:  نشر نی
:  ۹۱۳
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
تجربه متفاوتی خواهد بود برای افرادی که فقط کلاسیک خوندن . واقعا نیاز هست به نویسندگانی مثل دوراس , روب گریه , کلود سیمون و ناتالی ساروت و ... بیشتر توجه بشه
مینا مکوندی این را خواند
ممنون برای معرفی.
۲۹ دى
ممنون که مطالب من رو میخونین
۲۹ دى
اینجا هستم بیشتر برای خواندن :)
۰۱ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آه که فقط می توانم بگویم از گنجهای ادبیات جهان، این یکی واقعن گنجی است بی نظیر... که به هر شاعر به قدر شکوه ادبی اش ارج می نهد... باید پوشکین خواند... باید بخاطر درک معنی زیبایی است.پوشکین شرقی ترین نگاه را با غربی ترین افکار در می آمیزد. یک دنیا سپاس از آقای آتش بر آب... برادر انتظار کارهای جدیدتری دارم...
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دریچه ای به زندگی شخصی , عقاید ادبی سیاسی یا عادت های نوشتن برخی از بزرگ ترین نویسنده ها مثل همینگوی یا گراهام گرین. بسیار خوندنی
مینا مکوندی این را خواند
عبدالصالح پاک این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یه اثر ناب دیگه از استاد تئاتر ابزورد. بکت در آثار خودش روده درازی نمیکنه حتی یک مکث هم در کارهاش بی دلیل نیست وقتی بکت رو میخونیم یا میبینیم باید توجه داشته باشیم که حتی چیز های به ظاهر بی اهمیتی مثل صدای یک حیوان و یا نحوه راه رفتن یک کاراکتر بی دلیل نیست و اِلا بکت از اونها استفاده نمیکرد . این کار هم از این قاعده مستثنی نیست . افرادی ... دیدن ادامه » که با هم حرف میزنند اما گوش نمیکنند , همه احساس مرگ میکنند , دچار سوتفاهم هستند و به نوعی هر یک با زبان بی زبانی گدایی محبت میکنند . اسم کتاب هم فوق العاده هوشمندانه است . همه به آخر خط رسیده اند , همه افتاده اند .
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
... نقاب‌ها رو که بردارین، همه مثل همَن، مگه نه؟ پشتِ نقاب‌ها، همه بچه‌کوچولوهای محتاجَن.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ای ایرانیان! ای برادران کشور محبوبم ایران! تا کی این مستی خائنانه شما را در خواب خواهد داشت؟ این مستی کافی است. سرهایتان را بالا بگیرید. چشمهایتان را باز کنید. نگاهی به اطراف خود بیندازید و ببینید که چگونه جهان متمدن شده است. همه بدویان افریقا و سیاخان زنگبار به سمت تمدن، دانش، کار وثروت در حرکتند. به همسایتان روسیه بنگرید که یکصد سال ... دیدن ادامه » پیش وضعیتی بدتر از ما داشت. آنان اکنون مالک همه چیز شده اند. ما در گذشته صاحب همه چیز بودیم، اما اکنون همه آنها از بین رفته¬اند. در گذشته، دیگران ما را ملتی بزرگ می¬دانستند. اما اکنون به اوضاعی دچار شده¬ایم که همسایگان شمالی و جنوبی ما را دارایی خودتلقی کرده، کشورمان را بین خود تقسیم می¬کنند. هیچ قشون، سلاح، مالیه¬ی مطمئن، دولت درست و حسابی و هیچ قانون تجاری در اختیار نداریم. در این میان روحانیون شما نیز به خطا می¬روند. چرا که در موعظه¬هایشان عمر را کوتاه خوانده و افتخارات دنیوی را پوچ می¬خوانند. این موعظات شما را از جهان دور کرده، به سوی سلطه پذیری، بندگی و جهل می_برد. هم¬زمان شاهان نیز چپاولتان می¬کنند و در کنار همه اینها اجانب نیز همه پولتان را در اختیار خود گرفته در عوض شما را با پارچه¬های سبز، آبی و قرمز، شیشه¬های پرزرق و برق و تجملات اغوا می¬کنند. اینها دلایل بدبختی¬تان هستند.
موعظه¬¬ای در تهران(1907/1286)
خسرو پرویز و مینا مکوندی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان دختری که برای اینکه سربار خانواده(ای که عاشقانه دوستشان داشت) نباشد تصمیم گرفت معلم شود و به خانه ی اشراف رفت که به فرزندانشان آموزش دهد...
از تجربه های خود میگوید، اما من متنهای عاشقانه را با شما به اشتراک گذاشتم که بخش کمتری از کتاب به آن اختصاص داشت.

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می توانستم شب و روز به او بیندیشم. می توانستم دلم را خوش کنم به این که او لایق احساس و اندیشه ی من است. هیچ کس به اندازه ی من قدر او را نمی دانست. هیچ کس نمی توانست مانند من ... دوستش بدارد. اما پناه بر خدا! به چه حقی این طور به کسی می اندیشم که به من نمی اندیشید؟ ابلهانه نبود؟ ... خطا نبود؟
اما اگر از اندیشیدن به او این همه لذت می بردم، و اگر ... دیدن ادامه » این اندیشه ها را در دلم پنهان نگه می داشتم و کسی را با این اندیشه ها نمی آزردم، خب چه اشکالی داشت؟ این سؤالی بود که از خودم می کردم.
این نحوه ی استدلال نمی گذاشت که زیاد تلاش کنم تا زنجیرها را از دست و پایم باز کنم.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آه، محرومم کرده اند
از امیدی که روحم عزیزش می داشت
نمی گذارند بنگرم
به ... دیدن ادامه » چهره ای که شادی بخش است
خنده هایت را ربوده اند
و عشقت را از من گرفته اند
باشد، بگذار هر چه می توانند بربایند،
گنجی یکتا هنوز از آن من است ...
دلی که دوست می دارد به تو بیندیشد و قدردان توست.
فاطمه خیاطی و مینا مکوندی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آرزوهای ما شبیه فتیله اند. اوضاع و احوال چخماق ها و فلزهایی دارد که مدام جرقه می زنند، و بلافاصله هم این جرقه ها خاموش می شوند، مگر آن که دست تصادف آن ها را بر فتیله ی آرزوها بیندازد. آن گاه، بی درنگ شعله ور می شوند. آری، در یک آن، شعله ی امید افروخته می شود.
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بزرگترین خصوصیتش، که یگانه عیبش به حساب نمی آید، همان بی فکری اوست ... خب، عیب کوچکی نیست، چون آدم را مستعد عیب های دیگر می کند و در انواع وسوسه ها قرار می دهد...
( نظر آقای وستن درمورد روزالی ماری)
فاطمه خیاطی و مینا مکوندی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
‌امر اخلاقی به عنوان اخلاقی کلی است و به عنوان کلی آشکار و عیان است. فرد، لحاظ شده آن گونه که بی واسطه هست، یعنی به مثابه موجودی جسمانی و روانی، پنهان و پوشیده است. پس رسالت اخلاقیش رهایی از این اخفا و عیان کردن خویش در کلی است. از این رو هر گاه بخواهد در اخفا باقی بماند گناه کرده و به وسوسه دچار شده است و فقط با عیان ساختن خود می تواند ... دیدن ادامه » از آن خلاص شود.

ترس و لرز
صفحه ی 110
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درواقع فقط جهان شمولی رنج انسانی است که باعث می شود در همه جای دنیا به بیماری های یکسانی برخورد کنیم. آندره مالرو در اشاره به همین مساله است که یک بار از کشیشی که پنجاه سال به اعترافات مردم گوش سپرده بود، پرسید از بشیریت چه آموخته است؟ کشیش پاسخ داد:" مردم بیش از آنچه انسان تصور می کند ناشادند، و واقعیت این است که چیزی به نام انسان ... دیدن ادامه » رشد یافته وجود ندارد."
روان درمانی اگزیستانسیال
صفحه ۳۰
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ژ باربدت: سبک زیستن، این قابل تحسین است.آیا شما یونانی ها را قابل تحسین یافته اید؟

میشل فوکو: نه

ژ ... دیدن ادامه » باربدت:نه الگو و نه قابل تحسین؟

فوکو: نه

ژ باربدت: آنها را چگونه یافته اید؟

فوکو: نه خیلی عالی.آنان بلافاصله به مانعی برخوردند که به نظرم نقطه ی تناقض اخلاق باستان بود یعنی تناقض میان جست جوی مصرانه ی یک سبک خاص زیستن از یک سو و تلاش برای مشترک کردن آن در میان همگان از سوی دیگر؛ سبکی که بی شک یونانیان کم و بیش به طور مبهم با سنکا و اپیکتتوس به آن نزدیک شدند، اما صرفا در قالب یک سبک مذهبی امکان بیان یافت.به نظر من، کل روزگار باستان «خطایی ژرف» بوده است ( می خندد).

ایران روح یک جهان بی روح

صفحه 217
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درسی بسیار جذاب و متفاوت از درس های معمولی که خود درس را به پرسش میکشد و آن را جامعه شناسانه بررسی میکند این درسگفتار افتتاحیه بوردیو در کلژدوفرانس که در حضور اساتید و بزرگان علم در فرانسه ایراد میشود حاوی مضامین بسیار مهم و آموزنده ای هم درباره جامعه شناسی و هم درباره بوردیو است و با ترجمه عالی ناصر فکوهی از زبان فرانسوی میتواند نظر ... دیدن ادامه » گاهی خوب درباب بوردیو و تفکرش برای علاقه مندان فراهم کند و بسیار آموزنده باشد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسر بودجهٔ ایران از زمان محمد شاه آغاز شد و کار به جایی کشید که در زمان حاج میرزا آقاسی هر سال "دو کرور(پانصد هزار) مخارج ایران بر مداخل آن زیادتی پیدا کرد". و "طرح نخستین بودجه ای که با تمام تعدیلات و رسیدگی ها به مجلس رفت و تصویب شد شش کرور تومان کسر داشت. در سوال 1325 قمری درآمد دولت 15 کرور و خرج 21 کرور بود...کسری بودجه در مجلس دوم بیشتر شد ودولت استقراض کرد." و امروز نیز که سال 1367 است از مخارج دولت نیمی از آن کسر است و بسیاری از دولتمردان استقراض را توجیه میکنند. این ارقام هر قدر تاریک و مبهم باشند در یک نکته هرگونه حجابی را کنار می زنند و واقعیت بسیار تلخی را آشکار میکنند، و آن اینکه ملت ایران مولد نیست و خرج روزانهٔ خود را نمیتواند تأمین کند و اگر به حال خود رها میشد و فرهنگ غرب مزاحمتی برایش نمی آفرید، در گرسنگی و فقر و مرگ و بیماری ، همچون گذشته روزگار می گذرانید. و این جماعت بدون اینکه به دنبال "بزِ بلاگردان" برای کوتاهی های خود باشند باید اعتراف کنند که اَنگ بی لیاقتی بر چهرهٔ آنها در از واقعیت نیست.

کتاب جامعه شناسی نخبه کشی
اثر ... دیدن ادامه » علی رضا قلی
نشر نی
صفحات 130 و131
خسرو پرویز این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر میرسد که اخلاق صورت تکامل یافته ی رفتار ها و احساسات پستاندارانی است که زندگی اجتماعی دارند. بشر برای آنکه رفتارهایش را برای دیگر افراد گروهش توجیه کند، شروع به استفاده از قوای عقلانی اش کرد. این موضوع اخلاق را از هر آنچه در میان پستانداران نزدیک به انسان یافت میشد، کاملاً متمایز کرد. اگر گروهی که بناست شخص خود را در مقابل آن توجیه کند، قبیله باشد، اخلاق شخص قبیله ای میشود و اگر کشور باشد اخلاق هم ملی گرایانه خواهد شد. اما اگر پدیده انقلاب ارتباطات منجر به پیدایش مخاطبانی جهانی شده باشد، شاید لازم باشد که رفتارمان را در قبال همه جهانیان توجیه کنیم. این تحول موجبات مادی شکوفایی اخلاقی جدید را فراهم میکند. اخلاقی که میتواند مصالح تمام ساکنان این کره خاکی را بسی بهتر از تمام نظام های اخلاقی گذشته ( علی رغم تمام ادعا هایشان) مد نظر قرار دهد.

کتاب یک جهان: اخلاق جهانی شدن
اثر ... دیدن ادامه » پیتر سینگر
برگردان از محمد آزاده
نشر نی
صفحه 45
سِیّد عِرفان باقِری این را خواند
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جان لاک در رساله دوم در باب حکومت مدنی که در سال 1690 منتشر شد، تعبیر " به اندازه کافی و به همان کیفیت" را برای توجیه مالکیت خصوصی به کار برده است. لاک در این کتاب میگوید << زمین و هر چه در آن است به انسان ها واگذار شده است تا از آن برای تداوم و آسایش زندگی خود استفاده کنند.>>
زمین و آنچه در آن است << متعلق به همه ی بشریت است>>. اگر اینطور است، پس مالکیت خصوصی از کجا می آید؟ پاسخ این است: ما مالک کار خود هستیم، و وقتی کار خود را با زمین و محصولات آن در می آمیزیم، آنها را از آن خود میکنیم. اما چرا وقتی که من کار خود را با چیزی که متعلق به همه ی بشریت است در می آمیزم، به جای آنکه مالکیت خود را بر کارم از دست دهم، مالک آن چیز میشوم؟
لاک در پاسخ میگوید که فرایند ترکیب کار شخصی با چیزی که ملک مشاع بشریت است، فقط در صورتی موجد مالکیت است که از آن چیز << به اندازه کافی و با همان کیفیت >> برای دیگران باقی بماند.

کتاب ... دیدن ادامه » یک جهان: اخلاق جهانی شدن
اثر پیتر سینگر
برگردان از محمد آزاده
نشر نی
صفحه 65
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بر مبنای نظریهٔ فرهنگ ماکس وبر نوشته شده. این نظریه امروز نقش کمرنگ‌تری در تحلیل رشد جوامع داره. اگه از مطالب این کتاب خوشتون اومد کتاب «فرهنگ پروتستانی و روح سرمایه داری» از ماکس وبر رو بخونید.‌
برای خواندن نظریه‌های به روزتر میتونید به کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟»( نشر روزنه) مراجعه کنید
مینا مکوندی این را خواند
تا تعامل با سایر ملل و مخصصوصا کشورهای صاحب صنایع پیشرفته در زمینه سرمایه گزاری خارجی و رفع موانع انحصار داخلی صورت نگیره و در عین حال مواضع صاحبان صنایع از سوی حاکمیت ارج نهاده نشه ، قطعا پیشرفتی حاصل نمیشه ، شما به کتاب چرا ملت ها شکست میخورند از عجم ... دیدن ادامه » اوغلو اشاره فرمودید ، البته بعضی از راهکارهای کشورهای اروپای شرقی که در زمان فروپاشی پرده آهنین وضعیتی به مراتب بدتر از ایران قاجار داشتند ولی امروزه یکی از مرفه ترین ملل جهانند مانند لهستان ، چک ، اسلوونی و .... نمونه الگوی امروز کشور ما هم میتونه قرار بگیره .
نظر همه دوستان گرامی رو خواهانم
با احترامات خسرو پرویز
۶ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر امثال مادام کوری پنجاه سال در طویله زحمت نکشیده بودند، اگر کارگران از مرد و زن و بچه، در هفده ساعت در کارگاه کار نمی‌کردند،اگر دزدان دریایی برای دزدیدن و تجارت و غارت دور آفریقا را پارو نمی‌زدند و تا چین نمی‌رفتند، اگر متفکران و مخترعانشان تمام لحظات خود را وقف درک و فهم صنایع نمی‌کردند و به جامعه هدیه نمی‌دادند، اگر دولت‌مردان از صنعت و علم و اختراع و فعالیت دفاع نمیکردند، اگر تجار با جسارت و صاحبان صنایع با جرأت و حسابگری و با تمام طاقت کار نمیکردند، اگر لوتر و کالون این کار را تقدیس نمی‌کردند و اگر هزاران اگر دیگر اتفاق نمی‌افتاد، صنعت به دست کسی نمی‌آمد که به نوبهٔ خود تحولات ایجاد کند.
تنها کافی بود به گفتهٔ مولانا، بل به گفتهٔ این فرهنگ، «کار» را متعلق به« خر »بدانند یا دنیا «جیفه» و «علم» به معنی تجربی «علم آخور» شود تا همه چیز معطل شود:

« ... دیدن ادامه » قسم سوم با خران ملحق شود
خشم محض و شهوت مطلق شود
از ز حیوان ها فزونتر جان کند
در جهان باریک کاری ‌ها کند »

فرهنگ ما کار را ملحق به خران و کار کردن را جان کندن، و باریک‌کاری یا صنعت را کاری خرانه میداند.
به همین جهت است که میگوییم صنعت نسبت به تحولات اجتماعی « پس آینده» است. یعنی پس از اینگونه فعالیت‌ها می‌آید.

کتاب جامعه‌شناسی نخبه کشی
اثر علی رضاقلی
نشر نی
صفحات۱۴۶ و ۱۴۷

مینا مکوندی این را خواند
درود بر دوست دانشمند آقای زنده روح
۰۲ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیاری از افراد در این گوشه از جهان که ما زندگی می‌کنیم از این احساس در عذابند که زندگی‌شان فاقد هرگونه هیجانی است و در آن از شادی‌های عمیق‌تر خبری نیست. بنابراین سعی می‌کنند این فقدان را با استفاده از مواد مخدر یا توسل به عرفان و رازوَرزی جبران کنند. عدهٔ قلیلی متوجه می‌شوند که تجربهٔ عمیق شادی، زمانی که تجربهٔ عمیق محرومیت وجود ندارد، به دست نمی‌آید و محال است.


روح ... دیدن ادامه » پراگ
ایوان کلیما
خشایار دیهیمی
صفحه ۳۰
نشر نی

مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به باور من چیز درخور ستایشی در عصبانیت نیست. عصبانیت نشانهٔ ضعف است. چون واقعاً گمان می‌کنم کمتر کسی می‌تواند به ما آسیب بزند، البته بگذریم از کسانی که قصد کتک زدن یا کشتن ما را دارند. مثلاً، نمی‌توانم بفهمم چرا باید از دست پیش‌خدمتی که خیلی منتظرمان گذاشته، یا باربری که مؤدب نبوده، یا متصدی پشت پیشخوان که تحویل‌مان نگرفته، عصبانی شد. چون این جور آدم‌ها، در نهایت، به اشباح توی رؤیاها می‌مانند، درست است؟ تنها کسانی می‌توانند واقعاً آزارت بدهند که برای تو اهمیت دارند، البته منظورم آزار جسمی در اثر چاقو یا گلوله خوردن نیست. دوستی می‌گفت:« تو فلان و بهمان کس را نبخشودی، ولی از سر تقصیر کسانی گذشتی که رفتارهای خیلی بدتری داشتند.» گفتم:« بله، چون فلانی و بهمانی از رفقای نزدیک من بودند، یا من اینطور فکر می‌کردم، پس نمی‌توانستم به راحتی از سر تقصیرشان بگذرم، اما آن دیگری کاملاً غریبه بود، هر کاری هم می‌کرد باز نمی‌توانست آزارم بدهد، چون چندان به من نزدیک نبود.» می‌خواهم بگویم اگر آدم‌ها برای تو مهم باشند، می‌توانند خیلی ناراحتت کنند، می‌توانند با بی‌محلی کردن یا دشنام دادن آزارت بدهند.

_____________
کتاب« ... دیدن ادامه » خورخه لوئیس بورخس: واپسین گفت‌وگو»
ترجمهٔ شایسته پیران
نشر نی
صفحهٔ ۵۰
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

ریمون آرون نویسنده‌ی فرانسوی گفته است:« اندیشه‌ی سیاسی عبارت است از کوشش برای تعیین اهدافی که به اندازه‌ی معقولی احتمال تحقق دارد و نیز تعیین ابزار هایی که در حد معقولی می‌توان انتظار داشت موجب دستیابی به آن اهداف بشود.» در تکمیل این تعریف باید گفت که اندیشمند سیاسی کسی نیست که صرفاً دارای مجموعه‌ای از آرا و اهداف باشد و ابزارهای رسیدن به آن هدف‌ها را به دست دهد، بلکه باید بتواند درباره‌ی آرا و عقاید خود به شیوه‌ای عقلانی و منطقی استدلال کند تا حدی که اندیشه‌ی او دیگر صرفاً آرا و ترجیحات شخصی به شمار نرود.

کتاب« ... دیدن ادامه » تاریخ اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم»
اثر حسین بشیریه
نشر نی
صفحات ۲۰ و ۲۱

مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
[در نظر ادوارد برنشتاین] سوسیالیسم به عنوان هدف تنها به این دلیل مطلوب است که اجتناب ناپذیر و ضروری نیست. به علاوه جاذبهٔ سوسیالیسم در ارتباط آن با برخی وجوه اساسی نهاد انسان نهفته است. نمی‌توان ضرورت سوسیالیسم را از فرایند تاریخ یا علم جامعه استنتاج کرد. حتی اگر علم پوزیتیویستی بتواند ضرورت سوسیالیسم را ثابت کند، باز نمی‌تواند مطلوبیت و برتری اخلاقی آن را اثبات نماید. بدین سان برنشتاین اعتبار کل مبانی سوسیالیسم «علمی» را نفی می‌کرد. به نظر او انسان، امروزه به اندازهٔ کافی آزاد است تا خود را از چنبر ضرورت تاریخی برهاند. از این رو سوسیالیسم تنها به معنی گسترش حیطهٔ آزادی‌هایی است که دموکراسی و لیبرالیسم ایجاد کرده است. به عبارت دیگر گذار معهود از ضرورت به آزادی، تابع قانون ضرورت تاریخی و ماتریالیسم نیست. بنابراین سوسیالیسم برخلاف نظر مارکسیست‌های ارتدوکس نیازمند صبر و انتظار برای تحقق قوانین تاریخی نیست بلکه در نتیجهٔ تشدید رفرم‌های انجام‌شده در جامعهٔ سرمایه‌داری تحقق پیدا می‌کند.


کتاب« ... دیدن ادامه » تاریخ اندیشه‌های سیاسی در قرن بیستم- جلد ۱»
اثر حسین بشیریه
نشر نی
صفحات ۶۶و۶۷
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید باید از تمامی آن سنتی دست کشید که این تصور را ایجاد می‌کند که دانش تنها در آنجایی می‌تواند وجود داشته باشد که مناسبات قدرت در تعلیق‌اند و دانش صرفاً بیرون از حکم‌ها و اقتضاها و منافع‌اش می‌تواند توسعه یابد. شاید باید از این باور دست کشید که قدرت دیوانه می‌کند و دست کشیدن از قدرت یکی از شرایط دانایی است. بلکه باید پذیرفت که قدرت دانش را تولید می‌کند( و نه صرفاً با مهیا کردن شرایط برای دانش به دلیلِ خدمت دانش به قدرت، و نه صرفاً با استفاده از دانش به دلیل مفید بودن آن)؛ باید پذیرفت که قدرت و دانش مستقیماً بر یکدیگر دلالت دارند؛ باید پذیرفت که نه مناسبات قدرتی بدون ایجاد حوزه‌ای از دانشِ همبسته با آن وجود دارد و نه دانشی که مستلزم مناسبات قدرت نباشد و در عین حال، مناسبات قدرت را پدید نیاورد. پس نباید این مناسبات «قدرت-دانش» را بر اساس سوژه‌ی شناخت تحلیل کرد، سوژه‌ای که یا از نظام قدرت رها است یا رها نیست؛ بلکه برخلاف باید سوژه‌ی شناسنده و اُبژه‌های مورد شناخت و شیوه‌های شناخت را به منزله‌ی اثرهای بسیارِ این استلزام‌های بنیادینِ قدرت-دانش و دکرگونی‌های تاریخی‌شان به شمار آورد. مختصر آنکه فعالیت سوژه‌ی شناخت نیست که دانش، خواه دانشی مفید برای قدرت یا سرکش در برابر آن، را تولید می‌کند بلکه این قدرت-دانش، فرایندها و مبارزه‌هایی که از خلالِ آن می‌گذرند و قدرت-دانش از آن‌ها شکل می‌گیرد است که شکل‌ها و حوزه‌های احتمالیِ شناخت را تعیین می‌کنند.

کتاب « مراقبت و تنبیه(تولد زندان)»
اثر ... دیدن ادامه » میشل فوکو
ترجمه‌ی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده
نشر نی
صفحات ۳۹ و ۴۱

مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لاک در آغاز، این دکترین را «که برخی مبانی ذاتی فهم... در ذهن انسان نقش بسته و فرد را در لحظهٔ شکل‌گیری هستی خود دریافت می‌کند و با خود به این جهان می‌آورد» به زیر سوال می‌برد و مردود می‌شمارد. پس از روشن کردن نظریهٔ ایده‌های ذاتی، راه خود را در جست‌وجوی چگونگی مجهز شدن ذهن به دانش ادامه می‌دهد . او ذهن را با «صفحه‌ای سفید» مقایسه می‌کند ... دیدن ادامه » که «بدون هیچ اندیشه‌ای، خالی از همهٔ خصلت‌هاست»، و سپس این پرسش را مطرح می‌کند که ذهن این همه اسباب خرد و دانش را از کجا به دست آورده است. پاسخ این است که [همهٔ آن‌ها] از تجربه نشئت گرفته‌اند؛ بدین معنا که یا از طریق مشاهدات ما از جهان خارج یا اشیا محسوس و یا توسط قدرت فهم و ادراکی که ثمرهٔ فعالیت‌های ذهنی ماست- همانگونه‌ که ایده‌های کسب شده را به خدمت می‌گیرد- به دست می‌آیند‌ به طور خلاصه، حس و بازتاب ذهن دو منبع صریح و روشن‌اند که دانش ما از آن‌ها نشئت می‌گیرد.


از مقدمه کتاب به قلم پروفسور کارپنتر
مینا مکوندی و محمد علی ئی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر میکنم در حال حاضر در زبان فارسی بهترین شرح مقدماتی که میتوان برای نزدیک شدن به منظومه مفهومی بوردیو انتخاب کرد این کتاب باشد، اما خود بوردیو که به ساده سازی و تقلیل گرایی منتقدانش حمله میکرد، خود ریچارد جنکینز را هم بی نصیب نگذاشته و در حق او و کتابش گفته که "او نه تنها جهل خویش ، بلکه جهل خویش از جهل خویش را هم با نوشتن این کتاب درباره بوردیو نشان داده" ، که البته به قول جنکینز نسبت به بقیه منتقدان بوردیو که به آن ها پاسخ نداده خوشبخت تر است.

شرح کتاب سلیس و روان و قابل فهم است اما حقیقتا نقد هایی که به بوردیو میکند دقیق نیستند و باید از آن ها بدون جدی گرفتنشان عبور کرد و تقلیل گرایی مورد نظر بوردیو در نقد ها دیده میشود اما در شرح و توضیح نه .

ترجمه ... دیدن ادامه » هم روان و رساست و مترجمان کار را خوب به انجام رساندند.

برای من در زمانی که به عنوان تجربه اول اشنائی با بوردیو آن را خواندم خوب و مفید بود و هنوز هم پینشهادش میکنم.
مینا مکوندی و آرمان زنده روح این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهکاری که خواننده با جنبه های متفاوت جنگ جهانی دوم آشنا می شود،به خصوص نبرد اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انگلیسی ها و آلمانی ها و تا حدودی تاریخچه جنگ فوق.انسجام و اجتناب از اطناب کلام و گزیده گویی امتیازهای دیگر ابن نوشته می باشد
مینا مکوندی و fatemeh mozaffarpour این را خواندند
اشکان خان زادی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 8