:  ماهی
:  ۴۲۷
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
در قرن ۲۱ سفارش کتاب داوم و قراره بعد از ۶ روز ب دستم برسه. ممنونم از شهر کتاب بابت سرعت عمل بالاش.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هزارآفرین به مترجم این اثر.با اختلاف بهترین ترجمه موجود در بازار همین ترجمه سپاس ریوندی هست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب همان کتاب معروف «خواهران غریب» است که توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان و انتشارات محراب قلم هم چاپ شده است.
مینا مکوندی این را خواند
خسرو پرویز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی که موقع شروع برای من جذاب نبود ولی رفته رفته، درگیر داستان و نوع برخورد شخصیت ها با وقایع شدم... من با مختصر دانش و اطلاعاتی که نسبت به تاریخ شوروی داشتم، کتاب رو دوست داشتم. کافیه جریان جنگ داخلی و تصیفه ی بزرگ استالین رو بدونید تا حدس بزنید کتاب برای شما خواندنی خواهد بود یا خیر؟
یادداشت نویسنده در اول کتاب و توصیف چاپ و نشر کتاب، ... دیدن ادامه » بعد از پایان گرفتن قصه تاثیرگذار می باشد.
با سلام خدمت استاد مکوندی
بی سبب نیست که استالین با این همه جنایات معروف به چنگیز خان شوروی هست .
ارادتمند خسرو پرویز
۰۵ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب، با همین نام توسط نشر شمشاد و نشر مهر نوروز و با نام «من او را دوست داشتم» توسط انتشارات یوبان و انتشارات قطره و انتشارات آوای چکامه و با نام «کسی که دوستش می‌داشتم» توسط نشر حوض نقره هم به چاپ رسیده است.
مینا مکوندی این را خواند
بله و بهترین ترجمه همین ترجمه ناهید فروغان از نشر ماهی هست.
۱۰ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش نامه رو زیادی دوست داشتم به خاطر شخصیت هایی که در مقابل شرایط زندگی و اجتماعشون منفعل نبودند و کردار هدفمند داشتند.
قضاوت نمیکنم اما قطعا انسان هایی که در شرایط دشوار، فراتر از شخص خودشون به آزادی، آرامش و عدالت برابر برای همه ی انسانها می اندیشند و وسعت دیدشون عمومی هست نه خصوصی! برای من با ارزش هستند.
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
مهدی استخری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش نامه قشنگیه
من به شخصه هیچکدوم از شخصیت ها رو نتونستم که کاملا محکوم و یا کاملا تایید کنم نه خودشون نه اهدافشون و نه ارمانهاشون
نمیدونستم حتی دوس دارم انتهای قصه چه جوری بشه کاملا مبهوت بودم
واقعا دم کامو گرم
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من چاپ قدیمی تر این کتابو، با ترجمه حسن پستا خونده بودم... دوسه برابر این کتاب بود.نزدیک صدوهفتاد صفحه قطع وزیری هست...
نمیدونم این ترجمه نشر ماهی موجود در بازار، سانسوریده شده‌ست!!!
۱۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهکاری بی نظیر در باب انقلاب , داستانی عمیق و زیبا که میتواند مغذ هر متفکری را قلقلک دهد
از متن کتاب (( همهٔ حیوانات باهم برابرند، اما بعضی برابرترند!!!))
۳۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاهکاری بی نظیر در باب انقلاب , داستانی عمیق و زیبا که میتواند مغذ هر متفکری را قلقلک دهد
از متن کتاب (( همهٔ حیوانات باهم برابرند، اما بعضی برابرترند!!!))
۳۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام

من تمام مجلداتش را می خواستم موجوده؟
۲۱ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی جالب و غم انگیز بود خیلی
۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد می خوانید :

آن شب خواب وحشتناکی دیدم. خواب دیدم این جماعت تا ابدالآباد توی خانه ی من می مانند، یکسر این می رود و آن یکی می آید، نسل پشت نسل، بی توجه به سرنوشت فردفرد آدم ها، به سرنوشت وکیل شیک پوشی که من باشم، یعنی این بچه قرتی لاس لوماس دچاپولتپک. آن قدر می مانند تا من بمیرم. شما هم بخواهید یا نخواهید باید گوش کنید. اگر من زندانی ... دیدن ادامه » لاس لوماس هستم، شما زندانی تلفن من اید; به من گوش می دهید.
۰۷ فروردين ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبیه به ویژه از اواسط داستان. شخصیت مرد داستان آدم جذابیه و دلش میخواد یک بار هم که شده با صراحت از زندگی و تجربه هاش بگه.جالب اینجاست که یک نویسنده زن به این خوبی احساسات یک مرد را روایت میکنه. ترجمه کتاب هم خیلی خوبه
۲۷ دى ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز که هنوزه از این اسم مستعار استفاده میکنم منم مساح
ایمان انصاری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر تابستان رو قشنگ توصیف میکنه
چقدر فضای زندان رو قشنگ توصیف میکنه
و چقدر جالب و بی پروا راجب اعدام حرف میزنه
روژیتا احمدی و یوسف نیک نژاد این را خواندند
مریم جمالی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اینو خوندمش البته ناشرش حوض نقره بود و اسمش خاطرات یک بچه ی چلمن بودش :)
روژیتا احمدی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا در مورد ترجمه هم توضیح بدید؛ آیا ترجمه خوبی داره یا نه؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خواندن این کتاب را به دوستان توصیه می کنم. ضمن آن که ترجمه بسیار روان و زیبای استاد ژرژ پطروسی مطالعه این کتاب را دلنشین تر کرده است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زوشنکو، همانند گوگول، «میان گریه» می خندد، ولی خنده اش امیدوارانه است و البته امید را هم به طنز می گیرد؛ چنان که خودش می گوید: «ولتر زمانی با خنده های خود شعله هایی را فرونشاند که مردم را در آن ها می سوزاندند، ولی ما با خنده ی خود می خواهیم دست کم چراغ کوچکی را روشن کنیم که برخی از مردم در نور آن ببینند چه چیزی برایشان خوب است و چه چیزی بد... اگر اینگونه شود، آنگاه می توانیم بگوییم که در نمایش زندگی، نقش ناچیز خود را به عنوان منشی و نورپرداز صحنه، درست اجرا کرده ایم.»

متن پشت جلد کتاب حمام ها و آدم ها نوشته میخاییل زوشنکو

http://ideality.ir
مجید حاج حسینی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
من این کتاب را خواندم البته فقط پنج داستانش را ،خوشم نیمد
۰۶ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
موقعی که این کتابو میخوندم سر کار بودم. از ابتدای فصل 4 هر وقت شروع به خوندن میکردم دستام مرتب میلرزیدن اما هر وقت دست از خوندن می کشیدم لرزش دستام تموم میشد. بعد از اینکه خوندنش تموم شد، رفتم پشت کمد های تعویض لباس نشستم با یه سیگار و بدون اینکه دلیشو بدونم ناخودآگاه شروع کردم به گریه کردن....
از اینجا به بعد انتهای داستان مشخص مییشه. پس اگه کتابو نخوندی ادامه نده.
****************************************************************
از ... دیدن ادامه » اینجا به بعد انتهای داستان مشخص مییشه. پس اگه کتابو نخوندی ادامه نده.
#######
از اینجا به بعد انتهای داستان مشخص مییشه. پس اگه کتابو نخوندی ادامه نده.
#######
از اینجا به بعد انتهای داستان مشخص مییشه. پس اگه کتابو نخوندی ادامه نده.
****************************************************************

کاش یجور دیگه تموم میشد. یعنی آقای کا. نمی تونست سرنوشت بهتری داشته باشه؟؟ خیلی بد کشتش، مخصوصا وقتی گفت "مثل سگ"
شاید اگه آقای کا. میتونست اون موقع آقای قاف. هم میتونست......
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جالبی در نوع خودشه
شخصیتی که عقاید خودشو داره و از قوانین و تظاهر های عموم مردم پیروی نمیکنه و همین بلای جانش میشه
ترجمه خوبه
مشتاق حسین این را خواند
فرشته حسین پور ، آیلار آیلار و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
به نظرم از طاعون ضعیف تره
۲۰ آذر ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان با این جملات آغاز می شود


پیش ار ورود افسر آلمانی، نمایش تمام عیاری از آمادگی نظامی به اجرا درآمد. ابتدا دو سرباز صفر آمدند، هر دو بسیار بور، یکی شان دیلاق و تکیده، آن دیگری چهارشانه با دستانی بسان کارگران معدن. بی آنکه پا به خانه ام بگذارند، آن را از بیرون بررسی کردند. بعد یک درجه دار آمد و آن سرباز دیلاق هم به همراهش. آن ها با ... دیدن ادامه » زبانی که به خیال خودشان فرانسه بود با من حرف زدند و من حتی یک کلمه ای از آن را نفهمیدم. با این حال، اتاق های خالی ام را نشانشان دادم. به نظر راضی می آمدند.
مشتاق حسین و میرعلی توکلی لاهیجانی این را خواندند
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سراسر داستان جالب بود اما جمله آخر خواننده را میخکوب می کند. به هر حال عالیه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب با این جملات آغاز می شود :


در فوریه ی 1932 به زندگی من پا گذاشت و دیگر هرگز از آن جدا نشد. بیش از یک چهارم قرن،بیش از نه هزار روز دردناک و از هم گسیخته از آن هنگام گذشته است روزهایی که رنج درونی یا کار بی امید آن ها را هرچه تهی تر می کرد سال ها و روزهایی که برخی از آن ها پوچ تر از برگ های پوسیده ی درختی خشک بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب

هنر معاصر
شروع: 94/4/18

امروزه ... دیدن ادامه » کل عرصه ی هنر جایگاهی برابر با جایگاه مد یا پاپ یافته، و حتی سر و کله بازیگران دست چندمش در موسساتی که کاری جز رصد مدار صور فلکی ندارند، پیدا می شود. در این میان هر چه می گذرد، به ویژه هنر و مد بیشتر در کنار هم دیده می شوند، چرا که آن جوان زدگی مستولی بر کل فرهنگ بر عالم هنر نیز سایه افکنده است. صفحه 19
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نام اصلی این نمایشنامه پنج پرده‌ای «Les justes» است و حوادث آن به عملیات حزب سوسیالیست انقلابی روسیه در سال 1905 مربوط می‌شود که افراد آن قصد دارند با بمب کالسکه‌ای را منفجر کنند که متعلق به عموی تزار روسیه است، اما در این کالسکه به غیر از «جان گراندوک»، عموی تزار، دو کودک نیز سوار شده‌اند که همین امر موجب اختلاف میان مجریان ترور می‌شود.

«استپان»، یکی از شخصیت‌های این نمایشنامه جوانی است که معتقد است این کودک باید نابود شوند، اما «کالیایف» دیگر شخصیت این اثر که روحیه انسانی دارد با این عمل به شدت مخالف است. شخصیت استپان در این اثر نماد بلشویک‌هاست.

«ایوان ... دیدن ادامه » کالیائف» «دورا دولبوف» «استپان فدوروف» «بوریس اننکوف» و «الکسی ووآنوف» نام شخصیت‌های دیگر این نمایشنامه‌اند.
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
سبحان زربافتی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان این کتاب درباره پسرکی به نام تیستو است که درمی‌یابد انگشتانش خاصیت سبزکننده دارند. بذر هر گیاهی که با انگشتان تیستو تماس برقرار کند سبز می‌شود و به سرعت به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. تنها دوست و همدم او باغبان پیری‌ست به نام سبیلو که به تیستو می‌آموزد ویژگی منحصر به فرد انگشتان او می‌تواند تغییرات شگرفی در دنیای اطرافش ایجاد ... دیدن ادامه » کند. تیستو دست به کار می‌شود و با رویاندن گل و گیاه در بیمارستان، باغ‌وحش، زندان و محله فقیرنشینان، زشتی‌ها را به زیبایی بدل می‌کند. او با دستکاری در ادوات نظامی کارخانه پدرش در دهانه توپ‌ها و لوله تفنگ‌ها گل می‌رویاند و به این ترتیب از وقوع جنگ جلوگیری می‌کند. در پایان داستان، مرگ سبیلو پرسش‌های بسیاری در ذهن تیستو ایجاد می‌کند که کسی نمی‌تواند به آنها پاسخ بدهد. درنهایت تیستو نردبانی از گل می‌سازد و از آن بالا می‌رود تا به باغبان که می‌گویند در آسمان است بپیوندد.
از بهترین داستانایی که خوندم و مناسب برای همه پویا نماییش رو هم دیدم یادش بخیر
۱۵ آبان ۱۳۹۴
اولین کتابی که کادو گرفتم و یادش بخیر اون موقع نشر کانون فرهنگی چاپش کرده بود.
۱۵ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2