:  نشر نی
:  ۹۳۳
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
هریک از ما ایرانیان حتما تصور و احساس متفاوتی نسبت به تهران داریم. برای کسانی که در تهران زندگی می‌کنند این احساس، درگیری بیشتری با مشکلات عدیده و تقریباَ لاینحل این شهر مثل آلودگی هوا، ترافیک سنگین و همیشگی، حاشیه‌نشینی گسترده، شهر فروشی، گرانی سرسام‌آور مسکن و ... داشته و برای کسانی که در سایر نقاط ایران زندگی می‌کنند با مفاهیمی ... دیدن ادامه » همچون شهر درآمدها (1)، شهر فرصتهای شغلی، فروشگاههای زنجیره ای و مراکز خرید عدیده، دانشگاههای بزرگ، دربرگیرنده بیشترین تعداد پزشک و مراکز درمانی، گسترده ترین بازار مصرف و ... بازنمایی می شود.
ادامه مطلب در لینک زیر:
http://www.anthropologyandculture.ir/fa/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C/5680-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-56
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سراغ گیری از پشتوانه های فلسفی فمینیسم با کتاب
«سیطره جنس»
مریم نورائی نژاد
بررسی ... دیدن ادامه » پشتوانه های فلسفی فمینیسم، از دو زاویه رایج لیبرالیسم و رادیکالیسم، محور موضوعی کتاب «سیطره جنس» است. این کتاب 207 صفحه ای که تالیف محبوبه پاک نیا و مرتضی مردیهاست توسط نشر نی و در سال 88 منتشر شده و از جمله کتابهای خواندنی فلسفی در زمینه فمینیسم است.
محبوبه پاک نیا با کمک همسرش مرتضی مردیها محتوای کتاب «سیطره جنس» را در چهار فصل فمینیسم و لیبرالیسم، فمینیسم و رمانتیسم، فمینیسم و اگزیستانسیالیسم و فمینیسم رادیکال ساماندهی کرده‌اند و در پیشگفتار کتاب با طرح موضوع تنوع در مکتب نظری فمینیسم از شواهدی سخن گفته اند که طبق آنها هیچ یک از مکاتب فلسفی یکدست و همگون نیستند و فمینیسم نیز از این قاعده مستثنا نیست. عام بودن تعاریف متفاوت از مکاتب و ایدئولوژیها؛ نظریه سیاسی فمینیسم را هم تنوع بخشیده و باعث دسته بندی متفکران این عرصه به فمینیست لیبرال و فمینیست رادیکال شده است. بنا بر تاکید مولفان از زبان «سوزان جیمز» همانطور که دیدگاههای متفاوتی از آزادی داریم، فلسفه های فمینیستی متعددی نیز داریم که نه به دلیل دعاوی یا توصیه های خاصشان، بلکه برای اهتمامشان به یک موضوع مشترک به هم پیوند خورده اند.(ص9) فمینیسم در هر دوره ای از فلسفه سیاسی مسلط الهام گرفته و با آن در آمیخته و از این رهارد در قرن نوزدهم بیشتر لیبرالی و مصالحه جو و در قرن بیستم بیشتر رادیکالی و منازعه جو شده است.
هرچهار فصل کتاب با شرح مبانی مکتبی شامل تاریخ و شرایط فکری و فرهنگی ظهور لیبرالیسم، رمانتیسم، اگزیستانسیالیسم و رادیکالیسم وارد کاربست مکتب در فمینیسم می شود. کاربست لیبرالیسم در فمینیسم با برگزیدن ساده ترین تعریف از لیبرالیسم، مبتنی بر انکار امتیازات ویژه اشراف و سلاطین و آزادی و برابری همه شهروندان، فمینیسم را در اصل محصول لیبرالیسم یعنی آزادی و برابری همه انسانها، به این حیطه می پردازد که آیا عبارت همه افراد با هم برابرند به معنای همه مردان است و یا نه شامل همه آحاد جامعه انسانی اعم از زن و مرد می شود؟ اگر مولفه های اصلی لیبرالیسم را آزادی و مساوات حقوقی بدانیم، فمینیسم لیبرال با قبول این پایه ها، بر حقوق زنان به عنوان افراد و مسئولیت دولت در تامین آزادی برای پیشرفت آنان به عنوان افراد مستقل تاکید دارد. فمینیسم متاثر از لیبرالیسم بر آموزش به عنوان مهمترین ابزار تقویت عقل و شناخت طبیعت تاکید می کند و مدافعان حقوق زنان در قرن نوزدهم آموزش را رمز راهیابی زنان به عرصه آزادی و استقلال فردی و ترقی اجتماعی برمی شمردند.
فصل فمینیسم و لیبرالیسم با اشاره به "اعلامیه احساسات " که در میانه قرن نوزدهم و توسط کدی استنتون نوشته شده، آن را اولین اعلامیه مهم فمینیستی الهام گرفته از اندیشه لیبرالی دانسته و معتقد است: «آزادی خواهی زنان کاملا بر اساس آزادی خواهی لیبرالیسم سیاسی الگوسازی شده است.» (ص32)
لیبرال فمینیستها خواهان دگرگونی ساختار اجتماعی و سیاسی از طریق بحث و نظر و قانون گذاری در حوزه عمومی و توسط سیاستمداران بوده اند تا زمینه هایی فراهم شود که دسترسی به فرصتهای برابر با مردان برای زنان محقق شود. در یک جمله ساده؛ دغدغه اصلی فمینیسم لیبرال قرن 18 و 19 حقوق اجتماعی سیاسی زنان و عادلانه بودن ساختارهای سیاسی و اجتماعی و اثبات این نکته جامعه شناختی که تفاوتهای میان دو جنس ذاتی نیست و نتیجه جامعه پذیری و همگون سازی جنس و نقش است که مانع از شکوفایی ظرفیتهای انسانی زنان می شود.
فصل فمینیسم و رمانتیسم با اشاراتی تاریخی به عصر روشنگری و توسعه تجارت و سرمایه داری و به تبع آن کمرنگ شدن اخلاق و عدالت به عنوان زمینه های ظهور رمانتیسم، وارد بحث کاربست رمانتیسم در فمینیسم می شود. برخی از فمینیستهای رمانتیک بر کارآمدی احساس زنان تاکید کردند و راه حل مساله دور افتادگی جهان از عاطفه و عدالت را زنان می دانستند. آنان بر این باور بودند که با حضور گسترده زنان در اجتماع، فرهنگ حاکم تغییر می کند و فداکاری و مهربانی زنانه جای فردگرایی و خودمحوری مسئله ساز مردانه را می گیرد.
مولفان با آوردن مثالهایی از نظریات فمینیستهای شاخص این دوره از جمله فولر، گیلمن و گمبل، باور فمینیستهای رمانتیک مبنی بر ناکارآمدی عقل مردانه در مدیریت دنیای انسانی و نیاز به کاربرد ویژگی های زنانه در زندگی اجتماعی و سیاسی را مورد اشاره قرار می دهند و ثمره منطقی رمانتیک را آنارشی می دانند که تنها اشکال رادیکالی آزادی خواهی زنان را تقویت می کند.
فصل سوم کتاب، در ابتدا اگزیستانسیالیسم را نسخه فلسفی تر و عمیق تر رمانتیسم می داند و با تاکید بر فمینیسم اگزیستانسیالیست دوبووار ادامه می یابد. دوبووار با الهام از دیالکتیک هگلی، بر این نکته تاکید می کند که هر سوژه ای خود را در برابر دیگری تعریف می کند و در بحث دوجنس، این مرد است که توانسته با قدرت، خود را در مقام سوژه و زن را در مقام ابژه قرار دهد. از نظر او باروری زن بزرگترین عامل در تبدیل او از سوژه به ابژه بوده است. دوبووار ادامه می دهد تقسیم کار اجتماعی که بر مبنای آن زنان به دلیل پیامدهای ناشی از بارداری و زایمان و شیردادن مجبور به ترک محیط عمومی وخانه نشینی هستند، محوریت و اصالت مرد در خانواده را سبب می شود و همین دلیلی بر آن است که مرد موجودی برای خود و رو به رشد باشد و زن موجودی درخود و دیگری و وابسته.
افکار ساندرا بارنکی به عنوان دیگر فمینیست اگزیستانت نیز در ادامه فصل مورد بررسی قرار گرفته است. وی تنوع مدلها و شیوه های زیبایی و ابزار و لوازمات مربوط به آن را عامل تقویت اضطراب زنان می داند. همان ترس و لرزی که به محور دغدغه های وجودی برخی از زنان تبدیل می شود. از نظر وی زنان در این شرایط یک خسارت دوگانه ای را متحمل می شوند؛ اول اینکه با شرکت جستن در مسابقه مدلهای زیبایی با تسلیم به میل مردانه، اختیار و انتخاب برای خود بودن را از دست می دهند و دوم اینکه بازار تجارت وسایل و ابزارآلات زیبایی را رونق و برکت می دهند. اتکینسون نیز به عنوان دیگر متفکر اگزیستانسیالیست، به بررسی آسیب شناسانه عشق می پردازد و از آن به عنوان تلاش گمراه کننده زن برای نیل به ظرفیتهای انسانی یاد می کند و می پرسد: «براستی اگر انسانها به زندگی مستقلی برسند که برای توجیه موجودیت خود به دیگری نیاز نداشته باشند، بر سر عشق چه خواهد آمد؟» از نظر وی یک زیرورویی بزرگ فرهنگی لازم است تا مبدا هویت را از یک پدیده «تحت فرمان دیگری» به یک پدیده «تحت فرمان خود» تبدیل کند چرا که هویت زنان از خارج ساخته می شود و به آنان داده می شود.
فصل آخر کتاب با عنوان فمینیسم رادیکال خوانشی آشتی ناپذیرتر از مشکلات زنان به دست می دهد. فمینیستهای رادیکال با توجه به آراء پساساختارگرایانی مانند آلتوستر و فوکو، تعریف رایج از سیاست را یک امر سیاسی یعنی محصول روابط قدرت دانستند و بر همین مبنا بود که ایده بحث برانگیز «امرشخصی سیاسی است» مطرح شد و رادیکالها را به این باور رساند که برای پرهیز از بازتولید و تقویت پدرسالاری، مشارکت سیاسی زنان باید چنان تعریف شود که به جای اوصاف سنتی همچون حمایتی، منفعت محوری و مردسالاری، اوصاف جدیدی همچون انتقادی، ارزش محوری و ظرفیتی در آن وجود داشته باشد.
نتیجه بیست و شش صفحه ای کتاب با اشاراتی دوباره به روند تاریخی مکاتب مورد بحث در فصول کتاب، فمینیسم را یک جنبش اجتماعی و فرهنگی تلقی کرده که از نیمه قرن بیستم و با تمایل فمینیسم رادیکال به شکستن چارچوب قانونی موجود و ایجاد چارچوبی جدید؛ هویتی سیاسی یافته است. مولفان کتاب در جملات آخر اثر تالیفی و شایسته تحسین خود، با ارائه دلائلی از عدم توفیق مکتب انتقادی و جنبش چپ نو، بر این باورند که تصور تغییرات بنیادین از طریق ساختارشکنی معمولا قرین توفیق نیست و همین برداشت در مورد فمینیسم رادیکال نیز دور از واقعیت نخواهد بود و دیدگاههای میانه رو و غیر رادیکال، اهداف و وسایلی را مطرح می کند که بدون نیاز به زیر و رو کردن مبانی و برهم زدن هنجارهای اصلی جامعه چون خانواده و دولت، می تواند مبنای اصلاحات گام به گام و عملی در جهت بهبودی وضعیت زنان باشد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
طبق آخرین گزارش جهانی شاخص فساد سال 2018؛ کشورهای دانمارک، نیوزیلند و فنلاند کمترین میزان فساد را دارند. این گزارش که توسط سازمان بین المللی شفافیت منتشر شده، 180 کشور جهان را از نظر میزان آلودگی به فساد اداری و سیاسی مورد مطالعه قرار داده و ایران رتبه ای بهتر از 138 در آن کسب نکرده است. خانم دکتر آزاده چلبی استادیار دانشگاه لیورپول انگلستان ... دیدن ادامه » در کتاب خواندنی و قابل تحسین خود با عنوان «فساد و مقبولیت قانون؛ از منظر جامعه شناسی حقوق» به بررسی رابطه متقابل فساد و عدم مقبولیت قانون پرداخته و به شکلی علمی اثبات کرده که در حوزه اجتماعی؛ باور مردم به برحق بودن حاکمیت، به دلبستگی آنها به قانون انجامیده و موجب احساس تکلیف در پیروی از آن می شود. همان دلبستگی ئی که در حوزه فرهنگی مردم را مجاب به پیروی از قانون کرده، در حوزه اقتصادی آنها را منتفع می کند و در حوزه سیاسی هم منجر به احساس امنیت می شود. کتاب آنقدر خوب و جامع نوشته شده که ما ایرانیهای امروز را _که انگار همه لحظات زندگی مان عجین شده با فساد اداری و سیاسی_ متوجه فساد، ابعاد و آثار آن کرده و برای کسانی که آشنایی آکادمیک با نظریه های علوم اجتماعی ندارند هم خواندنی و قابل فهم است.
آلاله پورکرم این را خواند
هادی مازوساز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اندیشه‌‏های آلن بدیو فیلسوف معاصر و فرانسوی، همواره در چهار حوزه ترکیبی فلسفه، هنر، ریاضیات و سیاست در حال آمد و شد است. او در کتاب فلسفه برای مبارزان که با ترجمه فواد حبیبی و کمال خالق‌پناه از سوی نشر نی وارد بازار کتاب فارسی زبانان شده؛ رفت و برگشت‌‏های مفهومی میان فلسفه و سیاست را مورد تاکید قرار داده و تلاش کرده تا ارتباط این ... دیدن ادامه » دو حوزه را با یکدیگر تحلیل کند. فلسفه برای مبارزان در سه فصل رابطه پر رمز و راز فلسفه و سیاست، فیگور سرباز و سیاست به‌مثابه دیالکتیکی غیربیانگر و دو پیوست با عنوان‌‏های تاملاتی در باب بحران کبک و ما به یک دیسیپلین مردمی نیاز داریم؛ سیاست معاصر که به انتخاب مترجمان فارسی به اصل کتاب اضافه شده، تدوین شده است.

ادامه مطلب در لینک زیر:
http://mashghenow.com/%d8%ab%d8%b1%d9%88%d8%aa%e2%80%8c%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%da%86%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%b9%d8%b4%d9%87%e2%80%8c/
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب سرنوشت جالبی دارد. متون برگزیده و ارزشمندی که در چاپهای متعدد دستخوش تغییرات بعضاً عجیبی شده است. نمونه ای از این تغییرات را در متن زیر مورد اشاره قرار داده ام:

کتاب«متن هایی برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم» نوشته لارنس کهون و ویراستاری عبدالکریم رشیدیان، مجموعه مقالاتی در حوزه جامعه شناسی است که توس نشر نی در سال 91 برای بار نهم تجدید چاپ شده است. در چاپ جدید این کتاب یکی از مقالات با عنوان «آن اندام جنسی که یک اندام نیست» نوشته لوس ایریگاری[۱]، فیلسوف برجسته عرصه فمینیسم حذف شده است! ناشر هیچ توضیحی برای حذف این مقاله ندارد، اما این حذف، کتاب را از ریخت کتاب بودن انداخته و باعث شده که این «کتاب» دیگر یک «کتاب» نباشد.
این ... دیدن ادامه » مقاله که در چاپ های قبلی این کتاب؛ صفحات ۴۸۱ تا ۴۸۹ را به خود اختصاص داده بود؛ از اهمیت بسیاری در نظریات فمینیستی برخوردار است. فارغ از اینکه چه دلایلی باعث شده تا نشر نی این مقاله از کتاب را در چاپ های جدید حذف نماید، لازم است تا با نگاهی به این مقاله حذف شده؛ کمی با دیدگاه های لوس ایریگاری که از چهره های برجسته فمینیسم فرانسوی است و با دیدگاه هایش راه به فراسوی ساخت ها و نشانه های مسلط می گشاید، آشنا شویم.
از نظر ایریگاری جنسیت زنانه در طول تاریخ همواره بر مبنای الگوهای مردانه تعریف شده و همین تعریف مردانه، منجر به نادیده گرفتن تفاوت های جنسیتی شده است. مثال های گسترده ای از اصول مردانه وجود دارد که نشانگر ارجاع کلی تاریخ به «مرد» است. مردانگی و پدر بودن خداوند، تقریبا در تمام ادیان غربی دیده می شود. علاوه بر این، زن به گونه ای تاریخی به «هنرهای جزیی» چون آشپزی و بافندگی ربط داده شده است. او اظهار می کند که «ما امروزه بر پایه اصول مشابهی عمل می کنیم که توسط مردان برای دنیایی مردانه، قبل از اینکه حتی الامکان حقوق زنان در آن امکان پذیر باشد، ایجاد شده و این کاستی بزرگی در اصول اساسی جامعه است که برای تغییر آن نیازمند انقلابی در محترم شماری تفاوت های جنسیتی هستیم». با این انقلاب، در درجه اول باید در ادراک مان از فضا و زمان تجدید نظر کنیم. تفکر سنتی که در آن غالبا زن به صورت استعماری به زمان ارتباط یافته و همواره به قرارگیری بعد از مرد و تابع وی بودن، شناخته شده است، زمان با زن و فضا با مرد تعریف می شود. به عبارت ساده تر، اخلاق، تفکر، تاریخ، مذهب و فلسفه، زن را نمادی از زمان و دوم بودن و مرد را نمادی از فضا و محور شکل دهنده جهان می داند.
به زعم وی، وضعیت علم و فلسفه موجود انسانی با چنین هژمونی و خودشیفتگی مردانه از یک سو و نادیده انگاری زن از سویی دیگر، نیازمند مروری دوباره است. او بحث می کند که از آنجایی که مردان و مشخصا اندام جنسی آن ها در درجه اول اولویت قرار دارد؛ زن و مشخصا اندام جنسی او در مکان های بعدی درجه اهمیت قرار دارند و اگر قرار باشد تا تفاوت های جنسیتی مهم انگاشته شوند، جنسیت زنانه باید با الفبایی متفاوت از آنچه جنسیت مردانه تعریف کرده، تعریف شود.
آنگونه که ایریگاری معتقد است زن بایستی قادر به «یافتن خویش» در تاریخ زنانگی باشد و نه در شجره نامه یا چارچوب های ایجاد شده توسط مردان. زن نباید به خود این اجازه را بدهد که تنها به عنوان یک «پوشش» (با توجه به شکل اندام های جنسی اش) برای مرد محسوب شود چرا که محسوب شدن پوشش برای مرد به معنای در نظر گرفتن زن به عنوان بخشی جدانشدنی از خلقت مرد است. در این وضعیت مرد، زن را با استفاده از «نقطه آغاز خویش» تعریف می کند و طبیعتا در این مسیر، منطق اینگونه حکم می کند که مرد به عنوان ارباب باقی بماند. جایگاه زن توسط مرد تعریف می شود و همین شرایط منجر به این می شود که انگاره های زنانه به عنوان جنسیت، حداقل دوگانه و همیشه متکثر باشند. انگاره های زنانه بین فعالیت و عدم فعالیت انتخابی ندارند و در هر جایی قابل دسترسی هستند. این انگاره ها در مقایسه با انگاره های مردانه بسیار متناقض و غیر قابل فهم هستند. عدم پذیرش انگاره های زنانه، زنان را در موقعیت تجربه «شکست خود» قرار می دهد. در این شرایط حتی اگر زنان، خود انگاره هایشان را گسترش دهند باز هم برابر با جهان واقع نخواهد بود.
به منظور اصلاح این شرایط، ایریگاری نتیجه می گیرد که «ما نیاز به تغییر ارتباطات بین شکل، ماده، مدت زمان و حد و حدودی داریم که تاکنون تعریف شده است» و با توجه به این مسیر اصلاحی است که می توانیم اجازه دهیم تا «رابطه ای عاشقانه بین دو نفر از دو جنس مخالف ایجاد شود». او با استناد به دکارت، با تاکید بر تفکر به عنوان «اولین حسی» که بدون هیچگونه تضادی در هر دو جنس انسانی ایجاد می شود، بر این باور است که دیگری برای ما قابل فهم و درک است اما دیگری که با من تفاوت جنسیتی دارد و اگر این تفاوت جنسیتی در نظر گرفته شود آنوقت دیگر زن به عنوان ابزاری برای مالکیت مرد به چشم نمی آید. با در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی است که استقلال موقعیت زن و مرد در حیطه های متفاوت حفظ می شود و با حفظ فضایی از آزادی و جذابیت بین این دو جنس، با امکانی از جدایی و وصل، هیچ یک از این دو جنس «کاملا توسط دیگری قابل استفاده نیست».
ایریگاری معتقد است با تغییر در تفکر و اخلاق، پیدایشی از عشق میان جنسیت ها رخ می دهد که اجازه خواهد داد مرد و زن با یکدیگر به صورت برابر زندگی کنند و اینگونه است که تجربیات جنسی، ضیافتی دوجانبه خواهد شد که شکلی ارباب-رعیتی ندارد. او به رخ دادن آینده ای حیرت انگیز از تعریف ها و ایدئولوژی های به دور از گفتمان سرکوب و سرزنش، که با انقلابی در اخلاق و تفکر به جود آید، خوش بین است. در این شرایط، رابطه زنان با یکدیگر نیز با ایدئولوژی مردانه هدایت نمی شود و این زنان هستند که بر مبنای تفاوت های جنسیتی، خودشان تعریفی جدید از جهان واقع خواهند داشت.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زنان در روزگارشان، تاریخ فمینیسم در غرب؛ عنوان اثر ارزنده و قابل بحثی از خانم مارلین لگیت مورخ اروپای مدرن است که با ترجمه خانم نیلوفر مهدیان در 600 صفحه، توسط نشر نی روانه بازار نشر شده است.
مارلین لگیت که در حال حاضر مدرس دانشگاه کاپیلانو در ونکوور کانادا است، تاکنون مقالات متعددی در مورد تاریخ فمینیسم نوشته و درجه دکترای خود را در رشته تاریخ از دانشگاه ییل دریافت کرده است. کار مستمر این پژوهشگر بر روی تاریخ زنان با نوشتن کتاب زنان در روزگارشان در سال 2001 به سرانجام برجسته ای رسیده است.
مارلین لگیت شرایط زندگی فردی و اجتماعی زنان را با مروری کامل و همه جانبه بر رخدادهای جنبش فمینیستی غرب از پیش از قرون وسطی تا سال های متاخر قرن بیستم زیر چتر روایت خود گرفته است. هر ده فصل کتاب با ارائه یک مقدمه تاریخی و اطلاعات زمانی، اقدام به استفاده گزیده ای مختصر از اسناد و منابع اصلی که بعضا متون تاریخی و فمینیستی است کرده و به این شکل یک تاریخچه کامل برای هر موضوع ارائه کرده است. او با ارائه یک چشم انداز غنی و خواندنی از چالش ها و چالشگران هنجارهای جنسی در بیست قرن گذشته، به تفصیل از نقش های فردی و گروهی زنان در جامعه ابتدایی مسیحیت، انقلاب های اروپای مدرن، جنبش حق رای و موج دوم فمینیسم در قرن 19 و20 سخن گفته است.
در ... دیدن ادامه » تمام فصول کتاب، مارلین لگیت مرز روشنی میان فعالیت های اعتراضی زنان به شکل فردی و اقدامات هوشیارانه سازمانی توسط گروهی دیگر از زنان کشیده و به این ترتیب تاریخ فمینیسم را به سه مرحله تقسیم می کند. مرحله اول: که در آن هر زنی به تنهایی علیه هنجارهای جنسیتی در سطح فردی دست به اعتراض می زند (دوران آغازین مسیحیت و قرون وسطی). مرحله دوم: که در آن تمامی سازمان ها، یک سازمان برای کمک به نوع بشر هستند و بخش مجزایی به نگاه های فمینیستی اختصاص ندارد (رنسانس واصلاحات). مرحله سوم: که دوران ظهور جنبش های فمینیستی در قرن هجدهم میلادی است. در تمامی این سه مرحله لگیت چگونگی تاثیرات طبقه، نژاد و اخلاقیات حاکم را در شکل دادن به تغییرات زندگی زنان و انگیزه های مخالفت علیه هنجارهای جنسیتی بررسی می کند.
گستردگی جغرافیایی مورد اشاره در کتاب نیز از دیگر امتیازات این اثر بزرگ تاریخی است. وقتی جزیی از عنوان کتاب تاریخ فمینیسم در غرب است؛ لگیت به این مفهوم در معنای جغرافیایی آن در سرتاسر کتاب نیز وفادار مانده به گونه ای که منظور او از اروپا تنها بریتانیا، فرانسه یا آلمان نیست، بلکه گستره ای از آنچه برای زنان در اتریش، هلند، اسپانیا، ایتالیا، پرتقال و حتی اروپای شرقی رخ داده رانیز در برگرفته و در آمریکای شمالی به ایالات متحده آمریکا و کانادا نیز می رسد. غرب در کتاب لگیت شامل تمام سرزمین های غربی و همه اتفاقاتی که در رابطه با جنبش زنان رخ داده، می شود. گستره جغرافیایی وسیع و منحصر به فرد مورد توجه این نویسنده، وجه تسمیه ارزشمند این اثر در مقایسه با آثار مشابه جهانی است که تاریخ جنبش زنان در غرب را خواسته یا ناخواسته محدود به بریتانیا و ایالات متحده آمریکا می دانند.
برای ترجمه چنین اثر برجسته ای در حوزه فمینیسم باید به خانم نیلوفر مهدیان تبریک فراوان گفت. خانم مهدیان پیش از این نیز کتابی ارزشمند با نام فلسفه سیاسی فمینیسم را نیز ترجمه کرده اند. این ترجمه ایشان نیز بسیار روان و خواندنی است. حجم بالای این کتاب برای ترجمه، نفس و توانی می خواهد که قطعا در چنته دانش و حوصله کمتر کسی وجود دارد. ترجمه این اثر دارای ارزش علمی زیادی در حوزه مطالعات زنان است که علاوه بر تحسین توانمندی فردی مترجم، نوید دهنده بهره مندی عرصه مطالعات زنان ایران از یک مترجم توانمند است.
نسخه اصلی کتاب شامل یک مقدمه دو صفحه ای به قلم نویسنده است که علاوه بر معرفی خود به عنوان یک مادر و معلم و فعالیت های حرفه ای اش درزمینه تاریخ، اذعان می کند که در این کتاب تلاش دارد تا تنها یک بخش از تاریخ زنان یعنی قسمت اروپایی و آمریکایی آن را تشریح کند. حذف این مقدمه توسط مترجم یا ناشر باعث شده که خواننده، بدون تصویر ذهنی از نویسنده به متن کتاب وارد شود.
مقدمه ای که برکتاب توسط مترجم نوشته شده البته نیازمند صرف وقت بیشتر برای تکمیل و ارائه حداقل اطلاعات علمی در خصوص نویسنده، فعالیت های علمی وی و نام بردن از دیگر آثار وی و همچنین محتوای کتاب است که امید می رود در چاپ های بعدی مورد دقت و توجه بیشتری قرار گیرد. چه بسا که نوشتن یک مقدمه جامع و آگاهی دهنده از طرف مترجم بر چنین ترجمه ارزشمندی می تواند تمایلات بیشتری برای مطالعه این کتاب برجسته را به دنبال آورد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از خوشایندترین راهها برای آشنایی با یک عرصه علمی؛ خواندن اولین کتاب خوب و تاثیر گذار در این باره است. کتاب ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی را می توان به عنوان اولین کتاب خوب برای آشنایی با جامعه شناسی مدنظر داشت. اگر می خواهید کسی را به جامعه شناسی علاقمند کنید؛ راه خوبش توصیه به خواندن این کتاب موثر و البته دلنشین است.
فاطمه خیاطی و آلاله پورکرم این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر دست خیر دارید و دستگیری از نیازمندان از جمله ویژگی های اخلاقی تان است؛ این کتاب را بخوانید. با خواندن این کتاب با این سوال روبرو می شوید که کمکتان به فلان امر خیر چقدر موثر و تعیین کننده بوده است؟
Atefeh Fayyazi این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خواندن این کتاب را می شود به همه کسانی که به نحوی از وضعیت امروز جوامع بشری به ستوه آمده اند، پیشنهاد کرد. خیلی تفاوتی ندارد که کسی درآمد کمی داشته باشد، توسط حکومتی پاکسازی قومی و نژادی شده باشد، در محلات پرخطر زاغه ای زندگی کند، شغلش را دراثر اجرای سیاستهای کلانی مثل خصوصی سازی از دست داده باشد، زن سرپرست خانوار باشد، تسهیلگر اجتماعی ... دیدن ادامه » باشد که آموزش جزء جدانشدنی کارش است یا معلمی باشد که دلش می خواهد دانش آموزانش از همان ابتدای آموزش، با تفکر انتقادی آشنا شوند؛ همه و همه این افراد با جایگاهها و موقعیتهای بسیار متفاوت اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی می توانند مخاطب این کتاب باشند و با خواندن آن، نگاهی جامعتر نسبت به توسعه، توسعه جماعت محور، عدالت اجتماعی، آگاهی نقادانه، تبعیض، جامعه مدنی، جهانی سازی، ستم، قدرت و … به دست آورند.
این کتاب در لینک زیر معرفی شده است:
https://anthropologyandculture.com/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d8%ac/
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خواندن این کتاب ارزشمند را به همه علاقمندان مسائل زنان و جامعه شناسی توصیه می کنم.
در لینک زیر با این کتاب بیشتر آشنا می شوید:

http://anthropology.ir/article/31738.html
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آه که فقط می توانم بگویم از گنجهای ادبیات جهان، این یکی واقعن گنجی است بی نظیر... که به هر شاعر به قدر شکوه ادبی اش ارج می نهد... باید پوشکین خواند... باید بخاطر درک معنی زیبایی است.پوشکین شرقی ترین نگاه را با غربی ترین افکار در می آمیزد. یک دنیا سپاس از آقای آتش بر آب... برادر انتظار کارهای جدیدتری دارم...
خسرو پرویز و مینا مکوندی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دریچه ای به زندگی شخصی , عقاید ادبی سیاسی یا عادت های نوشتن برخی از بزرگ ترین نویسنده ها مثل همینگوی یا گراهام گرین. بسیار خوندنی
مینا مکوندی این را خواند
خسرو پرویز و عبدالصالح پاک این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ورونیک اولمی، همچون یاسمینا رضا، هم نویسنده است و هم بازیگر. قلم اولمی، تیز، تکان دهنده و گزنده، درست همان جایی می رود که درد می‌کند و زخم های درونی و پنهان را باز و آشکار می‌کند.
نمایشنامه های اولمی نمایشنامه های خانوادگی است. زنانی با سرنوشت های نامعلوم و مشوش. زنانی که گویی در وجودشان، پیکرشان و روان شان مچاله شده‌اند. غرق می‌شوند و کسی دست یاری به سوی آنان دراز نمی کند. و در این دنیای زنانه، مردها هرآنچه را بخواهند انجام می‌دهند.
در نگاه نخست، شخصیت های اولمی بی سر و صدایند. آدم هایی اند عادی که هر روز از کنارمان می گذرند و توجهی به آن ها نمی کنیم.
اولمی بدون ... دیدن ادامه » پرحرفی و توضیح اضافه، به روش درامی خانوادگی، به ژرف ترین و دردناک ترین نقطه ی روحی شخصیت هایش می پردازد؛ هیستری و بی رحمی مادرانه، سردرگمی پدرانه و عقده های دخترانه.
فضای نمایشنامه های اولمی فضاهایی اند بسته و خفه، بدون در و پنجره، و از بیرون تنها سایه روشن های آثار آلبی یا استریندبرگ را حس می کنیم.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دونوسو نویسنده اهل شیلی و از نویسندگان مهم دوره شکوفایی ادبیات آمریکای لاتین بود. وی در اعتراض به دیکتاتوری پینوشه تن به تبعیدی خودخواسته داد و چندین سال را در مکزیک، آمریکا و اسپانیا زندگی کرد اما در سال ۱۹۸۱ به شیلی بازگشت و تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۶ در زادگاهش بود. وی پس از بازگشت به شیلی، اقدام به راه‌اندازی کارگاه داستان‌نویسی کرد که این کارگاه نقش مهمی در پرورش نسل جدیدی از نویسندگان شیلیایی داشت.

دونوسو در رمان حکومت نظامی روایتی از زندگی «مانونگو ورا» خواننده‌ انقلابی شیلیایی روایت می‌کند. مانونگو ورا کمی قبل از کودتای پینوشه، به‌گونه‌ای تصادفی از شیلی خارج شده و بعد از کودتا به پاریس می‌رود و در چند سال نخستِ بعد از کودتا با ترانه‌هایش که زبان گویای وطن خفقان‌گرفته‌ او شده و در میان جوانان اروپا جایگاهی بی‌همانند پیدا می‌کند.

ورا، ... دیدن ادامه » دوازده سال بعد از کوتای ۱۹۷۳ دیگر نه اعتقادی به آنچه می‌خوانده دارد و نه چشم‌انداز امیدبخشی پیش روی خود می‌بیند. دیگر نمی‌خواهد به خودش و مخاطبانش دروغ بگوید. از سوی دیگر، صداهایی قدیمی و مرموز او را به زادگاهش، به وطنش می‌خوانند. پس به این امید که هستی تکه‌تکه‌شده‌ خود را بار دیگر به هم پیوند بدهد، به شیلی بازمی‌گردد. اما آنچه در وطن می‌یابد بسیار دور از انتظار و آرزوی اوست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان«آئورا» یکی از بحث انگیز ترین آثارفوئنتس است که تا کنون صدها نقد و نظر ومقاله علمی در باره اش نوشته شده،اثری که هم به لحاظ فضای داستانی قابل توجه است و هم جسارت نویسنده ای جستجوگر در یافتن راهی تازه را در عالم روایت باخود دارد._


... دیدن ادامه » فلیپه مونترو،تاریخ دان جوان و جویای کار در کمال نا امیدی به یک آگهی استخدام بر می خورد که با تحصیلات و نوع علائق او همخوانی کامل دارد،اوبلافاصله خود را به آدرس ذکر شده در آگهی می رساند و ماجرای حیرت انگیز رمان از همان لحظه آغاز می شود.

کارلوس فوئنتس در رمان«آئورا»دو گونه متفاوت در عالم نویسندگی را به هم پیوند داده است،اودر آغاز رمان خواننده اش را به فضایی دعوت می کند که یادآورفضاهای «باروک»یعنی تجسم بخشیدن به اشیاءو حتی تجسم بخشیدن به عناصری از وهم و خیال و حتی مرگ است اما رفته رفته رگه هایی مدرن از دل وقایع سر بر می آورند که خواننده وشخصیت فلیپه مونترو را بیشتر درگیر ماجرا می کنند.


نکته جالب توجه در رمان«آئورا»حضور مداوم خواننده در بطن اثر است،یعنی این که نویسنده با ایجاد ترفند هایی ذهن خواننده اش را درست مانند ذهن جوان جویای کاربه اعماق خانه قدیمی و مرموز می کشاند،جایی که از در و دیوارش حس انتظار می بارد و همین انتظار است که رغبت خواندن ایجاد می کند.


کارلوس فوئنتس در«آئورا»هنگامه ای ازشخصیت پردازی بر پا کرده است،او با خلق شخصیتی ظاهرا محوری به نام «خانم کونسوئلو»به عنوان کسی که علاقه دارد خاطرات پراکنده همسر مرحومش را به کمک فلیپه مونترو جمع و جور کند، همواره از برادر زاده اش یعنی «آئورا»می گوید وآمدن قریب الوقوع او را نوید می دهد و جوان مهمان را در تب و تابی غریب فرو می برد که شبیه به عشق است.


خواننده رمان «آئورا» از آن جهت بیشتر در فضای داستانی غرق می شود که نویسنده در همان آغازبا استفاده از کلمه صمیمی«تو»
ورود اورا به ماجرا تبریک می گوید و از آن پس دیگر بین فلیپه مونترو و دیگر شخصیت ها با خواننده فاصله زیادی احساس نمی شود.


عنوان رمان «آئورا»از یک نظریه علمی برداشت شده است،نظریه ای که مربوط به انعکاس یک انرژی در بدن است و روانشناسان با استفاده از آن شیوه زندگی ونوع احساسات فرد را جستجو می کنند.


کارشناسان نظریه «آئورا» اعتقاد دارند که این پدیده انعکاس ثبت کامل گذشته و حال و آینده ماست واگر خواننده اثر فوئنتس با سر فصل های این نظریه آشنا باشد به خوبی در خواهد یافت که نویسنده اورا به چه معجون گوارایی دعوت کرده است.


بر اساس این نظریه شخصیت«آئورا» در رمان وجود خارجی ندارد بلکه انعکاس بخشی ازوجود خانم کونسوئلواست که آرام آرام رخ می نمایاند و روحیه ای جوان و پر طراوت را در کالبدی پیر و از کار افتاده به نمایش می گذارد،نمایشی حیرت آور که ساخت و ساز آن فقط از نویسنده ای چون فوئنتس بر می آید.

ای کاش فوئنتس شخصیت«آئورا»را به عنوان برادر زاده یا فامیل خانم کونسوئلو معرفی نمی کرد زیرا او با این شگرد فقط تعلیقی زود گذر ایجاد کرده که با کلیت رمان همخوانی ندارد.

خواننده انتظار دارد که نویسنده در این اثر از امکانات موجود و آشنا استفاده کند و به عنوان مثال ازبرگ برنده و موثری چون نداشتن فرزند از سوی کونسوئلو بهره بیشتری ببرد و لا اقل شخصیت «آئورا» رابه عنوان فرزند او معرفی کندکه هم بار عاطفی بالاتری دارد و هم پیوند شخصیتی بیشتری ایجاد می کند.


سوال این جاست که وقتی قرار است «آئورا»به عنوان همزاد کونسوئلو به عنوان یک فامیل معرفی شود پس محروم بودن او از داشتن فرزند چه کمکی به روند اثر می کند و اصولا تاکید نویسنده بر این موضوع ریشه در چه ضرورت هایی دارد؟ کونسوئلودر جای جای اثر به فلیپه مونترو که بر اثر تعریف و تمجید های او دیگر عاشق شده است قول می دهد که در صورت باز یافتن سلامتی «آئورا»را به او معرفی می کند در حالی که درهیچ جای رمان اثری از دلبستگی شدید او به این شخصیت به عنوان یک برادر زاده مشهود نیست و حتی در دفترچه های خاطرات همسرش هم چنین چیزی وجود ندارد.

نکته دیگری که ضرورت آن چندان لازم به نظر نمی آید شغل همسرمرحوم خانم کونسوئلوست که به عنوان سرهنگ معرفی شده است اما روند داستان نشان می دهد که او می توانست هر شغل دیگری داشته باشد و سرهنگ بودن او کاملا یک انتخاب شخصی از سوی نویسنده بوده است.

رمان «آئورا»جدای از یک سری اشکالات طبیعی ،اثری است که تاثیرش هیچ گاه از ذهن خواننده محو نمی شود و به زعم بسیاری از منتقدان حوزه ادبیات داستانی بهترین کار فوئنتس به حساب می آید.


نحوه روایت این رمان که تلاشی برای به کار گیری خطاب به دوم شخص از زاویه دید دانای کل است در نوع خود مثال زدنی و قابل مطالعه است،روایتی که گاه به روایت راوی جمع پهلو می زند:«در ژرفای پرتگاه تاریک،در رویای خاموش و در سکوت می بینی اش که به سویت می خزد،در سکوت دست های بی گوشتش را می جنباند،به سویت می آید تا آن که چهره به چهره ات می ساید و تو لثه های خونین،لثه های بی دندان بانوی پیر را می بینی و جیغ می کشی و او دیگر بار دست جنبان دور می شود ودندان های زردش را که در پیشبند خون آلود ریخته است بر پرتگاه می افشاند.جیغ توبازتاب جیغ آئوراست،اوپیش روی تو در رویایت ایستاده است و جیغ می کشد،چرا که دست کسی دامن تافته زردش را از میان دریده است و آن گاه سر به سوی تو می کند،نیمه های دریده دامنش در دست، سر به سوی تو می کند وخاموش می خندد،با دندان های خانم پیر که روی دندان های خود نشانده است و در این دم، پاهایش،پاهای عریانش تکه تکه می شود و به سوی پرتگاه می پرد....»
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
مجید حاج حسینی و سپیده شوهانی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سال ۱۸۰۸ میلادی است. حدود دو سال است که ناپلئون آلمان را شکست داده و خاک آن را فتح کرده و کشور را زیر سم‌های اسب خود در‌می‌نوردد. او در یک دیدار تاریخی به ملاقات گوته، شاعر و متفکر بزرگ و پرآوازه آلمانی، می‌رود. در این دیدار، میان این دو شخصیت بزرگ و تاریخی سخنانی رد و بدل می‌شود. در آن ملاقات مهم منشی گوته که آکرمن نام داشت، گفتگوهای آنان را نوشت و برای آیندگان ثبت کرد. یکی از مطالبی که ناپلئون گفت این بود که تقدیر انسان امروز، سیاست است که دیگر گریزی از آن نیست. ناپلئون راست می‌گفت و در این نظر خود بر حق بود. گوته نیز سخن او را تایید کرد.

آری! سیاست در این دوران مدرن بسیار مهم و جدی است. این اهمیت به حدی است که باید گفت امروزه سیاست چیزی نیست که می‌توان به آن اندیشید، بلکه سیاست چیزی است که دیگر نمی‌توان به آن نیندیشید. سیاست به موضوع ضروری تفکر انسانی تبدیل شده است. در این میان اندیشیدن فلسفی به سیاست از جایگاه بس ممتازی برخوردار است. به همین دلیل روز به روز حجم و تنوع مباحث و نظریات مربوط به سیاست افزایش یافته است. این کثرت و تنوع به آثار مربوطه نیز سرایت کرده است. لذا طبیعی است که اثری با سیصد صفحه که بخواهد مباحث بسیار گوناگون و اندیشمندان متعدد را در خود جای دهد، بسیار فشرده و غنی می‌شود. کتاب حاضر نیز از این قاعده مستثنا نیست.

این ... دیدن ادامه » تالیف ارزشمند به قدری غنی است که نمی‌توان در این معرفی کوتاه به محتوا و درون‌مایه آن اشاره کرد. تنها کاری که در این مجال کوتاه امکان‌پذیر است، اشاره به عناوین و سرفصل‌های مباحث آن است.

این کتاب از دو بخش کلی تشکیل شده است. عنوان بخش اول لیبرالیسم در قرن بیستم است. بخش دوم هم محافظه کاری در قرن بیستم نام دارد. هر کدام از این دو بخش نیز هشت گفتار را در خود جای می‌دهد.

نویسنده اولین گفتار بخش اول را با بحثی مفصل در باب زمینه‌های تاریخی و فکری لیبرالیسم در قرن بیستم آغاز می‌کند. در این گفتار اصول کلی لیبرالیسم - برای مثال آزادی، قانون، حکومت، دموکراسی و.... - مطرح می‌شود و نیز برخی از اشکالات و ابهامات در مورد این جریان فکری مورد بررسی قرار می‌گیرد. پس از آن به نسل قدیم لیبرال-دموکرات های قرن بیستم می‌پردازد و به‌طور اجمالی به آراء و نظریات پیشگامان لیبرالیسم اشاره می‌کند. کسانی که در گفتار دوم مطرح می‌شوند، عبارتند از: ویلیام جیمز، جان دیوئی، لارنس ای. لاول، رابرت مک آیور، چارلز مریام، والتر لیپمن، جیمز برایس، ای. دی. لیندسی، ارنست بارکر، برتراند راسل و هارولد لاسکی. پس از آن در پنج گفتار بعدی آراء این فیلسوفان بزرگ لیبرال به تفصیل گزارش می‌شود: کارل پوپر، فردریش هایک، آیزایا برلین، جان رالز و هانا آرنت. نویسنده در بررسی آراء این فیلسوفان از نقد آنها نیز غافل نمانده و لذا به آراء منتقدان آنان نیز اشاره می‌کند. آخرین گفتار بخش اول نیز به بررسی مسئله لیبرالیسم و رابطه آن با ایدئولوژی و معرفت علمی اختصاص یافته است. علت پرداختن به این موضوع آن است که برخی افراد به طور جزمی در مورد لیبرالیسم داعیه علمی بودن دارند. این ادعا لیبرالیسم را تبدیل به نوعی ایدئولوژی می‌کند که با اصول و مبانی آن به راحتی سازگار نمی‌شود.

آغاز گفتار اول بخش دوم، بحث در مورد اصول و مراحل و انواع محافظه‌کاری در قرن بیستم است. در این گفتار علاوه بر گزارش تاریخی مختصر جریان محافظه‌کاری، اصول فکری آن – برای مثال عقلانیت، دین، مالکیت، نابرابری اجتماعی و....- و انواع گوناگون محافظه‌کاری توضیح داده می‌شود؛ انواعی همچون محافظه‌کاری سنتی، محافظه‌کاری رمانتیک، محافظه‌کاری لیبرال، محافظه‌کاری واقعگرا، محافظه‌کاری دینی، محافظه‌کاری سکولار و چند نوع متفاوت دیگر. گفتار بعدی شخصیت‌های برجسته نسل قدیم محافظه‌کاری در قرن بیستم را معرفی می‌کند. در اینجا به اندیشه‌های چند فیلسوف انگلیسی، آمریکایی و ایتالیایی به این ترتیب اشاره می‌شود: جورج گیسینگ، دبلیو. اچ. مالاک، اروینگ بابیت، پل المر مور، جورج سانتایانا و در پایان بندیتو کروچه. گفتار سوم به اندیشه‌های فیلسوف نامدار اسپانیایی، اورتگایی گاست اختصاص یافته است. در گفتار چهارم نظریات سه فیلسوف فرانسوی مطرح می‌شود: برتران دو ژوونل، امانوئل مونیه و سیمون ویل. گفتار پنج و ششم به ترتیب به لئو اشتراوس و مایکل اوکشات می‌پردازد. گفتار هفتم سازش‌ها و ستیزه‌های مذهب و مدرنیته در غرب را واکاوی می‌کند. در این گفتار آراء و نظریات اندیشمندان قرن بیستم غربی را می‌بینیم که بین دین و مدرنیته چه نسبتی را برقرار می‌کنند و چگونه در این زمینه به مسائل عصر خود پاسخ می‌دهند. کارل بارت، پل تیلیش و ادوارد اسکیلبیکس سه اندیشمندی هستند که نظریات آنها در این موضوع ذکر می‌گردد. هر کدام از این سه شخصیت نماینده یک نوع دیدگاه و جریان فکری در مورد رابطه دین و مدرنیته به شمار می‌آیند.

گفتار آخر از محافظه‌کاری تا هرمنوتیک و پست‌مدرنیسم نام دارد. نویسنده نشان می‌دهد که میان جریان‌های فلسفی هرمنوتیک و پست‌مدرنیسم نسبت مستقیمی با محافظه‌کاری وجود دارد. یعنی اینکه هرمنوتیک و پست‌مدرنیسم از جهت لوازم سیاسی به نوعی محافظه‌کاری می‌انجامند.

اما چرا باید چنین کتاب‌هایی را مطالعه کرد و اساسا ضرورت آگاه بودن از معنای سیاست و نظریات مطرح شده در مورد آن و سایر امور سیاسی چیست؟ پاسخ این پرسش آن است که آشنایی با اندیشه‌های سیاسی، آشناشدن با یک حوزه خاص از دانش نیست؛ زیرا سیاست حوزه‌ای جدا و برکنار از زندگی نیست که در کنار سایر رشته‌ها قرار گرفته باشد. نمی‌خواهیم همانند بسیاری از اندیشمندان اغراق کنیم و زندگی را معادل با سیاست بدانیم و یا همانند ماکس وبر سیاست را معنای زندگی قلمداد کنیم، اما باید این واقعیت را پذیرفت که سیاست با همه ابعاد زندگی به شدت گره خورده است و امروزه هیچ حوزه‌ای از تاثیر سیاست در امان نیست. اگر خوب دقت کنیم به خوبی می‌بینیم که حتی حوزه خصوصی افراد نیز تحت تاثیر سیاست است و سیاست حتی در شخصی‌ترین و خصوصی‌ترین امور شهروندان نیز مداخله می‌کند. از این روی، درک و فهم نظریات سیاسی باعث درک و فهم بهتر زندگی مدرن می‌شود. لذا نه تنها سیاست‌مداران و کسانی که به سیاست علاقمند هستند باید به فهمیدن آن اهتمام داشته باشند، بلکه هر کسی که به اصل زندگی اهمیت می‌دهد، باید سیاست را جدی بگیرد و آن را خوب بفهمد. طبیعی است که بر این اساس، هر چیزی که به درک و فهم ما از سیاست یاری رساند، به درک و فهم زندگی ما کمک کرده است. این امر نیز به داشتن زندگی بهتر مدد می‌رساند. همه ما نیز سخت به چنین چیزی نیازمندیم.

همچنین لازم است نکته‌ای را در مورد اهمیت این اثر متذکر شویم. در باب اندیشه‌های فیلسوفان سیاسی آثار زیادی وجود دارد، اما این کتاب از مزیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا بیشتر کتاب‌هایی که در زمینه اندیشه‌های سیاسی منتشر می‌شود، ترجمه آثار غربی است. این‌گونه آثار علی‌رغم محاسن و مزایایی که دارند، این عیب را هم دارند که برای خواننده ایرانی نگاشته نشده‌اند و مخاطب دیگری را مدنظر دارند. در چنین شرایطی طبیعی است که خواننده فارسی زبان در مطالعه آنها دچار مشکل شود. تالیفاتی از این دست که به زبان فارسی صورت می‌گیرد وبرای مخاطب ایرانی به نگارش در‌می‌آید، بسیار مغتنم است. خوشبختانه این اثر نه تنها برای دانشجویان و استادان رشته‌های مرتبط با فلسفه و سیاست بسیار مفید است، بلکه برای عموم علاقمندان نیز بسیار آموزنده و قابل استفاده است. امیدواریم که شاهد بیشتر شدن چنین آثاری باشیم.

نکته آخر اینکه اثر مذکور جلد دوم مجموعه دوجلدی تاریخ اندیشه‌های سیاسی قرن بیستم است. جلد اول آن به اندیشه‌های مارکسیستی اختصاص دارد. این دو جلد با هم و روی هم رفته آشنایی خوبی با اندیشه‌های سیاسی قرن بیستم فراهم می‌آورند.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر روز در مترو شاهد افرادی هستیم که تلاش می‌کنند ما را متقاعد کنند تا اجناسی را از آنها بخریم. در خیابان شاهد دستفروشانی هستیم که در کنار خیابان بساطی پهن کرده‌اند و اقلامی را می‌فروشند. هر از چندگاهی صدای وانت‌هایی را می‌شنویم که اجناسی را با بلندگو می‌فروشند و یا اجناسی را از مردم خریداری می‌کنند. اگر به اطراف شهر برویم شاهد خانه‌هایی هستیم که به زحمت سرپا هستند و معلوم است به سرعت و به شکل غیرقانونی ایجاد شده‌اند. می‌توانیم نسبت به این انسانهایی که هر روزه در کنار ما هستند بی‌تفاوت باشیم و طوری رفتار کنیم که گویی آنها نیستند و یا بود و نبودشان برای ما مهم نیست. حتی می‌توان به آنها به عنوان یک مزاحم، یک قانون شکن، یک مشکل و یا یک سمبل عقب ماندگی نگریست ولی این نگرش مسئله‌ای را حل نمی‌کند و مهمتر اینکه با رویکرد اخلاقی ما به عنوان انسانی که نمی‌تواند نسبت به درد و رنج دیگر انسانها بی‌تفاوت باشد سازگار نیست. سالهای سال خیلی از کنار چنین انسانهایی گذر می‌کنند و در بهترین حالت سری به حالت تاسف تکان می‌دادند اما یک پرویی به نام دسوتو بود که در سوئیس بزرگ شده بود و وقتی که اولین بار به پرو رفت نتوانست نسبت به این وضعیت بی‌تفاوت بماند. وی با مردم دستفروش شروع به صحبت کرد و به تدریج دریافت که ذهنیت‌های رایجی که نسبت به مردم فقیر وجود دارد درست نیست. به عنوان مثال اکثر مردم تصور می‌کنند همه فقرا پول ندارند تا یک مغازه درست و درمان داشته باشند و به شکل رسمی فعالیت کنند. اما وقتی وی به درون زندگی فقرا وارد شد متوجه شد آنها کسانی نیستند که خود بخواهند خارج از عرصه قانون کار کنند بلکه این رویه‌های رسمی است که نمی‌گذارد آنها به عرصه فعالیت قانونی وارد شوند. به عنوان مثال، وی دریافت که قوانین در کشور وی و اکثر کشورهای در حال توسعه طوری طراحی شده که هزینه ورود به عرصه فعالیت رسمی آنقدر بالاست که فقرا گزینه‌ای جز فعالیت غیررسمی ندارند. به عنوان مثال اگر خانواده‌ای بخواهد زمینی را به طور رسمی برای ایجاد خانه تصاحب کند باید ۸۳ ماه یعنی ۶ سال منتظر بماند تا در صورت تکمیل همه مدارک، دادگاه پرو اجازه تصرف بدهد!!! در چنین وضعیتی آیا تصاحب غیرقانونی زمین گزینه معقول‌تری نیست؟!

شاید خیلی از ما این همت یا دقت را نداشته باشیم که زندگی فقرا را از نزدیک بررسی کنیم ولی دوسوتو در کتاب خود به دقت و تفصیل مراحل تصرف غیرقانونی زمین و ایجاد مسکن‌های غیررسمی، ایجاد کنج‌های دستفروشی و نهایتاً مسافرکشی را شرح می‌دهد. وقتی خواننده همدلانه شرح تلاش‌های مردمی را که ناگزیر از غیررسمی زیستن هستند، می‌خواند دیگر نمی‌تواند فقرا را افرادی تنبل بداند که خود مقصر بدبختی خود هستند بلکه آنها را قربانی نظامی می‌بیند که جامعه بنا نهاده است. نویسنده به همین مقدار اکتفا نکرده بلکه موسسه‌ای را بنیان گذارده تا بتواند گامی در جهت مسئله فقرا بردارد. وی ابتدا موانع و هزینه‌های بسیار بالای قانونی شدن فعالیت های مختلف را احصا کرده و به دولت پرو پیشنهاد کرد تا این هزینه‌ها را کاهش دهد. وی سپس نشان می‌دهد که وقتی فقرا ناگزیر می‌شوند در حالت غیررسمی بمانند هزینه‌های بسیار زیادی برای تداوم فعالیت خود می‌کنند چرا که قانون و نهادهای قانونی از فعالیت های آنها هیچ پشتیبانی نمی‌کند. همچنین سرمایه‌ای که آنها به شکل غیررسمی جمع آوری می‌کنند چون در عرصه غیررسمی است نمی‌تواند حکم وثیقه را بیابد و چون وثیقه ندارد نمی‌تواند از نهادهای مالی اعتبار دریافت کند و به همین دلیل یا باید از افراد غیررسمی با بهره‌های بالا وام بگیرد یا قید گسترش فعالیت را بزند. نویسنده با شرحی تحسین کردنی برای خوانندگان شرح می‌دهد که چگونه فقرا در شرایطی قرار دارند که تمام خلاقیت و قوه کارآفرینی خود را به کار می‌گیرند تا در نظامی که قربانی آن هستند دوام بیاورند و بتوانند به معیشت خود سامان دهند. آدمی وقتی این کتاب را به پایان می‌برد ناخودآگاه می‌بیند که چقدر نگاهش به تدریج و آرام آرام نسبت به فقرا تغییر کرده و چگونه در نگاهش آنها از انسانهایی که هزینه تنبلی خود را می‌دهد به انسانهایی که چقدر پرتلاش هستند تغییر کرده اند.

کتاب ... دیدن ادامه » راه دیگر، کتابی عادی نیست و خواننده بعد از خواندن آن تغییراتی در خود و نگاهش حس می‌کند. این کتاب تنها کتابی علمی نیست بلکه کتابی است که راه‌حل‌های عملی ارائه می‌دهد. این کتاب در کشوری عرضه شد که چریک های کمونیست، این دیدگاه را ترویج می‌کردند که مشکل فقر مردم تنها با واژگون کردن نظام مالکیت خصوصی و اقتصاد بازار قابل حل است و با این دیدگاه مردم را به تشکیلات خود جذب می‌کردند. کتاب در مقابل نشان می‌داد که مشکل فقر در درون نظام اقتصاد بازار قابل حل است و نیازی به توسل به نظام کمونیسم نیست. انتشار این کتاب موجب شد تا تبلیغات گروه چریکی راه درخشان در پرو جاذبه خود را از دست دهد. عنوان کتاب که «راه دیگر» است طعنه‌ای است به نسخه راه درخشان آن گروه چریکی. وقتی انتشار این کتاب نگاه‌ها را پرو تغییر داد گروه مذکور دست به کار شد و سوء قصد به جان نویسنده را در دستور کار قرار داد و حداقل دو بار به وی سوء قصد نمود. در یک نوبت خودرو وی گلوله باران شد و در نوبتی دیگر یک بمب قوی در مقابل موسسه‌ای که وی برای تکمیل و تدوین ایده‌هایش تشکیل داده بود منفجر کرد. خوشبختانه نویسنده از هر دو سوء قصد جان سالم به در برد. لذا باید به کتاب به عنوان کتابی نگریست که نویسنده خود بابت آن جانش را به گرو گذاشته است.

کتاب همانگونه که در پرو مورد استقبال شدید قرار گرفت، در کل جهان نیز به شدت سر و صدا کرد. انبوهی از شخصیت‌های سیاسی مشهور آن را خواندند و دیدگاه‌های موجود در آن را تحسین کردند. حسن شهرت دسوتو موجب شد تا رئیس جمهور پرو که در ابتدا مشوق و حامی اجرایی شدن دیدگاه‌های وی بود، نسبت به این محبوبیت احساس خطر کرده و نویسنده را یک رقیب بالقوه قلمداد کند. همین امر موجب شد تا آنها فعالیت و همکاری خود را با دولت پرو موقتاً تعطیل کنند و همین امور را به شکل مشاوره در دیگر کشورهای جهان سوم دنبال نمایند.

کتاب روایتی است خواندنی و دقیق از زندگی کسانی که در کنار ما هستند اما ما تا کنون نسبت به آنها بی‌تفاوت بوده ایم. ترجمه روان و سلیس آن موجب می‌شود تا خواننده حس نکند که ترجمه بودن کتاب مانعی برای طی کردن مسیر جالبی است که نویسنده خواننده را با خود به طی کردن آن می کشاند. قطعاً خواندن این کتاب برای همه کسانی که نسبت به مقوله فقر، توسعه نیافتگی و عدالت دغدغه دارند امری ضروری است و چشم‌اندازهای نوینی را پیش روی آدمی می‌گشاید. چشم انتظار روزی هستیم که آموزه‌های این کتاب برای کاهش فقر و درد و رنج مردم فقیر ایران به کار گرفته شود. به امید رسیدن آن روز.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به گفته ی ژیژک خشونت سه شکل دارد: کنشگرانه (جنایت،ارعاب)،کنش پذیرانه(نژادپرستی،نفرت پراکنی،تبعیض) و سیستمی(تاثیرات فاجعه بار نظام های اقتصادی و سیاسی).و غالبا یکی از شکل های خشونت مانع از دیده شدن دیگر شکل های آن می شود و بدین ترتیب مسائل پیچیده ای پدید می آید.
--
آیا پیدایش سرمایه داری و در واقع تمدن بیش از آن که جلوی خشونت را بگیرد سبب ... دیدن ادامه » خشونت نمی شود؟ آیا مفهوم ساده ی «همسایه» آبستن خشونت است؟ آیا ممکن است شکل مناسب اقدام بر ضد خشونت در زمانه ی ما صرفا تعمق و اندیشیدن باشد؟
ژیژک از این پرسش ها و پرسش های دیگری که به همین اندازه اندیشمندانه است آغاز می کند و در اثری که جایگاه او را به عنوان یکی از پر دانش ترین و فتنه انگیزترین اندیشمندان دوران نو تحکیم خواهد کرد به بحث درباره ی خشونت سرشته شده در ذات جهانی شدن،سرمایه داری،بنیاد گرایی و زبان می پردازد.
اسلاوی ژیژک،فیلسوف،منتقد فرهنگی و کوشنده سیاسی ،چارچوب مسحور کننده ی تازه ای برای نگرش به نیروهای خشونت در جهان ما به دست می دهد.وی با دستمایه قرار دادن تاریخ،فلسفه،کتاب ها،فیلم ها،روان پزشکی لکان و لطیفه ها به بررسی شیوه های فهم و بدفهمی خشونت می پردازد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آبراهامیان از معدود نویسندگان و پژوهشگران جوزه ایران هست که متاسفانه چنین پژوهشهایی هنوز در خود ایران و توسط خود ایرانی ها انجام نمیشود و متون خوب و محکم رو خارجی ها مینویسند...
باید یاد گرفت تحلیل و پژوهش رو از آنها و نوشت و نوشت.
ایران بین دو انقلاب ایشان هم از بهترین هاست
مانی ریاحی و سبحان معصومی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اِما (به انگلیسی: Emma) نام رمانی از جین آستن است که درباره برداشت نادرست از دلباختگی نوشته شده است. این رمان نخست در دسامبر ۱۸۱۵ میلادی (برابر با آذر یا دی ۱۱۹۴ خورشیدی) به چاپ رسید. مانند دیگر رمانهایش، آستن در این داستان هم به درگیریها و دلبستگی های زنان در دوره جورجی انگلستان می پردازد.

پیش از نوشتن داستان آستن نوشت «می خواهم قهرمان ... دیدن ادامه » زنی بیاورم که هیچکس جز از خودم خیلی دوستش نخواهد داشت». در نخستین بند داستان، کاراکتر نامی رمان را اینگونه نگاشته می کند: «دوشیزه ٳما وودهاوس دختری زیبا، باهوش و پولدار». البته اما شاید اندکی لوس باشد، خودش را در پیوند دادن زوجها خیلی دست بالا می گیرد، از پیامدهای سوسه دواندن در کارهای دیگران ناآگاه است و رفتار دیگران را نیز بد برداشت می کند.این داستان گونه ای از رمان تربیتی است.
لیلا جعفری این را خواند
مریم طالبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از دروسی که تمام اقتصاددانان باید بخوانند و بر آن مسلط شوند، نظریه بازیهاست. در علم اقتصاد (خرد) ابتدا رفتار عقلانی یک مصرف‌کننده و یک تولیدکننده به طور مستقل بررسی قرار می‌گیرد و برای این مقصود از تمثیل رابینسون کروزئه استفاده می‌شود. احتمالا شما نیز ماجرای رابینسون کروزوئه را شنیده باشید؛ داستان مردی که به تنهایی در جزیره‌ای دورافتاده و محصور در آب گرفتار می‌شود. اقتصاددانان می‌کوشند نشان دهند که رفتار عقلانی چه دلالت‌هایی برای این فرد به عنوان مصرف کننده و تولیدکننده دارد. اما همانطور که همه می‌دانیم جامعه محصول تعاملات انسانهای زیادی است و نمی‌توان آنها را جدا و دور افتاده از یکدیگر فرض کرد. به همین دلیل، ادبیات اقتصادی بلافاصله پس از تحلیل رفتار اقتصادی به شکل جداگانه به تحلیل رفتار انسانها در تعامل با یکدیگر می‌پردازد. بخشی از تعاملات انسانها جنبه استراتژیک دارند به این معنی که من وقتی می‌خواهم اقدامی را انجام دهم می‌دانم که نتیجه حاصله صرفاً تابعی از اقدام من نخواهد بود، بلکه تابعی از اقدام دیگران نیز هست. به همین دلیل در تصمیم به اتخاذ رفتار خود، باید رفتار دیگران را نیز لحاظ کنم. این گونه رفتارها اصطلاحا رفتارهای استراتژیک خوانده می‌شوند و تحلیل این نوع رفتارها در نظریه بازیها صورت می‌گیرد.

متاسفانه دانش نظریه بازیها در ایران بسیار جوان است و این حوزه از دانش چندان در کشور تدریس نمی شود و کتاب های معدودی در این زمینه منتشر شده‌اند که شناخته‌شده ترین آن کتاب دو جلدی دکتر قهرمان عبدلی است. ساخت و نمایش فیلم «ذهن زیبا» با ایفای نقش تاثیرگذار بازیگران نامدارش، موجب شد تا جامعه جهانی و همچنین ایرانیان با شخصیت «جان نش» به عنوان تاثیرگذارترین فرد در تکامل نظریه بازیها آشنا شوند، اما متاسفانه مطالب کافی عرضه نشد تا مردم ما دریابند که نقش و کارکرد اصلی جان نش در نظریه بازیها چه بوده است. ظاهراً این مشکل در خارج از ایران و در آمریکا نیز وجوددارد و همین عامل موجب شده تا نویسنده کتاب، تام سگفرید، دست به نگارش این کتاب بزند.

نویسنده ... دیدن ادامه » در دو فصل اول زمینه‌های پیدایش نظریه بازیها را شرح می‌دهد و در فصل سوم نقش جان نش در ابداع مفهوم تعادل نش را با چند مثال توضیح می‌دهد. فصل چهارم که فصلی بسیار خواندنی و جذاب است، به کاربست نظریه بازیها در زیست شناسی اختصاص دارد و نشان داده می‌شود که چرا زیست‌شناسان اعتقاددارند نظریه بازیها بیش از هر عرصه دیگری می‌تواند در تحلیل تکامل و زیست شناسی ایفای نقش کند. تا جایی که نگارنده اطلاع دارد این فصل از کتاب نخستین نوشته‌ای است که به زبان فارسی در این زمینه عرضه شده است. فصل پنجم کتاب نیز موضوع کاملاً جدیدی را به خوانندگان معرفی می‌کند. شاید عمر تحقیقات موسوم به اقتصاد عصبی (neuroeconomics) به بیست سال نرسد و نویسنده توانسته به خوبی معرفی ساده ای از آن انجام دهد. فصل ششم به این بحث می‌پردازد که آیا نتایج نظریه بازیها جهان شمول است یا تنوع‌های فرهنگی می‌تواند به تنوع نتایج بازیها بیانجامد. پنج فصل آخر کتاب به تشریح یک ادعای بزرگ اختصاص دارد. سالهاست که افرادی در مقاطع زمانی مختلف در صدد بوده‌اند نشان دهند که می‌توان برای جوامع بشری قواعدی مشابه قواعد فیزیک بدست آورد. این خواسته از زوایای مختلفی مطرح شده است و ایزاک آسیموف در یکی از کتاب های خود نام چنین دانشی را «روان تاریخ» گذاشته است. عده‌ای معتقدند همانطور که قوانین ترمودینامیک از رفتار کلان مواد استخراج شده بدون اینکه رفتار مولکول‌ها مطالعه شود، می‌توان برای جوامع بشری نیز قواعد کلانی استخراج کرد. برخی همین مدعا را بر اساس با لزوم استخراج قواعد آماری مدلل کرده‌اند. در مقابل برخی مدعی شده‌اند که رفتار جوامع حاصل از تجمیع (انتگرال) رفتار دو یا چند جانبه آدمیان است و چون نظریه بازیها توانسته به شکل مطلوب این رفتارها و روابط را مدلل کند، لذا سنگ بنای اولیه این علم کبیر گذاشته شده است.

لحنِ روایت‌ِ کتاب بسیار جذاب است، نویسنده همچون مکتشفی برای شناخت ایده‌های جدید به دیدار دانشمندانی با ایده‌های به ظاهر عجیب و غریب رفته و در خلال گفتگو با آنها سعی کرده که منطق آنها را دریافته و به خواننده منتقل کند. نویسنده همچنین در بیان ساده و در عین حال جذاب این ایده‌ها موفق بوده و مترجم نیز تقریبا به شکل مقبولی توانسته شکل جذاب روایت محتوای کتاب توسط نویسنده را در زبان فارسی نیز حفظ کند.

نگارنده این سطور با وجود اینکه خود دروس پیشرفته نظریه بازیها را در مقاطع عالی گذرانده است، بازهم نکات آموختنی جالبی در این کتاب یافته است. لذا با اطمینان به دانش آموختگان اقتصاد نیز پیشنهاد می‌کند که به رغم گذراندن درس نظریه بازیها، از خواندن این کتاب غفلت نکنند. برای توده مردم و جامعه دانشگاهی که با حوزه نظریه بازیها آشنا نیستند، خواندن کتاب جذابیت مضاعفی خواهد داشت. امید است عرضه‌ی این کتاب زمینه را برای انتشار کتابهای بیشتری از این دست فراهم کند.

http://www.alef.ir/book
فاطمه حبیبی این را خواند
سمیه امیری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید