:  ۱۴۴۱۴۲
:  داستان ایران
:  انار ترش
:  داستان های فارسی قرن 14
   سمیرا سیدی
:   سخن
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۲
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۵۹۸
:  ۶۰۰,۰۰۰ ریال


کنار خانه ای آشنا ایستاد، یک دست را از جیب بیرون کشید و روی در چوبی گذاشت، نگاه دل تنگش پر کشید و به شاخسار عور درختان داخل کودک خورد.
درخت انار مهمان سرا را بهتر از همه می شناخت، صاحبش بود، مال او بود، به نامش بود.
آرزو کرد کاش کلید داشت و وارد مهمان سرا می شد و کنار درخت انارش می نشست، برگ و شاخه هایش را نوازش می داد و او نازکشانه اناری مهمانش می کرد، آن محیط بوی کودکی اش را می داد، بوی مادرجان، آقا بزرگ...بوی محبت!


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
۰۸ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید