:  ۳۲۸۸۶
:  تاریخ کهن
:  قبله عالم
:  ایران تاریخ
   عباس امانت
   حسن کامشاد
:   کارنامه
:  وزیری
:  ۱۳۹۷
:  ۶
:  ۱۷
:  ۲۴
:  سخت
:  ۶۷۷
:  ۱,۱۰۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتاب جالبی است از آقای عباس امانت با نگرشی نسبتا بیطرف نسبت به زندگی ناصرالدین شاه قاجار و شخصیت های دوران او که ، بی شک تاثیرگذارترین افراد در تاریخ سیاسی معاصر ایران بودند.
نکته جالب اینکه از بخش عمده ای از کتاب به میرزاآقاخان نوری اختصاص داده شده و سعی شده که از وی به عنوان یک سیاستمدار قابل و کهنه کار ذکر گردد در صورتی که از امیرکبیر چهره ای تندرو و خشن ترسیم شده . ( البته به نظر من نویسنده قدری به امیرکبیر کم لطفی نشان داده ) .

در ... دیدن ادامه » این کتاب به نکاتی توجه شده که کمتر درمنابع مشابه مورد ناصرالدین شاه ذکر گردیده ، مثل دوران کودکی ناصرالدین شاه ، بی توجهی و بی علاقه گی پدرش محمدشاه به او ، روابط میان شاخه های ایل قاجار و اختلافات آنها ، شخصیت های محافظه کار آن دوران او ، اصلاحات انتخابی ناصرالدین شاه و...

در کل کتاب ارزشمندی است و از شخصا خواندن آن لذت بردم

۲۶ خرداد
مینا مکوندی این را خواند
Farzam Pooralhoseini این را دوست دارد
نویسنده کتاب بهایی است بنابراین امیرکبیر رو خراب کرده
۲۶ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نوری را با همه تمهیدات بازیگرانه و خویشاوندی پروری ا‌ش ، و با وجود درگیری شرم انگیزش در سقوط امیر کبیر ، می‌‌باید سیاست مداری قابل ملاحظه شمرد که ، همانند پیشینیان ، در پی‌ استقلال مقام صدارت بود .

نوری آدمی لایق و مدبر بود ، سر سخت در مذاکره ، پیر گرگی سرشار از شم سیاسی ، مردی واجد استعداد فوق‌العاده که برای قانع ساختن طرف مقابل از جذابیت ، شوخ طبی‌ ، فریب و حسن تفاهم یاری می‌‌جست .

با ... دیدن ادامه » این حال هیچ گاه در طول صدارت ا‌ش نکوشید در دولت خویش به تقسیم عملی کارها بپردازد ، تا چه رسد که مرز اقتدار خود و شاه را مشخص سازد .

به رغم مقام شامخش در ساخت سیاسی قاجار ، مورخان دو آتشه‌ای امروزی ایران اغلب وی را به ناحق به ورطه خدعه و خیانت فرو می‌‌اندازند .



علمای عهد قاجار اغلب مدافع علنی حکومت پادشاهی و لزوم آن برای حفظ بیضه اسلام در مقابل منافقان ، بدعت گذاران ، فرق ضاله و کفار اجنبی بودند .

علما اگر هم گه‌ گاه در باره مسائلی خارج از حوزه شرع به صورت شخصی‌ یا جمعی به شاه هشداری می‌دادند ، این برای یاد آوری وظیفه وی در حراست دین ، یعنی‌ در حقیقت حفظ شریعت ، بود و نیز برای نهاد‌هایی‌ که از دیرباز در حیطه انحصاری روحانیون قرار داشت .

علما بر عکس مخالفان دگر اندیش قاجاریه به ندرت خواهان سقوط تاج و تخت ناصرالدین شاه بودند .

علما ، همانند خود شاه ، به پیوند بنیادین بین این دو نهاد کهن ، یعنی‌ شریعت و سلطنت ، به خوبی واقف بودند .

اندرز تنسر موبد ‌زرتشتی عهد ساسانی در پند نامه ا‌ش خطاب به شاه هان - چه دین و ملک هر دو به ‌یک شکم زادند ، دو سیده ، هرگز از ‌یک دیگر جدا نشوند - در محیط سیاسی ایران اوایل قرن چهاردهم هجری هنوز طنین انداز بود .



انقلاب مشروطیت در حقیقت دو ستون ثبات سیاسی -اجتماعی جامعه ایران ، یعنی‌ سلطنت قاجاریه و دستگاه شرع ، را از جا کند ، بدون آن که بتواند در عمل نهاد‌های جدید دمکرتیک به جای آنها بنشاند .



با همه نکوهش که ظاهراً نثار شاه قاجار و تمامی دودمانش شد ، مضامین زمام داری ناصری از پاره‌ای جهات در سراسر دوره پهلوی همچنان پابرجا ماند و عواقب پایداری به جا گذاشت .

از همه چشم گیرتر کوشش فرمان روایان پهلوی برای تفوق بر مقام نخست وزیر بود .

تنش این کش مکش دیرین ، به ویژه در زمان دکتر محمد مصدق ، سدی بزرگ در راه رشد نهاد‌های دمکرتیک در ایران شد .

ناصرالدین شاه منصب صدر اعظم را به سطح ‌یک مامور اجرا و جزئ از اجزای گوش به فرمان دربار تقلیل داد.

‌یک قرن پس از سقوط امیرکبیر ، نخست وزیری مصدق هنوز درگیر زور آزمایی‌هایی‌ بود که اسلاف او را ، از حاجی ابراهیم عتماد الدوله در آغاز قرن نوزدهم گرفته تا میرزا علی‌ خان امین الدوله در آغاز قرن بیستم ، از کار انداخته بود.

حتی در زمان انقلاب مشروطه ، مجلس از دولت‌های مقتدر هراسان بود و مدام می‌‌کوشید دولت را با وضع قوانین مطیع خود سازد.





























۳۱ تير ۱۳۹۵
مشتاق حسین این را خواند
شادی کریمی و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید