:  ۹۳۱۰۴
:  داستان ایران
:  دایره سرخ
:  داستان های فارسی قرن 14
   عبدالرحمان اونق
:   آموت
:  رقعی
:  ۱۴.۵
:  ۲۱.۵
:  نرم
:  ۴۱۶
:  ۲۲۵,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

دایره سرخ رمانی است با زمینه تاریخی که زندگی و درگیریهای ترکمن های قوم تکه در زمان سلطنت ناصرالدین شاه را به تصویر می کشد.

در معرفی این رمان می خوانیم:

«جبار یک چشم، راهزن بی رحم ترکمن در صدد جذب حاجی مراد، جوان جنگجوی شجاعی است که به خاطر کشته شدن پدرش بر خلاف خانِ ترکمن ها برای خودش سپاه درست کرده است اما ایل و تبار حاجی مراد با جبار یک چشم خصومت دیرینه دارند. در این بین حاجی مراد دلباخته ی جرن، تنها دختر جبار شده است. جبار از این فرصت استفاده می کند اما لشکر کشی سپاه خراسان و جنگ ناخواسته مسیر دیگری را پیش روی این دو جوان قرار می دهد که ...»

این رمان نیز مثل رمان های دیگر اونق پر از ماجرا و حوادث پیچیده ای است که خوانندگان را تا آخر قصه با خود همراه می کند.
عبدالرحمان اونق متولد 1339 در ترکمن صحرا از نویسندگان مطرح این سال هاست. بعضی از آثار منتشر شده او عبارتند از: قصه های ترکمن (مجموعه داستان)- سورتیک(مجموعه داستان)- در عمق شبهای تار (رمان نوجوان)- چوپان کوچک (رمان نوجوان)- راز خایر خوجه (رمان بزرگسال)- آوای صحرا (رمان بزرگسال)- حماسه گوراوغلی (رمانس)- سماجت (مجموعه داستان ترجمه از ترکمنستان). همچنین رمان رازخایر خوجه و آوای صحرا جایزه جشنواره معلم کشور را در سالهای 81 و83 دریافت کردند. به سفارش شبکه ی 2 از روی کتاب سورتیک فیلم تلویزیونی ساخته شد.

در بخشی از رمان «دایره سرخ» می خوانیم:

«هیچ کدام حال خوشی نداشتند و حاجی مراد بدتر از همه، از همان لحظه ای که فهمید اِسن به جای خود کس دیگری را به خیوه فرستاده حالش گرفته تر شد. از بابت جِرن اما نمی دانست خوشحال با شد یا ناراحت، با اینکه نگرانش بود اما تا می دیدش خوشی غریبانه ای که بعد از آشنایی با او پدید آمده بود درونش را به آشوب می کشید. با تمام این احوال ظاهرش را حفظ می کرد تا کسی متوجه آنچه که در دلش می گذرد نشود. اما تا تنها می شد فقط جِرن بود که جلو چشمش می آمد. با بهانه یا بی بهانه خودش را از دیگران جدا می کرد تا به او فکر کند. گاهی البته خودش را تشر می زد "تو چه ات شده حاجی مراد؟ یعنی عشق اینقدر قدرت داره که تو را از همه چیز و همه کس بیزار بکنه؟ نه، تو قوی تر از این حرفهایی...تو حاجی مرادی، تو که اینقدر ضعیف نبودی؟!"

نهیبی که بر خود می زد برای چند لحظه تاثیر می کرد. بعد چوب بر می داشت و اسم جِرن را روی خاک می نوشت، آنقدر که دستهایش خسته می شدند. بعد انگار که اسم مقدسی را نوشته باشد تا مدتها به آن خیره می ماند و اگر کسی سراغش نمی آمد پاکشان نمی کرد. طوری که گاهی از دست کسی که مزاحم خلوتش شده عصبانی می شد. هرچند بعد عذر خواهی می کرد اما این دلیل نمی شد که دوستانش نگران او نباشند.

سواران اما در سکوت و خفا، پشت تپه های بلندی که آنها را ازقشون جدا می کرد اطراق کرده بودند...»


دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
باسمه تعالی
نگاهی کوتاه به رمان دایره سرخ
رمان با ملاقات سرهنگ علی نقی خان،فرستاده ی حمزه میرزا ، و جبار یک چشم در یک ظهر داغ دومین ماه بهار آغاز می شود.ملاقات،حول محورگیرانداختن جوانکی به اسم حاجی مراد – که موی دماغ دسته های نظامی شده بود- می چرخد و...
دایره ... دیدن ادامه » سرخ،رمانی است با کاراکترهای مختلف و در عین حال، سلائق متفاوت.این تفاوت سلیقه ها چه در میان صحرانشینان(جبار یک چشم و تویلی خان)و چه میان حمزه میرزا و سرهنگ های لشکر،بخصوص سرهنگ جباری، تضادهای زندگی این شخصیت ها و برخورد میان ان ها را به نمایش می گذارد.
بُن مایه ی این کشمکش ها میان دو شخصیت اصلی حاجی مراد و جبار یک چشم پایه ریزی شده است که کشمکش های دیگر که اغلب ذهنی می باشند:
کشمکش میان جبار یک چشم و تویلی خان،سرهنگ جباری و حمزه میرزا،و حتی واگویه های درونی حاجی مراد پس از گرفتارشدن در دام عشق جرن، بُنیاد حوادث داستان را می ریزند.
خواننده در این داستان،از طریق اعمال و رفتار و گفتگوهای شخصیت ها با خُلق و خوی آن ها آشنا می شود.یک نویسنده می تواند به چند شکل مختلف شخصیت های داستان خود را به خواننده معرفی کند.اول این که مانند یک دانای کُل از بالا بر داستان تسلط داشته و به صورت مستقیم به شرح و تحلیل
اعمال و رفتار و افکار شخصیت ها بپردازد.مانند معرفی شخصیت ها در رمان کلیدر توسط شخص نویسنده. دیگر این که شخصیت ها از طریق رفتار و گفتار در طول داستان،خود را به خواننده معرفی نمایند. ما، در دایره سرخ،بیشتر از طریق همین رفتار و گفتار پی به ویژگی های اشخاص می بریم.
به عنوان مثال وقتی در فصل آغازین رمان، جبار یک چشم وارد می شود: " ناس دهانش را به طرفی تُف کرد،سپس در حالی که با کف دستش باقی مانده ی ناس دور لب هایش را پاک می کرد،جواب داد: که چی؟" مضافا این که خود عنوان جبار یک چشم می تواند گویای خیلی از مسایل باشد.
جبار یک چشم را می توانیم شخصیتی پویا در نظر بگیریم که از یک شخصیت منفی و کسی که فقط به فکر منافع خود می باشد، هرچند نه عمیق، ولی در سطحی قابل قبول تغییر کرده و سرانجام حاضر می شود دختر خود،جرن، را به عقد حاجی مراد درآورد.ولی بیشتر شخصیت ها مثل: حاجی مراد،تویلی خان،سرهنگ جباری و اسن دارای شخصیتی ایستا می باشند که حوادث داستان در ایشان، یا تاثیری نمی گذارند و یا اگر می گذارند،خیلی کم. ضمنا حمزه میرزا را هم می توانیم جزو شخصیت های پویا در نظر بگیریم که سرانجام دست از لجاجت برمی دارد و به توانایی های سرهنگ جباری اقرار می کند.
گفت و گوهای میان شخصیت ها هم یکی از نکات مهم می باشد که بخش عظیمی از داستان ها را به خود اختصاص می دهند.حتی در داستانی مثل دایره سرخ که پر از جنگ و گریز می باشد،باز گفت و گو بر جنگ و تحرک و هیجان می چربد.گفت و گو می تواند یکی از موارد مهم موفقیت یاعدم موفقیت یک داستان باشد که پرحرفی های بی هدف،شاید باعث دل زدگی خواننده شود مگر این که نویسنده ورای این پرحرفی ها هدفی داشته باشد. و این به مهارت وی بستگی دارد که در این رمان،به نظر، نویسنده توانسته است گفت و گوها را مدیریت کرده و به سرمنزل مقصود برساند. و اما مکان در داستان هم یکی از کاراکترهای مهم و موثر می باشد.این مکان می تواند یک اتاق یا یک منزل باشد یا مثل بستر رمان دایره سرخ، صحرایی وسیع. در هر صورت شکی نیست که پرداخت عالی یک مکان،به مهارت نویسنده بستگی دارد.در این صورت،آن مکانه در اذهان خوانندگان به نام آن نویسنده ثبت می شود. مثل نیویورک برای پُل اُستر،استانبول برای اورهان پاموک،پاریس برای پاتریک مودیانو و دوبلین برای جیمز جویس.
بستری که دایره سرخ در آن اتفاق می افتد،بین مرو و سرخس و آخال،در کناره های رود مرغاب(ص347 رمان) می باشد.این صحرای وسیع به نویسنده این امکان را می دهد که فارغ البال،قلم را مانند اسبان تیزتک به جولان درآورد و از این وسعت و وجود تپه ماهورها،قلعه ها،کانال ها و...
به نفع داستان سود بَرَد.روایت داستان به گونه ای است که می توان با توجه به توصیفات ، مکان مورد نظر را در ذهن خود تجسم نمود و از خوانش آن لذت بُرد.
سخن آخر،هنجارگریزی برخی کلمات و اصطلاحات در این رمان می باشد.یعنی در نوعی هنجارگریزی، کلمات و اصطلاحات قدیمی را در عبارات امروزین،به کار می برند.مخصوصا در شعر های نیما و اخوان این مورد را می توان مشاهده کرد.ولی این که کلمات و اصطلاحات رایج در زبان امروز را ببریم و در زبان شخصیت های تاریخی قرار دهیم؛ یعنی شخصیت های کتاب که در زمان قاجار می زیستند، بیایند و از اصطلاحات امروزین استفاده
کنند، شاید این کار، مقداری نازیبا نماید.

۱۵ شهريور ۱۳۹۴
مشتاق حسین ، Emile آژار و سبحان معصومی این را خواندند
نیما معصومی و فاطمه حبیبی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جبار یک چشم، راهزن بی‌رحم در صدد جذب حاجی مراد، جوان جنگجوی شجاعی است که به خاطر کشته شدن پدرش بر خلاف خانِ ترکمن‌ها برای خودش سپاه درست کرده است اما ایل و تبار حاجی مراد با جبار یک چشم خصومت دیرینه دارند. در این بین حاجی مراد دلباخته‌ی جرن، تنها دختر جبار شده است. جبار از این فرصت استفاده می‌کند اما لشکرکشی سپاه خراسان و جنگ ناخواسته مسیر دیگری را پیش روی این دو جوان قرار می‌دهد که ...
"دایره سرخ" رمانی است با زمینه‌ی تاریخی، زندگی و درگیری‌های ترکمن‌های قوم تکه در زمان سلطنت ناصرالدین شاه را به تصویر می‌کشد.
این رمان نیز مثل رمان‌های دیگر اونق ، پر از ماجرا و حوادث پیچیده‌ای است که خوانندگان را تا آخر قصه با خود همراه می‌کند.
عبدالرحمان ... دیدن ادامه » اونق متولد 1339 در ترکمن صحرا از نویسندگان مطرح این سال‌هاست. بعضی از آثار منتشر شده او عبارتند از: قصه‌های ترکمن (مجموعه داستان)- سورتیک(مجموعه داستان)- در عمق شبهای تار (رمان نوجوان)- چوپان کوچک (رمان نوجوان)- راز خایر خوجه (رمان بزرگسال)- آوای صحرا (رمان بزرگسال)- حماسه ی گوراوغلی (رمانس)- سماجت (مجموعه داستان ترجمه از ترکمنستان). رمان رازخایر خوجه و آوای صحرا جایزه‌ی جشنواره ی معلم کشور را در سال‌های 81 و 83 دریافت کردند. به سفارش شبکه‌ی 2 از روی کتاب سورتیک فیلم تلویزیونی ساخته شد. خواندن این رمان را به هموطنان عزیز توصیه می کنم.
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید