:  نیلوفر
:  ۶۲۳
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
هروقت رودرروی اسبی درمی‌‌آمدیم و اسب- وحشتزده گردن می‌گرداند و رم می‌کرد و حتی گاهی روی دو پا بلند می‌شد- باز صدای مادربزرگ درمی‌آمد «لوسیوس، لوسیوس!» و پدربزرگ (اگر در درشکه یا گاری زن و بچه‌ای نبود و مردی افسار اسب به دستش بود) به بون پچ‌پچ می‌کرد: «توقف نکن. همین‌طور به راهت ادامه بده. اما کمی آهسته‌تر بران.» اما اگر افسار دست ... دیدن ادامه » یک خانم بود، به بون می‌گفت اتومبیل را متوقف کند و خودش پیاده می‌شد، با اسب رم‌کرده به نرمی اما با قاطعیت حرف می‌زد و لگام آن را به دست می‌گرفت و گاری را از کنار اتومبیل رد می‌کرد، کلاهش را به احترام خانم‌های داخل گاری از سر برمی‌داشت و بعد برمی‌گشت روی صندلی جلو می‌نشست و تازه به صرافت آن می‌افتاد که جواب مادربزرگ را بدهد: «باید کاری کنیم که این‌ها به اتومبیل عادت کنند. کی‌ می‌داند؟ یک‌وقت دیدی که تا ده یا پانزده سال دیگر پای یک اتومبیل دیگر هم به جفرسن باز شود.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با رمان نو یا ضد رمان مشکلی ندارم . در واقع خیلی هم دوست دارم اما این مورد بد بود خیلی بد...
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به طور کلی داستان های کوتاه بل رو بیشتر از رمان هاش دوست دارم . این هم مجموعه بدی نیست . اگر بل رو دوست دارید این کتاب نا امیدتون نمیکنه
مینا مکوندی و مشتاق حسین این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برخی مقاله ها بسیار بید زده و قدیمی ان به خصوص مقالات بخش اول کتاب که از سوی نویسندگان شوروی ایراد شده اند اما مقالات نویسندگان دیگه پر مغز تر و جدی تر هستن به خصوص آنهایی که شهرت کم تری دارند . این کتاب صرفا درباره وظیفه ادبیات نیست و موضوعات جامع تری رو شامل میشه . به طور کلی هر نظری درباره ادبیات از سوی بزرگان ادبیات خواندنیه و من هم ... دیدن ادامه » توصیه اش میکنم.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در واقع این کتاب نه نقد ادبی محسوب میشه نه تحلیل فلسفی متون. همه مقاله های کتاب در واقع نظرات شخصی ویل دورانت هستن که معتقد بوده باید کتابی در خصوص ادبیات که عشق دوران کودکی و جوانی اش بوده بنویسه.
البته نظراتش درباره برخی نویسنده ها مثل فاکنر یا سینکلر خواندنیه در ضمن گزارش های حاشیه ای که درباره برخی کتابها میده , اطلاعات خوبی ان .
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمش محشره و چند تا از پلان های فیلم جزو تاثیرگذار ترین صحنه های سینما هستن. البته تیم بازیگری خوب و بازی شاهکار گری کوپر هم کمک زیادی به خوش ساخت شدن فیلم کردن . پیشنهاد میکنم در صورت امکان فیلمش رو ببینید .
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به طور کلی مجموعه داستان متوسطی بود . چند داستان متوسط از نویسندگان متوسط بعلاوه چند داستان ضعیف از نویسندگان خوب . البته یکی دوتای آنها خواندنی بود .
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در این که آثار بارت کمی سخت خوان است حرفی نیست ولی ترجمه این کار بد بود و میتوان گفت مترجم حریف متن نشده بود .
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب را سال ها پیش خواندم . زیبا و تاثیر گذار و نوع روایت آن به نسبت فرم های آن موقع بسیار پیشرو و آوانگارد بوده است . در پایان این نسخه از کتاب نیز داستانی بسیار کوتاه اما بسیار خواندنی و دوست داشتنی وجود دارد البته با وجود این که صالح حسینی مترجم بسیار معتبری است اما این کتاب را تقریبا خشک و بی روح ترجمه کرده و به نظر من ترجمه استاد ... دیدن ادامه » سروش حبیبی یا حمیدرضا آتش برآب , برگردان های سطح بالاتری هستند.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همانطور که برگمان درباره بونوئل گفته بود بونوئل فقط فیلم های بونوئلی میسازد , به نظر من هم فاکنر فقط داستان های فاکنری مینویسد. فاکنر نویسنده فوق العاده آمریکایی است که فجایع اجتماعی قرن بیستم آمریکا به خصوص جنوب آمریکا را به سبک خاص خودش تصویر میکند. فرم روایی فاکنر معمولا غیر خطی , سیال ذهن و جورچینی است به طوری که طرح کلی داستان در ... دیدن ادامه » اواخر آن کشف و برملا میشود و خوانندگان برای رسیدن به لذت فاکنر خوانی صبر زیادی داشته باشند . تمامی آثار فاکنر را ( از جمله این مجموعه داستان دلپذیر با ترجمه بسیار روان نجف دریابندری ) به تمامی خوانندگان حرفه ای پیشنهاد میکنم.
مینا مکوندی و محمد علی ئی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین نمایشنامه کامو که حرف های زیادی برای گفتن داشت البته ترجمه خوب کتاب هم بسیار تاثیر گذار بود
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
میخواهم به یاد من باشی
اگر تو به یاد من باشی عین خیالم نیست که همه مرا فراموش کنند :)
مینا مکوندی این را خواند
رها علیپور ، fatemeh mozaffarpour و محمد علی ئی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زن پرسید چرا عقاید و اندیشه های خود را نمی نویسی؟ و او با ملامتی احتیاط آمیز پرسید: برای چه؟ برای مقابله با حرّافان و عبارت پردازانی که قادر نیستند حتی شصت ثانیه پشت سر هم درباره موضوعی بیندیشند؛ یا برای اینکه خودم را در معرض خرده گیری های طبقه متوسط کودنی قرار دهم که اجرای اصول اخلاقی خود را به دست پلیس و هنر های زیبایشان را به دلالان هنری وا می گذارند؟

کتاب دوبلینی ها
اثر ... دیدن ادامه » جیمز جویس
برگردان محمد علی صفریان
نشر نیلوفر
صفحه 141


برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دلقک:

اوه! آیندگان واژه ای است بس باشکوه!
ولی ... دیدن ادامه » سده ی حاضر هم به چیزی از ارج و اعتنا سزاوار است.
و اگر من نیز کارم برای آیندگان می بود،
دیگر بر مردم این زمان می بایست دل سوزاند.
اینان، تنها خواست منصفانه شان همین است
که پیش از فرزندزادگان شان خوش باشند

کتاب فاوست
اثر یوهان ولفگانگ گوته
برگردان م.ا.به آذین
نشر نیلوفر
صفحه 8

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار ابتدایی و سطحی نگرانه.
مورد پسند من نبود واقعاً.
ولی شاید برای کسانی که هیچ چیز از فلسفه نمیدونند جالب باشه.
فقط باید حواسمون باشه بعد از خوندنش دچار توهم نشیم که الان خیلی میدونیم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از همه مهمتر آنکه حرف رفیقتان را، وقتی از شما میخواهد که با آنها صادق و صریح باشید باور نکنید. آنها فقط امیدوارند که شما در تصور خوبی که از خویش دارند نگهشان دارید و در عین حال این اطمینان اضافی را هم که از قول صراحت شما بیرون کشیده اند توشه ی راهشان کنید. چگونه ممکن است که صراحت، شرط دوستی قرار گیرد؟ شوق طلب کردن حقیقت، به هر قیمت که باشد، سودایی است که هیچ چیز را معاف نمیدارد و در برابرش هیچ چیز تاب نمی آورد. یک جور شهوت است. گاهی نوعی راحتی و یا خودخواهی است. بنابراین، اگر شما خود را در چنین وضعی دیدید، تردید نکنید: قول راستگویی بدهید و به بهترین وجه ممکن دروغ بگویید. شما به آرزوی پنهان آنها جواب میدهید و محبت خود را به دوگونه ثابت میکنید.

کتاب سقوط
اثر ... دیدن ادامه » آلبر کامو
برگردان از شورانگیز فرخ
نشر نیلوفر
صفحه ۱۰۴

مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کلیسا معدهٔ خوبی دارد، کشورهایی را به تمامی بلعیده است و هرگز هم دچار سوء هاضمه نشده. مال حرام را تنها کلیسا می‌تواند هضم کند.

فاوست
اثر ... دیدن ادامه » یوهان ولفگانگ فون گوته
برگردن از م.ا.به‌آذین
نشر نیلوفر
صفحه ۷۹

مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مردم مرا به خنده می‌اندازند وقتی دربارهٔ فروتنی اینشتاین، یا کسی مثل او، صحبت میکنند.
پاسخ من به آنها این است که وقتی مشهور باشی فروتنی برایت آسان است. یعنی آسان است که خود را فروتن نشان دهی. حتی آنگاه که فکر می کنید در یک فرد کمترین اثری از خودپسندی وجود ندارد، ناگهان خودپسندی را در شکلی بسیار نامحسوس در او کشف می کنید: خودپسندی در فروتنی. چه زیاد می بینیم از این نوع افراد.


کتاب«تونل»
... دیدن ادامه » اثر ارنستو ساباتو
ترجمهٔ مصطفی مفیدی
نشر نیلوفر
صفحهٔ ۱۴

مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آفتاب، همچنان که بیماری، به کامو آموخت که انسان میرنده است، که دیر یا زود محکوم به «این حادثهٔ هولناک و پلید است»، و همهٔ وجودش در برابر این حقیقت تلخ قیام کرد: « من می‌گفتم نه. من همهٔ نیرویم می‌گفتم نه.» اما سنگ‌های روی گورها به ما می‌گویند که از این عصیان بیهوده چه حاصل؟ و کامو در سال‌های بعد نیز می‌گفت:« حتی امروز هم نمیدانم که بیهودگی از عصیانِ من چه می‌کاهد، اما خوب می‌دانم که چه بر آن می‌افزاید.» و غالبأ به این سخن سنانکور استناد می‌کرد که:« انسان مردنی است. بلی، ممکن است.اما بمیریم و مقاومت کنیم و اگر مقدّرِ ما نیستی است کاری کنیم تا نشان دهیم که این بی‌عدالتی است.»

از مقدمهٔ مترجم نمایشنامهٔ کالیگولا
اثر ... دیدن ادامه » آلبر کامو
ترجمه ابوالحسن نجفی
نشر نیلوفر
صفحات ۱۱ و ۱۲

مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک داستان طنزآمیز انگلیسی قرن گذشته، شخصی به نام گالیور که از سرزمین لی‌لی‌پوت‌ها، (که آدمک‌هایی نیم‌وجبی بودند) باز می‌گردد به قدری عادت کرده است که خود را میان ایشان غول بشمارد که در خیابان های لندن نیز بی اختیار فریاد می‌زند و رهگذران و درشکه‌چیان را برحذر می‌دارد که عقب بروند و مواظب باشند که زیر پای او له نشوند، زیرا خیال می‌کند که همچنان غول قامت است و دیگران خردبالا. مردم به او می‌خندند و دشنامش می‌دهند و سورچیانِ درشت‌خو خواب بزرگی را با شلاق از سرش می‌پرانند. اما آیا گالیور سزاوار این رفتار بود؟ عادت چه کارها که نمی‌کند!

کتاب«شیاطین»
اثر ... دیدن ادامه » فئودور داستایفسکی
ترجمهٔ سروش حبیبی
نشر نیلوفر
صفحه ۱۲
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کالیگولا: لابد فکر می‌کنی که من دیوانه‌ام.

هلیکون: خودت میدانی که من هرگز فکر نمی‌کنم. عاقل‌تر از آنم که فکر کنم.

نمایشنامهٔ ... دیدن ادامه » کالیگولا
اثر آلبر کامو
ترجمهٔ ابوالحسن نجفی
نشر نیلوفر
صفحه ۲۵

مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تفاوت‌هایی که از حیث مقام و ثروت وجود دارند، به هرکس نقشی می‌دهند، اما این نقش با تفاوت‌هایی که از بابت سعادت و خرسندی آدمیان وجود دارد، به هیچ وجه مطابقت نمی‌کند، بلکه در اینجا هرکس در واقع همان بیچارهٔ نادان با گرفتاری‌ها و عذاب‌های خویش است، گرفتاری‌هایی که از حیث موضوع با هم تفاوت دارند، اما از نظر شکل، یعنی از حیث ماهیت واقعی، بیش و کم نزد همگان یکسان‌اند. درجهٔ این گرفتاری‌ها متفاوت است اما به هیچ‌وجه تابع طبقهٔ اجتماعی و ثروت شخص، یعنی تابع نقشی که ایفا می‌کند، نیست.
آنچه در جهان برای انسان پیش می‌آید و بر او می‌گذرد، فقط در شعورش بلاواسطه وجود دارد و در ذهنش رخ می‌دهد. پس واضح است که وضع شعور هرکس عمده‌ترین عامل است و اهمیت آن در غالب موارد بیشتر از صورت‌هایی است که در شعورش نقش می‌بندد.
هر شکوه و لذتی در ذهن بی‌ادراک فردی ابله نقش بندد، در قیاس با تخیل سروانتس[خالق شاهکار دن‌کیشوت] هنگامی که در زندانی ناراحت، دن‌کیشوت را می‌نوشت، بسیار ناچیز است. نیمهٔ عینی زندگی و واقعیت، در دست سرنوشت است و از این رو تغییر می‌کند. نیمهٔ ذهنی، خود ما هستیم و علت اینکه نیمهٔ ذهنی به طور عمده تغییرناپذیر است، همین است.


کتاب ... دیدن ادامه » در باب حکمت زندگی
اثر آرتور شوپنهاور
ترجمه محمد مبشری
نشر نیلوفر
صفحات ۲۲ و ۲۳

مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستانی تلخ از رنج و فلاکت کارگران فرانسهٔ قرن نوزده.
داستان‌های زولا برای من مثل یک سراشیبی میمونه. مطلوب‌ترین وضعیت شخصیت‌های داستان همان ابتدای کتاب است‌. بعد از آن وضع به مرور بدتر و وخیم‌تر می‌شود و تا جایی پیش می‌رود که آدم خودش را غرق در تیره‌روزی می‌بیند‌. اما مگر بشر برای چیزی جز این فلاکت پا به جهان گذاشته است؟

ترجمه ... دیدن ادامه » کتاب قابل قبول است و جملات نامفهوم در آن بسیار کم به چشم می‌خورد. این کتاب را به افرادی که تجربهٔ خواندن رمان‌های کلاسیک را دارند پیشنهاد میکنم.
مینا مکوندی و یوسف نیک نژاد این را خواندند
با سلام
آقای زنده روح تمام دیوار نوشته های شما را خواندم :)
با اینکه سلیقه ی مطالعاتی شما با من متفاوت است، گویا کتب -ادبی، فلسفی و سیاسی- علاقه مندی اصلی شماست. به خاطر وقتی که گذاشتید برای انتخاب و تایپ بخش هایی از کتابهای خوانده شده تان ممنونم. استفاده ... دیدن ادامه » کردم.
۰۶ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر قدر عقاید کسی احمقانه تر باشد کمتر باید با او مخالفت کرد ...
امیر نگارستان این را خواند
fatemeh mozaffarpour ، Nasim Mousawi ، مینا مکوندی و فاطمه خیاطی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حداقل به عنوان یک ایرانی، باید این کتاب را بخوانیم چون بعد از مردمان افغان، هیچکس به اندازه ی ما با این کتاب احساس نزدیکی نمیکند.این کتاب قسمت کوچکی است از آنچه که افغانستان بود و آنچه که شد. این کتاب بسیار گیرا، ارزشمند وعمیق است.من شخصا دوست دارم متن بدون فیلتر این کتاب را بخوانم چون متن های فیلتر شده به من احساس حماقت و محدودیت میدهد. ... دیدن ادامه » حتی شده یک جمله...یک کلمه...
نیلوفر اخیانی و مینا مکوندی این را خواندند
سید کریم باقی و آناهیتا نقشه گر این را دوست دارند
هیچ وقت نفهمیدم چرا همچین کتابی باید پرفروش باشه این همه کتاب خوب
۰۷ مهر
سلیقه ی افراد هم مثل شخصیت اونها متفاوته.ولی اگه نظر منو بخواید دلیلش اینه که اون زمان که این کتاب معروف شد، در مورد مناطقی که طالبان و یا داعش و یا حکومتهایی مثل کره شمالی بر انها حکومت میکردند داستان زیادی نوشته نشده بود. اکثرا در حد اخبار وگزارش ها ... دیدن ادامه » بود. قلم نویسنده قلم خوبی بود و علاوه بر اون داستانهای غمگین معمولا پر طرفدار تر و ماندگار ترند.این کتاب منو برد به افغانستانی که هیچ وقت ندیدم.
۰۸ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطالعه‌ی این کتاب ارزشمند و بی‌نظیر را، به همه‌ی دوستان کتاب‌خوان توصیه می‌کنم.
زندگی من، به قبل و بعد از خواندنِ این کتاب، تقسیم می‌شود!
مینا مکوندی و محمد مبینی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر می خواهید درگیر ماجراها و اتفاقات متنوع بشید یا یک ماجرای داستانی پیچیده رو دنبال کنید، "آخر داستان" کتابی نیست که پیشنهاد کنم. "آخر داستان" کتابیه که نویسنده آخر داستان رو در ابتدا تعریف کرده. و ماجرایی بیش از آن: ماجرای بزرگی بیش از اون وجود نداره. گویا نویسنده همون اول می خواد خیالتونو راحت کنه، تا در طول داستان صرفا ... دیدن ادامه » با احساسات و افکار و حالات خودش "همراه" شید... ولی اگر دغدغه نثر و روایت دارید و فارغ از آنچه رخ خواهد داد تمایل دارید از توصیفات و نوع نگارش نویسنده لذت ببرید کتاب خوبیه. که البته گاهی نیاز به حوصله ی زیادی داره!در هر حال من خوشحالم که خوندم. گر چه پدرم دراومد! و اون موقع گاهی برایم فرساینده می شد...
fatemeh mozaffarpour و مینا مکوندی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید انسان ترجیح می دهد درکش کنند تا اینکه دوستش داشته باشند.

- ۱۹۸۴ اثر جورج اورول
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 28