:  ۱۰۶۳۴۵
:  داستان ایران
:  به سپیدی یک رویا
:  داستان های فارسی قرن 14
:   نیستان
:  رقعی
:  ۱۳۹۴
:  ۱
:  ۱۴
:  ۲۱
:  نرم
:  ۱۷۶
:  ۱۲۵,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

«به سپیدی یک رویا» رمانی است مرتبط با حضرت معصومه(س) خواهر بزرگوار علی بن موسی الرضا(ع) به قلم فاطمه سلیمانی ازندریانی که از سوی انتشارات کتاب نیستان روانه بازار کتاب شده و نویسنده به خوبی توانسته از پس ژانری که در آن قلم زدن کار آسانی نیست بر بیاید.

به بهانه انتشار این رمان و در آستانه ایام ولادت حضرت معصومه(س) بخش هایی از گفته های نویسنده کتاب را درباره به سپیدی یک رویا با هم می خوانیم:

طبق علاقه ای که به تاریخ اسلام داشتم و دارم و همیشه هم این علاقه را عنوان کرده ام، این کار از طرف انتشارات کتاب نیستان به من پیشنهاد شد. ولی چگونه نوشتن و از کدام مقطع زندگی حضرت نوشتن به خودم واگذار شد و من به دلیل علاقه ویژه ای که به امام رضا(ع) دارم، بهانه ای پیدا کردم تا با نوشتن از زندگی خواهر بزرگوارشان، عرض ارادتی به حضرت داشته باشم. ضمن اینکه تا به حال هیچ رمان جدی در مورد حضرت فاطمه معصومه(س) نوشته نشده و این بکر بودن موضوع، جذابیت پرداختن به آن را افزایش می داد.

*****
خوشبختانه من خیلی زود با این کار ارتباط برقرار کردم. حتی قبل از شروع مطالعه جدی، هم راوی داستانم را انتخاب کردم، هم زمان شروع رمان را. ندیمه حضرت به عنوان شخصی که همیشه همراه ایشان بوده بهترین راوی برای این داستان بود که خوشبختانه در مطالعاتم به نام این خادم هم رسیدم. مهاجرت امام رضا(ع) به ایران هم نقطه عطفی در زندگی حضرت و خانواده ایشان بوده که به نظرم بهترین شروع بود.

*****
تمام اتفاقات اصلی و روایات کاملاً مستند هستند. حتی در بعضی موارد که اختلاف نظر وجود داشت، سعی کردم معتبرترین واقعه را روایت کنم. برای مثال روایات زیادی بود که حضرت معصومه(س) به همراه برادران و تعداد زیادی از نزدیکانشان به ایران سفر کرده اند و در ساوه توسط حاکم ساوه غافلگیر شده و اکثرافراد کاروان در جنگ متقابل به شهادت رسیده اند. در ادامه هم دو روایت وجود داشت. اول اینکه حضرت از شدت غم شهادت برادرانشان دچار بیماری شده اند و دوم اینکه ایشان را مسموم کرده اند، که با مطالعه متمرکز روی این بخش به این نتیجه رسیدم که جنگ ساوه و همینطور مسمومیت حضرت سندیت ندارد.

*****
در زمان نگارش رمان، تعمداً حتی از متون مشابه هم فاصله گرفتم تا حتی المقدور داستان یک اثر مستقل باشد و شباهت محسوسی به آثاری از این دست نداشته باشد. خصوصاً در مورد زبان روایت. اما بعد از اتمام نگارش اولیه، جناب سید مهدی شجاعی و جناب سید مجتبی حسینی، کتاب را مطالعه کردند و نکاتی را تذکر دادند. که اتفاقاً بعضی از این نکات تخطی های جزئی از خط قرمزها بود که باعث حذف چند صفحه از کتاب و اضافه شدن چند نکته به کتاب شد. اما خوشبختانه هر دو بزرگوار نثر و نحوه روایت کار را پسندیده بودند.

*****
حذف کردن آن چند صفحه سخت ترین و تلخ ترین اتفاقی بود که در حین نگارش این رمان اتفاق افتاد. چون برای جمله به جمله کتاب زحمت زیادی کشیده بودم. اما گاهی پیش می آید که باید یک چیزی را برای چیز بهتری فدا کنیم. با اینکه واقعاً ناراحت کننده بود، اما به لطف پروردگار بعد از انتشار کتاب، به این نتیجه رسیدم که حذف آن چند صفحه بهترین تصمیمی بود که گرفتم. چون در مقایسه با متن اولیه یکدستی و صمیمیت بیشتری دارد.

*****
تعداد کتاب های مستندی که در مورد حضرت معصومه(س) نوشته شده، بسیار زیاد است. اما بهتر است بگوئیم بیشتر کتاب سازی شده تا کتاب نویسی. تعداد زیادی کتاب با اسامی متفاوت اما متن کاملاً مشابه و اطلاعات بسیار بسیار اندک در مورد زندگی حضرت معصومه(س)، که این اندکی اطلاعات من را وادار به مطالعه گسترده تر کرد. مطالعه درباره نزدیکان حضرت، مطالعه درباره حضرت موسی بن جعفر(ع)، امام رضا(ع) و امام جواد(ع).

*****
مطالعه درباره این بزرگواران باعث کشف وجوه اشتراک زیادی شد که از همان ها در پیشبرد داستان استفاده کردم. البته فقط به زندگی این سه بزرگوار اکتفا نکردم. در مورد سایر امام زادگان، همسران این سه امام، جغرافیای مدینه و مسیر سفر حضرت هم مطالعاتی داشتم.

خبرهای وابسته

» ​رونمایی از دو رمان مذهبی در دهه کرامت

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
من آن بازرگانم که گوگرد پارسی خواهم بردن به چین، کاسه چینی به روم، دیبای رومی به هند، فولاد هندی به حلب، آبگینه حلبی به یمن و برد یمانی به پارس...

و آیا فرصت خواهم یافت؟ فرصت برای روی کاغذ آوردن آنچه که در ذهن دارم. تحریر عقاید و علایق‌ام به صورت داستان...

نوشتن ... دیدن ادامه » از جنگی که هنوز تبعاتش ادامه دارد و نوشتن از همین تبعات. یا دفاع از عدم تعارض مذهب و مدرنیته و پرداختن به فرازهایی از تاریخ اسلام. صرفا تاریخ اسلام و نه مثلا تاریخ ساسانیان یا قاجاریه...

تاریخ همیشه برای من شیرین بوده و کنکاش در تاریخ لذتی وصف ناپذیر داشته. اما علاقه‌ام به تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام علاقه‌ای مضاعف است و میل به کشف همه حقایق و واقعیت‌های مربوط به آن، سیری ناپذیر.

اما داستان عشق قدیمی‌تر من بود. عشقی که یک داستان نویس به داستان و ادبیات دارد، امری بدیهی و انکارناپذیر است. که همین علاقه به تاریخ و ادبیات باعث می‌شد که خواندن داستان‌های تاریخی لذت بیشتری داشته باشند. و همین لذت سبب شد تا خودم مشتاق نوشتن داستان یا داستان‌هایی باشم با محوریت تاریخ اسلام. این میل و اشتیاق همیشه و همه جا با من بوده و هست، ولی گمان نمی‌کردم به این زودی قلم به دست بگیرم برای نوشتن داستانی تاریخی. نوشتن از ماجرایی کمتر خوانده شده و کمتر دیده شده.

همه‌ی چیزی که درباره فاطمه معصومه(س) گفته و شنیده شده از چند جمله تجاوز نمی‌کند: تنها خواهر ابا و امی حضرت علی‌بن‌ موسی‌الرضا(ع) که بعد از هجرت برادر، برای دیدار او، راهی سفری نافرجام و بی‌بازگشت می‌شود.

قطعا نوشتن از این برهه با این اطلاعات اندک کار راحتی نیست ولی از لذت کنکاش و کشف هم نمی‌شود چشم پوشی کرد. نکته‌ای که مانند نخ تسبیح سبب به وجود آمدن خط سیر داستان شد، توجه به اشتراکات و جستجو در زندگی اطرافیان حضرت بود. هراتفاقی که برای خاندان حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) رخ می‌داده بی‌تأثیر در زندگی دخت ولی خدا نبود. هر رویدادی چه خوشایند و چه تأثربرانگیز. مانند اسارت پدر یا تولد برادرزاده یا عصیان برادران ناخلف.

اما اصل داستان، ماجرای دل کندن و جدا شدن از زادگاه است به امید وصال محبوب. و تنها، روایت سفر یک خواهر برای دیدار برادر نیست. سفری است به امر و دعوت امام و اطاعت محض و بی چون و چرای ماموم. به جان خریدن رنج هجرت و سفری پر فراز و نشیب. و همراهی مخاطب در تمام مسیر این سفر. منزل به منزل. از لحظه فراق برادر تا لحظه وصل به حضرت دوست....

مرحله بعد انتخاب راوی‌ای بود که داستان را دلنشین روایت کند. برای خود من شنیدن خاطره از کسی که در متن ماجرا بوده، بسیار شیرین‌تر است تا شنیدن قصه از یک قصه گو... سلطان، کنیز و خادم حضرت همراه و همدم لحظه به لحظه‌ی اوست. اوست که داستان را روایت می‌کند. و باید زنانه روایت کند. و اصلا این کار یک کار زنانه است. چون به جز شخصیت اصلی داستان و راوی که زن هستند، زنان دیگری نیز حضور دارند که نقش‌شان در پیشبرد داستان پررنگ است.

هرگز اهل زنانه نویسی نبودم و نیستم. البته زنانه نویسی با عرف امروز جامعه. زنانه نویسی یعنی نوشتن از عشق‌های محکوم به شکست، مادران رنج کشیده، دختران مورد تجاوز قرار گرفته، همسران خانه نشین و... اما هدف من از زنانگی، یعنی حجب و حیای معصومانه، مهر و محبت مادرانه و سرکشی‌های عصیانگرانه.

بیان حجب و حیای معصومانه و زندگی کریمانه، چیزی نبود که قرار باشد نویسنده بگوید، آنچه بود که بود. فقط تلاش من این بود که حق مطلب ادا شود. اما آنچه که نوشته شد وسع من بود و نتیجه همه‌ی تلاش من، نه ادای حق مطلب در مورد عالمه آل محمد(ص).

بعد از حجب و حیای معصومانه نوبت به مهر و محبت مادرانه می‌رسد. مهر و محبت مادرانه سلطان محبتی بود که در وجود همه زنها یافت می‌شود. همه زنها یک مادر درون خود دارند که در جایی بروز پیدا می‌کند. سلطان فرزند نداشت، اما از کودکیِ فاطمه معصومه(س)، همراه و همدم او بود و همه محبت مادرانه‌اش را خرج فاطمه می‌کرد. محبتی فروتنانه و مریدانه بود. ارادت خالصانه‌اش به فاطمه معصومه سبب شده بود که فاطمه(س) به او به چشم یک خادم نگاه نکند، بلکه او را محرم اسرار و همدم و همراه خود بداند.

اما زن فقط یک موجود لطیف نیست. زن روی دیگری هم دارد. روی دیگر این سکه سرکشی‌ها و عصیانگری‌های اسماء است. اسماء سرشار است از آرزوهای بلندپروازانه و سرخوشانه بدون توجه به شرایط و جایگاه اجتماعی‌اش به عنوان دختر و خواهر امام معصوم. اما باید توجه داشت که امیال اسماء به هیچ وجه شیطانی نیستند. او به وضع موجود معترض است. مطالبات اسماء خلاف شرع و عرف نیست. اما این مطالبات زمانی رنگ عصیان می‌گیرد که هیچ کدام از خواهران حداقل در زبان، به وضع موجود اعتراضی ندارند و حتی خواهر کوچکتر که قهرمان داستان ماست، این موقیعیت را نشانه سعادت می‌داند.

رودررو شدن اسماء و همه تلخ زبانی‌هایش با خواهری که فخر خاندان ولایت است، نشانگر نبرد خیر و شر نیست. نشان دادن معصومیت و زلالی بانویی است که روی همه‌ی امیال طبیعی خود سرپوش گذاشته و اندیشه‌اش هدفی والاتر و برتر از زندگی مادی و زمینی است.


http://www.alef.ir/book
۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید