:  نیلوفر
:  ۶۵۸
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
-اگر او مرا دوست نداشته باشد و فقط از راه ادای تکلیف به من مهربان باشد، صدبار بدتر از کینه است، دوزخ است و من چنین چیزی را نمی خواهم.او مدت هاست که دیگر مرا دوست ندارد و جایی که عشق تمام شد نفرت شروع میشود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روان، خواندنی، فاخر
شازده احتجاب، جریانِ سیالِ ذهن است.
گفت و گوهایی که گاه مستقیم در ذهن شخصیت های داستان است و گاه بصورت غیر مستقیم، یعنی نویسنده اطلاعاتی را درمورد آن شخصیت به خواننده می دهد. داستان از قاجار و نوادگانش حکایت می کند؛ و تصویر سازی های نویسنده و اطلاعاتی که درمورد رسوم و فرهنگ آن زمان خاندان قاجار ارائه می دهد، گواه ... دیدن ادامه » خوبی بر اطلاعات جامع نویسنده از آن دوره است. در این اثر، هر شخصیتی می تواند یک نماد باشد: مراد نمادی است برای افول قاجار، فخرالنساء نمادی از یک زن روشنفکر و ظلم دیده، فخری یک رعیت تمام عیار که با فخرالنساء ادغام می شود و به شکلی در هم گم می شوند که خواننده را هم در خود گم می کنند. روند داستان به حدی به هم پیوسته است که نمی‌توان کتاب را زمین گذاشت.حس خفگی که هنگام خواندن کتاب داشتم، پیش تر در "سال بلوا" تجربه کرده بودم.
سید حسین فرهادی این را دوست دارد
پس داستان فضای سرد و سیاه داره با این تفاسیر .
۱۴ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شروع یک رابطه و پایان آن.. همین‌.
ولی خواندنش را به افرادی که به تازگی رابطه ای را شروع و یا تمام کرده اند، توصیه می کنم. دوستم دارد یا نه؟! آیا فلاکت بارترین وضعیت ممکن را من دارم؟ چرا رفت؟! پاسخ این سوالات را می توان در این کتاب پیدا کرد. دو باتن، عشق را از زاویه های فلسفی، جامعه شناسی، سیاسی، عاطفی و روانشناسی بررسی و دودلی های شروع و ... دیدن ادامه » ادامه ی یک رابطه و احساسات شوک، غم، ناامیدی، خشم و حس خیانت نسبت به احساسی که زمانی عزیز بوده است؛ در پایان رابطه را بیان می کند.
احمد آبائی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب رو از نشر نیلوفر با ترجمه رضا سیدحسینی خوندم.
کتابی هست که بخوبی یک اپیدمی و همه گیریه طاعون رو تشبیه می کنه. یک رمان متفاوت که برای من در کنار کتابی مثل کوری نوشته ژوزه ساراماگو (ترجمه مهدی غبرایی) قرار داره. برای کسانی که میخوان کمی از خوندن رمان های عاشقانه و کلیشه ای فاصله بگیرند من این کتاب بهمراه کتاب کوری رو پیشنهاد ... دیدن ادامه » می کنم.
پارمیدا پرمهر این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کلا راسل رو میپسندم و باهاش تا حد زیادی همراه و موافقم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو نشسته ای بر لبه ی جهان من در آتشفشانی که دیگر نیست . سخت است ادم در خاطرات غرق شود بسیار است حقیقتا هاروکی موراکامی راست میگه تو رو از درون گرم می کند اما در اصل دارد پاره پاره ات می کند این کتاب ذهن اینقدر درگیر کرده حس میکنم تا آخر عمر دوست دارم بهش فکر کنم
سعید علی پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

او گفت : خیلی می‌ترسم !

و ... دیدن ادامه » من گفتم : چرا ؟

و او گفت : چون از ته دل خوشحالم ،
خوشحالی این شکلی وحشتناک است !

ازش پرسیدم : چرا ؟

او گفت : وقتی دست سرنوشت بخواهد
چیزی را ازت بگیرد ،
می‌گذارد این طور خوشحال باشی !


برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک بار آن وقت‌ها که خیلی کوچک بودم، از درختی بالا رفتم و از سیب‌های سبز کال خوردم، دلم باد کرد و مثل طبل سفت شد، خیلی درد می‌کرد.
مادرم گفت اگر صبر می‌کردم تا سیب‌ها برسند، مریض نمی‌شدم.
حالا هر وقت چیزی را از ته دل می‌خواهم، سعی می‌کنم حرف‌های او را در مورد "سیب کال" یادم باشد!

حمید تقی آبادی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا کتاب منحصر به فرد و دوست داشتنی‌ای هست همینطور میشه ازش به عنوان نشانه قدرت مغز کافکا یاد کرد.
https://bit.ly/2KtXNdN
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که این کتاب رو خوندین کدوم ترجمه رو پیشنهاد میدین؟؟؟؟؟
ترجمه حسینی
۲۸ فروردين
تا سال پیش ترجمه رضا سید حسینی از همه معتبر تر بود ولی سال پیش ترجمه کاوه میر عباسی منتشر شد که بروز تر و دقیق تر هست.
۲۹ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه روانی داشت
کتاب هم که اصلا نیاز به توضیح و تعریف نداره
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بسیار زیبا و دلنشین فلسفه را اموزش میداد . و نکته خوب این کتاب این بود که داستان همراه خود داشت من این کتاب رو به کسانی که تازه میخواهند از فلسفه سر در بیارند پیشنهاد میکنم . ترجمه اقای کامشاد هم خوب و روان بود به عنوان یک نوجوان بسیار لذت بردم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کافی نیست که انسان به خود تهمت بزند تا از گناه مبرا شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب رو از همین مترجم ولی از انتشارات علمی و فرهنگی خواندم...
نکتۀ مهم این که نقد آقای گلشیری بر این کتاب میتونه تا حدی به درکش کمک کنه...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
متأسفانه بر روی جلد کتاب طوری نوشته شده دوّمین رمان بزرگ قرن که توقع مخاطب رو از کتاب خیلی بالا می بره! کتاب خوبیه ولی نه در اون حد...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کتاب خوب به روش جریان سیال ذهن! به نظرم باید این کتاب رو حداقل دوبار خوند؛ چون روند کتاب خطی نیست و دفعات بعدی مطالعه، جزئیات داستان رو بهتر متوجه می‏شیم...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بازار خودفروشی، یکی از شرورترین و در عین حال جذاب ترین شخصیت های زن در تمامی دنیای ادبیات را به مخاطبین معرفی می کند. زنی زیبا و باهوش به نام بکی شارپ، تنها یکی از شخصیت های حیرت آور این رمان کلاسیک از ویلیام تکری است؛ رمانی که با طنزی استادانه، نگاهی تیزبینانه به زندگی و اخلاقیات قشر بالای جامعه ی لندن در آغاز قرن نوزدهم دارد. بکی ... دیدن ادامه » که همیشه به خاطر فقیر بودن تحقیر شده است، باید از تمام هوش و زیبایی خود استفاده کند تا از سرنوشت کسل کننده اش به عنوان معلمی خصوصی بگریزد. بکی افسون گر، از سالن های رقص لندن گرفته تا جنگ واترلو، از اغواگری های خود در برابر مجموعه ی گوناگونی از شخصیت هایی به یاد ماندنی چون کارفرمای شهوت پرستش، آقای پیت و همچنین خواهر ثروتمند و پسر جذاب این شخصیت، استفاده می کند.
ناهید اخوان این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دست گلش درد نکنه عالی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دست گلش درد نکنه عالی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتاوردهای عظیم و جالب میشل بوتور-قسمت سه- سال 2012
«کامو مشکل بزرگ وجودی و سیاسی داشت. این مشکل او الجزایر بود. او که الجزیره­ای ـ فرانسوی بود موفق نشد در مورد جنگ الجزایر موضع روشنی بگیرد. در دیدگاه او، اروپا بیش از همه شامل کشورهای شمال مدیترانه می‌شد و بقیه کشورها را از یاد برد.»
«پس از جنگ، ما در یک حالت سوء تفاهم جمعی دایمی به سر می­‌بردیم. فرانسوی­‌ها، زبان آلمانی‌­ها را نمی‌­فهمیدند. آلمانی­‌ها، زبان فرانسوی­‌ها را نمی‌فهمیدند. شهروندان [قشرها میانی جامعه] زبان کارگران را نمی‌­فهمیدند. کارگران، زبان شهروندان را نمی‌­فهمیدند. پدر و مادران، زبان کودکان را نمی‌فهمیدند. کودکان، زبان پدر و مادران را نمی‌­فهمیدند. جنگ همه چیز را ویران کرد. ما زبان مشترک نداشتیم. این موضوع تاکنون بررسی نشده است. رمان نو تلاش کرد در این وضعیت، زبانی بیابد که درست ودقیق باشد. رمان نو هرگز مایل نبود به تفاهم خاتمه بدهد، بلکه برعکس تفاهم را اصلاح کند، بهتر کند.»
«ساموئل ... دیدن ادامه » بکت به زبان مصنوعی فرانسوی می­‌نویسد. او بسیار بد بین بود. اما حرص و ولع زندگی نیز داشت. بکت ایرلندی بود، زبانش انگلیسی و از انگلیسی متنفر بود. از اینرو به زبان فرانسه نوشت، مانند یک خارجی. نوشتار او، تقلیل شخصیت­‌ها و زبان است.»
«ادبیات جالب همواره نو آورست، اما در بیشتر کتاب‌­ها نوآوری نیست. از اینرو به سرعت از یاد می­‌روند. کتاب‌هایی که چیز تازه­‌ای عرضه می­‌کنند مخل آسایش هستند، خواندن آنها دشوار است. آدم به درستی نمی‌­داند چگونه بایستی درباره‌شان سخن بگوید و غیره. این جور کتاب‌ها فرهنگ را جوان‌تر می‌کنند.»
خسرو پرویز ، سهراب علیون و مهرانه غفاری راد این را خواندند
مشتاق حسین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتاوردهای عظیم و جالب میشل بوتور-قسمت دو- سال 2012
«... جنگ و اشغال فرانسه دوران جوانی من بود. دوران جوانی من در زندان سپری شد. کامو در «طاعون» و سارتر در «دیوار» آن را توصیف کرده‌اند.»
«سارتر برای ما پروفسور ادبیات فرانسه بود. من او را می­‌شناختم و او را تحسین می‌­کردم. اما به زودی از او فاصله گرفتم. من دیگر به تمام آنچه که او گفته بود ... دیدن ادامه » باور نداشتم. می‌شود گفت، برخی موضع‌گیری­­‌های او دست کم ناگوار بودند. او آرزو می­کرد رئیس فکری حزب کمونیست فرانسه شود. اما حزب او را نپدیرفت. این امر برای او یک تراژدی بود. او بسیار کوشید، اما موفق نشد. سپس مواضعی گرفت که آسیب‌پذیر شد. مثلاً موضع‌گیری او در سال ۱۹۵۶ دربارهٔ مجارستان و غیره. این موضع‌گیری‌­های او، دیدگاه ما را نسبت به طرح او در مورد تعهد ادبیات، خدشه‌دار کرد.»
«ادبیات همیشه متعهد است. اما این را نویسنده نباید به هیچ وجه آگاهانه و عمدی و فرصت طلبانه بگوید. کتاب‌ها بخشی از واقعیت تاریخی هستند و نقش مهمی در تاریخ ایفا می­کنند. اینک ادبیات وظیفهٔ محافظت و نگهداری آن را برعهده گرفته. بزرگ‌ترین بخش ادبیات برای این است جامعه را برای انجام این وظیفه تقویت کند. نه این که آن را دگرگون کند، نه بهتر کند و نه بدتر. ادبیات تلاش می­کند این واقعیت‌ها را از فراموشی نجات دهد. مؤلف ایده‌آل به نظرم نویسنده، منتقد و فیلسوف در یک شخص است.»
مشتاق حسین و مهرانه غفاری راد این را خواندند
خسرو پرویز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتاوردهای عظیم و جالب میشل بوتور- قسمت یک- سال 2012
«ادبیات ناب اروپایی دیگر وجود ندارد. مرزهای ملی از میان برداشته می­‌شوند، یا این که مرزها از این پس اهمیتی ندارند… ادبیات ملی اروپایی، پس از جنگ بسیار متنوع و متفاوت بودند. اما اینک یکسان و یک شکل شده‌اند. ما نه تنها در یک بحران اقتصادی بسر می‌بریم، بلکه در یک بحران ادبی نیز به سر می‌بریم. ... دیدن ادامه » ادبیات اروپایی مورد تهدید قرار گرفته. اینک اروپا دچار بحران فکری شده، همهٔ اروپایی‌ها دچار آن شده‌اند.»
«ده یا بیست سال است که در ادبیات تقریباً چیزی رخ نداده. انبوهٔ نشریات منتشر شده اما فکر راکد مانده. علت آن بحران ارتباطات است. ابزار نوین ارتباطات شایستهٔ تحسین اند، اما سر و صداهای زیادی برمی­انگیزند. هر روز اخبار تازه­‌ای است و بازهم خبرهای تازه­‌تری و تازه‌­تری که همهٔ آنها از یادها می­روند. این انبوه اطلاعات، اثری برجای نمی­گذارند. . امروز، به مراتب دشوارتر است که آدم بفمهد از بیست سال پیش تاکنون چه چیز تازه­ای در ادبیات واقعاً رخ داده است. سرانجام انسان احساس می­کند که چیزی رخ نداده است… ممکن است رمان از بین برود. رمان همیشه وجود نداشته. رمانی که ما امروز درباره‌اش صحبت می‌­کنیم دویست سال است که در اروپا وجود دارد. اما رمان منحصراً اروپایی نیست .»
خسرو پرویز ، امیرحسین آل‌عوض و مهرانه غفاری راد این را خواندند
مشتاق حسین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من چند ساله دنبال دست دوم‌اش می‌گشتم. خیلی خوشحال‌ام.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کافی هست که فقط فصل اول رو بخونید تا متوجه بشید فاکنر چقدر نابغست. این کتاب واقعا محشر بود و تلخ و پیچیده و واقعی . دقیقا همون چیز هایی رو داره که یک رمان خوب باید داشته باشه . در پایان هم آقای صالح حسینی چند مقاله خوب درباره آثار فاکنر و خشم و هیاهو تالیف و ترجمه کرده که خواندنشون خالی از لطف نیست . به شدت پیشنهادی


[ انسان مساوی است با ... دیدن ادامه » حاصل جمع بدبختی هایش. ممکن است گمان برند که روزی بدبختی خسته و بی اثر میشود , اما آن وقت خود زمان است که سرچشمه بدبختی ما خواهد شد - خشم و هیاهو - فاکنر ]
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رستاخیز تنها حاصل کند و کاوهای اخلاقی لف تالستوی در سرشت آدمی نیست؛چیزی فراتر از اخلاق و دین است. رستاخیز حاصل دوران پختگی فکری و قلم لف تالستوی هست.ترجمه پیشین از زبان غیرروسی صورت گرفته بود به قلم آقای علی اصغر حکمت اما این بار به امضای شخصی سروش حبیبی بزرگوار کتاب از زبان روسی ترجمه شده است. قبول باید کرد قیمت کتاب به واقع گزاف است ... دیدن ادامه » و منصفانه آن است که در طرح تخفیف قرار بگیرد اما اگر همه آثار لف تالستوی را دارید که حتمن بخریدش اما اگر می خواهید تالستوی خوانی را شروع بنمایید، با همین قیمت در سایر سایتها می توانید جنگ و صلح 4 جلدی شومیز را خریداری کنید به همین قلم که کاغذش هم کیفیتی عالی دارد.به هرحال آنجا تالستوی قدرتنمایی می کند.
می‌گه دفتر تلفن یکی از بهترین کتابهایی است که نوشته شده. همه‌اش واقعیته، پر از آدمهایی که حقیقاتاً وجود دارن... حتی بعضی وقتها از تلفنچی می‌خواد که یک شماره رو از بوئنوس‌آیرس یا شیکاگو براش بگیره. می‌خواد کتاب رو امتحان کنه و ببینه مبادا مطالبش من‌درآوردی باشه و این آدمهایی که اسم و شماره تلفنشون آنجا نوشته شده راستی‌راستی وجود ... دیدن ادامه » دارن یا نه. سی‌سال خدمت در دستگاه دیپلماسی کارش رو به اینجا کشونده. بعضی وقتها، معمولاً نیمه‌شب، شمارۀ تلفن خودش رو می‌گیره تا مطمئن بشه که واقعاً وجود داره و مشغول دروغ گفتن به خودش نیست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خود را در حالی در نظر آورد که در یک خانۀ زیبا با پنجره‌پوشهایی به شکل دل زندگی می‌کند که پشت آن یک باغچۀ سبزیکاریست و خودش با دو طفل زیبا و شیرین خود مشغول بازیست و صدای ترودی که ترانه‌‌ای آلمانی سوییسی می‌خواند از آشپزخانه می‌آید و یک سگ خوب آلمانی سوییسی هم دارد که با نگاهی عاشقانه به او چشم دوخته است و یک صندوق نامه هم در کوچه کنار ... دیدن ادامه » در نصب کرده‌اند که نام او همراه شمارۀ خانه روی آن ثبت شده است. به دیدن اینها موهایش از وحشت سیخ شده و با عرق سردی به خود آمد. داشت صاحب نشانی و هویت می‌شد و این یعنی مرگ اسب سفید وحشی.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خوب که این اثر پس از سالها که نایاب بود دوباره چاپ شد! ولی چرا حدود 30 صفحه کمتر شده!؟
مینا مکوندی این را خواند
احتمالا دلیل نایاب شدن و شاید عدم چاپ مجددش همون 30 صفحه بوده :)
۱۹ بهمن
ممنونم از نطرتان. البته که مونتین فیلسوف شکاک جنجالی ای بوده ولی چاپ قبلی هم نه زیاد دور که همین دهه 80 بوده است. یک اسکن از آن چاپ قبلی دارم باید مقایسه کنم.
۲۴ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 28