:  ۳۲۶۴۳
:  داستان ایران
:  سمفونی مردگان
:  داستان های فارسی قرن 14
   عباس معروفی
:   ققنوس
:  رقعی
:  ۱۳۹۸
:  ۳۸
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۳۵۰
:  ۳۵۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

سمفونی مردگان داستان زندگی یک خانواده است که در اردبیل در اواخر سلطنت رضا شاه زندگی می کنند. کتاب از ۴ فصل تشکیل شده که هر فصل از زبان یک راوی نقل می شود. پدر خانواده «جابر اورخانی» مغازه آجیل و خشکبار فروشی در بازار اردبیل دارد. بچه هایش به ترتیب یوسف، آیدین و آیدا ، و اورهان هستند که دخترش آیدا، با آیدین دوقلوست. اورهان که بیشتر از سایرین به پدر در اداره مغازه کمک می کند، مورد علاقه اوست و مادر آیدین را بیش از فرزندان دیگرش دوست دارد.

آیدین علاقه بسیاری به درس و مطالعه دارد و اورهان بیشتر به کسب و کار علاقمند است. منزل خانواده اورهانی نزدیک پنکه سازی لرد قراردارد. با اوج گیری جنگ جهانی دوم، دولت روس به بخش های شمالی کشور از جمله آذربایجان حمله هوایی می کند و چتر باز پیاده می کند. این مسئله موجب بروز هرج و مرج در شهر می شود. آشفتگی و ناامنی و کمبود ارزاق، بویژه نان در شهر حاکم می شود. جابر دوستی دارد به نام ایاز که پاسبان است. جابر در بیشتر امور زندگی ایاز را طرف شور و مشورت قرار می دهد. یوسف که در این زمان یک پسر بچه است، تحت تاثیر فضای جنگی حاکم بر شهر در خانه، ادای سربازها را در می آورد مخصوصاً محو تماشای چتر بازها می شود. یک روز هم به تقلید از چتر بازها، چتر بزرگ و سیاه پدر را برمی دارد و با آن از بام خانه پرواز می کند. اما در اثر سقوط از پشت بام، یوسف به نوعی عقب افتادگی دچار می شود. قوای تکلم و شنوایی اش به مرور از بین می رود و چیزی می شود بین آدم و حیوان که مدام می بلعد و خود را کثیف می کند . ایاز که به شدت طرفدار رضا شاه است از کناره گیری او از سلطنت به نفع پسرش، به گریه می افتد و جابر را نیز به گریه می اندازد. در خانواده، اورهان و یوسف کم کم با پدر در اداره مغازه کمک می کنند، اما آیدین علاقه ای به کار آجیل فروشی ندارد.
نثر داستان خیلی روان و داستانش خیلی منظم است. داستان کتاب آنقدر جذاب است که اصلا دوست نداری کتاب رو زمین بذاری و استراحت کنی. به دوستان عزیز توصیه می کنم اگه وقتشو داشتند حتماً این کتاب رو بخونند.

عباس معروفی در سال ۱۳۳۶ شمسی در تهران متولد شد. فارغ التحصیل هنرهای زیبای تهران در رشته هنرهای دراماتیک است و حدود یازده سال معلم ادبیات در دبیرستان های تهران بوده است.معروفی به خاطر موضع گیری علیه حکومت ایران بارها بازجویی شد و سرانجام تحت فشار سیاسی از ایران خارج شد و به آلمان رفت و هم اکنون ساکن برلین است.
سمفونی مردگان برنده جایزه «بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سور کامپ» در سال ۲۰۰۱ شده و به دو زبان انگلیسی و نیز آلمانی ترجمه و چاپ شده است. ضمن اینکه در سال ۲۰۰۷ به عنوان یکی از صد رمان برجسته سال بریتانیا انتخاب شد.

نوشته پشت جلد:

" ساعت آقای درستکار بیش از سی سال است که از کار افتاده؛ در ساعت پنج و نیم بعداز ظهر تیر ماه سال 1325. ساعت سر در کلیسا سالها پیش از کار افتاده بود و ساعت اورهان را مردی با خود برده است؛ اما زمان همچنان می گردد و ویرانی به بار می آورد.

سمفونی مردگان، رمان بسیار ستوده شدۀ عباس معروفی، حکایت شوربختی مردمانی است که مرگی مدام را بر دوش می کشند و در جنون ادامه می یابند، در وصف این رمان بسیار نوشته اند و بسیار خواهند نوشت؛ و با این همه پرسش برخاسته از این متن تا همیشه برپاست؛ پرسشی که پاسخ در خلوت تک تک مخاطبان را می طلبد:
کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانه اش درآورده ایم، به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده ایم. کدام یک از ما؟ "
 
 
جملاتی زیبا از کتاب :
 
“مردم پشت سر خدا هم حرف می زنند”
“تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد .”
“همیشه بچه ی اول مکافات دیگران را پس می دهد . “
“به قول ایاز با دو دسته نمی شود بحث کرد : با سواد و بی سواد”
“آدم تا داستان نخواند معنی زندگی را نمی فهمد”

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
برخلاف نظراتی که اکثرا درباره این کتاب مثبت بود، من اصلا این کتاب رو دوست نداشتم. در موومان اول (بخش اول) یه پاراگراف راجع به حال و پاراگراف بعدی راجع به گذشته بود و این از شدت تاثیرگذاری کتاب کم میکرد.
به طور کل روند داستان رو هم دوست نداشتم. صرفا غمگین بودن و از درد نوشتن دلیل خوب بودن یه اثر نمیشه. اما چند جمله ای از این کتاب دوست داشتم
۰۴ بهمن ۱۳۹۶
به نر من نقطه قوت کتاب همین سیال بودن اون هستش. تا زمانی که رمان رو تمام نکنی کاملا در بین گدشته و حال و آینده سرگردان هستش اما در بخش پایانی همه قطعات پازل کنار هم قرار داده می شن و ذهن ترتیب قطعات رو در انتهای کتاب درست کنار هم می چینه. این نوع نوشتن به ... دیدن ادامه » نر من شاهکاره
۱۳ بهمن
دقبقا اکثر کسانی که این کتاب رو خوندن همین سیال بودن داستان باعث شده که از این کتاب خوششون بیاد.من به شما پیشنهاد میکنم یکبار دیگه این کتاب رو بخونید البته با دقت بیشتر و در حین مطالعه سعی کنید همراه نویسنده پیش برید و تصویر سازی کنید.
۵ ساعت پیش
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اثر ارزشمندی است. حتماً باید یک بار خواندش. قصهٔ جذاب و روایتی دقیق, جالب و آموزنده این اثر را منحصربه‌فرد کرده است. البته قدرتی که در آغاز داستان وجود دارد در ادامهٔ آن افت می‌کند.
۰۳ آبان ۱۳۹۶
محمد کریم حدیدی این را خواند
نیلوفر ثانی و مریم جمالی این را دوست دارند
فضاسازی های این کتاب بسیارقوی هست خصوصا جاهایی که از سرما و برف روایت میکنه انگاری که سرما رو میشه حس کرد من دوبار خوندم داستانو و بسیار جذاب بوده برام سرگذشت آیدین و حجره بازار و اون کارخونه پنکه سازی لرد و ...همش تو ذهنم مونده بعد از گذشت مدتها خوندن ... دیدن ادامه » این کتاب رو توصیه میکنم
۰۴ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی بی نظیر بود. با هر بار خوندن دوست داری بازم بخونی. واقعا شاهکاری هست ازین استاد. دوبار خوندم و حس می‌کنم هنوز درکش نکردم و باز جا داره بخونمش. حتی تمایل پیدا کردم کتاب‌های دیگه استاد رو هم بگیرم بخونم.نمیدونم بقیه کتاب هاش هم دراین حد باشه یا نه
۱۲ مهر ۱۳۹۶
با سلام و احترام به شما بزرگوار. توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد ... دیدن ادامه » دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چیزی که خیلی من رو جذب کرد نوع روایت داستان بود، الان سه روزه که تمومش کردم ولی لحظه ای نبوده که بهش فکر نکنم، واقعا این اسم خیلی برازنده بود برای این کتاب، یک سمفونی واقعی، سمفونی مردگان
۰۸ خرداد ۱۳۹۶
توی نظرات همین کتاب لینک فایل صوتی نقدو بررسی این کتاب رو گذاشتم با گوش دادن به اون لایه های مختلف این کتاب رو کشف میکنید و اعجاز داستان براتون بیشتر میشه
به حق میشه گفت این کتاب دیوانه کننده است
۰۸ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی فوق العاده و عجیب و چند بعدی و چند لایه
در خصوص این کتاب نقد و بررسی دکتر روزبه در انجمن ادبی دانوش بسیار شنیدنی است
این نقد رو میتونید از لینک زیر دانلود کنید
http://www.adanoosh.ir/news.php?id=22

به ... دیدن ادامه » جرات میگم وقتی میخوندم باورم نمیشد رمانی ایرانی دارم میخونم

جلمه آخر کتاب
کدامیک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت دیوانه اش درآورده ایم و به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده ایم . کدام یک از ما ؟؟

خوندن این کتاب بیفایده و فقط برای سرگرمی نیست، کتابیست عمیق که بعد از خوندنش به خیلی مسائل زندگیتون فکر خواهید کرد.
۱۳ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از اونجایی که خودمم تو اردبیل زندگی میکنم به نظرم خوندن این کتاب باید برام خیلی مفید و جالب باشه....
۲۶ آذر ۱۳۹۴
سارا کوچکی ، محمدرضا کشاورزی و قاریاقدی یُلمه این را خواندند
فرشته خسروی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده زیبا و افسردگی آور.
۱۷ آذر ۱۳۹۴
سارا کوچکی این را خواند
مهسا جدیدی ، مجید حاج حسینی و محمدرضا کشاورزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عباس معروفی (زاده ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶) نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس، ناشر و روزنامه‌نگار معاصر ایرانی مقیم آلمان است.[۱] او فعالیت ادبی خود را زیر نظر هوشنگ گلشیری آغاز کرد و در دهه شصت با چاپ رمان سمفونی مردگان در عرصه ادبیات ایران به شهرت رسید.

عباس معروفی به سال ۱۳۳۶ خورشیدی در سنگسر (مهدی‌شهر کنونی) متولد شد. فارغ التحصیل هنرهای زیبای تهران در رشته هنرهای دراماتیک است و حدود یازده سال معلم ادبیات در دبیرستان‌های تهران بوده‌است.

نخستین ... دیدن ادامه » مجموعه داستان او با نام «رو به روی آفتاب» در سال ۱۳۵۹ در تهران منتشر شد. پیش و پس از آن نیز داستان‌های او در برخی مطبوعات به چاپ می‌رسید اما با انتشار «سمفونی مردگان» بود که نامش به عنوان نویسنده تثبیت شد.

در سال ۱۳۶۹ مجله ادبی «گردون» را پایه گذاری کرد و بطور جدی به کار مطبوعات ادبی روی آورد. سبک و روال وی در این نشریه با انتظارات دولت ایران مغایر بود و موجب فشارهای پی در پی و سرانجام محاکمه و توقیف آن شد.

معروفی در پی توقیف «گردون» ناگزیر به ترک وطن شد. او به آلمان رفت و مدتی از بورس «خانه هاینریش بل» بهره گرفت. اما پس از آن برای گذران زندگی دست به کارهای مختلف زد؛ مدتی به عنوان مدیر یک هتل کار کرد و پس از آن «خانه هنر و ادبیات هدایت» را که کتابفروشی بزرگی است در خیابان کانت برلین، بنیاد نهاد و به کار کتابفروشی مشغول شد. و کلاس‌های داستان نویسی خود را نیز در همان محل تشکیل داد.

او سردبیر نشریه ادبی گردون بود که توقیف شد[۲].

او همچنین بنیان‌گذار دو جایزه ادبی قلم زیر گردون و تیرگان است.

سمفونی مردگان (۱۳۶۸)
سال بلوا (۱۳۷۱)
پیکر فرهاد
فریدون سه پسر داشت (۱۳۸۲)
ذوب شده (۱۳۸۸)
تماماً مخصوص (۱۳۸۹)

مجموعه داستان

پیش روی آفتاب (۱۳۵۹)
آخرین نسل برتر (۱۳۶۵)
عطر یاس (۱۳۷۱)
دریاروندگان جزیره آبی‌تر (۱۳۸۲)
آن شصت هزار، آن شصت نفر

نمایشنامه
تا کجا با منی (۶۲-۱۳۶۱)
ورگ (۱۳۶۵)
دلی بای و آهو (۱۳۶۶)
آونگ خاطره‌های ما (سه نمایشنامه) (۱۳۸۲)
۱۵ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر میرسه معروفی این داستان بسیار زیبا و تاثیر گذار رو با تاثیر از خشم و هیات ی فاکتور نوشته باشند. سمفونی مردگان مثل خشم و هیاهو به چهار قسمت تقسیم شده که هر بخش از زبان یک راوی ست.
سمفونی مردگان رو که در کنار سال بلوا می‌توان بهترین معروفی دانست در مورد خانواده ای اهل اردبیل است که پدر خانواده در بازار مغازه آجیل فروشی دارد که با ... دیدن ادامه » پسر کوچکش که شخصیت اصلی داستان است میسازد. ..
این داستان ارزش زیادی برای خواندن دارد و حتما پیشنهاد میشود
۰۸ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سمفونی مردگان یکی از بهترین کتابهایی هست که چند ین بار خوندم اولین بار که شروع به خوندن این کتاب کردم درست اواسط زمستون بود از اون روزهایی بود که برف و کولاک همه جا رو سفید پوش کرده بود درست مثل برف و کولاک سمفونی مردگان ....هر فصلی از کتاب رو که میخوندم و تموم میکردم شروعی بود برای تجسم شخصیتها،فضاومکان داستان اونهم درست در جاهایی که ... دیدن ادامه » ایدین و اورهان و.. قدم میذاشتن من هم قدم میذاشتم ..شورابیل ،راسته بازار اردبیل ومحله ای که یه زمانی ارمنی نشین بود ....سرمای دستهام و پاهام وقتی تو بازار اردبیل میگشتم و اتیش تو حلبی ها رو میدیدم یاد ایدین میفتادم و ....هنوز هم وقتی بازار میرم چشمهام دنبال ایدین میگرده یه جایی پیدا کردم تو بازار که متروک شده همش فکر میکنم که ایدین یه زمانی اونجا بوده و الان هم حضور داره ......و اما میدونم که بودن و هنوز هم هستن ایدین هایی که در کنج خلوت این زندگی با سکوت خودشون فریاد میزنن و می میرند و در یک شاهکار ادبی متولد می شوند و تا ابد زنده می مانند......
برف ............سرمای درون
۰۷ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی بزرگ و خوندنی که به این زودیها غبار فراموشی نمی گیرد.با خشم و هیاهو ی ویلیام فاکنر مقایسه شده
هنگام خواندن بار ها اعصابم را خرد می کرد,عقب جلو می رفت,زمان جابه جا می شد و گنگ به تظر می رسید.ولی چه معجزه ای بالا تر از این که وقتی صحنه ی آخر(بهتر بگویم:شاهکار آخر)را خواندم و کتاب را بستم و چشم بر هم گذاشتم تمام ماجراهای این خانواده منظم ... دیدن ادامه » و هنرمندانه توی ذهنم خط سیر خودش را طی می کرد؟ع.معروفی هرگز اثری به این قدرت نداشته.
۰۲ تير ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید