:  ۹۷۰۰۳
:  روانشناسی
:  اینترنت با مغز ما چه می کند (تجربه و هنر زندگی 18)
:  اینترنت اثر فیزیولوژیکی
   نیکلاس کار
   محمود حبیبی
:   گمان
:  پالتویی
:  ۱۲
:  ۱۹.۵
:  نرم
:  ۴۴۵
:  ۵۱۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید


دکتر مایکل مرزنیچ بعد از اینکه یک قطعه از جمجمهٔ میمون را برداشت و بخش کوچکی از مغز حیوان نمایان شد، میکروالکترود را وارد بخشی از قشر مغز کرد که حس‌های یکی از دست‌های میمون مورد آزمایش را ثبت می‌کرد. مرزینچ سپس به نقاط مختلف دست‌ حیوان ضربه زد تا عصب‌های نزدیک شر الکترود جرقه بزنند. او بعد از چند روز وقتی هزاران بار الکترود را در مغز حیوان حرکت داد، یک «میکرو نقشه» کشید که به صورت دقیق تا جزئیات ریز هر سلول عصبی را هم نمایش می‌داد و نشان می‌داد مغز میمون چگونه حس‌های دست را پردازش می‌کند. او این کار طاقت‌فرسا را با پنج میمون دیگر نیز انجام داد.

مرزنیچ ... دیدن ادامه » سپس مرحلهٔ دوم آزمایشش را آغاز کرد. او با استفاده از یک تیغ جراحی ابتدا خراش‌هایی در دستان حیوان ایجاد کرد و عصب‌های حسی او را می‌کشت. او می‌خواست دریابد که وقتی یکی از سیستم‌های عصبیِ خارجی نابود می‌شود، مغز چه واکنشی نشان می‌دهد و چگونه امکان شفا بخشیدن را فراهم می‌آورد. چیزهایی که او کشف کرد سخت به حیرتش انداخت. عصب‌های دست‌های میمون‌ها، همانطور که انتظار داشت، به شکلی آشفته رشد می‌کردند، و مغز آنها نیز، چنانکه انتظار می‌رفت، آشفته می‌شدند. مثلاً وقتی مرزنیچ یکی از مفاصل پایینی یکی از انگشتان دست میمون را لمس می‌کرد مغز میمون به حیوان خبر می‌داد که این حس از سرِ انگشت آمده است. این پیام‌ها تداخل پیدا می‌کردند و در نتیجه نقشهٔ مغز به هم می‌ریخت. اما وقتی مرزنیچ همین آزمایش را چند ماه دیگر تکرار کرد متوجه شد که دیگر خبری از اختلال ذهنی قبلی در کار نیست. پیامی که مغز میمون‌ها اکنون به آنها می‌داد، با اتفاقی که برای دست‌هاشان افتاده بود، مطابقت داشت‌. مرزنیچ متوجه شد که مغزها خودشان را از نو سازماندهی کرده‌اند. مسیرهای عصبی حیوان‌ها، خودشان را در نقشهٔ جدیدی تنیده‌اند که با ترتیبات جدید اعصاب دست‌ها مطابقت دارد.
در ابتدا او نمی‌توانست چیزی را که دیده باور کند. او نیز مثل هر دانشمند عصب‌شناس دیگر تا پیش از آن لحظه آموخته بود که ساختار مغز در بزرگسالی تغییر نمی‌کند. اما اکنون در آزمایشگاهی به چشم خود می‌دید که مغزهای شش میمون دستخوش بازسازی سریع و گسترده‌ای در سطح سلولی شده‌اند.


کتاب« کم‌عمق‌ها: اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟»
اثر نیکلاس کار
ترجمه محمود حبیبی
نشر گمان
صفحات ۵۷ و ۵۸

۲۹ آذر
مینا مکوندی و فاطمه خیاطی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار قابل تامل، خواندنی، عالی و روشنگر که در سال 2011 نوشته شده است .

برای اثر‌پذیری صحیح و متناسب از این کتاب با دنیای ارتباطات کنونی و تاثیرات مخرب کمتر این دنیا بر ذهن و تفکر عمیق، حتما آن چند بار را بخوانیم و به دیگران نیز به شدت توصیه نماییم.

- ... دیدن ادامه » نویسنده در این کتاب توضیح میدهد که چگونه استفاده ی زیاد از اینترنت باعث میشود تمرکز ما کمتر شود و سیستم مغزی ما به سمت سطحی شدن تغییر کند.

- امیدوارم از آن دسته کسانی نباشیم که وقتی می‌خواهند کاری را انجام بدهند، بعد از چند دقیقه بدون دلیل موبایل خود را چک می‌کنند، بدون دلیل ایمیل خود را چک می‌کنند، بدون دلیل به سایتهای اینترنتی مراجعه می‌کنند انگار منتظر خبری هستند درحالی که قرار نیست خبری اتفاق بیفتد.

- روز به روز مقدار زمانی که روی کاری تمرکز می‌کنیم و بدون وقفه انجام می‌دهیم کمتر می‌شود. به هر بهانه‌ای از پشت میز بلند می‌شویم یا حواسمان را به چیز دیگری تخصیص می‌دهیم. نیکلاس کار به خوبی در کتاب خودش «اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟» به این موضوع و اثرات آن می‌پردازد.

- "روش مطالعه ی ما چگونه تغییر می کند؟روش نگارش ما چطور؟ روش تفکرمان؟ این ها سوالاتی است که هم باید از خودمان بپرسیم و هم از کودکان مان."
ده فصل این کتاب برای پاسخ دادن به این پرسش ها نوشته شده اند. مجموعه ای خواندنی از نتایج تعداد زیادی مقاله ی زیست شناسی و تاریخی و فناوری های روز.
الهام بخش نیکلاس کار کتاب شناخت رسانه ی مک لوهان است. جایی که در آن مک لوهان می گوید رسانه ها فقط ناقل اطلاعات نیستند. بلکه آن ها مدل فکر کردن مغز ما را هم تغییر می دهند. او مجموعه ای از مقاله های زیست شناسی را برایت ردیف می کند تا ثابت کند که مغز آدمیزاد همیشه در حال تغییر است. انعطاف پذیر است. بعد تاثیر اختراعات بشری بر نحوه ی کارکرد مغز را واشکافی می کند. تاثیری که نقشه بر مغز انسان و نحوه ی تفکرش گذاشت. تاثیری که ساعت بر آن گذاشت. تاثیر اختراع حروف الفبا و بعدها کتاب بر مغز انسان. و بعد اختراع ماشین چاپ تا که می رسد به اینترنت و یکی یکی ویژگی هایش را تشریح می کند و بر اساس مقاله های پرتعدادی تاثیر هر یک از ویژگی های اینترنت بر مغز آدمی را شرح می دهد.



در این کتاب درباره مفاهیم زیر و بسیاری موضوعات دیگر، به تفصیل و پژوهشگرانه سخن گفته می‌شود:

- تذکر مهم: جهت صداقت در نوشتار و امانت، برخی از ویژگی‌هایی که در زیر می‌آیند را از گفته‌های مترجم محترم دیگری از این کتاب، یعنی آقای امیر سپهرام که با نشر مازیار تحت عنوان:کم‌عمق‌ها، منتشر شده، بیان می‌گردد. البته با اندکی تلخیص و گزینش.

- وب‌خوانی ما را عادت می‌دهد که برای مطالعه‌ای که نیازمند تمرکز ـ به معنی حفظ مداوم توجه ـ است از‌‌ همان شیوه‌ی سطحی‌خوانی استفاده کنیم. این کار فرصتِ، به قول فوتبالی‌ها، «مال خود» کردن اطلاعات ورودی و ترکیب آن با افکاری که از پیش در مغز ذخیره شده و ایجاد افکار و ایده‌های جدید را از مغز می‌گیرد. خلق فکر نیاز به پردازش عمیق در مغز دارد و اطلاعات متفاوت در هر صفحه وب، این فرصت را از بین می‌برد.

- آنچه در میان این هیاهو، برای یک خواننده اهل تفکر و تعمق ضروری است، حفظ قابلیت تمرکز در زمان مطالعه بر محتوای مورد نظر خویش است. اما وب‌گردی، شبکه‌های اجتماعی، پیامک، ایمیل و هر آنچه که هزاران بار در روز به انقطاع رشته افکار دعوتمان می‌کند این تمرکز را از بین می‌برد. خودتان انصاف دهید که چه قدرشان ضروری است!

- اینترنت و دیگر فناوری‌های نوین نه‌تنها بخشی از زندگی نوین، که هدایتگر و شکل‌دهنده‌ی آن هم هستند. وقتی مک لوهان می‌گوید «رسانه خود پیام است.» دقیقاً به همین معنی اشاره دارد. اینترنت، موبایل، بزرگراه، دولت الکترونیکی، تجارت جهانی، سازمان ملل متحد، همه ابزارهایی برای تسریع و تسهیل امور بین مردم جهان، فارغ از زبان، ملیت، مذهب، رنگ، پوشش، سلیقه غذایی و دیگر عناصر زندگی است؛ خواه تبادل کالا باشد یا اندیشه، خواه سفر باشد. اما دستیابی به این سرعت و سهولت بهایی دارد. به قول معروف چیزی به اسم ناهار مجانی نداریم. سطحی‌خوانی بهایی است که برای این سرعت می‌پردازیم.

- البته شخصاً این را یک «مساله» بدانیم، نه «مشکل». مشکل اصلی، تعمیم آن به‌عنوان شیوه‌ی رایج و مسلط مطالعه و مهم‌تر از آن سطحی‌نگری است؛ چیزی که به خاطر از دست دادن مهارت ژرف‌خوانی حاصل می‌شود؛ اینکه ارزش کتاب را از جلد آن بسنجیم و بد‌تر از آن، معضل «همه چیز دانی»! یکی از عوارض ترکیب وفور اطلاعات در اینترنت و سطحی‌خوانی این است که بیشتر افراد گمان می‌کنند چیزهای زیادی در مورد مطالبی که تیتر یا چکیده‌ای از آن‌ها را در اینترنت خوانده‌اند، «می‌دانند». تفاوت مهم و مؤثر این شیوه از دانستن با تبادل شایعات و تفسیرهای سیاسی درون تاکسی، این است که فرد مطمئن است مطالب را در منبع موثقی خوانده، که ‌ای بسا وبلاگی بوده متعلق به کسی که در حد خود او مطلع بوده است یا خبری «کپی پِیست» شده در وبگاهی که خبرگزاری اصلی، به خاطر تکذیب خبر، ساعتی بعد آن را برداشته است!

- مساله توان ایجاد تعادل در به‌کارگیری و حتی استفاده نکردن از فناوری به وقت ضرورت است. حتی زمانی که چنین فناوری‌های حواس‌پرت‌کنی نبودند، باز هم اهالی تعمق به خلوتگاهی پناه می‌بردند تا از هیاهوی اطراف به دور باشند.
۱۲ مرداد ۱۳۹۶
علیرضا اعرابی این را خواند
Neda Khn ، آرش رخش و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید