:  ۳۵۱۲۳
:  داستان ایران
:  یوزپلنگانی که با من دویده اند
:  داستان های فارسی قرن 14
   بیژن نجدی
:   نشر مرکز
:  رقعی
:  ۱۳۹۲
:  ۱۹
:  ۱۴.۳
:  ۲۱.۲
:  نرم
:  ۸۸
:  ۱۳۸,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
اکیاداً توصیه می‌شود که این کتاب را بخوانید. شاهکاری ماندگار، حاوی داستان‌های کوتاه جدی با طعم شاعرانه. داستانهایی سورئال و پست‌مدرن پر از نماد و نشانه و تمثیل. واقعیت‌هایی به پرواز درآمده در وهم و فراواقعیت. داستانهایی سرشار از استعاره‌هایی سهراب سپهری‌وار، عارفانه و ادیبانه. نثری روان ولی معما‌گونه. به زعم نویسندگان معاصر این کتاب داستانهای کوتاه از زوایایی، در ردیف کارهای صادق هدایت، غلامحسین ساعدی، صمد بهرنگی، صادق چوبک و... می‌باشد.

بنابراین قطعاً این کتاب از آن دسته کتابهایی نیست که بی‌جهت به چاپ بالا رسیده باشد.(در حال حاضر چاپ 26)

خواندن ... دیدن ادامه » همراه با تأمل و تفکر و لذت این کتاب 80 صفحه‌ای که مشتمل بر ده داستان کوتاه است، به دوستداران داستان‌های شعرگونه به سبک سورئال، اکیداً توصیه می‌گردد.

همچنین با توجه به تجربه بدست آمده، بهتر است بعد از خواندن هر داستان، زمانی را به غور و تفکر درباره منظور اصلی نویسنده و زیباییهای تمثیلی آن، اختصاص دهید و البته از خواندن مسلسل‌وار داستانها جداً بپرهیزید. پیشنهاد می‌گردد این کتاب را بعد از یک فاصله زمانی حداقل یک هفته‌ای ، مجدداً با صبر و دقت مضاعف مطالعه نمایید تا از آن لذت بیشتری ببرید.

توجه داشته باشید که این اثر یکی از معدود آثار به زعم متخصصین بزرگ، از ادبیات معاصر بیست سال اخیر می‌باشد که روحی تازه در کالبد ادبیات داستان کوتاه ایرانی دمیده است. حتی یک جایزه ادبی در سال 1374 دریافت کرده است. حرف برای نوشتن درباره این کتاب بسیار زیاد است، که باشد در یادداشتی دیگر.


اما کمی درباره محتوای فکری نویسنده در این کتاب و شخصیت‌ها:

درد نویسنده(بیژن نجدی فقید)، در انقراض افرادی که برای دست‌یافتن جامعه به آرمان‌های والاتر همواره برای سایر افراد جامعه دویده‌اند، به وضوح مشهود است. نویسنده فقید، تلاش و توان و بلند پروازی این انسانهای آرمان‌گرا را به یوزپلنگ اصیل ایرانی در حال انقراض، تشبیه کرده است.

نویسنده مشکل اصلی را دربی‌خیالی و بی‌هویتی نسل جدید که آن نیز ناشی از تقابل زندگی سنتی و مدرن است، می‌داند. نسلی که حاضر نیست تلاشی برای نجات جامعه در حال سقوط پیدا کند و خود را تسلیم مدرنیته و زندگی سرد شهری می‌کند.

برخی شخصیتهای داستانها دارای اسامی تکراری از داستانهای قبلی هستند که دلیل آن را می‌توان، تکرار انسانهای آرمان‌گرا در نسل‌های مختلف دانست.

محتوای داستانها با آنکه دلگیر و شخصیتهای داستان‌ها با آنکه عموماً غمگین هستند و یا در نهایت می‌میرند، اما تلاش این شخصیت ها نشانگر وجود روحیه‌ای سرشار از امید برای تغییر وضع موجود در زندگی خود و دیگران می‌باشد.

بررسی کوتاه و سریع و بسیار خلاصه از هر داستان:

در داستان اول، نقش کودک مرده که در ذهنیت مخاطب به پایان نسل اشاره دارد، به باور شخصیت های داستان مبنی بر عنصر تدوام نسل تغییر شکل می دهد .

در داستان دوم، قاتل بودن مرتضی به مثابۀ پیش انگاشتی که قاتل مجرم و محکوم است، در باور ستوان و مخاطب مبنی بر مظلوم بودن قاتل در شرایطی خاص تغییر ایجاد می کند .

در داستان سوم، دویدن اسب بسته شده به گاری به واسطۀ جابه جایی ضمیرها در متن، این باور را ایجاد می کند که انسان مانند اسب برای گذران زندگی و رسیدن به اهدافش می دود و از او بیگاری کشیده می شود.

در داستان بعد، باورنکردن مرگ طاهر از سوی پدر و ادغام مفهوم مرگ با یافتن پوتین در رودخانه، به بازنگری مقولۀ مرگ و زندگی می انجامد؛ چرا که طاهر در همۀ داستان ها حضور دارد: در برخی زندگی می کند و در برخی می میرد.

گفتمان داستان بعد، به صورت تلفیق جدال رستم و سهراب با جدال نقال و مرتضی (لال) صورت می گیرد، با این تفاوت که داستان نقال و مرتضی برخلاف رستم و سهراب به مرگ هر دو منجر می شود.

در داستان ششم، عروسکی با چشم های دکمه‌ای به مادر فاطی تبدیل می‌شود و پیش انگاشت مرگ به باور بی مرگی تغییر می کند؛ چرا که عروسک در پیش انگاشت مخاطب حیات ندارد و مادر فاطی هم مرده است، اما عروسک احساس دارد و حرف می زند؛ پس مادر فاطی هم نمرده است.

در داستان بعد، نقش تونل به محلی برای شناخت خود و بازیابی خاطر ات تبدیل می شود؛ به همین دلیل دکتر مرادی در تونل خاطرات می میرد تا ذهن خود را بشناسد .

در داستان هشتم، زندگی آدم ها به آلبوم عکس تبدیل می شود و این پیش انگاشت را نشان می دهد که زندگی امروز به خاطره ای برای فردا تبدیل می شود.

در داستان بعد، نعش چتر به نعش طاهر تبدیل می شود و مثل فضای گفتمانی دیگر داستان ها، جای انسان و اشیاء عوض می شود.

در داستان آخر نیز طاهر به گیاه تبدیل می شود و سپس او را قرنطینه می کنند. این رویداد با استفاده از پیش انگاشت مفهوم گیاه ساخته می شود و باور رواج بیماری در داستان شکل می گیرد تا طاهر مانند گیاه به قرنطینه فرستاده و در خود زندانی شود.

با اینکه نویسنده، بازگشت به قبل را راه حلی برای درمان و سربلندی نسل‌های جدید نسخه می‌کند، اما ادبیات شاعرانه و لطیف و نمادین آن، تم اصلی تفکر نویسنده را به حاشیه می‌راند.
۲۰ خرداد ۱۳۹۶
نیلوفر ثانی این را خواند
بهمن امامی پور و محسن آبیار این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید