:  ماهی
:  ۴۰۳
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
برای فهم چگونگی زایش خاورمیانه به صورت فعلی اکیدا توصیه میشه
۴ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌گویند که ماهی‌ها از باز کردن دهانشان به دردسر می‌افتند و حرف زیادی باعث گرفتاری است و مگس توی دهان بسته نمی‌رود!
۱۴ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر که با شمشیر زندگی کند، با شمشیر هم کشته خواهد شد
۱۴ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدمی که توبه می کند آدم بزرگی است، اما چه کسی امروز دلش می خواهد بزرگ باشد بی آن که دیده شود؟ (زندگی رانسه)
۱۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانی که آدم فکری بلند و دلی پَست دارد، چیزهای بزرگی می نویسد و اعمال حقیری انجام می دهد.
۱۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدن در کمی و بیشی ظرافت و پالودگی نیست، بلکه در وجدان مشترک یک ملت نهفته است.
۰۶ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چکیده که نه گزارشی تکان دهنده و جالب بود از شکل گیری اروپایی معاصر
۱۴ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب کوتاه و عمیقی از خاطرات افسردگی نویسنده و برخوردش با بازرگانی مثل رومن گاری و کامو و دید نویسنده نسبت به مقوله ی افسردگی خیلی جالبه و ارزش خوندن داره خیلی
۱۴ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب استعاره ای و گزارش گونه از زبان حیوانات از زندگی و معیشت مردم در دوران کمونیسم در اروپای شرقی
۱۴ خرداد
کتاب بسیار خوبیست
۲۰ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک گزارش خواندنی از انقلاب از دید یک غریی
۱۱ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارشی کوتاه جذاب و گیرا از وقوع انقلاب در آنگولا که خواندنش خالی از لطف نیست!
۱۰ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

در مقام مقایسه(هرچند اشتباه )این کتاب و این مولف راوی مستند تری هست نسبت به بانوی بلاروسی و برنده نوبل ،نثر روان و طرز گفتار کتاب هم خیلی جذابه آقای کاپوشچینسکی هم از درون به زندگی شاهنشاهی نگاه می اندازه هم از دید اطرافیان و نزدیکان و هم از دید خودش!(و البته گفتگوها و نمایشنامه انتهایی کتاب )

۰۵ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی جالب و غم انگیز بود خیلی
۱۷ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان همیشه درباره انچه نمی داند غلو میکند.
۱۶ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از لحظه ای که مرگ انسان مسلم شد دیگر چگونگی و هنگامش اهمیتی ندارد
۱۶ فروردين
با سلام و احترام به شما بزرگوار البته اهمیت دارد که سرانجام بنده مومن میمیری یا کافر و مشرک که سرانجام و نتیجه ی هر کدام بسیار متفاوت و عجیب است. در ضمن توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور ... دیدن ادامه » هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در پشت جلد می خوانید :

آن شب خواب وحشتناکی دیدم. خواب دیدم این جماعت تا ابدالآباد توی خانه ی من می مانند، یکسر این می رود و آن یکی می آید، نسل پشت نسل، بی توجه به سرنوشت فردفرد آدم ها، به سرنوشت وکیل شیک پوشی که من باشم، یعنی این بچه قرتی لاس لوماس دچاپولتپک. آن قدر می مانند تا من بمیرم. شما هم بخواهید یا نخواهید باید گوش کنید. اگر من زندانی ... دیدن ادامه » لاس لوماس هستم، شما زندانی تلفن من اید; به من گوش می دهید.
۰۷ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من آزادی ام را گم کردم و اکنون جهنم برایم دارد شروع می شود ...
از متن کتاب
۰۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبیه به ویژه از اواسط داستان. شخصیت مرد داستان آدم جذابیه و دلش میخواد یک بار هم که شده با صراحت از زندگی و تجربه هاش بگه.جالب اینجاست که یک نویسنده زن به این خوبی احساسات یک مرد را روایت میکنه. ترجمه کتاب هم خیلی خوبه
۲۷ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار خوبیه آدمو به فکر وا میداره درباره ی زندگی یک فرد خودخواه و شرور و همچنین عاشقیه که بسیار شنیدنیه و حتما حدود ۱۴۰ صفحه رو توی ۳ روز تموم خواهید کرد و جذب این کتاب میشید. ممنون
۱۷ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشقی که سراسر اعتماد باشد عشق حقیقی نیست، بیشتر شبیه بیمه نامه است یا بدتر از آن، گواهی حسن رفتار. و این در نهایت به بی خیالی می انجامد. پس شاید من باید ممنون آن بگومگوهایی باشم که قبلا میان من و کنستانسیا پیش می آمد، چون اینها نشانه آن است که ما زندگی زناشویی ما را محک می زدیم و آن را به بی خیالی محض که زاییده امنیت کامل است نمی سپردیم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
<<... ما ترجیح می دهیم که خودمان را در این قبیل آدم های ابله پیدا کنیم، که مثل ما حرف می زنند، ظاهرشان مثل ماست... و همان عقب افتادگی ذهنی، فراموشی، تعصب و وسواس ما و سرگشتگی های ما را دارند و به این ترتیب ما ابتذال ذهنی خودمان را توجیه می کنیم. راستی که چه تسلایی! یک روزولت جدید، یک کندی جدید، ما را وا می دارد که آنها را به خاطر چیزی که خودمان ... دیدن ادامه » نیستیم ستایش کنیم و این احساس آزاردهنده ای است>>
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما نه دیوانه ایم و نه ساده لوح . فرصتی به دست آورده ایم تا فرانسه را نابود کنیم . و نابودش هم خواهیم کرد ؛ نه تنها قدرت مادی فرانسه را، بلکه روحش را هم . مخصوصا روحش را ، چون بزرگ ترین خطر است . در حال حاضر این تنها وظیفه ی ماست .اشتباه نکنی ، دوست عزیز ! ما لبخند زنان و محتاط کاری می کنیم تا فرانسه بگندد . ما آن را بدل به هرزه ای پست خواهیم کرد ... دیدن ادامه » .
مشتاق حسین این را خواند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آنها هیچوقت تغییر نمی کردند چون شخصیتشان خیلی زود شکل گرفته بود؛ اتفاقی که مثل یک شبه پولدار شدن باعث بی تناسبی در شخصیت می شود....آنها را تجسم می کردم که سالها بعد در رستورانی نشسته اند.میلدرد داشت ارزش غذایی چیزهایی که در منو آمده بود بررسی می کرد و هالی می خواست همه شان را بخورد.
متین جمیلی و مجتبی نوروزی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زنها مثله زاغچه نمکنشناس و پستند.
خانواده پاسکوآل دوآرته
کامیلو خوسه سلا
دوست عزیز
من این کتاب رو نخوندم اما میدونم از کتب مطرح ادبیات اسپانیاست.
ایا جمله ای غیر از این برای معرفی چنین کتاب و نویسنده ای وجود نداشت؟
۰۱ آبان
ناراحت نشید سرکار خانم برعکس نام کتاب که از نام خانواده داخلش استفاده شده بسیار کتاب خشنیه!!!
۱۶ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نباید از عـشـق خجالت کشید
و
عـشـق به وطــــــن هنوز هم یکی از بهترین عـشـق هاست.
فقط باید عـشـقـی باشد با قاعده و انتقادی ، وگرنه تبدیل به یک عـشـقِ خَـرَکی می‌شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
... پس این روزهایی که با مباهات می‌گوید برای خودش شوکت و دولتی داشته، کی بوده‌است؟ مادر با لبخندی ترحم‌آمیز گفت امان از این آدم خل. منظورش آن روزهایی است که هیچ خودش را نمی‌شناخت. به این روزهاست که حسرت می‌برد، آن روزهایی که در کنج تیمارستان بود. آن روزها که نمی‌دانست کیست و کجاست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی خوب در قالبی ...
این کتاب دلتون رو بدرد میاره اونقدر دردناک که ممکنه فقط برای تموم شدن کتاب قسمتهایی از کتاب رو نخونین، برای کسانی که تجربه نگهداری از بیمار و بیمار شدن رو دارن و در صدد فرار از اون هستند زجر آوره.
- اما مگر در این دنیا لذتی هم بود که بشود آن را با لذت صبحی رخوت انگیز در رختخواب مقایسه کرد، وقتی در گرمای پتو پناه گرفته ای و مواجهه با سرمای بیرحم را یک دقیقه دیگر عقب می اندازی و بعد آن یک دقیقه را میکنی پنج دقیقه؟.... پنج دقیقه جایش را به ده دقیقه داد و ده دقیقه به بیست دقیقه. دیگر شکی نبود که دارد با بختش بازی میکند.
فکر ... دیدن ادامه » کنم از همین تکه متن از کتاب هم میشه فهمید که با متن قوی ای روبرو هستیم و ترجمه خوبی هم داره و همین چالش برانگیزه و خواننده رو تو دل کتاب میکشونه
- موهای پیتر ریخته بود و بسیار چاق شده بود. داشت زیر آن کت پشمی گرانقیمتش خود را برای حمله قلبی سنگینی آماده میکرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- انسانها در زمان درماندگی، شوربختی دیگران را شدیدتر احساس می‌کنند.
- شادی و شیرین‌کامی، انسان را خوشرو و زیبا می‌کند، طوری که می‌خواهد هر چه در دل دارد در دل دیگران بریزد و همه را شادمان کند. اما اینک درباره کتاب:
- رمانی کوتاه از داستایفسکی، که جزئی‌ترین وجوه تنهایی‌های انسان‌ها را بسیار دقیق، شاعرانه و روانشناسانه به تصویر می‌‌کشد. از خواندنش لذت بردم.

- ... دیدن ادامه » داستان انسانهایی که به تنهای‌هایشان سنجاق شده‌اند تا شاید روزی یک نفر پیدا شود و زندگی ایشان را زیر و رو ‌کند.

- عمیق‌ترین پرسش این رمان: خدای من، یک دقیقه تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟

- پاسخ به این پرسش، قدری تامل را می‌طلبد و به سادگی نمی‌توان از آن عبور کرد. یاد باد چنین دورانی در آوان جوانی زندگی هر کس، که تکرارش احتمالا محال است.
مشتاق حسین و ناصر یُلمه این را خواندند
روژیتا احمدی ، مژگان خراسانیان و مریم جمالی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 9