:  ماهی
:  ۴۰۵
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
هیچ چیز خوار تر از احترامی که بر پایه ی ترس باشد نیست.
۲۲ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدمی که از بیرون به زندگی کسی نگاه میکند_البته همه آدم های این دنیا از بیرون همدیگر را می بینند_وضع او را همیشه بهتر یا بدتر از چیزی می پدارند که واقعا هست،خواه پای بدبختی درمیان باشد یاخوشبختی،شکست عشقی یا (افول هنری).
۱۲ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یه مدتی بود که وقتی میرفتم کتاب فروشی و این کتاب رو میدیم اسم کتاب واسم جالب میومد و منو یاد کتاب موش ها و ادم ها مینداخت، جلدش هم یجورایی جالب و بامزه بود خلاصه یه روز بالاخره برداشتم کتاب رو یه نگاهی بندازم بهش ،تو کتاب فروشی دو سه تا از داستان هاش رو خوندم و برام جذاب اومد خلاصه تصمیم به خرید کتاب گرفتم و حالا کتابو تو دو روز تموم کردم و میخوام یه معرفی کلی از دیدگاه خودم و چیزایی که از منابع مختلف جمع کردم رو اینجا براتون بگم...

قبل اینکه وارد داستان و اینا بشیم تواین کتاب باید به نویسنده کتاب توجه کنیم نویسنده کتاب میخاییل زوشنکو هست که تو یه خانواده فقیر به دنیا اومده و پدرش رو هم تو سن 12سالگی از دست میده و از همین زمان برای گذروندن زندگی با مشکل رو به رو میشن و بعد پایان دبیرستان هم به دلیل عدم توانایی پرداخت شهریه دانشگاه زوشنکو مجبور میشه که تحصلات دانشگاهی رو ول کنه، بعد این ماجرا زوشنکو با رفتن به جبهه در سال 1915 تغییر اساسی تو زندگیش به وجود میاره و با وجود شجاعت هایی که از خودش تو میدان جنگ نشون میده به درجه سروان سومی میرسه، و بعد انقلاب اکتبر به گفته خود زوشنکو ده شغل مختلف عوض میکنه که از جمله این شغل ها میشه به: تلفنچی،مامور اگاهی،قمار بازی و... اشاره کرد.
زوشنکو ... دیدن ادامه » که نویسنده طنز پرداز و استاد نوشتن داستان های کوتاه فکاهی بوده،بیشتر از این نویسنده انتظار داشتن که به رسم نویسنده های قبل خودش بیاد و از شکوه و عظمت انقلاب اکتبر شعر بگه و داستان بنویسه ولی مخاییل دقیقا نقطه مقابل این دیدگاه بوده و تمام داستان هاش به صورت زندگی عام مردم و از زبون قهرمانانی عادی از جنس مردم داره از مشکلات و نقص های انقلاب انتقاد میکنه و تمام ضعف ها و کاستی ها رو به رخ میشکه، که بعد ها این نوشته ها به مذاق کمیته مرکزی حزب کمونیست خوش نمیاد و زوشنکو رو متهم به تمسخر ملت شوروی متهم میکنن و حتی بهش لقب "تفاله ادبیات" رو میدن.
ولی با وجود تمام فشار هایی که به این نویسنده وارد شده بود زوشنکو هیچوقت گردن نمیگره که اشتباهی کرده و کماکان سر عقاید خودش میمونه و راه مبارزه بر سر حق و ازادی اندیشه رو با تمام مشکلاتی که داشت و بهش تحمیل میشد رو ادامه میده.
حتی مجلات از چاپ اثار زوشنکو ترس داشتن و خیلی ها هم در تعجب بودن که چطور مخاییل هنوز زنده مونده!!
نکته بعدی زبان و نوع نگارش متن های داستان هست که به صورت محاوره ای هست که با سخن گفتن از دهن مردم، زبان توده مردم رو وارد داستان های خودش کرده، از دلایل محبوبیت زوشنکو هم میشه به استفاده از زبان خود مردم رنج دیده در داستانهاش و هم دستمایه قرار دادن مشکلات مردم در داستان ها رو اشاره کرد،همچنین وجود شغل های مختلفی که زوشنکو داشته که به گفته خودش به ده شغل میرسه به نظرم بی تاثیر نبوده تو این مورد و زوشنکو بهتر تونسته با مشکلات و درد های مردم اشنا بشه و بتونه بازتابی از مشکلات اونا رو تو اثارش داشته باشه.

کتاب 35 داستان کوتاه داره که تقریبا هر کدوم بین 4 تا 6 صفحه هستن که مضمون اکثریت داستان ها انتقادی هست و با وجود زبان محاوره و داستان هایی جذاب مخاطب رو با خودش همراه میکنه و طنز تلخ داستان ها هم واقعا خیلی عالی هست به شخصه لذت زیادی بردم از این کتاب، اگه دوست داشتین یک نمونه از داستان های کتاب رو تایپ کردم که برای اشنایی با فضا و داستان های کتاب میتونین مطالعه بکنید.
با تشکر از وقتی که برای مطالعه گذاشتین.


زوشنکو، همانند گوگول، «میان گریه» می خندد، ولی خنده اش امیدوارانه است و البته امید را هم به طنز می گیرد؛ چنان که خودش می گوید: «ولتر زمانی با خنده های خود شعله هایی را فرونشاند که مردم را در آن ها می سوزاندند، ولی ما با خنده ی خود می خواهیم دست کم چراغ کوچکی را روشن کنیم که برخی از مردم در نور آن ببینند چه چیزی برایشان خوب است و چه چیزی بد… اگر اینگونه شود، آنگاه می توانیم بگوییم که در نمایش زندگی، نقش ناچیز خود را به عنوان منشی و نورپرداز صحنه، درست اجرا کرده ایم.»

متن پشت جلد کتاب حمام ها و آدم ها نوشته میخاییل زوشنکو
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شب کم نظیری بود،خواننده ی عزیز! از آن شب ها که فقط در شور شباب ممکن است.آسمان به قدری پرستاره و روشن بود که وقتی به آن نگاه می کردی بی اختیار می پرسیدی آیا ممکن است چنین آسمانی این همه آدم های بدخلق و بوالهوس زیر چادر خود داشته باشد؟بله،خواننده ی عزیز،این هم پرسشی است که فقط در دل یک جوان ممکن است پدید آید.دردل های خیلی جوان.اما ای کاش خدا این پرسش را هر چه بیشتر در دل شما بیندازد!...

این چند خطِ آغازین داستان است.کتاب شش فصل دارد و عنوان چهار فصل آن "شب"(شب اول،دوم،سوم و چهارم) ،یک فصل "داستان ناستنکا" و یک فصل هم "صبح" است ودر تمام آنها به غیر از فصل پنجم به ملاقات های راوی جوان با ناستنکا و همکلامی اش با او پرداخته شده است.
در ... دیدن ادامه » وبلاگ کمی بیشتر درباره این کتاب میتوان خواند.
http://ketabnameh.blogsky.com/1397/03/20/post-56
۰۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای فهم چگونگی زایش خاورمیانه به صورت فعلی اکیدا توصیه میشه
۲۵ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌گویند که ماهی‌ها از باز کردن دهانشان به دردسر می‌افتند و حرف زیادی باعث گرفتاری است و مگس توی دهان بسته نمی‌رود!
۱۴ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر که با شمشیر زندگی کند، با شمشیر هم کشته خواهد شد
۱۴ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدمی که توبه می کند آدم بزرگی است، اما چه کسی امروز دلش می خواهد بزرگ باشد بی آن که دیده شود؟ (زندگی رانسه)
۱۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانی که آدم فکری بلند و دلی پَست دارد، چیزهای بزرگی می نویسد و اعمال حقیری انجام می دهد.
۱۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدن در کمی و بیشی ظرافت و پالودگی نیست، بلکه در وجدان مشترک یک ملت نهفته است.
۰۶ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چکیده که نه گزارشی تکان دهنده و جالب بود از شکل گیری اروپایی معاصر
۱۴ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب کوتاه و عمیقی از خاطرات افسردگی نویسنده و برخوردش با بازرگانی مثل رومن گاری و کامو و دید نویسنده نسبت به مقوله ی افسردگی خیلی جالبه و ارزش خوندن داره خیلی
۱۴ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب استعاره ای و گزارش گونه از زبان حیوانات از زندگی و معیشت مردم در دوران کمونیسم در اروپای شرقی
۱۴ خرداد
کتاب بسیار خوبیست
۲۰ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک گزارش خواندنی از انقلاب از دید یک غریی
۱۱ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارشی کوتاه جذاب و گیرا از وقوع انقلاب در آنگولا که خواندنش خالی از لطف نیست!
۱۰ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

در مقام مقایسه(هرچند اشتباه )این کتاب و این مولف راوی مستند تری هست نسبت به بانوی بلاروسی و برنده نوبل ،نثر روان و طرز گفتار کتاب هم خیلی جذابه آقای کاپوشچینسکی هم از درون به زندگی شاهنشاهی نگاه می اندازه هم از دید اطرافیان و نزدیکان و هم از دید خودش!(و البته گفتگوها و نمایشنامه انتهایی کتاب )

۰۵ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی جالب و غم انگیز بود خیلی
۱۷ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان همیشه درباره انچه نمی داند غلو میکند.
۱۶ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از لحظه ای که مرگ انسان مسلم شد دیگر چگونگی و هنگامش اهمیتی ندارد
۱۶ فروردين
با سلام و احترام به شما بزرگوار البته اهمیت دارد که سرانجام بنده مومن میمیری یا کافر و مشرک که سرانجام و نتیجه ی هر کدام بسیار متفاوت و عجیب است. در ضمن توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور ... دیدن ادامه » هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد می خوانید :

آن شب خواب وحشتناکی دیدم. خواب دیدم این جماعت تا ابدالآباد توی خانه ی من می مانند، یکسر این می رود و آن یکی می آید، نسل پشت نسل، بی توجه به سرنوشت فردفرد آدم ها، به سرنوشت وکیل شیک پوشی که من باشم، یعنی این بچه قرتی لاس لوماس دچاپولتپک. آن قدر می مانند تا من بمیرم. شما هم بخواهید یا نخواهید باید گوش کنید. اگر من زندانی ... دیدن ادامه » لاس لوماس هستم، شما زندانی تلفن من اید; به من گوش می دهید.
۰۷ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من آزادی ام را گم کردم و اکنون جهنم برایم دارد شروع می شود ...
از متن کتاب
۰۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبیه به ویژه از اواسط داستان. شخصیت مرد داستان آدم جذابیه و دلش میخواد یک بار هم که شده با صراحت از زندگی و تجربه هاش بگه.جالب اینجاست که یک نویسنده زن به این خوبی احساسات یک مرد را روایت میکنه. ترجمه کتاب هم خیلی خوبه
۲۷ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار خوبیه آدمو به فکر وا میداره درباره ی زندگی یک فرد خودخواه و شرور و همچنین عاشقیه که بسیار شنیدنیه و حتما حدود ۱۴۰ صفحه رو توی ۳ روز تموم خواهید کرد و جذب این کتاب میشید. ممنون
۱۷ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشقی که سراسر اعتماد باشد عشق حقیقی نیست، بیشتر شبیه بیمه نامه است یا بدتر از آن، گواهی حسن رفتار. و این در نهایت به بی خیالی می انجامد. پس شاید من باید ممنون آن بگومگوهایی باشم که قبلا میان من و کنستانسیا پیش می آمد، چون اینها نشانه آن است که ما زندگی زناشویی ما را محک می زدیم و آن را به بی خیالی محض که زاییده امنیت کامل است نمی سپردیم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
<<... ما ترجیح می دهیم که خودمان را در این قبیل آدم های ابله پیدا کنیم، که مثل ما حرف می زنند، ظاهرشان مثل ماست... و همان عقب افتادگی ذهنی، فراموشی، تعصب و وسواس ما و سرگشتگی های ما را دارند و به این ترتیب ما ابتذال ذهنی خودمان را توجیه می کنیم. راستی که چه تسلایی! یک روزولت جدید، یک کندی جدید، ما را وا می دارد که آنها را به خاطر چیزی که خودمان ... دیدن ادامه » نیستیم ستایش کنیم و این احساس آزاردهنده ای است>>
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما نه دیوانه ایم و نه ساده لوح . فرصتی به دست آورده ایم تا فرانسه را نابود کنیم . و نابودش هم خواهیم کرد ؛ نه تنها قدرت مادی فرانسه را، بلکه روحش را هم . مخصوصا روحش را ، چون بزرگ ترین خطر است . در حال حاضر این تنها وظیفه ی ماست .اشتباه نکنی ، دوست عزیز ! ما لبخند زنان و محتاط کاری می کنیم تا فرانسه بگندد . ما آن را بدل به هرزه ای پست خواهیم کرد ... دیدن ادامه » .
مشتاق حسین این را خواند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
چقدر این متن آشناست...
۱۸ مرداد
اما فرانسه بعد از آن ماجراها رشد بزرگی کرد امیدوارم این موضوع هم در آینده آشنا به نظر بیاد...
۱۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آنها هیچوقت تغییر نمی کردند چون شخصیتشان خیلی زود شکل گرفته بود؛ اتفاقی که مثل یک شبه پولدار شدن باعث بی تناسبی در شخصیت می شود....آنها را تجسم می کردم که سالها بعد در رستورانی نشسته اند.میلدرد داشت ارزش غذایی چیزهایی که در منو آمده بود بررسی می کرد و هالی می خواست همه شان را بخورد.
متین جمیلی و مجتبی نوروزی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زنها مثله زاغچه نمکنشناس و پستند.
خانواده پاسکوآل دوآرته
کامیلو خوسه سلا
دوست عزیز
من این کتاب رو نخوندم اما میدونم از کتب مطرح ادبیات اسپانیاست.
ایا جمله ای غیر از این برای معرفی چنین کتاب و نویسنده ای وجود نداشت؟
۰۱ آبان
ناراحت نشید سرکار خانم برعکس نام کتاب که از نام خانواده داخلش استفاده شده بسیار کتاب خشنیه!!!
۱۶ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 10