:  ققنوس
:  ۱۶۵۹
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
خانه‌های قدیمی همیشه داستان‌هایی برای گفتن دارند. داستان عشق‌های به ثمر رسیده و نرسیده، رازهای آشکارشده و رازهایی که تا ابد پوشیده خواهند ماند، و ترس... داستان ترسهایی که نسل به نسل و سینه به سینه روایت شده‌اند. زنی در آینه داستان عشق است و راز و ترس؛ داستان نفرینی که با خشت خانه و سلول ساکنانش در طی نسل‌ها آمیخته شده است. نفرینی از ... دیدن ادامه » سر عشقی نافرجام که هر بار و در هر نسل یکی از اعضای خانواده اسیر آن می‌شود. داستان سه زن از سه نسل و طرز برخوردشان با عشق و ترس و جنون؛ زنانی با نقش‌های اجتماعی مختلف که هر کدام به روش خود با ترس و عشق و رازهایش روبه‌رو میشود. ربکا جیمز، نویسندۀ استرالیایی این کتاب که به گفتۀ کاربران گودریدز، داستانی جذاب و خواندنی به سبک گوتیک نگاشته است، خواننده را وامی‌دارد تا، بی اینکه بتواند کتاب را زمین بگذارد، پیگیر اتفاق‌های آن باشد.
در قسمتی از کتاب میخوانیم:
قبل از آنکه ببینمشان صدایشان را می‌شنوم. صدای فریادشان از آن سوی تپه می‌آید، اسمم را صدا می‌زنند، جادوگر خطابم می‌کنند. با سیخ‌ها و مشعلی که در دست دارند می‌آیند، با دهان‌های سرخ و نیات شومشان. می‌گویند باید بترسم اما ترس همراه خودشان است. ترس در وجودشان رخنه کرده. من که نیازی به آنها ندارم. ترس آخرین لحظه به جانشان می‌افتد.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من اصلا این کار رو نپسندیدم علی رغم اینکه متن های کوتاه نویسنده خیلی برام لذت بخشه
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده، به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم “تقدیرم این بوده” نشانه ی جهالت است، تقدیر همه ی راه نیست، فقط تا سر دوراهی هاست، گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی دست مسافر است، پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.


... دیدن ادامه » ملت عشق اثر الیف شافاک
مینا مکوندی این را خواند
فاطمه خیاطی ، امیرحسین آل‌عوض و bita allahvedi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من فقط می تونم بگم در لحظه لحظه خوندن این کتاب غبطه خوردم به توانمندی سرکار خانم الیف شافاک و بارها و بارها از خودم پرسیدم چیست این معجزه قلم ؟! ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ همین و بس ......
Ori Toudeh ، مینا مکوندی و سعیده زندی این را خواندند
rahil Pishkam و bita allahvedi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا این کتاب سه جلدیه؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش بتونید یک صفحه از هر کتاب رو برای نمایش اسکن کنید و بگذارید تا خریداران و علاقه‌مندان، با قلم مترجم و نحوه‌ی ترجمه اثر آشنا بشن و بعد تصمیم بگیرن که کتاب رو بخرن یا نه. من با توجه به علاقه‌ای که به نثر فیتزجرالد پیدا کرده بودم، علاقه داشتم تا چند تا از کتاب‌های دیگرش رو جدا از معروف‌ترین اثرش که گتسبی بزگ هست بخرم و مطالعه ... دیدن ادامه » کنم. با این حال نتونستم هیچ جا نسخه زبان اصلی دو کتابی که مد نظرم بود رو پیدا کنم و به اجبار ترجمه‌اش رو از سایتتون خریداری کردم. ناراحتی که دارم اینه که هر دوی این کتاب‌ها ترجمه سهیل سمی بود و من چون آشنایی چندانی نداشتم با کارای ایشون، یه سرچ ساده تو اینترنت کردم و دیدم مثل اینکه ایشون کارنامه خوبی دارند و دستشون در کار ترجمه است و سال‌های متمادی هستش که آثار بزرگان رو ترجمه می‌کنند. با این حال بعد از ورق زدن این دو کتاب می تونم بگم که ترجمه هر دو کتاب به معنای واقعی کلمه ناامید کننده است (البته واژه‌ای بدتر از این مد نظر هستش) و واقعا تعجب‌برانگیزه که چطور مترجم، ویراستار و ناشر همچین ترجمه‌هایی رو چاپ می‌کنند. خلاصه اینکه اگه من فقط یکی دو صفحه اول از این کتاب‌ها رو دیده بودم، 50 تومان پولم رو اینجوری دور نمی‌ریختم، و من بعد ترجیحم بر اینه که تا اثری از مترجمی نخوندم، اینترنتی کتابی ازشون نخرم.
در مورد دیدن یکی دو صفحه از کتاب کاملا با شما موافقم. باعث میشه با اطمینان بیشتری خرید کنیم.
۲۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش بتونید یک صفحه از هر کتاب رو برای نمایش اسکن کنید و بگذارید تا خریداران و علاقه‌مندان، با قلم مترجم و نحوه‌ی ترجمه اثر آشنا بشن و بعد تصمیم بگیرن که کتاب رو بخرن یا نه. من با توجه به علاقه‌ای که به نثر فیتزجرالد پیدا کرده بودم، علاقه داشتم تا چند تا از کتاب‌های دیگرش رو جدا از معروف‌ترین اثرش که گتسبی بزگ هست بخرم و مطالعه ... دیدن ادامه » کنم. با این حال نتونستم هیچ جا نسخه زبان اصلی دو کتابی که مد نظرم بود رو پیدا کنم و به اجبار ترجمه‌اش رو از سایتتون خریداری کردم. ناراحتی که دارم اینه که هر دوی این کتاب‌ها ترجمه سهیل سمی بود و من چون آشنایی چندانی نداشتم با کارای ایشون، یه سرچ ساده تو اینترنت کردم و دیدم مثل اینکه ایشون کارنامه خوبی دارند و دستشون در کار ترجمه است و سال‌های متمادی هستش که آثار بزرگان رو ترجمه می‌کنند. با این حال بعد از ورق زدن این دو کتاب می تونم بگم که ترجمه هر دو کتاب به معنای واقعی کلمه ناامید کننده است (البته واژه‌ای بدتر از این مد نظر هستش) و واقعا تعجب‌برانگیزه که چطور مترجم، ویراستار و ناشر همچین ترجمه‌هایی رو چاپ می‌کنند. خلاصه اینکه اگه من فقط یکی دو صفحه اول از این کتاب‌ها رو دیده بودم، 50 تومان پولم رو اینجوری دور نمی‌ریختم، و من بعد ترجیحم بر اینه که تا اثری از مترجمی نخوندم، اینترنتی کتابی ازشون نخرم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باید خدمت دوستان عرض کنم که اگر کسی می خواهد درباره مولانا یا شمس و و حال هوای آن دوره زمانی کتاب بخواند قطعا این کتاب مناسب نیست . تحریفات زیادی در این کتاب هست که آنرا از نقل یک زندگینامه واقعی دور می کند و بیشتر شبیه یک رمان عاشقانه زرد است .
قطعا می توانید وقت ارزشمند خود را صرف کتاب های بهتری بکنید و اطلاعات کامل تری از این دو انسان ... دیدن ادامه » شاخص بدست بیارید (مانند پله پله تا ملاقات خدا) و قطعا لذت خواندن ادبیات شامخ تری را ببرید.
به هر حال خواندن این کتاب را حتی برای یک بار توصیه نمی کنم.
با عرض سلام و احترام،
به نظر من همان طور که از موضوع کتاب مستحضر هستیم، می توان گفت این کتاب صرفا یک رمان تاریخی و عاشقانه با ژانز داستان ادبی است، نه یک شرح حال نامه یا یک کتاب مستند تاریخی، بنابراین خواننده با آگاهی به این موضوعات دیگر در پی شناخت شرح ... دیدن ادامه » حال حضرت مولانا و شمس و روایات و استنادات مربوط به زندگی آن ها نیست، زیرا که تخیلات و اقتباسات نویسنده در آن دخیل است، و در کل به عقیده ی بنده خواندن این کتاب حتی برای یک بار هم خالی از لطف نیست.
با تشکر.
۲۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید اگه قبل از این کتاب کیمیا خاتون یا ملت عشق رو خونده باشین احساس کنین موضوع تکراری یا شاید سوژه دزدی باشه اما کم کم متوجه میشین که این طور نیست و نویسنده به طرز استادانه ای داستان رو پیش میبره. از فصاحت ترجمه اقای فصیحی هم هر چی بگم کم گفتم. اشعار زیبای مولانا هم که در جای جای داستان خودنمایی می کنن جذابیت کار رو چند برابر میکنه.
باب ... دیدن ادامه » اسرار رو پیشنهاد می کنم
درود،
یعنی می فرمایید که این کتاب شرح حال حضرت مولاناست؟
با تشکر.
۰۵ مرداد
سلام
داستان مربوط به کارمند یک شرکت بین المللیه که برای ماموریت به قونیه میره و ماجراهایی براش اتفاق میفته که پای مولانا و شمس رو به قصه باز میکنه.
۰۶ مرداد
صحیح،
خیلی ممنون.
۰۶ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار مفیدی است. به‌خصوص بخش جمع‌بندی و نتیجه‌گیری آن که علل ناکامی و عدم توفیق جنبش چپ را در ایران می‌شمارد. این علت‌ها نه فقط مختص این جنبش، بلکه قابل تعمیم به بسیاری از جنبش‌ها و فعالیت‌های گروهی و فردی اجتماعی است. در کل این کتاب آیینه‌ی عبرت خوبی است برای مخاطبان.
سِیّد عِرفان باقِری و مینا مکوندی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جز اندک داستانایی هست که واقعا ارزش خوندن و وقت گزاشتن رو داره من خیلی دوستش دارم
من تو مرحله ی درمان افرسردگی حاد هستم و این تنها کتابیه که ذهنمو در گیر خودش میگنه و روحمو اروم میکنه خوندش توصیه میشه
مینا مکوندی این را خواند
محمد جراحی این را دوست دارد
براتون آرزوی آرامش عمیق‌تر و پایدارتر دارم.
موفق باشید.
۲۵ خرداد
چه عالی، ممنون از پیشنهاد کتاب درمانی :-)
۲۵ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هانا آرنت در وضع بشر بیان می کند که تعامل عمومی و ارتباط انسانها باهم برای بشریت حیاتی است و تمامیت خواهی را به ضرر بشریت می داند زیرا او را به انزوا می کشاند.
فاطمه خیاطی این را خواند
پوریا جلالی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آرنت معتقد است زمانی که عملی برای عرصه¬ی عمومی انجام نشود، انسان همانند حیوانی مطیع و آرام می¬شود، فردیت او از بین می¬رود و نظام تمامیت¬خواه می¬تواند بخوبی بر او حکومت کند. آرنت بیان می¬کند که فردیت در عرصه¬ی عمومی است که معنا می¬یابد و نظام¬های تمامیت¬خواه درصدد از بین بردن فردیت و ارائه¬ی عمل به عرصه¬ی عمومی هستند. بنابراین پژوهشگر ... دیدن ادامه » به این نتیجه¬گیری می¬رسد که اگر حوزه¬ی عمومی بواسطه¬ی حوزه¬ی خصوصی فرد، عملی مثبت و سازنده را دریافت نکند، محکوم به فنا است.
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کتاب به زبان اصلی کشور جلید ایران است، و هرچه درباره کشور جلید گفته شده در حقیقت درباره ایران است.
آمنه ابراهیمی و غزال کیوان این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بدی نیست. تبختر ذاتی شاهزادگان قاجاری در برخی صفحات کتاب به چشم می خورد. به نظر می رسد نویسنده کششی نامرئی به انگلیسیها دارد که می خواهد آن را مخفی کند. از نقاط قوت آنهم انصافی لست که در نقد شخصیتها است، از جمله مصدق و محمدرضا شاه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جالبی است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب خیلی جذاب و گیراست.ولی حذف عمدی ایرانیان و زبان فارسی به واضح ترین شکل ممکن باعث آزار خواننده است.مولانا درحد ۳۰ بیت هم شعر ترکی نداره ولی آنچنان ترکها مال خودش کردن که حتی برای معرفی شمس تبریزی هم از بردن اسم ایران و ایرانی طفره میرن. همه جا از آناتولی نام برده میشه و این که مولانایی که در اونجا زندگی می‌کرده ولی شعر فارسی رو ... دیدن ادامه » به عمیق ترین و پرمعناترین شکل این زبان میگه ، چرا باید اینچنین غصب بشه و به همه جهان ، ترک معرفی بشه!!؟؟؟
مونا پورحسینی این را خواند
جواد تمدنی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده و بی نظیر .من شخصا عاشق این کتابم.
زهره ضیایی و نسا نوراله زاده این را خواندند
Ori Toudeh این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بی نظیر است به همه پیشنهاد میکنم آن را بخوانند
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز هم بعد از گذشت سالها ، خوندنش لذت بخشه
بهار موسوی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار به درک فلسفه نیچه کمک میکنه ، تناقض در فلسفه نیچه بسیار زیاد و پیچیده ست و درکش کار هر کسی نیست ، توصیه میکنم اول چند کتاب از خود نیچه حتما بخونید (زرتشت ، تبار شناسی ، فراسوی نیک و بد ) و بعد این کتاب . کتاب خیلی سنگین و پر باریه
بهروز آدینه این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان آبی‌تر از گناه در 125 صفحه و 10 فصل توسط نشر ققنوس در سال 1384 به چاپ رسیده است. دو جایزه معتبر و بسیار خوب هوشنگ گلشیری و مهرگان ادب را در همان سال از آن خود کرده است. بنده، چاپ هشتم این کتاب در سال 1397 را با شمارگان 660 عدد و قیمت 9500 تومان در چهارمین خیریه اسفندگان کتاب خریداری نموده‌ام. باید عرض کنم که در کمتر از دو ساعت کتاب مذکور را مطالعه کرده‌ام. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم حتما شما هم آن را ورق بزنید.

اولین جمله کتاب
«من ... دیدن ادامه » کسی را نکشته‌ام. همه‌اش از همان عکس شروع شد.»، که البته آخرین جمله کتاب هم هست، خبر از این می‌دهد که قتلی رخ داده است، یا لااقل کسی کشته شده است و خواننده می‌تواند انتظار یک رمان جنایی را داشته باشد. در این رمان راوی داستان را به صورت اول شخص بیان می‌کند. با توجه به جمله اول کتاب، مشخص است که مضنون اصلی خود راوی داستان است. جالب اینجاست که تا آخر کتاب نام راوی فاش نمی‌شود و رمان علاوه بر راوی، شش شخصیت دیگر نیز شامل شازده، عصمت (زن شازده)، پدر و مادر راوی، مهتاب و دکتر مسایف در داستان وجود دارند.

داستان بگونه‌ای است که انگار راوی در محکمه‌ای نشسته و بازجویی می‌شود. با این کار، وقتی رمان جلو می‌رود، خواننده بدون اینکه سوالات بازجو را ببیند و با خواندن حرف‌های راوی متوجه آن‌ها می‌شود. البته می‌توان این فرض را نیز در نظر گرفت که ممکن است راوی با خودش حرف می‌زند و درواقع، خواننده ماحصل پاسخ‌های راوی به بازجو و گفت‌و‌گوهای داخل ذهن وی را می‌خواند. به هر حال، در این بخش نویسنده به خوبی توانسته از هنر خود برای جذاب کردن داستان استفاده کند. کششی که در رمان‌های ایرانی کمتر دیده می‌شود. البته باز هم شاید یکی دو فصل اضافی در رمان وجود داشته باشد که به دلیل حجم کم آن‌ها می‌توان از آن گذشت.

رابطه‌ها در رمان هم نسبتا خوب شکل پیدا کرده‌اند. راوی که به نظر می‌رسد یک ویراستار (شغل اصلی نویسنده!) ساده است و از شهرستان به تهران آمده است، برای کار به سراغ خانه شازده می‌رود. البته شخصیت شازده چندان موجه و قابل درک نیست. اگرچه نویسنده سعی کرده شخصیت وی را مرموز (مانند تمام شخصیت‌های دیگر داستان) نشان دهد، اما خلق و خوی شازده با آنچه که در پیشینه وی آمده است در تعارض است. عصمت که زن شازده است و راوی به قتل او متهم است، به نظر زنی عجیب و فریب‌کار است. مهتاب نیز بسیار ناشناخته است. زنی که به یکباره در خانه راوی ظاهر می‌شود و عجیب بودن ماجرای قتل را بیشتر می‌کند. اگرچه تا فصول آخر به نظر نمی‌رسد مهتاب نقش چندانی در داستان داشته باشد اما در بسیاری از فصول ردپای او دیده می‌شود.

به نظر می‌رسد مهتاب عاشق راوی و راوی هم عاشق عصمت است. اگرچه برخی افراد رمان را عاشقانه پنداشته‌اند اما فکر نمی‌کنم ردپای عشق (به معنای دل‌دادگی و محبت قلبی) در این رمان آنقدر زیاد باشد. اولا تمام داستان از زبان راوی است، پس نمی‌توان به درست بودن آن مطمئن بود. ثانیا که در همین داستانی که راوی ساخته و پرداخته هم آنچنان شور و هیجان عشق دیده نمی‌شود.

نویسنده به خوبی توانسته است حس تعلیق را در داستان خود به خواننده القا کند. تعلیقی که با حرف‌های راوی مدام بالا و پایین می‌شود.

ردپای تاریخ و سیاست نیز در رمان دیده می‌شود. اگرچه علت قتل کاملا مساله‌ای سیاسی به نظر می‌رسد اما نمی‌توان رمان را سیاسی دانست. در همین بخش هم نویسنده نتوانسته است علت قتل را به خوبی به خواننده بقبولاند. اینکه پسری عقیم که از خانواده خود فرار کرده است به یکباره به وصیتی عمل کند که چند نسل در خانواده آن‌ها بوده است بسیار عجیب و غیرواقعی به نظر می‌رسد.

مانند برخی افرادی که در مورد رمان نظر داده‌اند، پایان داستان را دوست نداشتم. از یک طرف اعتراف ناگهانی راوی و از طرف دیگر سرانجام نامعلوم پدر و مادر راوی و مهتاب که بنده به شخصه نفهمیدم اگر مرده‌اند چرا؟ و اگر زنده‌اند نقششان دقیقا در این ماجرا چه بوده است.

در انتها باید عرض کنم که یک مساله در طول کتاب بنده را اذیت می‌کرد. اگرچه کتاب بسیار روان نوشته شده است اما اینکه در برخی مواقع مدام کلمه‌ «گفتم» یا «گفت» تکرار می‌گردید واقعا آزاردهنده بود. با این حال، برخی این حرکت را از ویژگی‌های کتاب دانسته‌اند اما این نظر شخصی بنده بود.

نکته انتهایی که به نظر شخص بنده در اینگونه رمان‌ها جالب است و نیاز به تفکر دارد مربوط به مقصر اصلی داستان است. اگرچه قاتل و علت قتل هم مشخص گردد اما باز هم عاملی که باعث ایجاد این حرکت می‌شود بسیار مهم‌تر از خود عمل است. اینکه چرا قاتل این کار را کرده است شاید به نظر مشخص باشد اما اینکه چه عواملی باعث ایجاد این حرکت فرد شده‌اند همیشه جای سوال دارد.

باز هم تاکید می‌کنم که حتما کتاب را مطالعه کنید. مطمئن باشید به عنوان یک رمان ایرانی ارزش وقت گذاشتن را دارد.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شما که بهتر می‌دانید هرکسی برای نجات خودش از یک دردسر کوچک حاضر است دیگران را دچار بدترین دردسرها کند. یعنی هیچ‌کس اصلا فکر نمی‌کند که کارش چه به روز دیگری می‌آورد. وجدان هم شده است حرف، حتی اگر حرفش هم زده نمی‌شود. انگار جنگ است، جنگ زنده ماندن. همه به خودشان فکر می‌کنند. همه می‌ترسند حتی با یکی دو روز گرفتاری از زندگی که نه، از زنده ... دیدن ادامه » ماندن عقب بمانند.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌گفتم: «نقش کدام است؟ جریان است. تاریخ است. زمان است که می‌گذرد و آدم‌ها را، فکرها را عوض می‌کند.»
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌خندیدم. انگار نمی‌دانست زنده ماندن چقدر خرج دارد. منظورش از حلال، نان بخور و نمیر بود، نمی‌دانست که آن هم کیمیاست. نمی‌دانست صبح تا شب مثل سگ جان می‌کنیم و باز به جایی نمی‌رسیم.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتن، آن هم دوست داشتن کسی که سی چهل سال از آدم بزرگ‌تر است که جرم نیست. حماقت است، خیالات است، بیماری است، اما جرم نیست.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شما که می‌دانید برخلاف آن همه حرف‌ها که از مظلومیت زن و این‌ها گفته می‌شود، همیشه حق را به زن‌ها می‌دهند، وای به روزی که بفهمند مجرد هم بوده‌ای، هر چه دلیل و مدرک هم بیاوری کسی باور نمی‌کند، همه فکر می‌کنند که تو مزاحم شده‌ای و حرف‌هایت همه‌اش دروغ است.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام من این کتاب رو میخام
۰۹۹۱۳۷۱۶۶۸۴
۱۰ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 15