب بسیار عالی ایست ، داستان واقعا جذابی داره که شما نمیتونید اون رو رها کنید و اون شما رو تا آخرین خط کتاب همراه خودش میکشونه
این کتاب در سبک معمایی نوشته شده و درباره چهار تا دوست که بعد از هفده سال بنابر دلایلی دوباره همدیگر را ملاقات میکنند . اون ها همکلاسی بوده اند تا زمانی که مجبور شده اند از هم جدا شوند . و اکنون به کمک ... دیدن ادامه » هم نیاز دارند تا جلوی بعضی اتفاقات را بگیرند...
من این کتاب را به کسانی که سبک ماجرایی-معمایی را دوست دارند پیشنهاد میکنم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی دیگر از کتابهای خوب یو ال نوح حراری ، البته به گونه ای خلاصه ای است از چندکتاب دیگر این نویسنده و بسیارعالی
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از دردناک‌ترین لحظه‌ها در زندگی احتمالا لحظه‌ای است که آدم می‌بیند سال‌های پیشِ رویش، کمتر از سال‌های پشتِ سرش هستند ...

مینا مکوندی این را خواند
خسرو پرویز ، نرگس محمدی و پیمان محمدی خشوئی این را دوست دارند
با احترام؛ موافق نیستم. مشکل اوه این بود که زندگی او بعد از مرگ همسر و از دست دادن شغل، معنای سابقش رو از دست داده بود. و با ورود یک همسایه جدید و دو فرزندشون به زندگیش، معنای جدیدی برای زنده بودن پیدا کرد. و سالهای باقیمانده عمرش رو پربار گذروند.
به نظرم ... دیدن ادامه » مهم نیست که چقدر از زندگی باقی مونده مهم اینه که آدمها دلیل و معنا برای زندگیشون داشته باشن. در غیر این صورت ممکنه ده ها سال زندگی کنن ولی زندگی شون بی ثمر باشه.
۱۲ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روفوس با دوچرخه‌اش، کنارم می‌راند. «نظرم جلب شد. خب چی گفت؟»
«گفت عشق قدرت اَبَرقهرمانی ما آدم‌هاست که همه هم دارند، اما همیشه نمی‌شه این قدرت رو کنترل کرد، مخصوصاً وقتی آدم بزرگ‌‌تر می‌شه. بعضی وقت‌ها ممکنه دیوونگی به نظر بیاد و نباید از این‌که این قدرتم خرج کسی شده که توقعش رو نداشتم، بترسم.»
امیرحسین آل‌عوض و fatemeh mozaffarpour این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب کمی عمیق و گیج کنندست. جملات بسیار زیبایی دارد وموضوع بسیار زیبایی که نویسنده بر آن تاکید دارد این است که خواننده را با تمام وجه های شخصیتی شخصیتهای داستان آشنا میکند واز نتایجی که خواننده از این داستان میگیرد این است که هر کس خوبی ها و بدی هایی دارد که میتوان آنها را درک کرد و یا از آنها متنفر بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در مورد این کتاب، از نظر من برجسته ترین ویژگی کتاب این بود که خواننده را خسته نمیکرد. کتابهای خسته کننده با پایان جذاب تکراری هستند و اینکه یک کتاب بتواند از ابتدا خواننده را در خود غرق کند امتیاز شاخصی است.اینکه نویسنده توانسته کاری کند که خواننده واقعا به این شخصیت نه چندان قابل تحمل، با تمام قلبش علاقمند شود ، توانایی و قلم بی نظیر ... دیدن ادامه » نویسنده را نشان میدهد.نقش پررنگ یک زن ایرانی در زندگی اوه نیز باعث میشود ما بتوانیم کنجکاوانه تر کتاب را بخوانیم و با داستان همراه تر شویم.
آرش وطنخواه ، مینا مکوندی و محمد مبینی این را خواندند
leila karami این را دوست دارد
ضمن تایید نظرات شما به نظر من یکی از ویژگی های این کتاب اینه که جزییات غیر قابل تحمل شخصیت هر خواننده رو بهش گوشزد می کنه و باعث میشه خواننده هم خودش رو نقد کنه و هم بفهمه که ادم ها رو بر اساس این جزییات به دو گروه سیاه و سفید تقسیم نکنه.
۰۶ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد اینطور آمده :
فکر کن تمام آن‌چه برای آینده‌ات خیال کرده‌ای اشتباه از کار درآید؛ آن‌وقت چه می‌کنی؟ فرانسیس ماشین درس خواندن است و فقط یک هدف در سر دارد. تحمل نمی‌کند چیزی یا کسی راهش را سد کند، نه دوستانش و نه رازی گناهکارانه و نه حتی خود واقعی‌اش. اما وقتی فرانسیس با آلد آشنا می‌شود برای اولین بار در عمرش از نشان دادن شخصیت ... دیدن ادامه » حقیقی‌اش ترسی ندارد.
رادیو سکوت دومین رمان آلیس آزمن، نویسنده‌ی جوان انگلیسی، است و در قالب داستانی خلاقانه به روابط انسانی در دنیای مجازی می‌پردازد. داستانی گیرا، تند و تیز و خوش‌ساختار درباره‌ی روابط، کشف هویت‌های جوانی، مصائب خانوادگی، نظام آموزشی رقابتی و، از همه مهم‌تر، جوانانی که با همه‌ی این دشواری‌ها می‌کوشند به خود حقیقی‌شان وفادار بمانند. رادیو سکوت که دورن‌مایه‌هایی هم‌چون هویت، تنوع نژادی و آزادی انتخاب را به چالش می‌کشد سفری هیجان‌انگیز است، اثر هیجان‌انگیزترین نویسنده‌ی نسل خود.
فاطمه خیاطی و یگانه زربافتی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب عالی بود
البته نه در حد ملت عشق اما در حد خودش ارزش خواندن رو داره و قشنگه
مونا پورحسینی این را دوست دارد
کدوم ترجمه ش بهتره؟
۲۶ خرداد ۱۳۹۸
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جامعه به مردی به نام اوه احتیاج دارد تا به این جوانهای پفکی امروزی عملگرایی را یاد بدهد و اوه به دختری مثل پروانه تا گاهی اوقات کله شقی اش را کنار بگذارد و کار درست را انجام دهد. شاید اگر سونیا زنده بود عاشق نازنین می شد. سونیا عاشق پروانه می شد که با آن رفتار شرقیِ مادرگونه و تقریبا دیکتاتوریش باعث شد آن دیواری که اوه در طی این سالها بین ... دیدن ادامه » خودش و کل جامعه کشیده بود، فرو بریزد.
علیرضا کریم زاده و بهروز آدینه این را خواندند
مونا پورحسینی و Hani Mmm این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با این حال من فکر میکنم روزی دنیا تغییر میکند. چگونه؟ نمیدانم. چه زمانی ؟ مطمئنا نمی دانم . چرا ؟چون همیشه کسی هست که آماده مبارزه باشد. امروز نوبت من است شاید فردا نوبت شما باشد.
امیرحسین آل‌عوض و بهروز آدینه این را خواندند
باران نگهداری و Hani Mmm این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان آشنایی دو نوجوان در روز آخر زندگی شان. کتابی ساده و روان که بی تکلّف احساسات این دو را در تعامل با هم در روز آخر زندگیشان نقل می کند. جاهایی از داستان با ذهن من بازی کرد. همینکه در طول جای جای داستان همراه با دو شخصیت اصلی، در عین اطلاع از قطعیت مرگ، به انکار آن می پرداختم و امید به زنده ماندن این دو نفر را در خودم می دیدم بهترین آگاهی ... دیدن ادامه » بود که از خودم با خواندن این کتاب پیدا کردم.
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی به غایت طنازانه از نویسنده‌ای که با " مردی به نام اوه" شناختمش. چقدر راحت و عالی می نویسه. به نظرم مترجم به دلیل شرایط فرهنگی جامعه‌مون با محذوریتهایی مواجه بوده ولی ترجمه خوبی داشت.
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مرسی خانم تیمورازف بابت ترجمه خوب و روان
۱۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آرامش داشت... وسکوتی مثل سکوت جنگل توام با هیاهو...
خوندن این کتاب رو به افرادی که در میانه راه هستند توصیه میکنم.
۱۳ آذر ۱۳۹۷
سلام
میانه چه راهی؟
۱۵ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه خوبی نداره
۱۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تقریبا همه آدم بزرگا
پر از حسرت خداحافظی هایی هستن
که آرزو می کنن کاش می تونستن برگردن
و ... دیدن ادامه » بهتر اداش کنن ...
از متن کتاب
۱۵ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دین امری است بین شما و دیگر مردم؛ پر از تفسیر و تئوری و عقاید مختلف. ولی ایمان...فقط بین تو و خداست.
چالش _نقل قول
۱۹ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر صادق باشی، سرت کلاه می گذارند، اما صادق باش.
اگر مهربان باشی، از سر خودخواهی متهمت می کنند، اما مهربان باش.
تمامی خوبی های امروزت فردا به دست فراموشی سپرده می شود، اما خوبی کن.
چالش_نقل قول
۱۹ مرداد ۱۳۹۷
بسیار زیبا... مربوط به همین کتابه ؟
۰۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک بار بابا به من گفته بود در هر فرد سیاهپوستی خشمی نهفته است که از اجدادشان به ارث رسیده، این خشم وقتی متولد شده که آنها نتوانستند جلوی برده داران را از تعرض به خانواده هایشان بگیرند. بابا بعدتر گفت هیچ چیزی خطرناک تر از فعال شدن این خشم نیست.
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
سلام. لطف می کنید کتاب رو معرفی کنید؟
۱۶ مرداد ۱۳۹۷
موضوع کتاب تبعیض نژادیه. با این که زمان داستان حال حاضر است و انتظار بر این است که مشکل تبعیض نژادی دیگر حل شده باشد در طول داستان متوجه می شویم هنوز هم این موضوع وجود دارد و بر تمام وجوه زندگی سیاهان اثر گذاشته و گاه باعث بروز اتفاقات جبران ناپذیر می شود.
۱۷ مرداد ۱۳۹۷
کتاب در عین حال که زندگی یک دختر سیاهپوست نوجوان رو روایت می کنه، به مسائلی مثل تبعیض و نژاد پرستی می پردازه و در مجموع به ما نشون میده که نژادپرستی همچنان توی دنیا وجود داره، اما با اسامی جدید و اشکال متفاوت.
کلاً کتاب متوسطی بود اما به نسبت جوایزی که ... دیدن ادامه » برده بود، من انتظار بیشتری داشتم.
۱۷ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه فرناز تیمورازف - نشر نون
توصیه‌ی خواندن برای شما: ۱۰ از ۱٠


* ... دیدن ادامه » ترجمه بسیار عالی و دوست‌داشتنیه.
* این کتاب داستان فوق‌العاده‌ای از یک زندگیه، با تمام فراز و فرودهاش، با همه‌ی خوشی‌ها و ناخوشی‌هاش که به‌شکل دلپذیری پرورانده و نگاشته شده.
* شخصیت‌ها بسیار قابل دسترسی و ساده هستن و به‌دور از پیچیدگی‌های ذهنی پرورش پیدا کردن.
* سبک نگارش رو بسیار دوست داشتم که بعد از گفتن بخشی از داستان، یک دفعه اون اتفاقی که باعث تغییر در خط داستانی و زندگی افراد داستان می‌شه بیان می‌شه و براش مقدمه‌چینی مستقیم انجام نمی‌شه.
* طنز ریزی که در داستان وجود داره، شاید عموما خیلی خنده‌دار نباشه اما بسیار دلنشینه و اصلا شکل دلقک‌بازی به خودش نمی‌گیره.
* فکر می‌کنم گریه کردن از عشق‌های بی‌نهایت قشنگ موجود در این داستان رو خیلی‌ها تجربه کنن.
۲۹ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3