:  نشر مرکز
:  ۹۲۳
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
متاسفانه کتاب به درد بخوری نبود. وقت تان برای خوندش تلف نکنید. خیلی بهتر از این کتاب هست برای خوندن.
شخصیت اول کتاب مازوخیسم دارد و واقعا حوصله آدم از خنگ بودنش سر می ره.
کلا یک کتاب حوصله سر بر که چیزی به دانش و احساس شما اضافه نمی کند.
Sana Fallahi این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
معمولاً کسانی که دست به نوشتن آثار پوچ گارایانه (از نوع absurdism) می زنن، تحت تأثیر شدید بکت و یونسکو (در نمایش) و کامو (در رمان) هستن. کم پیش میاد نویسنده ای در این مکتب اصیل باشه. نویسنده ی گاو خونی قلم کاملا اصیلی داره و تقلید از کسی نمی کنه. البته این رمان رو نمیشه به طور انحصاری ذیل یک مکتب خاص دسته بندی کرد چراکه رد پای سورئالیزم هم کاملا ... دیدن ادامه » درش مشهوده.
از خوندن این رمان بسیار بسیار لذت بردم و ترغیب شدم تا آثار دیگر آقای مدرس صادقی رو هم بخونم.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در این کتاب گاهی توصیف جزئیات به حد انزجار میرسه! فوق العاده خسته کننده و طاقت فرسا, با این که نویسنده تلاش کرده با ریز ریز تعریف زوایا و جزئیات, احساسات رو به خواننده منتقل کنه, به نظرم بازم به مقصودش به طور کامل نمیرسه.
به نظر من این کتاب مختص زمان نویسنده است نه فراتر, شاید هم ناتوانی نویسنده بوده که اینطور در جزئی نگری افراط کرده, به ... دیدن ادامه » این دلیل این حرف رو میزنم که در کتاب های داستایوسکی هم ریز تشریح جزئیات وجود داره اما قلم قدرتمند نویسنده و ذهن بازش از هرگونه پراکندگی و گسستگی و موضوعات خسته کننده پرهیز می کنه و اثری خارق العاده در اختیار ما قرار میده!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
> روزی که از قصاب ها پرسیدم نکند شغل سلاخی نوعی ارتباط با آدم کشی داشته باشد، به صراحت گفتند: وقتی حیوانی را می کشیم، جرات نمی کنیم در چشمانش نگاه کنیم، یکی از آنها به من گفت که نمی تواند گوشت حیوانی را که خودش کشته، بخورد، دیگری اقرار کرد که نمی تواند گاوی را که از قبل می شناخته بکشد، خصوصا اگر شیر آن گاو را هم خورده باشد. به ایشان یادآوری کردم که برادران ویکاریو خوک هایی را که خودشان بزرگ کرده بودند و چنان به آنها عادت داشتند که به اسم صدایشان می کردند، کشتند. یکی از آنها در جواب گفت: درست است، اما آنها اسم آدمیزاد را روی خوک ها نمی گذاشتند بلکه آنها را به نام گل ها می نامیدند.

> تا آن زمان باران نباریده بود، در عوض ماه میان آسمان جلوه می فروخت. هوا شفاف بود و در ته دره، شیاری نورانی از چراغ فانوس های قبرستان به چشم می خورد. در آن طرف، نهال های موز دیده می شد، زیر نور ماه، مرداب های غمگین آبی رنگ و در افق، خط درخشان دریای آنتیل گسترده بود. سانتیاگو ناصر توجهمان را به نشانی از پرتو متناوب روی آب جلب کرد و گفت که آن نور متعلق به روح غمزده ی یک کشتی برده فروشی مغروق است که با یک بار اسیر سنگالی به قرطانجه می رفته.

> ... دیدن ادامه » هنوز از مستی بی هوش بود، اما به سختی می شد باور کرد که زنده باشد زیرا دست راستش روی زمین کشیده می شد و تا مادرش آن را روی ننو گذاشت، دوباره افتاد، به طوری که از کنار سردر ویلا تا کشتی، شیاری از اثر دستش روی زمین به جا ماند. این آخرین یادگاری بود که او برایمان باقی گذاشت: یادگار یک قربانی.

> در قاب پنجره ی خانه ای در کنار دریا، زنی با گیسوان خاکستری-طلایی و عینک دسته آهنی که لباس خاکستری عزای مدام را به تن داشت، در اوج گرما با چرخ خیاطی گلدوزی می کرد. و بالای سرش هم یک قناری در قفس آواز می خواند. وقتی او را در آن قاب شاعرانه ی پنجره دیدم، باورم نشد که این همان زنی است که بود. نمی توانستم بپذیرم که زندگی ممکن است تا این اندازه به داستان های عامه پسند شبیه شود، به هر جهت خودش بود: آنخلا ویکاریو. بیست و سه سال بعد از فاجعه.
منم این کتابو خوندم و از خوندنش لذت بردم، جالب ترین موضوع برام این بودکه از همون ابتدای داستان پایان داستان رو میدونستم و حتی اینکه علت قتل چیه و قاتلین چه کسانی هستندهستند اما اینقدر پرهیجان داستان رو دنبال کردم و دوست داشتم جزئیات بیشتری از قتل و علتش ... دیدن ادامه » رو بدونم شاید مثل مردم کنجکاو دهکده و برای کشته شدن و تشریح سانتیوگو ناصر اونقدر کنجکاو بودن بدون اینکه کاری کرده باشن ...
نکته جالب دیگه واسم این بود که داستان پر از اسامی مختلف از شخصیتها بودم بجز اسم راوی که تا آخر نامعلوم موند.
سپاس بسیار برای معرفی کتاب و انتخاب بخش های زیبایی از داستان
۱۱ شهريور
ممنون از پیامت عزیزترین مریم ♡
کتاب خوان بمانی.
۱۳ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بدون شک یکی از کاملترین ، جامع ترین و شیرین ترین منابع تاریخی موجود است که با مطالعه آن میتوان به اطلاعات جامعی از تاریخ جهان ( علی الخصوص تاریخ اروپا ) دست یافت . مهم ترین حسن این کتاب این است که تنها به بررسی رویدادهای تاریخی نپرداخته و رویدادهای اقتصادی ، فرهنگی و مذهبی موازی با ادوار تاریخی را نیز مدنظر داشته .

مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زیبا و تاثیر گذار
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کتاب کامل و مفید برای علاقه مندان هنر
سِیّد عِرفان باقِری این را خواند
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
موقع خوندن کتاب اگر خودتون رو به جای پرسشگر تصور کنید، انگار که دارید با مارکز یه گپ و گفت دوستانه میزنید که در حین صحبت شمارو خیلی راحت و دلچسب با زوایای مختلفی از زندگیش آشنا میکنه، چی حسی بهتر از این؟ :)
بعد از خوندن کتاب اینو با قطعیت میگم دو موضوعی که در شخصیت ما و جهان بینی ما به شدت تاثیرگذارند: چگونه گذراندن دوران کودکی و کتابهایی ... دیدن ادامه » که در طول زندگی میخوانیم، هستند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم درباره این کتاب چطوری بنویسم و چی بگم.من که خیلی دوستش داشتم.کلا من اینجور آد ها رو دوست دارم.ادم های بسیار موفق در زمینه های مختلف که از نظر روابط اجتماعی دچار مشکل هستند و درونشون اتفاقا خیلی جالبه و گرفتار شدن این ادم ها در بند عشق میتونه خیلی دوستداشتنی باشه.اگه با این نوشته من ترغیب شدید به خوندن پس اصلا دریغ نکنید...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کل عادت میکنیم رو بیشتر دوست داشتم ولی این دلیل نمیشه از نثر روان و زیبا و زنانه زویا پیرزاد گذشت.دوستش دارم و اگر این سبک نوشتن ها رو دوست دارید پیشنهاد میکنم بخونید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشته های زویا پیرزاد رو دوست دارم حتی بیشتر از فریبا کلهر.زویا بسیار زنانه مینویسد و من عاشق طرز نوشتنش هستم.این کتالب فوق ااعاده است.خانما مطمینا از خوندنش لذت میبرند و غم شیرینی را حس میکنند. نوشته شده در11خرداد1398---نمیدونمم تاریخ رو خودش میزنه یا نه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تا نیمه کتاب کسل کننده است اما بعد جالب می شه
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من خوندمش قبلا. خیلی عالیه. چخوف کلا عالیه
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از هر داستان میگم این بهترین داستان این مجموعه است و نظرم با خواندن داستان بعدی عوض می شد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح و معرفی بیشتر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی درباره تنهایی نسل اندر نسل انسان ها در میان جمع و تلاششون برای پر کردن و یا نکردن این تنهایی -مورد مادر آلما، شارلوت که به هیج وجه حاضر نیست خاطره همسرش رو با چیز دیگه ای عوض کنه
داستانی تلخ که حتی زمانی که شخصیت ها به موفقیتی دست پیدا می کنند باتز هم از تلخی ش کم نمی شه
ترجمه ترانه علیدوستی نمی تونست از این بهتر و خوشخون تر باشه
داستان ... دیدن ادامه » پره از تکه های شاهکار و تکان دهنده که با بی ادعایی تمام و بدون هیچ اغراقی بیان می شه
پیچیدگی یا توییست اواسط داستان هم که بی نظیره نه تنها خواننده رو میخکوب می کنه بلکه به شدت به تاثیر گذاری داستان و این باور که همه چیز در یک چرخه همیشگی جریان داره کمک می کنه
فهیمه نورمحمدی این را خواند
بهار موسوی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نیروی شر از خیر قدرتمندتر است.
محسن تهمتن این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من تعریف این کتابو خیلی شنیدم. اما متاسفانه با خواندن چندین صفحه اول از خریدش پشیمان شدم.فارغ از مطالب علمی کتاب انقدر ترجمه کتاب برایم عجیب و غیرقابل فهم بود که حتی یک جمله از مقدمه را نفهمیدم.واقعا نمی دانم شاید میزان درک و سواد من به اندازه مترجمان عزیز نیست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب «تمام زمستان مرا گرم کن» مجموعه 10 داستان کوتاه در 138 صفحه توسط نشر مرکز در سال 1379 به چاپ رسیده است. این کتاب در سال ۱۳۸۰ برندهٔ جایزه هوشنگ گلشیری شد و در جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی عنوان «بهترین مجموعه داستان دهه ۸۰» را به دست آورد. همچنین، در نظرسنجی روزنامه همشهری نیز در سال ۱۳۹۰، به عنوان بهترین مجموعه داستان دههٔ ۸۰ برگزیده شد. بنده چاپ یازدهم کتاب را که در سال 1396 در 500 نسخه و با قیمت 16900 چاپ شده است در چهارمین خیریه اسفندگان کتاب خریداری کرده‌ام.

همان‌طور که بیان شد، کتاب دارای 10 داستان کوتاه است. ابتدا در مورد هر داستان به صورت خیلی خلاصه توضیح می‌دهم. باید ذکر کنم که به نظر می‌رسد به جای واژه داستان کوتاه شاید بهتر باشد «داستان خیلی خیلی کوتاه» را برای این کتاب استفاده کنیم. داستان‌هایی داریم که تنها 6 صفحه هستند!

به ... دیدن ادامه » طور کلی ویژگی‌های داستان‌های کوتاه علی خدایی را می‌توان چنین بیان کرد:
- راوی خود مشغول نوشتن داستان است یا به فضاهای غیرواقعی علاقه خاصی دارد،
- تشریح روابط و اتفاقات خیلی ساده و پیش‌پا افتاده زندگی مانند چای خورد دو نفر، احوال‌پرسی‌های روزمره،
- عدم وجود فراز و فرود در داستان‌ها. روایت داستان‌ها کاملا خطی است،
- جملات بسیار کوتاه و گاهی بی‌معنی،
- حضور افراد غیرایرانی به شدت در داستان‌ها خودنمایی می‌کند،
- علاقه شدید نویسنده به اصفهان و شمال ایران!
خب شاید با توضیحات بالا نظر شخصی بنده کاملا مشخص شده باشد. اصلا نتوانستم با داستان‌های کتاب ارتباط برقرار کنم. علاوه بر این، تغییر سبک نوشتاری نویسنده اجازه نمی‌داد که به ساختار داستان‌ها عادت کنم. همچنین، برای کسی مثل من که بیشتر دنبال دلیل و علت در داستان‌ها می‌گردد این داستان‌های ساده معنا و مفهوم خاصی نداشتند.
برای اطلاعات بیشتر در مورد نویسنده و کتاب و همچنین نظر شخصی بنده در مورد هر داستان می توانید به فایل قرار داده شده در وبلاگم مراجعه کنید.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا قیمت پشت جلد رو افزایش دادید؟ چاپ که همون چاپ دومه!
۰۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تقاضا می کنم نوع جلد کتب را به درستی درج کنید . برای افرادی مانند من که ترجیح می دهم کتب حجیم را با جلد سخت خریداری کنم بسیار اهمیت دارد.
این کتاب دارای جلد سخت می باشد. با تشکر از سایت خوبتون.
۲۹ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من که هر شب در درزهای اسرارآمیز میان خواندن و خوردن زندگی می‌کردم، رابطه‌ای فوق‌العاده، نوعی هماهنگیِ از پیش تعریف‌شده، میان طعم هر کتاب و کیفیت ادبی آن کشف کرده بودم. برای این‌که بدانم چیزی ارزش خواندن دارد یا نه فقط کافی بود بخشی از قسمت‌های چاپ‌شده را بجوم. یاد گرفتم برای این منظور از صفحه‌ی عنوان استفاده کنم و متن کتاب را دست‌نخورده ... دیدن ادامه » بگذارم. شعارم این شد: «اگر ارزش خوردن داشته باشد ارزش خواندن هم دارد.»
۲۶ بهمن
چه زاویه دید جالبی داشته موشه :)
۱۰ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جری همیشه می‌گفت آدم اگر دلش نخواهد زندگی‌اش را دوباره زندگی کند یعنی آن را هدر داده است. راستش نمی‌دانم. هرچند فکر می‌کنم من بخت آن را داشتم که این طور زندگی کرده باشم، دلم نمی‌خواست دو بار این قدر خوش‌بخت باشم.
۲۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب عاشقانه با متنی جالب که بعد از سالها که از خوندن اون میگذره بازهم هوس میکنم که دوباره بخونمش و از متن زیباش لذت ببرم
۲۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نام مترجم کتاب جناب عباس مخبر هست که به اشتباه یه شخص دیگه درج شده... لطفاً اصلاح کنید.
با تشکر
۰۸ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پرسش‌نامه! راه حل پیش چشمم بود! یک ابزار علمی معتبر بر مبنای هدف مشخص که از بهترین شیوه‌های رایج استفاده کند تا علاف‌ها، شلخته‌ها، بستنی‌شناس‌ها، آن‌هایی که شکایت می‌کنند چشمت پاک نیست، رمالان، طالع‌بینان، آدم‌های گیر مد، خشکه مقدس‌ها، گیاه‌خواران، عشق ورزش‌ها، آفرینش‌گرایان، سیگاری‌ها، بی‌سوادان علمی، هومیوپات‌ها را ... دیدن ادامه » غربال کند و در حالت ایده‌آل، شریک زندگی آرمانی را، و یا در حالت واقع‌گرایانه، فهرست کوتاه قابل مدیریتی از نامزدها را باقی گذارد.
۱۵ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه ی لیلی گلستان ترجمه ی قوی هست و کتاب عمیق به ترجمه ی قوی نیاز داره.گره های داستانی که نه با هیجان،بلکه با بی تفاوتی محض داستان رو جلو میبرن.در تمام مسیر خوانش این کتاب از خودم میپرسیدم که چه چیزی از صداقت محض بالاتر میتونه باشه؟ و آیا این صداقت محض همون انسانیت گمشده نیست؟انسانیت زاده ی ابزورد و پوچی؟ باید ذهنیت ابزورد داشت تا ... دیدن ادامه » بیگانه رو درک کرد. این کتاب واقعا برای سرگرمی نوشته نشده، برای پوچی نوشته شده
۰۶ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اول از همه از ترجمه بسیار خوب آقای افشار ممنونم.
کتاب بسیار خوبی بود جرأت نویسنده در به چالش کشیدن باورهای ناسیونالیستی ایرانیان و اینکه حتما باید تجدید نظری در زمینه سیاست های فرهنگی صورت بگیره. اینکه جوامع علمی ما هنوز نشخوارکننده آرای قدیمی و منسوخ شده غربی هستند و ما حتی برای ساخت هویت ملی خودمون از اون ها وام گرفتیم و برای همین هست که قدرت پیشرف و اعتماد و اتکای به نفسمون گرفته شده.
متن کتاب بسیار ساده و قابل فهمه. ارجاعات خوبی داشت هر چند جا برای ارجاعات دسته اول بیشتری هم داشت ولی مسئله انقدر قابل لمس هست که شاید نویسنده لازم ندیده بیشتر از این خودشو درگیر اسناد و منابع کنه.
به ... دیدن ادامه » نظرم اگر کمی هم از آثار مقابل آثار ناسیونالیست های بی جاساز و دلایل عدم موفقیتشون صحبت میکرد خیلی مبحث کامل تر میشد. به هر حال امیدوارم کن این نویسنده خوش فکر کارش رو ادامه بده.
خوندن این کتاب رو به همه توصیه می کنم.
۲۰ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 13