:  نیلوفر
:  ۵۹۱
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
به جبر روزگار بوشهر شد سرزمین روزهای کودکی.عجب جبر زیبایی.در کنار بازی با هزار پاهای زیر سنگ و سمندرهای رنگارنگ و خوندن اثار ژول ورن فرکانسهای رادیویی راه گریز و مفری بودن تا ترس دلتنگی برای مادر بزرگم کمتر بشه.این دلتنگی خودشو میچسبوند به قطرات شرجی هوا تا خوب بشینه رو تن یه کودک 5 ساله.قطرات شرجی دلچسب و دلتنگی ها نچسب بودن.پیچ رادیو ... دیدن ادامه » و رسیدن به ایستگاههای رادیویی رادیو مسکو رادیو بخارست و بی بی سی سرگرمی و در حقیقت حواس پرتی .حواس.کنجکاویه خون تو رگها و عروقمم به حد نرمال میرسوند پربودم از کنجکاوی وشوق زندگی و البته دلتنگی.یه شب مجری بخش فارسی رادیو فرانسه از کتابی گفت که خیلی سرو صدا کرده بود.باران تابستانی .شنیدن واژه باران تابستانی تو بوشهر برای گوشهایی که دلتنگ خانه مادربزرگ بود مفهومی داشت خاص یعنی یه بار معنایی عجیبی روی دو تا واژه سوار بود که این معنا اونقدرقدرتمند بودن تا شدن قدرت تحمل کودکی گرمازده و دلتنگ در اوایل دهه هفتاد شمسی.بوشهر زیبا تحمل نمیخواد عشق میخواست اما من دلتنگ مادربزرگ بودم و تهران.انتقالی بابا میسر شد و برگشت به تهران شرایط مطالعه همه اثار مارگارت دوراس رو فراهم کرد.همه کارهارو با ترجمه اقای قاسم روبین خوندم.منه از قشر عوام معتقدم میشد ترجمه ها بهتر باشه و درعین حال فک میکنم مترجم نمیتونه زبان داستانی نویسنده رو با ترجمه منتقل کنه اصلا چه جوری؟ترجمه برای روایت داستان و محتوا میسره لااقل ذهن کوچک من اینطور فکر میکنه.جالب اینکه تقریبا اخرین کتابی که از این خانوم نازنین خوندم باران تابستانی بود که اول از همه شنیده بودم و دلیل اشنایی این کتاب بود و شوق اشنایی هم اسم کتاب باران تابستانی.خوب یادمه از کافه تاتر شهر گرفتم و اتفاقا اولین کتاب از دوراس بزرگ بود که ترجمه اقای خجسته کیوان بود و یه جورایی بهترین ترجمه هم بود.شایدم من ارتباط بهتری با این ترجمه برقرار کردم.جناب اقای روبین استاد هستن و من اجازه ندارم همینطوری یه نظر ...دوراس فیلسوفی نویسنده اس یا نویسنده ای فیلسوف. فیلسوفی عاشق عشق ودرد.عاشق نوشتن همین و تمام.عاشقی زیرپل های سن ائو آز به وضوح حیات مجسم
دیروز
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جلد اول این رمان بی‌نظیر را خواندم. قطعا برای من عمیق‌ترین رمان‌ها بود. ترجمه بی نظیر مرحوم نجفی هیچ از طراوت ذاتی این رمان نکاسته است. رمان‌ها و نوشته‌های برجسته‌ای از آلبر کامو و اورول را خوانده‌ام. هیچ کدام را در قد و قواره این رمان نیافتم.
۶ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

کتاب تبر اثر دانلد وست لیک داستانی پرکشش که درون مایه ی جنایی آن آمیخته باطنز است . شخصی که بعلت تعدیل نیرو بیکارشده و این بیکاری زمینه ساز بحران برای او و خانواده اش گشته است.
۲۱ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه کتاب بسیار افتضاحه.
در این هفته دو کتاب خوندم که قربانی ترجمه بسیار بد بودن، یکی کتاب "ابریشم" الساندرو باریکو ، و دیگری کتاب "آبروی از دست رفته کاترینا بلوم".

این ... دیدن ادامه » ترجمه بد هم ناشی از عدم تسلط مترجم به زبان مادری هست.
حیف این کتاب ها ....
۲۱ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چه‌بسا حقیقت این است که، تاکسی ندیده‌باشدمان، وجود نداریم؛ نمی‌توانیم درست حرف بزنیم، تا وقتی کسی به حرف‌مان گوش بدهد، و در یک کلام، کاملا زنده نیستیم، تا زمانی که دوست داشته بشویم.
۱۹ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نام قهرمان کتاب، کریستوفر نیومن، به تنهایی گویای معنا بسیار است. نیومن به معنای مرد جدید است که از آن سوی اقیانوس آتلانتیک به اروپا بازگشته است و در تلاش برای شناخت اروپا خود به سوژ‌ه‌ای برای اروپایی‌ها تبدیل شده است.
۰۲ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر به فلسفه علاقه دارید با دنیای سوفی شروع کنید :)
۲۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطف شگفت‌انگیز خانه در آن نیست که ما را پناه می‌دهد و گرم می‌کند و بنایش از آن ماست. بلکه در آن است که این ذخیرۀ خاطرات شیرین را کم‌کم در ما بر جا گذاشته است. در آن است که در اعماق دل ما این کوه تاریک را پدید می‌آورد که رؤیاها همچون آب چشمه از آن جاری می‌شوند.
۱۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما عاقبت به هم برخورده بودیم. آدمها مدتی دراز در حصار سکوت خود در کنار هم راه می‌سپارند، یا حرفهایی می‌زنند که پیامی با خود ندارند. اما ساعت خطر فرا می‌رسد. آن وقت شانه به شانه می‌دهند. پی می‌برند که از یک تبارند و چون وجدان‌های دیگرا را کشف کردند، دایرۀ وجودشان وسعت می‌گیرد. با لبخندی جانانه به هم می‌نگرند. و به زندانی آزادی یافته‌ای ... دیدن ادامه » می‌مانند که از عظمت دریا به حیرت می‌افتد.
۱۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مرا به خاطر نمی آوری، نه ؟ تقصیری هم نداری ! تعداد زن هایی که بر اثر این جنگ پیر شده اند، خیلی بیشتر از مردهایی است که در آن کشته شده اند؛ این یک حقیقت است. با این حال من شکایتی ندارم، چون توی این جنگ کسی را از دست نداده ام ...
۰۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به دانشجویان رشته های علوم اجتماعی و مدیریت توصیه میکنم حتما این کتاب رو بخونن. یکی از مشکلات دانشجویان رشته های علوم اجتماعی و انسانی اینه که به فلسفه اهمیت نمیدن و برای همین در استفاده و فهم عمیق نظریه ها دچار مشکل میشن.
۰۷ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
《حالا که جلوتان هستم می بینم دلم شاد نیست ،حال آنکه شما را خیلی دوست دارم... وای خدای من، صورت مرا در اتاقش آویخته است. بدهید ببینم، به یادش می آورم. خوب یادم است!》
نه سال پیش یک تصویر آبرنگ بسیار ظریف و زیبای لیزا را که در آن زمان دوازده سال داشت از پترزبورگ برای او فرستاده بودند و این تصویر از آن زمان پیوسته در اتاق او به دیوار آویخته بود.
《یعنی راستی در بچگی به این قشنگی بودم؟ راستی راستی این صورت من است؟》
برخاست ... دیدن ادامه » و تصویر در دست، جلو آینه ایستاد و خود را در آن تماشا کرد.
عکس را به او داد و برانگیخته گفت: 《بیایید، زود برش دارید و حالا هم آویزانش نکنید. بگذارید برای بعد نمی خواهم جلو چشمم باشد.》 دوباره روی کاناپه نشست و گفت:《یک زندگی می گذرد، زندگی دیگری شروع می شود. آن هم به آخر می رسد و سومی شروع می شود و همین طور تا بی نهایت. پایان هر زندگی مثل این است که با قیچی بریده شده باشد. می بینید حرف هایی که می زنم چه کهنه است! اما در آنها حقیقت بسیار پنهان است.》
شیاطین( جن زدگان )_فیودور داستایفسکی
۰۷ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در صفحه 42 اینطور می نویسد:
<<می گویند سیاهان از همه ی انسان های دیگر بیشتر اهل معاشرت اند،چنانکه از نظر عقل به مراتب عقب ترند؛طبق گزارش هایی از آمریکای شمالی که در روزنامه های فرانسوی ( le commerce,19اکتبر 1837) آمده است،سیاهان چه آزاد و چه برده ،به تعداد زیاد در فضاهای بسیار تنگ گرد هم جمع می شوند،زیرا از دیدن بینی های افطس یکدیگر سیر نمی ... دیدن ادامه » شوند.>>
سؤالی که برایم پیش آمده این است که آیا شوپنهاور در جای دیگری ،از این عقیده اش سخنی گفته و یا اثبات نموده است؟
۰۲ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
طرح جلد چاپ جدید در مقایسه با چاپ قبلی واقعا افتضاحست
۱۸ آذر
دقیقاً. کلی گشتم چاپ قدیمش رو پیدا کنم، موفق نشدم. همینو خریدم.
۳ روز پیش، جمعه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان کسی را می تواند نجات دهد که خود اصرار به سقوط نداشته باشد (آنا کارنینا - جلد اول - صفحه 510)
۱۲ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ی خانواده‌های خوشبخت، مثل هم هستند، امّا هر خانواده ی بدبخت، به راه و روش خودش بدبخت است.
۰۹ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از اینکه مرگ سراغ شما بیاد و توانایی خوندن رو از دست بدید، این کتاب رو بخونید.
۰۷ آذر
به نظر جالب میاد ممنون ک نظرتونو اشتراک میزارین
۱۱ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین رمانی که امسال خوندم
۱۹ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز ۱۰۰ صفحه ازش خوندم،خیلی کتاب خوبیه
۱۶ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با وجود دلتنگی برای خانواده و زمان استراحت اندک در پادگان آموزشی، خواندن این کتاب برای من لذت‌بخش بود.
داستان در مورد نویسنده‌ای است که به روستایی پا می‌گذارد که در آن، دکتری سالمند زندگی می‌کند که در عین مورد اعتماد بودن برای اهالی روستا،عجیب و غریب نیز می باشد.
هیچ یک از اهالی نمی‌دانند که چرا ،این دکتر در تمام طول عمرش ،سگی از ... دیدن ادامه » یک نژاد دارد و نام آن همیشه آرگوس بوده است!
نویسنده برای سردرآوردن از گذشته‌ی پر از رمز و راز این دکتر سالخورده، ،رفت و آمد خود را به خانه‌ی وی آغاز می‌کند...
۱۰ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

کسی که برای اولین بار جنگ را در دنیا شروع کرد، بدون شک رنج دوری از معشوق را هرگز تجربه نکرده بود.
۰۱ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مفهوم نهفته اغواگری، قسمت 13
تردید ما یک بازی بود، ولی بازی ای جدی و مفید، که رنجاندن طرف غیردرگیر را به حداقل میرساند و طرف دیگر را آرام به جهت تمایل مشترک میراند. در جمله مهم <من از تو خوشم می آید> تهدیدی نهفته بود که با افزودن، <نه آنقدر که بگذارم مستقیما بفهمی...> تلطیف میشد. من و کلوئه خیلی مودبانه یکدیگر را از نیاز به پرداختن ... دیدن ادامه » بهای اظهار عشق داوطلبانه، معاف میکردیم.
۳۰ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پرسش هولناک 《برای چه؟》 که پیش از آن همه ساخته های ذهن او را از هم می پاشاند دیگر در میان نبود. اکنون در برابر این پرسش همیشه پاسخی ساده در جانش مهیا بود: زیرا خدا وجود دارد ، همان خدایی که بی اراده اش یک مو از سر هیچ تنابنده ای کم نمی شود.(جنگ و صلح صفحه ۱۵۴۲)
۲۸ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

عاقبت از ریختن این همه خون بیچاره ‌ها خیر نمی‌بینند. عاقبت مکافات عمل خود را می‌بینند. حتی لازم نیست آدم به فکر انتقام باشد. دستگاه خود به خود فرو خواهد ریخت. وقتش که رسید سربازان ارباب‌ها را به تیر خواهند گرفت، همان طور که کارگران را کشتند.
ژرمینال
امیل ... دیدن ادامه » زولا
سروش حبیبی
۱۴ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
منظره‌ی ویرانی آدم‌ها
غم‌انگیزترین منظره‌ی دنیاست.
۰۱ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهکار "جنگ و صلح " تولستوی بزرگ بی تردید یک میراث جهانی است. اگرچه که سراسر داستان پر از کاراکترهای کاملا روسی و گاه فرانسوی است اما تولستوی با نگاهی جامعه شناسانه و روانشناسانه شخصیت ها و تیپ های متفاوتی را که البته همه آنها از طبقات بالای جامعه هستند به تصویر می کشد و سیر تحول و همین طور ایستایی این افراد را در طول جنگ ودوران ... دیدن ادامه » صلح به ما نشان می دهد. ترجمه زیبا و ادبی و عالی استاد سروش حبیبی هم به زیبایی این اثر (البته برای ما فارسی زبانان) افزوده است.
۰۸ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وااای که چقد این کناب خوب بود
۰۴ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حدود ده سال پیش برادر بزرگم این کتاب رو بهم داد که بخونم، سرسری خوندمش ولی لذت بردم، امروز دوباره خوندنش رو تموم کردم، خوب فهمیدمش و دونستم چرا همیشه بعنوان یک شاهکار ازش یاد میشه.
و چقد زیبا دوست داشتن و دلبستگی رو معنا کرده بود و روی کاغذ آورده بود، همینطور داشتن چیزهایی که یکتا نیست اما برای ما یکتاست...

"چیزی ... دیدن ادامه » که مایه‌ی زیبایی‌ست از چشمِ سر پنهان است."

شاید بعدها یکبار دیگر و یکبار دیگر بخونمش...
۳۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 26