:  ماهی
:  ۴۲۷
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
این کتاب یکی از زیباترین های جیبی ماهی هست که ما رو دقیقا با فضای اون روستایی که این پزشک جوان برای سپری کردن طرح مجبور بوده در اون زندگی کنه .
به درستی که از ترجمه دقیق و رسایی برخورداره و هیچ کجای کتاب اجساس نمیشه که ترجمه افتاده یا به شکلی هست که مخاطب نتونه باهاش ارتباط بگیره .
سبک روایی این داستانمدلی که با ساعت و روز و تاریخ همراه ... دیدن ادامه » شده ، حس مستند هایی رو به ادم القا میکنه که از دیدن و مطالعشون سیر نمیشی .
مریم بحرانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حقیقتا به اندازه‌ای شخصیت‌پردازی قدرتمندی داره که هیچ‌وقت نمیتونین فکر‌ کنین همچین کسی واقعا وجود نداشته و این کارها و فکرا رو نکرده باشه ، به خصوص کسایی که تخیل مضاعفی دارن و پیش از هر کاری لحظه به لحظه انجام اون رو برای خودشون روی صحنه به نمایش میذارن خیلی با این داستان همذات پنداری میکنن.
از اینا گذشته پیچشی که تو داستان ایجاد میکنه و اتفاق هایی که میوفته مخاطب رو به نحوی رو هوا نگه میداره که تو هیچ لحظه ای نمیتونه عاملی برای قضایا پیدا کنه یا حتی بخاد قضاوتی بکنه.

یا ... دیدن ادامه » تعویض شدن جایگاه خواننده در ضمن داستان که یه لحظاتی از بالا و از نگاه دیگری بزرگ ، لحظاتی از جایگاه سوم شخص، لحظاتی اول شخص ، و این چرخش ها به نحوی حرفه ای برنامه ریزی شده که بعد از خوندن کامل کتاب میفهمه که چه اتفاقایی داشت می افتاد.

شدیدا پیشنهاد میکنم
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کنار دل تاریکی کنراد , پیرمرد و دریای همینگوی , بیگانه کامو و موش ها و آدم های اشتاین بک , یکی از بهترین کتاب های کوتاهی است که خوانده ام . فضای داستان , نوع روایت و البته نوع دید نویسنده نسبت به حقیقت فوق العاده است . به طور کلی ترس , عشق , جنگ , انقلاب , نفرت یا شهوت و تمامی مسائل مهم زندگی در ادبیات آمریکای لاتین سراسر متفاوت تر و راز آلوده ... دیدن ادامه » تر مطرح میشن و این رمان هم از این قاعده مستثنی نیست . ترجمه میر عباسی هم خیلی خوبه و در انتهای کتاب هم یک مقاله هست که خیلی بدرد بخوره . البته کسانی که تازه شروع به خواندن آثار داستانی کرده ان بهتره سراغ این کتاب نرن.
مینا مکوندی این را خواند
مشتاق حسین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نویسنده سعی کرده بود چیزهایی مطرح کند اما نتوانسته بود به خوبی از پس آنها بر بیاید . کلا مودیانو به نظر من در بهترین حالت نویسنده درجه 3 یا 4 است.
مینا مکوندی این را خواند
با اینکه گهگاه جملاتی لابه لای داستان بود که مورد پسندم واقع می شد اما من هم با این کتاب ارتباط خوبی برقرار نکردم.
۱۶ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نکته اصلی این کار کلمات نیست , سکوت است.
مینا مکوندی این را خواند
مشتاق حسین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تجربه ناب کوتاه . در دو ساعت خونده میشه اما در شما ماندگار میشه .
مینا مکوندی این را خواند
مشتاق حسین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آثار دوبووار سرد و تاریک و حقیقی هستند. زیادی حقیقی . کلمات کتاب مثل سمباده به جان خواننده می افتند و تا انتهای کتاب دست از سر ما بر نمیدارند حتی بعد از این که داستان به پایان میرسد تاثیر آن به گونه ای است که تا مدتها باید به مسائلی که کتاب پیش میکشد دست و پنجه نرم کنیم. این کتاب کوچک نیز مانند بسیاری از آثار دوبووار برشی از زندگی شخصی اوست ... دیدن ادامه » با همان معضلات , همان وانهادگی ها و همان لحظه های تلف شده . داستان روز های آخر زندگی و مرگ مادر . تاثیر گذار با ترجمه خوب.
مینا مکوندی و مشتاق حسین این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وسط خواندن کتاب هستم . داستان جذاب ، نثر عالی و ترجمه ی روان ، معجونی لذت بخش ساخته اند
توصیه می کنم جرعه جرعه میل کنید تا دیرتر تمام شود
فاطمه خیاطی و مینا مکوندی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگراین کتاب رو برام پیدا کنید واقعا ممنون تون میشم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگرمیشه این کتاب رو برام پیدا کنید ممنون میشم واقعا چون پیدا نکردم اصلا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ظلمت در نیمروز در ارائه تصویری دقیق از یک نظام دیکتاتوری ایدئولوژیک واقعا موفق بوده است. نویسنده در این کتاب با خلق شخصیت های مستعار اما نمادینی مانند روباشف و دیگران، هر کدام را در جایگاه دقیق خودش به کار گرفته و از جنبه های مختلف نشان می دهد که چگونه در این نظام ها "هدف وسیله را توجیه می کند" و چگونه این توجیه وسیله در نهایت گریبان ... دیدن ادامه » کارگزاران همان نظام را می گیرد. ترجمه کتاب هم بسیار خوب به نظر می رسد. به هر حال کتابهایی مانند ظلمت در نیمروز به زمان و مکان خاصی اختصاص ندارند و حداقل در دوران ما کهنه نخواهند شد.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دو مستر اومده با یه زبون کلاسیک کتابیو نوشته که باید چند باری در یه صفحات خاصی برگردی و از اول صفحه بخونی برای اینکه متوجه شی چی میگه (حداقل برای من و دوستم که کتابو خوندیم اینجوری بود).
در کل کتاب خوبیه اگه که بتونی تحملش کنی حتی عجیب لذت بخش میشه و تو در عجبی که یه شخص چجوری میتونه انقدر دامنه افکار وسیعی داشته باشه.
من شدیدا از کتاب ... دیدن ادامه » لذت بردم چون وسعت دید تورو به کوچکترین چیزای اطرافت زیاد میکنه و باعث میشه حتی درباره روکش تختخوابت به عمق وجودیه افکارت بری و کمی اونجا با خودت خلوت کنی بدون اینکه جسمت حتی حرکتی کرده باشه.
توصیه من اینه که کتابو وقتی بخونید که در کتابخونی خوب باشید و بتونید حسابی رویاپردازی کنید و از دایره لغات وسیعی برخوردار باشید
بله، دقیقا من هم توصیه میکنم که این کتاب در شرایطی خونده بشه که توانایی و فرصت تعمق در اون وجود داشته باشه. یعنی از اون کتابهایی نیست که بشه حتی در شلوغی به دست گرفت و مطالعه کرد.
۲۰ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب واقعا عالی بود کسایی که فانتزی میپسندن حتما بخونن
اکبر مصری پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بی هیچ اغراقی قربانی مالاپارته از بهترینهای ادبیات جهان است.ادبیات رنگها و توصیفات چون تابلو های نقاشی از جلو چشمان ادمی میگذرد.در قسمت سر اسبها در یخ به جد سردم شد و عالی بود.
۰۳ بهمن ۱۳۹۷
کتابش در چه موردی هست
۰۱ اسفند ۱۳۹۷
مالاپارته با توجه به شغل و جایگاه وهمینطور شخصیت خاص خودش تونسته گفگتو هایی دوستانه ای با سران اس اس و نازی و همینطور متفقین و انسانهای متفاوت داشته باشه حالا همه این ها بعد از گذشتن از زیر قلم چیره مالاپارته یه رمان همانند تابلوی نقاشی وسکانس های بی ... دیدن ادامه » نظیر سینمایی به خواننده اعم از خاص و عام تحویل بده.بی اغراق منو حیرت زده کرد و بی شباهت به پرده اپراها نیست. طرحهایی از درد ادمی,درد و زخم هر موجود زنده و غیر زنده.واقعا سپاس از توجه شما به جملاتم و این رمان در هیچ توصیفی غیر از خود اثر نمیگنجه .در خفا نوشته شده و به سختی به موطن نویسنده اورده شده .از خوندنش لذت ببرید.جنگ و درد به زیبایی توصیف شده
۰۱ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پایان جنگ، تنها شروع زندگی فلاکت‌بار رزمندگان است، البته نه برای کاسبان جنگ!
رمان درباره‌ «جنگ» است اما «کاسبان جنگ». آن‌هایی که از قضایای جنگ سود می‌برند، چه از مرده و چه از زندگانش...

به ... دیدن ادامه » امید دیدار در آن دنیا در سال 2013 جایزه گنکور، معتبرترین جایزه کشور فرانسه، را به همراهِ جوایز متعدد دیگری به خود اختصاص داد. این رمان در آن سال بیش از پانصد هزار نسخه فروخت و مدت‌ها در صدر پرفروش‌ها قرار گرفت. نسخهء صوتی این رمان با صدای خود نویسنده منتشر شد و کمی بعد کتاب مصور آن نیز به بازار آمد.

فیلم این رمان نیز به کارگردانی آلبرت دوپونتل ساخته شده است.

۱۴ دى ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یه مدتی بود که وقتی میرفتم کتاب فروشی و این کتاب رو میدیم اسم کتاب واسم جالب میومد و منو یاد کتاب موش ها و ادم ها مینداخت، جلدش هم یجورایی جالب و بامزه بود خلاصه یه روز بالاخره برداشتم کتاب رو یه نگاهی بندازم بهش ،تو کتاب فروشی دو سه تا از داستان هاش رو خوندم و برام جذاب اومد خلاصه تصمیم به خرید کتاب گرفتم و حالا کتابو تو دو روز تموم کردم و میخوام یه معرفی کلی از دیدگاه خودم و چیزایی که از منابع مختلف جمع کردم رو اینجا براتون بگم...

قبل اینکه وارد داستان و اینا بشیم تواین کتاب باید به نویسنده کتاب توجه کنیم نویسنده کتاب میخاییل زوشنکو هست که تو یه خانواده فقیر به دنیا اومده و پدرش رو هم تو سن 12سالگی از دست میده و از همین زمان برای گذروندن زندگی با مشکل رو به رو میشن و بعد پایان دبیرستان هم به دلیل عدم توانایی پرداخت شهریه دانشگاه زوشنکو مجبور میشه که تحصلات دانشگاهی رو ول کنه، بعد این ماجرا زوشنکو با رفتن به جبهه در سال 1915 تغییر اساسی تو زندگیش به وجود میاره و با وجود شجاعت هایی که از خودش تو میدان جنگ نشون میده به درجه سروان سومی میرسه، و بعد انقلاب اکتبر به گفته خود زوشنکو ده شغل مختلف عوض میکنه که از جمله این شغل ها میشه به: تلفنچی،مامور اگاهی،قمار بازی و... اشاره کرد.
زوشنکو ... دیدن ادامه » که نویسنده طنز پرداز و استاد نوشتن داستان های کوتاه فکاهی بوده،بیشتر از این نویسنده انتظار داشتن که به رسم نویسنده های قبل خودش بیاد و از شکوه و عظمت انقلاب اکتبر شعر بگه و داستان بنویسه ولی مخاییل دقیقا نقطه مقابل این دیدگاه بوده و تمام داستان هاش به صورت زندگی عام مردم و از زبون قهرمانانی عادی از جنس مردم داره از مشکلات و نقص های انقلاب انتقاد میکنه و تمام ضعف ها و کاستی ها رو به رخ میشکه، که بعد ها این نوشته ها به مذاق کمیته مرکزی حزب کمونیست خوش نمیاد و زوشنکو رو متهم به تمسخر ملت شوروی متهم میکنن و حتی بهش لقب "تفاله ادبیات" رو میدن.
ولی با وجود تمام فشار هایی که به این نویسنده وارد شده بود زوشنکو هیچوقت گردن نمیگره که اشتباهی کرده و کماکان سر عقاید خودش میمونه و راه مبارزه بر سر حق و ازادی اندیشه رو با تمام مشکلاتی که داشت و بهش تحمیل میشد رو ادامه میده.
حتی مجلات از چاپ اثار زوشنکو ترس داشتن و خیلی ها هم در تعجب بودن که چطور مخاییل هنوز زنده مونده!!
نکته بعدی زبان و نوع نگارش متن های داستان هست که به صورت محاوره ای هست که با سخن گفتن از دهن مردم، زبان توده مردم رو وارد داستان های خودش کرده، از دلایل محبوبیت زوشنکو هم میشه به استفاده از زبان خود مردم رنج دیده در داستانهاش و هم دستمایه قرار دادن مشکلات مردم در داستان ها رو اشاره کرد،همچنین وجود شغل های مختلفی که زوشنکو داشته که به گفته خودش به ده شغل میرسه به نظرم بی تاثیر نبوده تو این مورد و زوشنکو بهتر تونسته با مشکلات و درد های مردم اشنا بشه و بتونه بازتابی از مشکلات اونا رو تو اثارش داشته باشه.

کتاب 35 داستان کوتاه داره که تقریبا هر کدوم بین 4 تا 6 صفحه هستن که مضمون اکثریت داستان ها انتقادی هست و با وجود زبان محاوره و داستان هایی جذاب مخاطب رو با خودش همراه میکنه و طنز تلخ داستان ها هم واقعا خیلی عالی هست به شخصه لذت زیادی بردم از این کتاب، اگه دوست داشتین یک نمونه از داستان های کتاب رو تایپ کردم که برای اشنایی با فضا و داستان های کتاب میتونین مطالعه بکنید.
با تشکر از وقتی که برای مطالعه گذاشتین.


زوشنکو، همانند گوگول، «میان گریه» می خندد، ولی خنده اش امیدوارانه است و البته امید را هم به طنز می گیرد؛ چنان که خودش می گوید: «ولتر زمانی با خنده های خود شعله هایی را فرونشاند که مردم را در آن ها می سوزاندند، ولی ما با خنده ی خود می خواهیم دست کم چراغ کوچکی را روشن کنیم که برخی از مردم در نور آن ببینند چه چیزی برایشان خوب است و چه چیزی بد… اگر اینگونه شود، آنگاه می توانیم بگوییم که در نمایش زندگی، نقش ناچیز خود را به عنوان منشی و نورپرداز صحنه، درست اجرا کرده ایم.»

متن پشت جلد کتاب حمام ها و آدم ها نوشته میخاییل زوشنکو
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شب کم نظیری بود،خواننده ی عزیز! از آن شب ها که فقط در شور شباب ممکن است.آسمان به قدری پرستاره و روشن بود که وقتی به آن نگاه می کردی بی اختیار می پرسیدی آیا ممکن است چنین آسمانی این همه آدم های بدخلق و بوالهوس زیر چادر خود داشته باشد؟بله،خواننده ی عزیز،این هم پرسشی است که فقط در دل یک جوان ممکن است پدید آید.دردل های خیلی جوان.اما ای کاش خدا این پرسش را هر چه بیشتر در دل شما بیندازد!...

این چند خطِ آغازین داستان است.کتاب شش فصل دارد و عنوان چهار فصل آن "شب"(شب اول،دوم،سوم و چهارم) ،یک فصل "داستان ناستنکا" و یک فصل هم "صبح" است ودر تمام آنها به غیر از فصل پنجم به ملاقات های راوی جوان با ناستنکا و همکلامی اش با او پرداخته شده است.
در ... دیدن ادامه » وبلاگ کمی بیشتر درباره این کتاب میتوان خواند.
http://ketabnameh.blogsky.com/1397/03/20/post-56
۰۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای فهم چگونگی زایش خاورمیانه به صورت فعلی اکیدا توصیه میشه
۲۵ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چکیده که نه گزارشی تکان دهنده و جالب بود از شکل گیری اروپایی معاصر
۱۴ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب کوتاه و عمیقی از خاطرات افسردگی نویسنده و برخوردش با بازرگانی مثل رومن گاری و کامو و دید نویسنده نسبت به مقوله ی افسردگی خیلی جالبه و ارزش خوندن داره خیلی
۱۴ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب استعاره ای و گزارش گونه از زبان حیوانات از زندگی و معیشت مردم در دوران کمونیسم در اروپای شرقی
۱۴ خرداد ۱۳۹۷
کتاب بسیار خوبیست
۲۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک گزارش خواندنی از انقلاب از دید یک غریی
۱۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارشی کوتاه جذاب و گیرا از وقوع انقلاب در آنگولا که خواندنش خالی از لطف نیست!
۱۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

در مقام مقایسه(هرچند اشتباه )این کتاب و این مولف راوی مستند تری هست نسبت به بانوی بلاروسی و برنده نوبل ،نثر روان و طرز گفتار کتاب هم خیلی جذابه آقای کاپوشچینسکی هم از درون به زندگی شاهنشاهی نگاه می اندازه هم از دید اطرافیان و نزدیکان و هم از دید خودش!(و البته گفتگوها و نمایشنامه انتهایی کتاب )

۰۵ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی خوب در قالبی ...
این کتاب دلتون رو بدرد میاره اونقدر دردناک که ممکنه فقط برای تموم شدن کتاب قسمتهایی از کتاب رو نخونین، برای کسانی که تجربه نگهداری از بیمار و بیمار شدن رو دارن و در صدد فرار از اون هستند زجر آوره.
- اما مگر در این دنیا لذتی هم بود که بشود آن را با لذت صبحی رخوت انگیز در رختخواب مقایسه کرد، وقتی در گرمای پتو پناه گرفته ای و مواجهه با سرمای بیرحم را یک دقیقه دیگر عقب می اندازی و بعد آن یک دقیقه را میکنی پنج دقیقه؟.... پنج دقیقه جایش را به ده دقیقه داد و ده دقیقه به بیست دقیقه. دیگر شکی نبود که دارد با بختش بازی میکند.
فکر ... دیدن ادامه » کنم از همین تکه متن از کتاب هم میشه فهمید که با متن قوی ای روبرو هستیم و ترجمه خوبی هم داره و همین چالش برانگیزه و خواننده رو تو دل کتاب میکشونه
- موهای پیتر ریخته بود و بسیار چاق شده بود. داشت زیر آن کت پشمی گرانقیمتش خود را برای حمله قلبی سنگینی آماده میکرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خیلی خوبی بود با یه ترجمه عالی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه اصلا خوب نبود.
خواندم ولی خوشم نیامد شاید ایراد از مترجم بود
۱۷ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شخصیت افسر آلمانی را فوق العاده زیبا بیان میکند. مخصوصا حالت های چهره و ژست هایش. یاد کتاب طعم نان هاینریش بل افتادم .

ساکت شد. نفس بریده به نظر می آمد. رگ پیچ خورده ی کلفتی شبیه کرم زیر گیجگاهش می تپید. ناگهان همه ی پوست صورتش شروع به لرزیدن کرد. بسان زلزله ای بود در اعماق زمین یا امواجی که باد بر پهنه ی دریاچه ای می گسترد ، چیزی شبیه کف ... دیدن ادامه » شیر جوشان که همراه با اولین حباب ها بالا می آید.
مشتاق حسین ، روژیتا احمدی و فرشته حسین پور این را خواندند
رضا صادقی و امید نیک بخت این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3