:  نشر مرکز
:  ۸۷۶
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
گودل اشر باخ کتاب اندک عجیبی است. همانطور که خود نویسنده کتاب در پیش گفتار به مناسبت بیستمین سالگرد چاپ کتاب اشاره می کند، آنقدر مباحث گوناگون در گودل اشر باخ مطرح شده که شاید پیگیری مقصود اصلی نویسنده دشوار باشد. با این حال درونمایه این کتاب بحث درباره ی معنای معنا است؛ اینکه معنا چگونه به وجود می آید و چطور در مرز جاندار و بی جان قرار می گیرد.
باید اشاره کرد که کتاب براساس نظریه منطق دان مشهور، کورت گودل، نوشته شده که تئوری ناتمامیت نامیده می شود. این تئوری که پایه ای ریاضیاتی دارد در کتاب به طور مبسوطی تشریح شده، بنابراین نباید تجب کنیم اگر بخش های زیادی از کتاب حال و هوای ریاضی داشته باشد. با این حال چیزهای بسیار متنوع دیگری هم در گودل اشر باخ پیدا می شود؛ از منطق و فلسفه و تاریخ و زبان شناسی گرفته تا فیزیک و زیست شناسی و علوم کامپیوتر و حتی ذن و امثال آن.
اما دو عنصر مهم دیگر که به کرات به انها اشاره می شود، نقاشی و موسیقی هستند. به طور خاص آثار موریس اشر و یوهان سباستین باخ که به عقیده نویسنده برپایه ای مشابه ناتمامیت گودل بنا شده اند و به همین دلیل نویسنده برای روشن تر کردن مقصود خود از آنها بهره می بردو حتی گاهی آنها اساس بحث هایش می شوند. در کتاب هم چنین مجموعه قابل توجهی از تصاویر وجود دارد که گستره بسیار وسیعی را شامل می شود مثل آثار اشر و برخی نقاشان دیگر خصوصا رنه ماگریت و دست نوشته های باخ و برخی تصاویر دیگر که به جذابیت کتاب و به درک بهتر مفهوم آن کمک کرده اند.
اما ... دیدن ادامه » قطعا مهم ترین عنصر جذاب کننده گودل اشر باخ بخش های داستانی ان هستند. این بخش ها که به صورت گفتگومحور طراحی شده اند، ماجراهایی را روایت می کنند که برای آشیل و لاک پشت و دوستان انها رخ می دهد. پیش از هر فصل کتاب یک بخش داستانی آمده که به گونه ای با مرتبط است و ذهن مخاطب را برای فصل پیش رو آماده می کند.
اندکی هم اگر بخواهم درمورد ترجمه توضیح دهم، باید بگویم که من با این تیم مترجم آشنایی قبلی نداشتم و بنابراین بین انتخاب نسخه اصلی و ترجمه ی ان کمی مردد بودم. با این حال از انتخاب خود به هیچ وجه پشیمان نیستم زیرا واضح است مترجمان به عمده مفاهیم کتاب مسلط بوده اند و در هرجا ایرادی بوده از مشاورانی کمک خواسته اند. ترجمه روان و شیواست و برای اصطلاحات انگلیسی که بعضا عجیب و غریب هم هستند معادل های خوبی انتخاب شده است . آنها همچنین در نهایت درمورد بخش هایی که برایشان چالش برانگیز بوده از خود نویسنده کتاب مشورت خواسته اند که به نظرم حرکتی شایسته و توام با مسئولیت پذیری است.
گودل اشر باخ مجموعا شامل 20 فصل، 21 بخش داستانی(داستان پایانی در حکم جمع بندی کتاب است و فصل متعاقبی ندارد)، یک دیباچه و یک پیش گفتار است. هرچند ممکن است با این نظر مواجه شوید که بهتر است بخش هایی از کتاب را حذف کنید، توصیه من به شما این است که اگر قصد دارید آن را بخوانید از ابتدا تا انتها و به طور کامل بخوانید. ممکن است گاهی خسته شوید و مدتی خواندنش را کنار بگذارید اما بهتر است چیزی را حذف نکنید، زیرا تنها در این صورت است که شکوه این اثر ماندگار قابل درک است.
۱۳ شهريور
از توضیحات جامع شما سپاسگزارم
۱۳ شهريور
از توضیحات جامع شما سپاسگزارم
۱۳ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی ماندگار، متفاوت و تاثیر گذار که همچون نامش یک بافته گرانسنگ ابدی است...
ترجمه ای که از این کتاب توسط نشر مرگز به چاپ رسیده بسیار دقیق و روان و توام با مسئولیت پذیری مشهود مترجمان در کارشان است
۱۲ شهريور
میشه لطفا کمی درباره محتوای کتاب توضیح بدین؟
۱۳ شهريور
بله، حتما.
در بخش نقد کاربران نوشته ای منتشر کردم که خوشحال میشم اگر بتونه به شما کمک کنه.
۱۳ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمیدونم چرا بعضی ها اینقدر اغراق آمیز درباره یک نویسنده و کتابهاش و قلمش نظرات مثبت میدن؟من طبق همین نظرات مثبت اغراق آمیز این کتاب رو خریدم و اصلا نتونستم تا آخرش رو بخونم .اصلا جالب نبود و کششی نداشت.حیف وقت.
۰۵ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب من رو توو اوج خستگی‌ها و مشکلات مجذوب خودش کرد و از خوندنش واقعا لذت بردم.
روایت بسیار زیبا از عشق و عاشقانِ جا مانده پس از معشوقه‌هاشان...
تشکر از خانم علیدوستی بابت ترجمه‌ی بسیار زیبا

خیلی ... دیدن ادامه » جذاب پیش رفت و شخصیتهای داستان را زیبا به هم گره زده
و چه زیبا گفته بود از عشق
از عشق آلما و شارلوت به دیوید
از عشق صوی به رزا و رزا به صوی
و از عشق لئوپلد به آلما...
لئوپلدی که ناخواسته به واسطه‌ی اتفاقاتی درحالیکه زندگی میکرد، مرد..!
"تا کتاب را نخوانی متوجه نمیشوی چه میگویم"
۲۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شب قبل از عروسی تا خواسته بودم حرف مادر و تنهایی اش را بعد از رفتن آلیس پیش بکشم، آرتوش که داشت شلوار توی گنجه آویزان می کرد گفته بود «مادر از کی می آید پیش ما؟»
صفحه ۲۹۱
#چالش_نقل_قول
۱۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شاه سرگرمی اش چیست؟ هان؟
اعلام می‌کند که دارم می‌روم جنگ! زود برمی‌گردم! بقیه جای من کشته می‌شوند!
ص ۲۳۹
۰۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از آنها درس ارزشمندی آموختم این که هر چقدر هم کوچک باشی دیوانگیت میتواند به بزرگی دیوانگی هر کس دیگری باشد.
۰۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من از جادوگران و قهرمانان قصه های عامیانه گفتم ، از جایی که ناچیزترین محرومیت را تبدیل به سّبُکی می کند ، جایی که پرواز به قلمرو را ممکن می سازد که در آن هر نیازی به طرز جادویی برآورده می شود. از جادوگرانی گفتم که سوار بر یک اسبابِ خانه ی محقر ، مثل یک سطل ساده ، پرواز می کنند ...
۲۵ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب در حوزۀ ی بازیگری یکی از بهترین کتاب هایی است که در آموزشگاه های خوب بازیگری تدریس می شود و در این کتاب بسیاری از مفاهیم بازیگری با اشاره به تمرین های زیادی به صورت ساده گفته شده...من به عنوان یک بازیگر تئاتر این کتاب را به تمام دوستداران بازیگری و تئاتر پیشنهاد می کنم
۲۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر می کنم کلا رمان قالب خوب و جذابی برای مطالعه تاریخ باشه و این رمان هم جزو رمان های تاریخیه
۱۲ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اخلاق گرایی جعلی ، مدح و ستایش های از نوع کلیسایی ، دروغ های مصلحتی ، فرازهای میهن پرستانه و یا هر مخدر دیگر روانی را با یقین کامل بو می کشد ، او شامه ای بسیار قوی دارد برای هر آنچه که گندیده ، فاسد و ناسالم است تا بتواند بوی گند فقر فرهنگی موجود در ذهن را حس کند.
۰۵ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده.تلنگری بر چشمان بینای نابینای ما. از این کتاب نگذرید!
۲۷ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حقایقی درمورد احساسات یک زن!
۲۶ ارديبهشت
با سلام و احترام به شما بزرگوار. از نظر شما در دیوار نوشته متشکرم. در ضمن توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی ... دیدن ادامه » و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۸ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی!
۲۴ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان جالبیه سفر در زمان!
۲۴ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک رمان آمریکای لاتینی پر از سکس و خشونت و بازی های سیاسی اما با طنزی سیاه نوشته رومن گاری
۲۳ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بود که آدمو به فکر وا میداشت
و چیزی که برام جالب بود این بود که شخصیت داستان تن به عرف عام نمیده..
۱۳ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فرانی : اگرهرچند وقت یک بار ، حداقل یک اشاره مودبانه کوچک فرمالیته میشد که علم باید به خرد منتهی بشه و اگر نشه ، فقط یک وقت تلف کردن چندش اوره . ولی هیچ وقت نمی شه. توی دانشگاه کوچکترین نشانه ای از این نمی شنوی که قراره خرد هدف نهایی علم باشد.
۱۱ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ماشینی عبور نمی کند زل می زنم به آسفالت خالی
اما همین که به آسفالت نگاه می کنم باز آن حس ، آن هیولا می آید سراغم:
مرگ..

در ... دیدن ادامه » آن فضای خال انگار چیزی ، چیزی مثل روح ناپیدا است ، لانه کرده است

کافی است لحظه ای قبل از رسیدن ماشینی که با سرعت در بزرگراه می راند ، خودت را پرت کنی در آن فضای خالی
دیگر رفته ای توی دهان مرگ..
بعد ، دیگر نیستی..

جاهای دیگری هم سراغ دارم که مرگ در آن لانه کرده
اسمشان را گذاشته ام خانه های مرگ..

انگار بازی شطرنج است و تو مهره ای هستی که باید با دقت و احتیاط گام برداری
باید آن چنان با احتیاط حرکت کنی تا مبادا در خانه هایی پا بگذاری که در تیررس اسبی یا فیلی یا وزیری هستند

کافی است یک بار اشتباه کنی و بروی جایی که در مسیر مهره ی حریف باشی

این اشتباه ، آخرین اشتباهی است که کسی می تواند مرتکب شود..

وقتی از ارتفاع یک ساختمان بلند زل می زنم به پایین ، آن پایین درست زیر ساختمان یکی از آن خانه ها است

جایی که مرگ خوابیده و منتظر است..

وقتی قرص سیانوری را در دست می گیری ، می توانی لای ذرات آن مرگ را ببینی که خودش را جمع کرده و کمین کرده است لای قرص و منتظر است تا او را ببلعی و تمام..

جایی که اکسیژن نیست
یکی از خانه های دائمی اوست..
۰۷ ارديبهشت
سلام خسته نباشی
بد نبود
۰۴ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سه شخصیت که در عرصه انسانیت، تفکر و فلسفه اخلاق زندگی اندیشه‌های جاویدانشان تاکنون منشأ و الهام‌بخش نظریات مدرن در دویست سال اخیر بوده‌اند: سقراط، افلاطون، ارسطو. از این سه نفر هر چه گفته شود، کم است.

روش دادگاه سقراط و ... را در 2500 سال پیش نظاره کنید و نتیجه‌ها را خود بگیرید. سقراط همیشه سقراط خواهد ماند.
۱۵ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبی بود اما جز بهترین ها نبود. بنظر من ترجمه چندان خوبی نداشت و بعضی جاها انگار مجبور به سانسور شده بود. با انکه داستان بسیار زیبا و دقیق روایت شده بود و زوال یک عاشق مفلوک را به خوبی به تصویر کشیده بود اما بازهم از نظر من عالی نبود. فقط میگم خوب بود
۱۴ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی کتاب را میخوانید بارها و بارها اعصابتان از دست شخصیت اصلی داستان خرد میشود ولی در واقع خود ما هم در جایگاه و موقعیت شخصیت اصلی که عاشق است همین کارها را میکنیم چه بسار بدتر
حتما بخوانید
کتابی بسیار زیبا و واقع گرایانه
۱۴ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"نشناختنی"
من اسیر این تناقض ام : از یک سو ، باور دارم که دیگری را بهتر از هرکسی میشناسم و دانش ام را پیروزمندانه به رخ اش می کشم (من تورا می شناسم _من تنها کسی هستم که تورا خوب میشناسد!) ؛ و از سوی دیگر ، اغلب ازاین واقعیت ِآشکار جا میخورم که دیگری نفوذناپذیر، سرکش و درنیافتنی است . من نمیتوانم در ِ"دیگری" را به روی خود بگشایم . به کنه دیگری پی برم ، و راز این معما را کشف کنم: دیگری از کجا می آید؟ دیگری کیست؟ من فقط خودم را خسته میکنم من هرگز این را نخواهم دانست .
149ص

سخن ... دیدن ادامه » عاشق
رولان بارت
ترجمه : پیام یزدانجو
۰۹ بهمن
با سلام و احترام به شما بزرگوار. توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد ... دیدن ادامه » دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب رو قبلا در سایت https://yektabook.com/ دیده بودم اما خواستم بخرم تا اینکه دیگه پیداش نکردم ولی الان به صورت اتفاقی در سایت شما دیدمش حتما یه روزی این رو تهیه میکنم و میخوانم.
۰۷ بهمن
به امید اون روز
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار کتاب فوق العاده ای بود
حس یقینی که ناگهان به شک و بعد کم کم به یقین مبدل می شود

۱۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آرتوش از دم در اتاق برگشت، آمد ایستاد روبه‌رویم و زل زد توی صورتم. «فاجعه هر روز اتفاق می‌افتد. نه فقط پنجاه سال پیش که همین حالا. نه خیلی‌دور که همین‌جا، ور دل آبادان سبز و امن و شیک و مدرن.» ساعتش را بست. گفت «در ضمن حق با توست. طفلک خاتون. طفلک همه‌ی آدم‌ها.» و از اتاق بیرون رفت.

چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم - زویا پیرزاد
۰۸ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اجازه می‌دادم کتاب‌ها وارد رویاهایم شوند و گاهی رویاپردازی می‌کردم و خودم را وارد کتاب‌ها می‌کردم
۰۷ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دو هفته بعد سرو‌کله‌ی پدر و مادر جری پیدا شد (بعد از مرگ جری و برای جمع کردن وسایلش)... دیدم که چطور همه چیز را جمع کردند... نسبت به دفترچه‌های جری رفتار محترمانه‌ای نداشتند (چیزهایی که برای جری اهمیت داشت). تنها چیزی که به نظر می‌رسید برای‌شان جالب است جعبه کفشی پر از نامه بود... نامه‌ها را یکی‌یکی از پاکت‌ها در می‌آورد و بلند بلند ... دیدن ادامه » می‌خواند... این‌ها نامه‌های خود آن‌ها به جری بود... هر سه‌تایشان زدند زیر گریه... هیچ یک از چیزهای جری گریه‌ی آنها را در نیاورده بود، حتی لباس‌زیرهای پاره‌پوره‌اش و علل‌الخصوص دفترچه‌های نیمه‌خالیِ تأسف‌بارش. به نظرم چیزی که واقعن به خاطرش گریه می‌کردند خودشان و گذشته‌ی از دست رفته‌ی خودشان بود.
۰۷ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 12