:  فرهنگ معاصر
:  ۲۲۹
دیوار این ناشر | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
حیف است در کتابخانه ای این کتاب نباشد... به واقع شاهکاری است ترجمه شاهکار... مهندس کاظم انصاری استادانه آخرین اثر نیکالای واسیلیویچ گوگل را ترجمه کردند... بخوانید و بشناسید استاد داستان روسی را...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سه داستان کوتاه خوب و عاشقانه با ترجمه روان از دو نویسنده معروف روس . تورگنیف و داستایوسکی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب «دایی جان ناپلئون» از آن دست کتابهای طنز گیرایی است که نویسنده داستان را با ماجرای عشق نافرجام خود در دوران بلوغ شروع می‌کند که در پس زمینه آن حجم انبوهی از روابط خنده آور و ریاکارانه میان زنان و مردان اشرافی برقرار است.

قلمی بس روان و شیوا در مسحور کردن و درگیر کردن مخاطب در سیر ماجراهایی که در دل یک خانواده بزرگ و به اصطلاح اعیان ایرانی اتفاق می‌افتد که هر یک نماینده تیپ های شخصیتی جامعه ایرانی هستند. به طوریکه لحظه ای، کشش و اشتیاق خواننده را تا صفحات پایانی کتاب برای بیشتر دانستن متوقف نمی کند.

توهم ... دیدن ادامه » توطئه، داعیه کذایی و خود برتر بینی خانواده های اشرافی نسبت به بقیه، رسوم وخلق و خوی بعضا ناپسند ایرانی ها و عدم رشد فرهنگی جامعه ما در بسیاری از موارد، از موضوعات محوری این اثر  در قالب رمانند که آن را تبدیل به یکی از پرفروش ترین کتاب های ایرانی کرده است.

کتابی حجیم و پرحادثه که گاه با منتقدانی هم رو به رو بوده تا آنجا که این رمان را با «زندگی و عقاید آقای تریسترام سندی» از «لارنس استرن»، نویسنده فرانسوی مقایسه می‌کنند و متهم به کپی برداری از آن. بنظر من حتی اگر در بدترین حالت حق را به منتقدی چون ابراهیم یونسی داد،  که داعیه همچین سخنی دارد (هرچند این سخن من به هیچ وجه مبنی بر تایید یا تکذیب این داعیه نیست) اما در خلاقیت، نغز بودن جملات و قدر بودن ایرج پزشکزاد در تالیف آن به شکل بومی و ایرانی شده آن نمی‌توان تردید کرد.

این کتاب در دوران قبل از انقلاب با تهیه کنندگی «ناصر تقوایی» به یکی از بهترین سریال های طنز تلویزیونی در تاریخ معاصر تبدیل شد. پرویز صیاد، سعید کنگرانی، نصرت کریمی، غلامحسین نقشینه و سوسن مقدم از بازیگران بنام آن دوره هستند که در این سریال نقش آفرینی کرده‌اند.

قوی ترین تم داستان را دائی راوی یا همان «دائی جان ناپلئون» بازی می کند و تئوری توطئه و انگلیسی هراسی را که برای ایرانیان چندان نا آشنا نیست به بهترین شکل به تصویر می کشد که دست آخر با این توهم تا لحظه مرگ زندگی کرد و مرد.

بنظرم یکی از بهترین شخصیت های داستان، عمو اسدالله یا همان شخصیت تیز، شوخ طبع و هوس باز داستان است که حتی جدی ترین خواننده هم از دست او در امان نخواهد بود و گاه‌گاهی خنده ای از ته دل را بر لبان خود نقش می‌دهد و زندگی در لحظه را بر هر عشق یکطرفه ای رجحان می داد.

سعید راوی داستان که دچار عشق دختر دایی خود (دختر دایی جان ناپلئون،) می شود و با کمک عمو اسدالله، (حامی سعید در داستان) تمام تلاش خود را برای بدست آوردن وی از طریق حل مشکلات بین پدر و دایی خود (جنگ و دعوای دو شخصیت داستان بر سر اصالت خانوادگی طبقه اشراف و متوسط) می‌کند اما نتیجه ای در پی نداشت و در نهایت لیلی با پوری به وصلت همدیگر می‌رسند.

از ایرج پزشکزاد آثار دیگری به جامانده است اما دائی جان ناپلئون از مهمترین و ماندگار ترین اثری است که وی را با آن می شناسند که به 15زبان خارجی ترجمه شده است.

محمدعلی فیروزآبادی این را خواند
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا این کتاب تجدید چاپ نمیشه؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مختصر و مفید
مثل پیام شما :)
۲۶ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوست داران کتاب و اندیشه
فرهنگ هزاره یکی از بهترین فرهنگ لغات هست، حتی می توان گفت بهترین آنها
بنده جستجوی کامل نداشتم؛ اما با مطابقتی که با برخی فرهنگ های مطرح دادم؛ در کل این فرهنگ را بهتر دیدم.
درست ... دیدن ادامه » هست برخی فرهنگ ها بیشتر مثال دارند؛ اما این فرهنگ به جای مثال؛ غنای بیشتری در معانی ترکیبات رایج دارد. این برای ترجمه مهم تر از مثال داشتن است.
به نظرم هر کسی بخواهد زبان(خصوصا ترجمه) را جدی دنبال کند؛ لازم است این کتاب را داشته باشد.
۲۰ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آبلومویسم بودن هم به نظر خوب میاد در این زمونه
۱۱ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۲۳ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قیمت اصلی کتاب 18000 تومان هست که اینجا اشتباها 28000 تومان خورده! امکانش هست درست کنید ؟
۲۸ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتابو خیلی لازم دارم جند ساله دنبالش میگردم خواهش می کنم زودتر موحودش کنید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا این کتاب رو موجود کنید. ممنون
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دنیا اگر به کام نیست
گو سر نگون شود...
سیدمحمدحسین طباطبایی بالا این را خواند
پرستو جانی پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک "آن"، یک دم گنگ و ناپیدا، بی آنکه ببینی یا بدانیش، می تواند آدمی را از این رو به آن رو بگرداند در حال. چنانش می تواند به رقت و وجد درآورد، تا رفتارش صدق و سادگی رفتار کودکان بیاید. انگیزه روی می نمایاند و پیدا نیست، اما لحظه هایش هستند و "آن" های وجد هستند. آن و لحظه هایی که آدمی از پوش و پیرایه سالیان رها می شود، آزاد می شود، ... دیدن ادامه » عریان؛ و روح را به خود وا می هلد تا چون چشمه ای زلال بروید و جاری شود بر هر کجای زندگی.
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق و رنجت را به همان حد مجال بروز بده که پَرَش قلب دیگری نخراشد!
بابک خورشیدی این را خواند
Majid Abouzar ، فرشته حسین پور ، مُنا طاهری و ثنا آذری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیست این مرگ؟ چگونه به سراغ آدم می آید؟ از کجا پیدایش می شود؟ چرا پیشتر خبرت نمی کند؟ از مادرت زاییده می شوی و خیالش را هم در سر نداری! غافل از اینکه او هم، مرگ هم با تو از مادر زاییده است. پا به پای تو. قدم به قدم. شاید او-مرگ- از مادری دیگر، از مادر خود، زاییده باشد! اما با هرنفس، با هر گام، با هر دم و آن، تو به او نزدیک می شوی و او به تو، رو به تو می آید. مثل چیزی که تو رو به آیینه بروی. تو رو به آیینه می روی، چیزی هم شبیه تو، همتو، رو به تو می آید. دیر یا زود به هم می رسید.
تو و مرگ.
من و مرگ.
او ... دیدن ادامه » و مرگ.
نه! اصلا مرگ از روبرو نمی آید. مرگ پا به پا می آید. مرگ با تو می زاید. همزاد تو، از تو می زاید. از تو می روید. مرگ تویی، همان دم که زندگی تویی. همین که پای به زندگی گذاشتی، گام در آستانه مرگ هم گذاشته ای. این دو را نمی توانی از هم جداکنی. باهمند. اصلا یکی هستند. مرگ و تو. تو و مرگ. اگر بخواهی از مرگ بگریزی، به زندگانی باید پانگذاری. کاش میشد مرگ را زیر پاهایت له کنی. نابود کنی. اما مگر می توانی سایه ات را زیر پاهایت له کنی؟ نه! سایه ات هم به اندازه خود تو سمج است. تا تو هستی، اوهم هست...
دکتر سینا کاظمی این را خواند
مجید حاج حسینی و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
« ژول دو گوتیه » می‌گفت: « شعر تمام آن چیزی است که در زندگی ارزش به یاد سپردن دارد.» موضوعی که « دو گوتیه» از آن یاد می‌کرد، در ایران نیز، نه‌تنها ارزشی جاودانه، بلکه حتی سلاح و سنگری بوده که از دیرباز فرهنگ و هویت ایرانی را پاسداری می‌کرده است. چه بسا حتی می‌توان این نگاه را تعمیم داد به فرهنگی که خاستگاه آن برآمده از شرق است و بازنمون آن در شعر هویت یافته؛ چنانکه « معین بسیسو» شاعر عرب می‌گفت:
جنگ‌افزار من،
چکامه است
که ... دیدن ادامه » به دنبال یک روزنامه می‌گردد (شکری،1366: 507)

و حتی بر اساس نیاز و ضرورتی تاریخی، شاعر ایرانی «جعفر کوش‌آبادی» می‌گفت:
اینک نیاز شعر
شمشیر بودن است.( بنگرید: خطیبی،1383: 79-17).

سلاح و سنگری که باورهای شخصی شاعر را نیز محافظت می-کرد و حتی مرام و جهان‌نگری او را. چنانکه «ناصرخسرو» از شعر چنین استفاده‌ای کرده بود:

من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی دُرّ لفظ دری را

یا «سیف فرغانی» که زورگویی مغولان را به ریشخند می‌گرفت و شعر را چونان پتکی بر سر آنان می‌کوفت: « گرد سم خران شما نیز بگذرد.»

درآمیختگی شعر با تمام شئون زندگی ایرانی، جایگاهی استنادی- استشهادی به آن داده است. چنانکه هنوزا که هنوز است برای «تنبّه» یا « تذکّر» به شعری استناد می‌شود. حتی به‌عنوان شیوه‌ای از آموزش و گاهی تهییج نیز کاربرد خود را از دست نداده است.

جنبۀ ارزشی و کارکردگرای شعر در ایران، به گونه‌ای بوده که گفتمان غالب، برتری شعر بر نثر بوده است. آنچنان که مؤلف «قابوس‌نامه» در باب «سی و پنجم: در آیین و رسم شاعری» اشاره می‌کرد:
« [...] و سخنی که در نثر بگویند تو اندر نظم مگوی که نثر چون رعیت است و نظم چون پادشاه و آن چیز که رعیت را نشاید پادشاه را هم نشاید.»(عنصرالمعالی،1345: 190)

برتری شعر بر نثر در فرهنگ ما یک روایت کلان بوده است اگرچه می‌توان استثنائاتی را نیز در این زمینه یافت، چون مؤلف کتاب «عتبه‌الکتبه» علی‌بن احمد الکاتب مشهور به مؤیدالدوله منتجب‌الدین بدیع اتابک جوینی، دبیر دیوان سلطان سنجر که نثر را برتر از شعر می‌شمرده است. « شاید بتوان جوینی را جزء نخستین نویسندگانی دانست که در تاریخ زبان فارسی به دیدگاهی مستقل و ممتاز در باب نثر رسیده و برخلاف جریان شایع و غالب در فرهنگ ایرانی- اسلامی، نثر را به دو دلیل بر نظم برتر بخشیده است:

1. نثر ذاتاً از شعر زودتر پیدا می‌شود
2. نثر بیشتر از شعر به کلام خداوند (قرآن) شباهت دارد.» (بنگرید: محبتی، 1390: 946)

این نگاه، در غرب نیز البته نه به شـدّت و حـدّت نام نهادن شعر: پادشاه؛ و نثر: رعیت؛ وجود داشته است. نمونه‌وار می‌توان به نگاه «ژوزف برادسـکی » اشاره کرد: «شعر به‌عنوان والاترین شکل بیان بشـری نه‌تنها فشـرده‌ترین و پرمغزترین نوع ابزار زبانـی اسـت، بلکه بالاترین معـیارهای محتـمل هر نوع جوشش زبانی، به‌خصوص آنهایی که به کاغذ منتقل می‌شوند، را ارائه می‌کند. [...] سبک درست نثرنویسی همیشه در گرو پیروی از دقت، سرعت، و فشردگی زبان شعر است. شعر که فرزند همان کتیبه‌نبشته‌ها و هزل‌های سابق است و ظاهراً میان‌بری برای درک هر موضوع قابل تصوری است، شعر ناظر قدرتمند نثر است. نه‌تنها ارزش و وزن هر لغت، که الگوهای ذهنی ناپایدار انسان، گزینه‌های متفاوت محور جانشینی ذهن شاعر، فن حذف حضور آشکار در متن، تأکید بر جزئیات، و تکنیکِ از اوج به فرود رساندن را نیز به نثر می‌آموزد» (برادسکی،1387: 257).

اگرچه باز صدایی مخالف و متفاوت نیز به گوش می‌رسد و آن صدا متعلق به «میخائیل باختین » است. او مدعی است که برخی از گونه‌های شعر چون حماسی یا تغزلی نمونۀ تک‌گویگی است و نثر و رمان را به دلیل خاصیت چند آوایگی بر انواع دیگر کلام ادبی برتر می‌داند. ( بنگرید: مکاریک، 1384: 102-98).

آنچنان که اشاره کردیم، شعر در ایران، ارزشی جمعی و فردی بوده است. سنت مفاخره در شعر فارسی، گواهی بر این ارزش است. شاعران برای فخر فروختن، آگاهی از صناعت شعر را دلیل برتری خود از دیگران می‌دانستند. در بین عامه نیز، شعر جنبۀ استنادی- استشهادی خود را حفظ کرد و توانست تا به امروز به حیات خود در جامعۀ ایران ادامه دهد.

«داریوش شایگان» که از آبشخور فلسفه سیراب شده است و همچنین به نام فیلسوف نیز زبانزد. در کتاب «پنج اقلیم حضور» به بررسی چرایی این گرایش پرداخته است و رواج و گسـترش شعر در ایران را ناشی از «خصلت شاعرانگی» ایرانی می‌داند. او بر این عقیده است «ایرانیان مقهور و مسحور نبوغ گرانمایۀ شاعران‌شان، دمی از حضور فعال آنان عافل نمی‌مانند، حضوری که نشان‌هایش را در گوشه‌گوشۀ زندگی هر ایرانی و در زوایای مختلف روحی او می‌توان یافت» (شایگان،1393: 1) آنچنان که مزار شاعران، زیارتگاه مردم می‌شود. نکته‌ای که بهت همسر «نیکوس کازانتزاکیس » را به همراه می‌آورد.

شایگان، دستاورد این خصلت را به دو بخش کلی تقسیم کرده است:

1. هویت خلل‌ناپذیر در جهان‌بینی ایرانیان
2. تقویت اعتماد به‌نفس آنان.

البته از یاد نمی‌برد که اگر این خصلت، به سمت سرسپردگی مطلق پیش رود، موجب می‌شود که «تفکر آزاد» به قیدی دست و پاگیر تبدیل شود. او تفکر آزاد را چنین تعریف می‌کند: «[...]تفکری که دل به دریا زند، طرح مسأله کند، و به پاسخ‌های پیش‌داده بسنده نکند.» (همان: 4)

شایگان خصلت شاعرانگی ایرانیان را در گرو حضور و نفوذ پنج شاعر برجستۀ ایرانی می‌داند: فردوسی، خیام، مولوی، سعدی و حافظ. هر یک از این پنج شاعر نمایندۀ تبلور یک جریان بزرگ تبارشناسی است و بازتابندۀ یکی از وجوه روح ایرانی که بر کل زندگی و جهان‌بینی آنان سایه گسترده است. از این‌رو، وضع این شاعران شبیه سطوح چند ساحتی هنر ایرانی است که مرکز ثقل آن «خاطره‌ای ازلی» است به همین دلیل به آنان گذشته از وجهی اساطیری، هاله‌ای از تقدس نیز بخشیده است. می‌توان روایت‌های افسانه‌وار سفرها و دیدارهای هر یک از این شاعران را که در حافظۀ قومی ما جای دارد، ردیابی کرد.

شایگان، فردوسی را « سرنمون زمان روایی حماسه»؛ مولوی را اوج تکامل نوعی سنت عرفانی که از حلاج و بایزید و سنایی و عطار مایه می‌گیرد و کتاب مثنوی شریف او را چارچوب نظری اندیشه شاعر که در شکل‌گیری آن کلیۀ امکانات علوم و معارف سنتی زمانه دخیل‌ بوده‌اند و دیوان شمس را حرکت درونی روح در جست‌وجوی معشوق می‌داند. ولی خیام از نظر شایگان، تنها متفکر ایرانی است که جغرافیای افلاطونی بالا و پایین را برهم ریخته است. « جهانی که خیام ترسیم می‌کند در خارج از حیطۀ مذهب و اسطوره قرار دارد. در این جهان نه از عوالم کشف و شهود، از آن‌گونه که نزد حافظ سراغ داریم و نوعی جغرافیای هستی را به دست می‌دهد، خبری‌ست و نه از بی-خودی مولانا که از طریق جریان سیل‌آسای صور، جان را به سوی «هفت پردۀ افلاک» برمی‌کشد اثری؛ نه از حکمت عملی سعدی در آن نشانی‌ست و نه از خاطرۀ اساطیری فردوسی نمونه‌ای. این جهان، جهانی‌ست بیرون از صورت‌ها و الگوهای ازلی، بیرون از حیطۀ ادیان و مختصاتش، از عروج و رستاخیز و معاد. جهانی‌ست برهوت که معنایش را از عریانی‌اش می‌گیرد» (همان: 50-49)

بنابر نظر شایگان « سعدی، به شاعرانگی ایرانی این امکان را می‌دهد که در دنیایی که قدرت‌های حاکم از پویایی تاریخ عاجزند، جایگاهی برای خود پیدا کند. او از نحوۀ بودن اجتماعی انسانی سخن می‌گوید که ناگزیر است در شرایط موجود بسوزد و با جفای روزگار بسازد»( همان: 21).

حافظ اما از دید او « استاد بلامنازع شناخت و به‌کارگیری ظرافت‌های زبان فارسی است. همین امر سبب شده شعر غنایی او به چنان اوجی برسد که هرگز کسی از آن فراتر نرفته است: شعر او کمال و پختگی معنی است در نهایت اختصار و ظرافت الفاظ» (همان: 113).

داریوش شایگان در کتاب «پنج اقلیم حضور» نکوشیده تا وصف جامعی از وجوه مختلف فکری و صناعت شعری پنج شاعر را نشان دهد بلکه کوشش کرده تا بینشی خاص از آنان را در راستای خصلت شاعرانگی ایرانیان برجسته کند. از این‌رو، مجالی را فراهم کرده برای اندیشیدن دوباره. شایگان نمی‌خواهد به شرح و تبیین لغات و اصطلاحات و یا برتری فلان نسخه از دیگری بپردازد، بلکه از منظری پدیدارشناسانه، با کنکاش در بطون متون و خوانش تازه، زمینه‌ای برای گفت‌وگویی خلاق را در هم‌زیستی و درهم‌تنیدگی جهان‌بینی پنج شاعر با روح ایرانیان، مهیا کرده است.

شایگان اگر چه در زمینۀ مورد بحث خود را « کاملاً دیلتانت و آماتور» معرفی می‌کند.( همان: 7). اما از یاد نبریم که او «فیلسوف فرهنگ‌ها»ست و ستارۀ منظومۀ فکر او، فرهنگ‌ است.( بنگرید: هاشمی، 1387: 594) و رابطۀ چند سویۀ شعر با فلسفه و فرهنگ انکار ناپذیر است.

شیوه‌ای که شایگان در برجسته کردن جهان‌بینی پنج شاعر ایرانی استفاده کرده، شیوه‌ای پدیدارشناسانه است، از این‌رو، پنج اقلیم به معنای پنج زمان حضور ایرانی است که با جهان‌بینی پنج شاعر پیونده خورده و زمانی به درازای ابد را بنیاد نهاده است:

1. زمانِ حماسی فراتر از مرگ،
2. زمانِ برق‌آسای حضور،
3. زمانِ کندن از خود،
4. زمانِ زیستی اجتماعی توأم با مدارا،
5. زمان شکفتگی بین ازل و ابد.

این پنج زمان زمینۀ اقامت ایرانی را فراهم کرده است؛ اقامت در ساحتی شاعرانه. از یاد نبریم که هایدگر می‌گفت: «ساحت شاعرانه، ساحت هستی است. ما در زبان و شعر اقامت کرده‌ایم.» (احمدی،1389: 760) این نقل قول زمینه‌ای را برای سخنی دیگر فراهم آورد و آن، مشابهت روش تطبیقی پدیدارشناسانۀ شایگان با اندیشه‌های هایدگر است؛ خاصه آنجا که از هایدگر می‌خوانیم: «شعر زبان اصیل یک ملت است»( همان:724). یا «شاعران راستین، سازندگان زبان‌ها و فرهنگ‌ها بوده‌اند» (همان:744) و همچنین «شعر آن عاملی است که مردمان و ملت‌ها را می‌سازد» و یا «شعر جای‌گاه راستین هستی و تاریخ کوشش در فهم آن است. از این‌رو، اصیل‌ترین بیان مردم محسوب می‌شود» (همان:759). به هر روی میتوان در فحوا و سفیدی سطرها، تأثیرپذیری شایگان از هایدگر را به‌خوبی دید.

کوتاه سخن آنکه، کتاب «پنج اقلیم حضور» متنی باز است که گشودگی‌اش افق‌های دیگری را معرفی می‌کند. خواننده در کنار نثری دلربا و رشک‌انگیز، راه‌های دیگری را برای بازشناسی سنتی که به آن تعلّق خاطر دارد و همچنین در آن می‌زید، خواهد یافت.

منابع:

1. احمدی،بابک(1389). هایدگر و تاریخ هستی. چ5. تهران:مرکز.
2. برادسکی،ژوزف(1387). چگونه کتاب بخوانیم. ترجمۀ سما قرائی. مجلۀ بخارا. ش 69 و 68. آذر و اسفند. صص259-251.
3. خطیبی،مهدی(1383). شعر متعهد ایران (چهره‌های شعر سلاح؛ بررسی شعر سال‌های 1357-1347، دفتر نخست: جعفر کوش‌آبادی). تهران: آفرینش.
4. شایگان، داریوش(1393). پنج اقلیم حضور (بحثی دربارۀ شاعرانگی ایرانیان). تهران: فرهنگ معاصر.
5. شکری،غالی(1366). ادب مقاومت. گردانیدۀ دکتر محمدحسین روحانی. تهران: نشر نو
6. عنصرالمعالی کیکاوس‌بن اسکندر ابن قاموس‌بن وشمگیرین زیار(1345). قابوس‌نامه. به اهتمام و تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
7. کوکلمانس،یوزف(1388). هیدگر و هنر. ترجمۀ محمد جواد صافیان. تهران: پرسش.
8. محبتی،مهدی(1390). از معنا تا صورت (طبقه‌بندی و تحلیل ریشه‌ها، نظریه‌ها، جریان‌ها، رویکردها، اندیشه‌ها و آثار مهم نقد ادبی در ایران و ادبیات فارسی). ج2. چ2. تهران: سخن.
9. مکاریک، ایرنا ریما (1384). دانشنامۀ نظریه‌های ادبی معاصر. ترجمۀ مهران مهاجر و محمد نبوی. تهران: آگه.
10. هاشمی،محمد منصور(1387).منظومۀ فکری فیلسوف بازیگوش. مجلۀ بخارا. ش 69 و 68. آذر و اسفند. صص 603-593.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در آخرین سالهای ده سی، سرمایه‌داران کالیفرنیایی در اقدامی نمادین، سه نسخه از بهترین اثرش را در میدان شهر سوزاندند و پاره ای از کتابخانه ها آن را از لیست کتابهای‌شان حذف کردند. خود او که چنین واکنش هایی را پیش بینی می‌کرد به ناشرش توصیه کرده بود کتاب را در تیراژی پایین منتشر کند. با این حال چنان استقبالی از خوشه های خشم صورت گرفت که دیگر تمهیدات جان شتاین بک برای بی سرو صدا فرستادن این اثر به بازار بی‌اثر شد؛ مخالفان کتاب آن را اثری در تبلیغ سوسیالیسم به حساب آوردند. اما طولی نکشید که جان فورد فیلمساز پرآوازه سینمای کلاسیک امریکا به سراغ این رمان رفت (1940) و حاصل این اقتباس ادبی شاهکاری سینمایی بود که با هفت اسکاری که نصیب آن شد بر شهرت و آوازه جهانی کتاب افزود.

جان شتاین بک نماینده جریانی از ادبیات رئالیستی در آمریکا بود که از گرایشات سوسیالیستی برخوردار بود. همین باعث می شد که دغدغه پرداختن به قشر کارگر و کشاورز و طبقات محروم جامعه به شکلی پررنگ در اغلب آثارش نمود داشته باشد. نگاه او به رویای آمریکایی نگاهی منتقدانه بود، رویایی که به زعم او به شکل فاجعه آمیزی به بی عدالتی و نابرابری های حاد در جامعه آمریکایی انجامیده بود و آرزوهای چند نسل بربادرفته می نمود.

داستان ... دیدن ادامه » بلند «مروارید» اگرچه از جمله متفاوت ترین نوشته های جان شتاین بک محسوب می شود، اما در ادامه همین نگاه قرار می گیرد. شخصیت های اصلی این داستان نیز در زمره همان مردم فقیری قرار می گیرند که شتاین بک اغلب دغدغه پرداختن به زندگی آنها را داشت. اما تفاوت اصلی این اثر از آنجا ناشی می شود که نویسنده به جای اینکه تاثیر فقر را بر زندگی این شخصیت ها مورد بررسی قرار دهد، به تاثیر ثروت در زندگی آنها پرداخته است!

به این ترتیب می توان گفت در مروارید جان شتاین بک از آن رویکرد رئالیسم سوسیالیستی که مشخصه آثار مهم او محسوب می شد، فاصله گرفته است. چرا که این داستان اگرچه برپایه روایتی به ظاهر رئال پیش می رود اما گاه به ناتورالیسم پهلو می زند و گاه جنبه های تمثیلی آن دیگر وجوه اثر را تحت الشعاع قرار می دهد و اینها در مجموع باعث شده مروارید میان افسانه و حقیقت در نوسان باشد و گاه رگه هایی از فولکلر نیز در آن دیده شود.

با این اوصاف دور از انتظار نیست اگر مخاطب مروارید دستی باز برای برداشت های متنوع داشته باشد و چنانکه خود نویسنده نیز انتظار داشته و در دیباچه اثر نوشته است: «حال اگر این اثر تمثیلی باشد، چه بسا هرکس معنایی در خور حال خود در آن بیابد و داستان زندگی خود را در آن بخواند.»

داستان مروارید شرح زندگی دشوار صیادی بومی (در مکزیک) به نام کینو است که در تامین معاش خانواده دچار مشکل است و از بد حادثه عقرب فرزندش را می گزد. او که توان پرداخت هزینه های پزشک را ندارد، در اوج ناامیدی به دریا می زند. اینبار اما بخت با اوست، صدفی را شکار می کند که بزرگترین مرواریدی که تا آن زمان دیده و شنیده در آن صدف آرمیده است. وارد شدن مروارید به زندگی آنها به یکباره همه چیز را دگرگون می کند. خبر صید این مروارید در شهر می پیچد و یکباره همه آنها که پیشتر به کینو پشت کرده بودند، به طمع مروارید به سراغ او می آیند، کینو آرزوهای دور و درازی برای خانواده و فرزندش در سر می پروراند و...

مروارید در این داستان می تواند مظهر و نماد بسیاری از چیزها باشد، تمثیلی از ثروت و قدرت و یا هرآنچه آدمی در آرزو و شهوت بدست آوردن آن است. طُرفه اینکه آنچه کینو منجی خود می پندارد، سرانجام تباه کننده زندگی اش می گردد و در واقع تمام خیالپروری هایش آرزوهایی بربادرفته بیشتر نمی شود.

فارغ از حیث مضمونی مروارید به لحاظ ادبی یکی از زیباترین آثار جان شتاین بک محسوب می شود، با بیانی مجذوب کننده و روایتی مبتنی بر تصاویری بکر و زنده از طبیعتی که شخصیت های رمان می کوشند روزی خود را از دل بیرون بکشند. از آثار جان شتاین بک ترجمه های گوناگونی به فارسی انجام شده است. اما بی شک ترجمه سروش حبیبی از اثر حاضر (که به شکلی مقبول توسط نشر فرهنگ معاصر در دسترس علاقمندان قرار گرفته) از جمله بهترین برگردانهای آثار این نویسنده بزرگ به زبان فارسی است؛ به خصوص لحن غنایی این داستان که به طور ملایمی در آن طنین انداز شده است و نثر کتاب در ترجمه از این منظر خواندنی و در خور اعتنا از کار در آمده است.

جان شتاین بک از آن نویسندگانی که سینمای آمریکا به نوشته های شان روی خوش بسیار نشان داده است و او نیز مانند بسیاری از نویسندگان هم دوره خود با هالیوود نیز به همکاری پرداخته است و آثاری فراموش ناشدنی از روی داستانهی او ساخته شده است به خصوص توسط جان فود و الیا کازان. «مروارید» نیز مورد توجه سینما قرار گرفته و در سال 1947 فیلمی به کارگردانی «امیلیو ایندیو فرناندس» براساس این داستان جلوی دوربین رفت که خود اشتاین بک نیز در نوشتن آن همکاری داشت.

سروش حبیبی به انتهای کتاب حاضر نوشته ای کوتاه اما خواندنی درباره جان شتاین بک افزوده که به شکلی مختصر و مفید اطلاعات جالبی درباره این نویسنده به مخاطب علاقمند ارائه می کند.

http://www.alef.ir/book
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دایره المعارف هنر (یک جلدی) تألیف رویین پاکباز نخستین بار در سال ۱۳۷۸ از چاپ درآمد. از آن زمان تاکنون، که این دایره المعارف در هیأتی تازه و محتوایی جامع و در حجم سه جلدی به همت نشر فرهنگ معاصر به بازار آمده، نسخه یک جلدی آن تقریبا هر سال تجدید چاپ شده است. این درست که چنین اقبالی از یک سو می تواند نشانه نیاز جامعه و البته خلاء موجود در این زمینه باشد، اما این فاکتورها نباید موجب غافل شدن از کیفیت خود کار باشد که بی شک نقشی بسیار تعیین کننده در اقبال از این اثر داشته است. اثری که آیدین آغداشلو از آن به عنوان کتاب بالینی خود نامبرده است. چنین تعریفی به شکلی موجز بی آنکه وارد جزییات شود، به روشنی برکیفیت و اهمیت این اثر تأکید دارد.

بی گمان انتشار فرهنگ هایی از این دست و در این سطح از کیفیت، که به حق از سطح متعارف بازار نشر ایران فراتر هستند؛ از یک سو حاصل دانش و پشتکار مولفی توانمند و از دیگر سو محصول حضور ناشری علاقمند است که میوه اندیشه مولف را چنان که باید و به چشم آید، به بار می نشاند.

اما ... دیدن ادامه » آنچه به عنوان ویراست جدید دائره المعارف هنر (در سه جلد) در چند ماه اخیر به بازار آمده، علاوه بر افزوده هایی در حوزه های موضوعی پیشین، در راستای برخورداری از جامعیت بیشتر، از حوزه های موضوعی تازه ای نیز برخوردار شده است.

حال که دایره المعارف هنر در این قد و قواره (در سه جلد) منتشر شده، نمی توان درباره آن نوشت و اشاره ای به محل تولد آن نداشت! به یاد دارم که چندی پیش یکی از اساتید بزرگ فرنگ دیده و فرنگ مانده انتقادی داشت به برخی آثار ترجمه ای و پژوهشی که توسط بخش خصوصی انجام شده بود، در عین اینکه خود نیز اذعان داشت که این قسم کارها باید متولی دانشگاهی داشته باشد؛ اما بدین نکته توجه نداشت که وقتی نهادهای دانشگاهی و دولتی وارد این میدان نمی شوند، تکلیف چیست؟ آیا باید به کل از آن صرف نظر کرد یا اینکه وارد این میدان شد، اگرچه دشوار باشد و یا پر از آزمون و خطا.

بدین جهت از این نکته در اینجا یاد کردم که بی اغراق بسیاری از آثار منتشر شده توسط نشر فرهنگ معاصر آثاری بوده اند که نهادهای دولتی و یا دانشگاهی باید متولی انتشار آن می شدند؛ اما در غیاب این نهادهای عریض و طویل که اغلب برگزاری مراسم های موسمی بی فایده را به انجام کارهای پژوهشی مدت دار ترجیح می دهند، ناشری از بخش خصوصی جور آنها را کشیده است. از این منظر آثار ارزنده ای که داشتن هریک از آنها می تواند حیثیتی برای یک ناشر باشد، در فرهنگ معاصر فراوان است. دایره المعارف هنر (سه جلدی) نیز یکی از همین آثار است.

این رویکرد را باید به حساب روحیه ای گذاشت که گردانندگان فرهنگ معاصر به کالبد این مجموعه دمیده اند. چنین روش و منشی در حوزه نشر، یادآور نوع عمل کار آفرینان در حوزه های اقتصادی و تولیدی‌ست چنان که بیش از هر چیز به خود کار اهمیت می دهند، به انجام و به بار نشستنش؛ بی آنکه نفع و ضرر مالی را در آن دخیل کنند. اگر به بار نشست و منفعت اقتصادی داشت که چه بهتر. خلاصه اینکه انتشار این قسم کتابها که به بار نشستن آنها صبر عظیم می خواهد و همت کبیر و تازه معلوم نیست در انتها منفعتی داشته باشد یا نه؛ از چنین روحیه‌ای برمی آید که به نفس کار اهمیت می دهد. بنابراین حاصل آن انتشار کتاب هایی با این سطح از کیفیت در زمینه های مختلف بوده است؛ کتابهایی با چاپ تمیز و کاغذ خوب و صحافی نفیس.

بگذریم؛ دایره المعارف هنر (سه جلدی) در واقع پاسخ به وعده‌ای است که در زمان انتشار ویراست اول کتاب (دایره المعارف هنر یک جلدی) داده شده بود، اینگونه که مخاطب آن کتاب را در حکم یک کار پایه بپذیرد، برای آینده که ویراست جدید و کاملتری (دایره المعارف هنر سه جلدی) به بازار آید. وعده ای که مولف اثر، رویین پاکباز با ده سال کار بی وقفه (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳) سرانجام آن را محقق ساخته است.

رویین پاکباز متولد ۱۳۱۸ در رشت است. فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا (کارشناسی نقاشی) و همچنین دانشگاه سوربن فرانسه (کارشناسی ارشد زیبایی شناسی) بوده است. نقاش، منتقد، مورخ و پژوهشگری بنام در حوزه هنرهای تجسمی محسوب می شود با کارنامه‌ای بلند و بالا در تالیف کتاب و مقاله در این حوزه؛ سابقه برگزاری نمایشگاه های نقاشی گوناگون و همچنین تدریس در دانشگاه های مختلف را نیز باید به آن افزود. به قول خاص و عام از یگانه کسانی است که در این حوزه به صورت علمی و در سطح بالا پژوهش کرده و می‌کند.

اما اثری سترگ بدین پایه، به همت یک تن به انجام نرسیده، آزاده افراسیابی، فائقه بقراطی، فاطمه سادات توابع قوامی، هیلا دارابی،مهدی سیفی، حمید رضا قلیچ خانی، حمید رضا کرمی، توکا ملکی، حسن موریزاده و مهران مهاجر از جمله همکاران رویین پاکباز در شکل گیری ویراست جدید دایره المعارف هنر بوده اند.

شکی نیست که وقتی از هنر یاد می شود، این واژه آشنا به گستره وسیعی اشاره دارد؛ از هنرهای تجسمی گرفته تا ادبیات، تئاتر و سینما و... اما باید در نظر داشت، در کتاب حاضر واژه «هنر» معنای محدودتری به خود گرفته است و در واقع مولف با توجه حوزه تخصص خود و همکارانی که در حوزه های خاص از آنها بهره گرفته، به طور خاص «هنر بصری» یا «هنر تجسمی» را مد نظر داشته است. البته این محدوده در ویراست جدید گسترش یافته و حوزه هایی دیگری نیز همانند طنز نگاری یا چاپگری نیز بدان افزوده شده است.

بدین معنا، این دایره‌المعارف در هیات سه جلدی خود شامل مقولات مربوط به نقاشی، پیکره‌سازی و هنر گرافیک، عکاسی، رسانه های نو، تصویر گری، چاپ گری و طنز نگاری می شود. با توجه به اینکه در این اثر از هنر بدین معنا مراد شده است ، خوانندگان علاقمند به حوزه های بالا می توانند اطلاعات مورد نظر خود را در مدخل های این کتاب بیابند، افزون براین اطلاعات قابل توجهی نیز در زمینه‌های، طراحی صنعتی، خوشنویسی، سفالگری، موزاییک، معماری و همچنین هنرهای سنتی در این کتاب می توان یافت.

ساختار اصلی دایره المعارف هنر سه جلدی مشابه نسخه یک جلدی آن است، یعنی کتاب از دو بخش تشکیل شده، یکی بخش اصلی یا بدنه که دربرگیرنده مدخلهای اصلی دایره المعارف است و دیگری بخش فرعی یا پیوست ها. اما تفاوت در اینجاست که با توجه به حوزه های افزوده شده به گستره موضوعی کتاب و افزودن مدخل های تازه، تعداد مدخل های کتاب از ۲۸۵۵ مدخل، به ۵۶۳۷ مدخل ارتقاء یافته است؛ به عبارت دیگر مدخل های کتاب تقریبا دوبرابر قبل شده اند. در چاپ قبلی ۸۴۴ تصویر سیاه و سفید، و ۱۶۰ تصویر رنگی در کتاب مورد استفاده قرار گرفته بود که در ویراست تازه به ۱۱۴۳ تصویر سیاه و سفید و ۳۷۴ تصویر رنگی ارتقاء یافته است.

چنین افزایشی در پیوست های کتاب نیز وجود دارد. در ویراست تازه، دو جلد اول کتاب به خود مدخل ها اختصاص یافته که با ترتیب الفبایی و تصاویری برای درک بهتر این مدخل ها تدوین شده اند و جلد سوم نیز شامل پیوست های کتاب شده است. پیوست های کتاب نیز از سه بخش تشکیل می شوند و هر یک از این بخش‌ها ترتیب الفبایی جداگانه خود را دارد .

پیوست نخست تحت عنوان تاریخ شناسی دربرگیرنده ۱۱۰ مقاله مصور درباره تاریخ تحولات هنر در جوامع مختلف است این بخش به تنهایی ۴۲۷ تصویر داردکه مقالات پیوست یکم را کامل می کنند. اهمیت تصاویر کتاب زمانی روشن می شود که توجه داشته باشیم با دایره المعارفی سروکار داریم که موضوع آن هنرهای تصویری و تجسمی است.

پیوست دوم با عنوان مضمون شناسی، شامل ۳۷۹ مدخل است که به ترتیب الفبایی، موضوع ها، مواد تصویری معمول در آثار هنری را دربرمی گیرد. این موضوعات گستره متنوعی را شامل می شود، از شخصیت های مذهبی و ادبی گرفته تا جانوران، رویدادها، الاهگان و خدایان ، صحنه ها و نمادها و...
پیوست سوم کتاب در واقع حکم واژه شناسی دارد که دربرگیرنده قریب به ۲۰۰۰ واژه و اصطلاحاتی است که در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته اند و در این جا اصل واژه و برابر نهاد فارسی آنها یکجا ارائه شده است.

برخورداری از اثری با این مختصات در حوزه هنر، بی گمان از جمله ضرورت های هر کتابخانه ای است؛ چه کتابخانه ای عمومی باشد و چه کتابخانه ای شخصی. به خصوص که کتاب حاضر درواقع اثری امتحان پس داده است، ویراست اول آن که در گذشته منتشر شده است، مورد استقبال قرار گرفته و حالا با ویراست تازه و جامعتری از این کتاب روبه رو هستیم. کتابی که هم به مدخل های قبلی افزوده و در هر حوزه جامع تر شده و هم حوزه های جامانده ای که می توانستند در این دایره المعارف قرار بگیرند بدان افزوده شده اند.

اما فارغ از آنچه اشاره شد که جملگی بر کاربردی بودن و کارآمدی این اثر تاکید دارند، جا دارد اشاره ای داشته باشیم به نقش و تاثیر کلان تر این دایره المعارف در حوزه ای که بدان می پردازد. در واقع از همه آنچه گفته شد، مهمتر نقش این فرهنگ در زمینه شکل گیری ادبیات هنر و جا افتادن زبانی کامل و رسا در این حوزه است. متاسفانه هنوز ما فاقد آن زبان کامل و گویایی هستیم که بتوانیم در ادبیات هنری به صورت مکتوب مورد استفاده قرار دهیم و یا اینکه در گفتگوهای خود راجع به هنرهای تجسمی ، نقاشی و بسیاری از زمینه ها ( که از قضا اغلب نیز در گستره موضوعی همین فرهنگ قرار می گیرند)، مورد استفاده قرار دهیم. این مهم ناشی از این است بسیاری از نکاتی که در داخل این حوزه قرار می گیرند، قدمت طولانی در فرهنگ و هنر ما نداشته اند، بنابراین واژگان مورد استفاده در آنها هنوز به شکل تثبیت شده و هماهنگی مورد استفاده قرار نمی گیرند.

دایره المعارف هنر به خصوص در شکل سه جلدی خود، جدای همه ارزش های گوناگونی که دارد و می تواند پاسخ گوی علاقمندان در زمینه های مختلف هنری باشد، نقشی موثر نیز در تبیین این زبان گفتاری یا نوشتاری که ادبیات هنرهای تجسمی را می سازد، داشته و پس از این نیز (به شکل وسیع تری) خواهد داشت؛ نقشی که آن را در بلندای زمانی به شکل روشن تری می توان مشاهده و ردیابی کرد.

تالیف دایره المعارف کاری است بس دشوار و فرساینده، حتی اگر کل کار مبتنی بر ترجمه چند دایره المعارف و تدوین آن در قالب یک دایره المعارف فارسی باشد. اما رویین پاکباز و همکارانش، نه با یک یا چند دایره المعارف، نه با چند منبع محدود، بلکه با گستره وسیعی از هنرها روبه رو بوده اند که بخش قابل توجهی از آنها نیز معطوف به فرهنگ و هنر ایرانی بوده است. از این جهت این دایره المعارف نیازمند پژوهش در حوزه هایی گوناگون از فرهنگ و هنر ایرانی بوده اند که برای نخستین بار مدخل هایی بدین شکل برای آنها تالیف و تدوین شده است.

بنابراین بخش قابل توجهی از مدخل های این کتاب برای نخستین بار در چنین قالبی پی ریزی شده و اطلاعات دایره المعارفی آنها ارائه شده است. این مهم در مقالات و پیوست های کتاب نیز مشاهده می شود.

خلاصه کلام اینکه دایره المعارف سه جلدی هنر به آن بنا های عظیمی می ماند که ورود به آنها و تماشایشان مرعوب کننده است، چه رسد به اینکه بخواهی وارد میدان ساخت آن بشوی!

http://www.alef.ir/book
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دایره المعارف هنر (یک جلدی) تألیف رویین پاکباز نخستین بار در سال ۱۳۷۸ از چاپ درآمد. از آن زمان تاکنون، که این دایره المعارف در هیأتی تازه و محتوایی جامع و در حجم سه جلدی به همت نشر فرهنگ معاصر به بازار آمده، نسخه یک جلدی آن تقریبا هر سال تجدید چاپ شده است. این درست که چنین اقبالی از یک سو می تواند نشانه نیاز جامعه و البته خلاء موجود در این زمینه باشد، اما این فاکتورها نباید موجب غافل شدن از کیفیت خود کار باشد که بی شک نقشی بسیار تعیین کننده در اقبال از این اثر داشته است. اثری که آیدین آغداشلو از آن به عنوان کتاب بالینی خود نامبرده است. چنین تعریفی به شکلی موجز بی آنکه وارد جزییات شود، به روشنی برکیفیت و اهمیت این اثر تأکید دارد.

بی گمان انتشار فرهنگ هایی از این دست و در این سطح از کیفیت، که به حق از سطح متعارف بازار نشر ایران فراتر هستند؛ از یک سو حاصل دانش و پشتکار مولفی توانمند و از دیگر سو محصول حضور ناشری علاقمند است که میوه اندیشه مولف را چنان که باید و به چشم آید، به بار می نشاند.

اما ... دیدن ادامه » آنچه به عنوان ویراست جدید دائره المعارف هنر (در سه جلد) در چند ماه اخیر به بازار آمده، علاوه بر افزوده هایی در حوزه های موضوعی پیشین، در راستای برخورداری از جامعیت بیشتر، از حوزه های موضوعی تازه ای نیز برخوردار شده است.

حال که دایره المعارف هنر در این قد و قواره (در سه جلد) منتشر شده، نمی توان درباره آن نوشت و اشاره ای به محل تولد آن نداشت! به یاد دارم که چندی پیش یکی از اساتید بزرگ فرنگ دیده و فرنگ مانده انتقادی داشت به برخی آثار ترجمه ای و پژوهشی که توسط بخش خصوصی انجام شده بود، در عین اینکه خود نیز اذعان داشت که این قسم کارها باید متولی دانشگاهی داشته باشد؛ اما بدین نکته توجه نداشت که وقتی نهادهای دانشگاهی و دولتی وارد این میدان نمی شوند، تکلیف چیست؟ آیا باید به کل از آن صرف نظر کرد یا اینکه وارد این میدان شد، اگرچه دشوار باشد و یا پر از آزمون و خطا.

بدین جهت از این نکته در اینجا یاد کردم که بی اغراق بسیاری از آثار منتشر شده توسط نشر فرهنگ معاصر آثاری بوده اند که نهادهای دولتی و یا دانشگاهی باید متولی انتشار آن می شدند؛ اما در غیاب این نهادهای عریض و طویل که اغلب برگزاری مراسم های موسمی بی فایده را به انجام کارهای پژوهشی مدت دار ترجیح می دهند، ناشری از بخش خصوصی جور آنها را کشیده است. از این منظر آثار ارزنده ای که داشتن هریک از آنها می تواند حیثیتی برای یک ناشر باشد، در فرهنگ معاصر فراوان است. دایره المعارف هنر (سه جلدی) نیز یکی از همین آثار است.

این رویکرد را باید به حساب روحیه ای گذاشت که گردانندگان فرهنگ معاصر به کالبد این مجموعه دمیده اند. چنین روش و منشی در حوزه نشر، یادآور نوع عمل کار آفرینان در حوزه های اقتصادی و تولیدی‌ست چنان که بیش از هر چیز به خود کار اهمیت می دهند، به انجام و به بار نشستنش؛ بی آنکه نفع و ضرر مالی را در آن دخیل کنند. اگر به بار نشست و منفعت اقتصادی داشت که چه بهتر. خلاصه اینکه انتشار این قسم کتابها که به بار نشستن آنها صبر عظیم می خواهد و همت کبیر و تازه معلوم نیست در انتها منفعتی داشته باشد یا نه؛ از چنین روحیه‌ای برمی آید که به نفس کار اهمیت می دهد. بنابراین حاصل آن انتشار کتاب هایی با این سطح از کیفیت در زمینه های مختلف بوده است؛ کتابهایی با چاپ تمیز و کاغذ خوب و صحافی نفیس.

بگذریم؛ دایره المعارف هنر (سه جلدی) در واقع پاسخ به وعده‌ای است که در زمان انتشار ویراست اول کتاب (دایره المعارف هنر یک جلدی) داده شده بود، اینگونه که مخاطب آن کتاب را در حکم یک کار پایه بپذیرد، برای آینده که ویراست جدید و کاملتری (دایره المعارف هنر سه جلدی) به بازار آید. وعده ای که مولف اثر، رویین پاکباز با ده سال کار بی وقفه (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳) سرانجام آن را محقق ساخته است.

رویین پاکباز متولد ۱۳۱۸ در رشت است. فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا (کارشناسی نقاشی) و همچنین دانشگاه سوربن فرانسه (کارشناسی ارشد زیبایی شناسی) بوده است. نقاش، منتقد، مورخ و پژوهشگری بنام در حوزه هنرهای تجسمی محسوب می شود با کارنامه‌ای بلند و بالا در تالیف کتاب و مقاله در این حوزه؛ سابقه برگزاری نمایشگاه های نقاشی گوناگون و همچنین تدریس در دانشگاه های مختلف را نیز باید به آن افزود. به قول خاص و عام از یگانه کسانی است که در این حوزه به صورت علمی و در سطح بالا پژوهش کرده و می‌کند.

اما اثری سترگ بدین پایه، به همت یک تن به انجام نرسیده، آزاده افراسیابی، فائقه بقراطی، فاطمه سادات توابع قوامی، هیلا دارابی،مهدی سیفی، حمید رضا قلیچ خانی، حمید رضا کرمی، توکا ملکی، حسن موریزاده و مهران مهاجر از جمله همکاران رویین پاکباز در شکل گیری ویراست جدید دایره المعارف هنر بوده اند.

شکی نیست که وقتی از هنر یاد می شود، این واژه آشنا به گستره وسیعی اشاره دارد؛ از هنرهای تجسمی گرفته تا ادبیات، تئاتر و سینما و... اما باید در نظر داشت، در کتاب حاضر واژه «هنر» معنای محدودتری به خود گرفته است و در واقع مولف با توجه حوزه تخصص خود و همکارانی که در حوزه های خاص از آنها بهره گرفته، به طور خاص «هنر بصری» یا «هنر تجسمی» را مد نظر داشته است. البته این محدوده در ویراست جدید گسترش یافته و حوزه هایی دیگری نیز همانند طنز نگاری یا چاپگری نیز بدان افزوده شده است.

بدین معنا، این دایره‌المعارف در هیات سه جلدی خود شامل مقولات مربوط به نقاشی، پیکره‌سازی و هنر گرافیک، عکاسی، رسانه های نو، تصویر گری، چاپ گری و طنز نگاری می شود. با توجه به اینکه در این اثر از هنر بدین معنا مراد شده است ، خوانندگان علاقمند به حوزه های بالا می توانند اطلاعات مورد نظر خود را در مدخل های این کتاب بیابند، افزون براین اطلاعات قابل توجهی نیز در زمینه‌های، طراحی صنعتی، خوشنویسی، سفالگری، موزاییک، معماری و همچنین هنرهای سنتی در این کتاب می توان یافت.

ساختار اصلی دایره المعارف هنر سه جلدی مشابه نسخه یک جلدی آن است، یعنی کتاب از دو بخش تشکیل شده، یکی بخش اصلی یا بدنه که دربرگیرنده مدخلهای اصلی دایره المعارف است و دیگری بخش فرعی یا پیوست ها. اما تفاوت در اینجاست که با توجه به حوزه های افزوده شده به گستره موضوعی کتاب و افزودن مدخل های تازه، تعداد مدخل های کتاب از ۲۸۵۵ مدخل، به ۵۶۳۷ مدخل ارتقاء یافته است؛ به عبارت دیگر مدخل های کتاب تقریبا دوبرابر قبل شده اند. در چاپ قبلی ۸۴۴ تصویر سیاه و سفید، و ۱۶۰ تصویر رنگی در کتاب مورد استفاده قرار گرفته بود که در ویراست تازه به ۱۱۴۳ تصویر سیاه و سفید و ۳۷۴ تصویر رنگی ارتقاء یافته است.

چنین افزایشی در پیوست های کتاب نیز وجود دارد. در ویراست تازه، دو جلد اول کتاب به خود مدخل ها اختصاص یافته که با ترتیب الفبایی و تصاویری برای درک بهتر این مدخل ها تدوین شده اند و جلد سوم نیز شامل پیوست های کتاب شده است. پیوست های کتاب نیز از سه بخش تشکیل می شوند و هر یک از این بخش‌ها ترتیب الفبایی جداگانه خود را دارد .

پیوست نخست تحت عنوان تاریخ شناسی دربرگیرنده ۱۱۰ مقاله مصور درباره تاریخ تحولات هنر در جوامع مختلف است این بخش به تنهایی ۴۲۷ تصویر داردکه مقالات پیوست یکم را کامل می کنند. اهمیت تصاویر کتاب زمانی روشن می شود که توجه داشته باشیم با دایره المعارفی سروکار داریم که موضوع آن هنرهای تصویری و تجسمی است.

پیوست دوم با عنوان مضمون شناسی، شامل ۳۷۹ مدخل است که به ترتیب الفبایی، موضوع ها، مواد تصویری معمول در آثار هنری را دربرمی گیرد. این موضوعات گستره متنوعی را شامل می شود، از شخصیت های مذهبی و ادبی گرفته تا جانوران، رویدادها، الاهگان و خدایان ، صحنه ها و نمادها و...
پیوست سوم کتاب در واقع حکم واژه شناسی دارد که دربرگیرنده قریب به ۲۰۰۰ واژه و اصطلاحاتی است که در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته اند و در این جا اصل واژه و برابر نهاد فارسی آنها یکجا ارائه شده است.

برخورداری از اثری با این مختصات در حوزه هنر، بی گمان از جمله ضرورت های هر کتابخانه ای است؛ چه کتابخانه ای عمومی باشد و چه کتابخانه ای شخصی. به خصوص که کتاب حاضر درواقع اثری امتحان پس داده است، ویراست اول آن که در گذشته منتشر شده است، مورد استقبال قرار گرفته و حالا با ویراست تازه و جامعتری از این کتاب روبه رو هستیم. کتابی که هم به مدخل های قبلی افزوده و در هر حوزه جامع تر شده و هم حوزه های جامانده ای که می توانستند در این دایره المعارف قرار بگیرند بدان افزوده شده اند.

اما فارغ از آنچه اشاره شد که جملگی بر کاربردی بودن و کارآمدی این اثر تاکید دارند، جا دارد اشاره ای داشته باشیم به نقش و تاثیر کلان تر این دایره المعارف در حوزه ای که بدان می پردازد. در واقع از همه آنچه گفته شد، مهمتر نقش این فرهنگ در زمینه شکل گیری ادبیات هنر و جا افتادن زبانی کامل و رسا در این حوزه است. متاسفانه هنوز ما فاقد آن زبان کامل و گویایی هستیم که بتوانیم در ادبیات هنری به صورت مکتوب مورد استفاده قرار دهیم و یا اینکه در گفتگوهای خود راجع به هنرهای تجسمی ، نقاشی و بسیاری از زمینه ها ( که از قضا اغلب نیز در گستره موضوعی همین فرهنگ قرار می گیرند)، مورد استفاده قرار دهیم. این مهم ناشی از این است بسیاری از نکاتی که در داخل این حوزه قرار می گیرند، قدمت طولانی در فرهنگ و هنر ما نداشته اند، بنابراین واژگان مورد استفاده در آنها هنوز به شکل تثبیت شده و هماهنگی مورد استفاده قرار نمی گیرند.

دایره المعارف هنر به خصوص در شکل سه جلدی خود، جدای همه ارزش های گوناگونی که دارد و می تواند پاسخ گوی علاقمندان در زمینه های مختلف هنری باشد، نقشی موثر نیز در تبیین این زبان گفتاری یا نوشتاری که ادبیات هنرهای تجسمی را می سازد، داشته و پس از این نیز (به شکل وسیع تری) خواهد داشت؛ نقشی که آن را در بلندای زمانی به شکل روشن تری می توان مشاهده و ردیابی کرد.

تالیف دایره المعارف کاری است بس دشوار و فرساینده، حتی اگر کل کار مبتنی بر ترجمه چند دایره المعارف و تدوین آن در قالب یک دایره المعارف فارسی باشد. اما رویین پاکباز و همکارانش، نه با یک یا چند دایره المعارف، نه با چند منبع محدود، بلکه با گستره وسیعی از هنرها روبه رو بوده اند که بخش قابل توجهی از آنها نیز معطوف به فرهنگ و هنر ایرانی بوده است. از این جهت این دایره المعارف نیازمند پژوهش در حوزه هایی گوناگون از فرهنگ و هنر ایرانی بوده اند که برای نخستین بار مدخل هایی بدین شکل برای آنها تالیف و تدوین شده است.

بنابراین بخش قابل توجهی از مدخل های این کتاب برای نخستین بار در چنین قالبی پی ریزی شده و اطلاعات دایره المعارفی آنها ارائه شده است. این مهم در مقالات و پیوست های کتاب نیز مشاهده می شود.

خلاصه کلام اینکه دایره المعارف سه جلدی هنر به آن بنا های عظیمی می ماند که ورود به آنها و تماشایشان مرعوب کننده است، چه رسد به اینکه بخواهی وارد میدان ساخت آن بشوی!

http://www.alef.ir/book
nabiroozgary روزگاری و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دایره المعارف هنر (یک جلدی) تألیف رویین پاکباز نخستین بار در سال ۱۳۷۸ از چاپ درآمد. از آن زمان تاکنون، که این دایره المعارف در هیأتی تازه و محتوایی جامع و در حجم سه جلدی به همت نشر فرهنگ معاصر به بازار آمده، نسخه یک جلدی آن تقریبا هر سال تجدید چاپ شده است. این درست که چنین اقبالی از یک سو می تواند نشانه نیاز جامعه و البته خلاء موجود در این زمینه باشد، اما این فاکتورها نباید موجب غافل شدن از کیفیت خود کار باشد که بی شک نقشی بسیار تعیین کننده در اقبال از این اثر داشته است. اثری که آیدین آغداشلو از آن به عنوان کتاب بالینی خود نامبرده است. چنین تعریفی به شکلی موجز بی آنکه وارد جزییات شود، به روشنی برکیفیت و اهمیت این اثر تأکید دارد.

بی گمان انتشار فرهنگ هایی از این دست و در این سطح از کیفیت، که به حق از سطح متعارف بازار نشر ایران فراتر هستند؛ از یک سو حاصل دانش و پشتکار مولفی توانمند و از دیگر سو محصول حضور ناشری علاقمند است که میوه اندیشه مولف را چنان که باید و به چشم آید، به بار می نشاند.

اما ... دیدن ادامه » آنچه به عنوان ویراست جدید دائره المعارف هنر (در سه جلد) در چند ماه اخیر به بازار آمده، علاوه بر افزوده هایی در حوزه های موضوعی پیشین، در راستای برخورداری از جامعیت بیشتر، از حوزه های موضوعی تازه ای نیز برخوردار شده است.

حال که دایره المعارف هنر در این قد و قواره (در سه جلد) منتشر شده، نمی توان درباره آن نوشت و اشاره ای به محل تولد آن نداشت! به یاد دارم که چندی پیش یکی از اساتید بزرگ فرنگ دیده و فرنگ مانده انتقادی داشت به برخی آثار ترجمه ای و پژوهشی که توسط بخش خصوصی انجام شده بود، در عین اینکه خود نیز اذعان داشت که این قسم کارها باید متولی دانشگاهی داشته باشد؛ اما بدین نکته توجه نداشت که وقتی نهادهای دانشگاهی و دولتی وارد این میدان نمی شوند، تکلیف چیست؟ آیا باید به کل از آن صرف نظر کرد یا اینکه وارد این میدان شد، اگرچه دشوار باشد و یا پر از آزمون و خطا.

بدین جهت از این نکته در اینجا یاد کردم که بی اغراق بسیاری از آثار منتشر شده توسط نشر فرهنگ معاصر آثاری بوده اند که نهادهای دولتی و یا دانشگاهی باید متولی انتشار آن می شدند؛ اما در غیاب این نهادهای عریض و طویل که اغلب برگزاری مراسم های موسمی بی فایده را به انجام کارهای پژوهشی مدت دار ترجیح می دهند، ناشری از بخش خصوصی جور آنها را کشیده است. از این منظر آثار ارزنده ای که داشتن هریک از آنها می تواند حیثیتی برای یک ناشر باشد، در فرهنگ معاصر فراوان است. دایره المعارف هنر (سه جلدی) نیز یکی از همین آثار است.

این رویکرد را باید به حساب روحیه ای گذاشت که گردانندگان فرهنگ معاصر به کالبد این مجموعه دمیده اند. چنین روش و منشی در حوزه نشر، یادآور نوع عمل کار آفرینان در حوزه های اقتصادی و تولیدی‌ست چنان که بیش از هر چیز به خود کار اهمیت می دهند، به انجام و به بار نشستنش؛ بی آنکه نفع و ضرر مالی را در آن دخیل کنند. اگر به بار نشست و منفعت اقتصادی داشت که چه بهتر. خلاصه اینکه انتشار این قسم کتابها که به بار نشستن آنها صبر عظیم می خواهد و همت کبیر و تازه معلوم نیست در انتها منفعتی داشته باشد یا نه؛ از چنین روحیه‌ای برمی آید که به نفس کار اهمیت می دهد. بنابراین حاصل آن انتشار کتاب هایی با این سطح از کیفیت در زمینه های مختلف بوده است؛ کتابهایی با چاپ تمیز و کاغذ خوب و صحافی نفیس.

بگذریم؛ دایره المعارف هنر (سه جلدی) در واقع پاسخ به وعده‌ای است که در زمان انتشار ویراست اول کتاب (دایره المعارف هنر یک جلدی) داده شده بود، اینگونه که مخاطب آن کتاب را در حکم یک کار پایه بپذیرد، برای آینده که ویراست جدید و کاملتری (دایره المعارف هنر سه جلدی) به بازار آید. وعده ای که مولف اثر، رویین پاکباز با ده سال کار بی وقفه (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳) سرانجام آن را محقق ساخته است.

رویین پاکباز متولد ۱۳۱۸ در رشت است. فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا (کارشناسی نقاشی) و همچنین دانشگاه سوربن فرانسه (کارشناسی ارشد زیبایی شناسی) بوده است. نقاش، منتقد، مورخ و پژوهشگری بنام در حوزه هنرهای تجسمی محسوب می شود با کارنامه‌ای بلند و بالا در تالیف کتاب و مقاله در این حوزه؛ سابقه برگزاری نمایشگاه های نقاشی گوناگون و همچنین تدریس در دانشگاه های مختلف را نیز باید به آن افزود. به قول خاص و عام از یگانه کسانی است که در این حوزه به صورت علمی و در سطح بالا پژوهش کرده و می‌کند.

اما اثری سترگ بدین پایه، به همت یک تن به انجام نرسیده، آزاده افراسیابی، فائقه بقراطی، فاطمه سادات توابع قوامی، هیلا دارابی،مهدی سیفی، حمید رضا قلیچ خانی، حمید رضا کرمی، توکا ملکی، حسن موریزاده و مهران مهاجر از جمله همکاران رویین پاکباز در شکل گیری ویراست جدید دایره المعارف هنر بوده اند.

شکی نیست که وقتی از هنر یاد می شود، این واژه آشنا به گستره وسیعی اشاره دارد؛ از هنرهای تجسمی گرفته تا ادبیات، تئاتر و سینما و... اما باید در نظر داشت، در کتاب حاضر واژه «هنر» معنای محدودتری به خود گرفته است و در واقع مولف با توجه حوزه تخصص خود و همکارانی که در حوزه های خاص از آنها بهره گرفته، به طور خاص «هنر بصری» یا «هنر تجسمی» را مد نظر داشته است. البته این محدوده در ویراست جدید گسترش یافته و حوزه هایی دیگری نیز همانند طنز نگاری یا چاپگری نیز بدان افزوده شده است.

بدین معنا، این دایره‌المعارف در هیات سه جلدی خود شامل مقولات مربوط به نقاشی، پیکره‌سازی و هنر گرافیک، عکاسی، رسانه های نو، تصویر گری، چاپ گری و طنز نگاری می شود. با توجه به اینکه در این اثر از هنر بدین معنا مراد شده است ، خوانندگان علاقمند به حوزه های بالا می توانند اطلاعات مورد نظر خود را در مدخل های این کتاب بیابند، افزون براین اطلاعات قابل توجهی نیز در زمینه‌های، طراحی صنعتی، خوشنویسی، سفالگری، موزاییک، معماری و همچنین هنرهای سنتی در این کتاب می توان یافت.

ساختار اصلی دایره المعارف هنر سه جلدی مشابه نسخه یک جلدی آن است، یعنی کتاب از دو بخش تشکیل شده، یکی بخش اصلی یا بدنه که دربرگیرنده مدخلهای اصلی دایره المعارف است و دیگری بخش فرعی یا پیوست ها. اما تفاوت در اینجاست که با توجه به حوزه های افزوده شده به گستره موضوعی کتاب و افزودن مدخل های تازه، تعداد مدخل های کتاب از ۲۸۵۵ مدخل، به ۵۶۳۷ مدخل ارتقاء یافته است؛ به عبارت دیگر مدخل های کتاب تقریبا دوبرابر قبل شده اند. در چاپ قبلی ۸۴۴ تصویر سیاه و سفید، و ۱۶۰ تصویر رنگی در کتاب مورد استفاده قرار گرفته بود که در ویراست تازه به ۱۱۴۳ تصویر سیاه و سفید و ۳۷۴ تصویر رنگی ارتقاء یافته است.

چنین افزایشی در پیوست های کتاب نیز وجود دارد. در ویراست تازه، دو جلد اول کتاب به خود مدخل ها اختصاص یافته که با ترتیب الفبایی و تصاویری برای درک بهتر این مدخل ها تدوین شده اند و جلد سوم نیز شامل پیوست های کتاب شده است. پیوست های کتاب نیز از سه بخش تشکیل می شوند و هر یک از این بخش‌ها ترتیب الفبایی جداگانه خود را دارد .

پیوست نخست تحت عنوان تاریخ شناسی دربرگیرنده ۱۱۰ مقاله مصور درباره تاریخ تحولات هنر در جوامع مختلف است این بخش به تنهایی ۴۲۷ تصویر داردکه مقالات پیوست یکم را کامل می کنند. اهمیت تصاویر کتاب زمانی روشن می شود که توجه داشته باشیم با دایره المعارفی سروکار داریم که موضوع آن هنرهای تصویری و تجسمی است.

پیوست دوم با عنوان مضمون شناسی، شامل ۳۷۹ مدخل است که به ترتیب الفبایی، موضوع ها، مواد تصویری معمول در آثار هنری را دربرمی گیرد. این موضوعات گستره متنوعی را شامل می شود، از شخصیت های مذهبی و ادبی گرفته تا جانوران، رویدادها، الاهگان و خدایان ، صحنه ها و نمادها و...
پیوست سوم کتاب در واقع حکم واژه شناسی دارد که دربرگیرنده قریب به ۲۰۰۰ واژه و اصطلاحاتی است که در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته اند و در این جا اصل واژه و برابر نهاد فارسی آنها یکجا ارائه شده است.

برخورداری از اثری با این مختصات در حوزه هنر، بی گمان از جمله ضرورت های هر کتابخانه ای است؛ چه کتابخانه ای عمومی باشد و چه کتابخانه ای شخصی. به خصوص که کتاب حاضر درواقع اثری امتحان پس داده است، ویراست اول آن که در گذشته منتشر شده است، مورد استقبال قرار گرفته و حالا با ویراست تازه و جامعتری از این کتاب روبه رو هستیم. کتابی که هم به مدخل های قبلی افزوده و در هر حوزه جامع تر شده و هم حوزه های جامانده ای که می توانستند در این دایره المعارف قرار بگیرند بدان افزوده شده اند.

اما فارغ از آنچه اشاره شد که جملگی بر کاربردی بودن و کارآمدی این اثر تاکید دارند، جا دارد اشاره ای داشته باشیم به نقش و تاثیر کلان تر این دایره المعارف در حوزه ای که بدان می پردازد. در واقع از همه آنچه گفته شد، مهمتر نقش این فرهنگ در زمینه شکل گیری ادبیات هنر و جا افتادن زبانی کامل و رسا در این حوزه است. متاسفانه هنوز ما فاقد آن زبان کامل و گویایی هستیم که بتوانیم در ادبیات هنری به صورت مکتوب مورد استفاده قرار دهیم و یا اینکه در گفتگوهای خود راجع به هنرهای تجسمی ، نقاشی و بسیاری از زمینه ها ( که از قضا اغلب نیز در گستره موضوعی همین فرهنگ قرار می گیرند)، مورد استفاده قرار دهیم. این مهم ناشی از این است بسیاری از نکاتی که در داخل این حوزه قرار می گیرند، قدمت طولانی در فرهنگ و هنر ما نداشته اند، بنابراین واژگان مورد استفاده در آنها هنوز به شکل تثبیت شده و هماهنگی مورد استفاده قرار نمی گیرند.

دایره المعارف هنر به خصوص در شکل سه جلدی خود، جدای همه ارزش های گوناگونی که دارد و می تواند پاسخ گوی علاقمندان در زمینه های مختلف هنری باشد، نقشی موثر نیز در تبیین این زبان گفتاری یا نوشتاری که ادبیات هنرهای تجسمی را می سازد، داشته و پس از این نیز (به شکل وسیع تری) خواهد داشت؛ نقشی که آن را در بلندای زمانی به شکل روشن تری می توان مشاهده و ردیابی کرد.

تالیف دایره المعارف کاری است بس دشوار و فرساینده، حتی اگر کل کار مبتنی بر ترجمه چند دایره المعارف و تدوین آن در قالب یک دایره المعارف فارسی باشد. اما رویین پاکباز و همکارانش، نه با یک یا چند دایره المعارف، نه با چند منبع محدود، بلکه با گستره وسیعی از هنرها روبه رو بوده اند که بخش قابل توجهی از آنها نیز معطوف به فرهنگ و هنر ایرانی بوده است. از این جهت این دایره المعارف نیازمند پژوهش در حوزه هایی گوناگون از فرهنگ و هنر ایرانی بوده اند که برای نخستین بار مدخل هایی بدین شکل برای آنها تالیف و تدوین شده است.

بنابراین بخش قابل توجهی از مدخل های این کتاب برای نخستین بار در چنین قالبی پی ریزی شده و اطلاعات دایره المعارفی آنها ارائه شده است. این مهم در مقالات و پیوست های کتاب نیز مشاهده می شود.

خلاصه کلام اینکه دایره المعارف سه جلدی هنر به آن بنا های عظیمی می ماند که ورود به آنها و تماشایشان مرعوب کننده است، چه رسد به اینکه بخواهی وارد میدان ساخت آن بشوی!

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روزانه اتفاقات بسیاری می‌افتدکه در سطح زمین نیز اثرات مهمی را در طول سالیان دراز خواهد داشت. اثراتی که مهم‌ترین علت آن را باید در افزایش جمعیت انسان‌ها بر روی زمین دانست. ما قرنی را پشت سر گذاشته‌ایم که در حوزه علم نسبت به قرون قبل از خود سرآمد بود. از نظریه نسبیت اینشتین گرفته تا نظریه کوانتوم و پیاده شدن نخستین انسان بر سطح کره ماه و از همه مهم‌تر ساخته شدن بزرگترین رایانه‌ها همه تغییرات بزرگی هستند که اثر محسوسی بر نحوه فکر کردن و زندگی روزانه ما داشته‌اند. شیمبورسکا شاعر لهستانی و برنده جایزه نوبل در شعری به نام انقراض قرن می‌نویسد:

قرار بود این قرن بیستم ما بهتر از قبل باشد
دیگر ... دیدن ادامه » فرصت نمی ‌کند این را ثابت کند
سال‌های اندکی از آن مانده
سلانه سلانه پیش می‌رود
نفسش به شماره افتاده

از بلاهایی که قرار نبوده
دیگر بیش از حد سرش آمده
و آنچه که قرار بود اتفاق بیفتد
جمله اتفاق نیفتاده است

قرار بود رو به بهار باشد
و از جمله رو به خوشبختی.
قرار بود ترس، کوه‌ها و دره‌ها را خالی کند
قرار بود حقیقت زودتر از دروغ
به مقصد برسد.

اما همه چیز را نمی توان تنها در پیشرفت‌های عظیم علم و فناوری خلاصه کرد. قرن بیستم که بلایا و فجایع و جنگ‌های آن از چشم شیمبورسکا دور نمانده است با گسترش مشکلات بسیاری نیز در حوزه‌های دیگر همراه بوده است. در حال حاضر میزان دی اکسید کربن جو زمین به بالاترین سطح خود در نیم میلیون سال گذشته رسیده است، دمای جهان ۷۵/۰ درجه سانتی گراد افزایش یافته و سطح دریاها ۲۲ سانتی متر بالا آمده است. در حقیقت گرمایش جهانی یکی از بزرگترین مشکلاتِ پیشِ روی انسان است چرا که عامل اصلی آن خودِ ما انسان‌ها هستیم. حل این مشکل از نظر مارک ماسلین نویسنده کتاب گرمایش جهانی تنها کار علم نیست. بلکه به اقتصاد، جامعه‌شناسی، ژئوپلیتیک، سیاست محلی و انتخاب شیوه زندگی افراد بستگی دارد. او معتقد است باید اقتصاد جهان را به سرعت انعطاف‌پذیر کرد و در جهت اقتصاد جهانی عاری از کربن حرکت کنیم. همچنین او گرمایش جهانی را فرصتی یگانه می‌داند که بتوان اقتصاد جهانی را بازسازی کرد و سازوکاری نیز برای کاهش فقر در سرتاسر جهان فراهم کرد. ماسلین در پنج فصل نخست کتاب درباره گرمایش جهانی و علت‌های گرمایش جهانی، اثرات آن بر تغییر اقلیم و چگونگی مدل‌سازی آینده‌ای بهتر صحبت‌هایی را مطرح کرده است. درباره شواهد تغییر اقلیم او سه عامل دما، بارندگی و سطح آب دریا را سه نشانگر اصلی گرمایش جهان می‌داند که از اهداف اصلی دانشمندان این بوده است که تغییرات سه کمیت ذکر شده را از زمان انقلاب صنعتی تا اکنون برآورد کنند و بفهمند آیا هیچ مدرکی برای علت گرمایش جهانی هست یا خیر. آن چه که مهم است تغییر اقلیم بر زیست و زندگی گونه‌های مختلف جانوران اثر خواهد داشت. گونه‌هایی از حشرات مانند زنبورها و موریانه‌ها، که برای بقا به آب و هوای گرم نیاز دارند به سوی شمال کوچیده‌اند و بعضی از آنها با گذشتن از کانال «مان»، از فرانسه به انگلستان رسیده‌اند. در تابستان ۲۰۰۳، حدود ۳۵۰۰۰ نفر در موج گرمای شدید اروپای شمالی جان باختند و دمای ۳۸ درجه سانتی گراد برای اولین بار در تاریخ بریتانیا ثبت شد. این‌ها نمونه‌هایی از آثار گرم شدن کره زمین است که نویسنده کتاب گرمایش جهانی برای ما بیان کرده است و صراحتا گرمایش جهانی را نتیجه فعالیت‌های بشر می‌داند و می‌گوید: گرمایش بر شدت سیل‌ها، خشکسالی‌های، موج‌های گرما و طوفان‌ها اثر می‌گذارد. شهرها و شهرستان‌های ساحلی به خصوص آسیب پذیرند، چون بالا آمدن سطح آب دریاها اثر سیل‌ها و طوفان‌ها را وخیم‌تر می‌کند. تامین آب، تامین خوراک، و بهداشت عمومی مهمترین مشکلاتی هستند که همه¬ کشورها با آنها روبه‌رو خواهند بود. گرمایش جهانی تنوع زیستی را در سرتاسر دنیا تهدید می‌کند و رفاه میلیاردها انسان را به مخاطره می‌اندازد؛ باید گفت چه آینده مشقت باری در انتظار آیندگان خواهد بود آینده‌ای که حتی نویسنده کتاب گرمایش جهانی را وادار می‌کند که در جایی از کتاب خود بگوید: «بهتر است حرفش را نزنیم». حرف نزدن و طفره اجباری ماسلین در این سطر ما را به یاد شعری از رابرت فراست شاعر امریکایی می‌اندازد:

برخی گویند جهان در آتش به سر می‌رسد،
برخی گویند در یخبندان، بنابر هوس‌هایی که من چشیده‌ام،
خود از هواداران آتشم.
اما اگر بنا بود دوباره فنا شود،
یخ نیز عالی‌ست
و کافی ‌ست.

فعلا گویا نظریه پایان جهان بر اثر گرمای شدید گزینه نزدیکتری است به دستاوردهای دانشمندان!

اما سیاست کشورها در قبال مسئله گرمایش جهانی موضوع دیگری است که ماسلین نگاهی به آن داشته است. در این بررسی نگاه او بیشتر به سمت کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است، با پیشرفت روزافزون کشورها، نشر گازهای گلخانه‌ای و کربن دی اکسید نیز رو به افزایش است، برای کاهش نشر چه باید کرد؟ ماسلین با وجود اینکه به پیمان‌های بین‌المللی در زمینه کنترل گرمایش جهانی همچون پیمان کیوتو خوشبین است اما نواقص مهمی را در مورد آن مطرح می‌کند. نواقصی چون دورنگر نبودن، فقدان ضمانت اجرایی و نبود کشور مهمی چون امریکا که نزدیک به یک چهارم کربن دی اکسید جهان را تولید می‌کند. او کاملا نگاهی سیاسی-اجتماعی به مسئله گرمایش جهانی دارد و معتقد است این مسئله تنها با توافق‌های بین‌المللی الزامی برای کاهش نشر گازهای گلخانه‌ای در سرتاسر جهان حل خواهد شد. حتی راه‌های مناسبی را نیز برای حل این مسئله بزرگ پیشنهاد می‌کند. نخستین راه حل او سازگاری با تغییر اقلیم است چرا که معتقد است بسیاری از کشورها در آینده نزدیک، و تقریبا همه کشورها ظرف ۳۰ سال آینده، تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت. اگر بتوان پیش‌‌بینی کرد که تاثیرات گرمایش جهانی چه می‌تواند باشد، دولت‌ها قادر خواهند بود برای کاهش این اثرات دست به عمل بزنند. برای مثال اگر سیل در بریتانیا فراوان تر شود، با قوانین سفت و سخت جدیدی که ساختمان سازی در دشت‌های آبرفتی و سواحل آسیب‌پذیر را محدود می‌سازند می¬توان مانع آسیب جانی و مالی شد. مورد دیگر کاهش خطر است. اما چگونه؟ استفاده از انرژی‌های جایگزین، تجدیدپذیر و پاک همچون انرژیِ زیست توده، انرژی زمین گرمایی، انرژی آب، شکافت هسته‌ای، حرارت خورشیدی، انرژی امواج، انرژی باد و ... پیشنهاداتی است که او ارائه می‌کند. علاوه بر این‌ها او درباره‌ی بهینه‌تر کردن حمل و نقل که از عوامل بزرگ بشری در گرمایش جهانی است و چگونگی مهندسی کره زمین برای حل این بحران پیشنهاداتی را مطرح می‌کند. در واقع نویسنده کتاب گرمایش جهانی این مشکل بزرگ را مشابه بیماری برای بدن انسان می‌داند که معتقد است پیشگیری بهتر از درمان است و حالا که کار هنوز به نقاط باریک نکشیده است بهتر است برای پیشگیری از بدتر شدن وضع اقدام کرد.

به طور کلی کتاب گرمایش جهانی مارک ماسلین را می‌توان کتابی با اطلاعات کافی و رویکردهای مناسب در جهت آشنایی با مسئله مهمی چون گرمایش جهانی دانست، کتابی که به مسئله گرمایش جهانی از دید اقتصاد، سیاست، جامعه‌شناسی و حتی شیوه زندگی فردِفرد آدم‌های ساکن بر کره زمین نگاه می‌کند و با ارائه نمودارها و جداولِ بسیار، جزئیات مهمی را درباره اثرات گرمایش جهانی در اختیار مخاطبینش قرار می‌دهد. در قبال آینده باید هوشیار بود، باید آماده بدترین حالت در حوزه گرمایش جهانی باشیم و سازگار شویم. اگر اکنون اقدام کنیم مقدار زیادی از هزینه و خسارتی را که تغییر اقلیم باعث خواهد شد می‌توان کاهش داد. لازمه‌اش این است که ملت‌ها و سرزمین‌ها برای ۵۰ سال آینده برنامه‌ریزی کنند، در واقع در قبال گرمایش جهانی قوانین بنیادی جامعه را تغییر دهیم تا نگرش جهانی و بلند مدت‌تری اتخاذ کنیم. به قول همسرِ مارک ماسلین ما به راه حل‌هایی محشر برای دنیایی گرم تر نیاز داریم.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان مروارید که بر اساس یکی از حکایتهای قدیمی مردم مکزیک نوشته شده است و وصف زندگی فقیرانه ی صیادان بومی مکزیک استکه نخواستد از مادر طبیعت پیوند ببرند و به نوکری سفید پوستاد در بیایند.

داستان عشق پدرو مادری است به فرزندی و رویاهایشان برای اینده ی او

اشتاین ... دیدن ادامه » بک طرفدار مکتب ناتورالیسم است و جبر را بر زندگی افراد و روابط اجتماعی حاکم میدانست
اما به گفته خود نویسنده داستان مروارید نیازی به تاویل ندارد!
چراکه آیینه ایست که هرکس معنایی در خور احوال خود در آن میابد!
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانی که برمی گردیم و گذشته ی برخی اتفاقات و تحولات بزرگ علمی را مرور می‌کنیم، تازه متوجه می شویم چه تلاش هایی شده و چه زیبایی هایی در ذهن عده‌ای جرقه زده است و سپس خود را در ذهن های بسیاری منعکس کرده است. خاصیت علم این طور نیست که هر دوره ی تاریخی در آن از دوره ی قبلی مستقل باشد. اتفاقا برعکس، با مرور تاریخ این احساس به ما دست می دهد که همه ی آنها که برای پیشرفت علم زحمت کشیده اند، دوندگانی هستند که هر کدام در اندازه ی توان خود سهمی در پیشرفت آن داشته و سپس باقی راه را به آیندگان پس از خود سپرده است. در این میان عده ای نیز هستند که گاهی بنای ساخته شده توسط گذشته گان را با تردید نگاه می کنند، نه اینکه آن را به طور کامل رد یا انکار کنند، اما میلی شاید در درون آنها جوشیده که به خلق بنایی تازه واداراشان می کند، بنایی که قرار است پس از خود جهان تازه ای را در اختیار آیندگان بگذارد. بسیاری از فیزیکدانان و شیمیدانان و ریاضیدانان اوایل قرن بیستم دورانی که مدرنیسم در حال شکوفایی است این چنین اند و جلوه هایی از تاثیرات مثبت و منفی آثار فعالیت های آنان را می‌توان در اشعار انتقادی بعضی شاعران نیز مشاهده کرد:

دل مسوزان بر آدمیزاد، این هیولای گرفتار.
پیشرفت، ... دیدن ادامه » آفتی ست رفاه آور.
قربانی تو، آسوده فراسوی مرگ و زندگی،
با عظمت حقارتش گرم بازی است،
الکترون ها لبه ی تیغی را
الهه ای می نمایند همچون کوهساری،
تلسکوپ ها نامرادی را در پیچ و خم کجاهنگام می گسترند
چندان که نامرادی به خودِ خودش بازگردد.
جهان ساخته ها، دیگر جهان زاییده ها نیست.
بر تن و بر درخت بیچاره دل بسوزان،
بر سنگ ها و ستارگان بیچاره،
نه بر این جانور فراجادویی ماورای نیرومند.

سطرهای ذکر شده همه بخشی از شعر «انسان، این هیولای گرفتار» شاعر مدرنیست انگلیسی ای.ای.کامینگز است. در همین چند سطر نشانه هایی از تحولات تازه ی دنیای علم در قرن بیستم قابل رویت است. شاید برایمان جالب باشد که بدانیم در اواخر قرن نوزدهم یعنی در سال ۱۸۹۷ میلادی الکترون که از ذرات بنیادی ماده است توسط جوزف جان تامسون کشف می شود و پس از آن در طی سال های ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۰ نظریه ی کوانتوم پایه های علمی خود را محکم می کند و از همه مهمتر اینکه در سال ۱۹۲۹ اخترشناس امریکایی ادوین هابل با رصدهای خود نشان می دهد که تمامی فضا و کل جهان همانند یک بادکنک عظیم کیهانی در حال انبساط است و این انبساط باعث دور شدن کهکشان های جهان از یکدیگر می شود و سه سال پس از نظریه هابل، فیزیکدانان ثابت می کنند که ماده ی اصلی سازنده بدن انسان از انفجار ستاره ای حاصل شده است که سال ها پیش مرده است. شعر کامینگز ماحصل چنین دورانی است، دورانی که علم و پیشرفت آن خالی از تاثیر بر دنیای اطراف خود نیست.

تولد نظریه ی کوانتوم را می توان به ماکس پلانک نسبت داد. او با اشکالاتی که بر فیزیک کلاسیک وارد کرد توانست آغازگر بنایی تازه باشد. اما پیشنهاد و فرض تازه ی پلانک چه بود؟ در فیزیک کلاسیک فرض بر این بود که جسم سیاه تابش را به صورت پیوسته به خود می کشد و بیرون می دهد. در دنیای فیزیک کلاسیک، که همه چیز در آن به صورت پیوسته تغییر می کند، هیچ چیز دیگری معقول به نظر نمی آمد. اما پیشنهادی که پلانک کرد برخلاف این بود. او گفت که تابش گاه به گاه، و به صورت بسته های انرژی که اندازه ی معینی دارند، گسیل یا جذب می شود. وی تعیین کرد که انرژی هر یک از این کوانتوم ها (این نامی بود که روی بسته ها گذاشته بود) باید متناسب باشد با بسامدش. نظرات پلانک آغازکننده-ی راهی نوین برای فیزیک بود، راهی که فیزیکدان انگلیسی جان پاکینگ هُرن در کتاب نظریه ی کوانتوم در شش فصل آن را به طور مختصر بیان کرده است. پاکینگ در ابتدا از ضعف ها و رخنه هایی که در بنای فیزیک کلاسیک( فیزیک نیوتن و ماکسول) در طی قرن نوزدهم پدید می‌آید صحبت کرده و سپس از بیان نقش بزرگی که فیزیکدانانی چون پلانک، نیلز بور، هایزنبرگ، شرودینگر و ... در شکل گیری انقلاب کوانتوم داشتند غافل نمی ماند. او جالب ترین نظری که پیرامون فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتوم می تواند بیان شود را از زبان استاد بزرگ خود پل دیراک در کلاس های درس دانشگاه کمبریج نقل می کند: «دیراک جذاب صحبت می کرد و استدلال هایش همیشه روشن بود. او یک تکه گچ را برمی داشت و آن را به دو نیم می کرد. یک نیمه را در یک طرف تریبون می گذاشت و نیمه ی دیگر را در طرف دیگر، و بعد می-گفت که از لحاظ فیزیک کلاسیک یک حالت است که گچ «اینجا»ست و یک حالت که گچ «آنجا»ست. و جز این دو حالت امکان دیگری وجود ندارد. اما اگر به جای گچ یک الکترون را در نظر بگیرید، در دنیای کوانتومی، گذشته از حالت های «اینجا» و «آنجا»، یک مجموعه ی کامل از حالت های دیگر هست که آمیزه ای از این دو امکانند- یک کمی از «اینجا» و یک کمی از «آنجا» که با هم جمع می شوند. در نظریه ی کوانتومی می توان حالت هایی را با هم آمیخت که از لحاظ کلاسیکی مانعه-الجمع به نظر می آیند. این امکان جمع حالت ها، که خلاف تصور شهودی ماست، چیزی است که جهان کوانتومی را از جهان فیزیک کلاسیک، که همان جهان زندگی روزمره است، متمایز می کند.»

سرشت احتمالاتی نظریه کوانتومی که بسیار مورد اختلاف ریاضیدانان و فیزیکدانان زمان خودش بوده دیگر موضوعی است که هُرن به بیان آن پرداخته است، سرشتی که نقش زیادی بر ابهامِ ذاتیِ فیزیک کوانتومی دارد. نیلز بور در جمله ی مشهوری درباره ی شگفتی های نظریه ی کوانتومی می گوید:هر که از نظریه کوانتومی حیرت زده نشود آن را نفهمیده است!

با اینکه نویسنده ی کتاب نظریه ی کوانتومی- آقای پاکینگ هُرن تاکید دارند که کتابشان را برای عموم نوشته اند اما بخش هایی از فصول ۳، ۴و ۵ دشواری هایی را برای فهم مخاطبانی که اطلاعات پایه‌ای ریاضی و فیزیک کافی ندارند، ایجاد خواهد کرد، فصل‌هایی که در آنها با جزییات و زبان علمی دقیقی اثر نظریه کوانتوم و ابهامات ناشی از آن بررسی شده است.

توجه به تحولات پس از خلق نظریه ی کوانتوم و اثر آن بر سایر علوم دیگر موضوعی است که در فصل پایانی کتاب از توجه نویسنده دور نمانده است. او صراحتا ذکر می‌کند «تصویری که نظریه ی کوانتومی از فرایندهای فیزیکی به ما ارائه می کند با آنچه زندگی روزمره انتظارش را در ما به وجود می آورد از بیخ و بن متفاوت است. این تصویر چنان غریب است که به این سوال دامن می زند که آیا واقعیت زیراتمی همین است، یا چنین نیست و مکانیک کوانتومی چیزی نیست جز یک زبان مناسب، و در عین حال عجیب که به مدد آن می توان محاسبات ریاضی را انجام داد. شاید با استفاده از این زبان پاسخ هایی را به دست آوریم که سازگاریشان با نتایجی که در آزمایشگاه و با استفاده از دستگاه های کلاسیک به دست می آید حیرت انگیز باشد.»

به طور کلی نظریه ی کوانتومی کتابی است فشرده و مختصر که در ۱۶۰ صفحه دنیای بزرگ کوانتومی را به تصویر کشیده است، دنیایی که بر تاثیر شگفت انگیز آن هر روز افزوده می گردد. دورانی که نظریه ی کوانتوم مبانی نخستین خود را در طی سال های ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۰ طی می کند و پایه ریزی می شود انقدر برای بسیاری از فیزیکدانان شیرین بوده است که پاکینگ هُرن در ستایش آن جمله ی معروفی از شاعر انگلیسی ویلیام وردزورث را که در ستایش انقلاب فرانسه گفته است به کار می برد: زندگی کردن در آن دوران سعادتی بود، اما جوان بودن بهشتی برین بود!

منابع و مآخذ:
- نظریه ی کوانتومی/ جان پاکینگ هُرن/ ترجمه ی حسین معصومی همدانی/ انتشارات فرهنگ معاصر.
- داستان شگفت انگیز کوانتوم/ شهاب مشعری مقدم/ انتشارات علمی و فرهنگی.
- از شکسپیر تا الیوت/ ترجمه و تالیف سعید سعیدپور/ انتشارات کتاب آمه.

http://www.alef.ir/book
علیرضا بابایی این را خواند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همواره همه ادیان، مکاتب فلسفی، عرفانی و علمی برای برطرف کردن نیازهای اساسی انسان شکل گرفته‌اند و پاسخ به سوالات ذهنی و ذاتی انسان‌ها نیز از این دست نیازها بوده است. پس انسان بر مبنای سوالات خود به سمت و سوی اندیشه و دین یا مکاتب علمی و فلسفی گرایش پیدا می‌کند یا به سراغ کتابخانه می‌رود و کتابی برای خواندن انتخاب می‌کند. لذا اندیشه و اندیشه ورزی خصلت ذاتی هر انسانی است و بدون آن آدمی از انسانیت به دور می‌افتد.
آدمی اساسا با پرسش و تشکیک به بلوغ می‌رسد. پرسش موجب جستجو می‌شود و کشف آن چه که در نظر او تاکنون ناشناخته باقی مانده بود و این همه در نهایت منجر به پیشرفت بشریت می‌گردد.

در ... دیدن ادامه » آغاز انفجاری بود. نه انفجاری مثل آنچه روی زمین می‌شناسیم که از مرکز معینی شروع می‌شود و گسترش می‌یابد تا هر چه بیشتر محیط مجاور خود را فراگیرد، بلکه انفجاری که به طور همزمان و همه جا روی داد و از همان آغاز سراسر فضا را چنان انباشت که هر ذره ماده از هر ذره دیگر به شتاب می‌گریخت. منظور از سراسر فضا در این زمینه ممکن است سراسر عالمی نامتناهی باشد یا سراسر عالمی متناهی که چون سطح کره برخورد خم شده است. تصور هیچ یک از این دو شق آسان نیست، اما مانع کار ما نخواهد بود، در عالم آغازین متناهی بودن یا نامتناهی بودن فضا چندان اهمیتی ندارد.

جملات فوق آغاز بحث و پاسخ آقای وینبرگ استاد فیزیک دانشگاه هاروارد پیرامون چگونگی آغاز عالم در کتاب «سه دقیقه اول» است.

کتاب سه دقیقه اول نوشته استیون وینبرگ نگاهی متفاوت است به آغاز و شکل گیری عالم با استفاده از مباحث فیزیکی و علمی. هر چند این کتاب برای عموم نوشته شده است، اما می‌بایست به استدلال‌های آن تفکر کرد و زود از کنارشان نگذشت، برای این نیز نیازی به دانستن ریاضی و فیزیک نیست و همگان با کمی چاشنی کنجکاوی می‌توانند با این کتاب یک خواننده حرفه‌ای باشند.

سه دقیقه اول سعی می‌کند تا فهم جدیدی از عالم که در پی کشف زمینه تابشی میکروموجی کیهانی در سال ۱۹۶۵ حاصل آمده است ارائه دهد و در فصل آخر هم مختصری درباره آینده این عالم بحث می‌کند و می‌گوید: عالم ممکن است الی الابد انبساط یابد، سردتر، تهی‌تر شود و نیز ممکن است بار دیگر به انقباض بپردازد. کهکشان‌ها، ستارگان، اتم‌ها و هسته‌های اتمی را درهم شکند تا به صورت اجزای تشکیل دهنده‌شان درآیند. آقای وینبرگ در فصل‌های پایانی کتاب هم چنین به تاریخ کیهان‌شناسی و ضمن آن آسیب‌شناسی می‌رود.

استیون وینبرگ آن زمان که این کتاب را ارائه داد استاد دانشگاه هاروارد بود و از برجسته‌ترین فیزیکدانان نظری به شمار می‌آمد. دو سال بعد به خاطر پژوهش‌هایی که در نظریه ذرات بنیادی انجام داده بود، به دریافت جایزه نوبل در فیزیک نائل آمد. او در دانشگاه‌های کرنل و پرینستون تحصیل و در دانشگاه‌های کلمبیا و کالیفرنیا، برکلی و ام آی تی و درنهایت هاروارد پژوهش و تدریس کرد.

این کتاب نیز حاصل سخنرانی او در نوامبر ۱۹۷۳ در مراسم گشایش مرکز علم دوره‌های کارشناسی دانشگاه هاروارد است. در این کتاب او سعی کرده نگاه علمی و فیزیکال نسبت به آغاز عالم داشته باشد و مخاطبان با مطالعه آن، تصور خام، مبهم و کارتونی که در این باره در ذهن دارند را از دست خواهند داد و به تصویری صحیح و واقع و علمی دست خواهند یافت.

کتاب «سه دقیقه اول» نوشته استیون وینبرگ با ترجمه خوب محمدرضا خواجه پور، توسط انتشارات فرهنگ معاصر در قالب مجموعه دانش معاصر منتشر شد که به دانشجویان رشته‌های مختلف از علوم انسانی تا فنی و مهندسی می‌باشد و همچنین همه علاقه‌مندان به علم و پژوهش یا اهالی کتاب. درباره این اثر می‌توان بسیار حرف زد و نوشت، اما ترجیح می‌دهم خلاصه نویسی را در معرفی این کتاب ارزشمند رعایت کنم و خوانندگان را به مطالعه اصل کتاب ارجاع دهم.

http://www.alef.ir/book
parisa zendebudi این را دوست دارد
واااای چقدرررر مشتاق خوندنشم.مرسی بابت معرفی
۰۲ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باز هم صحبت از شگفتی‌های آفرینش است! طبیعتی که انگار هیچ‌وقت قرار نیست سرشت پیچیده‌اش را برای انسان کاملاً فاش کند، و هرگز دست از حقیقت رازآمیزش برنمی‌دارد. گویی قرار نیست سؤالات مهم و بزرگ انسان – چه پیرامون عالم مادی و چه در هر حوزه‌ی دیگری- بالاخره پاسخ روشنی بیابند و قصه‌ی خود را به سرانجام برسانند. این‌بار قرار است «ماده» و «فضا»یی که ماده را در خود جای داده است، بر صحنه آید و انسان جستجوگر و کنجکاو را در حیرت فرو برد و به تکاپو وادارد.

بگذارید کمی به اصل مسئله نزدیک‌تر شویم. لطفاً به رایانه یا گوشی همراه و یا تبلتی که به وسیله‌ی آن، این نوشته را می‌خوانید دقت کنید. به نظرتان چه‌قدر فضا را اشغال کرده است؟ احتمالاً فضای خالی زیادی را در آن نمی‌بینید. اگر هم حفره‌های بین قطعات این دستگاه، فضای خالی در میانش باقی گذاشته باشد، لابد می‌پذیرید که این وضعیت در مورد یک قطعه سنگ صادق نیست و سنگ شیئی است کاملاً‌ تو پُر، که فضا را با همه‌ی حجمش اشغال می‌کند.

چه‌قدر ... دیدن ادامه » در مورد صحت آن‌چه در بند قبل گفته شد اطمینان دارید؟ راستش را بخواهید باید گفت که فرض بند قبلی، از نظر یافته‌های علم فیزیک آن‌قدر از واقعیت دور است که می‌توان آن را بی‌اساس دانست. بله! ظاهراً نسبت فضاهایی که «ماده» در عالم اشغال کرده است، باید نزدیک به صفر بدانیم. باور نمی‌کنید؟ تازه این اول راهی است که «فرنک کلوس» در ۱۸۲ صفحه، با عنوان «هیچ» در پیش می‌گیرد تا شما را در مورد خلئی که جهان را فراگرفته و عواید و اثراتی که از آن خلأ عجیب ناشی می‌شود متقاعد کند.

در فصل دوم «هیچ»، به عالم زیر اتمی سفر می‌کنید! حتماً در جریان هستید که مطابق نتایج تازه‌ترین آزمایش‌ها اشیاء مادی از مولکول تشکیل شده‌اند، و مولکول‌ها هم از اتم. پیش‌تر اتم را جزء تجزیه‌نشدنی می‌دانستند. آیا می‌دانید که ۹۹.۹۹۹۹۹۹۹۹۹ درصد حجم اتم را فضای خالی تشکیل می‌دهد؟ فضایی که هیچ ماده‌ای در آن نیست. الکترون‌ها بود و نبود اشیاءِ زمختِ جامد سر راهشان هیچ تفاوتی به حالشان ندارد. به همین دلیل می‌توانند برای گام اول، گواه خوبی باشند تا بپذیرید که به اندازه‌ی کافی فضای خالی در میانه‌ی آن شیء ظاهراً زمخت و جامد وجود دارد.

حتماً می‌پرسید که پس چرا فرو نمی‌ریزد، چرا جرم دارد، چرا دست شما در آن وارد نمی‌شود، چرا پیوسته و یک دست دیده می‌شود؟ این‌ها همه سؤالات خوبی است، که «هیچ» برای همه‌ی آنها تبیینی ارائه می‌دهد. از «میدان» سخن می‌گوید، همان چیزی که جهان مادی را بر سر خود استوار نگه داشته است. گویی میدان‌های مغناطیسی و الکتریکی، استخوان‌های نامرئی این جهان هستند. میدان‌ها، از میانه‌ی اتم گرفته، تا پهنه‌ی ساختارمند کهکشان‌ها نقش ایفا می‌‌کنند. مثلاً میدان‌هایی که بین ذرات باردار شکل می‌گیرند، چنان قدرتی برای جذب یا دفع ذرات دیگر دارند که می‌توانند اشیاء را مجزا از هم نگه‌دارند، در حالی که اجزای خود همان شیء را محکم به هم چسبانده‌اند.

قصه‌ی خلأ در کتاب هیچ، با این مقدمه‌ی ساده، تازه آغاز می‌شود. پس از آن‌که به فضاهای خالی عالم اشاره می‌کند، با بررسی سرشت موجودات عجیبی با نام «موج»، و تطور نظریاتی که نور و امواج مشابه آن را واکاوی می‌کند شگفتی‌های دیگری از طبیعت را پیش چشم خواننده‌اش می‌گذارد. موج در ابتدا چیزی شبیه ماده به نظر می‌رسید. اما بعدها معلوم شد که چنین قضاوتی در موردش چندان هم درست نیست.

«هیچ» برگ‌های دیگری هم دارد که برای شما رو کند. «زمانْ» معمای پیچیده‌ای که به قدمت و دیرینگی شهرت دارد هم مجال پیدا می‌کند تا لابه‌لای بحث‌های «هیچ» به میان کشیده شود، و گزارشی از تکاپوی فیزیکدان‌های به خط شده را برای یافتن راه حل به شما ارائه دهد. تصور محدود و خاصی که پس از سال‌ها زندگی در جهانِ –ظاهراً- سه بعدی در ذهن داریم، ما را در تنگنایی قرار می‌دهد که مسئله‌ی «زمان» برایمان پیچیده‌تر می‌شود. شاید حرف‌های گفتنی فیزیک کوانتوم برای حل این معما، با تصویر بدیع و خارق‌العاده‌ای که از طبیعت به دست می‌دهد، برای شما هم جالب باشد.
کوانتوم حرف‌های دیگری هم دارد. درباره‌ی ماده، و درباره‌ی منشأ هستی. اگر بند اول این نوشتار برای شما عجیب نبود، و به راحتی پذیرفتید که فضای جهان، تقریباً‌ خالی از ماده است، احتمالاً نمی‌توانید به همان راحتی بپذیرید که همه‌ی این جهان از «هیچ» پدید آمده باشد. البته منظور از هیچ، نبود ماده است، وگرنه کوانتوم خلأ عاری از ماده و انرژی را نمی‌پذیرد، اما این‌که چگونه همان فضای تهی از ماده منجر به یک چنین جهان مادی‌ای می‌شود، سؤالی‌ست که کتاب «هیچ» تا آخرین صفحاتش با آن مواجهه دارد، و شواهد قابل توجهی را پشتیبان این دیدگاه قرار می‌دهد که «پدید آمدن از هیچ» بیش از یک فرضیه و احتمال صرف قابل اعتنا است.

«هیچ»، سرآغاز قصه‌ی «خلأ» را از یونان باستان پی‌می‌گیرد؛ از همان‌جا که ارسطو فضا را چیزی غیر از مظروف آن نمی‌دانست و برای همین نمی‌توانست بپذیرد که فضای خالی واقعیت داشته باشد. سپس دشواری‌های این دیدگاه را با یافته‌های فیزیکی می‌سنجد، و یاد می‌کند از نظریات بدیلی که فضا را مستقل از آن‌چه در آن است موجود می‌دانند. در ادامه به نیوتون می‌رسد و ابداعاتش، و از آن می‌گذرد و خلأ را در تلاش‌های اینشتین و دیگران پیگیری می‌کند. و در هر فصل، یک موضوع گره‌خورده با «خلأ» را وامی‌کاود و شرح می‌دهد.
شاید مهم‌ترین مسئله‌ی هیچ را بتوان «راز آفرینش» دانست. اگر مخاطب علاقه‌مند به فیزیک، قدری در مورد منشأ عالم اندیشیده باشد، و این سؤال ساده را از خود پرسیده باشد که «روز قبل از آفرینش عالم چه چیزی بود؟!»، این کتاب گزینه‌ی خوبی است تا او را با دیگرانی هم که به این سؤال اندیشیده‌اند همراه کند. فرنک کلوس در آستانه‌ی کتاب خود، همین سؤال را طرح می‌کند، و در فرجام فصل آخر هم، به همین سؤال باز می‌گردد. به «هیچی» پیش از آفرینش عالم!

کتاب «هیچ»، یک نوشتار مختصر است با رنگ و بوی فلسفه و فیزیک محض، که علاقه‌مندان به حوزه‌های پر از شگفتی فیزیک را پیرامون عالم ماده، از گستره‌ی ناچیز اتم تا پهنه‌ی بین‌کهکشانی سیر می‌دهد. این اثر فرصتی فراهم می‌کند تا خواننده‌اش در پیش‌فرض‌های عوامانه نسبت به آن‌چه به چشم می‌‌آید و حس می‌شود تردید کند، و بار دیگر ببیند که طبیعت همیشه برای شگفت‌زده کردن آن‌هایی که در همسایگی‌اش زندگی می‌کنند حرف‌های ناگفته‌ی زیادی در چنته دارد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تغییرات و تحولاتی که علم طی کرده است تا به نقطه ی کنونی خود در روزگار ما برسد هرکدام داستان ها و پرسش های بسیاری برای انسان خلق می کند. این سخن اگوست کِنت که تاریخ علم خود یک علم است با ویژگی های خاص خود چندان بیراه نیست. پیر روسو در مقدمه ی کتاب تاریخ علوم می گوید: به نظر ما علم صرفنظر از نتایح فنی آن یک نمودار اجتماعی است که همچون هنر و ادبیات و حقوق و مذهب از بیخ و بن با اوضاع اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و هدف های دوران معینی ارتباط دارد. به نظر ما نمی توان تاریخ علم را بدون تبعیت از تاریخ عمومی نوشت...

حرف های گفته شده در سطور بالا بهانه ای بود برای یادآوری ارزش تاریخی علم که در طی سال های اخیر بسیار مورد توجه دانشمندان و محققین علمی قرار گرفته است. یکی از این افراد، فیزیکدانی چون آقای جینو سگره است که در کتابی به نام «یخچال اینشتین» داستان هایی علمی را همراه با پرسش و پاسخ هایی با نوعی رویکرد تاریخی مطرح می کند. سگره خود به این نکته در مقدمه ی کتاب اشاره می-کند که طرح پرسش های بزرگ که علم در چند قرن گذشته به آنها پرداخته است از اهداف اصلی او بوده است: او معتقد است در کتابش چیستان های زیادی مطرح می کند که مضامین آنها ممکن است ضد و نقیض باشد. آنچه که هست دید تاریخی سگره که با نوعی داستان گویی همراه است ما را با کتابی جذاب روبه رو می کند. در فصل نخست نویسنده پافشاری بسیاری در صحبت درباره ی دمای ۳۷ دارد. اما چرا ۳۷؟ علت این است که به طور تقریبی دمای بدن انسان، پرندگان و پستانداران با تاریخ تکاملی متفاوت برابر ۳۷ است. این ثبات دمایی باعث می شود که ما و سایر حیوانات بتوانیم فعالیت های پیچیده ی زندگیمان را به گونه ای بهینه پیش ببریم. در بخش های دیگری از فصل نخست نویسنده درباره سازوکار های متفاوتی که بدن انسان در شرایط گوناگون می تواند اختیار کند صحبت کرده است. سازوکارهایی چون خنک کردن هوا و محیط زندگی توسط جانوران و همین طور چگونگی تاثیر تعرق و نقش تبخیر در بهینه تر کردن اقلیم های متفاوت جهت داشتن شرایط زندگی بهتر توسط انواع گوناگون جانوران. شاید خالی از لطف نباشد در این زمینه زنبورهای عسل را مثال بزنیم که با استفاده از تکنیک باد زدن در تابستان هوای داخل کندو را خنک نگه می دارند و با درست کردن لایه های نازک از قطرات و باد زدن آنها هوای مرطوب را از درون کندو خارج می کنند. این تکنیک که در واقع به نوعی به استفاده از بادبزن در بین انسان ها که در طی قرن هجدهم بسیار استفاده می شد شباهت دارد در بین زنبورها بسیار رایج است و آنها با این کار دمای کندو را روی عدد ۳۵ (دو واحد کمتر از ۳۷) نگه می دارند. در حقیقت تمام اینها سازش هایی است که ما جانداران در جریان طولانی تکامل یاد گرفته ایم تا به بقای خودمان رونق بهتر و بهینه-تری بدهیم. در انتهای این فصل سگره از موضوع مهمی صحبت می کند که انسان هنوز هم در برابر آن چاره ای ندارد. بعد از میلیون ها سال تکامل، تب هنوز نقطه ی ضعفی است که با انسان همراه است و او را بسیار به چالش و گاهی ناتوانی وادار می کند. سگره با رویکردی تاریخی مبتنی بر زیست‌شناسی و پزشکی علت-هایی را برای آن ذکر می کند.

در ... دیدن ادامه » بخشی از این کتاب، روند تکاملی انسان در استفاده از فناوری ای چون آتش را از اولین جرقه ها که قدمتی دویست هزارساله دارند بررسی کرده و در این بررسی نویسنده سعی کرده است به طور مختصر درباره ی عصر حجر، عصر مفرغ و عصر آهن توضیحاتی را در مورد نحوه ی زندگی انسان ارائه دهد. در ادامه آنچه که مورد بررسی نویسنده قرار گرفته است، مقایسه ای است بین سه وسیله ی مهم که در طول تاریخ علم هر یک نقش بزرگی داشته اند. تلسکوپ، میکروسکوپ و دماسنج. تلسکوپ توانست انسان را به اوج و عمق آسمان ها ببرد به اینکه رازهایی که نیاکانش را قرن ها به جست وجو و حدس و گمان واداشته بود کشف کند، رازهایی که همچنان ما را شیفته ی خود کرده اند. اما میکروسکوپ ما را به جهان ریزتر و کوچکتری کشانید، جهانی که در آن کوارک ها به عنوان ذرات بنیادی اتم از جهان زیبای دیگری صحبت می کنند. ویکتور هوگو نویسنده ی مشهور فرانسوی در اظهارنظری طنزآمیز می گوید: گذشته را در تلسکوپ می بینیم و زمان حال را در میکروسکوپ و در پی آن زشتی های آشکار زمان حال را. اما در این میان شاید توجه ما همواره به دماسنج و نقش کلیدی آن در ترقی زندگی انسان کمتر بوده است. مردم تا پیش از سال ۱۶۰۰ چندان در فکر اندازه گیری دما نبودند، فقط در این حد که چه بپوشند، کجا بروند، چگونه پخت وپز کنند و چطور در کوره ابزار درست کنند. در مقابل، اندازه گیری استاندارد طول، زمان و وزن بسیار دقیق بود، زیرا در انجام کارهای حکومت، تجارت و زندگی روزمره ضرورت داشت. آنچه که جینو سگره سعی کرده است در طی بخش هایی با عناوین چهار مخترح دماسنج، کنتِ ماساچوستی، قدرت بخار، سه قانون ترمودینامیک و آنتروپی و حیات مورد بررسی قرار دهد تاریخچه ای است از چگونگی اندازه گیری دما و اثر آن در علوم فیزیک و شیمی و حتی زیست شناسی.
از دیگر ویژگی های کتاب یخچال اینشتین مقدمه پردازی های نویسنده در شروع هر فصل است و سپس با توجه به مقدمه ذکر شده نویسنده به بسط تاریخی موضوع مورد نظر می پردازد. فصل چهارم کتاب یخچال اینشتین با عنوان «زندگی در شرایط استثنایی» مباحثی را پیرامون این که انسان چگونه توانست برای اولین بار به عمق دریاها برسد و ذکر داستان هایی درباره ی کشف ناشناخته های عمق دریا، حضور حیات برای موجوداتی در کف اقیانوس ها در حالی که هیچ خبری از نور خورشید در آنجا نیست، نقش دما در حیات موجودات زنده، پاسخ به این سوال بزرگ که حیات بر روی کره ی زمین در حدود ۵/۴ میلیارد سال پیش چگونه شکل گرفت، عصرهای یخبندان و نقش آنها در حیات بر روی کره ی زمین و از همه استثنایی تر آن طور که خود سگره نام این فصل را زندگی در شرایط استثنائی گذاشته بررسی یک پرسش بزرگ: حیات فرازمینی. او می گوید: از برکت موجوداتی که در منافذ گرم آبی زمین یافته ایم، فهمیده ایم که حیات حتی در غیاب نور خورشید هم امکان وجود دارد، به-شرطی که منبع انرژی موجود باشد و دما هم به قدری زیاد باشد که آب مایع بماند و پس از آن ذکر می کند که قمرهای چهارگانه ی مشتری و مریخ تنها نامزدهای فرازمینی در منظومه شمسی ما نیستند. تیتان، قمر زحل، تریتون، قمر نپتون و حتی شارون، قمر پلوتون از موارد محتمل هستند.

در طول تاریخ زندگی چندهزار ساله ی انسان بر کره ی زمین، خورشید همیشه نقش غیرقابل حذفی داشته چرا که عامل حیات و امکان زندگی بر زمین است. انسان گرای قرن پانزدهم مارسیلیو فیچینو در رساله ای درباره ی خورشید می گوید: همه چیز را تغذیه می کند و می پروراند و مولد و محرک جهان است. خورشید در برهه‌ای از تاریخ حتی خدایی مهربان و بخشنده برای انسان بوده. بد نیست نظرات کپرنیک درباره ی خورشید را که به نظر او مرکز عالم بوده بدانیم: آرمیده در میان همه چیز، خورشید است. زیرا در این زیباترین معبد، کیست که این چراغ را در نقطه ی دیگر یا بهتری قرار دهد که از آن نقطه بتواند همه چیز را همزمان روشنی ببخشد؟ زیرا نابجا نیست که خورشید را کسانی فانوس عالم می خوانند، کسانی مغز آن، و کسانی دیگر فرمانروای آن.] هرمس[ سه بار بزرگ، آن را ایزدی قابل رویت می نامد؛ و الکتراری سوفوکل آن را همه بین می خواند. در روزگار کنونی می-دانیم خورشید نه تنها مرکز عالم نیست بلکه ستاره ای است همچون ستارگان دیگر در کهکشان ما که عمری محدود دارد. به طور کلی خورشید و داستان زندگی آن از دیگر موارد مهمی است که در فصل پنجم با عنوان «پیام هایی از خورشید» نقل شده است، نگارنده معتقد است این فصل اطلاعات جامع و مختصری درباره ی پیدایش خورشید، برهم کُنش اجزای سازنده ی آن و از همه مهمتر سرنوشت نهایی آن و اثرات آن بر زمین در اختیار مخاطبان قرار می دهد.
اما جهش کوانتومی عنوانی است که نویسنده برای فصل ششم کتاب برگزیده است. در این فصل مطالبی چون کشف هسته ی اتم و چگونگی مایع شدن گاز هلیم دو موضوع مهم هستند که بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند. ابررسانایی، خاصیت دوگانه ی موجی-ذره ای نور، اصل طردپاولی و اصل عدم قطعیت از دیگر موضوعات مطرح شده این فصلند. فیزیکدان بزرگ قرن بیستم اینشتین نیز از توجه نویسنده دور نمانده است و مطالبی پیرامون مقالات او و برخی اختراعاتی که او در سنین جوانی و پیری در سر داشت ذکر شده است. عنوان کتاب نیز با نام یخچال اینشتین اشاره به زمانی دارد که یک روز در سال ۱۹۲۵ اینشتین در روزنامه داستان خانواده ای را خواند که در اثر نشت گازهای سمی از پمپ بخچالشان کشته شده بودند. همین اتفاق باعث شد اینشتین به همراه فیزیکدان جوانی تصمیم به ساخت یک یخچال بگیرد.

وقتی این فصل را می خوانیم با فیزیکدان و نویسنده ای قابل چون جینو سگره و باطنش بیشتر آشنا می شویم. خلوص نیت او در بخش پایانی این فصل به ما یادآوری می کند که ناچیزی انسان به آن معنا نیست که نمی توانیم یا نباید کاری انجام بدهیم. ما به خودمان و کیهان بدهکاریم که با یکدیگر با احترام رفتار کنیم و در حد توان محدودی که داریم با دنیای بزرگتر از خودمان هماهنگ زندگی کنیم. و این سطرها ارزش پژوهش های علمی را همان طور که دانته در دوزخ گفته به ما یادآوری می کنند: «به یاد داشته باشید که روح شما به چه سان افشانده شده است. شما برای آن که چون حیوانات و جانوران زندگی کنید آفریده نشده اید و بلکه آفریده شده اید تا در پی فضیلت و دانش برآیید». بله دانش و ارزشی که به زندگی بشر در طی قرن های اخیر بخشیده بر کسی پوشیده نیست.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطالعه فیزیک می‌تواند برای بسیاری که دغدغه طبیعت و شناخت یا حفظ آن را دارند مفید باشد. بسیاری معتقدند که علمی که باعث تصرف طبیعت شده و دنیا را به اصطلاح توسعه داده، فیزیک است. پس برای آگاهی از آن که بدانیم این علم از کجا به اینجا که امروز قرار دارد رسیده و اینک چه نقش حیاتی در روند توسعه کشورها ایفا می کند، می‌بایست تاریخ فیزیک معاصر را از نظر بگذرانیم.

خواندن و دانستن فیزیک دو نتیجه بدیهی به همراه دارد. اول آنکه قدمی انسان را به عالم ماوراء الطبیعه نزدیک می‌کند، چرا که با دانستن عالم فیزیکال از آن عبور خواهید کرد و سوالاتی پیرامون دنیای متافیزیکال ذهن شما را درگیر خود خواهد کرد، چرا که اساسا این عوالم جدای از هم نیستند. و در نهایت متوجه آن می‌شود که خالق این همه کیست؟

مثلا ... دیدن ادامه » در قانون پایستگی انرژی وقتی ثابت می‌شود که انرژی هیچ گاه به وجود نمی‌آید و هیچگاه هم از بین نمی‌رود، بلکه انسان تنها می‌تواند آن را از حالتی به حالت دیگر تبدیل کند، در ذهن پژوهشگر متبادر می‌شود که بالاخره این انرژی چگونه به وجود آمده است و توسط چه کسی؟

از دیگر سو، غالب نظریه‌پردازان و و اندیشمندان بزرگ فیزیک همچون آلبرت اینشتین، ایده‌های تحقیق و جستجوی خود را از عالم خیال و تصورات الهام می‌گرفتند و حتی گاه از روایات دینی و مذهبی. آنها به فرضیه‌های جسارت آمیز، ضد شهودی و برخلاف عقل سلیم گرایش دارند. آنان بی‌اعتنا به طبیعت نمی‌نگرند، آن را به پرس‌وجو می‌کشند، می چلانند، بیش از اندازه ساده می‌کنند. پس نخستین نتیجه برای یک فیزیک پژوه، توجه او به آنچه که خارج از طبیعت و علم فیزیک است، به وسیله خود فیزیک.

فیزیک دانان خارج از تاریخ می‌نشینند. آنها نباید به آنچه که هست و تاریخ مقدر کرده اکتفا کنند. آنها باید مدام از علم غبارروبی کنند و نظریه‌های موجود را دور بریزند، اما با این همه نگاه فیزیکال به جهان نگاه بسیار ناچیز و عقیم به جهان است و با فیزیک علی‌رغم آنکه پاسخ‌های بسیاری در جهان کشف شده است، شاید بتوان گفت به همان میزان به پرسش‌های بشر افزود.

دوم، شناخت علم جدید است. آنچه که در فلسفه معاصر و فلسفه علم جدید علم با روش و غایت خاص خود خوانده می‌شود، زاییده فلسفه است، اما روشی متاثر از فیزیک و ریاضیات دارد و این بدعت را گالیله و دکارت بنیان نهادند علم جدید به شدت در عالم فیزیک خلاصه شده و سربه‌زیر است. فیزیک نقشی اساسی در تحول آن دارد و با شناخت عالم فیزیکال و سرگذشت فیزیک، می‌توان تصویری عام و کلان از عالم و علم جدید و تحولات آن به دست آورد. فیزیک نوین دیدی از جهان است که بر توصیفی از مفاهیم نظری استوار شده است و از شهود روزمره به دور است. وارث پیشرفت‌هایی است که در مورد فیزیک کلاسیک عموما دوست دارند آن ها را به زمان گالیله برگردانند.

اما آنچه که فیزیک در پی آن است به هیچ وجه آن چیزی نیست که در آموزش آن بیان می‌کنند، حتی می‌شود گفت که نفی آن است و غالبا ما در آن دچار خطا و سوءتفاهم می‌شویم. به نظر برای رفع این خطا مطالعه تاریخ فیزیک نوین، چاره‌ای مطلوب باشد.

کتاب «سرگذشت فیزیک نوین» نوشته میشل بنرونسکی و ترجمه لطیف کاشیگر که توسط نشر فرهنگ معاصر منتشر گردیده در همین راستا تدوین شده است. کتابی برای شناساندن فیزیک معاصر و نه فهماندن آن. علمی که با صفاتی چون دشوار، سخت و گستاخ شناخته شده است. این کتاب برای این است که فیزیک نوین را از دیدی اساسا مفهومی معرفی کند. در این راستا و بویژه برای بازسازی شاخص‌های گاه‌شماری، در فصل اول به دردسرهایی اشاره خواهیم کرد که مفهومهای بنیادین موج و نقطه مادی در پیچ و خم تاریخ نظریه‌های صوت و نور با آن‌ها روبه‌رو بوده‌اند.

کتاب در توصیف کلاسیک تاریخ فیزیک، دانسته مکانیک گالیله‌ای_ نیوتونی را محور اصلی تکامل انتخاب نکرده است. زیرا گزارش تلاش‌های تدوین کردن نظریه موجی برای صوت و نور پرمایگی و باروری مفاهیم کلاسیک فیزیک را برجسته‌تر می‌کند. بویژه مکانیک نیوتونی به توصیف موجی بسیار وابسته بوده است. افزون بر آن ترتیب زمانی فصل‌ها بر اهمیت فیزیک نوین تاکید دارد، از این رو، فصل اول تحول مفهوم موج را تا میانه‌های سده نوزدهم گردهم می‌آورد. فصل دوم، به بازساخت‌هایی که در پایان سده نوزدهم رخ داد می‌پردازد. فصل‌های بعد سده بیستم را به برهه‌های تقریبی ۲۰ ساله تقسیم می‌کند. در این تقسیم‌بندی‌ها نیز گسل‌های زمانی مهم رعایت شده است. برای نمونه، سالهای ۱۹۳۳ و ۱۹۴۵ که آغاز و پایان نازیها را نشان می‌دهد. درست به سبب وضع سیاسی حاکم بر جهان، در سرگذشت فیزیک نیز پر اهمیت بوده است.

http://www.alef.ir/book
فاطمه حبیبی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آنچه که در فضای آموزشی و تربیتی کشور در حال حاضر به ضرورت و بیش از هر چیز احساس می‌شود، نوسازی و اصلاح این دستگاه حیاتی کشور است؛ نوسازی ساختار و سیستم آموزشی، از مدارس تا آموزش عالی. نظام آموزشی در ایران در حال حاضر نظامی قدیمی، فرسوده، افسرده و عبوس است که هر چه بیشتر در حال بلعیدن استعدادها در میان کودکان، نوجوانان و جوانان، یا به تعبیری چنگ انداخته در آینده و سرنوشت ایران اسلامی و اهالی آن.

اما برای نوسازی صحیح اولین قدم، مطالعه و بررسی نظام‌های آموزشی کشورهای توسعه یافته مانند فرانسه است. فرانسه نظام آموزشی پیشرفته و معقولی در میان کشورهای جهان دارد. البته در این راستا می‌توان از روسیه، ایالات متحده و حتی کشورهایی چون سنگاپور نام برد. برای مثال، یکی از پدیده‌های آموزشی و تربیتی که در فرانسه بسیار مفید واقع و موجب تولید شده، موسسه کولژدوفرانس است که برای موضوعات مختلف برای افراد مختلف و متفاوت، در تحصیلات متفاوت در صورتی که بحث جدی و قابل اعتنا داشته باشند، هر چند در حد ایده و گفتمان خام، اما نو برای آن دپارتمان موقت راه‌اندازی شده و بستر ارائه و بحث آن آماده و برگزار می‌گردد که میشل فوکو و یورگن هابرماس دو فیلسوف معاصر بسیاری از درس گفتارهای خود را در این موسسه تولید کرده‌اند و هم چنین حجم زیادی از متون علمی در رشته‌های مختلف در این محفل عظیم، تولید شده است که جای خالی چنین موسساتی در ایران بسیار احساس می‌شود.

پیرژیل ... دیدن ادامه » دوژن برگزیده جایزه نوبل در سال ۱۹۹۱ بوده و مدیر موسسه انستیتوی فیزیک و شیمی پاریس است. او از سال‌ها پیش به سخنرانی و بحث در دبیرستان‌ها علاقه‌مند بود و جایزه نوبل این فرصت را در اختیار او گذاشت که به صدها دبیرستان برود و سخنرانی کند و با سوالات بنیادین و کاربردی دانش آموزان آشنا شود، پاسخ دهد و به آنها فکر کند، او بنا داشت تا درباره زندگی پزوهشگران بحث کند و بگوید آنها اشتباهاتشان را با شاگردان در میان بگذارد، تا نشان دهد که پژوهشگر برخلاف تصور عام، نه پیامبر و نه حکیم خردمند اینشتین مانند، بلکه او جستجوگری را می ماند که بیشتر اوقات مردد است و از پا افتاد.

او در این راه با پرسش‌هایی رویا رو می‌شود که پاسخ قانع کننده‌ای هم ممکن است نداشته باشند، اما ترجیح می‌دهد که آن‌ها را بشنود و بیندیشد و کورمال کورمال به دنبال حقیقت بگردد. دنیای ما چیست؟ از کجا می‌آییم و به کجا می‌رویم؟ چرا سراغ علوم می‌رویم؟ برای رسیدن به پژوهش علمی چه راهی را باید پیمود؟

او از این سوالات و جلسات خود خرمنی از خاطرات دارد که جایی می‌بایست آن را تمام و جمع آوری می‌کرد. و به این خاطر در یک سال دعوت ۱۵۰ سازمان دبیرستانی را رد و سعی کرده در دفتری به نام «نرم و نازک» آن همه را ثبت کند.

این کتاب توسط انتشارات معتبر فرهنگ معاصر و ترجمه خانم ماندانا فرهادیان منتشر شده است که به همه دانش آموزان که در دوران دبیرستان مانند بسیاری افراد از دروس فیزیک و شیمی بیزار هستند و هم چنین دانشجویان و معلمان توصیه می‌شود. نام نرم و نازک برای کتابی که ضمن شرح تاریخ علم و اکتشافات معاصر، نکته‌های تربیتی و آموزشی بسیار دارد، تعلیق برانگیز و غیرقابل پیش بینی است و در خواننده برای مطالعه کتاب، کنجکاوی ایجاد می‌کند که من نیز از این مستثنا نبودم، و این حس تا صفحات پایانی کتاب با من همراه بود یا شاید هم این من بودم که آن را همراهی می‌کردم.

نویسنده در این کتاب ضمن گزارشی از اختراعات و اکتشافات، شیوه پژوهش و آموزش را ارائه می‌دهد که فهم و عمل آن در مدارس و نظام آموزشی کشور ما بسیار مبرم به نظر می‌رسد، چرا که چنین نکات و روش‌هایی در سیستم آموزشی ما که از پروراندن پژوهشگر عاجز است، مغفول واقع شده است.

در میان سطور کتاب جملاتی وجود دارد که گویی برای اصلاح مقطع متوسطه ایران گفته شده است که دوست دارم یادداشت را با آن به پایان رسانم: «تحصیلات دبیرستانی که بیش از حد مبتنی بر استنتاج باشد، بسیاری از دانش آموزان را سرخورده می‌کند و کنجکاوی و عملش شناخت را در آنها از بین می‌برد. همه کس قادر نیست که بی درنگ به استدلال درباره مقولات بپردازد، این امر در بسیاری از افراد سدی برای علم ایجاد می‌کند. سوالی که اغلب می‌پرسند این است که این علم به چه درد می‌خورد؟».

http://www.alef.ir/book
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2