:  ۵۵۱۵۴۸۹۵
:  داستان ایران
:  ریحانه
:  نمایشنامه
   سیروس همتی
:   نیستان
:  رقعی
:  شومیز
:  ۱۳۶
:  ۸۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

نمایشنامه نویسی بدون درج موقعیت صحنه و یا مکان و زمان رخداد داستان، با وجود اینکه در قاموس نگارش این دست از متون، امری به ظاهر تازه و نوپدید به شمار می آید، اما تجربه ای است سراسر توأم با اندیشه و فکر که از سوی نویسندگان رفته رفته مورد توجه قرار گرفته است.

جدای از تجربه های محمد چرمشیر و یوریک کریم مسیحی در نوشتن چنین متونی، تجربه سیروس همتی از این نوع نگارش نمایشنامه نیز در قالب کتابی با اسم «ریحانه» گردآوری شده است.

متن های نمایشی مانند «ریحانه» از سویی به مخاطب این امکان را می دهد که بدون در نظر داشتن میزانسن رخداد یک اتفاق، تنها و تنها به آن رویداد و محتوایی که به واسطه کلام به وی القا می شود روبرو شود و از سوی دیگر به کارگردان تئاتر این امکان را می دهد که بدون در نظر گرفتن چنین مختصاتی، میزانسن اجرایی برای متن خود را به دلخواه خود و به اقتضاء اندیشه خود تعیین کرده و در معرض اجرا قرار دهد.

نمایشنامه ریحانه یک اثر نمایشی نیمه بلند در سه اپیزود است که با وجود اعلام نویسنده مبنی بر حضور چند آدم مشخص در آن، از حضور تعداد زیادی کاراکتر بهره می برد. تکنیک همتی برای نگارش این متن نمایشی، نخست استفاده از کلمات و عبارات کوتاه و دل بستن به تأثیرگذاری آنی عبارات کوتاه و نیز نحوه ارائه آن توسط بازیگر است و از سوی دیگر در دل همین عبارات با بهره گیری از بیان محاوره و نیز ساخت فضایی قابل درک از یک محیط زیستی ملموس برای مخاطب ایرانی و به نوعی استفاده از کلاسیسیسم اجتماعی در شکل دهی به داستان، توانسته بر قدرت تأثیرگذاری متن خود بی افزاید.

همتی داستان «ریحانه» را از یک اتفاق شروع می کند. حضور ریحانه در دمدمه های صبح در منزل جوانی تازه داماد و درخواست از او برای حضور در دادگاه و شهادتش برای تصاحب قطعه زمینی که از وی غصب شده است. در ادامه، حضور دادستان در نمایشنامه را شاهدیم که به دلیل نظر داشتن به زمین، مانع از پیشروی دادرسی و غصب زمین ریحانه شده است. نویسنده به ساده ترین شکل ممکن مخاطب این نمایشنامه را پیش روی آئینه ای قرار می دهد که می تواند خودش و بزنگاه های مختلفی از زندگی خود را پیش چشم او کشیده و از او بخواهد که در مقام همذات پنداری با داستان، خود را در جای هر یکی از شخصیت های داستانی قرار دهد.

ریحانه را باید در زمره آثار نمایشی دانست که به دور از تکلف های رایج در چنین متونی تنها به دنبال خلق حرف و اندیشه و فلسفه ای تازه برای زیست و زندگی، از طریق مواجه کردن آدمی با بزنگاه هایی است که در زندگی پیش روی او قرار می گیرد. این اثر را می توان داستانی دانست که در آن مخاطب در محکمه وجدان خود پیش روی نزاع حق و باطل نشسته و البته نویسنده نیز برای نمکین کردن متن خود تا جایی که توانسته از الفاظ و نیز فضاسازی های سنتی برای این مقصود بهره برده است. به علاوه نگاه نمادگرایانه و سمبلیک همتی برای بازسازی یک واقعه تاریخی، به ظرافت و هنرمندی در تار و پود این اثر پیچیده شده است.

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
هیچ چیز به اندازه‌ی نوشتن، مرا از نوشتن چیزی که از بیان آن عاجزم، سیرابم نمی‌کند. پس می‌نویسم چون از بیان خیلی چیزها عاجزم .

واقعا تفاوت زنان با مردان، از نگاه قوانین ما چقدر دست‌و‌پاگیر و تاحدودی پیش‌پاافتاده است. مهمترین دلیل نوشتار «ریحانه» همین دلایل و نظایر این‌هاست. و دلیل مهم دیگر، نشان‌دادن آدم‌هایی است که خود را ارزان به حکومت می‌فروشند که بی‌شک، امروزه به وفور دیده می‌شوند.

ریحانه، ... دیدن ادامه » دختری است که برای احقاق حق خود تلاش می‌کند... غافل از این که پشت پرده‌ی حکومت، قرار بر نرسیدن ریحانه به هدف محقّ خود است.

«کاش می شد سرنوشت از سر نوشت»: «یک‌سوم عمر ما در خواب می‌گذرد. در خواب چه می‌بینیم؟ چه می‌شنویم؟ چه می کنیم؟و چه‌های دیگر... چه ابهاماتی بر ما آشکار می‌شود؟ و ... » قهرمان نمایشنامه‌ی کاش می‌شد سرنوشت از سر نوشت،دختر شاه ختن است و هر شب در خواب خود، جوانی به خواب می‌بیند. در نهایت مقرر می‌شود که جوان را در عالم واقع ببیند ..که دیر می‌رسد...جوان کشته شده است.این نمایشنامه،نگاهی به نسخه گوشه‌ی تعزیه «دختر ختن» دارد. اساسا برداشت از تعزیه و تقویت بعد دراماتیک نسخه‌های تعزیه، تلاش برای امروزی‌کردن نسخه‌های تعزیه و زنده‌کردن آنها همیشه برایم دغدغه بوده و هست.

«قره‌نی» دغدغه‌های یک گروه موسیقی جهت اجرای کنسرت در خارج از کشور است.و در نهایت مشکلاتی که بر نوازنده قره‌نی بوجود می‌آید این خلاصه‌ی نمایش است. مطرح‌کردن مشکلات و معضلات یک گروه برای اجرا در خارج، دستمایه است برای مطرح‌کردن، عشق، سیاست و هنر که زیر لوای سیاست است. کی می‌شود که سیاست پای خود را از کفش هنر بیرون بکشد...خدا می‌داند بررسی اجمالی مشکلات یک نوازنده نابینا. بخش دیگری از دلایل نگارش اثر است.

محور و قهرمان هرسه نمایشنامه «زن» است. در هر سه نمایشنامه، زن محتوم به شکست است نه آنطور که نویسنده پایان آنها را رقم می‌زند بلکه آنطور که شرایط اجتماعی، قوانین و موقعیت‌ها رقم می‌زنند. هیچ کدام از این سه نمایشنامه، خاک صحنه را به خود ندیده‌اند... بی‌شک روی صحنه جلوه‌ای دگر خواهند یافت.

http://www.alef.ir/book
۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید