اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۹۱۳۸۶
:  تاریخ معاصر
:  کلنل پسیان و ناسیونالیسم انقلابی در ایران
:  ملی گرایی
   استفانی کرونین
   عبدالله کوثری
:   ماهی
:  رقعی
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۱۴۰
:  ۹۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

کلنل محمدتقی خان پسیان، چهره ی تابناک میهن پرستی، از دستگاهی نظامی برخاسته بود؛ افسری تحصیل کرده و پیشرو و دنیادیده که بیش از هر چیز نماد ناسیونالیسم بود. او ازجمله افسرانی بود که در اولین روزهای قدرت گرفتن رضاخان با قیام خود عرصه را برای او تنگ کرد. استفانی کرونین، نویسنده ی مقاله ی «کلنل پسیان و ناسیونالیسم انقلابی در ایران»، به بررسی قیام این چهره ی انقلابی از فروردین تا مهرماه ۱۳۰۰ شمسی می پردازد و چهره ی مرد انقلابی را در جوانی نشان می دهد، جوانی که با قواعد علمی ارتش های اروپایی آشناست و سری پرشور و قلبی خوش نیت دارد و در اندیشه ی ساختن سرزمین مادری اش است. در این کتاب علاوه بر مقاله ی استفانی کرونین چند نوشته و مقاله ی دیگر هم پیوست شده است که تصویری کامل و همه جانبه از کلنل پسیان به خواننده ی امروزی ارائه می دهد.




دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
آن جا به روی تپه ی خونین و سهمناک
افتاده است مرد دلیری به روی خاک
در سینه اش هنوز دلی مهر پرور است
در ... دیدن ادامه » خون او سیاهی فردا مصور است
خاموش و بی سر است. ـــــــــــــــــــــــــــــــشنبه، بیست و سه آذر هزار و سیصد و چهل و دو. ورقِ دوازده. عبدالله کوثری.
۱۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
۱۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
۱۴ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تاجی را که آغا محمدخان قاجار با اقتدار و خونریزی بسیار بر سر گذاشت، صد و پنجاه سال بعد احمد شاه مفت و مسلم ازدست داد. طبع راحت‌طلب و عشرت‌پسندِ این جوان فربه، خوردن و نوشیدن و البته هم‌نشینی با خانم‌های فرنگی در سالن های پاریسی را بیشتر می پسندید تا دردسرهای حکومت ایران در زمانه‌ای پر آشوب، عدم دخالت او در سیاست نیز ناشی از اعتقاد او به پادشاهی دموکرات (پادشاهی که سلطنت کند نه حکومت) در نظامی مشروطه نبود.

بی کفایتی احمد شاه، آن هم در زمانه دشوار جنگ عالمگیر نخست و همچنین وقایع بعد از قراداد ۱۹۱۹ ، شرایطی چنان پر هرج و مرج را برای کشور رقم زده بود که ضرورت حکومتی نظامی برای سروسامان دادن به اوضاع برهمگان آشکار شده بود و در همین احوال بود که رضا خان میرپنج دست در دست سید ضیاء طباطبایی و با حمایت بریتانیا با کودتای اسفند ۱۲۹۹در سپهر سیاست این دیار ظاهر شده و بردیگران پیشی گرفتند.

در ... دیدن ادامه » آن روزگار افسران لایق ایران دوستی بودند که اگر حضوری پررنگ‌تر پیدا می کردند بی شک سرنوشتی دیگری برای این دیار رقم می خورد. کلنل محمد تقی خان پسیان برجسته ترین چهره در این میان بود، چنان‌که سید ضیاء بعدها حسرت می‌خورد که چرا به جای رضاخان با نظامی درستکاری چون پسیان دست دوستی نداده بود.

البته این آرزوی دیرهنگام اگر در همان زمان نیز به ذهن سید ضیاء رسیده بود، بعید به نظر می رسد با توجه به روحیات کلنل پسیان و با آگاهی او به ماهیت وابسته‌ی کودتا و خود سید ضیاء، آب این دو نفر در یک جوی برود. اگر شعارهای فریبنده سید ضیاء (به خصوص مبارزه با اشرافیت پوسیده) و اقدامات به ظاهر اصلاح گرایانه او، برای مدتی اعتماد کلنل را جلب کرده بود به دلیل دوری او از پایتخت و ناآشنایی کلنل با ماهیت بسیاری از سیاست‌مردان وابسته‌ی ایرانی بود. نظامی وطن‌پرست و درستکاری چون کلنل پسیان که اعضای خانواده اش در راه مبارزه با بیگانگان و استعمار بریتانیا شهید شده بودند، امکان نداشت حتی به قیمت سردار سپه شدن دست در دست بیگانگان بگذارد.

در همان روزگار که سردار سپه برای خود اسم و رسمی به هم زده بود و در پایتخت چپ و راست اعلامیه‌های «حکم می کنم» صادر می کرد، از شنیدن نام کلنل پسیان لرزه به اندامش می‌افتاد و آشکارا خود را از قائله خراسان کنار می‌کشید، و مصلحت را در آن می دانست که یارای آن را ندارد که مردانه و از روبه‌رو در میدان نبرد با کلنل روبه رو شود؛ بنابراین او که در هر امور حکومتی دخالت می‌کرد، در این قائله ابتکار عمل را به قوام سپرده بود که کلنل را با تیر سیاست‌ورزی‌های خود (با توجه به کینه‌ای که از برخورد تند او در خراسان به دل گرفته بود) از پای در آورد. بی شک همانگونه که سیاستمداران بریتانیایی حاضر در ایران نیز اعتراف کرده اند اگر در همان زمان کلنل ژاندارمهای تحت فرمان خود را یکجا گرد آورده و عزم پایتخت می کرد، رویارویی چهار هزار نیروی ژاندارم دوره دیده‌ی معتقد و برخوردار از سلاح های پیشرفته چیزی نبود که از عهده رضاخان و قزاق های پاپتی که دور خود جمع کرده بود برآید. أنها پیش‌بینی می کردند در چنین شرایطی رضا خان فرار را برقرار ترجیح دهد.

اما از بد حادثه کلنل پسیان سیاست باز نبود، سربازی وطن پرست و دلیر بود که ترجیح می داد پستی را که به او محول شده به خوبی انجام دهد بنابراین برای برقراری نظم و آرامش مردم نیروهای خود را در سراسر خراسان پراکنده بود.نه سودای سردار سپه‌ شدن در سر داشت نه نخست وزیری و...

شیوه کار او به گونه‌ای بود که وقتی برای مدتی کوتاه حکومت خراسان را نیز عهده دار شد،، مردم مشهد را با تجربه متفاوتی از نظم و حکومت داری توأم با عدالت و حسابرسی شفاف را روبه‌رو کرد. چیزی که نه کسی تا آن زمان دیده بود و نه بعد از آن دید. لیاقتی که پسیان با وجود جوانی در اداره خراسان با آن اوضاع پرآشوب از خود نشان داد، حاکی از آن بود که اگر او امکان نقش آفرینی در افقی وسیع تر را یافته بود می توانست منشاء دگرگونی های سازنده بسیاری برای این دیار باشد.

اما تاریخ نشان داده که سرنوشت چهره‌های وطن پرستی همچون او، که به بیگانگان وابستگی نداشته، زیر بیرق آنها نرفته و به مصلحت مملکت خود جسارت رویارویی با قدرت های نامدار بیگانه را داشته‌اند، چندان به خوبی و خوشی نیانجامیده... یکی از تلخ ترین لحظه های تاریخ معاصر ایران، با تصویر سر بریده‌ی کلنل محمد تقی خان پسیان بر روی سرنیزه‌ی دژخیمانش ثبت شده، جوانی که هنوز به سی سالگی نرسیده بود اما با شایستگی ریاست قوای ژاندارم ایالت بزرگی چون خراسان را برعهده گرفت. نظامی تحصیل کرده ای که به چندین زبان خارجی تسلط داشت، آثاری ادبی را نیز ترجمه کرده بود، با موسقی آشنا بود، پیانو می نواخت و نامش به عنوان اولین فرد ایرانی که در تاریخ گواهینامه خلبانی (با هواپیماهای جنگی) گرفته ثبت شده است.

دور از ذهن نیست که نه اشرافیت پوسیده و نه سیاست مداران وابسته و نه بیگانگان تمایلی برای بودنِ فردی با این ویژگی های شایسته در مصدر امورنداشتند، به خصوص که به زندگی ساده‌ای خو کرده و به ثروت اندوزی هم علاقه نداشت.

از همین رو در آن آشفته اوضاع این دیار که نیاز به فردی مقتدر با پیشینه نظامی برای سرو سامان دادن به اوضاع احساس می‌شد، سرو کله نظامی عامی و کم سوادی چون رضا خان پیدا شد که اقتدارش با خشونت و بدهنی همراه بود، نه فرد فرهیخته‌ای از خانواده ای اصیل، نظامی تحصیل کرده‌ای که به دلیل کاردانی و لیاقتش مقتدرانه رفتار می کند.

در تاریخ ایران اگر و اماها و حسرت‌ها برای فرصت های از دست رفته فراوان است ماجرای کلنل پسیان نیز یکی از پرافسوس ترین گوشه های تاریخ این دیار است که از قضا که آنگونه که شایسته اش بوده بدان پرداخته نشده است. در کتابهای تاریخ ایران تنها در مقاطع مربوط به وقایع کودتای اسفند ۱۲۹۹ اشاراتی گذرا نیز به ماجرای قیام کلنل درخراسان می شود. اما به صورت منفرد کتابهایی که زندگی این چهره وطن دوست را دستمایه خود قرار داده باشند بسیار انگشت شمارند. در باره کلنل گویا تنها دو کتاب نوشته شده، یکی قیام کلنل محمد تقی خان پسیان که توسط علی آذری در سال ۱۳۵۲ نوشته شده و دیگری کتاب از تبریز تا مشهد (پژوهشی پیرامون قیام کلنل محمد تقی خان پسیان) نوشته دکتر یوسف متولی حقیقی که در دهه هشتاد به بازار آمده، هر دو کتاب بیشتر کیفیت روایی دارند تا تحلیلی، اولی جامع تر است و دومی خلاصه وار. از این سبب در این میان همواره خلاء آثاری که به روایت و تحلیل قیام کلنل با در نظر گرفتن اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی آن روزگار بپردازند خالی بوده است.

کتاب کلنل پسیان نوشته استفانی کرونین که اخیرا به همت نشر ماهی وارد بازار شده با توجه به رویکرد تاریخی و تحلیلی نویسنده تا اندازه می تواند خلاء موجود در این زمینه را مرتفع سازد. استفانی کرونین پیش از این با کتاب ارتش و حکومت پهلوی که توسط غلامرضا علی‌بابایی به فارسی ترجمه شده بود، در میان علاقمندان حوزه تاریخ به ویژه تاریخ نیروهای نظامی در ایران چهره ای کم و بیش شناخته شده محسوب می‌شد.

این کتاب توسط عبدالله کوثری ترجمه شده که خود اهل خراسان است و از علاقمندان کلنل و واقف کمبود منابع درباره او. مقدمه ای هم که برای کتاب تدارک دیده نوشته ای‌ست خاطره برانگیز که حکایت علاقه و همدلی او با خاطره این چهره مبارز درتاریخ معاصر ایران که متاسفانه امروز کم توجهی ها باعث شده حتی در خراسان نیز برای بسیاری ناشناخته باشد. در حالی که مزارش در باغ نادر در جوار مقبره نادرشاه در مرکز شهر مشهد قرار دارد.


کتاب حاضر درواقع برآیند همین احساس علاقه و رابطه عاطفی مترجم با کلنل بوده چرا که با کنار هم گذاشتن چند متن مرتبط با زندگی و قیام کلنل کتابی کوچک اما خواندنی و مهم را درباره او تدارک دیده است. بخش اصلی کتاب در واقع مقاله ای بلند است از دکتر استفانی کرونین استاد دانشگاه آکسفورد و پژوهشگر تاریخ، درباره کلنل و قیام او با عنوان «کلنل پسیان و ناسیونالیسم انقلابی در ایران» که بخش اصلی کتاب را تشکیل می دهد. در این مقاله قیام این چهرۀ انقلابی در فروردین تا مهرماه ۱۳۰۰ شمسی مورد بررسی قرار گرفته و در عین حال اشاراتی نیز به زندگی و گذشته کلنل پسیان شده است. اما چند نوشته دیگر نیز به کتاب پیوست شده است که نقش مهمی در کامل شد نگاه خواننده کتاب به ابعاد مختلف قیام کلنل و زندگی شخصی او دارد. دو مقاله به قلم خود کلنل یکی رساله ای کوچک به نام «رساله دفاعیه» که در واقع شرح حال اوست به قلم خودش و دیگری رساله ژاندرمری ایران که کلنل در آن درباره اوضاع و احوال روبه احتضار ژاندرمری ایران نوشته است که این مقاله در مجله کاوه که در برلن منتشر می شده به چاپ رسیده است.

سوای اینها نوشته کوتاه دیگری که آن هم از مجله کاوه نقل شده در کتاب آمده که به خبر اعطای نشان صلیب طلایی آلمان به کلنل اختصاص دارد. این نشان را در زمان خدمت و آموزش نظامی پسیان در ارتش آلمان به دلیل رشادت و لیاقت به او داده بودند.

پایان بخش کتاب نیز مقاله ای ست که توسط آبتین گلکار از زبان روسی ترجمه شده است. در این مقاله پژوهشگر روس ولادیمیر گنیس، به بررسی تحولات خراسان و تلاش‌هایی که پیش از به قدرت رسیدن کلنل برای نزدیک کردن خراسان به سوی شوروی در این منطقه رخ داد پرداخته است. این مقاله به دلیل ترسیم فضای حاکم برخراسان در فهم بهتر وقایع خراسان در دوران قیام کلنل تاثیری در خور دارد.

مقاله بلند استفانی کرونین با وجود کوتاهی آن در قیاس با حجم یک کتاب مفصل، به دلیل اشرافی که نویسنده، درباره تاریخ معاصر ایران به ویژه از جنبه نظامی داشته حاوی تحلیل هایی قابل تامل درباره زندگی و قیام کلنل است. به ویژه اینکه قیام کلنل توسط یکی از چهره های معروف تاریخ ایران یعنی احمد قوام سرکوب می شود که در عالم سیاست چهره ای دوگانه از او ترسیم شده است.

http://www.alef.ir/book
۲۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سیدعلی آذری در فصلی از کتابش زیر عنوان «اولین هوانورد ایرانی در آسمان آلمان» می‌نویسد:

« در آن دورانی که از آثار و اختراعات حیرت انگیز و شگفت آور اروپا فقط معدودی اتومبیل در کشور ما راه یافته بود و در آن موقع که از تعمیرات جزئی آن هم عاجز بودیم، کلنل محمدتقی خان پسیان فرزند لایق ایران که نبوغ در سیمای آن پدیدار است، در صفوف لشکریان آلمان با طی ادوار صنوف مختلف، کار زمین را تا حد ممکن ساخت و با عظمت روحی به کار آسمان پرداخت...

... دیدن ادامه » ... در تمام پروازهایش نگاهش را به سوی آسمان ایران معطوف ساخته و آرزو داشت مکانیسم هوانوردی را که خود طی کرده بود در کشور خود آموزش داده و هنر هواپیمابری را در آسمان کشور خویش نمایان سازد و جوانان وطن را در این کار آموزش و پرورش دهد.»

خود کلنل در این زمینه می‌نویسد:

«... برای این که هیچ دخالتی در کارها نداشته باشم و ضمناً وقت خود را بی‌خود نگذرانده باشم، با اینکه ضعف اعصاب و چشم و کلیتا علت مزاج مانع از قبول در خدمت هوانوردی بود به تصور حصول مقصود داخل خدمت شدم (دهم شعبان ۱۳۳۶) لیکن پس از ختم شناسایی مکانیکی و ۳۳ مرتبه طیران، سخت مریض شده و نتوانستم تعقیب نمایم.»

به دنبال تغییر اوضاع و پایان گرفتن جنگ جهانی اول در ۱۲۹۷ ش به ایران بازگشت. در همان سال و به دنبال سقوط دولت وثوق الدوله دوباره به خدمت ژاندارمری دعوت شد و به درجه کلنلی (سرهنگی) ارتقا یافت و در دولت مشیرالدوله به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب گردید.

مأموریت او با والی گری قوام السلطنه در خراسان مصادف بود. کلنل با هدف ساماندهی ژاندارمری خراسان مأموریت خود را آغاز کرد اما پس از چهار ماه فعالیت برای اصلاح امورمالی و اداری ژاندارمری به سبب کمبود منابع مالی و کارشکنی قوام با ناکامی روبرو شد. وی همچنین به بهانه مقابله با هجوم احتمالی بولشویک‌ها به تشکیل نیرویی ملی در کنار نیروی ژاندارمری اقدام کرد.

کلنل روز ۱۳ فروردین ۱۳۰۰ والی را بازداشت کرد و تحت‌الحفظ به تهران اعزام داشت. روز بعد سیدضیاء کلنل را به سمت والی نظامی خراسان منصوب کرد. پانزدهم فروردین در مشهد حکومت نظامی اعلان شد و به دنبال آن در مدتی اندک عشایر خراسان سرکوب شدند. محمدتقی خان بدهی مالیاتی قوام السلطنه را با ضبط اقلام هنگفتی از اموال و املاک او وصول کرد، بهای نان و گوشت را کاهش داد و مواجب عقب افتاده افراد نظامی را پرداخت؛ همچنین رسیدگی به سوءاستفاده‌های متولیان آستان قدس و قوام السلطنه را آغاز کرد.

حکومت سیدضیاءالدین بیش از سه ماه طول نکشید و در ۴ خرداد ۱۳۰۰ فرمان عزل او صادر و به همه ایالات مخابره شد. ده روز بعد قوام السلطنه که ظاهراً در زندان حکم صدارت خود را دریافت کرده بود کابینه خود را به حضور شاه معرفی کرد. امور استحفاظی و انتظامی مرکز و حومه به سردارسپه سپرده شد. پیشتر در ۷ خرداد ۱۳۰۰ فرمان تلگرافی شاه به خراسان رسیده بود که بنابر آن کلنل در فرماندهی قوای نظامی خراسان باقی می‌ماند ولی از دخالت در امور حکومتی منع می‌گردید.

در ۱ مرداد ۱۳۰۰ نجدالسلطنه استعفا کرد و کلنل به استقلال به حکومت پرداخت. دولت نجف قلی خان صمصام السلطنه بختیاری را به ولایت خراسان منصوب کرد و او ضمن تلگرام مورخ ۹ مرداد ۱۳۰۰ کلنل را تا ورود خود به سمت کفیل ایالت تعیین کرد. کلنل ضمن اظهار اطاعت تصریح کرد که اعتقاد و اطمینانی به رئیس‌الوزرا ندارد و به همین دلیل حاضر به قبول هیچ خدمتی نیست و نمی‌تواند «با داشتن اقتدار ظلم را دیده و چشم پوشی» کند. صمصام السلطنه با تضمین شرافت ایلاتی نسبت به کلنل ابراز اعتماد و از خدمات او قدردانی کرد و کلنل در پاسخ «تشریف فرمایی» صمصام السلطنه را موجب امیدواری دانست.

در حالی که ابراز اعتماد کلنل نسبت به صمصام السلطنه آرامشی در مشهد پدید آورده بود ناگهان صمصام کنار رفت و کلنل گلیروپ رئیس ژاندارمری به خراسان وارد شد. اما محمدتقی خان از آنجا که احساس خطر می‌کرد که کلنل گلیروپ او را عزل کند گلیروپ را به تهران بازگرداند. در خراسان نیز قبایل و عشایر از حکومت ناراضی بودند و فرمانبردار نبودند. پس از بازگرداندن گلیروپ به تهران از اواخر مرداد ۱۳۰۰ روابط کلنل با حکومت مرکزی به بن‌بست رسید.

کلنل پسیان بعدها کودنا کرد و مستقلاً به حکومت پرداخت و حتی حزب ملی به کمک او در خراسان تشکیل شد. در این هنگام سردار معزز حاکم بجنورد که پیشتر قول همکاری به کلنل داده بود از همکاری با کودتا سر باززد و کردها را به واکنش واداشت. کردهای قوچان با حمله به بجنورد و خلع سلاح ژاندارم‌ها کنترل شهر خویش را در دست گرفتند. کلنل برای دفع مخالفان شبانه با گروهی از افسران و ژاندارم‌ها به سوی قوچان شتافت و در تپه‌های داوودلی جعفرآباد با ایشان روبرو شد و جنگید.

کمی نفرات و کاهش مهمات کودتاگران و تبحر کردها در نبرد (۹ مهر ۱۳۰۰) عرصه را بر کلنل و قوای ژاندارم تنگ کرد. فرستادگان او برای آوردن مهمات از جعفرآباد به جبهه بازنگشتند و فرمانده خود را تنها و بدون مهمات رها کردند. کلنل یکه و تنها در حالی که محاصره شده بود تا آخرین فشنگی که داشت جنگید و کشته شد.

کردهای قوچان پس از نبرد سرش را از تن جدا کردند و به قوچان بردند. به این ترتیب کودتای محمدتقی خان پسیان که از ۱۲ فروردین ۱۳۰۰ شروع شده بود در نهم مهر همان سال پایان گرفت. عارف قزوینی در رثای او تصنیف با ترانه خودسروده «گریه کن که گر سیل خون گری، ثمر ندارد...» را ساخت و در سال ۱۳۰۱ در صحنه گراندهتل اجرا کرد.

او در کنار قبر نادرشاه افشار در مجموعهٔ باغ نادری مشهد به خاک سپرده شده‌است که طراحی سنگ مزار وی را هوشنگ سیحون برعهده گرفت. در تشییع جنازه کلنل محمدتقی خان پسیان در سال ۱۳۴۰ ق (۱۳۰۰ ش) عارف قزوینی شعری برای وی سرود.
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴
کامران متقی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب شامل سه بخش است. بخش نخست مقاله بلندی است از استفانی کرونین با عنوان «پسیان و ناسیونالیسم انقلابی در ایران» که توسط عبدالله کوثری ترجمه و در این کتاب قرار گرفته و در واقع بخش اصلی این کتاب را در حجمی بالغ بر ۱۰۰ صفحه در بر می‌گیرد.
پژوهشگری سر شناس در تحقیقات تاریخ معاصر ایران است که پیش از این از وی کتاب ارتش و تشکیل حکومت پهلوی در ایران ترجمه شده‌است. وی همچنین گوشه‌هایی از تاریخ مربوط به صنعت نفت ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس را با تکیه بر اسناد آرشیو وزارت امور خارجه انگلیس بررسی کرده و روابط و زدوبندهای آشکار و پنهان مقامات امپراتوری انگلیس و شرکت نفت ایران و انگلیس را با رضاشاه پهلوی و برخی مقامات حکومتی ایران از ۱۹۰۵ تا ۱۹۴۱ تبیین نموده‌است.
کتاب «پسیان و ناسیونالیسم انقلابی در ایران» در بخش دوم از خود اما زندگی نامه ای خودنویس از کلنل پسیان را دربر می‌گیرد که در نشریه «ایران‌شهر» توسط حسین کاظم زاده و در برلین منتشر شده است. این نشریه در فاصله سال های ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۶ شمسی در برلین منتشر می شده است.
بخش ... دیدن ادامه » سوم از این کتاب نیز شامل مقاله ای است با ترجمه آبتین گلکار که به شرح تحصیل کلنل پسیان در آکادمی نظامی روسیه پرداخته است.
یادآوری می شود کلنل محمدتقی خان پسیان از نظامیان اواخر دورهٔ قاجاریه و اولین ایرانی بود که دوره آموزش خلبانی دید.
پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ و روی کار آمدن دولت سیدضیاءالدین طباطبایی، کلنل محمدتقی خان پسیان طبق دستور رئیس دولت اقدام به دستگیری قوام‌السلطنه کرد (۱۳ فروردین ۱۳۰۰) و او را تحت‌الحفظ به تهران فرستاد، اما پس از مدتی سید ضیاءالدین متواری شد و قوام‌السلطنه خود به نخست‌وزیری رسید و کشمکش میان کلنل و قوام شروع شد. قوام‌السلطنه نجدالسلطنه را به حکومت خراسان گمارد. اما کلنل که از حکومت قوام‌السلطنه بیمناک شده بود به فکر طغیان افتاد و مصمم گردید که خود زمام امور خراسان را در دست بگیرد. بدین نیت هنوز چند روزی از کفالت نجدالسلطنه نگذشته بود که بدون بهانه و بی مقدمه شخص نامبرده را توقیف کرده، اداره حکومتی را خود در دست گرفت.
در مرداد ۱۳۰۰ دولت بار دیگر صمصام‌السلطنه بختیاری را به حکومت خراسان منصوب کرد و صمصام‌السلطنه نیز او را طی حکمی به کفالت ایالت خراسان منصوب نمود و با او مدارا کرد اما در اواخر مرداد ۱۳۰۰ قوام‌السلطنه با کلنل علناً مخالفت کرد و بدو پیشنهاد نمود تحت شرایط زیر کشور ترک کند.
اما کلنل این پیشنهاد را نپذیرفت و قوام طی تلگرافهایی برای حاکمان و خوانین منطقه کلنل را یاغی و متمرد خواند و دستور شورش علیه او را صادر کرد. بدین ترتیب سردار معزز والی بجنورد، شجاع‌الملک رئیس ایل هزاره، شوکت‌السلطنه و سید حیدر رؤسای طوایف سریری و سالارخان بلوچ جهت جنگ با کلنل بسیج شدند و در نهایت در نبردی در مهر ماه سال ۱۳۰۰ وی را در منطقه قوچان کشتند.
http://www.mehrnews.com/news/2510112
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح لطفا!
۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید