:  ۱۰۷۴۰۸
:  داستان ایران
:  گود
:  داستان های فارسی قرن 14
   مهدی افشارنیک
:   چشمه
:  رقعی
:  ۱۳۹۷
:  ۴
:  ۱۴.۲
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۴۷۵
:  ۵۸۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

«گود» روایتِ نفس گیرِ روزگارِ چند نسل است… داستانِ دخترانِ چریک، پسرانِ مدافعِ خرمشهر، مردانی که روحِ بازارِ سنتی تهران بودند یا زنانی که تیمسارهای آن چنانی را نوک انگشت شان می چرخاندند…

«مهدی افشارنیک» در نخستین رمانِ خود سراغِ شکاف هایی رفته که از سال های قبلِ کودتای سال 32 آغاز شد و ادامه پیدا کرد تا همین سال های نزدیک. باعثِ تولدِ فدایی، چریک، انقلابی، مذهبی و کارگرانِ و بازرایان شد. روحِ تهرانِ سنتی را از آنِ خود کرد و بعد از انقلاب هم جای این آدم ها را جورِ دیگری رقم زد. رمان با ریتمی سریع و وقایعی تکان دهنده پیش می رود. در هر فصل ماجرایی انتظارِ خواننده را می کشد و نگرانی مداومِ ریخته شدنِ سقف بازار قدیمی تهران که در کل رمان تکرار می شود. آیا این سقف فرو می ریزد؟ آیا مادران و پسران رو در روی هم خواهند ایستاد؟ آیا ردپای تاریخ در خیابان ها پاک می شود؟ رمانِ گود تجربه ی جدیدی از احضار تاریخ سیاسی است. با حضور انبوه شخصیت هایی که خواسته یا ناخواسته در میانه ی این تاریخ نقش شان را ایفا می کنند.

اون روز آفتاب داغ بود و نور از سرِ گنبدهای تاق بازارچه خودش رو به کف زمین رسونده بود. حفره ی سرِ گنبدها رو یه مدتی بود بسته بودن و حیوون جمع شده بود. کفترها توی دهنه ی حفره ها لونه کرده بودن و هرازگاهی فضله شون می ریخت روی سر یکی که حواسش نبود از زیر حفره رد نشه. بدتر از فضله، خون کفتر بود. گربه های بازارچه از روی تاق می رفتن به لونه ی کفترها چنگ می زدن و جوجه یا کفتری رو خفه می کردن. حاصل این شبیخون، قطره ای خون یا پری خونی بود که می چکید یا می افتاد روی سر مردم. ولی این قدر همه گفتن




دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
نوشتن از داستان گود، مسیری که طی می‌کند و حوادثی که در آن به وقوع می‌پیوندد آسان نیست. گودِ افشار نیک به دلم نشست. یک مجموعه‌ی تمام عیار از سال چهلُ دو تا همین چند سال پیش... . داستان شلوغ و کمی گنگ شروع می‌شود امّا با لطافت خاصی به باز کردن معماها و روایت داستان می‌پردازد. در طول داستان از شخصیت‌های تاریخی و مهم هر دوره به خوبی استفاده شده است(حتی اگر اشاره به یک نام خاص باشد). به مهدی افشار نیک نمی توان ایراد چندانی وارد کرد. نوع نگاره ی خط (فونت) در طول داستان بسیاری جاها عوض شده و خواننده را از تغییر فضای داستان و موضوع آگاه می‌کند امّا در بسیاری از بخش ها و مخصوصاً در ابتدای امر این جداسازی صورت نگرفته بود و خودِ من را گیج می‌کرد. اما خطِ داستان مرا بر آن داشت که با دقت داستان را دنبال کنم.

امیدوارم افشار نیک در ادامه‌ی راه، ادبیات معاصر ما را از آثار خوب خالی نگذارد و موفق عمل کند. این کتاب می‌تواند همانند مّنِ اوی امیرخانی بدرخشد.

... دیدن ادامه » - دویدیم. شنبه‌ی بدی شد. شنبه‌ی نحس برای هردومون. اون روز ... از متن کتاب.

روایت، روایتِ مستانه است، مستانه که نه! فرزانه، دختر آمیز محمود؛ داستان دوستی‌ها و اتفاق‌های نوجوانی و جوانی و میان سالی‌اش... داستان یک بازار و یک انقلاب و حوادث قبل و بعد از آن. رشد کردن آدم ها و بالا و پایین شدن منسب ها.

این روایت به دلم نشست و به شدت خواندن آن را در این تابستان گرم توصیه می کنم چرا که «آن روز آفتاب داغ بود... »
http://mojenarenji.ir/post-221.aspx
۲۱ مهر ۱۳۹۵
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این درست که رمان‌نویس بیش از هر چیز نیازمند ذهنی داستان‌پرداز و تسلط بر اصول و قواعد بازی در نوشتن است؛ اما این دو خصیصه مهم و لازم برای هر داستان‌نویس او را از برخورداری از تجربه زندگی بی‌نیاز نمی کند، تجربه ای که چه بهتر در متن زندگی کسب شده باشد و یا حداقل برآمده از آگاهی و دانشی باشد که می توان از طریق مطالعه اکتساب کرد.

نزدیک شدن فضای داستانهای ایرانی این روزگار به یکدیگر، ناشی از خلاء‌هایی ست که در هریک از این زمینه ها می توان مشاهده کرد. داستانهایی که بسیاری از آنها از تجربه های مشترک نویسندگانشان در فضاهای شهری حکایت دارند؛ تشابهاتی که حتی تلاش برای بکارگیری فرم های مختلف روایی و ساختاری جذابیتی بدانها نمی دهد، جز اینکه دستمایه ای تکراری و آشنا را با فرمی تحمیلی به خورد مخاطب بدهند.
اما ... دیدن ادامه » در چنین اوضاع و احوالی گاه با انگشت شمار آثاری مواجه می شویم که راهی دیگر برگزیده اند و طرحی نو در انداخته اند و لااقل در این آشفته بازار رمان فارسی اثری را به مخاطب عرضه کرده اند که روی کم مایگی شان با پیچیده نمایی های بی مورد سرپوش نگذاشته اند.

گود اثر مهدی افشار نیک ، یکی از نمونه ای موفق از این سنخ آثار است. رمانی که با وجود حجم زیادش، به واسطه ریتم تندش در روایت، مخاطب را جذب کرده و با خود همراه می سازد.

این مهم بیش از هر چیر نشأت گرفته از شیوه روایت اول شخص رمان است که با بردن خواننده به متن ماجراها موجب نزدیکی و همراهی بهتر آنها با رمان شده، البته در این زمینه بافت ماجرا محور و پرکشش رمان نیز بی تاثیر نبوده است.

بی گمان مهمترین خصیصه رمان گود این است که نویسنده برای غنی شدن داستان و جذابیت بیشتر روایت، آن را به دل رخدادهای تاریخ معاصر برده و با گره آنها به یکدیگر، روایتی جذاب و ملموس تر را تدارک دیده است.

بنابراین آشنایی و اشراف به تاریخ معاصر را باید یکی از مهمترین ویژگی های افشارنیک محسوب کرد که از آن در رمان خود بهره بسیاری گرفته است، اوکه پیشتر در کسوت نویسنده ای علاقمند به تاریخ و سیاست نوشته هایی غیر داستانی منتشر کرده بود، این بار برای قلم در این حوزه گونه ای دیگر و البته ماندگارتر از نوشتار را برگزیده است.

ماجراهای این رمان از حول و حوش کودتای ۲۸ مرداد آغاز می شود و نویسنده با پیوند دادن حوادث و ماجراهایی که بر شخصیت های اصلی داستانش می گذرد، با وقایع تاریخی و همچنین شخصیت هایی نام آشنا در تاریخ معاصر، فصل به فصل پیش می آید. از غارت خانه دکتر مصدق و جنگ ظفار گرفته تا انقلاب و حصر آبادان و... در این رمان به تناسب بافت زمانی داستان مورد اشاره قرار گرفته است.

افشار نیک حتی در انتخاب عنوان اثرش نیز به نوعی خوش سلیقگی به خرج داده است و عنوانی را روی داستانش گذاشته که به روح اثر نزدیک است. عنوان رمان (گود) اشاره به گود زورخانه دارد. زورخانه نیز یکی از نمادهای فرهنگی و تاریخی است که همانند بسیاری از چیزها که در این رمان بدانها اشاره شد روبه زوال رفته است و تنها پوسته ای بی روح از آ ن باقی مانده است.

این حکایت تهران در این رمان نیز هست. تهرانی هویت باخته که نویسنده کوشیده در اثر خود به مخاطب نشان بدهد که چه مسیری را در این رهگذر تاریخی پشت سر گذاشته است؛ از کجا به کجارسیده و باخت و بردش کجا بوده است.

رمان گود ، حکایت تغییر است، تغییر سریع که در محدوه زمانی نه چندان طولانی چهره و هویت یک شهر را دگرگون می کند، به همین نسبت آدمهایی نیز که در آن زندگی می کنند، دچار تغییر می شوند، چنان که وقتی بازگشته و به عقب نگاه می کنند مسیر پیموده شده را باور ندارند.

رمان گود، اثری داستان‌گوست، با ضرب آهنگ تند و پرکشش ، اما در عین حال از حال و هوایی تراژیک برخوردار است. تراژدی آدمهایی که در این رهگذر تاریخی از دل مناسباتی سیاسی و اجتماعی بیرون آمدند، آدمهایی که متاثر از این شرایط هریک سرشت و سرنوشتی پیدا کردند. در رمان گود حکایت تکرار تاریخ را به عینه می توان دید، حکایت اینکه چطور رخدادهای سیاسی به شکافهایی تاثیر گذار بر سرنوشت مردمی گاه بسیار معمولی بدل می شود.

گود از رمانهای خواندنی این سالهاست، بخصوص که همچنان رمانهای حجیم در میان توده مخاطبان پرطرفدار است.

http://www.alef.ir/book
۱۸ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید