:  کوله پشتی
:  ۲۸۳
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتابی بسیار زیبا درباره کتاب و تاثیرات دور از ذهنی که می تونه در زندگی بذاره
از نشر کوله پشتی خواهش می کنم روی ویراستاری کتاب انرژی بیشتری بذارن. حیفه کتابی با این جذابیت به علت ایرادات پیش پا افتاده دستوری زیر سوال بره.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ چیز جز اراده ی شما برای موفقیت اهمیت نداشت . نه رنگ پوست ، نه پیشینه قومی ، نه تحصیلات و نه جایگاه اجتماعی ...
هنوز نخوندمش ولی میدونم داستانش چیه و در اولین فرصتی که بدست بیارم میخونمش.داستان یک پناهنده ی ایرانیه تو کمپ پناهجو های فرانسه .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از تاثیرگذارترین بیوگرافی های بود که خوندم.حتما حتما توصیه میشه
مینا مکوندی این را خواند
من در نظر داشتم این کتاب رو در فرصت مناسبی برای مادرم هدیه بگیرم ممنون که بعد از مطالعه ش نظرتون رو نوشتید.
۲۵ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد میکنم اگه میخواین این کتاب رو بخونین ، کتاب دختری که رهایش کردی از همین نویسنده رو بخونین ، این کتاب ی روایت کوتاه از کتاب دختری که رهایش کردی هستش و نسبت ب دختری که رهایش کردی پختگی و قشنگی نداره
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نباید ناامید شد کتابا بهم یاد دادن "هر تجربه تلخ نشونه ی جون سختی ماست نشونه طاقتمون, همین تجربه‌ها بهمون یاد میدن چطور زندگی کنیم..."
مینا مکوندی و ساجده قاسمی این را خواندند
فاطمه خیاطی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو چیزی نیستی که به آن فکر میکنی ، تو با چیزی که در سرت داری تعریف و شناخته نمی شوی ، بلکه چیزی هستی که انجام میدهی ، یعنی اعمالت .
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
فاطمه خیاطی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود از خوندنش لذت بردم
بهار موسوی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«اگه آدم نمی‌تونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهای خوبِ زیادی بپاشه.»
بهار موسوی این را خواند
محمد طلاوری ، امیررضا صفدر توره ای و مژده پ این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش خیلی منو تحت تاثیر نذاشت.در واقع خیلی کتاب جامع و کاملی نیست که البته از عنوانش هم مشخصه.
۱۸ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به شدت خوش خوان بود کتاب. تووی صفحه خانوم زرلکی دیدم کتاب رو.. خوندم و به ادبیات ترجمه امیدوار شدم.. داستان خیلی خیلی خیلی خوندنی و البته ترجمش شاهکار.
۰۶ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
" این شکستی به درازای یک عمر است: او هیچ وقت آماده نبوده است. اما اگر برای همه چیز آماده باشید، چگونه می توانید شگفتی را تجربه کنید؟ آماده برای غروب خورشید. آماده برای طلوع ماه. آماده برای توفان یخ. چه زندگی یکنواختی خواهد بود." (از متن کتاب)
۱۳ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع کتاب خوبی است. نویسنده تقریبا به خوبی روزگار و احساسات آدم هایی که از نظر زادگاه و نژاد و غیره باجامعه ای را که در آن زندگی می کنند توصیف می کند و پیامدهای منفی این حالت بر روی نسل بعدی آنها را نیز نشان می دهد.
۰۸ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

می‌خواهم در عمر باقی مانده‌مان تمام کارهایی را انجام دهم که اگر همان روز اول با تو ازدواج می‌کردم، انجام می‌دادم. می‌خواهم با تو به خرید بروم. با تو به ساحل بروم. با تو به پمپ بنزین بروم. با تو تلویزیون ببینم. با تو در میان آدم‌ها راه بروم. با تو در خیابان‌های لعنتی این شهر راه بروم و دستانت را محکم در دست بگیرم. نمی‌خواهم در خفا و ... دیدن ادامه » در رویا تو را داشته باشم. نمی‌خواهم از نداشتنت شرمنده باشم. دوست دارم از هر آن چیزی که بین ما هست، لذت ببرم و به آن افتخار کنم.
۲۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ژانر این کتاب معماییه و از اون دسته کتابای تینجر پسنده،که به دلیل ترجمه و سانسور توی ایران هیچ وقت فراگیر نمی شن. اما اون افرادی که کتابهایی مثل "سیزده دلیل برای اینکه ..." یا فیلم هایی مثل The breakfast club رو دوست داشتن، حتما از این کتاب هم لذت می برن.
قبل از خوندن بدونین و آگاه باشین (!) که ترجمه ی کتاب اصلا دلچسب نیست. اصطلاحات عامیانه ... دیدن ادامه » بازگردانی نشدن و خواننده ای که با زبان انگلیسی(حتی نه به صورت حرفه ای)آشنا باشه، فورا پی به اشکالات می بره. ضمنا اینکه به شدت سانسور شده.
جدا از ترجمه که من اصلا راضی نبودم، خود داستان و شخصیت پردازی عالی بود. شروع، بدنه ی داستان، جمع بندی، حساب شده و دقیق بود. یکی دیگه از مزایای داستان هم این بود که خواننده از زاویه دید هر چهار ضخصیت اصلی ماجرا رو می دید و ارزیابی می کرد.
۲۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

«وزارت والاترین سعادت» بر اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی هند و درگیری‌های داخلی کشمیر تاکید دارد. می‌توان گفت این کتاب در واقع پاسخی‌ست به هند این روزها و حتی فراتر از آن به دنیایی که دائما در حال تغییر است.

سوزانا ... دیدن ادامه » ارونداتی روی (انگلیسی: Arundhati Roy؛ زاده ۲۴ نوامبر ۱۹۶۱) نویسنده و فعال سیاسی اهل هند است. شهرت او به خاطر دفاع از حقوق بشر و رمان معروف او با نام خدای چیزهای کوچک (۱۹۹۷) است که در سال ۱۹۹۸ برنده جایزه ادبی من بوکرشد. او در سال ۲۰۱۴ نیز به عنوان یکی از صد چهره تاثیرگذار سال توسط مجله تایم انتخاب شد.

۲۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با این متن کوچک که اینجا نوشته خوندم حدس میزنم چکیده ای از استندآپ هایی باشه که اجرا کردن، بعد از دیدن 3 یا 4 تا از شوهای آقای جبرانی (جدا از این مبحث که اجرای واقعا عالیی دارن و خیلی خنده دار صحبت میکنن) دیگه مطلب جدیدی برای ارائه ندارن. همون استریوتایپ ها رو دائم تکرار میکنن، اگر کتاب تعمیمی از متن بالا باشه عجیبه که به 200 صفحه رسیده. نخونده ... دیدن ادامه » میتونم تمام کتاب رو براتون تعریف کنم!!!
۱۷ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
افتضاح، داستان غیر واقعی، اصلا نتونستم تمومش کنم، انقدر که خام و بی محتوا بود...
۲۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب که داستانش در محله شیکرهایتس اوهایو می‌گذرد (جایی که نویسنده در آن بزرگ شده است)، به ماجرای آشنایی دو خانواده متفاوت می‌پردازد: خانواده شش نفره ریچاردسون و مادر و دختری که به عنوان مستاجر وارد زندگی این خانواده می‌شوند. داستان و گره اصلی از وقتی شروع می‌شود که دوست خانوادگی ریچاردسون‌ها بچه‌ای را به عنوان فرزند خوانده ... دیدن ادامه » قبول می‌کند و بر اثر این اتفاق لنا ریچاردسون دست به کاری می‌زند که عواقب ناگواری برایش دارد و…
۰۷ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
میا فکر کرد دنیا همین است اما چقدر سخت است؛ بغل کردن‌های هرازگاهی، سری که یک لحظه روی شانه هایت خم می‌شود، ولی آنچه آدم می‌خواهد چیزی بیش از یک فشار دادن و محکم بغل کردن ساده است، باید طوری باشد که اصلاً نشود آدم را جدا کرد. مثل این است که تمرین کنی فقط با بوی سیب زنده بمانی، در حالی که احتیاج داری آن را گاز بزنی و ببلعی؛ با هسته و دانه ... دیدن ادامه » هایش.
۰۷ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در عمرش یاد گرفته بود که احساسات ممکن است مانند آتش خطرناک باشد. ممکن است خیلی راحت از کنترل آدم خارج شود. ممکن است از فراز دیوارها و پرچین‌ها رد شود. جرقه مانند کک می‌پرد و سریع همه جا را می‌گیرد. هر باد آرامی می‌تواند اخگرها را تا چند کیلومتر گسترش دهد. بهتر است این جرقه را کنترل کرده و با دقت از نسلی به نسل دیگر انتقال داد، درست مثل ... دیدن ادامه » مشعل المپیک. یا اینکه با دقت مهارش کرد و همچون آتشی ابدی، یادآور نور و نیکی که هرگز چیزی را نمی‌سوزاند حفظ نمود. مهار با دقت. فکر شاید کلید کار پرهیز از آتش سوزی است.
۰۷ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شروع گیرا و سیر داستان زیبا بود اما کاش پایان باورپذیرتری می داشت.
۱۶ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب شرح سفر خبرنگاری آلمانی و پسرش و یک نفر دیگر به مناطق تحت اشغال داعش،مصاحبه ها و عکس هایی از داعشی ها می باشد و شامل اطلاعات جالبی درباره شیوه تفکر و عملکرد آنهاست. فصل چت با تروریسم و مصاحبه ها خواندنی است. نامه خبرنگار آلمانی بعد از سفر را دوست داشتم.
۱۵ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین رمان هایی که تا به امروز خوانده ام.رمانی عاشقانه و در عین حال بسیار متفاوت.
۲۰ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود
۰۲ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توى دهکده اى کوچک در شمال زمین، کتاب هایى مى فروشند که یک صفحه ى نامعلومشان سفید است. اگر خواننده اى ساعت سه بعد از ظهر به این صفحه برسد، مى میرد. این یک اعتقاد خرافى نیست، چیزى است که مردمِ آن منطقه به آن باور دارند، با آن زندگى مى کنند، مثل همان چیزهایى که مارکز مى گوید: زنى با ملحفه اش، وقتى که آن را روى بند رخت مى انداخته به آسمان مى ... دیدن ادامه » رفت، ملحفه قایق شد و او را با خود تا اعماق آسمان برد و زن از چشم همه ناپدید شد.
بعضى ها فکر مى کنند این ها فقط در ذهن آدم ها اتفاق مى افتد. اما براى مردمى که به آن اعتقاد دارند این اتفاقات هر لحظه در حال وقوع است. ✨
#چیستا_یثربى
#معلم_پیانو
۰۹ دى ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه این نمایشنامه در سال 1328 انجام شده . خود آقای آل احمد در پیشگفتار به صراحت اعلام کرده که در زمان ترجمه این نمایشنامه هنوز گفتگوی محاوره ای در ترجمه باب نبوده و با اینکه این نمایشنامه هم این نوع ترجمه را می طلبیده است باز به صورت گفتار کتابی ترجمه شده است. اکنون که بعد از حدود 68 سال از زمان ترجمه، کتاب را می خوانید بیش از پیش به این ... دیدن ادامه » مطلب می رسید . به نظر من از این منظر اصلا ترجمه خوبی نداشت و اصلا نمی شد باحاش ارتباط برقرار کرد . امیدوارم ترجمه بروزتری از این نمایشنامه انجام بشود
امـیـرحسـین آل عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زلمی خلیلزاد در کتاب خود در بخش پاشیده گی یک ملت، از گروه که خود را ( دانش آموزان جوان و آرمان گرای اسلام) تعریف میکردن نوشته است.
طالبان وقتی نیرومند شدند از طرف وزارت داخله و آی اس آی پاکستان حمایت و تمویل وتجهیز شدند. آی اس آی از پیشرفت طالبان خوشنود بود.
از کرزی به عنوان سازمان دهنده این گروه یاد کرده است (کرزی در سازمان دادن گروه طالبان ... دیدن ادامه » نقش سازنده داشت) او (کرزی) در اجتماعات اولیه طالبان سهم گرفت در سالیان اخیر بازهم آنهارا برادر خطاب کرد تا که دوباره به صحنه بر گرداند و همچنان گفته است کرزی میخواست در اوایل شکل گیری طالبان ازین گروه در سطح بین الملل نماینده گی کند...
ترجمه اش با ترجمه هارون نجفی زاده فرق داره؟!!!
بخاطر سانسور میپرسم!
۱۰ مرداد
ترجمه هارون نجفی زاده به زبان فارسی دری(رایج در خود کشور افغانستان هستش)ولی این ترجمه فارسی ثلیث،چیز خاصی برای سانسور هنوز فکر نکنم داشته باشه
۱۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 4