:  ۷۲۸۴۱
:  داستان ایران
:  اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم
:  داستان های فارسی قرن 14
   محمد صالح علا
:   پوینده
:  رقعی
:  ۱۳۹۴
:  ۴
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۷۹
:  ۱۵۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
- برشی از کتاب:

حالا من تا سه شمردم و عاشق شدم، خدای نکرده اگر تا هفت می‌شمردم چه می‌شدم! زمین غمگین بود. روزی که من عاشق شدم، زمین متبسم شد و سراسیمه دور خورشید می‌چرخید، جوری که عالم فقط دو فصل می‌شد؛ برای عاشق یا بهار است یا پاییز.

روزی ... دیدن ادامه » که من عاشق شدم، به سختی شب شد؛ آن هم چه شبی، بی‌پایان!

شبی که ماه گم شده بود. با وجود این نمی‌دانم از کجا لایه‌ی نازکی از مهتاب روی همه چیز کشیده بودند و من یکسره بیدار بودم که شب اول هیچ عاشقی نخوابیده. نمی‌خوابد چون تا سحر میخانه‌ی دلدار باز است...
۰۲ آبان ۱۳۹۵
Majid Abouzar این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
http://readtolive.blog.ir/1395/02/19
در پنج شنبه ی به شدت شلوغ نمایشگاه کتاب، جلوی یکی از غرفه ها که کمی خلوت تر بود ایستاده بودم و در حال دیدن کتاب ها بودم که یک دفعه خانمی کنارم ایستاد، کمی نگاهم کرد، این کتاب را از روی میز برداشت و بدون هیچ توضیح دیگری گفت: دخترم این رو حتما بخون. قبل از اینکه فرصت هرگونه عکس العمل نشان دادنی را داشته باشم، بقیه ی کتاب ... دیدن ادامه » های همین نویسنده و چند کتاب دیگر را سفارش داد و دوباره رو به من کرد که " یادت نره". در جواب سوالم که خواسته بودم کمی در مورد سبک کار نویسنده توضیح بدهد، به فروشنده گفت یک جلد از این کتاب را بدهد تا به من هدیه بدهد. می گفت قیافه ی من طوری است که باید حتما این کتاب را بخوانم! وقتی دیدم پای قیافه و هدیه دادن را وسط کشید، خودم دست به کار شدم و کتاب را خریدم و قبل از اینکه سراغ غرفه ی بعد برم، دستم را گرفت، لبخندی زد، به خاطر اصرارش برای خرید این کتاب عذرخواهی کرد و چند جمله ی دیگر درباره ارتباط عجیب چهره ام و کتاب صحبت کرد و من را با چند علامت تعجب بزرگ شناور در ذهنم تنها گذاشت.

کتاب شامل پنج داستان (روزی که من عاشق شدم، تابستان جان است، جلال آباد، از ذائقه ی جغور بغوری تا شرمی گل بهی، پشت پلک تر پاییز، به حجله رفتن زن بیوه و بن بست آینه) با نثری روان است که اکثر آن ها به طرق مختلف از دوست داشتن و عشق حرف می زنند و حسی خاص و دلچسب را آرام آرام به درونت تزریق می کنند.
۱۰ خرداد ۱۳۹۵
شقایق حسن زاده و اتنا زمردی این را دوست دارند
کاربر گرامی سرکار خانم مهدیه عباسیان
باسلام و احترام

خواهشمند است توضیحات مربروط به کتاب را نیز درج نمائید.

با سپاس از همراهی شما
شهرکتاب آنلاین

۱۱ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید