:  مروارید
:  ۷۶۶
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
اگر سراغی از عناوین ادبیات داستانی امروز ایران بگیریم، در می ­یابیم که زنان سهم چشمگیری در داستان ­نویسی امروز ایران دارند. نام­هایی چون «فتانه حاج سید جوادی» با پنجاه و شش بار تجدید چاپ «بامداد خمار»، «پرینوش صنیعی» با سی بار تجدید چاپ «سهم من»، فریبا وفی با برنده شدن جوایز متعدد ادبی داخلی و خارجی برای داستان­های «رویای تبت» و «پرنده ... دیدن ادامه » من» و ... تنها نمونه­هایی از حضور فعال زنان نویسنده در این عرصه هستند.
فعالیت زنان ایرانی در عرصه داستان ­نویسی و ادبیات داستانی نه تنها می­تواند نشانگر تغییر و تحولات قابل تامل در عرصه­ های اجتماعی و فرهنگی باشد بلکه نیازمند پرداخت­های جامعه­شناسانه، انتقادی، ادبی و ... است تا داستان­های زنانه را از خطر روایت­های تک­ خطی و محدود عاطفی دور نگه داشته و به سمت گزارشی واقعی­تر از جریانات اجتماعی و فرهنگی سوق دهد.
کتاب«زنان در داستان» که به قلم دکتر نرگس باقری نوشته شده، بر آن است تا نگاهی به قهرمانان زن در داستان­های زنان داستان نویس ایران داشته باشد. این کتاب، داستان­های زنان نویسنده­ای همچون سیمین دانشور، شهرنوش پارسی­ پور، مهشید امیرشاهی و غزاله علیزاده را به عنوان نمونه پژوهشی خود انتخاب کرده و سعی دارد نشان دهد این چهار زن داستان نویس، قهرمانان داستان­های خود را چگونه دیده­اند و از طریق شرح روحیات و تفکرات آنان چه هویتی برای خود قائل شده­ اند.
۲۸ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به رمان جاده اثر #کورمک_مک‌کارتی

کورمک مک کارتی ازسرشناس ‌ترین نویسندگان زنده آمریکا است.تعدادی از آثار او به فیلم نیز تبدیل شده‌اند،که جاده یکی از آنها است. مک کارتی به خاطر نوشتن این کتاب جایزۀ پولیتزرسال۲۰۰۷ را برنده شد.جاده به دلایل مختلف کتابی در خور توجه است. داستان این رمان در آخرالزمان اتفاق می افتد. وقتی که حیات در زمین به دلیل رعد و برقهای شدید و تغییرات عظیم و مخرب جوّی، به تدریج از صحنه حیات محو می‌شود.تمام موجودات زنده نابود شده‌اند و تنها تعداد اندکی انسان زنده مانده‌اند که آنها نیز چیزی نمانده بر اثر گرسنگی، بیماری یا کشته شدن به دست همنوعان خود نیست و نابود شوند.کتاب روایتگر سفر پدر و پسری به جنوب است که ظاهراً هوایی گرمتردارد. پدر وپسر در میان تمام بی رحمی ‌ها و پلیدی ‌های جهان پیرامون خود،به یکدیگرعشق می ورزند و با امید رسیدن به جنوب انگیزه‌ای برای زنده ماندن می یابند.پسرک،که بعد از آن حوادث ویرانگرچشم به جهان گشوده، شناختی از چگونگی زندگی در جهان پیش از این حوادث ندارد و تنها زندگی را از رهگذر چیزهای باقی‌مانده بر زمین و داستانهای پدرش،در ذهن مجسم می‌کند.جاده روایتگر جهانی است که خود عقیم است و نشانه‌های انسانیت را هم کمرنگ و کمرنگ ترمی‌کند. در رویکرد دینی و مذهبی٬آخرالزمان دوره‌ای است که بدی بر خوبی پیروز می‌شود و شر همه جا را فرا می‌گیرد.از منظر کتاب٬آخرالزمان دورانی است که اختلاف و تفاوت میان خوبی و بدی از میان می‌رود.زندگی و مرگ یکسان می‌شوندد؛ نه اینکه یکی بر دیگری غلبه کند، بلکه هردو همزمان وجود دارند و در نقطه‌ای غیر قابل شناخت و پیش‌بینی بریکدیگر اثر می‌گذارند. انسان میان دو مفهوم خیر و شر، مرگ و زندگی، که مدام به هم تبدیل می‌شوند، سرگردان است. بی تفاوتی او نسبت به هرکدام از این دو وجه،امید جدیدِ زندگی اوست. بدون این بی تفاوتی زندگی امکان پذیر نیست. انسان رمان جاده، که همزمان هم نیک است و هم بد؛هم مرده و هم زنده. مواجهۀ انسان با مرگ و زندگی، موجب برتری یکی بر دیگری نمی‌شود. جاییکه مرگ غریب الوقوع است به یکباره زندگی پیدا می‌شود و بلعکس. انسان همواره میان نشانه‌های متضاد در نوسان است. در میانۀ حضور و غیاب زندگی به سرمی‌برد. حضور زندگی به معنای غیاب مرگ نیست و حضور نیکی به معنی خوب بودن. بلکه این قبیل مفاهیم که تا پیش از این آشتی ناپذیر و کاملاً مجزا به نظر می‌رسیدند، در این اثر مدام در حال تبدیل شدن به یکدیگرند و یکی جای دیگری را می‌گیرد. به همین دلیل این رمان با مضمون« تفاوت» دریدا، فیلسوف ساختارشکن فرانسوی، نزدیک می‌شود. از نظر دریدا تفاوت داشتن به معنی به تعویق افتادن و متفاوت بودن از سایر چیزها است. بدین معنی که معنای یک واژه برای ما همواره با رجوع به واژه‌ای جدید  پیدا می‌شود و لذا این معنا هیچ وقت محقق نمی شود و در سلسه‌ای از دال‌ها سرگردان می‌ماند. از طرف دیگر یک واژه تنها زمانی برای ما یک دال مجزا و قابل تشخیص است که با سایر دال‌ها متفاوت باشد... در این اثر، زندگی همواره اینجا- نه که آنجاست، جایی در جنوب در انتهای جاده و حضورش همواره به تعویق می‌افتد. از طرف دیگر انسا‌ن‌ها زمانی متوجه زندگی می شوند که مرگ را در دیگران می‌بینند. چون همانند سایرین اجسادی بی‌جان نیستند و با آنها تفاوت دارند، پی‌می‌برند که زنده‌اند. زندگی دیگر مفهومی نیست که بلافاصله به آن آگاه شوند، بلکه در طول جاده یا همان سلسۀ دال‌ها همواره به تعویق می‌افتد و تنها از روی تفاوتش قابل شناسایی است. نکتۀ دیگر این است که همزمان با ویرانی و بی بار شدن زمین، انسانیت رو به زوال گذاشته است. گویی انسان این مفهوم را از مکان و از جایی بیرون از خود کسب کرده است. چون زمین جایی برای زندگی بود، انسانها انسانی رفتار می کردند. اکنون که زمین از نقش بخشنده و مادرانۀ خود خارج شده انسانها مجازند برای بقای خود همه چیز را زیر پا بگذارند. به عبارت دیگر تمدن هزارسالۀ بشر نتوانسته است مفهوم نیکی و انسانیت را درونی سازد. با پیدایش نیاز و عدم حضور قانون و نیروهای بازدارنده، اغلب انسانها از مبانی اخلاقی روگردان شده‌اند. رمان در کنار لحن ناامیدکننده و تأسف برانگیزی که دارد،باشخصیت پسرک،پنجره‌ای روبه مفهوم نیکی و انسانیت می‌گشاید. پسرک کسی است که بدون دیدن تمدن و پس از وقوع حادثه متولد شده است.امااو به عنوان «پاس دارندۀ آتش»بدون اینکه لذت نیکی راچشیده باشد، به این مفهوم پایبند است.دروجودپسرک نیکی امری فطری است.پسرک برای انسانهای مانده درراه دل می‌سوزاند،پدرش راازکشتن دیگران بازمی‌دارد و مفهوم زندگی رادرعشق می‌یابدونه امکانات.او عشق به پدرش را به تمام مردم تعمیم می‌دهد.رمان نوید زندگی‌ای بهتررا نمی‌دهداماهمین که امکان پیدایی انسانیت رادرجهانی تهی ازاخلاق،منتفی نمی‌داندودروجودپسرکی آنرا خلاصه می‌کند،خوددستاوردی بزرگ برای بشریت است.

منبع: ... دیدن ادامه » کتاب پارسی
۲۶ دى ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«چشم گربه»، نهمین رمان منتشر شده مارگارت اتوود است که در سال 1988 برای نخستین بار روانه بازار کتاب شد. رمانی با درون‌مایه‌های اجتماعی که به بررسی زندگی زنی می‌پردازد که بعد از مدت‌ها دوری از زادگاهش، بدانجا باز می‌گردد و خاطرات گذشته‌اش را مرور می‌کند.

اتوود در این اثر از زندگی زنی می‌نویسد که در میانسالی، در جست‌وجوی گمشده‌ای می‌رود که کسی جز خودش نیست. به نظر می‌رسد اتوود در رمان «چشم گربه»، سعی دارد صدایی را به گوش خوانندگانش برساند که به بهترین شکل می‌تواند بیانگر فریاد دردناک تمام کسانی باشد که در جست‌وجوی شخصیت درونی آزاد و پاک خود هستند.

ماجراهای ... دیدن ادامه » رمان «چشم گربه» از آنجایی آغاز می‌شود که زنی میانسال، در یک نمایشگاه نقاشی، آثار قدیمی و جدیدش را به نمایش می‌گذارد. این نقاش، که راوی و شخصیت اصلی داستان هم هست، غرق در افکار خود می‌شود و به گذشته‌های دوری می‌اندیشد که حوادث اجتماعی و هنری خاصی در زندگی‌اش روی داده و بر شخصیت وی نیز تاثیر گذاشته بود. «چشم گربه» تنها داستان زندگی شخصیت‌هایی داستانی آن در طول سال‌های مختلف نیست؛ مخاطب این رمان، به خوبی با فضای اجتماعی و فرهنگی کانادا، در میانه قرن بیستم، آشنا می‌شود و با «چشم گربه» نگاهی می‌اندازد به عناصر فرهنگی این دوره و جنبش‌های فمینیستی که در آن زمان به وقوع پیوسته بود. «چشم گربه» را می‌توان بازتابی از دوران کودکی و نوجوانی شخصیت اول داستان دانست. اثری که نویسنده به وسیله آن، حس نوستالژی را در خواننده زنده نگه می‌دارد و احساساتی مشترکی را با وی ایجاد می‌کند. الین ریسلی در کودکی همواره مهره‌ای را در کیف قرمز خود نگه می‌دارد که شبیه چشم یک گربه است، چشمی که بعدها، به صورت ناخودآگاه، به یکی از محورهای نقاشی‌های او تبدیل شد. در حقیقت، ورود به محل زندگی دوران کودکی و نگریستن به همین چشم گربه است که به او کمک می‌کند خاطرات خود را بازیابد. خاطراتی گمشده در پسِ ذهن راوی، که در حقیقت پایه‌گذار تمامی زندگی‌ و شخصیت او نیز هست. شخصیت اول داستان، در نمایشگاه آثارش، چیزی بیش از تحسین منتقدان می‌یابد. خیابان‌های آشنا، مناظر قدیمی و عناصر موجود در نقاشی‌های او، خاطراتی را برایش زنده می‌کند که در طول سفرهایش در سرزمین مادری‌ خود، کانادا، تجربه کرده بود.

«چشم گربه» یکی از آثار معروف مارگارت اتوود، نویسنده‌ی مشهور کانادایی، است. در این رمان، راوی یک نقاش مسن است که آثارش در قالب یک نمایشگاه مرور آثار در شهر تورنتو، ‌ به نمایش درآمده است. این نقاش به موازات مواجهه با آثار قدیمی‌اش، ‌خاطرات و سرگذشت‌های هنری و سیاسی‌اش را در ذهن مرور می‌کند. کل این رمان فضای تاریکی دارد و به نوعی از تفکرات فمینیستی مؤلف نشأت گرفته است.

اتوود با «چشم گربه»، نگاهی دارد به زندگی نقاشی کانادایی، که بازگشت به محل تولدش برای او با یادآوری خاطراتی تلخ همراه است. شهری که وی برای گریز از خاطراتش، سال‌ها پیش از آن خارج شده بود و اکنون برای نشان دادن بخشی از آثار هنری‌اش، که از افکار و خاطرات او سرچشمه‌ گرفته‌اند، به آن باز می‌گردد؛ بازگشتی که برای او با یادآوری‌های تلخی از گذشته همراه می‌شود. ریسلی، شخصیت اول داستان اتوود، به تغییرات شهر تورنتو، در غیاب خود، می‌نگرد و به این می‌اندیشد که زادگاهش تا چه اندازه برای او با معنا و مهم است. سال‌های اولیه زندگی ریسلی در سفر می‌گذرد و او همواره در آرزوی ماندن در یک منطقه و یافتن دوستی صمیمی است؛ تمامی آن‌چه وی در آن سال‌ها داشت، برادری بود که البته بعد از مدتی از خانواده جدا شد و ریسلی را تنها گذاشت. اما این جابه‌جایی‌ها بالاخره به پایان رسید و ریسلی توانست وارد جمعی دخترانه شود و اولین گروه دوستانه زندگی‌ خود را تشکیل دهد. گروهی که شخصی به نام کوردیلا، در آن به گونه‌ای رفتار می‌کرد که گویی رهبر اعضای دیگر آن جمع است. چیزی نمی‌گذرد که مخاطب درمی‌یابد تمامی مشکلات ریسلی از همین برخورد‌های نادرست ناشی می‌شود. گرچه در داستان «چشم گربه»، ریسلی نقاشی مطرح و موفق است، اما او هیچ‌گاه به استقلال شخصیت و اعتماد به نفس لازم نمی‌رسد. اتوود داستان را به گونه‌ای پیش می‌برد تا به خواننده نشان دهد مشکلات شخصیتی ریسلی، در دوران کودکی‌ وی ریشه دارد.
مارگارت اتوود

در بخشی از رمان «چشم گربه»، ریسلی با تبلیغ نمایشگاه خود روبه‌رو می‌شود؛ پوستری که عکسی از وی هم روی آن حک شده بود و مردم شهر را به دیدن آثار او دعوت می‌کرد. او از این‌که چهره‌ای شناخته است به خود می‌بالد، اما مدت زمان زیادی طول نمی‌کشد که مخاطب داستان متوجه می‌شود چیزی که ریسلی از دست داده زندگی شخصی و گذشته وی است. گذشته‌ای که گویی زیر خاطراتی سرکوب شده، دفن شده‌اند. برای ریسلی، خاطرات تنها وسیله‌ای است که با آن می‌تواند دریابد کیست و حقیقت زندگی‌اش چیست. اما خاطرات، همیشه برای او قابل اتکا و اطمینان‌بخش نیستند... حوادث داستان «چشم گربه» همزمان با جنگ جهانی دوم در کانادا اتفاق می‌افتد و خواننده این اثر می‌تواند ردپای بسیاری از مسائل فرهنگی و اجتماعی این کشور را در رمان بیابد. از تشکل‌های اجتماعی و گروه‌های زنانه گرفته تا جنبش‌های هنر مدرن و طرز زندگی و برخورد مردن آن منطقه. همان‌طور که شخصیت اول داستان از خاطرات و تجربیات خود می‌گوید، می‌بینیم که چگونه دختری جوان و متکی به دیگران، به زنی تبدیل می‌شود که به چرایی انتخاب‌هایش در گذشته پی می‌برد و تبدیل می‌شود به نقاشی مطرح و مستقل. هر چند هنوز هم زخم‌هایی از گذشته، بر روح او باقی مانده است.

«چشم گربه» رمانی با درون‌مایه‌ای روانشناسانه است که از سطوح مختلف شخصیت‌ها و موضوعات مطرح شده در داستان لایه‌برداری می‌کند. داستانی که ریسلی در آن با گره‌های درهم زندگی‌ خود، دست و پنجه نرم می‌کند.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان کوتاه «ولاد»‌ که نخستین بار به زبان اسپانیایی به عنوان بخشی از مجموعه داستان‌های فوئنتس در سال 2004 منتشر شد، توجه بسیاری را معطوف توانایی‌های فوئنتس کرد. این کتاب مستند سازی ماجراهای وحشتناک ایو ناوارو پس از این است که همسرش از یک وکیل کارآگاه برای یافتن خانه‌ای در مکزیکوسیتی برای یک مهاجر اسرارآمیز اروپایی به نام ولادیمیر رادو کمک می‌خواهد. بعدها آشکار می‌شود که او همان چهره تاریخی مشهور خون آشام یعنی ولاد است.

طنزی تیره بر صفحات آغازین رمان حاکم است:«ناوارو با درخواست مشتری‌اش برای یافتن خانه ای که «ساکت... قابل دفاع دربرابر افرادی که سرزده می آیند... با دره ای تنگ در پشت خانه» گیج شده است. مشتری همچنین طالب پنجره‌هایی سیاه شده است و می‌خواهد خانه یک تونل فرار هم داشته باشد. در جریان بازدید اولیه ناوارو، او متوجه می شود که «شمار زیادی از آبگذرها از زیر دیوارهای کف عبور می کنند، انگار که مشتری هر روز در انتظار یک سیل است».

رادو ... دیدن ادامه » یک کلاه گیس خنده دار بر سر می‌گذارد و ریش و سبیل مصنوعی دارد و رفتار مستخدم مرد او بدون شک یادآور نمایش «فرانکشتاین جوان» مارتی فلدمن است.

از گسستی که بین آنچه راوی می‌داند (درواقع هیچ) و آنچه خواننده درک می کند (همه چیز) ایجاد می‌شود، فوئنتس جریانی از کمدی و متنی شوم را پرورش می‌دهد. رادو به ناوارو می‌گوید: «به همسرتان بگویید که عطر او را تنفس می‌کنم» و شوهر گیج پاسخ می‌دهد: «بله، می‌گویم. چه تعارف خوشایندی».

فوئنتس به روشنی می دانست که کمدی اغراق شده می‌تواند تکراری باشد ، و لایه هایی در رابطه دقیقا اجمالی بین ناوارو و همسرش آسانسیون خلق می کند و این را از طریق بیان جزییات زندگی خصوصی خشن و صبحانه‌های طولانی شان نشان می دهد. او همچنین از طریق بیان مرگ پسر این زوج بر اثر غرق شدن، ضربه‌های حسی نیز وارد می‌کند. ناوارو می‌گوید «دریا هرگز او را باز نمی‌دهد» و می‌افزاید «و بدین ترتیب غیاب او دو برابر شد. آسانسیون و من هیچ خاطره‌ای از یک فرد مرده نداشتیم، وحشتناک‌تر از این نمی توانست باشد ... نمی‌توانم صدای شکستن یک موج را بشنوم و فکر نکنم که این صدای پای پسرم است، که پوشیده در نمک و اسفنج ، به سوی ما بازگشته است».

این حس از غم با مور مور و ترس برانگیخته می‌شود و این زمانی است که رادو مخفیانه وارد جایگاه مقدس این زوج می شود: «از این پس ، اتاق خواب دیگر مال من نیست. این اتاق به اتاقی عجیب بدل شده زیرا کسی به درون آن قدم گذاشته است. بعدا، وقتی آسانسیون با دخترشان مفقود می شود، ناوارو جستجویش برای یافتن آن‌ها را به عنوان «بزرگترین لحظه عشق ما» تفسیر می‌کند. اما همه چیز آن طور که به نظر می رسد نیست، و اظهار چنین داوری نادرستی در ارتباط او با آسانسیون که این کلمات ایجاد می کند، رمانی شوق برانگیز و در عین حال پوچ خلق می کند.

«ولاد» به ناچار به سمت یک نمایش عروسکی بزرگ پیش می رود و به رغم چنین لحظات شخصی به انحطاط کشیده می شود.
Emile آژار و مشتاق حسین غوردروازی این را خواندند
سپیده شوهانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بیش از نیم قرن قلم زده، شعر گفته، داستان نوشته و به ادبیات پرداخته است. بیش از هشتاد سال دارد و سالهاست در خارج از ایران زندگی می کند، اما کماکان همچون گذشته به ادبیات علاقه‌مند بوده است. «این آقا کی باشند؟!» یکی از آخرین آثار داستانی محمود کیانوش است که به همت نشر مروارید به بازار نشر آمده است.

داستان جوانی که لکنت دارد و هر چه بر هیجان و عصبانیت او افزوده می شود این مشکل او نیز افزایش پیدا می کند تا جایی که زبان او شکل نامفهومی پیدا می کند. بد شانسی سهراب عامری شخصیت اصلی این رمان از آنجاست که شغل معلمی را انتخاب کرده که با این وضعیت چندان جور نیست و موجب اخراج او می شود و...

محمود ... دیدن ادامه » کیانوش برای روایت این داستان از شکل دانای کل استفاده کرده است و قصه را بدون دشواری با زبانی ساده روایت می کند و خواننده نیز به راحتی می تواند با آن همراه بشود.

ازدیگر آثار داستانی کیانوش می توان به کتابهای «در آنجا هیچ کس نبود»(مجموعه داستان کوتاه)، «مرد گرفتار»(یک داستان بلند)، «غصه‌ای و قصه‌ای»(هفت داستان پیوسته)، «و بلا آمد و شفا آمد»(مجموعه داستان کوتاه)، «حرف و سکوت»(رمان)، «برف و خون (رمان)، «غواص و ماهی»(رمان)، «در آفاق نفس»(رمان فلسفی) و «در طاس لغزنده»(مجموعه داستان‌های کوتاه) اشاره کرد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب حاضر با عنوان "مامور 6" تالیف "تام راب اسمیت" و ترجمه‌ی "نادر قبله‌ای" جلد سوم از تریلوژی‌ای به قلم تام راب اسمیت است که دو جلد قبلی با نام‌های "کودک 44" و "گزارش محرمانه" به چاپ رسیده است.

به گفته‌ی مترجم کتاب: «داستان کتاب در سه کشور آمریکا، شوروی سابق و افغانستان می‌گذرد. بخش نخست داستان از شوروی تا نیویورک است و بخش دوم به جنگ سرد در افغانستان و سلطه‌ی نظام کمونیستی شوروی در این کشور پرداخته و در بخش سوم مسایل سیاسی کم‌رنگ‌تر و مسایل جنایی بیشتر می‌شود.
در ... دیدن ادامه » بخش سوم کتاب اسمیت سعی دارد راه و روش شناخت جنایت‌ها را در داستان به تصویر بکشد و هم‌چنین سعی می‌کند شخصیت اصلی را از کارها و جنایت‌هایی که در زندگی‌اش انجام داده مبرا کند.
البته در پایان داستان مشخص نمی‌شود که این شخصیت از جنایت‌هایی که در دوران استالین و در مقام یک مامور امنیتی انجام داده، مبرا می‌شود یا خیر.»
محمدعلی فیروزآبادی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کودک ۴۴ (به انگلیسی: Child 44) رمان تریلری است نوشته نویسنده انگلیسی، تام راب اسمیت و روایتگر مامور سابق امنیتی شوروی، لئو دمیدوف، که به تحقیق درباره قتل چند کودک در شوروی دوران استالین می‌پردازد.
رمان بر اساس جنایت‌های قاتل زنجیره‌ای اوکراینی، آندره چیکاتیلو است که به قتل ۵۲ کودک متهم بود و به اعدام محکوم شد.
این کتاب اولین قسمت از سه‌گانه تام راب اسمیت درباره تاریخ روسیه در دوران حکومت کمونیست است.
جوای
کودک ... دیدن ادامه » ۴۴ برای ۱۷ جایزه بین‌المللی کاندیدا شد که موفق به اخذ هفت جایزه از آنها شد. این کتاب در سال ۲۰۰۸ کاندیدای جایزه بوکر بود و جایزه خنجر فولادی یان فلمینگ را از آن خود کرد. این کتاب در برترین کتاب‌های دهه در فهرست ریچارد و جودی قرار گرفت و در سال ۲۰۰۹ جایزه ویورتون گود رید را دریافت کرد. همچنین در سال ۲۰۰۸ در فهرست جوایز دزموند الیوت قرار داشت. همچنین اسمیت جایزه بهترین نویسنده گالاکسی بوک را در سال ۲۰۰۸ دریافت کرد.
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
امیل آژار ، سعید زمانی و ساینا صادقی پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برنده ی جایزه ی خانه مطبوعات فرانسه در سال 2013

«کمی قبل از خوشبختی» دومین، مهم ترین و موفق ترین رمان نویسنده ی معاصر فرانسوی، انیس لودیگ، است. سطر به سطر این اثر که در سال 2013 برنده ی جایزه ی خانه ی مطبوعات فرانسه شد، سرشار از احساسی ناب، طنزی لطیف و از همه مهم تر درس هایی برای زندگی ست که نگاه خواننده به زندگی را برای همیشه تغییر می دهد. همان طور که روزنامه ی معتبر فیگارو این رمان را توصیف کرده است، «کمی قبل از خوشبختی به کتابهای تصنعی که به زور سعی دارند افکار منفی خوانندگان شان را تغییر دهند، شباهتی ندارد. مطالعه این رمان درست مثل زندگی کردن یک داستان واقعی است.»

«هیچ ... دیدن ادامه » وقت تسلیم نشو. شاید آن زمان که تسلیم می شوی، دو ثانیه پیش از معجزه باشد...»

از متن کتاب
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از انتشار نخستین آثارش، نامه‌ی دعوتی برایش رسید که او را به دیدار با هیأت تحریریه مجله دعوت کرده بودند. چند روز بعد سوار دوچرخه اش شد و به آنجا رفت. آنقدر کم سن و سال بود که کسی باورش نمی شد که آن شعرها و کاریکاتورها را او برای مجله توفیق فرستاده است.

«ماجرای طنزنویسی من این جور شروع شد که منزل پدری من در جوادیه بود. یک خانواده بسیار فقیر. من معمولاً در پیاده‌روی‌های روزانه‌ام خیلی چیزها از داخل جوی آب و کنار دیوار پیدا می‌کردم. مخصوصاً همیشه دنبال روزنامه و مجله بودم، و هر جا یک تکه روزنامه پیدا می‌کردم آن را برمی‌داشتم، تمیزش می‌کردم و می‌خواندمش. یک روز از داخل جوی چهار صفحه از یک روزنامه را پیدا کردم که اسمش «توفیق» بود. تا آن موقع نمی‌دانستم توفیق چیست. آن را بردم خانه و خاکش را پاک کردم و خواندم. خیلی خوشم آمد. تصادفا نشانی توفیق در آن چهار صفحه وجود داشت.»

آشنایی‌اش ... دیدن ادامه » با مجله توفیق پلی برای ورود او به دنیای شعر و طنز و کاریکاتور بود. هرچند که در توفیق کارکتورهای او را بیشتر پسندیده بودند، اما خود او به شعرش اعتقاد بیشتری داشت؛ و به هر حال پای ثابت توفیق شد. کم و بیش از همان ایام شعر جدی هم می‌سرود و نخستین شعر او در قالب نیمایی در مجله خوشه به سردبیری احمد شاملو ( ۱۳۴۷) منتشر شد که از معتبر ترین نشریات ادبی زمان خود بود.

علاقه صلاحی به طنز باعث شد که او در این حوزه به پژوهش نیز بپردازد. حاصل آن کتاب طنزآوران امروز ایران (با همکاری بیژن اسدی‌پور) که در سال ۱۳۴۹منتشر کرد.عمران صلاحی از سال ۱۳۵۲ به استخدام رادیو در آمد و در همانجا نیز بازنشسته شد. در سالهای پس از انقلاب با مجله طنز گل آقا و نشریات جدی ادبی همانند دنیای سخن و کلک نیز همکاری مداوم داشت. عمران صلاحی در مهر ماه سال ۱۳۸۵ در شصت سالگی درگذشت.

آثار بسیاری از او منتشر شده که گریه در آب (۱۳۵۳)، قطاری در مه (۱۳۵۵)، ایستگاه بین راه (۱۳۵۶)، هفدهم (۱۳۵۸)، پنجره دن داش گلیر (۱۳۶۱، به زبان ترکی آذربایجانی)، رویاهای مرد نیلوفری (۱۳۷۰)، یک لب و هزار خنده (۱۳۷۷)، حالا حکایت ماست (۱۳۷۷)، ناگاه یک نگاه (۱۳۷۹)، هزار و یک آینه (۱۳۸۰) و... از این جمله اند.

«پشت دریچه جهان» اما در کارنامه عمران صلاحی از جایگاهی ویژه برخوردار است. این کتاب از جمله کتاب‌های منتشر شده‌ی صلاحی در سالهای پس از مرگ زودهنگام اوست که به همت پسرش (یاشار صلاحی) گردآوری و توسط نشر مروارید وارد بازار شده است. پشت دریچه جهان در برگیرنده اشعار منتشر نشده اوست. آنگونه که اشاره شد اغلب صلاحی را به طنز می شناسند، اما او در شعر جدی نیز از آثاری در خور اعتنا برخوردار است. اما متاسفانه این وجه از توانایی های عمران صلاحی در سایه اعتبار آثار طنز او قرار گرفته و بدان کمتر توجه شده است و بسیاری از مخاطبان نه چندان حرفه ای شعر با این قسم آثار صلاحی آشنا نیستند.

یاشار صلاحی در یادداشت کوتاهی در ابتدای کتاب به این نکته اشاره کرده که اغلب کتابهای شعری که از پدرش منتشر شده در واقع گزینه ای از اشعاری بوده که صلاحی می سروده اما به دلیل حجب و فروتنی ذاتی‌اش کمتر مایل به انتشارش بوده است. با توجه به این نکته چنانکه از حجم کتاب نیز پیداست از صلاحی شعرهای منتشر نشده فراوانی برجای مانده که به دوره های گوناگون فعالیت ادبی و هنری او برمی گردند.

علاقمندان شعر صلاحی در کتاب پشت دریچه‌ی جهان با منبع پرو پیمانی از اشعار او روبه رو هستند که یک دوره چهل ساله از سروده هایش را دربر می گیرد.گردآورنده اشعار برای آنکه تغییر و تحول شعر و زبان عمران صلاحی در رهگذر این چهاردهه روشن باشد با قید ترتیب زمانی اشعار را مرتب کرده است. بنابراین نخستین اشعار کتاب به اردی بهشت ۱۳۴۵ که صلاحی تقریبا بیست ساله بوده برمی گردد و آخرین آن نیز به شهریور ۱۳۸۵ چند هفته قبل از درگذشت او شامل می شود.

تنوع شعری در این کتاب بسیار چشمگیر است، پشت دریچه‌ی جهان قریب به ۲۷۰ شعر را شامل می شود که در قالب‌های مختلفی چون غزل، قصیده، نیمایی، هجایی و سپید سروده شده‌اند.

اگر چه برخی از این اشعار در نشریات منتشر شده‌اند، اما هیچیک در کتابی منتشر نشده اند و حتی برخی از آن‌ها عنوانی نداشته‌اند. این کتاب فرصت مغتنمی ست برای آنها که می خواهند سیر تغییر و تحول زبان و ریتم شعری عمران صلاحی را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند.

http://www.alef.ir/book
سبحان معصومی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا چایچی متولد ۱۳۴۱ در تهران است. با انتشار اشعارش در اواسط دهه شصت در مجله مفید که به سردبیری هوشنگ گلشیری منتشر می شد، به جامعه ادبی معرفی شد و مجموعه شعر «بی‌چتر، بی‌چراغ» به عنوان نخستین کتاب او در انتهای همین دهه از چاپ در آمد. این درست که اعتبار نام گلشیری به عنوان کاشف چایچی، نام او را در معرض توجه قرار داد اما این پختگی شعرهایش خود او بود که در اوایل دهه هفتاد، او را به عنوان یکی از نام‌های مستعد و آینده‌دار، چهره کرد.

اما دهه هفتاد روزگار میدان‌داری شاعرانی بود که اغلب در سرودن شعر دنباله‌روی رضا براهنی بودند و دور از انتظار نیست که با توجه به تفاوت سلیقه آشکار گلشیری و براهنی، شاعر کشف شده توسط گلشیری، سنخیتی با دنیای شعری شاگردان مکتب براهنی نداشته باشد. این ویژگی به نفع چایچی تمام شد چون او را از دیگران متمایز می کرد. بیش از دو دهه از آن سالها گذشته، در این میان چایچی مسیر خاص خود را پیموده و آن دیگران نیز مسیر خود را؛ جالب اینکه به زعم بسیاری براهنی خود در زمینه شعر جایگاهی چشمگیر و ماندگار نیافت، چه رسد به آنها که دانسته یا نادانسته مقلدان او بودند.

از ... دیدن ادامه » تفاوت سلیقه های شعری که بگذریم، چایچی شاعری ست که به ساده‌نویسی بهای بسیار داده است تا آنجا که حتی به ندرت به سراغ در هم ریختن نحو دستوری در اشعارش رفته است. با بازی های فرمی نیز میانه چندانی نداشته و این ویژگی ها باعث شده است که کار سرودن اشعار چند صدایی مطلوب نظر او دشوار باشد و آنگونه که باید به بار ننشند. با این حال چایچی با بهره گرفتن از زبانِ معیار و پرهیز از حشو و زوائد زبانی و اشکال غامض و استفاده از ساختارهای متفاوت و دخالت دادن مخاطب در شعر کوشیده اشعاری تازه و با طراوت را ارائه کند.

چایچی در عین علاقه به بداعت های شعری، میانه ای با آشنایی‌زدایی، نوآوری‌ها را بیشتر در مضامین و مفاهیم و یا ایهام و ابهام زبانی به انجام می رساند. در بهترین آثار چایچی شاهد به بار نشستن مفاهیم یا تصویر ها عینی هستیم، در واقع در اشعار چایچی عینیت با قدرت به مراتب بیشتر متبلور می شود تا ایماژهای ذهنی.

اشعار چایچی گاه ماهیتی روایی دارند، چنانکه گویی واقعه یا داستانی در آن جریان دارد. این ویژگی روایی در کنار سادگی زبان و تصویر های عینی قدرتمندِ اغلب اشعار چایچی، بارزترین ویژگی های آثار او برای جذب مخاطب هستند؛ آثاری که بیشتر به واسطه کلیت شان در ذهن مانده و بر زبان علاقمندانش دکلمه می شوند، نه همانند برخی اشعار که تنها تک خط هایی درخشان از آنها بریاد می ماند. “روزی به خواب می‌رویم”، “بر این تپه کوچک صدای پرنده‌ای نیست”، “بوی اندام سیب” و “مه چهره‌هایمان را با خود می برد” و “باله‌ی ماسه‌ها” از دیگر مجموعه شعرهای سروده شده توسط رضا چایچی در دو دهه گذشته محسوب می شوند.

قریب به سی سال از فعالیت جدی و مستمر شعری رضا چایچی می گذرد، او در طول این سه دهه اگر چه کوشیده از تغییر و تحولات ادبی روز دور نیفتد اما از همراهی با جریانهای شعری موسمی نیز پرهیز کرده است. از این سبب اشعار او با وجود فرامدرن بودن، نسبتی با رویکردهای پست مدرن گوناگون سالها اخیر ندارند.

کتاب «گزینه اشعار رضا چایچی» که برای نخستین بار در سری گزینه های اشعار شاعران معاصر نشر مروارید منتشر شده است، فرصت مغتنمی ست برای آشنایی بیشتر با این شاعر مطرح دهه هفتاد که به دور از هیاهوهای زودگذر با قوت بخشیدن به قدرت زبان و استحکام ساختار اشعار خود، آرام آرام بالیده تا به جایگاه امروز خود رسیده است.

گزینه اشعار رضا چایچی با شعری به دستخط او آغاز شده است:
در هیچ یک نگنجیدم / نه درخت / نه پرنده / نه آسمان
فراتر
در کهکشان راهی است
که مرا به خود می‌خواند.

کتاب حاضر دربرگیرنده اشعاری ‌ست که رضا چایچی در حد فاصل سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۹۰ سروده است. این بخش از کتاب که عمده صفحات آن را نیز تشکیل می دهد از هفت فصل تشکیل شده که هر فصل نام یکی از آثار او را یدک می کشد: «بی‌چتر، بی‌چراغ»، «روزی به خواب می‌رویم»، «بر این تپه کوچک از صدای هیچ پرنده‌ای خبری نیست»، «بوی اندام سیب»، «مه چهره‌هایمان را با خود می‌برد»، «باله ماسه‌ها» و «پس مسافر کشتی شدیم». گفتنی ست پس مسافر کشتی شدیم ، بریده‌ای از یک منظومه چاپ نشده رضا چایچی ست که از سروده های متأخر او محسوب می شود.

به سنت معمول گزینه شعرهای نشر مروارید که اغلب نوشته‌ای به قلم خود شاعر آغازگر هر کتاب است، اثر حاضر نیز با نوشته ای از رضا چایچی‌ آغاز می شود که در آن به اشعار و دیدگاه های شعری اش پرداخته است. او در بخشی از پیش‌گفتار این کتاب نوشته است: «برایم قضاوت یا تحلیل و بررسی آثار مثل این است که درباره خودم سخن بگویم، به عبارت دیگر از خود تعریف کنم و این امر با تربیت ذهنی من ناممکن است، زیرا بر این عقیده‌ام که نقد هر اثر ادبی یا هنری وظیفه منتقد یا خواننده است، برای همین در این چند دهه بر هیچ یک از دفترهایم مقدمه‌ای ننوشته‌ام. البته در خلوتم همواره بر آثارم تأمل داشته‌ام برای یک گام جلوتر رفتن. {به} سنت‌های شعر کلاسیک کشورم همواره ...افتخار کرده و می‌کنم ...و خشنودم که در دامن چنین سنت‌های پربار و بی‌همتایی بالیده‌ام. باید تأکید کنم که از ابتدای گام نهادن در این راه خود را تا چه حد مدیون این سنت‌ها که در جهان بی‌همتا و یگانه است می‌دانسته‌ام. شاعرانی چون خیام و حافظ و مولانا و سعدی و فردوسی و نظامی و... که بی‌تردید با جادوی کلام خود مرا در سنین کم سحر کردند و رفته‌رفته شعله‌ای در روح و قلبم برپا کردند که خاموش‌شدنی نیست.»

پایان بخش این کتاب با عنوان «موخره»، شامل مقالاتی عمدتا کوتاه در نقد و بررسی اشعار رضا چایچی است. کوتاهی مقالات از آن روست که اغلب از دل روزنامه‌ها بیرون آمده اند که در این روزگار مقالات مفصل را چندان بر نمی‌تابند. آغازگر این بخش همان نوشته معروفی است که هوشنگ گلشیری با عنوان «در هیچ یک نگنجیدم» در نقد و معرفی چایچی در مجله مفید در دی ماه ۱۳۶۶ نوشته است. در ادامه نیز خواننده نوشته هایی از عنایت سمیعی، علیرضا بهنام، داریوش معمار، حمیدرضا شکارسری، سیدعلی صالحی، حافظ موسوی، اورنگ خضرایی، ضیاءالدین ترابی، علی‌اصغر شیرزادی، محمود معتقدی، یزدان سلحشور، عباس صفاری و... درباره برخی اشعار و یا سبک شعری رضا چایچی هستیم.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همنوایی دو فعل نقش زدن و نگاشتن. بازی موازی و گاهی مخطط کلمات و نگاره‌ها. اورهان پاموک کتابی را با هفت رنگ نقش زده است و حاصل کار نقاشی کاشی گونه‌ای است از اثر. نقاش نویسنده می‌شود و نویسنده نقاش، راوی نگارگر است و خود نگاره. این سبک ویژه ابداع بدیع پاموک است. فصول کتاب با راویان مختلفی روایت می‌شود. راوی می‌تواند شخصیتی باشد انسانی، نگاره‌ای باشد در نقاشی (مانند اسب، درخت و سگ) و یا حتی مفهومی انتزاعی (مانند مرگ).

در جهان سرخ پاموک هر عنصری می‌تواند راوی سخنگویی باشد که بی شرمانه خواننده را مخاطب قرار می‌دهد و از او می‌خواهد که دنیا را از چشمان او بنگرد. از نگاه یک یهودی دوره‌گرد، از نگاه نقش اسبی ظریف، از نگاه بی‌مهابای مرگ و یا از نگاه غریب یک سکه. دورن مایۀ اصلی داستان نگاهی مبسوط به نگارگری مینیاتور است. داستان زمان‌مند است و در بستر پادشاهیِ سلطان مراد در پادشاهیِ عثمانی می‌گذرد. داستان مکان‌مند است: استانبول، زادگاه نویسنده. داستان حکایتی است همه جانبه از مینیاتور. شاید حتی گاهی بیشتر به یک مستندنگاری تاریخی شبیه باشد تا یک داستان.

داستان ... دیدن ادامه » در قلب نقاش‌خانۀ دربار عثمانی می‌گذرد، با تمام شکوه و ظرافت و حسادت‌ها و عاشقانه‌ها. این بار هم اما پاموک به عنصر مورد علاقه خود باز می‌گردد و داستان را بر پایه آن می‌چرخاند: «رویارویی شرق و غرب». شرق سنت است و پایبندی و وفاداری و اصول و انتزاع، غرب تجدد است و دگرخواهی و واقع‌گرایی. شرق، عالم مثل را نقش می‌زند و غرب پرتره را. شرق ابدیت را پر و بال می دهد و غرب لحظه های گذرای زندگانی را. این دو عالم بار دیگر در امپراطوری عثمانی رو به رو می‌شوند و ملاقات آن‌ها با یکدیگر پله پله داستان را به جلو می‌برد. استادانی تا پای جان وفادار می‌مانند به بهزاد و کلک بی مانندش و استادانی قدم بر می‌دارند برای دگرگونی و تجدد خواهی. این میان، پایِ مرگ هم باز می‌شود. مرگی سرخ‌گون به رنگ سرخیِ خون. «سرخ» حتی فراتر می‌رود و رنگ هستی می‌شود، رنگ حضور، رنگ شهود بی‌واسطۀ هستی. سرخ پر است و سنگین و لعاب‌دار. قبایی یکپارچه که هستی و مرگ را در آغوش گرفته است. پاموک این گونه رنگ سرخ را قداست می بخشد: «وقتی به عالمی که من رنگارنگش ساخته‌ام می‌گویم «باش»، عالمی از سرخی‌ام هست می‌شود. هر که مرا ندیده انکارم می‌کند اما من همه جا هستم».

چیزی که داستان را سخت و کند می‌کند وسواس بیش از حد نویسنده در عالم خیال است. مصداق‌های روایت‌گونه از احوال و روزگار نقاشان هرات، شیراز، تبریز و اصفهان گاهی دنبال کردن داستان را با سکته هایی مواجه کرده است و خط اصلی داستان این میان کمرنگ می‌شود. نویسنده برای توصیف کتاب سفارش داده شده سلطان گاه ضد و نقیص می گوید آنقدر که تصور منسجمی در ذهن شکل نمی‌گیرد.

آن چه داستان را برای ما بیشتر جذاب می‌کند، نقش پر رنگ ایرانی‌ها در سرتاسر کتاب است. هنر ایرانی، نگاره ایرانی، نقاش ایرانی، شاهنامه ایرانی و دربار ایرانی. پاموک منصفانه و بی‌تعصب و البته با طمانینه و به تفصیل در جای جای کتاب به نقش پررنگ ایرانیان در هنر شرق اشاره می‌کند. بسیاری از روایت‌هایی که در دل روایت اصلی نقل می‌شود از سرزمین ایران است و این جای دلگرمی است.

سرانجام آنکه خواندن این کتاب تجربه فضایی رازگونه، انتزاعی و سبکی متفاوت و نامنتظر است.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضا اصلانی هنرمندی‌ سختگیر و کمال‌گراست، هم سینما و هم حوزه شعر. درک آثارش آسان نیست، به خصوص در قیاس با جریان متعارف هر یک از این حوزه‌ها. اما بی‌شک این روزها محمد رضا اصلانی را بیشتر به عنوان فیلمساز می‌شناسند تا شاعر؛ یا شاید برای برخی فیلمسازی گزیده کار باشد که اخیرا مجموعه شعری را نیز با عنوان «بنفش تر از خود با خیابان‌های خاموش» منتشر کرده است.

اما ماجرا در گذشته دقیقا برعکس این بود، در میانه دهه چهل شاهد حضور چهره های مستعدی در ادبیات ایران بودیم که برخی از آنها در سالهای بعد جذب سینما شدند و یا از فعالیت ادبی آنها به نفع سینما بسیار کاسته شد. محمد رضا اصلانی یکی از این چهره ها بود که در حوزه فرهنگ و هنر نخست به عنوان شاعر نام خود را مطرح کرد و سپس به حوزه فیلمسازی کوچید و از فعالیت ادبی‌اش کاسته شد.

اصلانی ... دیدن ادامه » از شاعران جریان موج نو در شعر دهه چهل بود که به عنوان چهره‌ای‌ که اشعار مدرن می‌سرود طرفدارانی هم برای خود دست و پاکرده بود. تا آنجا که وقتی جریان موج نو شعر این دهه تکامل یافت و به صورت شعر حجم متبلور شد، او نیز ازجمله کسانی بود که به تأسی از یدالله رویایی بیانیه شعر حجم را امضا کرد.

«شب‌های نیمکتی، روزهای باد» در سال ۱۳۴۴ منتشر شد، اثری بسیار مدرن از متن اشعار گرفته تا طراحی جلدش که توسط مهدی سحابی انجام شده بود. این کتاب در شرایطی منتشر شد که هنوز اندک بودند کسانی که چنین تجربه هایی را به چاپ می سپردند. به خصوص اینکه اشعار او نه نسبتی با سنت نیمایی شعر نو داشت و نه شعر سپید و نه موجی که جوانانی چون احمد رضا احمدی در آن سال‌ها به راه انداخته بودند. زبان اشعار او در عین نزدیکی به زبان مردم کوچه بازار، اصیل و کارشده بود و به لحاظ سطربندی و شکل نشستن روی صفحه نیز از فرم فکر شده‌ای بهره می‌برد. شعرهایی که شنیدن برای درک کامل آنها کفایت نمی‌کرد و باید روی صفحه دیده و خوانده می‌شدند. مهمترین کار اصلانی این بود که در برخی شعرهای خود واحد زبان را از کلمه به گزاره بدل کرده بود.

محمد رضا اصلانی در سالهای بعد دو مجموعه شعر «بر تفاضل دو مغرب» (۱۳۵۴) و «سوگنامهٔ سال‌های ممنوع» (۱۳۵۷) و دو منظومه نیز در جنگ‌های ادبی منتشر کرد. او که در این سالها جذب فیلمسازی شده بود، علاقمندان اشعار خود را که در انتظار ادامه همان مسیر مدرنیستی در شعر بودند، متعجب کرد. چرا که تجربه های پیشین را تاحد زیادی به کنار نهاده و راه‌هایی تازه را آغاز کرده بود.

از اواخر هه پنجاه بدین سو محمد رضا اصلانی قریب به سه دهه کتاب شعر تازه‌ای منتشر نکرد و چنان می‌نمود که شعر را به نفع فیلمسازی به تمامی کنار گذشته تا اینکه «بنفش تر از خود با خیابان‌های خاموش» در سال ۱۳۹۱ منتشر شد. کتابی که شانل اشعار متأخر محمد رضا اصلانی‌ست. اشعاری که گویا او قصد انتشارشان را نداشته و به پیشنهاد نشر مروارید راضی به چاپ آنها شده است.

هرچند کتاب حاضر دربرگیرنده گزیده ای از اشعار سروده شده توسط اصلانی از دهه شصت بدین سو است، اما کم و کیف آن همچنان حکایت از کمالگرایی و سخت‌گیری در کار شعر دارد. اشعار منتشر شده در «بنفش تر از خود با خیابان‌های خاموش» سیمای شاعری را ترسیم می کنند که ذغدغه زبان دارد، اما با تلقی خاص خود که با رویکردهای مرسوم متفاوت است.

در اشعار این مجموعه جوهره شعر در زبان مستتر است و نه مضمون آن. اصلانی به مدد تسلط و احاطه‌اش بر زبان، از زبان برای تصویر سازی بهره می‌گیرد.

مهمترین شاخصه‌ای که اشعار این کتاب را منحصر به فرد می‌سازد، وزنی‌ست به روایت در شعر داده است و این مهم بازتاب فضایی‌ست در شعر او اگر نکته بر خوردار از بار اجتماعی گرایانه جلوه گر می شود، این مهم بازتاب فضایی ست که با شعر خود خلق می کند. فضایی که مضمون در آن شکل می گیرد. در واقع زبان شعری او فضا را می سازد و فضای هر شعر مضمون را در داخل خود می پروراند. از این منظر اشعار مجموعه کیفیتی متفاوت می یابند اگر انتزاعی‌اند شاعر بر فضاهای درونی شده و تجربه‌های ذهنی خود تاکید دارد و اگر کیفیتی اجتماعی‌گرایانه دارد، حاصل فضاهایی‌ست که در تجربه جمعی قابل دریافت هستند.

درباره این مجموعه گفته‌اند: «شعر اصلانی حاوی نوعی دلواپسی و هراس است. دلواپسی و هراسی که تصویرهایی که اصلانی با زبان می آفریند، به آن شکل می دهد. شعر اصلانی نه بیان دغدغه‌های شخصی و خصوصی که پیوند فردیتی زخم خورده و نگران با زمینه ای جمعی و تاریخی است.»

اصلانی در شعر از این کتاب سروده است:
«برگ/ چنان جوان بود و بهار/ چنان ترد/ که طرح پیر چهره از یاد گرفتم/ و به سودای پرنده ای تراویده در باد/ به کوچه زدم/ جهان از هیچ خبری خبر نداشت/ و تنها درخت بود که از انفجار دل شکوفه ای خبر می داد/ و در دل انفجار/ آفتاب/ کودکی از شوق پرپر/ کوچه لیکن/ چه بی اعتماد روی گرداند و پیچید سرد/ و من/ صدای قدم هایم فروچیدم/ تا رنگ ماشی رهگذر/ بی شک از کنار گوشم بگذرد.»

http://www.alef.ir/book
فاطمه حبیبی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در روزگاری که هنوز نمایشنامه‌نویسی به‌طورجدی در ایران موردتوجه قرار نداشت و در این میان تنها نام‌های انگشت‌شماری بودند که به شکل متداوم در این حوزه فعالیت کرده و بدین کسوت شناخته می‌شدند، او اولین زنی بود که با رویکردی جدی به نوشتن نمایشنامه پرداخت و ازاین‌سبب نیز به‌عنوان نخستین زن نمایشنامه‌نویس ایرانی از او یاد می‌شود.

فریده فرجام به سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمده دوران تحصیل خود را در ایران و فرانسه گذراند. در پاریس زبان و ادبیات فرانسه خواند و پس از دریافت لیسانس به ایران آمد. از اواخر دهه سی پس از بازگشت به ایران شروع به نوشتن برای مجلات معتبر ادبی آن زمان همانند بامشاد، خوشه و فردوسی کرد.

فرجام ... دیدن ادامه » در سال ۱۳۳۶ هنگامی‌که در دانشگاه تحصیل می‌کرد در کلاس آموزش تئاتر پروفسور «کوئین بی» شرکت کرد. در این دوره نه‌تنها به‌عنوان بهترین بازیگر کلاس‌ها شناخته شدُ بلکه نوشته‌هایی از او به‌عنوان بهترین متون برای اجرا برگزیده شدند.

فرجام وقتی به ایران بازگشت تحقیقات مفصلی را درباره دوران قاجار انجام داد که به نوشتن نمایشنامه تاجماه انجامید نمایشنامه‌ای که شخصیت اصلی آن یک زن با سواد و آگاه در جامعه سنتی دوره قاجار بود و به اوضاع و احوال زن ایرانی در آن روزگار می‌پرداخت. تاج ماه زنی است که نخستین زنان آگاه و با سواد را در جامعه ایرانی نمایندگی می‌کند. در جامعه مردسالاری که زنان اجازه تحصیل ندارند و در چهاردیواری خانه محبوس‌اند، ارتباط آن‌ها با جامعه غیرمستقیم و باواسطه است. در چنین احوالی دور از انتظار نیست اگر زنی باهوش و باسواد همچون تاجماه به مشکل برخورده و نهایتاً از آدم‌های پیرامون خود فاصله گرفته و به‌نوعی منزوی شود.

در سال ۱۳۴۳ انتشار نمایشنامه تاجماه به همراه دو نمایشنامه دیگر با عناوین عروس و هوای مقوایی در قالب یک کتاب منتشر شد و نام نویسنده‌اش را در محافل ادبی و هنری مطرح کرد.

مجید روشنگر از انتشار تاجماه چنین یاد می‌کند: «مثل‌اینکه همین دیروز بود – که خانم فریده فرجام در دفتر سازمان کتاب‌های جیبی که من مدیر آن بودم، به دیدنم آمد و نمایشنامه تاجماه را برای چاپ در اختیارم گذاشت. آن را پسندیدم و شادروان جهانگیر افکاری هم که ویراستار ما در سازمان کتاب‌های جیبی بود آن را پسندید و چون حجم نمایشنامه برای کتاب کم بود از ایشان خواهش کردیم که یک یا دو نمایشنامه دیگر هم به حجم کتاب افزوده شود. حاصل کار کتابی شد به نام تاجماه که در سال ۱۳۴۳ در ۱۰ هزار نسخه به چاپ رسید و مورد استقبال خوانندگان و دوستداران نمایشنامه‌های ایرانی قرار گرفت.»

فریده فرجام در سال ۱۳۴۹ از ایران مهاجرت کرد اما در سال‌های مهاجرت نیز فعالیت‌های ادبی و هنری خود را ادامه داد؛ او نه‌تنها داستان‌هایی برای کودکان تدارک دید، کلاس‌های آموزشی برگزار کرد بلکه آثار تازه‌ای در قالب نمایشنامه و حتی فیلم‌نامه نوشت که برخی از آن‌ها را نیز کارگردانی و اجرا کرد. در طول چند دهه گذشته باوجود قرار داشتن در جایگاه یک مهاجر موفقیت‌های هنری گوناگونی نصیب فریده فرجام شده است. سرانجام فرجام در آذرماه ۱۳۹۳ به ایران بازگشت و با همکاری بازیگران حرفه‌ای سینما، تئاتر و تلویزیون اجراهایی به‌صورت روخوانی با اهداف خیریه از آثارش ارائه کرد.

سه نمایشنامه «تاجماه»،«هوای مقوّایی» و «عروس» که در سال ۱۳۴۳ توسط سازمان انتشارات جیبی منتشر شده بودند، به‌تازگی و قریب به پنجاه سال بعد از نخستین چاپ آنها، توسط انتشارات مروارید به بازار عرضه شده است.

در این کتاب علاوه بر متن سه نمایشنامه مورداشاره نوشته‌ای نیز در رابطه بازندگی و فعالیت‌های هنری فرجام منتشرشده است. نوشته‌ای که کمک می‌کند خواننده آگاهی کلی نسبت به فعالیت‌های هنری نویسنده کتاب که به دلیل دوری‌اش از ایران در میان نسل جوان چندان شناخته‌شده نیست بیابد.

بی‌اغماض سه نمایشنامه گرد آمده در این کتاب ازجمله موفق‌ترین آثار فریده فرجام محسوب می‌شود که نه‌تنها متن آن‌ها بلکه اجرای آنها نیز تحسین بسیاری را در پی داشته است.

نمایشنامه «عروس» در سال‌های دور در تلویزیون ملی ایران اجرا و پخش‌شده است. همچنین ترجمه انگلیسی این نمایشنامه سال‌ها پیش با موافقت لی استراسبرگ در اکتورز استودیو توسط هنرجویان این موسسه معتبر اجرا شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

عروس ماجرای زنی است که به دلیل بچه‌دار نشدن ناچار است تن به تقدیر داده تا همسرش با دختری دیگر ازدواج کند. در شب ازدواج زن درمی‌یابد که تازه‌عروس نیز خود به دلیلی ناخواسته تن به تقدیر و ازدواج با مردی بسیار مسن‌تر از خود داده است. موقعیت‌های تراژیک زنان در نمایشنامه عروس آن‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند.

تاجماه و عروس نمایشنامه‌هایی هستند که به لحاظ تم درونی نزدیکی بسیار باهم دارند و از تقدیر مشترک زنان در جامعه های توسعه نیافته و به شدت سنتی حکایت می کنند.

نمایشنامه هوای مقوایی هم به لحاظ مضمون و هم به لحاظ اجرا تفاوت هایی با دو نمایشنامه دیگر کتاب دارد. ظاهرا در چاپ نخست کتاب نویسنده برای اینکه حجم کتاب را به سفارش ناشر بیشتر کند آن را به این مجموعه افزوده است. هوای مقوایی حکایت از تسلط یافتن فرجام در نمایشنامه نویسی و آغاز حرکت او برای استفاده از ایده های متفاوت و مدرن در نمایشنامه‌نویسی دارد (در زمان نگار این اثر)، نکته ای که از محتوا و فرم متفاوت و تجربی این نمایشنامه کوتاه در قیاس با نوشته های قبلی او تا آن زمان، به خوبی آشکار است.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جامعه ای توتالیتر که آن فقط باید مثل استالین فکر کرد، حرف زد، راه رفت، خندید، زندگی کرد و ..... اکنون در این جامعه قاتل زنجیره ای کودکان را یک به یک سر به نیست می کند ..... لئو دمیدف قبل از بتواند قاتل کودکان را پیدا کند باید اول اثبات کند اساسا جنایتی اتفاق افتاده است؟
ترس و تعلیق در تک تک صفحات کتاب راحتتان نمی گذارد!!!
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
عادل خالدی کلهر و محمدرضا کشاورزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«در آب‌ها دری باز شد» تازه‌ترین و آخرین کتاب غلامرضا بروسان است، یکی از شاخص‌ترین شاعران نسل اخیر که متأسفانه دست تقدیر به شکلی دردناک نقطه پایان‌بر زندگی او و خانواده‌اش گذاشت. الهام اسلامی همسر او نیز جوان و با قریحه بود که در این‌سوی بی‌بازگشت به همراه کودک دلبندشان غلامرضا بروسان را همراهی کردند.

اشعاری که در کتاب «در آب‌ها دری باز شد» گردآوری‌شده‌اند. سروده‌هایی هستند که بعد از کتاب «مرثیه‌ای برای کتابی که به پهلو به زمین افتاد» در اواخر دهه هشتاد (۸۹- ۸۷) توسط بروسان سروده شده است. این اشعار بعد از درگذشت بروسان توسط خانواده او گردآوری‌شده و برای چاپ به ناشر آثار این شاعر (مروارید) سپرده‌شده‌اند.

این ... دیدن ادامه » کتاب از دو بخش تشکیل‌شده است. بخش نخست شعری بلند است، منظومه‌ای که غلامرضا بروسان با عنوان «پرستویی در سکوت فرورفت تا کمر» به یاد پدر شهیدش سروده است.

و بعد از تو ما مثل بنفشه‌ها زندگی کردیم
ناچار بودیم
به درخت‌ها فکر کنیم
و زندگی کنار پنجره بود
کنار آستین کتم
زندگی در یک‌قدمی بود
به خاطر تو چشمم را در بهار پنهان کردم
دستم را به نرده‌ها گرفتم
و از هیاهو دست کشیدم.....

بخش دوم کتاب با عنوان «گل‌هایی به‌شدت بی اسم» دربرگیرنده ۵۷ شعر آزاده است که از مضامین مختلف همچون، تنهایی، عشق، مرگ، زندگی و... برخوردار هستند.

«مرگ می‌آید
و سایه‌ی اسبش روی زین گودالی به‌جا می‌گذارد
هر جا که می‌رود خاک دهان باز می‌کند
اما گنجشک‌ها می‌دانند که مرگ کاره‌ای نیست.»

اشعار غلامرضا بروسانی بارها توسط جوایز ادبی و محافل شعری موردتقدیر قرارگرفته است. او شاعر برگزیده دومین دوره شعر نیما بود. «امتحان پرنده را گیج می‌کند»، «یک بسته سیگار در تبعید»، «به سمت رودخانه استوکس»، «عصاره سرما», «عاشقانه‌های یک سرباز» و «مرثیه‌ای برای درختی که به پهلو افتاد» دیگر آثار منتشرشده‌ی بروسان را تشکیل می‌دهند.

http://www.alef.ir/book
زهرا کزازی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دانشجوی معارف اسلامی و مدیریت سیاسی در دانشگاه امام صادق (ع) که حالا دکترای رشته مدیریت تولید و عملیات گرفته، یکی از چهره‌های شناخته‌شده برای نسل جوان، در حوزه شعر، محسوب می‌شود. مجموعه اشعار گریه‌های امپراتور بود که نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. شهرتی که خیلی زود دامنه آن گسترش چشمگیری پیدا کرد و او را به یکی از محبوب‌ترین شاعران نسل خود بدل ساخت. دامنه این شهرت تا آنجا گسترش یافت که برخی کتاب‌هایش تا چهل نوبت نیز تجدید چاپ‌شده‌اند که چنین توفیقی، آن‌هم در حوزه شعر، به ندرت برای شاعران جوان می توان متصور بود.

جالب‌تر اینکه فاضل نظری شعر نو نمی‌سراید (شعر نو مخاطبان بیشتری دارد)، بلکه در حوزه شعر کلاسیک فعالیت می‌کند و به غزل‌سرایی معروف شده است. اقبال آثار او به‌عنوان شاعری جوان، بازگوکننده این واقعیت است که شعر کلاسیک همچنان زنده و سرحال به حیات خود ادامه می‌دهد و قافیه را به شعر نو نباخته است!

فاضل ... دیدن ادامه » نظری نه‌تنها به‌عنوان پرمخاطب‌ترین شاعر در دهه‌ی هشتاد برگزیده‌شده بلکه به‌عنوان شاعری جریان ساز نیز مطرح بوده است. غزل معاصر نام‌آوران بزرگی همانند سیمین بهبهانی و حسین منزوی دارد که شاید نتوان حاصل کار نظری را در ترازوی قیاس با آن‌ها قرارداد، اما در عوض در غزل‌های نظری انرژی و نیرویی از جوانی را می‌توان سراغ گرفت که حاصل شور و شعور نسل امروز از روزگاری است که در آن زندگی می‌کند؛ و این ویژگی مهمی است که حاصل کار او را در قیاس با شاعران نسل‌های قبل برجسته می‌کند. ارائه چنین ویژگی‌هایی در قالبی کلاسیک همچون غزل که سده‌ها از عمر آن گذشته، نیازمند تغییرات و دگرگونی‌هایی است تا این‌گونه شعری را خورند این روزگار سازد. فاضل نظری با درک این مهم تلاش‌هایی در این راستا انجام داده است که البته هنوز جای کار بیشتر دارد.

از مهم‌ترین ویژگی شعر نظری این است که نه‌تنها تجربه‌هایی تازه و قابل‌اعتنا در حوزه شکل و فرم غزل به انجام رسانده بلکه متأثر از اندیشه و احوال نسل خود، ممضامینی را در این قالب شعری (که برای سرودن عاشقانه‌ها بکار می‌رود) مورد استفاده قرار می دهد که باعث می شود شعر با روزگار خود بیگانه نبوده و حتی با آن نزدیکی بسیار داشته باشد.

مجموعه گزینه‌های اشعار نشر مروارید سال‌هاست منتشر می‌شود. تداوم این انتشار و جامعیت این مجموعه که از نسل نخست شاعران معاصر، همچون نیما آغازشده و تا به امروز ادامه یافته، آن را به یکی از شناخته‌شده‌ترین مجموعه‌هایی که به انتخاب و انتشار گزینه اشعار شاعران معاصر اختصاص دارد، بدل ساخته است.

اغلب کتاب‌های منتشرشده در این مجموعه با نظر خود شاعر و یا کارشناسان و صاحب‌نظران این حوزه تدارک دیده‌شده‌اند و دربرگیرنده عصاره کارنامه شاعران و بازتاب‌دهنده‌ی فرازوفرود کارنامه ایشان هستند. راه یافتن نام فاضل نظری به این مجموعه فی‌نفسه اعتبار برای این شاعر جوان محسوب می‌شود که نامش در کنار بزرگان شعر این دیار قرارگرفته است.

تاکنون چهار مجموعه شعر از فاضل نظری منتشرشده است: گریه‌های امپراتور، اقلیت، آن‌ها و ضد (تازه‌ها). در گزینه اشعار فاضل نظری هفتادوسه شعر از این چهار دفتر شعر برگزیده‌شده و به ترتیب تاریخ انتشار مرتب و تنظیم‌شده‌اند. اشعاری که درواقع ازجمله بهترین سروده‌های نظری محسوب شده و به‌خوبی می‌توانند نشان‌دهنده‌ی وجوه مختلف کارنامه او تا این زمان باشد. سرآغاز این کتاب نوشته‌ای از خود فاضل نظری است با عنوان «تمرین تنهایی و رمزگشایی از یک خط باستانی»؛ در این مقدمه که حکم مدخل کتاب را دارد نظری دیدگاه‌های خود را درباره‌ی غزل و کم و کیفیت آن در این روزگار به مخاطب ارائه کرده است.

http://www.alef.ir/book
مهدیه اخشابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برخی نشریات هستند که فقط یک نشریه نیستند، بلکه از چنان تأثیر و نفوذی برخوردارند که به‌عنوان نماد یک جنبش مقطعی، یک دوره یا یک جریان تاریخی ادامه‌دار محسوب می‌شوند. این قسم نشریه‌ها تعدادشان فراوان نیست اما در گوشه و کنار دنیا نمونه‌هایی از آن‌ها را می‌توان مثال زد، همانند کایه دوسینما که هر وقت از آن نام می‌بریم یاد موج نوی سینمای فرانسه و همچنین تأثیرگذاری شگرف آن در تغییر و تحولاتی که در ساحت سینما به دنبال داشت، می‌افتیم.

هفته‌نامه نیویورکر مجله‌ای است قدیمی که در نیویورک آمریکا منتشر می‌شود، نشریه‌ای با رویکرد فرهنگی ادبی. هفته‌نامه نیویورکر ابتدا در جامعه فرهنگی و ادبی نیویورک تأثیری عمیق و گسترده داشته و سپس دامنه این تأثیر در طول دهه‌های اخیر به کل آمریکا و بعد جهان نیز گسترش یافت.

هرولد ... دیدن ادامه » رأس این هفته‌نامه را در دهه بیست میلادی پایه‌گذاری کرد. نیویورکر در آغاز تنها به حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه نیویورک توجه داشت، اما رفته‌رفته شهرت این مجله و دیدگاه‌های آن به سایر شهرهای آمریکا گسترش یافت؛ شهرتی که مدتی بعد جنبه‌ای جهانی به خود گرفت.

توفیق نیویورکر درگرو کشف بهترین‌ها بود، بهترین‌هایی که در دوره‌ی خود با کم توجهی روبرو شده بودند. درواقع دست‌اندرکاران نیویورکر با تیزهوشی آثار نویسندگان مستعدی را کشف و منتشر می‌کردند که دیگران تمایلی به انتشار آثار آن‌ها نداشتند.

اگر روزگاری کشف استعدادها به شهرت نیویورکر منجر شد؛ مدت زمانی بعد این نام نیویورکر بود که می‌تواند به اعتبار این استعدادها می انجامید. بااین‌حال نیویورکر همچنان به سنت کشف چهره‌های مستعد اما گمنام وفادار مانده است. البته اعتبار نام نیویورکر باعث سهل‌انگاری گردانندگان آن نشده است به عبارتی اگر این توفیق تداوم‌یافته نتیجه آن بوده که همچنان کاشفان حاضر در نیویورکر سرحال و قبراق بهترین‌ها را انتخاب می‌کنند و در طول نود سالی که از عمر نشریه می‌گذرد همیشه دست‌پر بوده‌اند سیاهه بلند و بالای نام‌های معتبری که توسط نیویورکر کشف و وارد عرصه داستان‌نویسی شده‌اند خود گواهی بر این ماجراست. جان آپدایک، دیوید جروم سالینجر، الکسی ژرمن، آلیس مونرو، جورج ساندرز، حنیف قریشی، جومپا لاهیری و... از جمله نویسندگانی هستند که انتشار آثارشان در نیویورکر سهم به سزایی در شهرت ادبی آن‌ها داشته است.

از سال ۱۹۶۶، انجمن سردبیران مجلات آمریکا با همکاری دانشکده روزنامه‌نگاری کلمبیا هرسال بهترین آثار منتشرشده در نشریات آمریکایی را در حوزه‌های مختلف انتخاب می‌کنند و آثار منتشرشده در مجله نیویورکر معمولاً سهم بالایی در میان برگزیدگان این جایزه و دیگر جوایز داشته‌اند.

سال ۲۰۰۰ یکی از سال‌هایی بود که این جایزه‌ها در حوزه داستان به مجله نیویورکر اختصاص یافت. نشر مروارید با کنار هم قرار دادن شش داستان این سال که به مراحل بالای این رقابت رسیده بودند، در سال ۱۳۸۴ کتاب روزی روزگاری بود را با ترجمه لیلا نصیری نیا با آثاری از جان آپدایک، شرمن آلکسی، دانله آنتریم، جو ساندرز، جومپا لاهیری، آلیس مونرو به مخاطب فارسی‌زبان عرضه کرد.

این کتاب سرآغازی شد برای انتشار مجموعه‌ای از داستان‌های نیویورکر توسط نشر مروارید که تاکنون سه جلد از آن منتشرشده است. اخیراً دو جلد آخر این مجموعه با عنوان داستان‌های نیویورکر با ترجمه بهار اکبریان (چاپ دوم) و یک منهای یک با ترجمه سیروس قهرمانی (چاپ اول) وارد بازار کتاب شده است.

داستان‌های نیویورکر شامل ۱۲ داستان کوتاه است. این ۱۲ داستان در سال ۲۰۱۲ در هفته‌نامه نیویورکر منتشرشده‌اند و نویسندگان آن به‌قرار زیر هستند:
میل ملوی، اسکات فیتس جرالد، پیتر هسلر، لوری مور، ولادمیر ناباکوف، بن لرنز، سم لیپسایت، فرانسیس مک گوئن ، ریوکا گالکن، روبرتو بولانیو و جورج ساندرز. داستان‌های این مجموعه اغلب آثاری هستند که با رویکردی نو در داستان‌نویسی نوشته‌شده‌اند و به عقیده مترجم تازگی و مدرن بودن آن‌ها می‌تواند برای مخاطب فارسی‌زبان سودمند و تأثیرگذار باشد.

صرف‌نظر از دو سه نویسنده نام‌آشنا و معروف همانند فیتس جرالد یا ناباکوف، دیگر نویسندگان این داستان‌ها در ایران کمتر شناخته‌شده‌اند از این منظر برگردان فارسی آن‌ها می‌تواند علاقه‌مندان ایرانی ادبیات داستانی را در جریان تغییر و تحولات داستان‌نویسی جهان به‌خصوص در دهه‌ی گذشته قرار دهد. مترجم برای آشنایی اولیه مخاطبان با هر نویسنده نوشته کوتاهی برای معرفی آن‌ها در ابتدای هر داستان قرار داده است.

«یک منهای یک» که توسط سیروس قهرمانی گردآوری و ترجمه‌شده، برای نخستین بار در پاییز امسال توسط نشر مروارید وارد بازار کتاب شد. ویژگی مجموعه حاضر آن است که سیروس قهرمانی تااندازه‌ای سلیقه شخصی خود را نیز وارد ماجرا کرده است و به‌جای انتخاب داستان‌های یک سال مشخص به سراغ داستان‌هایی که در هفته‌نامه نیویورکر از سال ۲۰۰۶ به این‌سو منتشرشده‌اند رفته است.
تفاوت دیگر کار او در این است که از یک نویسنده گاه چند داستان را به فارسی ترجمه و در کتاب جای‌داده است. استیون میلهاوزر، پریمو لوی، هان سیمسمون، اری دلوکا، پل ب لافاژ، بن لوری، کالم توبین، اتگار کِرت، ریوکا گالکن و جیمز گرهام بالارد نویسندگانی هستند که داستانهایشان در این کتاب می خوانیم.

داستان‌های گردآمده در این کتاب از تنوع سبکی فراوان ای برخوردارند، از داستان‌های رئالیستی گرفته تا تخیلی و فانتزی در این کتاب نمونه‌هایی یافت می‌شود. مترجم به داستان‌هایی بیشتر علاقه نشان داده که روایتگر چالش انسان مدرن با جهان و خویشتن هستند.

سیروس قهرمانی نیز برای معرفی هر نویسنده بیوگرافی کوتاهی از او در ابتدای داستان‌هایش قرار داده است تا آشنایی‌های لازم و مقدماتی را به خواننده کتاب عرضه کند. خواندن داستان‌های گردآوری‌شده در این دو کتاب فرصت مغتنمی برای علاقه‌مندان ادبیات داستانی است، به‌ویژه برای آشنایی با آخرین تغییر و تحولات داستان‌نویسی آن‌هم در حد و اندازه و استانداردی که مهر تأکید مجله معتبر نیویورکر را پای خود دارد.

http://www.alef.ir/book
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید