:  مازیار
:  ۱۶۰
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
دیراک معادله ای را نوشته بود برای توصیف رفتار الکترون ها به هنگامی که با میدان های الکتریکی و مغناطیسی بر هم کنش می دهند.ولی انگار معادله اش نیازمند ذرات تازه بود....مانند الکترون ها ولی با بار الکتریکی مخالف.
در آن هنگام،تنها یک ذره ی بنیادی با بار مخالف الکترون در طبیعت شناخته شده بود-‌پروتون.
ولی پروتون ها مانند الکترون ها نیستند،همین ابتدای کار۲۰۰۰بار سنگین ترند.
طبیعت ... دیدن ادامه » به سرعت به کمک شتافت.در عرض دو سال از زمانی که دیراک معادله اش را پیشنهاد کرد،و یک سال پس از اینکه وی را رها کرده و پذیرفته بود که اگر کارش درست بود،آنگاه باید ذره ی تازه ای وجود داشته باشد،آزمایشگرانی که پرتوهای کیهانی بمباران کننده ی زمین را بررسی می کردند به مدرکی برای وجود ذره ای تازه مشابه با الکترون ولی با بار الکتریکی متضاد دست یافتند،که" پوزیترون" نامیده شد.

کار دیراک تایید شد،ولی او بعد ها گفت که معادله اش از خودش هوشمند تر بوده،بر اطمینان نداشتن ابتدایی به نظریه خودش صحه گذاشت.
اکنون ما پوزیترون را"پاد ذره ی"الکترون می نا میم،زیرا معلوم شده که کشف دیراک فراگیر بود.همان فیزیکی که وجود پادذره برای الکترون را الزامی می کند،وجود چنین ذره ای را برای تقریبا هر ذره ی بنیادی الزامی می کند.
مثلا پروتون ها دارای پاد پروتون اند.حتی برخی ذرات خنثی مانند نوترون ها نیز" پاد ذره "دارند.
هنگامی که ذره ها و پاد ذره ها بهم بخورند،به شکل تابش خالص نابود می شوند.
گرچه همه ی اینها بیشتر به علمی تخیلی می خورد،ما در شتاب دهنده های بزرگ ذرات در سرتا سر جهان پاد ذره ها را همیشه درست می کنیم.چون پاد ذرات به گونه ای دیگر از همان ویژگی های ذرات برخوردارند،جهانی از جنس پاد ذره به همان شیوه ی جهانی از جنس ماده رفتار می کند،با پاد دلدادگان نشسته و در پاد ماشین ها مشغول عشق بازی در زیر پاد ماده.
ما فکر میکنیم که زندگی کردن ما در گیتی ساخته شده از ماده و نه پاد ماده با مقادیر برابر از هر دو،تنها از بخت مساعدمان بوده .

صفحات ۷۸ و ۷۹
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مولف اعتقادی به آفرینش هستی ندارد و می گوید گیتی یا هستی از هیچ و خود به خود آفریده شده است. ضمن اینکه به الهیات دانان تاخته و گفته طبیعی است که اینها که در هیچ موضوعی خبره نیستند مخالفان سرسخت این نظریه باشند!حتی در مقدمه می گوید اعتقاد به اینکه وجود یک آفریدگار خارج از طبیعت می تواند تسلسل را پایان دهد، چیزی بیش از زبان بازی و لفاظی ... دیدن ادامه » نیست!!!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در بخشی از این کتاب بیان می کند وقتی ارتباط نیمکره چپ و راست مغز قطع شود بیمار فکر میکند دارد صدایی از ماوراء میشنود اما در حقیقت بخشی از خیالات ذهنی خودش است که بدلیل قطع ارتباط دو نیمکره مغز ، پردازش نمی شود و مثال ژاندارک را میزند آیا افراد مشهور تاریخ مذاهب هم دچار این بیماری بودند؟؟؟؟؟؟؟؟
شبیه سازی هم یکی از راهکار های ذهن برای فهمیدن مطالبه! به این شکل که یک اتفاق رو میخواد شبیه چیزی ببینه که تازه فهمیده!
۰۳ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بی نهایت زیبا ست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق‌العاده است
۱۸ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی عالی برای نواندیشی و فرار از توهمات و خرافات مرسوم در زندگی اجتماعی ما، بخوانید و تفکر کنید
۲۶ دى ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب دو مورد رو به صورت برجسته بیان میکنه. اول نقش توجه در یادگیری و فهم مطالب و مقایسه اون در حالت مطالعه کتابی و آنلاین و تاثیراتی که هر دو حالت بر نحوه ارتباطات سلولهای مغز با هم میذارن و اینکه نقص در توجه که در مطالعه آنلاین وجود داره اثری بسیار مخرب روی یادگیری میگذاره. دوم ضعیف شدن حافظه به دلیل واگذاری وظیفه ذخیره اطلاعات به ... دیدن ادامه » فضای وب. که هر دو مورد تاثیر مهمی رو در سبک زندگی و میزان وابستگی ما به فناوری میگذاره. در انتها نویسنده اعتراف میکنه به دلیل وابستگی بسیار گسترده مردم به محیط آنلاین، معدود افرادی که به دنبال کاهش وابستگی و خروج از این بازی هستن، شانس بسیار کمی برای رهایی دارن. چرا که حداقل برای امرار معاش و انجام امور کاری و روزمره مجبورن در فضای مجازی باشن، مرتب ایمیل شون رو چک کنن، مطالب رو آنلاین بخونن و ...
۲۸ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب حیات ۳ که به تازگی وارد بازار نشر شده است کتابی است در زمینه تاثیرات هوش مصنوعی بر زندگانی بشر عصر حاضر، واقعیتش این است که هنوز کتاب را کامل نخوانده ام ولی مطمئن هستم که دیدم را به آینده روشن تر می کند
۰۱ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه و جمله بندی این کتاب تقریبا میشه گفت مزخرفه
۱۷ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالیه و کمک زیادی به درک بهتر فیزیک میکنه
۲۴ شهريور ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
کتاب بسیار جالبی است در مورد تشکیل سیارات و ستارگان و رصد کهکشان ها توسط رادیوتلسکوپ ها و نویسنده با ذکر وقایعی که در قرن اخیر منجر به اکتشافات کیهان شناسی شده خواننده را تا انتها به دنبال خود می کشاند تنها نکته ترجمه متوسط کتاب است که گاهی بدجور توی ذوق می زند و خواننده باید با حدس و گمان و گاهی خواندن چند باره یک پاراگراف منظور ... دیدن ادامه » مولف را در میان کلمات مترجم در یابد حتی در مواردی بسیار ساده ترجمه دارای اشتباهات فاحش می باشد مثلا جایی نویسنده از تعدادی تیله (Marble) برای نمایش مقیاس منظومه شمسی استفاده می کند که مترجم محترم آنرا به مرمر ترجمه کرده که البته آن نیز در زبان انگلیسی (Marble) است و موارد زیاد دیگری که در این نظر نمی گنجد
۳۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه به بند کشیدن بود،نه از بند رهانیدن،چرا که سالیان آزگار طول کشید تا "از بند رهائیدن" به کلام در آمد
ـهرتا مولر
۳۰ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

نوشتن بیشتر برای ضبط مفاهیم بود تا روشی برای سرایش. اما دیگر نوشتن آغاز شده بود و تخم اخلاق فکری جدید را می‌پراکند: اخلاق کتاب.... پژوهش در سکوت و تنهایی پیش‌نیاز موفقیت فکری شد. افکار ابتکاری و عبارات خلاقانه عیاری شدند برای ذهن نمونه. مبارزه بین سقراط گوینده و افلاطون نویسنده، در نهایت امر، به نفع افلاطون تمام شد. ص80
گوتنبرگ، با تبدیل یک صنعت دستی به یک صنعت مکانیکی، اقتصاد چاپ و نشر را دگرگون کرد. کپی‌های دقیقی از نسخ بزرگ را می‌شد به سرعت و با تعداد کارگران اندک تولید کرد. کتاب، به تدریج از یک کالای گران‌قیمت و کم‌یاب به متاعی ارزان و وافر مبدل شد. ص82
البته ... دیدن ادامه » همه کتاب‌خوان نشدند... مردم همچنان به گپ زدن و بحث کردن ادامه دادند و پای سخن‌رانی آموزشی، خطابه، مناظره و موعظه نشستند... کتاب به خوانندگان امکان داد که فکرها و تجربه‌های‌شان را...با افکار و تجارب دیگران هم مقایسه کنند.ص85
اما دنیای صفحه نمایشی که امروزه درکش می‌کنیم، جایی بسیار متفاوت از دنیای صفحه چاپی است. اخلاق فکری جدیدی در حال اعمال است و مسیرهای مغزی ما هم در حال جهت‌دهی دوباره است. ص91
بسیاری از تحقیقات روی فعالیت‌های رسانه‌ای حاکی از آنند که با افزایش استفاده از اینترنت، مدت‌زمان تماشای تلویزیون یا ثابت مانده یا افزایش یافته است. ص101
حس وصل بودن را دوست داریم و از حس قطع بودن منزجریم. گرچه اینترنت عادت‌های فکری‌مان را، بر خلاف خواسته خودمان، تغییر نمی‌دهد؛ اما، به هر حال، تغییر می‌دهد.ص106
امروزه، صدای غالب کتابخانه‌ها صدای ضربه روی صفحه کلید است، نه ورق زدن کتاب.ص112
درک طمانینه کتاب در جهش به عصر دیجیتال، چندان دشوار نیست... به عنوان رسانه مطالعه، کتاب مزیت‌های تحمیل کننده‌ای نسبت به کامپیوتر دارد... می‌توانید رویش بنشینید. می‌توانید بگذاریدش روی میز و صفحه‌ای را باز کنید و وقتی بعد از چند روز سراغش می‌آیید، دقیقاً به همان شکلی باشد که رها شده بود. هیچ وقت لازم نیست به برق بزنیدش یا نگران تمام شدن باتری‌اش باشید... ص113
وقتی یک کتاب ... به یک دستگاه متصل به اینترنت منتقل می‌شود، تبدیل به چیزی بسیار شبیه به صفحات وب می‌شود... به قول جان آپدایک مرحوم، هیجانش را از دست می‌دهد و در آب‌های آشفته اینترنت حل می‌شود. 118
گرایش وب به تبدیل همه رسانه‌ها به رسانه‌های اجتماعی، تاثیری ژرف و گسترده بر سبک خواندن و نوشتن و بنابراین، بر خود زبان خواهد داشت. ص121
فشار رسیدن به کمال از میان برداشته خواهد شد و سخت‌گیری هنرمندانه‌ای را هم که از این فشار ناشی می‌شود، با خود خواهد برد. ص122
شیوه ژرف‌خوانی‌یی که در پی اختراع گوتنبرگ عمومیت یافت و در آن «سکوت بخشی از معنا بود و بخشی از ذهن»، اندک‌اندک محو و احتمالاً به قلمرو جامعه کوچک و تحلیل‌رونده‌ای از نخبگان منحصر خواهد شد. ص123
تاکنون، هیچ رسانه‌ای نبوده که، مثل اینترنت، برای پرت کردن کامل حواس ما برنامه‌ریزی شده و این کار را مصرانه انجام داده باشد. 128
تعاملی بودن اینترنت ابزارهای جدید نیرومندی برای یافتن اطلاعات، بیان فکر و احساس‌مان و محاوره با دیگران در اختیارمان می‌گذارد. در کنار آن، ما را به موش‌های آزمایشگاهی هم بدل می‌کند که مدام اهرم‌هایی را می‌کشیم تا قرص‌های کوچکی از غذای فکری یا اجتماعی پاداش بگیریم. ص133
تورکل کلینگبرگ، دانشمند عصب‌شناس سوئدی، می‌نویسد که نوع بشر «اطلاعات بیشتر، احساس بیشتر و پیچیدگی بیشتری می‌خواهد. ما در طلب موقعیت‌هایی هستیم که عملکرد همزمان از ما بطلبند، یا موقعیت‌هایی که آوار اطلاعات بر سرمان بریزد.» ص134
خبر خوش این که، از آن جایی که وب‌گردی کارکردهای بیشتری از مغز را درگیر می‌کند، می‌تواند به هشیار نگه داشتن ذهن افراد سال‌خورده نیز کمک کند. ص138
تحقیقات همچنان حاکی از آن هستند که کسانی که به مطالعه متون خطی می‌پردازند، از آنانی که متونی را می‌خوانند که به ابرپیوند مزین شده‌اند، بیشتر درک می‌کنند، بیشتر به یاد می‌سپارند و بیشتر می‌آموزند. ص143
تقسیم شدن توجه ما توسط چندرسانه قابلیت‌های شناختی‌مان را بیشتر زیر بار می‌برد و از یادگیری‌مان می‌کاهد و درک‌مان را تضعیف می‌کند. وقتی صحبت از فراهم کردن خوراک فکری برای ذهن‌مان است، قاعده هرچه بیشتر، بهتر برقرار نیست. ص146
کلمه Google از بازی با کلمه googol – که بنا بر تعریف، عبارت است عدد 10 به توان 100- انتخاب شد، به طوری که هدف آنان مبنی بر سازمان‌دهی «اطلاعات به نظر نامتناهی وب» را برساند. ص171
هر چیزی که سر راه گردآوری، کالبدشکافی و انتقال شتابان داده‌ها قرار بگیرد، یک تهدید است؛ نه تنها برای کسب‌وکار گوگل، بلکه برای نوآرمان‌شهری که گوگل ادعا می‌کند می‌خواهد بر اساس کارآیی شناختی روی اینترنت بنا کند. ص170
وقتی ایده‌آل صنعتی مبتنی بر کارآیی وارد قلمرو خردورزی می‌شود... ایده‌آل روستایی مبتنی بر تفکر تعمق‌گرا را با تهدیدی مرگبار مواجه می‌کند... هم به زمانی برای جمع‌آوری پرشتاب داده‌ها و هم به زمانی برای تعمق بی‌شتاب بر آن‌ها نیاز هست؛ زمانی برای به‌کارگیری ماشین و زمانی برای آرام نشستن در باغ. ص187
آن‌هایی که از برون‌سپاری حافظه به وب خشنودند، گول استعاره را خورده‌اند و طبیعتِ اساساً زیستی حافظه را نادیده گرفته‌اند. ص211
کندل می‌نویسد: «برای این که خاطره‌ای پایا شود، باید اطلاعات ورودی کاملاً و عمیقاً پردازش شود. این امر با توجه کردن به اطلاعات و مرتبط کردن معنادار و نظام‌مندش با دانشی که از پیش در حافظه بنا شده، محقق می‌شود.» ص213
ارزشمندترین ثروتی که در پای اینترنت، به عنوان یک رسانه همه‌منظوره قربانی می‌کنیم، اتصال‌های درون ذهن‌مان است... اتصال‌های وب اتصال‌های ما نیستند و هر چه قدر هم وب را بگردیم و بجوییم، هرگز اتصال‌های ما نخواهند شد. وقتی حافظه‌مان را به یک ماشین می‌سپاریم، بخش مهمی از نیروی عقلانی و حتی شخصیت‌مان را هم برون‌سپاری می‌کنیم. ص215
تخلیه بار حافظه در بانک‌های اطلاعاتی بیرونی، نه تنها ژرفا و تمایز فردی، بلکه ژرفا و تمایز فرهنگی مشترک‌مان را هم تهدید می‌کند... فرهنگ بیش از تجمیع آن چیزی است که گوگل با «اطلاعات جهان» توصیف‌اش می‌کند. بیش از چیزی است که بتوان در حد بیت و بایتی فروکاستش که می‌توان روی اینترنت بارش گذاشت. فرهنگ باید در ذهن اعضای همه نسل‌ها بازسازی شود، تا زنده بماند. با برون‌سپاری حافظه، فرهنگ پژمرده می‌شود. ص216
ابزارهای‌مان، دست آخر، آن قسمت از بدن‌مان را که «تقویت می‌کنند»، «بی‌حس» می‌کنند. ص230
با عادت کردن و وابسته شدن به کامپیوترهای‌مان، وسوسه خواهیم شد که «کارهایی را که نیازمند خرد است» به آنان واگذاریم. ص245
وقتی به کامپیوترها تکیه می‌کنیم تا به جای ما، دنیا را برای‌مان درک کنند، این هوش خود ما است که به سطح هوش مصنوعی تنزل می‌کند. ص246

کم‌عمق‌ها (اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟)
نیکلاس کار
ترجمه‌ی امیر سپهرام
چاپ اول 1393
انتشارات مازیار

شابِک 9786006043357
۰۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قفس شیشه‌ ای اثری است هم در بزرگداشت فناوری، هم هشداری در مورد به‌کارگیری نابه‌جایش؛ کتابی که دیدگاه شما را نسبت به ابزارهایی که روزمره به کار می‌گیرید دگرگون می‌سازد.

نیکلاس کار در این کتاب نقبی به پس پرده‌ی عناوین خبری مربوط به روبات‌های کارخانه‌ای، خودروهای بی‌راننده، کامپیوترهای پوشیدنی و پزشکی دیجیتال می‌زند و هزینه‌ی پنهان تسلط نرم‌افزارها بر کار و تفریح را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد این برنامه‌های کامپیوتری، از یک سو فراغت بیشتری به زندگی‌مان می‌بخشند و از سویی دیگر، چیزی حیاتی از آن می‌ربایند.

وی، ... دیدن ادامه » با تکیه بر مطالعات صورت گرفته در حوزه‌های روان‌شناسی و عصب‌شناسی که موید وابستگی عمیق شادی و رضایت خاطر افراد به سخت‌کوشی در دنیای واقعی است، آن چه را که تاکنون به دیده‌ی ظن می‌نگریستیم، فاش می‌گوید: جابه‌جایی توجه‌مان از کار عملی به نمایشگر کامپیوتر می‌تواند ما را از زندگی‌مان منفصل و ناخشنود سازد.

قفس شیشه‌ای، از ماشین‌های بافندگی قرن نوزدهمی تا کابین خلبان جت‌های قرن حاضر و از شکارگاه‌های یخ زده‌ی قبایل اینوییت تا چشم‌اندازهای لم یزرع نقشه‌های چی‌پی‌اس، تاثیر «اتوماسیون» بر زندگی را از دیدگاهی انسانی می‌کاود و پیامدهای شخصی و اقتصادی وابستگی روز افزون‌مان به کامپیوتر را زیر ذره‌بین می‌گذارد.

این کتاب، با آمیزه‌ای از تاریخ، فلسفه، شعر و دانش، ما را به سفری می‌برد که از نخستین آثار آدام اسمیت و آلفرد نورث وایتهد می‌آغازد، از پژوهش‌های معاصر در حوزه‌ی توجه، حافظه و شادی انسان گذر می‌کند و در تاملی تکان دهنده در باب چگونگی استفاده از فناوری برای گسترش تجربه‌ی انسانی‌مان به اوج می‌رسد. (https://goo.gl/T44KXr)
امیر سپهرام، مترجم کتاب‌های علمی در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) درباره انتشار کتاب «قفس شیشه‌ای» نوشته «نیکلاس کار» اظهار کرد: «قفس شیشه‌ای» به نوعی تداوم کتاب قبلی نویسنده «کم‌عمق‌ها - اینترنت با مغز ما چه می‌کند» است. نیکلاس کار در «کم‌عمق‌ها» تاریخچه‌ای از فناوری‌های فکری و خلاصه‌ای از ساختار عصبی مغز و انعطاف آن‌ را در گسترش و تغییر ارایه کرده و چگونگی و شواهد تغییر این ساختار و عادات بشر در نتیجه استفاده مستمر و گسترده از این دست فناوری‌ها و به ویژه «اینترنت» را پیش چشم می‌گذارد.

این پژوهشگر ادامه داد: نویسنده نشان می‌دهد چگونه فناوری‌های نوین‌، و پرکاربردترین و گسترده‌ترین‌شان، اینترنت و موتورهای جستجو بر شیوه زندگی و عادات ما تاثیر گذاشته و چگونه موجب شده است که برخلاف ادعاشان در گسترش اطلاعات، منجر شوند کمتر تعمق کنیم و به تدریج «کم‌عمق» و سطحی شویم. «قفس شیشه‌ای» بسط همین مفهوم به رایانه و اتوماسیون است. هر چند هر فناوری‌ای در زمان خود نوین محسوب می‌شود.

وی با اشاره به جنبش اجتماعی صنعتگران نساجی بریتانیا در قرن نوزدهم با عنوان لادیسم افزود: نویسنده با ارایه روند تاریخی جایگزینی کارگران با ربات‌های صنعتی و کارکنان با رایانه‌ها، نشان می‌دهد که خودکار کردن امور فیزیکی و کارهای کارخانه‌ای در انقلاب صنعتی به جنبش بی‌ثمر ماشین‌شکنان لادیست منجر شد و اینک، در عصر انقلاب اطلاعات و با پیشی گرفتن «کارگران دانش» از کارگران کارخانه‌ای، شاید در آستانه تصمیمی مشابه قرار گرفته‌ایم. شاید هم باید به سناریوهای محتمل دیگری بیندیشیم.

سپهرام درباره نمونه‌هایی از به‌کارگیری رایانه به جای انسان ادامه داد: همه‌منظور بودن رایانه آن‌را نامزد کاملا مناسبی برای جایگزینی مهارت‌های انسانی در بسیاری از حوزه‌ها می‌کند. گستره این جایگزینی از امور ثباتی و دفترداری ساده شروع می‌شود، از امور محاسباتی مربوط به حسابداری، آمار و احتمالات، حل فرمول‌های ریاضی‌گذر می‌کند، در کارهای تحلیلی و پردازش اطلاعات، معاملات سهام، جذب نیروی انسانی و قیمت‌گذاری محصول متوقف نمی‌شود و به کاربرد داده‌کاوی و هوش مصنوعی در تصمیم‌یاری، تحلیل بازار، کشف تقلب و پول‌شویی می‌رسد و فراتر از آن می‌رود، مانند خلبانی، پزشکی، حقوق، آموزش، معماری و...

این مترجم گفت: نگاهی به روند جایگزینی در بستر تاریخی ارائه شده در کتاب، نشان‌ می‌دهد که رایانه‌ها و ربات‌ها گام به گام مشاغل افراد را از آن خود می‌کنند و کارکنان دفتری هم مثل همتایان کارخانه‌ای‌شان، از گردونه سودسازی و بهره‌وری سرمایه‌داری کنار گذاشته می‌شوند.

وی درباره پیش‌گویی نویسنده درباره همزیستی انسان و فناوری‌های نوین اظهار کرد: ایده کلی نیکلاس کار در هر دو کتاب این است که اگر به هوش نباشیم و تمهیدی نیندیشیم، قافیه را خواهیم باخت و دنیای مکانیکی آینده، جای چندانی برای همزیستی نخواهد داشت. البته، به نظر نمی‌رسد اعتقادی به درون‌مایه «ربات شورشی» محبوب ادبیات علمی تخیلی داشته باشد، اما مصرانه باور دارد که اگر در راحت‌طلبی ناهوشمندانه، خوشنودی مشتاقانه‌مان به کامپیوترها و تعصب‌ غیرعقلانی‌مان به خروجی‌ها و تصمیم‌سازی‌هایش تجدید نظر نکنیم، بعید نیست در غبار برخاسته از «ماشین»های تندور گم شویم.

سپهرام با اشاره به فرآیند طولانی انتشار کتاب افزود: گمان می‌کنم بسیاری از نویسندگان و مترجمان کشور با من هم‌عقیده باشند که زمان انتظار برای گذر از هفت خوان انتشار کتاب، مدت ترجمه و گاه شیرینی آن‌ را از یاد می‌برد! «قفس شیشه‌ای» هر چند به اثرات اجتماعی و انسانی فناوری و اتوماسیون می‌پردازد، اما متنی به نسبت ساده و سرراست دارد و همچون «کم‌عمق‌ها» با اشاراتی کافی اما نه بیش از اندازه تخصصی، به دانش پسِ شواهد و استدلال‌های خود، مطلب را ادا می‌کند. همین ویژگی هر دو کتاب را برای عموم مناسب می‌کند. خواندن کتاب را به همه کسانی که نگران آینده خود و فرزندان‌شان در شاهراه اطلاعات و عصر ربات‌ هستند، توصیه می‌کنم.( https://goo.gl/cE3hEo)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
......اگر در مریخ حیات وجود داشته است و یا وجود دارد حتی از اشکال اولیه باکتری ها و یا تک سلولی ها به طور طبیعی این سوال در ذهن ایجاد می شود که آیا حیات مریخی سوار بر سنگ هایی که از سیاره سرخ بر زمین فرو می افتند می تواند یا می توانسته به سیاره ما برسد؟ به بیانی دیگر شاید تصادفا مریخی ها خود ما هستیم؟ یا برعکس شاید یک سنگ زمینی حیات را به مریخ ... دیدن ادامه » برده باشد ...به عبارت دیگر شاید زمینی ها آن ها هستند.....
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار خوبی است به زبان ساده، که روند رو به رشد و تکامل جهان هستی را پله به پله پیش روی حواننده کنجکاو می گذارد.

این کتاب که نخستین چاپ ان در دست علاقمندان است، خطاهایی هم دارد. که امید وارم در چاپ دوم نویسنده گرامی فرصتی برای تصحیح داشته باشند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا موجودش کنین خیلی دنبال این کتاب بودم.تا هفته ی پیش هم موجود بود ولی الان .... :(
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ذره خدا نامیدن بوزون هیگز شاید تا حد زیادی نادرست باشد ولی بازاریابی خوبی است.
فیزیکدان ها با ترس و خواری نسبت به ذره خدا واکنش نشان می دهند . ولی این عنوان چشم ها را به سوی خود می کشد.
((ذره خدا)) مردم را از سر جایشان بلند و توجهشان را جلب می کند.هنگامی که این عبارت مطرح شده است برای کسی که می خواهد این مفهوم پیچیده را به مردم عادی که علاقه مندی های دیگر دارند توضیح دهد دیگر چاره ای جز استفاده از آن باقی نمی ماند .
مثلا ... دیدن ادامه » شما به دنبال بوزون هیگز هستید و بسیاری از مردم کانال تلویزیونی خود را عوض خواهند کرد - شاید کاراداشیان ها دست گل تازه ای به آب داده اند.
حالا بگویید دارید دنبال ذره خدا می گردید و مردم دست کم به توضیحات شما توجه خواهند کرد. کاراداشیان ها را می توان باز هم فردا با همان مسخره بازی ها دید.


ذره در پایان گیتی- شون کرول-صفحه29
parisa zendebudi و فرشته حسین پور این را دوست دارند
ببخشید!می شه بگین شما این کتاب رو خوندین؟ اگه خوندین آیا ازون کتابای توضیحی برای درک ساده عموم مردمه یا به زبان ریاضی و فرمولی گفته شده؟
۰۵ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا کتاب درجه یکیه . به همه پیشنهاد میکنم بخوننش حتی کسایی که اطلاعات زیادی درباره فیزیک ندارن فقط اینو بگم که آرزو میکردم کاش هیچ وقت تموم نشه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
_ برشی از کتاب:

وقتی زمان تصمیم‌گیری در زندگی‌مان می‌رسد، فکر می‌کنیم کنترل اوضاع در دست‌مان است؛ فکر می‌کنیم انتخاب‌هایی هوشمندانه و خردمندانه انجام می‌دهیم. ولی آیا به راستی چنین است؟
دن ... دیدن ادامه » آریلی، اقتصاد‌دان رفتاری MIT با تعدادی آزمایش‌های روشنگرانه و اغلب شگفت‌انگیز بر این تصور عمومی که ما اصولا به شیوه‌هایی خردمندانه عمل می‌کنیم، خط بطلان می‌کشد. آریلی با در هم آمیختن تجربه‌ی روزمره و پژوهش‌هایی تحول برانگیز، نشان می‌دهد که چگونه توقعات، عواطف، هنجارهای اجتماعی و دیگر نیروهای نامریی و‌ گویی نامنطقی، توانایی تعقل ما را به بیراهه می‌کشاند.
آریلی پی برده که نه تنها ما همه روزه اشتباهات ساده‌ی تعجب‌آوری انجام می‌دهیم، بلکه دوباره همان نوع اشتباهات را تکرار می‌کنیم. ما دائما اضافه می‌پردازیم، دست کم می‌گیریم و پشت گوش می‌اندازیم؛ قادر نیستیم اثرات ژرف عواطف‌مان را بر آن‌چه که می‌خواهیم درک کنیم، و بر آن‌چه که داریم ارزش اضافی می‌گذاریم. اما این رفتارهای گمراه کننده، نه تصادفی‌اند نه بی‌مفهوم؛ آن‌ها اسلوب‌مندند و قابل پیش‌بینی- و ما را به شیوه‌ای پیش‌بینی ‌پذیر نابخرد می‌سازند.
از نوشیدن قهوه تا کم کردن وزن، از خریدن ماشین تا برگزیدن شریک زندگی، آریلی چگونگی در هم شکستن این الگوهای اسلوب‌مند اندیشه را، برای گرفتن تصمیم‌های بهتر، تشریح می‌کند. نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر شیوه‌ی بر هم‌کنش ما با جهان را دگرگون خواهد ساخت؛ تصمیمی کوچک در هر زمان.
بهنام قاسمی و parisa zendebudi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب یکی از بهترین کتاب های علمی هست که دید آدمو نسبت به جهان هستی عوض می کنه حتما پیشنهاد میکنم بخریدش من خودم زبان اصلیشو خوندم فوق العاده بود ولی شنیدم ترجمه ی فارسیش هم بسیار روان و سلیس و قوی هست
Emile آژار و فاطمه حبیبی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه استاد به آذین از سروده‌های قدیم قزاقان:
خاک پر افتخار ما نه از گاوآهن،
خاک ما از سم اسبان شیار برمی‌دارد
و ... دیدن ادامه » تخمی که بر آن افشانده می‌شود سرهای قزاقان است.
دن آرام ما زیور از بیوگان جوان بسته است
پدر ما-دن آرام- از یتیمان شکوفه دارد
و امواج دن آرام به اشک مادران و پدران انباشته است.
ترجمه‌ی استاد شاملو از سروده‌های قدیم قزاقان:
اون چه می‌دره
سینه‌ی وطن
نیست گاوآهن، نیست گاوآهن
سمب اسباس که
می‌کنه شیار
خاک این دیار، خاک این دیار.
سرقزاقا
بذر خاک ماس:
خاک پاک ما،‌ خاک پاک ما.
ای دن آرام!
موج سنگین‌ات
خون پدراس،‌ اشک مادراس.
ای پدر، ای دن!
افتخار ما
خیل بیوه‌هاس که میراث ماس:
ای پدر، ای دن!
پدر کشته‌ها
افتخاراند،‌ افتخار کن!

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفاً اینو موجود کنید؛ من یه جلدِ دیگه لازم دارم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبیه مطالب علمی مربوط به موضوع کتاب رو به زبون ساده و قابل فهم بیان میکنه... از خریدم راضی ام.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا امکان دارد نه فقط به یک بانگ که با مجموعه‌ای از بانگ‌های تکرارشونده روبه‌رو باشیم؟ آیا امکان دارد گیتی ما تنها یکی از گیتی‌های بسیار در صف طولانی چرخه‌ها باشد؟ آیا امکان دارد بانگ‌هایی پرشمار که پیوسته رخ می‌دهند، بی‌شمار گیتی همزمان، یک بسگیتی با احتمالات بی‌پایان را پدید آورده باشد؟ مهم‌تر از همه آنکه شاید کل تصور ما از زمان نادرست باشد. شاید زمان توهمی بیش نباشد. شاید هیچ چیز نباشد که یک لحظه را به لحظه پسین پیوند بزند.

زمان، پرکاربردترین مفهوم در زبان و گفتگوهای روزمره است و با این حال ما واقعا آن را درک نمی‌کنیم. اَدَم فرانک در این کتاب، داستان جذاب تلاش انسان برای سردرآوردن از معنای زمان و درک آن را روایت می‌کند. داستانی که از حدود پنجاه‌هزار سال پیش با نیاکان شکارچی/گردآورنده‌مان شروع می‌شود و از مسیر تجربه اولین کشاورزان و شهرسازان می‌گذرد. سپس با شروع رنسانس و اولین حضور ساعت در میادین شهرها، درون‌مایه‌های نوبتی پیدا می‌کند. همراه با انقلاب صنعتی، شکل کاملا جدیدی از زمان بر فرهنگ سیطره می‌یابد و سیاست‌های جدیدی با خود به همراه می‌آورد. با شروع قرن بیستم، از دل جهان برق‌گرفته، شکل نوین دیگری از مواجهه با زمان متولد می‌شود که خبر از دنیای وایرلس ما می‌دهد. سپس با طلوع عصر فضا و انقلاب دیجیتال، به خانه می‌رسیم، به عصر دقت، سرِ وقت رسیدن و هرگز زمان کافی نداشتن.

اَدَم ... دیدن ادامه » فرانک، نویسنده کتاب «درباره زمان»، اخترفیزیکدان نظری و استاد دانشگاه روچستر نیویورک است و در این دانشگاه سرپرست گروه پژوهشیِ مطالعات ابرکامپیوتری آرایش ستارگان و مرگ ستاره‌ای را بر عهده دارد. پروفسور فرانک در کنار پژوهش‌هایش علاقه بسیاری به رابطه بین علم و فرهنگ دارد و یکی از نویسندگان ثابت مجله دیسکاور و همچنین مجلاتی همچون ستاره‌شناسی، آمریکن ساینتیفیک و تراسیکل است. فرانک یکی از موسسان وبسایت «۱۳.۷ فرهنگ و گیتی» است و به صورت هفتگی مطالبش را در این سایت منتشر می‌کند. اولین کتاب او با نام آتش مداوم: ورای جدال علم و دین به عنوان یکی از کتاب‌هایی که باید همین حالا خواند از سوی مجله سید انتخاب شده است.
قدسیه موسوی و مریم محمدی وند این را خواندند
این احتمال وجود دارد که ما در زنجیره ای با الگوریتم خاصی از انبساط و انقباض و مهبانگ های مکرر و رشته ای طویل از جهان های پدید امده به سر ببریم در هر حال فیزیک کوانتنوم به ما می گوید که زمان توهمی بیش نیست و زمان یکایی نسبی می باشد
درک ما ها از بسیاری از ... دیدن ادامه » چیز ها سطحی است وحتی درک اسپین ذرات دسته رنگ و یا ... برای ما ممکن نیست برای مثال اسپین یک ضد نوترینوی الکترونی برابر با منفی یک دوم است یعنی تنها روش انتباق انبر حخودشچرخاندن ان به میزات منفی 180 درجه هست
۰۴ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من کتاب بیشتر یک دفترچه خاطرات است که به صورت دکلمه نوشته شده . به همین خاطر خواندنش خیلی روان نیست . البته پر است از جملات قشنگ که نمونه هایی از آنها توسط دوستان در دیوارنوشته این کتاب آورده شده ولی برای کسانی که دنبال یک کتاب با نثر روان هستند این کتاب را پیشنهاد نمی کنم .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب

تاریخ شروع : 94/12/04

ادگار ... دیدن ادامه » گفت:«وقتی لب فرو می بندیم و سخنی نمی گوییم،غیر قابل تحمل می شویم و آنگاه که زبان میگشاییم،از خود دلقکی میسازیم.»
مدتی بود کف اتاق نشسته بودیم و خیره به عکس ها می نگریستیم.پاهایم به خاطر نشستن،خواب رفته بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا تا کنون این تجربه برای شما پیش آمده که حین دیدن یک فیلم سینمایی آنقدر لذت ببرید که دعا کنید خدا کند فیلم زود تمام نشود؟ برای نگارنده این تجربه در حین مطالعه کتاب نابخردیهای پیش بینی پذیر پیش آمد و مطمئن هستم که شما نیز با خواندن این کتاب همین حالت را احساس خواهید کرد. دلیل آن نیز آنست که کتاب نابخردیهای پیش بینی پذیر برای خوانندگان مختلف از فرهنگ های مختلف کتابی جذاب بوده است. رمز جذابیت این کتاب در دو سه نکته مهم نهفته است:
نکته اول آنست که کتاب به سراغ موضوعاتی رفته که برای عموم مردم جالب است اما نسبت به آن بی توجه هستند.

نکته ... دیدن ادامه » دوم آنست که نویسنده از روشهای فوق العاده خلاقانه و هوشمندانه ای برای آزمون فرضیات مختلف استفاده کرده که بی تردید تحسین خواننده را نسبت به هوشمندی نویسنده بر می انگیزد.

نکته سوم آنست که نویسنده رویکردی صمیمانه و خودمانی با خوانندگانی در پیش گرفته و قلمی که برای بیان مطالب استفاده کرده قلمی روان و ساده و خودمانی است و همین امر ارتباط خوبی میان خواننده و نویسنده برقرار می کند. خوشبختانه ترجمه خوب کتاب نیز این امکان را فراهم کرده که خواننده ترجمه بودن کتاب را مانعی برای درک آن قلمداد نکند.

موضوع کتاب اقتصاد رفتاری است. در اقتصاد رفتاری تلاش می شود تا نشان داده شود که تحت شرایطی تصمیمات انسانها از الگوی یک تصمیم گیری عقلانی فاصله می گیرد. همه ما از تجربه زندگی عادی خود می دانیم که انسان موجودی صددرصد عقلانی نیست اما اثبات اینکه در چه شرایطی و به چه دلیلی انسانها تصمیمات و رفتارهایی را اتخاذ می کنند که با تصمیمات و رفتارهای یک موجود صددرصد عقلانی متفاوت است وظیفه ای است که اقتصاددانان رفتاری و روانشناسی به آن می پردازند. روشی که اقتصاددانان رفتاری برای پژوهش به کار می گیرند روش آزمون است که در گذشته روانشناسان از آن استفاده می کردند. در این روش افرادی با مشخصات مشابه را در آزمون به کار می گیرند و از آنها خواسته می شود تا مسئله ای را حل کنند و یا انتخابی را انجام دهند. معمولا شرکت کنندگان در دو یا سه گروه تقسیم می شوند و شرایط مسئله میان آنها تنها یک فرق کوچک دارد. با این تدبیر تلاش می شود مشخص شود تا آن تغییر کوچک چه تاثیری در نحوه پاسخ گویی شرکت کنندگان دارد و از این تفاوت نتایج می توان برداشت های مهمی در مورد ماهیت نظام تفکر انسانها داشت.

فصل اول کتاب مثال های بسیار متعددی عرضه می کند تا نشان دهد که نحوه عرضه گزینه های مختلف چگونه می تواند فرد انتخاب کننده را به سمت گزینه ای سوق دهد که عرضه کننده تمایل دارد. یک رستوران دار چگونه منوی غذا را بچیند تا غذایی که برایش سودآور است انتخاب شود. یک تورگردان چگونه مقاصد گردشگری را به علاقه مندان پیشنهاد کند که مقصد موردنظر وی انتخاب شود.

فصل دوم نویسنده به موضوع رایج لنگرگیری در تصمیم گیری می پردازد اما یک گام به پیش می رود و به این موضوع می پردازد که چگونه تصمیمات ما در یک مقطع تصمیمات ما بعدی ما را در طی زمان جهت می دهد.
فصل سوم به موضوع تاثیر هدایای رایگان در جهت دهی تصمیمات خرید ما می پردازد و نشان می دهد چگونه اضافه کردن یک هدیه رایگان می تواند ما را به سمت انتخاب کالایی سوق دهد که از ابتدا قصد خرید آن را نداشتیم.

فصل چهارم به این موضوع اختصاص دارد که ما انسانها حاضریم که برخی کارها و خدمات را به صورت رایگان انجام دهیم اما وقتی مبلغی بابت آن پیشنهاد می شود آن را برخورنده می دانیم. ما انسانها به راحتی حاضر نیستم مناسبات بازاری را در برخی از عرصه های زندگی وارد کنیم و تصور می کنیم که این کار معنای آن را تخریب خواهد کرد.

فصل پنجم به موضوع حالت های هیجانی می پردازد و می خواهد نشان دهد که محتمل است ما در حالت برانگیختگی جنسی دست به انتخاب هایی بزنیم که در شرایط عادی حاضر به انتخاب آنها نباشیم.

فصل ششم به بحث تعویق انداختن و مشکل انسانها در خویشتن داری می پردازد. همه ما انسانها می دانیم که باید امروز ورزش کنیم اما آن را به فردا به تعویق می اندازیم. می دانیم باید مرتب چک آپ انجام دهیم اما امروز فردا می کنیم تا وقتی که دیر شود. نویسنده در این فصل راه حل هایی برای حل این مشکل پیشنهاد می کند.
فصل هفتم موضوع تاثیرپذیری ارزشگذاری ما از کالاهای مختلف بر حسب اینکه مالکیت آن در اختیار ماست یا دیگران را تشریح می کند و فصل هشتم به این موضوع می پردازد که آیا شیوه حفظ کردن گزینه های مختلف برای انجام تصمیم بهتر شیوه ای است که رضایت روانی بهتری ایجاد می کند یا همیشه وسوسه گزینه هایی که انتخاب نشده موجب می شود رضایت روانی کمتر باشد. آریلی با پرداختن به این موضوع در قضیه خواستگاری نکات خواندنی و جالبی را مطرح می کند.

فصل نهم این موضوع را بیان می کند که انتظارات ما شکل دهنده برداشتهای ماست. به عنوان مثال وقتی که به دروغ از قبل گفته می شود یک نوشیدنی نوشیدنی منتخب و محبوب فلان ملت است ما واقعا احساس می کنیم که مزه آن نوشیدنی بسیار بهتر از نوشیدنی های دیگر است. فصل دهم همین مفهوم را در عرصه درمان مطرح می کند و نشان می دهد که تصور افراد از قیمت داروها بیش از خود داروها بر عملکرد دارو در ایجاد سلامتی و رفع بیماری موثر است.

نهایتا فصل یازدهم به این موضوع می پردازد که ما انسانها اگرچه علنا دست به دزدی پول نقد نمی زنیم اما بسیار مستعد هستیم که تخلفاتی مشابه را به سادگی مرتکب شویم و آنها را توجیه کنیم. ظاهرا ما در قبال دزدی پول نقد احساس عذاب وجدان شدیدی داریم اما وقتی که پای شبه دزدی به میان آید چندان دچار عذاب وجدان نمی شویم. به عنوان مثال نویسنده در یخچال های عمومی موجود در خوابگاه های دانشگاه های ام آی تی تعدادی نوشابه می گذارد و هر روز سر می زند و یادداشت می کند که چه تعداد از آنها کش رفته شده است. بعد از مدتی متوجه می شود که همه آنها توسط دانشجویان برداشته شده است. سپس معادل همان نوشابه پول نقد در یخچال ها می گذارد اما مشاهده می کند که ندرتا افراد آن پولهای نقد را برداشته اند! این آزمونها آمادگی ما برای انجام تخلفات مشابه با دزدی را به ما یادآور می شود و به ما هشدار می دهد که اگر برای خود خطوط قرمزی طرح نکنیم ممکن است آرام آرام گرفتار اقداماتی شویم که در ابتدا باور نمی کردیم که مرتکب آنها شویم.

http://www.alef.ir/book
میرعلی توکلی لاهیجانی این را خواند
محمد زند و بهنام قاسمی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2