اضافه به لیست علاقمندی ها در حال حاضر این کالا موجود نیست
:  ۲۸۹۳۱
:  فلسفه
:  مارکسیسم و فلسفه
:  ماترسیالیسم دیالکتیک
   کارل کرش
   حمید وارسته
:   دات
:  رقعي
:  ۱۴.۴
:  ۲۱.۴
:  نرم
:  ۱۹۸
:  ۱۰۰,۰۰۰ ریال



دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سردرد حاصل از لغات انقلابی جناح چپ و شعارهای و تزهای انقلابی
این بعد روانی خوندن این مقالات برای من بود
حقیقتا مسائل مهمی آشکار میشن در متن فقط حوصله خواننده باید زیاد باشه
به نظر کومبروویچ سال 1970 درست کفت که به زودی همه از مارکسیسم رو گردان میشن بعد از خوندن کتاب کرش به حرف گومبرویچ رسیدم
۲۱ مرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مارکسیسم جریان فکری بسیار بزرگی است که شاخه های متنوعی دارد. از میان مهمترین انواع مارکسیسم می توان این موارد را برشمرد: مارکسیسم سنتی یا ارتدکس، مارکسیسم انقلابی، مارکسیسم روسی، مارکسیسم فلسفی، مارکسیسم اگزیستانسیالیست، مارکسیسم انتقادی و مارکسیسم ساختارگرا. هر کدام از این انواع بخاطر علل و دلایلی مطرح شده اند که صاحب نظران در جای خود به طور مفصل به آنها پرداخته اند. اما در یک کلام می توان چنین گفت که هر کدام از آنها در پی اصلاح و تکمیل و به روزسازی اندیشه های کارل مارکس بوجود آمد؛ به ویژه به دلیل آنکه این جریان فکری در جهان به قدرت رسید اما با آنچه در مورد آن پیش بینی میشد، فاصله بسیاری پیدا کرد. به قدرت رسیدن مارکسیسم در شوروی، عملکرد و نتایج فاجعه بار آن در آنجا بسیاری از مارکسیست ها را وادار به تامل جدی در مورد سرشت مارکسیسم کرد. مسئله محوری این بود که براستی کجای کار مارکسیسم ایراد دارد که چنین نتیجه وحشتناکی به بار آمده است؟ آیا این مطلب ریشه در سرشت خود مارکسیسم دارد یا اینکه ناشی از نوعی سوءبرداشت یا حتی بدفهمی از اندیشه های کارل مارکس است؟ روشن است که طرفداران مارکسیسم از مورد دوم پشتیبانی می کنند. مارکسیسم فلسفی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این جریان بزرگ، متفکران بسیار بزرگی را پرورش داد که همگی از نظریه پردازان برجسته قرن بیستم بودند. آنها در این نظریه کلی مشترک بودند که ریشه مشکل را در غفلت و عدم فهم سویه های فلسفی مارکسیسم می دانستند؛ هر چند هر کدام تقریر متفاوتی از آن ارائه می کرد.

یکی از برجسته ترین فیلسوفان مارکسیست، کارل کرش (۱۸۸۶-۱۹۶۱) مارکسیست نامدار آلمانی است. او منتقد مارکسیسم سنتی بود و آراء و اندیشه های آن را نادرست و ناکارآمد می دانست. کتاب مارکسیسم و فلسفه در واقع مجموعه مقالات او در این زمینه است. این مقالات در بازه زمانی دهه بیست قرن بیستم منتشر میشد تا اینکه در سال ۱۹۳۰ یکجا گردآوری و منتشر گشت. پنچ عنوان آنها به ترتیبی که در کتاب آمده به این صورت است: مارکسیسم و فلسفه، موقعیت کنونی مسئله "فلسفه و مارکسیسم"، دیدگاه برداشت ماتریالیستی از تاریخ، دیالکتیک مارکس و درباره دیالکتیک ماتریالیستی. کرش در این اثر خود استدلال می کند که مارکسیست های سنتی رابطه عمیق میان ایده آلیسم دیالکتیکی هگل و ماتریالیسم دیالکتیکی مارکس را درست درک نکرده اند. به همین دلیل باید ارتباط میان مارکسیسم و فلسفه هگل را دوباره مورد بازنگری جدی قرار داد. این اثر به قدری انتقادی بود که خشم و خصومت مارکسیست های سنتی را نسبت به کارل کرش برانگیخت.

علاوه ... دیدن ادامه » بر پنج مقاله یادشده، مقدمه روشنگر و مفیدی از فرد هالیدی در معرفی کارل کرش و اندیشه های او نیز در ابتدای کتاب وجود دارد. این اثر علی رغم اختصار و قدمتی که دارد همچنان یکی از آثار برجسته در مارکسیسم فلسفی است و علاقمندان به رابطه مارکسیسم و فلسفه همچنان می توانند از آن نکات قابل توجهی را بیاموزند.

http://www.alef.ir/book
۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید