:  مروارید
:  ۶۹۸
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
روایتی متفاوت از جنگ... راوی سرد و دروغگو است... گرفتار شده و می خواهد خودش را جایی که نجات دهنده ای وجود ندارد نجات دهد
۲۰ ساعت پیش
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد می خوانید :

ادوارد آلبی که همچون آرتور میلر، تنسی ویلیامز و یوجین اونیل از بزرگ ترین نمایشنامه نویسان امریکا است، جنبشی تازه در زمینه ادبیات نمایشی در امریکا به وجود آورده است که بدون شک از این لحاظ می توان او را هم تراز ساموئل بکت یا هارولد پینتر در اروپا دانست. چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد(1962)، یکی از بزرگ ترین نمایشنامه ... دیدن ادامه » های جهان، داستان زن و شوهری است که شبی دیروقت، زن و شوهر جوانی را به خانه خود دعوت می کنند. تمام داستان در همان شب اتفاق می افتد و تا نزدیکی های صبح به طول می انجامد. در خلال گفت و گوهایی که میان شخصیت ها درمی گیرد، زندگی ویران این شخصیت ها ساخته می شود عشق ها و نفرت ها با طنزی گزنده درهم تنیده می شوند و داستانی را خلق می کنند که هرگز از یادها نخواهد رفت.
۰۸ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
متن کتاب خیلی ساده و روان هست برای وقت گذرانی خوبه
۲۴ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار تأثیرگذار ...
کتابی که گاهی شمارا تا اعماق افسردگی پیش می برد...
۱۰ فروردين
با سلام و احترام به شما بزرگوار. توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد ... دیدن ادامه » دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#راوی_شهرکتاب‌_آنلاین

از داستانت خیلی حظ کردم. ماشاالله خداوند استعداد زیادی به تو ارزانی داشته. حالا وظیفه‌ی توست که این استعداد را بپرورانی. چون کسی که استعداد خدادادش را هدر می‌دهد، گوساله‌ای بیش نیست. داستانت را از لحاظ دستور زبان درست و
از ... دیدن ادامه » لحاظ سبک، جالب نوشته‌ای. اما موثرترین عنصر داستانت طنز آن است. شاید الان معنی این کلمه را ندانی ولی روزی خواهی دانست. این چیزی است که بعضی نویسندگان بعد از سالها کار به آن می‌رسند و بعضی نمی‌رسند. تو با داستان اولت به آن دست یافته‌ای.

«برشی از این کتاب را بشنوید با صدای آقای #علی_نجفی در سایت شهرکتاب آنلاین»

۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#راوی_شهرکتاب‌_آنلاین


«در ... دیدن ادامه » خیابان ایستگاه، درختان شاه بلوط گل داده‌اند. گل برگ‌هاشان زمین را با چنان لایه ضخیمی پوشانده‌اند که لوکاس صدای قدم‌هایش را هم نمی‌شنود. شب دیروقت او از خانه‌ی کلارا برمی‌گردد.
بچه روی نیمکت کنج آشپزخانه نشسته است. لوکاس می‌گوید: تازه ساعت پنج است‌. چرا این قدر زود بیدار می‌شوی؟
بچه می‌پرسد: یاسمین کجاست؟
رفته شهر بزرگ. اینجا حوصله اش سر می‌رفت...

«برشی از این کتاب را بشنوید با صدای خانم #فریماه_افتخاری در سایت شهرکتاب آنلاین»
۲۱ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر سراغی از عناوین ادبیات داستانی امروز ایران بگیریم، در می ­یابیم که زنان سهم چشمگیری در داستان ­نویسی امروز ایران دارند. نام­هایی چون «فتانه حاج سید جوادی» با پنجاه و شش بار تجدید چاپ «بامداد خمار»، «پرینوش صنیعی» با سی بار تجدید چاپ «سهم من»، فریبا وفی با برنده شدن جوایز متعدد ادبی داخلی و خارجی برای داستان­های «رویای تبت» و «پرنده ... دیدن ادامه » من» و ... تنها نمونه­هایی از حضور فعال زنان نویسنده در این عرصه هستند.
فعالیت زنان ایرانی در عرصه داستان ­نویسی و ادبیات داستانی نه تنها می­تواند نشانگر تغییر و تحولات قابل تامل در عرصه­ های اجتماعی و فرهنگی باشد بلکه نیازمند پرداخت­های جامعه­شناسانه، انتقادی، ادبی و ... است تا داستان­های زنانه را از خطر روایت­های تک­ خطی و محدود عاطفی دور نگه داشته و به سمت گزارشی واقعی­تر از جریانات اجتماعی و فرهنگی سوق دهد.
کتاب«زنان در داستان» که به قلم دکتر نرگس باقری نوشته شده، بر آن است تا نگاهی به قهرمانان زن در داستان­های زنان داستان نویس ایران داشته باشد. این کتاب، داستان­های زنان نویسنده­ای همچون سیمین دانشور، شهرنوش پارسی­ پور، مهشید امیرشاهی و غزاله علیزاده را به عنوان نمونه پژوهشی خود انتخاب کرده و سعی دارد نشان دهد این چهار زن داستان نویس، قهرمانان داستان­های خود را چگونه دیده­اند و از طریق شرح روحیات و تفکرات آنان چه هویتی برای خود قائل شده­ اند.
۲۸ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به رمان جاده اثر #کورمک_مک‌کارتی

کورمک مک کارتی ازسرشناس ‌ترین نویسندگان زنده آمریکا است.تعدادی از آثار او به فیلم نیز تبدیل شده‌اند،که جاده یکی از آنها است. مک کارتی به خاطر نوشتن این کتاب جایزۀ پولیتزرسال۲۰۰۷ را برنده شد.جاده به دلایل مختلف کتابی در خور توجه است. داستان این رمان در آخرالزمان اتفاق می افتد. وقتی که حیات در زمین به دلیل رعد و برقهای شدید و تغییرات عظیم و مخرب جوّی، به تدریج از صحنه حیات محو می‌شود.تمام موجودات زنده نابود شده‌اند و تنها تعداد اندکی انسان زنده مانده‌اند که آنها نیز چیزی نمانده بر اثر گرسنگی، بیماری یا کشته شدن به دست همنوعان خود نیست و نابود شوند.کتاب روایتگر سفر پدر و پسری به جنوب است که ظاهراً هوایی گرمتردارد. پدر وپسر در میان تمام بی رحمی ‌ها و پلیدی ‌های جهان پیرامون خود،به یکدیگرعشق می ورزند و با امید رسیدن به جنوب انگیزه‌ای برای زنده ماندن می یابند.پسرک،که بعد از آن حوادث ویرانگرچشم به جهان گشوده، شناختی از چگونگی زندگی در جهان پیش از این حوادث ندارد و تنها زندگی را از رهگذر چیزهای باقی‌مانده بر زمین و داستانهای پدرش،در ذهن مجسم می‌کند.جاده روایتگر جهانی است که خود عقیم است و نشانه‌های انسانیت را هم کمرنگ و کمرنگ ترمی‌کند. در رویکرد دینی و مذهبی٬آخرالزمان دوره‌ای است که بدی بر خوبی پیروز می‌شود و شر همه جا را فرا می‌گیرد.از منظر کتاب٬آخرالزمان دورانی است که اختلاف و تفاوت میان خوبی و بدی از میان می‌رود.زندگی و مرگ یکسان می‌شوندد؛ نه اینکه یکی بر دیگری غلبه کند، بلکه هردو همزمان وجود دارند و در نقطه‌ای غیر قابل شناخت و پیش‌بینی بریکدیگر اثر می‌گذارند. انسان میان دو مفهوم خیر و شر، مرگ و زندگی، که مدام به هم تبدیل می‌شوند، سرگردان است. بی تفاوتی او نسبت به هرکدام از این دو وجه،امید جدیدِ زندگی اوست. بدون این بی تفاوتی زندگی امکان پذیر نیست. انسان رمان جاده، که همزمان هم نیک است و هم بد؛هم مرده و هم زنده. مواجهۀ انسان با مرگ و زندگی، موجب برتری یکی بر دیگری نمی‌شود. جاییکه مرگ غریب الوقوع است به یکباره زندگی پیدا می‌شود و بلعکس. انسان همواره میان نشانه‌های متضاد در نوسان است. در میانۀ حضور و غیاب زندگی به سرمی‌برد. حضور زندگی به معنای غیاب مرگ نیست و حضور نیکی به معنی خوب بودن. بلکه این قبیل مفاهیم که تا پیش از این آشتی ناپذیر و کاملاً مجزا به نظر می‌رسیدند، در این اثر مدام در حال تبدیل شدن به یکدیگرند و یکی جای دیگری را می‌گیرد. به همین دلیل این رمان با مضمون« تفاوت» دریدا، فیلسوف ساختارشکن فرانسوی، نزدیک می‌شود. از نظر دریدا تفاوت داشتن به معنی به تعویق افتادن و متفاوت بودن از سایر چیزها است. بدین معنی که معنای یک واژه برای ما همواره با رجوع به واژه‌ای جدید  پیدا می‌شود و لذا این معنا هیچ وقت محقق نمی شود و در سلسه‌ای از دال‌ها سرگردان می‌ماند. از طرف دیگر یک واژه تنها زمانی برای ما یک دال مجزا و قابل تشخیص است که با سایر دال‌ها متفاوت باشد... در این اثر، زندگی همواره اینجا- نه که آنجاست، جایی در جنوب در انتهای جاده و حضورش همواره به تعویق می‌افتد. از طرف دیگر انسا‌ن‌ها زمانی متوجه زندگی می شوند که مرگ را در دیگران می‌بینند. چون همانند سایرین اجسادی بی‌جان نیستند و با آنها تفاوت دارند، پی‌می‌برند که زنده‌اند. زندگی دیگر مفهومی نیست که بلافاصله به آن آگاه شوند، بلکه در طول جاده یا همان سلسۀ دال‌ها همواره به تعویق می‌افتد و تنها از روی تفاوتش قابل شناسایی است. نکتۀ دیگر این است که همزمان با ویرانی و بی بار شدن زمین، انسانیت رو به زوال گذاشته است. گویی انسان این مفهوم را از مکان و از جایی بیرون از خود کسب کرده است. چون زمین جایی برای زندگی بود، انسانها انسانی رفتار می کردند. اکنون که زمین از نقش بخشنده و مادرانۀ خود خارج شده انسانها مجازند برای بقای خود همه چیز را زیر پا بگذارند. به عبارت دیگر تمدن هزارسالۀ بشر نتوانسته است مفهوم نیکی و انسانیت را درونی سازد. با پیدایش نیاز و عدم حضور قانون و نیروهای بازدارنده، اغلب انسانها از مبانی اخلاقی روگردان شده‌اند. رمان در کنار لحن ناامیدکننده و تأسف برانگیزی که دارد،باشخصیت پسرک،پنجره‌ای روبه مفهوم نیکی و انسانیت می‌گشاید. پسرک کسی است که بدون دیدن تمدن و پس از وقوع حادثه متولد شده است.امااو به عنوان «پاس دارندۀ آتش»بدون اینکه لذت نیکی راچشیده باشد، به این مفهوم پایبند است.دروجودپسرک نیکی امری فطری است.پسرک برای انسانهای مانده درراه دل می‌سوزاند،پدرش راازکشتن دیگران بازمی‌دارد و مفهوم زندگی رادرعشق می‌یابدونه امکانات.او عشق به پدرش را به تمام مردم تعمیم می‌دهد.رمان نوید زندگی‌ای بهتررا نمی‌دهداماهمین که امکان پیدایی انسانیت رادرجهانی تهی ازاخلاق،منتفی نمی‌داندودروجودپسرکی آنرا خلاصه می‌کند،خوددستاوردی بزرگ برای بشریت است.

منبع: ... دیدن ادامه » کتاب پارسی
۲۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ادبیات نیرنگ و دروغی ناب و خالص است که نویسندگان بزرگ قادر به لاپوشانی اش هستند و در عوض نویسندگان فرومایه برملایش می کنند.
۲۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بنا به نظر متخصصان، ما در روز حدودِ شصت هزار فکر مى کنیم. مثبت یا منفى. پیش پا افتاده یا عمیق. نیازى نیست آنها را قضاوت کنیم. افکار ما شبیه ابرهاى گذرا هستند. ما مسئول اعمال مان هستیم و نه افکارمان. به همین خاطر است که وقتى اندیشه اى تورا آزرده خاطر مى کند، مى توانى به آن عنوانِ " فکر " بدهى و بگذارى بگذرد و برود.
۰۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خبرهاى خوب!
این را هیچوقت فراموش نکن: هر احساسى وابسته اى دارد.
احساس ناراحتى کردن نشان مى دهد که ما قادریم شاد هم باشیم. این خبر خوبى است!
وقتى ... دیدن ادامه » تنهایى، متوجه مى شوى چقدر در کنارِ دیگران احساسِ خوبى دارى. این خبر خوبى است!
باید درد بکشى تا قدرِ خوشبختى و درد نداشتن را بدانى. این خبر خوبى است!
براى همین است که هیچوقت نباید نگرانِ ناراحتى، تنهایى یا درد باشى؛ چون آنها ثابت مى کنند شادى، عشق و خوشبختى وجود دارند. اینها خبرهاى خوبى هستند!
۰۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما انسانها اغلب اینگونه ایم: کنجکاوِ احوالاتِ غیر و غافل از خود. به باورِ دیگران کار داریم چون خود باورِ خاصى نداریم. به افکارِ دیگران کار داریم چون خود حوصله ى اندیشیدن نداریم. به موفقیت دیگران کار داریم چون خود توانِ موفق شدن نداریم. نگاه مان همیشه به دیگران است، به بیرون است، به هرچیزى هست جز به خودمان! هرجا که باشیم در آرزوى جایى ... دیدن ادامه » دیگریم. این جا و آن جا فرقى نمى کند. این جا در جستجوى آن جاییم و آن جا در آرزوى این جا!
شاید خوشبختى در جاى خاصى نباشد. شاید این نگاه ما به زندگى ست که خوشبختى را مى سازد. شاید لازم باشد براى خوشبخت بودن، چگونه اندیشیدن را بیاموزیم و با جسارت بیشترى زندگى کنیم. چرا که در پایان زندگى، آنچه بیش از مرگ باید از آن بترسیم این است که زندگى نکرده باشیم. کسى که مى خواهد پرواز کند، نباید از پریدن بترسد!
اگر درست زندگى کردن را بیاموزیم، هرجا باشیم، زیباترین جاى جهان همانجاست.
۰۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من همیشه دوستدارِ یک زندگىِ عجیب و پر حادثه بوده ام، شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم مى خواهد پیاده دور دنیا بگردم! من دلم مى خواهد توى خیابان ها مثل بچه ها برقصم، بخندم، فریاد بزنم! من دلم مى خواهد کارى کنم که نقضِ قانون باشد... شاید بگویى طبیعتِ متمایل به گناهى دارم ولى اینطور نیست. من از این که کارى عجیب بکنم لذت مى برم!
۰۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین کتاب ها در حوزه موفقیت فردی می باشد.توصیه میکنم مطالعه نمایید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو به رویای خود چسبیده ای که زنده هستی. در حالی که فقط از کلمات، تصاویر مبهم و چند فکر ساده تشکیل شده ای که متعلق به شخص دیگری هستند. فکر می کنی در حال رنج کشیدن هستی، اما هیچ شخص در حال رنج کشیدنی وجود ندارد، هیچ کس نیست!

|¤ شهرت | دانیل کلمان
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که چیزی تجربه نکرده است، با کمال میل تعریف می کند، ولی آدمی که چیزهای زیادی دیده باشد، ناگهان دیگر چیزی برای گفتن ندارد.

|¤ شهرت | دانیل کلمان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا بعضی از افراد همه چیز و برخی دیگر کمتر دارند؟ چرا بعضی همه کار از دست شان می آید و گروهی دیگر کمتر می توانند موفق شوند و برخی هم اصلا موفق نیستند؟ این ماجرا ارتباط چندانی با لیاقت نداشت.

|¤ شهرت | دانیل کلمان
بهار موسوی این را خواند
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گریه نکن ری‌را
راهمان دور و دلمان کنار همین گریستن است.
دوباره اردی‌بهشت به دیدنت می‌آیم.

مینا حشمتی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام ری‌را
میان راه فقط صدای تو نشانیِ ستاره بود
که راه را بی‌دلیلِ راه جسته بودیم
بی‌راه ... دیدن ادامه » و بی‌شمال
بی‌راه و بی‌جنوب
بی‌راه و بی‌رویا.

من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام
اسامی آسان کسانم را
نامم را، دریا و رنگ روسری تو را، ری‌را
دیگر چیزی به ذهنم نمی‌رسد
حتی همان چند چراغ دور
که در خواب مسافرانْ مرده بودند
من راهِ خانه‌ام را گم کرده‌ام ری را،
شما، بانو که آشنای همه‌ی آوازهای روزگار منید
آیا آرزوهای مرا در خواب نی‌لبکی شکسته ندیدید؟
می‌گویند در کوی شما
هر کودکی که در آن دمیده، از سنگ،‌ ناله و
از ستاره، هق‌هقِ گریه شنیده است.

چه حوصله‌ئی ری‌را
بگو رهایم کنند،‌
بگو راه خانه‌ام را به یاد خواهم آورد
می‌خواهم به جایی دور خیره شوم
می‌خواهم سیگاری بگیرانم
می‌خواهم یک‌لحظه به این لحظه بیندیشم
- آیا میان آن همه اتفاق
من از سرِ اتفاق زنده‌ام هنوز
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب رو سیاسی ترین کتاب ژوزه ساراماگو میدونن، البته خیلی هم سیاسی نیست.
ساراماگو توی این کتاب اعتقاد راسخ به اخبار و رسانه ها رو زیر سوال میبره و تلاشهای دولت رو برای حفظ خودش نشون میده،‌ این تلاشها که چندان هم پاک نیستند در برابر مردمی آگاه قرار میگیره و واکنشهای مردم رو نشون میده، نشون دادن اینکه دولتها مردم آگاه رو دوست ندارند ... دیدن ادامه » و حفظ خودشون رو در کوری مردم میبینند و بجای تغییر درونی به تغییر بیرون اقدام میکنند.
با خوندن حداقل میفهمید کا هر چیزی رو باور نکنید و اگر باور کردید گسترش ندید، کور نباشیم و دید باز ببینیم.
اگر کتاب کوری رو نخوندید و قصد خوندن این کتاب رو دارید باید بگم برای اصلاح یک جامعه ابتدا باید از خودمان شروع کنیم، باید کوری رو بشناسیم و دردش رو بفهیم و درک کنیم چقدر کور هستیم و بعد به سراغ جامعه بریم و ببینیم چند درصد دچار کوری اجتماعی هستیم و چه باید کرد. برعکس این جریان هیچوقت اتفاق نمیافته
به نظر من بینایی اصلا یارای رقابت با کوری رو نداره و اگه جسارت به اقای ساراماگو نباشه فقط خواسته یه کتاب بنویسه که با یدک کشیدن پیشینه کوری پرفروش بشه.
۰۹ مرداد
تا حدودی موافقم کتاب کوری یه چیز دیگه است خیلی ملموس و دلهره آور و مهمتر از همه اینکه به راحتی خودتو جای یکی از قهرمانهای داستان میذاری و باش زندگی میکنی اما بینایی یه کتاب متفاوته خوندنش خیلی جذب کننده نیست به دولتها تلنگر میزنه و دغدغه اجتماعی خودشو ... دیدن ادامه » برای بیداری جامعه ش نشون میده مدام میگه گول نخورید متحد بشید و هیچ کار عجیبی نکنید.
۱۰ مرداد
بینایی فقط و فقط برای ادامه شدن نوشته شده، و به نوعی یک بیانیه حزبی محسوب می‌شود. در این تم اورول بسیار موفق تر عمل کرده، اما ساراماگو که در کوری توانسته بود به یک استاندارد بالاتر از رمان های فلسفی سیاسی دست پیدا کند، خاطره خوب کوری و دنیای سهمگینش را ... دیدن ادامه » با بینایی به شوخی گرفت!
۰۱ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسانی که به شکل قابل اعتماد ترین انسان ها ظاهر می شوند، سزاوار بیشترین سوء ظن هستند. لئو این را به شکل یک بازی در نقل قول معروف استالین به خاطر آورد: اعتماد کنید، ولی بررسی کنید.
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اما زمان جانور طماعی است گاهی تمام جزییات را برای خودش کش می برد.
مشتاق حسین این را خواند
مژگان خراسانیان و روژیتا احمدی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آن جا ، هنوز نور هست . نوری که چهره ات را رنگ پریده خواهد کرد ، نوری که شبیه مرگ است . برو آن جا که مردم خوشبخت اند چون آن ها عشق را نمی شناسند . آن قدر سیرند که دیگر نه نیازی به کس دیگری دارند نه به خدا . شب ها ، درهاشان را قفل می کندد و با صبر و حوصله منتظر می مانند که زندگی بگذرد .
فرشته حسین پور این را خواند
کتاب بسیار خوبی است. اما اگر سه گانه "دوقلو ها" را قبل از این کتاب خانم کریستوف خوانده باشید متوجه خواهید شد که "دیروز" رقیب سرسختی برای ان نیست.
۱۲ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگر نیازی نخواهیم داشت دنبال چیزی بدویم یا منتظر چیزی باشیم . وقتی بیدار خواهیم شد که دیگر خوابمان نیاید . وقتی خواهیم خوابید که دلمان بخواهد .
فقط ، لین موافق نیست .
سفت و سخت می خواهد به کشورمان برگردد . نمی دانم چرا . این همه کشور دیگر توی دنیا هست !
فرشته حسین پور این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

تو کار من را تمام کردی
با آن چشم های خوب
آن ... دیدن ادامه » دست های مهربان
آن نفس های گرم
تو کار من را ساختی
با زیباترین سلاح های تنت
و این مرگ
آسان نیست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انتخاب داستانها و نویسنده‌ها اصلاً خوب نبود. این کتاب را به هیچ عنوان توصیه نمی‌کنم. برخی از آنها واقعاً بی‌محتوا بودند و زمان برایشان به هدر رفت. این کتاب شامل 35 داستان کوتاه است که حداکثر 10 تای از آنها نسبتاً خوب و قابل تأمل هستند. بنده فریب چاپ چهارم بودن کتاب را در عرض ده سال خوردم و همچنین عنوان شاهکارهای داستان کوتاه روی جلدش ... دیدن ادامه » را. چاپ چهارمش 550 نسخه بود. لابد روی هم در این ده سال حدود 2000 نسخه چاپ شده است.(البته احتمالاً) از انتشارات مروارید با این سابقه بالا و خوب انتظار بیشتری می‌رود که خود را وارد این روشهای نامناسب فروش و معروف کردن یک اثر از طرق نادرست، ننماید. البته اگر روی جلد می‌نوشت تعدادی داستان کوتاه از نویسنده‌های کاملاً ناشناس (بغیر ازالبته موام، چخوف، مارک تواین و دو سه تای دیگر)، خیلی مناسب‌تر بود. در ضمن فهرست نام‌ها مربوط به داستانها را به انگلیسی در پانویس همان صفحه نیاورده و همگی را یکجا در پایان کتاب آورده که این خود نیز خیلی عجیب بود. ویراستاران و نظارتگران نشر مروارید باید اهتمام بیشتری در انتخاب نویسنده، مترجم، محتوا و صفحه‌آرایی کتابهایشان برای نشر در پیش گیرند.

لازم به ذکر است که اکثر ناشران از این ترفندهای نادرست ونازیبا برای فروش کتابهایشان، آنهم به قیمت گزاف استفاده می‌کنند و این کتابخوانها هستند که در زمان خرید باید دقت بیشتری مبذول دارند.
فرشته حسین پور این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بر اساس این داستان فیلمی هم ساخته شده که به دلیل زمان کوتاه و داستانهای پیچیده این کتاب متاسفانه فیلم خوبی از اب درنیومده و فروش فیلم بیشتر بخاطر بازیهای خوب تام هاردی و گری اولدمن بوده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع خوب، متن و نگارش خوب، حس خوب.
جنس روابط بین شخصیتهای داستان محترم و جذابه
از حق نگذریم ترجمه هم خیلی خوب و روان هست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 7