:  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان
:  ۹۷۵
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سلام اگر کسی این کتاب رو داره حتما به من اطلاع بده مدتیه که دنبال این کتاب میگردم و قصد خریدشو دارم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام اگر کسی این کتاب رو داره حتما به من اطلاع بده مدتیه که دنبال این کتاب میگردم و قصد خریدشو دارم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جزو کتابهایی است که داشتنش برای هر کتابخانه ای یک چیز واجب است
مینا مکوندی این را خواند
حقیقتا تا به امروز خرید کتابهای کانون پرورش فکری برای من پشیمانی به بار نیاورده :)
حتما تهیه میکنم، ممنون از بابت معرفی.
۲۷ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار مشتاق داشتن این کتاب بسیار مفید هستم اما متاسفانه مدت طولانی است که در انتظار موجود شدنش هستم. مسوولین لطفاً پیگیری کنند. با سپاس
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با این قیمت بعید میدونم ولی بازم ممنونم :)
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش برای این مجموعه آثار ذکر میشد که کدوم فیلم ها رو شامل میشه؟
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
تو یه سایت دیگه میدیدم نوشته فیلمای عمو سیبیلو، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران، سگ کشی، وقتی همه خوابیم توش هست
۲۸ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اون گفت: «واسه بازیه که ما هی می‌خندیم.»
دلقکا رو می‌گفت.
گفتم: «راستکی می‌خندین یا الکی؟»
گفت: «راستکیش چیه؟ الکیش چیه؟»
۱۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای نوجوانان داستان خوبی است.
۱۱ دى ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر موجود زنده ای، زندگی خود را فدای زیبایی زندگی می کند. این هدیه، دعای اوست.
۰۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خواهش میکنم این کتاب رو موجود کنید من تعداد زیاد میخوام
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به لحاظ کیفیت واقعا عالی هستند فیلم ها با درجه کیفی الف

ولی در نهایت فقط 2 فیلم استاد بیضایی در این مجموعه قرار گرفته است.

باشو ... دیدن ادامه » غریبه ی کوچک و عمو سیبیلو

و اصولا کارهای خود استاد عزیزمان در کانون
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با درود. این کتاب با تیراژ 15 هزار پارسال چاپ مجدد شد . لطفا آن را موجود کنید.
کاربر گرامی جناب آقای امیر عربلو
باسلام و احترام

خواهشمند است برای اطلاع از موجودی کالاهایی که هم اکنون در سایت شهرکتاب آنلاین موجود نیست در صفحه همان کالا گزینه اطلاع از موجودی را کلیک نمائید تا موجودی به شما اطلاع داده شود.

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب ... دیدن ادامه » آنلاین
88171983 –021 , 09104945937 , 30009010
http://shahreketabonline.com
۱۳ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تفاوت بزرگسالان با هم بخاطر تفاوت در کتابهایی است که در کودکی خواندند!
این کتاب از همان جمله کتابهاست.
شیرین کیقبادی و مشتاق حسین غوردروازی این را خواندند
علیرضا بابایی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان با این جملات آغاز می شود :


معمولا روزهای شنبه، نزدیک ساعت سه بعد از ظهر، دور و بر بندر « برسی» و ساحل رودخانه شلوغ می شد و دلیجانها، ارابه ها، گاریها و چهار چرخه ها در چهار صف به خط مستقیم پشت سر هم می ایستادند. آن روز هم وسایط نقلیه مختلف، دوچرخ و چهارچرخ، با بار صندوق و چلیک و زغال و مصالح ساختمانی و کاه و یونجه و غیره، در زیر ... دیدن ادامه » آفتاب سوزان ماه ژوئن به انتظار بازدید ماموران عوارض شهری مانده بودند و عجله داشتند که تا غروب شنبه خود را به داخل شهر پاریس برسانند.
مهسا علیزاده این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
عاشقانه های یونس در شکم ماهی
نویسنده:جمشید خانیان
و او ... دیدن ادامه » درست یک روز بعد از آمدن بابا،در حالی که به نظر سالم و سرحال می رسید،مثل درختی که دیگر قادر نباشد با ریشۀ خود از زمین آب و غذا بگیرد و با برگهایش هوا را جذب کند،خیلی آرام و غیرمنتظره مرد...
بهمن 1394
همراه 88 دانش آموز پایۀ نهم دبیرستان صبا این کتاب را همخوانی کردیم.جای شما سبز.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه مون عین هم لباس می پوشیم. همه از هر طبقه و تیر و طایفه ای یه جور لباس می پوشیم و یه شکل هستیم و یه جور حرف می زنیم و یه مدل غذا می خوریم! فکر کنم این همون دهکده جهانیه که هی می گن.

دلقک/ هدا حدادی
محمد امین محسنی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حیف این رمان که تجدید چاپ نشه من از یه کتابخونه قدیمی بزحمت پیداش کردم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

زمستان تمام شده و بهار آمده بود؛
تکه یخ کنار سنگ بزرگ جای خوبی برای خواب داشت؛
از ... دیدن ادامه » میان شاخه های درخت نوری را دید؛
با خوشحالی به خورشید نگاه کرد و با صدای بلند گفت:
سلام خورشید..‏
من تا الأن دوستی نداشته ام با من دوست می شوی‏?
خورشید گفت:‏"سلام‏'اما..
یخ با نگرانی گفت:‏"اما چی‏?‏‏"‏
خورشید گفت: "تو نباید به من نگاه کنی‏‏‏.
باور کن من دوست خوبی برای تو نیستم.
اگر من باشم,تو نیستی‏!‏
می میری,می فهمی‏‏
یخ گفت:
چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی‏!‏
چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی‏!‏‏!‏‏!‏‏
روزها یخ به آفتاب نگاه کرد و کوچک و کوچک تر شد؛
یک روز خورشید بیدار شد و تکه یخ را ندید؛
از جای یخ جوی کوچکی جاری شده بود.
چند روز بعد از همان جا گلی زیبا به شکل خورشید رویید.
هر جا که می رفت گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.
گل آفتابگردان هنوز عاشق خورشید است‏..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید