:  ۳۷۰۲۸
:  زنان و فمنیسم
:  زن بودن (به زنانگی خود تحقق بخشید و عشق را بیابید)
:  فمنیسم- نگرش ها
   تونی گرنت
:   ورجاوند
:  رقعی
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۲۲۴
:  ۳۰۰,۰۰۰ ریال


 
کتاب زن بودن بیان چگونگی دور شدن زنان جوامع صنعتی و مدرن معاصر از سرشت و فطرت طبیعی خود است. تونی گرنت نویسنده کتاب با تأکید بر نقش ابزاری زن در جوامع سرمایه داری کلان، ضمن انتقاد از شعارهای جنبش فمنیستی و انقلاب جنسی پیامد و تأثیر آن را بر روح و روان زن و انحطاط خانواده نشان می دهد. نویسنده چهارگونه شخصیت در جهان معاصر را برای زن تصویر می کند؛ زن مادونا، آمازون، مادر و معشوقه و سپس به بررسی دقیق هریک از این ابعاد می پردازد او معتقد است زن امروزی به صورت یک زن آمازون درآمده که از طبیعت ملایم و لطیف خود دور افتاده است و اکنون نیازمند است تا زنانگی گم شده اش به ویژه جنبه های مادر، مادونا و معشوقه شخصیتش را باز یابد وی در نهایت زنی را کامل می داند که در طول دوره حیاتش همه جنبه های روانی خود را تجربه کند و در هم بیامیزد.
 
این کتاب مشتمل بر 9 فصل است که گزارشی اجمالی از آن تقدیم خوانندگان محترم می شود.
 
فصل اول: دروغ بزرگ آزاد سازی
جنبش فمنیستی در آغاز به زنان وعده های هیجان انگیز و اغوا کننده داد به گونه ای که عده ای از زنان شوهر و فرزندانشان را ترک کردند و وعده ای در پی دستیابی به حرفه یا علایق شخصیِمتعلق به خود فکر ازدواج و تشکیل خانواده را از ذهن بیرون کردند این تأکید بر خودکفایی و فرد گرایی باید کیفیت زندگی زنان را ارتقا می داد و حق انتخاب ها و روابطشان با مردان را بهبود می بخشید اما اکنون بعد از گذشت چند دهه، زنان با این حقیقت مواجه شده اند که نمی توان به وعده هایی که فمنیسم و آزادی نوید داده بود اعتماد کرد.
 
نویسنده در این فصل، وعده ها و اسطوره های تحقق نیافته ای که عناصر افراطی انقلابات فمنیستی تبلیغ کردند را بررسی می کند:
 
دروغ بزرگ شماره یک: زنان نه تنها می توانند بلکه باید از پس آنچه که مردان انجام می دهند برآیند.
 
* این شعار زن معاصر را وادار ساخته تا به گونه ای وظیفه مضاعفِ اَبرانسانى، که غالباً او را فرسوده و ناتوان و تنها رها می کند، تن در دهد.
 
دروغ بزرگ شماره دو: مرد و زن اساساً همانندند.
 
* در صورتیکه مردان و زنان نه تنها از لحاظ بیوزیست شناختی بلکه از نظر روان شناختی نیز با یکدیگر فرق دارند.
 
دروغ بزرگ شماره سه: موفقیت بر جذابیت می افزاید. این عقیده عنوان می کند، جذابیت یک زن در نزد مردان به همراه موفقیت هایش افزایش می یابد.
 
* در عشق، زن به خاطر خصیصه های استثنایی زنانه اش مورد علاقه و ستایش مرد قرار می گیرد.
 
« طبق آمارهای تحقیقاتى، زنان با تحصیلات بالا آمادگی کمتری برای ازدواج دارند و به ندرت همدم مناسبی هستند[1]»
 
دروغ بزرگ شماره چهار: افسانه «توان تحقق نیافته شخص»، طبق این نظر ما «زنان» همگی از استعداد و توان فوق العاده ای برخورداریم که تنها باید به تحقق درآید.
 
* حقیقت این است که اکثر زنان مثل اکثر مردان اشخاص عادی هستند.
 
دروغ بزرگ شماره پنجم: همانندی جنسی زنان و مردان، – زن و مرد قادرند به طور یکسان از آمیزش جنسی لذت ببرند.
 
* زنان نمی توانند همخوابگی صرف را به همان آسانی که مردان می توانند از عشق جدا کنند.
 
دروغ بزرگ شماره شش: می توان ازدواج و بارداری را به تأخیر انداخت.
 
* سیستم تولید مثل زن، محدودیت زمانی دارد و در سنین بالا امکان بارداری و زایمان برای زنان وجود ندارد و اگر هم ممکن باشد همراه با سختی و خطر است.
 
دروغ بزرگ شماره هفت:مونث بودن مساوی ضعیف بودن است، رفتارهای مرسوم زنانه، ملایمت، ظرافت، مهربانى، ….اغلب رفتارهایی کاملاً مسخره تلقی می شود.
 
* رفتارهای زنانه از یکسو سبب تقویت حس آسیب پذیرى، پذیرندگی و جذابیت زنان می گردد و از سوی دیگر میل به سطوح بالایی از سرسپردگی و حمایت را در مردان بر می انگیزد.
 
دروغ بزرگ شماره هشت: انجام دادن بهتر از بودن است. فمینیسم رفتارهای سنتی زنانه که متضمن نوعی پذیرش منفعلانه و سکوت است را مسبب بی حاصلی و بی ارزشی زن می داند.
 
* گوش سپردن، حاضر بودن و با قلب و ذهن باز، دیگری را پذیرفتن، پیوند عمیقی با غرایز زنانه در ارتباط با عشق دارد.
 
دروغ بزرگ شماره نه: اسطوره خودکفایى. شعار فمنیسم «زن همان قدر به مرد نیاز دارد که ماهی به دوچرخه»
 
* نشان اندیشه آمازونی ست که مردها را فقط به سبب باروری و تولید مثل به درد بخور می دانند.
 
دروغ بزرگ شماره ده: زنان از زنانه شدن مردان لذت می برند.
 
* زنان، مردی با ویژگی های زنانه را دوست ندارند همان طور که مردان زنی با ویژگی مردانه را دوست ندارند. «زن واقعی» و «مرد واقعی» تحسین می شود.
 
فصل دوم زن آمازون
- مسیری که جنبش آزادی زنان طی دو دهه گذشته ما را به سوی آن رهنمون کرده، مسیری به سوی جامعه آمازون است. (داستان هیپولیتا و تسوس)
 
- زن آمازون امروزى، نه آرامش یافته و نه حصارهای خود را گشوده است. او پریشان و فرسوده است. نسبت به جنس مخالف نگرشی رقابتی دارد و با آنها مبارزه می کند «تا مردانی بهتر از آنها باشد» از درک تفاوت های روانشناختی و رشدی میان دو جنس عاجز است. برای وی صرف وجود داشتن به تنهایی کافی نیست و به معنای هیچ بودن است.
 
فصل سوم: چهار جنبه زن
هر زنی دارای چهارجنبه زنانگی به شرح زیر است:
 
جنبه آمازون: زن آمازون دارای تمرکز حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود می کند، هدف دار و متکی به نفس و خود کفا است، ارتباط او با مردان زندگی اش در قالب همکار، رفیق و رقیب است.
 
جنبه مادر: حامی و سرپرست است. زنی است که با وابستگی اش به دیگران کامیاب می شود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ می کند، بلکه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم می پرورد.
 
جنبه مادونا- سرشتی الهام بخش است و معیارها و ارزش ها و ایده ها را منتقل می کند. بازتابنده و تجسم محسنات کامل زنانه از لحاظ بردبارى، وقار و وفای به عهد است. این نوع زن در پی کسب عظمت برای خود نیست، او ترجیحاً مرد را در زندگی به سوی عظمت می کشاند و بی هیچ قید و شرطی از تلاش وی در جستجوی کسب خرسندی و موفقیت حمایت می کند.
 
جنبه معشوقه: زنی که در روابط شخصی خود با مرد در سطوح مختلف عقلانى، عاطفى، جنسی بیش از هر چیز دارای نقشی تعیین کننده و فعال است.
 
- زن باید نهایتاً در طول دوره حیاتش تمام چهار جنبه روان خود را تجربه کند و در هم بیامیزد. باید به درون خویشتن خود بنگرد و آن جوانبی از شخصیتش را که هنوز نیازمند رشد است، کشف کند.
 
- زن امروزی شدیداً به سوی جنبه آمازون شخصیتش متمایل شده است، او به سوی قدرت و در ضدیت با عشق جهت گیری کرده است. مادری را به تعویق می اندازد، با مادونا که از مد افتاده، در تماس نیست و از معشوقه فقط به قصد کامجویی جنسی استفاده می کند.
 
- زن آمازون امروزى انرژی اش را در جهان بیرون به کار می گیرد، نه در جهت آفرینش پیوند و روابطی پر مهر و محبت، او احساس می کند فقط به دلیل «انجام دادن» ارزش دارد. به عبارتی به دلیل موفقیت ها و دستاوردهایش نه به دلیل و بودنش یعنی شایستگی های زنانه کاملش.
 
- زنانی که با جنبه های زنانگی شان در تماس اند لزوماً از جنبه آمازون بی بهره نیستند(یعنی الزاماً موجوداتی بی اراده که تحت نظارت دیگران باشند نیستند)
 
فصل چهارم بحران در مادونا
- زن آمریکایی امروزی دستخوش بحران مادونا شده است، تنها در پی ماجراجویى، ارضای خاطر شخصی و جنسی بوده است. امید و رؤیاهایش را فقط برای خود و آینده اش سرمایه گذاری کرده، بر پاکدامنی پیش از ازدواج خط بطلان کشیده و نسبت به مردان و مسأله ازدواج که می تواند انبساط خاطر او را در زندگی تأمین کند پایبندی کمی نشان می دهد.
 
- مهم ترین بخش غالب مادونای زن، وفای به عهد اوست. به عبارتی مرد را در ثروت یا تنگدستى، در خوشی یا ناخوشی می پذیرفت اما زنان امروزی با دیدن اولین علامت ضعف یا نقص در همسرانشان آنها را ترک می کنند.
 
- سیل عظیم زنانی که از شوهرانشان طلاق گرفته اند در فقدان ایمانشان اشتراک دارند. ایمانی که به کمک آن و نیز حمایت زنانه شان می توانستند با مردانشان مشکلات زندگی را کنار بزنند و رابطه خود را با موفقیت نجات دهند.
 
- اندیشه فمنیستی بر این باور است که مردان زنان را اذیت و سرکوب کرده و زندگی آنها را تحت کنترل در آورده اند.
 
- زن امروزی پیش از گرفتن هر گونه تعهدی از مرد تن به آمیزش جنسی با او می دهد. قبل از اینکه مرد دلباخته او شود با او زندگی می کند و در حالت اضطراب و بلا تکلیفی دائمی است.
 
- در صورتی که زنان با به کارگیری جنبه مادونا و معشوقه، مردان را اهلی و متمدن می کنند، آنان را بر می انگیزند و به عظمت می رسانند.
 
فصل پنجم: زنانگی را در آغوش بگیریم
- زن امروزى، پی برده است که زندگی کردن فقط با جنبه مردانه شخصیتش برای او دارای فواید معدودی ست.
 
- در پس ظاهر فریبنده، کامل و خودکفای بسیاری از زنان امروزی موجودی عصبی و غمگین نهفته است که غالباً احساس می کند برای زندگی واقعی وقت ندارد. زن اگر پیش از این در بندخانه و شوهر و فرزندانش بود، اکنون غالباً با کار و اهدافش به زنجیر کشیده شده است و هیچ وقت در گذشته فشار را مثل امروز احساس نکرده است.
 
- زن امروزى آموخته تا در داد و ستد زبانش را گاز بگیرد. او نمی خواهد دستی را که به وی غذا می دهد قطع کند. دستی که سابقاً متعلق به مردش بوده ولی اکنون به رئیسش «مرد یا زن» تعلق دارد. در واقع احترامی را که زنان در گذشته برای همسران خود قائل بودند اکنون به افراد متعددی انتقال داده اند. در حوزه کاری زنان به این نتیجه رسیده اند که با احترام گذاشتن به دیگران خود آنها نیز متقابلاً پاداش می گیرند. این موضوع در زمنیه عشق نیز صادق است ولی متأسفانه آن را تحت عنوان «تمکین کردن» از مرد، گناهی مرگبار، خیانت به جنس زنان و در نهایت منتهای بی احترامی به زن تلقی می کنند.
 
- تمام انسان ها نیاز به وابستگی دارند. زن متجدد با انکار حقیقی ترین بخش وجودش به استقلال خود تحقق بخشیده است، منتها این استقلال تنهایی او را نیز در پی داشته است.
 
- بخش مهم، برون فکنی جامة زرهی آمازون و دسترسی به مردان این است که نشان دهیم به آنها احتیاج داریم و به سادگی کمک بخواهیم، به صورت مرد در برابر مرد با آنها رابطه برقرار نکنیم.
 
- قلمرو زندگی زنی که مایل است فقط یکی از جوانب زنانگی اش را برگزیند بسیار محدود است. مطمئناً یکی از اهداف خوب زندگی این است که ما تمام آن چیزی باشیم که می توانیم، هم برای خود و هم برای کسانی که دوستشان داریم.
 
فصل ششم، قهرمانتان را بیابید
- زن به خود می گوید: هر وقت مرد مناسب را ملاقات کند زندگی حقیقى، عشق، ازدواج و مادری را آغاز خواهد کرد. ولی مرد مناسب از راه نخواهد رسید زیرا او را با دلداده خیالی اش که مردی بی نظیر است و یک مرد تمام عیار بی عیب و نقص است و در ناخودآگاهش پرسه می زند مقایسه می کند. زنی که به وسیله دلداده خیالی اش تسخیر شده، همیشه در جستجوی عیب و ایراد است.
 
- خرده گیری از مردان که عموماً به «کوبیدن مرد» معروف است، همراه با انقلابات فمنیستی و جنسی و نیز دلداده خیالی درونی زنان متجدد به طور پیوسته گسترش یافت. زنان از مردان قطع امید نکردند بلکه از آنها انتظارات بیشتری داشتند و هر قدر این انتظارات افزایش یافت، مردان ناشایسته تر به نظر رسیدند.
 
- شاید بسیاری از زنانی که دارای مشاغل سطح بالایی هستند از نداشتن فرزند و تنها ماندن اظهار پشیمانی نکنند ولی در واقع اغلب آنها پشیمانند، زیرا با دلداده خیالی شان در قالب کار و اشکالی از این قبیل ازدواج کرده اند.
 
- برای ازدواج پایدار علایق مشترک مهم نیست، بلکه نکته حائز اهمیت ارزش های مشترک است که همانند چسب روابط را استحکام می بخشد.
 
- زنی که با مادونای خود در ارتباط است به دنبال نقاط قوت می گردد و از نقاط ضعف به راحتی چشم پوشی می کند.
 
- هنگامی که زنان با طیب خاطر و بدون هیچ قید و شرط بخشی از سلطه گری مردانه شان را به جنس مخالف اعطا می کنند، آن وقت قادرند جوانب زنانگی شان را به بهترین وجه بروز دهند و در مردش اعتماد به نفس فوق العاده زیادی بر می انگیزد و نه تنها مردانگی او را، بلکه زنانگی خود را نیز ارتقا می دهد.
 
فصل هفتم از عهده مردان برآمدن
این فصل به درک واداره مرد بالغ اختصاص دارد.
 
1- تشویش اختگى:اولین نکته ای که باید درباره مردان بدانیم این است که بزرگترین و ابتدایی ترین ترس مردان، ترس از اخته شدن است چه از لحاظ روانی و چه از لحاظ جسمانى
 
2- غرور و خودسرى:مردان به علت ترسی که از اخته شدن دارند بی اندازه مغروراند. بنابراین وظیفه زن است که با کاهش این ترس به او نشان دهد که با اعتلا بخشیدن به زندگى، بارش را سبک و راهش را باز می کند و مردانگی اش را ارتقا می دهد.
 
- زن عیب جو و اخته کننده فقط میوه های تلخ بی تفاوتی را از سوی مرد برداشت می کند. یا شخصیت او را به کمتر از آنچه که هست تنزل می دهد و یا اینکه او را در وضعیتی قرار می دهد که سر به شورش بگذارد.
 
3- او را همان گونه که می یابید بپذیرید
 
مردان در برابر دستورات مقاوت می کنند و به میزان زیاد عنان خویش را به زنی واگذار می کنند که از مردانگی شان حمایت کند .
 
4- مادری کنید ولی خفه نکنید
 
جزئی از نقش زنانه زن این است که مرد را می پرورد، او را حمایت و تشوق می کند تا رشد یابد و خود را به واقعیت در آورد، به توانایی ها عظیم خود پی ببرد. زمانی که جنبه مادری به حد افراط برسد مرد را خفیف و خوار کرده و مادام العمر او را پسر بچه وحشت زده و فاقد اعتماد به نفس نگه می دارد.
 
5- رابطه ای مطلوب
 
حالات شخصیت:
 
الف)والد؛ مرکز نگرش ها و ارزش ها و عهده دار دستور و تعلیم ،ارزیابی ،انتقاد و پرورش است .
 
ب)بالغ؛ مرکز اندیشه و تصمیم گیری است و حقیقت را می آزماید.
 
ج)کودک؛ مرکز احساسات و تمایلات جنسی است، بازیگوش و شهوتران است.تمنتتتتمنتمتم
 
آنان را بر می انگیزند و به عظمت می رسانندمردان و زنان هر کدام تا حدودی این سه حالت را در شخصیتشان دارند. رابطه موفق بین آنها بسته به بده بستان های یکنواخت و بی تنش میان بخش های شخصیتشان است. به عنوان مثال چنانچه والد درون زن سعی کند با کودک درون مرد از روی محبت رابطه برقرار کند و او آماده ی قبول آن باشد و به شکل مناسب پاسخ گوید، بده بستانی بی آلایش صورت می گیرد. ولی چنانچه زن کوشش کند برای مرد مادری کند و مرد حال و حوصله ی آن را نداشته باشد، او نه با کودک خود بلکه از طریق بالغ و چه بسا حتی با والد خشمگینش واکنش نشان می دهد.
 
6- مادونای سیاه
 
مادونای سیاه یکی از ابعاد پنهان وجود زن است یعنی جنبه سرد زنانگی که وقتی مرد کار نادرستی می کند باید از او روی گرداند، خشم و ناامیدی را معمولاً می توان به بهترین وجه از طریق رویگردانی خاموش مادونای سیاه ابراز کرد. رویگردانی خاموش به مرد فرصت می دهد تا بیندیشد و در مورد خطایی که مرتکب شده تعمق کند در صورتی که بد خلقی و سرکوب تهاجمی موجب ترغیب مرد به مقابله به مثل می شود.
 
7- گریه و خنده
 
هر بیانِ عاطفى و ابراز خود انگیخته احساسات می تواند موجب لذت بخش تر شدن زندگی شود.
 
8- نشان دهید به او احتیاج دارید.
 
اشتیاق مرد به ادامه رابطه، وقتی صادقانه و خاصلانه احساس نکند که زن به او نیازمند است، رو به زوال می گذارد.
 
استقلال و برخورد ستیزه جویانه زنان، در مردان احساس عجز و ناتوانی به وجود می آورد. مردانی که احساس ضعف می کنند اغلب واکنش های خصمانه نشان می دهند، احساس بیهودگی می کنند، شدیداً انتقاد می کنند یا کاملاً پس می کشند.
 
فصل هشتم و نهم
تسلیم پرحلاوت و تحقق زنانگی از طریق ازدواج
 
- زنی که خود را از دورن و بیرون تسلیم قدرت عشق کند قادر می شود تا هم از لحاظ جنسی و هم عاطفى، ژرف ترین توانایی های زنانه اش را تحقق بخشد. تنها یک زن متعادل و آگاه نسبت به هویت شخصی خود آمادگی آغاز فرایند تسلیم را دارد، کسی که از عزت نفس کافی برخوردار است تا از عهده چنین احساسات و عواطف ژرفی که به خارج فوران می کند «مقاوت غرور، دخالت انیموس»، بر آید.
 
- وقتی زنی قدری از عزت نفسش را به خاطر مردی نادیده می گیرد، در واقع از مقاوت در برابر او صرف نظر می کند و به وی اجازه می دهد در جسم و روحش رخنه کند. او به راستی از جهاتی «تسخیر» شده است، با این وجود از آنجا که اجازه نداده چیزی مانع پیوند او با مردش شود «فاتح» است.
 
- معمولاً زن است که با سمت عاطفى رابطه بیشتر در تماس است، اکثر اوقات او است که باید اسلحه اش را با نام عشق بر زمین بگذارد و اعلام آتش بس کند.
 
- زنان در عشق پیروزی را از آن خود می سازند، زیرا به خاطر اشتیاقی که به تسلیم و تن در دادن دارند، به استمرار و پایداری ریسمان رابطه گره محکمی می زنند. فرایند تسلیم به قدری قدرتمند است که سحرانگیز می نماید. این همان چیزی ست که زن را نزد مرد عزیز می کند و مرد را وا می دارد تا از او مراقبت کند.
 
- زن پیش از تسلیم شدن باید مرد را متعهد به ازدواج نماید.
 
- ازدواج بیش از هرنوع رابطه ی دیگرى، قابلیت زنان را در دستیابی و به کارگیری تمامی چهارجنبه شخصیتی زنانه، خصوصاٌ مادونا یعنی روح زن، در بوته ی آزمایش می گذارد.
 
1- جنس سوم نوشته پاتریشا مک برم

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
خواندن کتاب خوبِ «زن بودن» رو به همه پیشنهاد می کنم؛ خصوصا زنهایی که با همه سختی ها و مشکلات زن بودن در جامعه امروز تلاش می کنن خودشون باشند.

امین سرتیپی
... دیدن ادامه »
کتاب: زن بودن (به زنانگی خود تحقق بخشید و عشق را بیابید)
نویسنده: تونی گرنت (Toni Grant 1942-1916)
مترجم: دکتر فروزان گنجی زاده
ناشر: ورجاوند
قطع: رقعی
سال انتشار چاپ هشتم: ۱۳۹۶
تعداد صفحات: ۲۲۴
قیمت: ۲۰۰,۰۰۰ ریال

1) اولین بار یکی از دکون‌دارای امروز بازارِ روانشناسی و مشاوره –دکتر شیری – اسم این کتاب رو شنیدم. از اونجاییکه به برداشت و بازگویی دیگران اعتماد زیادی ندارم و ادبیات و رویکرد این آقای دکتر رو هم خیلی وقت‌ها نمی‌پسندم، تصمیم گرفتم کتاب تونی گرنت رو بخونم. خب اولش با گارد و ایرادگیرانه متن رو شروع کردم. و در جای جای سطرهای کتاب، جملات اعتراضی و انتقادی می‌نوشتم. ولی خب، به مرور دیدم که اعتراض‌ها و ایرادهای من خیلی جاها مدنظر نویسنده بوده و باید اندکی صبر می‌کردم تا جوانب مختلف تز نویسنده برام روشن بشه. البته انتقادهایی هم از ادعاهای نویسنده تا پایان برقرار بود، اما این انتقادها لطمه‌ای به بنیان‌های اصلی تزِ مطرح‌شده در کتاب وارد نمی‌کرد.

2) اما چرا این کتاب و تز اون برای من و خیلی‌ها حساسیت‌برانگیزه.
واضح است در طول تاریخ هیچ وقت زنان تا این حد، قدرتمند، مسلط، مستقل، پولدار، تحصیل‌کرده، حتی ورزشکار و سالم نبودند. زن امروز با تلاش زیاد و مبارزه‌های فراوان تا حد زیادی به سمت برابری فرصت‌های اجتماعی و حقوقی (هر چه جامعه توسعه‌یافته‌تر بیشتر) حرکت کرده است. سبک زندگی اجتماعی جدید و این دستاوردهای درخشان بخصوص در قرن بیستم، در عین فواید فراوان، نه تنها نتوانسته زن را به آرامش و ثبات مطلوب برساند، در عین حال بحران‌های بزرگ روانی و هویتی را هم به دنبال داشته است. زن امروز، به وفور خسته، تاحدی آشفته و ناآرام دیده می‌شود. گویی سربازی که لباس رزم بر تن کرده و چون هر لحظه باید برای نبردی _حتی کوچک_ آماده باشد، نمی‌تونه، این لباس رزم را از تن خسته دربیاره، حتی اگه به این خودآگاهی رسیده باشه و واقعا دلش بخواد. و این بحران اگر تدبیری براش اندیشه نشه، روز به روز زندگی زنان و مردان و بچه‌های بیشتری رو ویران می‌کنه.

3) همین‌ جا یکی از ایرادهای اولیه‌ام رو به نویسنده بگم: آیا این بحران فقط مختص زن‌هاست؟ آیا مردان امروز، در اثر سبک زندگی جدید و به اصطلاح دنیای مدرن، آشفته و پریشان و خسته و ناراضی نیستند؟
پاسخ: چرا هستند. در قسمت‌های مختلفی از کتاب به بحران‌های مختص مردان هم اشاره می‌شه. اما در حد نیاز برای پرورش تز اصلی کتاب که زنان هستند. شاید چون نویسنده کتاب خودش زنی بوده و منطقاً صلاحیت کافی برای گزارش این بحران‌های روانی رو در مردان نداشته و اصولاً موضوع کتابش نبوده.
البته از نظر نویسنده شاید این بحران‌ها در زن امروز بیشتر و عمیق‌تر هم هست. یعنی زن‌ها از جنبه‌های خاصی، آسیب‌های بیشتری از زندگی مدرن و سبک زندگی شهری و اجتماعی امروز دیده‌اند.‎

4) نویسنده خودش سال‌ها گویا فمینست بوده. سال‌ها برای بدست آوردن جایگاه اجتماعی خودش تلاش کرده. یک برنامه مشاوره رادویی رو با طرح هزاران مورد خاص، سال‌ها اجرا کرده. و موفقیت‌های مختلفی در زندگی اجتماعی و شغلیش به‌دست آورده. روابط عاشقانه متعددی رو تجربه کرده. اما از حدود 35 سالگی، به تناقضات و آسیب‌های شعارها و رفتارهای فمینیستی پی می‌بره. و در این کتاب به طور ضمنی سعی می‌کنه اثرات مخرب برخی شعا‌رهای افراطی (فمینسیم رادیکال) رو نشون بده. که البته به نظر میرسه در سال‌های اخیر تا حدی تعدیل شده. ولی خب اثراتش هست. خصوصا اینکه برای جوامعی مثل ما که محصولات فکری 20 سال پیش آمریکا و اروپا رو با ولع دنبال می‌کنیم هنوز چنین تصورات و شعارهای غیرواقعی و آسیب‌زننده‌ای خریدار داره.


5) به‌طور خلاصه برخی فرض‌ها و گزاره‌های اصلی که به طور مفصل در این کتاب مطرح میشه از این قراره. (خب نیازی به توضیح نیست که این‌ها کلیت گزاره‌ها، اون هم به روایت منه. و فقط برای چارچوب فکریه، و به هیچ وجه جای برداشت خود شما رو از متن کتاب نمیگیره. )
وجود زنانه ی متعادل شامل چهار جنبه مختلف و مکمله: آمازون / مادونا / مادر / معشوقه
در دنیای امروز جنبه «آمازون» وجه غالب وجود زن‌ها شده و به شدت هم تبلیغ میشه. تا حدی که هیچ فضایی برای بروز جنبه‌های دیگه به خصوص «مادونا» باقی نمی‌ذاره.
نتیجه این وضعیت نامتعادل، آشفتگی در هویت زن و زنانگی است.
آرامش، رضایت، حس خوب، فایده هر آدمی برای دیگران، وقتی بیشتر بروز پیدا میکنه که هر کسی خودش باشه. مرد، از نظر وجودی مرد باشه و زن هم زن.
مهمترین رفتار طبیعی انسان (نه تنها جسمی – بلکه بیشتر روانی) که ارتباط مستقیمی با ثبات و آرامش روانی هر فردی داره، فرآیند «جفت‌یابی» و از اون مهمتر «حفظ رابطه عاشقانه» است.
به هم خوردن تعادل در جنبه‌های مختلف وجود آدم‌های باعث شده، بر خلاف طبیعت و حتی بیولوژی، زن‌ها بیشتر مرد‌صفت باشند و مرد‌ها زن صفت. و این یعنی آشفتگی در وجود آدم‌ها و بحران در روابط عاشقانه و ازدواج.

6) خب اگه پیشنهاد من پذیرفته شد و کتاب رو خوندید. با اندکی صبر احتمال زیاد با خیلی از توصیف‌ها و تشریح‌هایی که نویسنده از بحران‌های فعلی زندگی زنانه و مردانه ارائه می‌ده، همدل خواهید شد. این کتاب از جنس کتاب‌های هیجانی بازار نیست و به دنبال اینه که به زن‌ها کمک کنه، فارغ از تبلیغات و فشارهای اجتماعی امروز، آگاهی‌شون رو از وجود واقعیشون بالا ببرن.
در بخش‌های پایانی کتاب توصیه‌ها و روش‌هایی برای بازیابی وجود زنانه مطرح میشه. که واقعا جالبه. و می‌تونه گره از کار فروبسته روابط زیادی باز کنه. هم برای کسانی که در میان یک رابطه عاطفی، پارتنری یا زادواجی هستند. هم برای کسانی که هنوز چنین رابطه‌ای را پیدا نکردند. هم برای کسانی که تجربه شکست در روابطشون رو چشیدن.

7) نوشته‌ام بیشتر از اینکه حالت ترغیب‌کننده داشته باشه، نوعی دعوت به بازنگری و تأمله. برای بهبود کیفیت زندگی و روابط انسانی. خوشحال میشم اگه کتاب رو خوندین، نظرتون رو هر طور که دوس داشتید، به من برسونید.



Toni Grant (April 3, 1942 – March 27, 2016) was an American psychologist and talk radio host. She was one of the first licensed psychologists to have her own radio talk show, and a pioneer in the advice-giving genre.
Best-selling book: “Being A Woman
۲۷ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام؛
این یکی از بهترین کتابهایی هست که من خوندنش رو شروع کردم
فقط متاسفم برای چاپ ورجاوند !! چون کتابی که من خریداری کردم فاقد صفحه 97 تا 112 هست! من از این کتاب 5 جلد خریداری کردم برای هدیه و برای خودم . متاسفانه دوباره باید متحمل هزینه بشم.
مدیریت ضعیف این چاپخانه واقعاً جای افسوس و تاسف داره!
۲۴ مهر ۱۳۹۶
فواد انوری این را خواند
با سلام
ازطرف ناشر کتاب از شما عذرخواهی کرده . خواهشمندم با دفتر انتشارات تماس بگیرید تا این کتاب ها را برای شما تعویض کنیم .
نشر ورجاوند
66576397
میدان توحید نصرت غربی پلاک 108
۰۸ اسفند ۱۳۹۶
با سلام و احترام به شما بزرگوار. توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد ... دیدن ادامه » دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب، رویکردی استثنایی نسبت به زنانگی ترسیم می کند. به زنان چهارچوب ذهنی صحیحی برای پیوند خوردن با مرد می دهد و به تفاوت های روان شناسانه و بیولوزیکی میان جنسیت ها می پردازد و حاوی مباحثی است که مخاطب آن فقط زنان نیستند. آگاهی تمامی زنان و مردان از مباحث این کتاب، ضرورت امروز زیستن است.
۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵
مهنّا حسین زاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین کتابی بود که در رابطه با زنان خوندم. البته این کتاب اصلا از جنس آموزه هایی برای مردان نیست بلکه کمک به خودشناسی خود زنان می کند مخصوصا بانوانی که به اشتباه غرق در دنیای فمنیست شده باشند . توصیه میکنم حتما هر خانومی یک بار این کتاب را مطالعه کند
۲۹ فروردين ۱۳۹۵
فواد انوری و مریم صالحی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ شروع 29 فروردین 1395
زن امروزی مردی بَدَلی است؛ با مردان حقیقی در جنگ است و به همین علت آشفته و ناآرام است.زن معاصر امریکایی زنی آمازون و محصول زمانه خویش است. قدرت و ضعف هایش، آنچه به دست آورده و آنچه را از دست داده است؛ قسمت اعظم موضوع این کتاب است.
۲۹ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید