:  ۱۵۱۵۱
:  داستان ایران
:  خورشید بر شانه راستشان میتابید
:  داستان های فارسی قرن 14
   جواد افهمی
:   هیلا
:  رقعي
:  ۱۳۹۰
:  ۱
:  ۱۴.۵
:  ۲۱
:  نرم
:  ۳۲۰
:  ۶۵,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
«خورشید بر شانه راستشان می تابید» عنوان رمانی از جواد افهمی است که حاصل زیست نویسنده در منطقه گرمسیری بلوچستان است.

اگر بخواهیم در یک خط داستان این کتاب را تعریف کنیم باید گفت که نویسنده می خواهد نشان دهد که فساد مالی و اخلاقی در خاندان سلطنتی پهلوی چه عواقبی حتی در دور افتاده ترین نقاط کشور داشته است.

اشرف ... دیدن ادامه » پهلوی خواهر محمدرضا پهلوی در پی زد و بندهای پنهانی که با قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر دارد، مورد سوء قصد آنها قرار می گیرد. این خط اصلی داستان است که راوی اصلی را از قلب اروپا به بلوچستان می کشاند و حوادثی را برایش به وجود می آورد.

نویسنده در این کتاب دو زاویه دید را برای روایت خود برگزیده است. زاوی اول شخص و سوم شخص دو راوی هستند که در متن حضور دارند و خواننده در فصول مختلف شاهد روایت از زاویه دید آنها است.

لحنی که نویسنده برای روایت داستان از آن بهره برده یک لحن روان است. لحنی که خواننده از آن خسته نشده و شوق به ادامه داستان را در وجودش دو چندان می کند.

نویسنده در این کتاب در کنار پرده برداشتن از گوشه ای از فساد موجود در خاندان سلطنتی به دغدغه های مردم بلوچ که در ناحیه گرم و مرطوب جنوب شرق ایران زندگی می کند نیز اشاره کرده است. دغدغه هایی همچون پایبندی به اصالت عشیره، دست و پنجه نرم کردن با ناسازگاری های طبیعت گرم و کویری بلوچستان، گشاده دستی در هنگام کمک به اهالی مصیبت زده، کینه ورزی و افراط و تفریط در این وادی که گاه منجر به دشمنی بین قبایل بلوچ و برادرکشی میان آنها می شود در متن «خورشید بر شانه راستشان می تابید» آمده است.

جریان سیال ذهن شکل خاصی از روایت داستان است که مشخصه های اصلی آن پرش های زمانی پی در پی، درهم ریختگی دستوری و نشانه گذاری و ... است. جریان سیال ذهن در این رمان بسیار چشمگیر است و در حالی که زمان کلی داستان مگر در پاره ای از بخش ها خطی است اما رفت و برگشت ها در موقعیت ها و به نوعی کات خوردن های سینمایی جذابیت متن را بیشتر کرده است.

این کتاب که در سومین دوره جشنواره داستان انقلاب مورد تقدیر قرار گرفته به راستی گونه ای مترقی از داستان انقلاب است و نویسنده با پرداختن به موضوعی بکر و دست نخورده و طرح نمودن دغدغه های مردمی که جبر تاریخی و جغرافیایی آنها را در محاق فراموشی قرار داده، نوعی از ادبیات انقلاب را به مخاطب عرضه کرده که شاید کمتر نمونه ای مشابه از آن را شاهد باشیم.

پرداختن به ظلمی که رژیم پهلوی بر ملت روا داشته بودند، در کنار ترسیم کردن فضای اجتماعی آن دروه در منطقه بلوچستان و مناسباتی که حاکم است، رمانی در طراز انقلاب اسلامی را به خواننده ارائه کرده است.

استفاده از لهجه ها و گویش بلوچی و پشتو در رمان یکی دیگر از نقاط قوت اثر است و خواننده با آن ارتباط برقرار می کند و از وجود آن خسته نمی شود.

با توجه به اینکه نویسنده نزدیک به 8 سال در آن مناطق زندگی کرده نسبت به رسوم، آداب و حتی جغرافیای منطقه ای که قصه در آن روی می دهد اطلاعات بسیاری دارد و همین مسئله به شکل گیری اثری باورپذیر برای خواننده کمک کرده است.

در مجموع اگر بخواهیم در مورد رمان «خورشید بر شانه راستشان می تابید» بنویسیم باید نوشت که این رمان اثری خواندنی و جذاب است که یقه خواننده را می گیرد و تا آن را به پایان نرساند وی را رها نخواهد کرد.

این رمان که جواد افهمی آن را نوشته از سوی انتشارات هیلا روانه بازار کتاب شده و می طلبد که چاپ های مجدد آن روانه بازار کتاب شود تا مخاطبان بیشتری با یک اثر پخته روبرو شوند.

https://bookroom.ir/news
۱۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید