:  ۹۶۱۴
:  متون مذهبی
:  پدر عشق و پسر
:  داستان های فارسی قرن 14
   سید مهدی شجاعی
:   نیستان
:  رقعی
:  ۱۳۹۳
:  ۳۶
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۸۸
:  ۱۳۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:
 
کتاب پدر، عشق و پسر اثری دیگر از سید مهدی شجاعی است که در آن فرازهایی از زندگی حضرت علی اکبر بن الحسین علیهما السلام به تصویر کشیده می شود. وقایع از زاویه ی اول شخص و از زبان اسب آن حضرت «عقاب» روایت می شود و مخاطب راوی در داستان، لیلی بنت ابی مرّه مادر گرامی حضرت علی اکبر (ع) است. فصول کتاب با عنوان «مجلس» نامگذاری شده و داستان متشکل از ده است که در هر مجلس، عقاب با زبانی عاطفی و دلنشین، صحنه ای از زندگی حضرت علی اکبر(ع) را روایت می کند و مجالس پایانی، به شهادت حضرتش در کربلا اختصاص دارد. گفتنی است که هر برش از زندگی حضرت که در مجالس ده گانه نمایانده می شود، در انتهای هر مجلس به گونه ای به واقعه ی کربلا مربوط و منتسب می شود و بدین ترتیب، تمام مجالس رنگ عاشورایی خود را حفظ می کند. داستان از چگونگی رسیدن عقاب به حضرت علی اکبر شروع می شود و مجلس دوم تصویری از ولادت آن حضرت ارائه می دهد. مجالس بعدی به ماجراهای پیشنهاد امان از سوی سپاه عمر سعد به حضرت، سقایت ایشان برای اهل خیام قبل از حضرت عباس، صحنه های پوشاندن لباس رزم و راهی کردنشان به میدان توسط امام و … در انتهای کتاب، منابعی که نکات تاریخی از آنها استخراج و در متن داستان پرورانده شده، آمده است. در این کتاب می خوانیم: عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر. من گمان نمی کنم در تمام عالم، میان یک پدر و پسر، این همه تعلق، این همه عشق، این همه انس و این همه ارادت حاکم باشد. من همیشه مبهوت این رابطه ام. گاهی احساس می کردم که رابطه ی حسین با علی اکبر فقط رابطه ی یک پدر و پسر نیست؛ رابطه ی یک باغبان با زیباترین گل آفرینش است، رابطه ی عاشق و معشوق است، رابطه ی دو انیس و همدل جدایی ناپذیر است. احساس می کردم رابطه ی علی اکبر با حسین، فقط رابطه ی یک پسر با پدر نیست؛ رابطه ی مأموم و امام است، رابطه ی مردید و مراد است، رابطه ی عاشق و معشوق است، رابطه ی محبّ و محبوب است و اگر کفر نبود می گفتم رابطه ی عابد و معبود است.

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
تکلف و آرایه های بیش از اندازه حالتی کفر گونه به متن داده است.
اما مجلس دهم:(آخر)را می توان کتابی جداگانه و عالی توصیف نمود
۰۶ خرداد
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بازهم شاهکاری دیگر به قلم توانمند استاد سید مهدی شجاعی
۱۰ مهر ۱۳۹۶
ایرج پوراردشیر و Emile آژار این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
*
همین قدر بگویم که اگر خون فرزندت چشمهای مرا نپوشانده بود ، من اسبی نبودم که سوارم را به میانه ی سپاه دشمن ببرم. آخر چه توقعی است از کسی که چراغ چشمهایش خاموش شده؟!
*
... دیدن ادامه » امام مبهوت و متحیر با خود مویه می کرد:
- چگونه تو را کشتند؟ با چه جراتی ؟ با چه شهامتی؟ با چه قساوتی؟ چه چیز این قوم را در مقابل خداوند جری ساخت؟ کدام شمشیر پرده ی خیام این قبیله را درید؟ چگونه توانستند دست به این کار عظیم بیازند؟
آخر قتل تو که کار آسانی نیست؟!
*
امام با دست خون ها رو از صورت علی می سترد و با خود نجوا می کرد
و بعد خم شد و من گمان کردم به یافتن گوهری .
و خم شد و من گمان کردم به بوییدن گلی.
و خم شد و من با خودم گفتم به بوسیدن طفل نوزادی.
و خم شد و
۰۸ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
" به گمانم امام ، دل از علی اکبر نکنده بود ....
اگر علی اکبر این همه وقت تا مرز شهادت رفت و بازگشت ، اگر از علی اکبر به قاعده دو انسان خون رفت و همچنان ایستاده ماند ،
همه از سر همین پیوندی بود که هنوز از دو سمت نگسسته بود .
... دیدن ادامه » پدر نه ، امام زمان دل به کسی بسته باشد و او بتواند از حیطه زمین بگریزد ؟! نمی شود . و این بود که نمی شد
۰۸ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

*
معاویه را یادت هست به هنگام خلافت و آن پرس و جویش از اطرافیان که شایسته ترین فرد برای خلافت کیست ؟
... دیدن ادامه » اطرافیان همه گفتند: تو ای معاویه
اما کلام معاویه را به یاد داری که همان زمان میان افواه افتاد ؟
گفته بود: سزاوار تر برای خلافت علی اکبر حسین است که جدش رسول خداست شجاعت از بنی هاشم دارد و سخاوت از بنی امیه و جمال و فخر و فخامت از ثقیف
من این قصه را یادم بود و وقتی دشمن در کربلا برای علی اکبر امان نامه آورد تعجب نکردم
علی ِ تو همان دمِ اول ، شمشیر ﯾﺄس را بر سینه شان فرو نشاند و فریاد : « من نسب به پیامبر می برم . آنچه افتخار من است ، قرابت رسول الله است . باقی همه هیچ
۰۸ مهر ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید