:  ۶۴۵۵۱
:  شعر معاصر ایران
:  باران برای تو می بارد (مجموعه شعر)
:  شعر فارسی قرن 14
   یغما گلرویی
:   نگاه
:  رقعی
:  ۱۴.۱
:  ۲۱
:  نرم
:  ۲۴۸
:  ۲۰۰,۰۰۰ ریال


تعدادی از شعرهای مجموعه باران برای تو می بارد حدودِ 10 سال قبل نوشته شده‌اند و حس و حال همان سال‌ها را با خود دارند. سال‌هایى که گل‌سرخ و نامه و نگاه، معناى دیگرى داشتند. عشقِ هم‌نسلان من در لانگ‌شات تجربه مى‌شد و مثل عشق‌هاى امروزى، به چشم برهم‌زدنى و ـ به قول شاملوى بزرگ ـ با متأسفم گفتنى فراموش نمى‌شد.

این مجموعه براى من شبیه عکسى در آلبوم قدیمى سال‌هاى نوجوانى‌ست. شاید مُدل موهایم، یا نوع لباس پوشیدنم در عکس، امروز برایم غریبه باشد اما این باعث نمى‌شود عکس را پنهان کنم و دوستش نداشته باشم. این شعرها مربوط به دوره‌اى از زنده‌گى منند که در آن، همه چیز ساده‌تر بود و خلاصه‌تر. جهان، به کوتاهى یک خیابان بود و دیدن یا ندیدن نگاهى آشنا، خوشى یا ناخوشى هر روز را مشخص مى‌کرد.


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
از خانه بیرون بیا تا زیبا شود این شهر،
تا درخت‌های دودگرفته‌ی خیابانِ پهلوی
دوباره جوانه بزنند
و ... دیدن ادامه » جوی‌های لب‌ریز بطری‌های خالی آب معدنی
از نو طعمِ شیرین آبِ قنات را تجربه کنند !
تا آبی شود این آسمانِ خاکستری
و تابلوهای نمایش‌گرِ آلوده‌گی هوا
از خوشی به رقص در بیایند

از خانه بیرون بیا!
بگذار نیمکت‌های آن پارک قدیمی
با یک‌دیگر به جنگ برخیزند
تا تو قهرمانشان را انتخاب کنی برای نشستن !
بگذار کودکان پشتِ چراغ قرمز‌ها
تمام اسفندهاشان را در آتش بریزند
از شوقِ آمدنت !
بگذار فواره‌های تمام میدان‌ها دوباره قد بکشند
و در تک تکِ کوچه‌ها
بوی گل‌سرخ بپیچد...

بی‌تو این شهر متروک است
و تنها کلاغ‌های خاکستری
آسمانش را هاشور می‌زنند...
شهر و دیاری که بر دو پا راه می‌روی
و مرزهای وطنم
از عطرِ نفس‌های تو آغاز می‌شود!
از خانه بیرون بیا تا خلاصم کنی
از تبعید در شهری
که زادگاهِ من است...

"یغما گلرویی"

از کتاب: باران برای تو می بارد / انتشارات نگاه / چاپ اول 1388
۲۳ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید