:  کوله پشتی
:  ۲۴۲
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
افتضاح، داستان غیر واقعی، اصلا نتونستم تمومش کنم، انقدر که خام و بی محتوا بود...
۵ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب که داستانش در محله شیکرهایتس اوهایو می‌گذرد (جایی که نویسنده در آن بزرگ شده است)، به ماجرای آشنایی دو خانواده متفاوت می‌پردازد: خانواده شش نفره ریچاردسون و مادر و دختری که به عنوان مستاجر وارد زندگی این خانواده می‌شوند. داستان و گره اصلی از وقتی شروع می‌شود که دوست خانوادگی ریچاردسون‌ها بچه‌ای را به عنوان فرزند خوانده ... دیدن ادامه » قبول می‌کند و بر اثر این اتفاق لنا ریچاردسون دست به کاری می‌زند که عواقب ناگواری برایش دارد و…
۰۷ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
میا فکر کرد دنیا همین است اما چقدر سخت است؛ بغل کردن‌های هرازگاهی، سری که یک لحظه روی شانه هایت خم می‌شود، ولی آنچه آدم می‌خواهد چیزی بیش از یک فشار دادن و محکم بغل کردن ساده است، باید طوری باشد که اصلاً نشود آدم را جدا کرد. مثل این است که تمرین کنی فقط با بوی سیب زنده بمانی، در حالی که احتیاج داری آن را گاز بزنی و ببلعی؛ با هسته و دانه ... دیدن ادامه » هایش.
۰۷ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در عمرش یاد گرفته بود که احساسات ممکن است مانند آتش خطرناک باشد. ممکن است خیلی راحت از کنترل آدم خارج شود. ممکن است از فراز دیوارها و پرچین‌ها رد شود. جرقه مانند کک می‌پرد و سریع همه جا را می‌گیرد. هر باد آرامی می‌تواند اخگرها را تا چند کیلومتر گسترش دهد. بهتر است این جرقه را کنترل کرده و با دقت از نسلی به نسل دیگر انتقال داد، درست مثل ... دیدن ادامه » مشعل المپیک. یا اینکه با دقت مهارش کرد و همچون آتشی ابدی، یادآور نور و نیکی که هرگز چیزی را نمی‌سوزاند حفظ نمود. مهار با دقت. فکر شاید کلید کار پرهیز از آتش سوزی است.
۰۷ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شخصیت اصلی کتاب یک، گزارشگر مسابقات بوکس است که زندگی یکنواختش با چند حادثه پی‌در‌پی به هم می‌ریزد: مرد ناشناسی به مرگ تهدیدش می‌کند، سر و کله پدر دائم‌الخمرش پیدا می‌شود که ده سال پیش، همزمان با مرگ مادر او، ناپدید شده بود و سر آخر، معشوقه‌اش او را ترک می‌کند.
۱۴ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شروع گیرا و سیر داستان زیبا بود اما کاش پایان باورپذیرتری می داشت.
۱۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب شرح سفر خبرنگاری آلمانی و پسرش و یک نفر دیگر به مناطق تحت اشغال داعش،مصاحبه ها و عکس هایی از داعشی ها می باشد و شامل اطلاعات جالبی درباره شیوه تفکر و عملکرد آنهاست. فصل چت با تروریسم و مصاحبه ها خواندنی است. نامه خبرنگار آلمانی بعد از سفر را دوست داشتم.
۱۵ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین رمان هایی که تا به امروز خوانده ام.رمانی عاشقانه و در عین حال بسیار متفاوت.
۲۰ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود
۰۲ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توى دهکده اى کوچک در شمال زمین، کتاب هایى مى فروشند که یک صفحه ى نامعلومشان سفید است. اگر خواننده اى ساعت سه بعد از ظهر به این صفحه برسد، مى میرد. این یک اعتقاد خرافى نیست، چیزى است که مردمِ آن منطقه به آن باور دارند، با آن زندگى مى کنند، مثل همان چیزهایى که مارکز مى گوید: زنى با ملحفه اش، وقتى که آن را روى بند رخت مى انداخته به آسمان مى ... دیدن ادامه » رفت، ملحفه قایق شد و او را با خود تا اعماق آسمان برد و زن از چشم همه ناپدید شد.
بعضى ها فکر مى کنند این ها فقط در ذهن آدم ها اتفاق مى افتد. اما براى مردمى که به آن اعتقاد دارند این اتفاقات هر لحظه در حال وقوع است. ✨
#چیستا_یثربى
#معلم_پیانو
۰۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه این نمایشنامه در سال 1328 انجام شده . خود آقای آل احمد در پیشگفتار به صراحت اعلام کرده که در زمان ترجمه این نمایشنامه هنوز گفتگوی محاوره ای در ترجمه باب نبوده و با اینکه این نمایشنامه هم این نوع ترجمه را می طلبیده است باز به صورت گفتار کتابی ترجمه شده است. اکنون که بعد از حدود 68 سال از زمان ترجمه، کتاب را می خوانید بیش از پیش به این ... دیدن ادامه » مطلب می رسید . به نظر من از این منظر اصلا ترجمه خوبی نداشت و اصلا نمی شد باحاش ارتباط برقرار کرد . امیدوارم ترجمه بروزتری از این نمایشنامه انجام بشود
امـیـرحسـین آل عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زلمی خلیلزاد در کتاب خود در بخش پاشیده گی یک ملت، از گروه که خود را ( دانش آموزان جوان و آرمان گرای اسلام) تعریف میکردن نوشته است.
طالبان وقتی نیرومند شدند از طرف وزارت داخله و آی اس آی پاکستان حمایت و تمویل وتجهیز شدند. آی اس آی از پیشرفت طالبان خوشنود بود.
از کرزی به عنوان سازمان دهنده این گروه یاد کرده است (کرزی در سازمان دادن گروه طالبان ... دیدن ادامه » نقش سازنده داشت) او (کرزی) در اجتماعات اولیه طالبان سهم گرفت در سالیان اخیر بازهم آنهارا برادر خطاب کرد تا که دوباره به صحنه بر گرداند و همچنان گفته است کرزی میخواست در اوایل شکل گیری طالبان ازین گروه در سطح بین الملل نماینده گی کند...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم جملات کتاب خیلی سرسری از پیامی که میتونست بده گذشته بود.. داستان عمیقی بود که سطحی بیان شده بود..و اصلا پایان مناسبی نداشت.. مترجم برای توصیف کتاب بیش از حد اغرق کرده اند.. در کل اصلا این کتاب رو دوست نداشتم و توصیه نمی کنم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم جملات کتاب خیلی سرسری از پیامی که میتونست بده گذشته بود.. داستان عمیقی بود که سطحی بیان شده بود..و اصلا پایان مناسبی نداشت.. مترجم برای توصیف کتاب بیش از حد اغرق کرده اند.. در کل اصلا این کتاب رو دوست نداشتم و توصیه نمی کنم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدای کتاب خیلی خوب شروع میشه، یه مادربزرگ پر انرژی و متفاوت و خلاق و خیلی عالی، اما این مادربزرگ اول کتاب میمیره و کتاب در مورد السا، نوه مادربزرگه و دنیایی که توش زندگی میکنه.
به دوستانی که دختر بچه ای در نزدیکشون زندگی میکنه توصیه میکنم کتاب رو بخونن، اما برای بقیه شاید کتابی باشه که ارتباط با اون سخته فکرشو کنید 500 صفحه کتاب خوندن ... دیدن ادامه » در مورد دیدن دنیا از دید دختر بچه تقریبا هشت ساله
خوندن این کتاب تقریبا هشت ماه طول کشید و فکر میکنم تقریبا هشت ماه زندگی با دختر بچه فوق باهوش تجربه تقریبا لذتبخشیه
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین و البته غم انگیز ترین کتاب هایی که تا به حال خوندم.
تلخی های جنگ و.. و زندگی سه زن که در پایان داستان به هم گره خورد.هر چقدر هم از خوندن کتابی لذت ببرم نمی تونم خوب کتاب رو توصیف کنم و درباره ش بنویسم.بخاطر همین همیشه جمله های زیبای کتاب رو می نویسم که خودش ،خودش رو معرفی کنه ولی انقدر محو داستان شدم که فراموش کردم یادداشت بردارم.


... دیدن ادامه »
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
متن کتاب روان و داستان گیراست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه عالی و
قصه جذاب، کتاب را خواندنی کرده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان این کتاب دلچسب درباره ی ای جی فیکری ، مردییست که عاشق کتاب ها و کتابفروشیش است و در یک جزیره ی دور زندگی میکند تا این که ناگهان و در یک شب زندگی یکنواختش دگرگون میشود.
قسمتی دلچسب از کتاب :
مایا یادت باشد، چیزهایی که مادر بیست سالگی به آن هاواکنش نشان میدهیم لزوما همان چیزهایی نیستند که در چهل سالگی به آن ها واکنش نشان میدهیم و ... دیدن ادامه » بالعکس ...این مسئله در مورد کتاب ها و آدم ها هم صدق میکند
عاالی بود این کتاب.
۲۶ شهريور
آیا این کتاب برای هدیه دادن مناسب هست؟
۰۴ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد سالها دوری از کتاب خوندن از خوندن این کتاب لذت بردم و بیتشر به این نتیجه رسیدم برای قضاوت زندگی دیگران باید ببینیم پشت درهای اتاق خواب اون خونه چی می گذره
امـیـرحسـین آل عوض و آرش رخش این را خواندند
افشین حاتمی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب فوق العاده ای است . ممنونم از شهر کتاب.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بسیار جالب در مورد فرهنگ و آداب مردم چین است که با زبان طنز و تصاویری متعدد به چاپ رسیده است ، کتاب را من خواندم عالی بود. به شما هم پیشنهاد می کنم.
مریم جمالی و امیرحسین آل عوض این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چه چیز مهم تر از این در زندگی وجود دارد! به غیراز این آمدوشد پر تقلای کسالت بار قایق های ماهی گیری دلیل دیگری نیز برای زیستن وجود دارد!
ما قادریم خود را از اسارت جهالت آزاد کنیم.میتوانیم خود را به عنوان آفریده هایی با شعور و با فضیلت و دارای مهارت باز شناسیم. میتوانیم رهایی یابیم! میتوانیم پرواز را بیاموزیم.
سامان عباس پور این را خواند
یوسف نیک نژاد این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از بین رفتن ذهنش دردی ندارد . احساس می کند همین درد آور تر است.
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بله بابا، من بابا هستم . بابا همان چیزی ست که من شده ام . پدر ِمایا ‌ بابای مایا . بابا.. چه کلمه ای، چه کلمه ی کوچک ِبزرگی، چه کلمه ای و چه دنیایی ! او گریه می کند دلش پُر است و کلمه ای برای سبک کردنش وجود ندارد . فکر می کند و من میدانم کلمه ها چه می کنند ، کلمه ها باعث می شوند کمتر درد بکشیم.
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بخشی از اولین داستان
حس می کردم برخی عشق ها و دلبستگی ها ذاتی اند، فراتر از انتخاب هامان، از این روست که با طعم تأسف و شرم و درد و نیاز و پوچی سراغ مان می‌آیند، با حسی چنان نزدیک به خشم که هرگز قادر به مهارش نخواهیم بود. (ص بیست و دو)
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خانواده تهی شامل پنج داستان است که دو تای اول کوتاه و مابقی بلندتر هستند. اولی و دومین داستان از زبان اول شخص و سه تای دیگر را دانای کل روایت می کند. داستان ها برشهایی از زندگی روزمره شخصیت ها را بیان می کند که خوش خوان و روان بوده با مضامینی چون عشق و مرگ و جدایی و به خصوص بازگشت به خانه(در معنای عام). به شخصه دو زن و مستعمره اسپانیا(داستان ... دیدن ادامه » سوم و چهارم) را خیلی دوست داشتم و کاش که تعداد داستان ها بیشتر از این بود.
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«به دیگر سخن» نوشته جومپا لاهیری(-۱۹۶۷)، نویسنده هندی-آمریکایی برنده جایزه ادبی پولیتزر است. این کتاب زندگی‌نامه خودنوشت نویسنده در سفر به ایتالیا و آموختن زبان ایتالیایی است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

هر ... دیدن ادامه » زبانی متعلق به جای خاصی است. می‌تواند مهاجرت کند، می‌تواند منتشر شود، اما معمولاً با یک جغرافیای خاص، و یک کشور، گره خورده است. ایتالیایی اساساً به ایتالیا تعلق دارد و من در یک قاره‌ی دیگر زندگی می‌کنم که به‌راحتی با آن روبه‌رو نخواهد شد.

به دانته فکر می‌کنم، که برای حرف زدن با بئاتریس نُه سال انتظار کشید. به اووید فکر می‌کنم که از رم به یک مکان دور تبعید شد. به یک پاسگاه زبانی، در محاصره‌ی صداهای بیگانه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3