:  ۱۴۳۱۵
:  داستان ایران
:  خاطره های پراکنده
:  داستان های فارسی قرن 14
   گلی ترقی
:   نیلوفر
:  رقعی
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۲۳۹
:  ۱۷۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:


خانه ی مادر بزرگ را فروخته اند و ساعت بزرگ دیواری در منزل یک از دایی هاست – آخرین دایی. گه گاه، در نیمه شبی بی خواب، تیک تاک موذی آن را در تهِ بالشم می شنوم و می دانم که «این ساعت بعد از ما هم خواهد بود» و از سماجت عقربه های چرخان آن دلم می گیرد. و بعد، نزدیک به روشنایی صبح عطری گوارا، مثل نفَسی سبُک و متبرّک در اتاقم می پیچد و نوازش دست همیشه مهربان گوهرتاج خانم را روی پیشانی ام حس می کنم و دلم باز پُر از ولوله های کودکی می شود. می دانم که در نوازش این دست آشنا حرفی قدیمی خفته است؛ حرفی ساده و سالم و سبکبار، مثل آواز بازیگوش پری ها فراسوی تیک تاک دلهره انگیزِ ساعت های جهان.»

دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
نوع نوشتن گلی ترقی خیلی خوب و روانه و شما دقیقا خاطرات گذشته(البته به سن خودم قد نمیده)براتون یاداوری میشه.من که کلا دوست داشتم تواون دوران زندگی میکردم پس برای من با همچین روحیه ای بسیار دوستداشتنی بود این کتاب.
۱۱ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
#هزار کتاب
تاریخ شروع 28 فروردین 1395
اتوبوس خط هفتاد،پیش از آن که به آن برسیم،راه می افتد.دختر کوچکم چند قدمی به دنبالش می دود و نرسیده به سر پیچ، ناامید می ایستد. صبر می کنیم تا اتوبوس بعدی.
۲۹ فروردين ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید