:  نگاه
:  ۱۰۶۸
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
مجموعه داستان قشنگی است
نمایش بدبختی مشتی آدم بدبخت مصداق هر چه سنگه، مال پای لنگه
۲۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من تقریباً تمام ترجمه های این کتاب رو خوندم و به جرئت می تونم بگم که این ترجمه یعنی ترجمه اصغر رستگار خودش به تنهایی می تونه از جهت انتخاب لغات و اصطلاحات روان و امروزی درکنار وفاداری صددرصدی به اصل ترجمه (البته نسخه انگلیسی ش) یه جنایت و مکافات دیگه باشه. من دو بار این کتاب رو پشت سر هم خوندم و برنامه دارم که یک بار دیگه هم به زودی اون ... دیدن ادامه » رو بخونم.
۲۰ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پدرم همیشه میگفت:
یادت باشد این مملکت رو قانون اداره نمی کنه
لذا نباید بذاری کار به جایی بکشه که بخوای از قانون کمک بخوای
پدرم ... دیدن ادامه » قاضی بود !
۱۵ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو مرده ای،من هم شاید بمیرم.اما مهم نیست،چون زندگی نمیمیرد.
۱۴ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب فوق العاده زیبا و دل نشینی بود.
جملات پایانی کتاب:
استاد شما اشتباه کرده است.
(این چشم ها مال من نیست!)
۲۸ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پرسید:چرا نمیخواستید بیایید؟
گفتم:با خودم درجنگ‌ بودم!
پرسید:بالاخره کی برد؟
گفتم:شما.
گفت:با ... دیدن ادامه » من که درجنگ‌نبودید!
همه فنون دلربایی از یادم رفت....
۲۸ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به من میگفت: چشم های تو مرا به این روز انداخت.این نگاه تو کار مرا به‌اینجا کشانده.تاب وتحمل نگاه های تو را نداشتم.نمی دیدی که چشم به زمین میدوختم؟
به او میگفتم:در چشم های من دقیق تر نگاه کن!جز توهیچ چیزی در آن نیست.
می گفت:نه یک دنیای مرموز دراین نگاه نهفته.من آدم خجولی بودم،چشم های تو به من جرات دادند.
۲۸ آبان
من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود وُ نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن‌دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
۳۰ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز هم غزلم شوکرانی است الا
که از لب تو شکرخندی استعاره کنم
۲۳ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی چیزها را نمی‌شود گفت. بعضی چیزها را احساس می‌کنید. رگ و پی شما را می‌تراشد، دل شما را آب می‌کند، اما وقتی می‌خواهید بیان کنید می‌بینید که بی‌رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می‌فشارد، در آن نیست.
۲۲ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیارعالی
۱۲ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اى سر پرشور، اى قلب هزار کودک در سینه‌ى تو بر مسیر خونبار خاک، آیا تو نیستى که با قدّاره‌ى صمدخان هزاربار قطعه قطعه شدى؟… اى که بر بام مسجد کبود با صدگلوله برافروختى، نشانه‌ى آذر، بارى، اشک بیگانه با چشمان تو بود به هنگامى که زانوانت را در باغ اتابک به هم درشکستند میراثخوارانِ زنازاده‌ى تو.

محمود دولت آبادى، کلیدر
۱۲ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام، بدترین کار ممکن این بود که قیمت رو تغییر دادید و اون موضوع کتاب که در پایین توضیح دادم رو عوض نکردید و بعد دقیقاً کتاب مجموعه اشعار تک جلدی رو فرستاید. کاش قبلش خبر داده بودید لااقل.
۱۱ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در خیابان‌هایی که هرگز آمد و شد نداشت،در ساعاتی که می‌دانستم مشغول کار است،در خانه‌هایی که اصلاً صاحبان آن‌ها را نمی‌شناخت،همیشه منتظرش بودم.
۰۸ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام

این کتاب با این قیمت بعید میدونم مجموعه اشعار باشه و باید شامل کلیات نیما یوشیج باشه که انتشارات نگاه در سه جلد منتشر کرد، شامل نامه ها، اشعار و نقد نیما بر شعر معاصر.
لطفاً ... دیدن ادامه » اگر اینطور هست عنوان کتاب رو عوض کنید وقید کنید که مجموعه سه جلدی هست. چون دقیقاً الآن من زمان ثبت سفارش نمیدونم واقعاً چه چیزی رو دارم سفارش میدم. اگر مجموعه اشعار نیماست که همین کتاب رو انتشارات نگاه 45 هزار تومان داره ارائه میده و اگه مجموعه ی کامل نیماست چرا قید نشده که این مجموعه سه جلدی است با قاب.
با تشکر
۰۲ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام از این کتاب چرا دو نمونه متفاوت دارید؟ یکی با قیمت 20 تومن و این یکی با قیمت 30 تومن ؟ و این کتاب از نوع دسته بندی مذهبی هست ولی اون یکی دسته بندی روانشناسی کودک و نوجوان . چه فرقی با هم دارند ؟؟
۰۱ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی که نویسنده برای آن ظاهرا زحمت زیادی متقبل شده و برای دانشجویان ادبیات در هر مقطعی جالب است.
۳۰ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم وقتی تحت تاثیر شدید رازی قرار می گیرد جرت نافرمانی نمی کند..
۲۳ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من عاشق این کتابم و زندگیش کردم
به هر کسی که دوستش داشتم این کتاب رو هدیه دادم
همیشه در معرفی این کتاب به دیگران می گم فرض کنین یه دیوار جلوی روتونه و هیچی نمیبینین،حالا یه آجر از دیوار رو به روتون بردارین و دنیا رو از دریچه اون ببینین!
شوالیه ناموجود کالوینو هم فوق العاده است
۱۹ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از اینجایی که من هستم تمومِ شهر معلومه
کنارم خیلیا هستن، دلم پیشِ تو آرومه
۰۵ شهريور
کاش نامت باران بود
تا برای آمدنت
مردم هم با من دعا می کردند
۱۷ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قضاوت واست آسونه/تو هیچ وقت جای من نیستی
نمی شه به منم حق داد/از اونجا که تو وامیستی
با کوبیدن من شاید/تو ذهنت قهرمان می شی
یه ... دیدن ادامه » روز،توام شبیه من/همین جا امتحان می شی
مراقب باش،چی میگی/اگه قلبی رو آزردی
روزگار می برت جایی/که ثابت شه کم اوردی
از اینکه سخت میسوزم/کسی چیزی نمی دونه
تا وقتی دوری از آتیش/قضاوت خیلی اسونه
۰۵ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو زیبایی و من زشتم
همیشه سهم من کم بود
شبامو گریه میکردم
نمیدونی ... دیدن ادامه » چه مرگم بود؟!
بلایی سرم اوردی
که عبرت خلایق شم
من اون هیولای تنهام
که حق ندارم عاشق شم
۰۵ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صادق هدایت به نقل از کافکا میگوید:"نه تنها به علت وضع اجتماعی،بلکه به فراخور سرشت خودم است که من آدم تودار،کم حرف،کم معاشرت وناکام بارآمده ام.نمیتوانم این را از بدبختی خودم بدانم زیرا پرتویی از مقصد خودم است".
۳۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مامان همیشه میگفت انسان همیشه اوقات بدبخت نیست وقتی در زندان خود شاهد روشنایی شده و سپیده دم را یکبار دیگر میدیدم این حرف را قبول میکردم زیرا با اینکه صدای پا را شنیده بودم هنوز قلبم ضربان داشت و صدای تنفس خود را میشنیدم و باز هم امیدوار بودم که یک بیست و چهار ساعت دیگر زنده خواهم ماند.
۳۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیز سفر کرده ، فرشته مهربان ، خواندن دلنوشته هات بدون امکان گفتگو با تو چه سخته .
۱۶ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب فوق العاده خسته کننده ای بود,
۱۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از خواندن کتاب باید به چند نکته توجه کنید.
اول اینکه بدانید کتاب را اوریانا فالاچی نوشته و در باره او، طرز فکر او، کارهایی که انجام داده، دوره ای که زندگی کرده و مکان هایی که سفر کرده چیزهایی بدانید. این باعث می شود -اگر قرار است با بخش هایی از کتاب تا نکنید- کتاب را بیشتر دوست داشته باشبد.
دو لطفا کتاب را -بنا به هر دلیلی- نیمه رها نکنید! حداقل این یک کتاب را تا منظور نویسنده کاملا به نظرتان منتقل شود.
حالا ... دیدن ادامه » که خواندن کتاب را تمام کردم آرزو می کنم کاش در 18-19 سالگی ام و در روزهایی که شروع کرده بودم برای زندگی دنبال فلسفه ای بگردم، با این کتاب آشا شده بودم و میخواندمش. البته که هرگز خواندن آن دیر نمی شود. چرا که پر است از عباراتی که در نا امیدی تسلی تان می دهد. در روزهای رنج، هم درد تان می شود. در روزگار خوشی تعادل برقرار می کند و البته اگر جایی قرار بود پای تان -خدایی ناکرده- بلغزد، وجدانتان را بیدار می کند.
داستان کتاب را با استعاره میتوانید به خیلی از رخداد های زندگی خود وارد کنید. جملاتی دارد که می شود زمان های زیادی به آن اندیشید.
و البته شاید خواندنش برای قبل از سنی که اشاره کردم خیلی مناسب نباشد.
۱۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اما تصویر جلد هماهنگ نیست؛

و توضیح و معرفی بیشتر لطفا
۱۰ مرداد
همراه گرامی
از حسن نظر و توجه شما سپاسگزاریم، کتاب مورد نظر اصلاح شد.
۱۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو از فریاد و فغان درمانده خواهی شد و بیشتر وقت ها یا تقریبا همیشه باخت با تو خواهد بود ولی نباید مایوس شوی ، مبارزه کردن از برنده شدن بسی زیباتر است ، سفر کردن از به مقصد رسیدن شادی بیشتری دارد و برای فایق آمدن بر این پوچی باید سفر را از سر گیری ، آرمان ها و هدف های تازه ای بیافرینی ...
۲۵ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 12