:  نیلوفر
:  ۶۲۸
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کافی نیست که انسان به خود تهمت بزند تا از گناه مبرا شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب رو از همین مترجم ولی از انتشارات علمی و فرهنگی خواندم...
نکتۀ مهم این که نقد آقای گلشیری بر این کتاب میتونه تا حدی به درکش کمک کنه...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
متأسفانه بر روی جلد کتاب طوری نوشته شده دوّمین رمان بزرگ قرن که توقع مخاطب رو از کتاب خیلی بالا می بره! کتاب خوبیه ولی نه در اون حد...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کتاب خوب به روش جریان سیال ذهن! به نظرم باید این کتاب رو حداقل دوبار خوند؛ چون روند کتاب خطی نیست و دفعات بعدی مطالعه، جزئیات داستان رو بهتر متوجه می‏شیم...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بازار خودفروشی، یکی از شرورترین و در عین حال جذاب ترین شخصیت های زن در تمامی دنیای ادبیات را به مخاطبین معرفی می کند. زنی زیبا و باهوش به نام بکی شارپ، تنها یکی از شخصیت های حیرت آور این رمان کلاسیک از ویلیام تکری است؛ رمانی که با طنزی استادانه، نگاهی تیزبینانه به زندگی و اخلاقیات قشر بالای جامعه ی لندن در آغاز قرن نوزدهم دارد. بکی ... دیدن ادامه » که همیشه به خاطر فقیر بودن تحقیر شده است، باید از تمام هوش و زیبایی خود استفاده کند تا از سرنوشت کسل کننده اش به عنوان معلمی خصوصی بگریزد. بکی افسون گر، از سالن های رقص لندن گرفته تا جنگ واترلو، از اغواگری های خود در برابر مجموعه ی گوناگونی از شخصیت هایی به یاد ماندنی چون کارفرمای شهوت پرستش، آقای پیت و همچنین خواهر ثروتمند و پسر جذاب این شخصیت، استفاده می کند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دست گلش درد نکنه عالی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دست گلش درد نکنه عالی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتاوردهای عظیم و جالب میشل بوتور-قسمت سه- سال 2012
«کامو مشکل بزرگ وجودی و سیاسی داشت. این مشکل او الجزایر بود. او که الجزیره­ای ـ فرانسوی بود موفق نشد در مورد جنگ الجزایر موضع روشنی بگیرد. در دیدگاه او، اروپا بیش از همه شامل کشورهای شمال مدیترانه می‌شد و بقیه کشورها را از یاد برد.»
«پس از جنگ، ما در یک حالت سوء تفاهم جمعی دایمی به سر می­‌بردیم. فرانسوی­‌ها، زبان آلمانی‌­ها را نمی‌­فهمیدند. آلمانی­‌ها، زبان فرانسوی­‌ها را نمی‌فهمیدند. شهروندان [قشرها میانی جامعه] زبان کارگران را نمی‌­فهمیدند. کارگران، زبان شهروندان را نمی‌­فهمیدند. پدر و مادران، زبان کودکان را نمی‌فهمیدند. کودکان، زبان پدر و مادران را نمی‌­فهمیدند. جنگ همه چیز را ویران کرد. ما زبان مشترک نداشتیم. این موضوع تاکنون بررسی نشده است. رمان نو تلاش کرد در این وضعیت، زبانی بیابد که درست ودقیق باشد. رمان نو هرگز مایل نبود به تفاهم خاتمه بدهد، بلکه برعکس تفاهم را اصلاح کند، بهتر کند.»
«ساموئل ... دیدن ادامه » بکت به زبان مصنوعی فرانسوی می­‌نویسد. او بسیار بد بین بود. اما حرص و ولع زندگی نیز داشت. بکت ایرلندی بود، زبانش انگلیسی و از انگلیسی متنفر بود. از اینرو به زبان فرانسه نوشت، مانند یک خارجی. نوشتار او، تقلیل شخصیت­‌ها و زبان است.»
«ادبیات جالب همواره نو آورست، اما در بیشتر کتاب‌­ها نوآوری نیست. از اینرو به سرعت از یاد می­‌روند. کتاب‌هایی که چیز تازه­‌ای عرضه می­‌کنند مخل آسایش هستند، خواندن آنها دشوار است. آدم به درستی نمی‌­داند چگونه بایستی درباره‌شان سخن بگوید و غیره. این جور کتاب‌ها فرهنگ را جوان‌تر می‌کنند.»
سهراب علیون و مهرانه غفاری راد این را خواندند
مشتاق حسین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتاوردهای عظیم و جالب میشل بوتور-قسمت دو- سال 2012
«... جنگ و اشغال فرانسه دوران جوانی من بود. دوران جوانی من در زندان سپری شد. کامو در «طاعون» و سارتر در «دیوار» آن را توصیف کرده‌اند.»
«سارتر برای ما پروفسور ادبیات فرانسه بود. من او را می­‌شناختم و او را تحسین می‌­کردم. اما به زودی از او فاصله گرفتم. من دیگر به تمام آنچه که او گفته بود ... دیدن ادامه » باور نداشتم. می‌شود گفت، برخی موضع‌گیری­­‌های او دست کم ناگوار بودند. او آرزو می­کرد رئیس فکری حزب کمونیست فرانسه شود. اما حزب او را نپدیرفت. این امر برای او یک تراژدی بود. او بسیار کوشید، اما موفق نشد. سپس مواضعی گرفت که آسیب‌پذیر شد. مثلاً موضع‌گیری او در سال ۱۹۵۶ دربارهٔ مجارستان و غیره. این موضع‌گیری‌­های او، دیدگاه ما را نسبت به طرح او در مورد تعهد ادبیات، خدشه‌دار کرد.»
«ادبیات همیشه متعهد است. اما این را نویسنده نباید به هیچ وجه آگاهانه و عمدی و فرصت طلبانه بگوید. کتاب‌ها بخشی از واقعیت تاریخی هستند و نقش مهمی در تاریخ ایفا می­کنند. اینک ادبیات وظیفهٔ محافظت و نگهداری آن را برعهده گرفته. بزرگ‌ترین بخش ادبیات برای این است جامعه را برای انجام این وظیفه تقویت کند. نه این که آن را دگرگون کند، نه بهتر کند و نه بدتر. ادبیات تلاش می­کند این واقعیت‌ها را از فراموشی نجات دهد. مؤلف ایده‌آل به نظرم نویسنده، منتقد و فیلسوف در یک شخص است.»
مشتاق حسین و مهرانه غفاری راد این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتاوردهای عظیم و جالب میشل بوتور- قسمت یک- سال 2012
«ادبیات ناب اروپایی دیگر وجود ندارد. مرزهای ملی از میان برداشته می­‌شوند، یا این که مرزها از این پس اهمیتی ندارند… ادبیات ملی اروپایی، پس از جنگ بسیار متنوع و متفاوت بودند. اما اینک یکسان و یک شکل شده‌اند. ما نه تنها در یک بحران اقتصادی بسر می‌بریم، بلکه در یک بحران ادبی نیز به سر می‌بریم. ... دیدن ادامه » ادبیات اروپایی مورد تهدید قرار گرفته. اینک اروپا دچار بحران فکری شده، همهٔ اروپایی‌ها دچار آن شده‌اند.»
«ده یا بیست سال است که در ادبیات تقریباً چیزی رخ نداده. انبوهٔ نشریات منتشر شده اما فکر راکد مانده. علت آن بحران ارتباطات است. ابزار نوین ارتباطات شایستهٔ تحسین اند، اما سر و صداهای زیادی برمی­انگیزند. هر روز اخبار تازه­‌ای است و بازهم خبرهای تازه­‌تری و تازه‌­تری که همهٔ آنها از یادها می­روند. این انبوه اطلاعات، اثری برجای نمی­گذارند. . امروز، به مراتب دشوارتر است که آدم بفمهد از بیست سال پیش تاکنون چه چیز تازه­ای در ادبیات واقعاً رخ داده است. سرانجام انسان احساس می­کند که چیزی رخ نداده است… ممکن است رمان از بین برود. رمان همیشه وجود نداشته. رمانی که ما امروز درباره‌اش صحبت می‌­کنیم دویست سال است که در اروپا وجود دارد. اما رمان منحصراً اروپایی نیست .»
امیرحسین آل‌عوض و مهرانه غفاری راد این را خواندند
مشتاق حسین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من چند ساله دنبال دست دوم‌اش می‌گشتم. خیلی خوشحال‌ام.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کافی هست که فقط فصل اول رو بخونید تا متوجه بشید فاکنر چقدر نابغست. این کتاب واقعا محشر بود و تلخ و پیچیده و واقعی . دقیقا همون چیز هایی رو داره که یک رمان خوب باید داشته باشه . در پایان هم آقای صالح حسینی چند مقاله خوب درباره آثار فاکنر و خشم و هیاهو تالیف و ترجمه کرده که خواندنشون خالی از لطف نیست . به شدت پیشنهادی


[ انسان مساوی است با ... دیدن ادامه » حاصل جمع بدبختی هایش. ممکن است گمان برند که روزی بدبختی خسته و بی اثر میشود , اما آن وقت خود زمان است که سرچشمه بدبختی ما خواهد شد - خشم و هیاهو - فاکنر ]
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رستاخیز تنها حاصل کند و کاوهای اخلاقی لف تالستوی در سرشت آدمی نیست؛چیزی فراتر از اخلاق و دین است. رستاخیز حاصل دوران پختگی فکری و قلم لف تالستوی هست.ترجمه پیشین از زبان غیرروسی صورت گرفته بود به قلم آقای علی اصغر حکمت اما این بار به امضای شخصی سروش حبیبی بزرگوار کتاب از زبان روسی ترجمه شده است. قبول باید کرد قیمت کتاب به واقع گزاف است ... دیدن ادامه » و منصفانه آن است که در طرح تخفیف قرار بگیرد اما اگر همه آثار لف تالستوی را دارید که حتمن بخریدش اما اگر می خواهید تالستوی خوانی را شروع بنمایید، با همین قیمت در سایر سایتها می توانید جنگ و صلح 4 جلدی شومیز را خریداری کنید به همین قلم که کاغذش هم کیفیتی عالی دارد.به هرحال آنجا تالستوی قدرتنمایی می کند.
می‌گه دفتر تلفن یکی از بهترین کتابهایی است که نوشته شده. همه‌اش واقعیته، پر از آدمهایی که حقیقاتاً وجود دارن... حتی بعضی وقتها از تلفنچی می‌خواد که یک شماره رو از بوئنوس‌آیرس یا شیکاگو براش بگیره. می‌خواد کتاب رو امتحان کنه و ببینه مبادا مطالبش من‌درآوردی باشه و این آدمهایی که اسم و شماره تلفنشون آنجا نوشته شده راستی‌راستی وجود ... دیدن ادامه » دارن یا نه. سی‌سال خدمت در دستگاه دیپلماسی کارش رو به اینجا کشونده. بعضی وقتها، معمولاً نیمه‌شب، شمارۀ تلفن خودش رو می‌گیره تا مطمئن بشه که واقعاً وجود داره و مشغول دروغ گفتن به خودش نیست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خود را در حالی در نظر آورد که در یک خانۀ زیبا با پنجره‌پوشهایی به شکل دل زندگی می‌کند که پشت آن یک باغچۀ سبزیکاریست و خودش با دو طفل زیبا و شیرین خود مشغول بازیست و صدای ترودی که ترانه‌‌ای آلمانی سوییسی می‌خواند از آشپزخانه می‌آید و یک سگ خوب آلمانی سوییسی هم دارد که با نگاهی عاشقانه به او چشم دوخته است و یک صندوق نامه هم در کوچه کنار ... دیدن ادامه » در نصب کرده‌اند که نام او همراه شمارۀ خانه روی آن ثبت شده است. به دیدن اینها موهایش از وحشت سیخ شده و با عرق سردی به خود آمد. داشت صاحب نشانی و هویت می‌شد و این یعنی مرگ اسب سفید وحشی.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خوب که این اثر پس از سالها که نایاب بود دوباره چاپ شد! ولی چرا حدود 30 صفحه کمتر شده!؟
مینا مکوندی این را خواند
احتمالا دلیل نایاب شدن و شاید عدم چاپ مجددش همون 30 صفحه بوده :)
۱۹ بهمن
ممنونم از نطرتان. البته که مونتین فیلسوف شکاک جنجالی ای بوده ولی چاپ قبلی هم نه زیاد دور که همین دهه 80 بوده است. یک اسکن از آن چاپ قبلی دارم باید مقایسه کنم.
۲۴ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
راز هایی هم هست که میکوشیم تا آنجا که ممکن است از چشم دیگران پنهان بماند . مثل آدم شش انگشتی که دائم انگشت ششمش را پنهان میکند .


رفتار ... دیدن ادامه » و گفتار آدمها چیزی نیست جز پوششی برای پنهان کردن آنچه که در خیالشان می گذرد.


روال عادی زندگی من گویا این بود که هیچ چیز به روال عادی خود برنگردد.
جمله ی آخر برام جالب بود.
۱۹ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- تو من را وادار کردی اعتراف کنم که از چه چیزهایی می‌ترسم. اما این را هم به تو خواهم گفت که از چه چیزهایی نمی‌ترسم. من از تنها بودن یا به خاطر دیگری عقب رانده شدن یا رها کردن آن‌چه باید رها کنم، نمی‌ترسم. از اشتباه کردن هم نمی‌ترسم حتی اگر اشتباه بزرگ باشد، اشتباهی که یک عمر طول بکشد و شاید تا ابد ادامه پیدا کند.
Ghazaaale Shabani و مینا مکوندی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«ماسلوا» دختری از طبقه پایین و فقیر جامعه است که از دوران بچگی خدمتکار خانه دو خانم بیوه بوده تا اینکه در 18 سالگی توسط جوانی اشراف زاده به نام «نخلودف»فریفته می‌شود. پس از آن ماسلوا مجبور به تن فروشی و تحمل شرایط خیلی سختی می‌شود و در آخر نیز گرفتار توطئه‌ای در خانه ارباب خود می‌شود و اربابش کشته می‌شود.

پلیس ماسلوا را به اتهام قتل ... دیدن ادامه » بازداشت می‌کند. هنگامی که ماسلوا در دادگاه حاضر می‌شود یکی از اعضای هیئت منصفه نخلودف است. نخلودف پس از اینکه متوجه می‌شود چه بلایی بر سر ماسلوا آورده است از کار خود پشیمان می‌شود و سعی می‌کند تا بتواند رنجی را که تمام این سال‌ها بر ماسلوا روا داشته است جبران کند، اما جبران تمام این سال‌ها کار ساده‌ای نیست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من این ترجمه از محاکمه ترجمه خوبی نیست. بارها موقع خوندن اون دچار عدم تمرکز شدم. اول فکر می کردم مشکل از خود من هست ولی بعد دیدم چند نفر دیگه که همین ترجمه رو خونده بودند همین مشکل رو داشتند. خلاصه اینکه تصمیم دارم محاکمه رو بار دیگه با ترجمه آقای علی اصغر حداد بخونم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمانی با ساختار و استخوان بندی قوی، و همچنین ترجمه عالی آقای صالح حسینی.
fatemeh mozaffarpour و احمدرضا احمدی میرقائد این را خواندند
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی درباره بزرگترین خاندان فرهیخته نویسندگی در جهان...
هاینریش مان استاد رمانهای طنازانه و باریک بینانه جدی و تلخ اجتماعی نظیر فرشته آبی، زیردست و بسیاری رمانهای تاریخی
توماس، برادر هاینریش مان، برنده نوبل ادبی 1929 که به نوبل اعتبار بخشید با شاهکارهای خاندان بودنبروکها، کوه جادو و مرگ در ونیز
کلاوس ... دیدن ادامه » پسر توماس مان، خالق رمان تاریخی اسکندر و مفیستو، شاهکار نمایشی ادبی قرن 20 آلمان
آلمان را از دوره قیصرها تا پایان جنگ جهانی دوم در آیینه افکار خانواده مان ببینید.
اگر می توانید نخست آثارشان را بخوانید وگرنه اگر هنوز برای خواندن آثارشان قانع نشده اید، این کتاب ارزشی با ترجمه استاد محمود حدادی را بخوانید.
مینا مکوندی این را خواند
عبدالصالح پاک این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرکس که تنهایی را دوست نمی‌دارد، دوستدار آزادی هم نیست. زیرا فقط در تنهایی آزادیم. اجبار، ملازم جدایی‌ناپذیر هر جمع است. هر جمعی از افراد خود می‌خواهد که از فردیت خود صرفنظر کنند و هرچه فردیت انسان با ارزش‌تر باشد، چشم پوشی از آن بخاطر جمع دشوار‌تر است.
fatemeh mozaffarpour ، مینا مکوندی و فاطمه خیاطی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه بد این کتاب باعث شد دو سوم از کتاب رو بخونم و رهاش کنم، چند ماهه میخوام برم بخونم ادامه ش رو ولی هر بار یه بهونه ای برای خودم میتراشم که نخونمش!! البته وقتی بخونیدش متوجه میشید که داستان کتاب قشنگه و این ترجمه ست که با اعصابتون بازی میکنه
مینا مکوندی این را خواند
به شما پیشنهاد می کنم مجموعه 2 جلدی داستانهای کوتاه هاینریش بل به ترجمه علی عبداللهی نشر جامی را حتمن بخوانید.
۲۲ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هروقت رودرروی اسبی درمی‌‌آمدیم و اسب- وحشتزده گردن می‌گرداند و رم می‌کرد و حتی گاهی روی دو پا بلند می‌شد- باز صدای مادربزرگ درمی‌آمد «لوسیوس، لوسیوس!» و پدربزرگ (اگر در درشکه یا گاری زن و بچه‌ای نبود و مردی افسار اسب به دستش بود) به بون پچ‌پچ می‌کرد: «توقف نکن. همین‌طور به راهت ادامه بده. اما کمی آهسته‌تر بران.» اما اگر افسار دست ... دیدن ادامه » یک خانم بود، به بون می‌گفت اتومبیل را متوقف کند و خودش پیاده می‌شد، با اسب رم‌کرده به نرمی اما با قاطعیت حرف می‌زد و لگام آن را به دست می‌گرفت و گاری را از کنار اتومبیل رد می‌کرد، کلاهش را به احترام خانم‌های داخل گاری از سر برمی‌داشت و بعد برمی‌گشت روی صندلی جلو می‌نشست و تازه به صرافت آن می‌افتاد که جواب مادربزرگ را بدهد: «باید کاری کنیم که این‌ها به اتومبیل عادت کنند. کی‌ می‌داند؟ یک‌وقت دیدی که تا ده یا پانزده سال دیگر پای یک اتومبیل دیگر هم به جفرسن باز شود.»
سپهر حسینی این را خواند
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با رمان نو یا ضد رمان مشکلی ندارم . در واقع خیلی هم دوست دارم اما این مورد بد بود خیلی بد...
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به طور کلی داستان های کوتاه بل رو بیشتر از رمان هاش دوست دارم . این هم مجموعه بدی نیست . اگر بل رو دوست دارید این کتاب نا امیدتون نمیکنه
مینا مکوندی و مشتاق حسین این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برخی مقاله ها بسیار بید زده و قدیمی ان به خصوص مقالات بخش اول کتاب که از سوی نویسندگان شوروی ایراد شده اند اما مقالات نویسندگان دیگه پر مغز تر و جدی تر هستن به خصوص آنهایی که شهرت کم تری دارند . این کتاب صرفا درباره وظیفه ادبیات نیست و موضوعات جامع تری رو شامل میشه . به طور کلی هر نظری درباره ادبیات از سوی بزرگان ادبیات خواندنیه و من هم ... دیدن ادامه » توصیه اش میکنم.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 29